نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

جمعیت ارامنه پراکنده در سراسر جهان به‏ جهت حفظ ریشه‏ های هویتی و تداوم پیوند با وطن و تعلق‏ خاطر به سرزمین اجدادی خود به‏ عنوان یک نمونه بارز دیاسپورا در مقیاس جهانی در نظر گرفته می‌شوند. دیاسپورا به ‏مثابه یک بازیگر سیاسی ممکن است از نفوذ بالایی بر میهن خود برخوردار باشد که میزان آن برپایه توازن قدرت میان وطن و دیاسپورا سنجیده می‏ شود. هدف اصلی مقاله حاضر، ارزیابی تأثیر موازنه حکومت-دیاسپورا از زمان استقلال ارمنستان در سپتامبر 1991 تا سال 2018 (تغییر نظام ریاستی به پارلمانی) بر توانایی ‏های درونی و بیرونی دولت ارمنستان است. بنابراین، پرسش اصلی مقاله این گونه مطرح شده است که «موازنه میان حکومت و دیاسپورای ارمنی از زمان استقلال تا سال 2018 چه تأثیری بر توانایی‏ های درونی و بیرونی دولت ارمنستان داشته است؟» فرضیه مقاله که یافته‏ های پژوهش نیز بر درستی آن گواهی می‏ دهند این است که «رابطه نامتوازن دیاسپورای قدرتمند ارمنی و حکومت‏ های نیازمند حمایت در جمهوری ارمنستان، تأثیر دوگانه‏ ای بر توانمندی‏ های ایروان داشته به‏ گونه ‏ای که دولت ارمنستان ضمن بهره ‏مندی از مزایای اقتصادی و قدرت لابی‏ گری با چالش اقتدار ملی و استقلال عمل در سیاست خارجی مواجه شده است». در این مقاله از روش‌شناسی ردیابی فرایند برای ارزیابی رابطه میان دولت ارمنستان و دیاسپورای ارمنی استفاد شده است. چارچوب نظری حاکم بر تجزیه ‏و تحلیل یافته‏ های مقاله، تقریر رابرت کیوهن و جوزف نای از فراملی‏ گرایی است که بر اهمیت کنشگران غیردولتی در سیاست جهانی تأکید دارد.

کلیدواژه‌ها