چگونگی تقابل روسیه و چین با آمریکا در اوراسیا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه روابط‌بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبائی

2 کارشناسی ارشد رشته روابط‌ بین‌الملل دانشگاه اصفهان

چکیده

به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان روابط‌بین الملل، قرن بیست و یکم را باید قرن اوراسیا دانست که تسلط بحری و بری بر آن می­تواند آینده چینش قدرت در ساختار نظام بین‌الملل را تغییر دهد. ضرورت برخورداری از موقعیت سوق الجیشی بکر و وجود منابع مادی فراوان برای تبدیل شدن هر کشوری به یک قدرت جهانی باعث گردیده است تا بسیاری از کشورها با هر میزان قدرت در پی افزایش چیرگی و نفوذ خود در این منطقه باشند. ایالات متحده آمریکا از جمله این کشورها است که می­کوشد تحکم همه جانبه خود را در این منطقه افزایش دهد. آمریکا با تکیه بر اصول "توسعه طلبی" و "مداخله‌گرایی" این اجازه را به خود داده است تا در منطقه­ای حضور یابد که هزاران کیلومتر دورتر از خاک آن است. اما از منظر استراتژیست­های آمریکایی دو کشور چین و روسیه به‌عنوان دو ابرچالش جهانی می­توانند با ایجاد یک اتحاد استراتژیک ضد هژمونی آمریکا، مانع تحقق نظم جهانی مورد نظر این کشور شوند. این دو قدرت در دو دهه اخیر توانمندی­های خود را در منطقه اوراسیا در راستا ایجاد اتحاد استراتژیک، شکل دهی به نظم موازنه ­محور و جلوگیری از مداخله قدرت خارجی در امور این منطقه به کار گرفته­اند. اما این اتحاد به­رغم نگاه مشترک هر دو طرف در حوزه نظری، درباره هژمونی آمریکا در حوزه عمل تاکنون محقق نشده­است. شرایط پیش‌گفته این پرسش را به وجود می­آورد که چرا با وجود شکل­گیری هدف مشترک (مقابله با هژمون) میان روسیه و چین در عرصه عمل اتحاد ضد هژمونیک میان دو کشور شکل نگرفته است؟ در واقع چه محدودیت­ها و ملاحظاتی مانع تحقق عملی ایجاد اتحاد ضد هژمون دو کشور در اوراسیا گردیده است؟ به منظور پاسخ به پرسش­های یاد شده این فرضیه مطرح می­شود که مسائلی چون تفاوت نگاه تاریخی روسیه و چین به منطقه، ماهیت روابط دوجانبه آنان با آمریکا و پیشینه متفاوت روابط با آن، اولویت­های متفاوت منافع ملی در کنار تفاوت جایگاه قدرت هر دو بازیگر از جمله دلایل عدم تحقق عملی نظریه اتحاد ضد هژمون می­باشد. 

کلیدواژه‌ها