نویسنده = پریسا شاه محمدی
تعداد مقالات: 5
هژمونی، ژئوپلیتیک و مناسبات چین - آمریکا

هژمونی، ژئوپلیتیک و مناسبات چین - آمریکا

دوره 25، شماره 105، بهار 1398، صفحه 133-160

جهانگیر کرمی، پریسا شاه محمدی

چکیده برخی واقعیت ­ها، داده ­ها و ادعاهای مطرح شده از سوی صاحب­ نظران سیاست بین‌الملل نشان می­ دهد که چین در مسیر قدرتمندی و در پی آن، هژمونی قرار گرفته و خیزش این دولت، چه مسالمت ­­آمیز و چه چالش­ ­زا، یکی از موضوعات کلیدی سیاست بین­ الملل آینده خواهد بود. اما مسأله اساسی آن است که چین در این مسیر با چه فرصت­ ها و موانعی روبه‌رو بوده و به ویژه عنصر ژئوپلیتیک با توجه به محیط راهبردی آن چه تأثیری بر آینده چین دارد. در چارچوب این مساله مهم، پرسش آن است که عنصر ژئوپلیتیک چه تأثیری بر هژمونی چین در آینده دارد؟ با نگاهی به ادبیات نظری و نیز تجربیات جهانی گذشته می ­توان دریافت که عامل ژئوپلیتیک یکی از عوامل مهم فرصت ­دهنده و محدودکننده هژمونی است و در مورد چین می ­تواند به شدت هم مشکل‌ساز و یا گشایش ­گر شود. نگارندگان این ایده را مطرح می ­کنند که «نقش ­آفرینی دو بازیگر رقیب، یعنی آمریکا و چین در بازتعریف و برساختن ژئوپلیتیک نقشی اساسی دارد و این دو کنشگر آن را نه یک عامل سخت جبری، بلکه به عنوان عنصری وابسته به ایده ­سازی در یک فضای بین­ الاذهانی می ­نگرند و اگرچه آمریکا و غرب به طور کلی از جایگاه مؤثرتری در حال حاضر برای تحقق این امر برخوردارند، اما چین نیز در این خصوص دست بسته نیست و نخواهد بود». 

چالش های سیاسی و امنیتی راهبرد چین برای جمهوری اسلامی ایران

چالش های سیاسی و امنیتی راهبرد چین برای جمهوری اسلامی ایران

دوره 23، شماره 100، زمستان 1396، صفحه 119-146

پریسا شاه محمدی

چکیده ابتکار کمربند راه که به عنوان راهبرد بزرگ چین در عرصه سیاست خارجی در سال 2013 توسط شی‌ جین­ پینگ، رئیس جمهور چین پیشنهاد شد اکنون به عنوان طلایه­ دار سیاست خارجی این کشور مطرح است و به دلیل درگیر ساختن کشورهای متعدد در منطقه به یک موضوع فراگیر منطقه­ ای تبدیل شده و کنشگرهای مطرح در این ابتکار، خط­ مشی­ های لازم را برای حداکثر بهره ­مندی و به حداقل رساندن چالش­های ناشی از آن در سیاست خارجی خود مورد توجه قرار داده­ اند. در این مقاله سعی شده است که چالش ­های این راهبرد کلان برای جمهوری اسلامی ایران تبیین گردد. نگارنده در مقاله حاضر به طرح این پرسش می­ پردازد که چالش­ های ابتکار کمربند - راه برای ایران چگونه ارزیابی می­ شوند؟ چالش­های ابتکار کمربند راه برای ایران در این نوشتار از دو منظر 1) کم توجهی به ظرفیت­ های داخلی ایران (به عنوان مؤلفه­ های کاهنده تأثیرگذاری)؛ و 2) تهدیدهای خارجی (به عنوان مؤلفه­ های تأثیرگذار بر ایران) مورد توجه قرار گرفته ­اند. مقاله پیش رو بر پایه این فرضیه استوار است که به‌رغم آنکه چین همواره رونق و همگراییاقتصادی راتنها هدف ابتکارکمربند راه اعلام کرده است، رویکرد این کشور در عرصه عمل پیامدهای سیاسی و امنیتی را به همراه خواهد داشت. نظریه نوواقع ­گرایی به عنوان چارچوب نظری این مقاله مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.
 

ابتکار کمربند – راه: قوام نظریه هارت‌لند

ابتکار کمربند – راه: قوام نظریه هارت‌لند

دوره 22، شماره 96، زمستان 1395، صفحه 163-188

عنایت اله یزدانی، علی امیدی، پریسا شاه محمدی

چکیده منطقه اوراسیا که در نظریه هارت‌ لند به عنوان قلب سیاست جهان معرفی شده است، امروزه در پرتو ابتکار «کمربند راه» که از سوی چین ارائه شده با تحولات گسترده و متنوعی مواجه است که می‌تواند بر اهمیت آن منطقه بیافزاید. نظریه  «هارت‌ لند» که از آن با عنوان «فلسفه مک‌ کیندر» نیز یاد می‌شود،یک نقطه مرکزی را در قلب زمین مشخص کرده است که رودخانه‌ های ولگا، ینی ‌سی، آمودریا و سیردریا و دو دریاچه خزر و آرال را در خود جای داده است. «مک‌ کیندر» در نظریه خود منطقه اوراسیا را به لحاظ راهبردی پرامتیازترین منطقه جغرافیایی دانسته و آن را قلب سیاست جهان معرفی می‌کند. به باور وی «هارت‌ لند» محور جغرافیایی تاریخ در تمام دوران خواهد بود، اما نظریه‌ های رقیب و همچنین برخی انتقادهای ارائه شده علیه آن، دو موضوع صحت و پایداری این نظریه را با تردید مواجه ساخته بود.
نگارندگان به منظور پاسخگویی به این سوال که «ابتکار کمربند -راه» چگونه می ‌تواند منطقه آسیای مرکزی را به عنوان «هارت‌ لند» مورد توجه مجدد قرار دهد این فرضیه را تبیین می‌ نمایند که ابتکار یادشده سرشت بالقوه نظریه هارت ‌لند را دیگر بار مورد توجه قرار خواهد داد. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی تحلیلی است.

بررسی وجوه مثبت و لزوم پویایی ایران در ابتکار کمربند اقتصادی از منظر مکتب کپنهاگ

بررسی وجوه مثبت و لزوم پویایی ایران در ابتکار کمربند اقتصادی از منظر مکتب کپنهاگ

دوره 20، شماره 88، زمستان 1393، صفحه 141-166

عنایت اله یزدانی، پریسا شاه محمدی

چکیده امروزه آسیا به عنوان یک قاره پهناور با تحولات جدیدی روبهرو است. چندی است که بازیگران منطقه‌ ای و فرامنطقه ‌ای در راستای تأمین اهداف خود در مناطق مختلف این قاره پهناور، طرح‌ های جدیدی را ارائه داده ‌اند. طرح‌ جاده ابریشم آمریکا، سیاست چرخش به آسیا و ارائه طرح‌های معماری امنیتی جدید برای آسیا از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا، طرح ‌های اخیر بازیگران فرامنطقه ‌ای در آسیا و طرح جاده ابریشم چین و طرح معماری امنیتی جدید آسیا از طرح‌ های درون‌ قاره‌ ای برای آسیا می‌ باشند.
مقاله حاضر به بررسی دو گونه متفاوت از طرح جاده ابریشم جدید یعنی گونه فرامنطقهای (مورد پیشنهاد آمریکا) و گونه درون منطقه‌ ای (مورد پیشنهاد چین) می‌ پردازد و ضمن تشریح ویژگی ‌های هر یک از این دو و مقایسه آنها با یکدیگر، منافع جمهوری اسلامی ایران را در این طرح ‌ها، مورد بررسی و مداقه قرار می‌دهد و می‌کوشد به این سوال‌ اصلی پاسخ دهد که کدام طرح جاده ابریشم جدید در راستای منافع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. این مقاله همچنین به این سوال فرعی خواهد پرداخت که جایگاه ایران در کمربند اقتصادی جاده ابریشم چگونه تعریف شده است. فرضیه این نوشتار آن است که طرح کمربند اقتصادی جاده ابریشم چین (در هر دو گونه خشکی - دریایی) به علت ملحوظ داشتن نقش اساسی و محوری ایران می‌تواند تأمین کننده منافع ژئواستراتژیک، اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در منطقه باشد. از این رو، این نوشتار در پایان به این دستاورد منتج خواهد شد که میزان پویایی جمهوری اسلامی ایران در پیوستن به کمربند اقتصادی جاده ابریشم، جایگاه این کشور را در طرح مزبور تعریف خواهد نمود. نوشتار حاضر بر اساس مکتب کپنهاگ به تبیین موارد مطرح شده خواهد پرداخت.

‌تأثیر امنیت بر راهبرد اقتصادی چین در آسیای مرکزی

‌تأثیر امنیت بر راهبرد اقتصادی چین در آسیای مرکزی

دوره 19، شماره 83، پاییز 1392، صفحه 53-79

محمدحسن خانی، پریسا شاه محمدی، محمدجواد سلطانی

چکیده اولویت‌های امنیتی یک کشور تنها متأثر از شرایط داخلی آن نیست، بلکه افزون بر شرایط داخلی، گاه شرایط منطقه‌ای نیز در تعیین این اولویت‌ها عامل تعیین‌کننده‌ای به شمار می‌رود. تأثیر شرایط منطقه‌ای به ویژه زمانی است که کشور مورد مطالعه از یک اقتصاد رو به رشد برخوردار باشد. منطقه آسیای مرکزی پس از کسب استقلال حاصل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، چنین تأثیری را بر اولویت‌های امنیتی چین رقم زد. چین در آسیای مرکزی به عنوان یک قدرت نوظهور جهانی به شمار می‌رود. این مسأله نه صرفاً از بعد اقتصادی، بلکه همچنین از حیث سیاسی و امنیتی نیز است.  پکن از دهه 90 میلادی نگاه امنیتی را برای توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی دنبال کرده است تا زمینه برای ورود دیگر عناصر همگراکننده نیز فراهم شود. به نظر می‌رسد، چین با این رویکرد می‌تواند هم به آسیای مرکزی به عنوان هدف و هم به عنوان وسیله دستیابی به اهداف دیگر استفاده کند. مقاله حاضر بر این فرضیه تأکید دارد که چین در روابط و تعامل نوین با منطقه آسیای مرکزی امنیت موسُع را در پیش گرفته است و منافع اقتصادی خود را در اولویت قرار داده است. بر این اساس، مقاله پیش‌رو در صدد تبیین این مطلب است که چین، چرا و چگونه راهبرد اقتصادی امنیت محور را در آسیای مرکزی دنبال می‌کند؟