تحلیل مناقشه دنباس از منظر حقوق بین ‏‏الملل

نویسنده

استادیار بخش حقوق، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران.

چکیده

شکل ‏گیری جنبش یورو میدان از سوی هواداران اروپا و دگردیسی آن به انقلاب 2014 اوکراین بلافاصله با اعتراض‏ های ضدمیدان هواداران روسیه در شرق اوکراین پاسخ داده‏ شد که در ادامه به‏ سوی خواسته ‏های جدایی ‏طلبانه، بروز مناقشه مسلحانه دنباس و در نهایت اعلام استقلال جمهوری‏ های خودخوانده دونتسک و لوهانسک سوق ‏یافت. در واقع این بحران علاوه بر تحریک احساسات و پویایی‏ های چهار مناقشه سرزمینی منجمد پیشین در فضای پساشوروی شامل ناگورنو-قره‏باغ، جمهوری اوستیای جنوبی، آبخازیا و ترانس‌نیستریا، مورد جدیدی را بر آنها افزود. هدف مقاله حاضر، تبیین و ارزیابی مناقشه دنباس از منظر حقوق بین ‏الملل است و این پرسش مطرح شده ‏است که «موضع رژیم حقوقی بین ‏المللی در قبال مشروعیت اعلام استقلال جمهوری‏ های دونتسک و لوهانسک و قانونی‏بودن شناسایی آنها از سوی دولت‏ ها چیست؟» فرضیه به ‏آزمون گذاشته ‏شده این است که «اعلام استقلال این دو جمهوری به ‏دلیل عدم احراز ناحقی حکومت اوکراین، فقدان شرایط توسل به حق تعیین سرنوشت چاره‏ جویانه، نقض اصول متعدد حقوق بین ‏الملل و عدم برخورداری از معیارهای دولت‏ بودگی فاقد مشروعیت است و چون به‏ مثابه موجودیت‏ های تروریستی در حوزه صلاحیت و اقتدار دولت اوکراین قراردارند، شناسایی آنها مداخله در امور داخلی این کشور و غیرقانونی بوده و مسئولیت بین ‏المللی به‏ دنبال خواهدداشت». تا به امروز نیز فهم حقوقی غیرقانونی‏ بودن شناسایی این دو جمهوری دست‏کم در حالت دوژور با عملکرد سیاسی دولت ‏ها در انطباق قرار داشته ‏است و این دو موجودیت از سوی هیچ دولت مستقل حاکمی به ‏رسمیت شناخته ‏نشده ‏اند. این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و در فرایند آزمون این فرضیه از روش‏شناسی استنتاجی استفاده شده ‏است. پایه ‏های نظری این مطالعه را مفهوم ‏سازی مناقشه ‏های منجمد و معیارسنجی مشروعیت اعلام استقلال دولت‏های جداشده طی مناقشه ‏های منجمد تشکیل‏ می ‏دهد.

کلیدواژه‌ها