نویسنده = سمیه قنبری
تعداد مقالات: 5
بازدارندگی سایبری روسیه از منظر اروپا

بازدارندگی سایبری روسیه از منظر اروپا

دوره 26، شماره 111، پاییز 1399، صفحه 117-156

سمیه قنبری، حسین خانی

چکیده مقاله حاضر در تلاش برای علت‏یابی به‏کارگیری ظرفیت‏های فضای مجازی از سوی مسکو برای دفاع سایبری در برابر حملات غرب به‏دنبال پاسخی مناسب برای این دو پرسش ‏برآمده‏است که «دلیل اصلی روسیه ‏برای توسل به سلاح سایبری علیه اهداف غربی چیست؟» و «نبرد سایبری روسیه در برابر غرب ‏از چه ویژگی‏هایی برخوردار است و به چه شیوه‏ای دنبال می‏شود؟» این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و در دسته پژوهش‏های پس‏رویدادی علی قرار می‏گیرد. در فرایند ‏تحلیل داده‏ها نیز از روش‏شناسی استنتاجی در چارچوب مفاهیم جنگ سایبری و حمله‏های ‏سایبری سیاسی استفاده شده‏است. یافته‏های مقاله نشان می‏دهند، دلیل اصلی مسکو از ‏کاربرد سلاح سایبری علیه اهداف غربی، مقابله با اقدام‏های خصمانه غرب به‏ویژه در ‏سرزمین‏های پساکمونیستی باتوجه به سهولت انکارپذیری بالا و نیز ضعف روسیه در مؤلفه‏های ‏جنبشی است. مهم‌ترین ویژگی نبرد سایبری روسیه علیه غرب به توسعه مفهوم بازدارندگی ‏سایبری نزد این کشور تا ایجاد موازنه در شرایط رقابت‏های نظامی و سیاسی متعارف ‏بازمی‏گردد. بر این پایه، نبرد ترکیبی روسیه علیه غرب به طور عمده به شیوه حمله‏های منع سرویس ‏توزیعشده، هک‏کردن و به‏کارگیری بدافزارها انجام می‏شود.‏

دیپلماسی سایبری روسیه برای تحول در رژیم حکمرانی فضای مجازی

دیپلماسی سایبری روسیه برای تحول در رژیم حکمرانی فضای مجازی

دوره 26، شماره 109، بهار 1399، صفحه 140-174

سمیه قنبری

چکیده کوشش ‏های دیپلماتیک وسیع روسیه در حوزه تصدی ‏گری و تنظیم مقررات فضای مجازی که از آن تحت عنوان دیپلماسی سایبری نام برده ‏می ‏شود تا به امروز سه مرحله از توسعه را پشت سر گذاشته ‏است. هدف دیپلماسی سایبری روسیه در ابتدا به جلوگیری از نظامی ‏سازی فضای سایبر معطوف ‏بود، اما با توسعه ابعاد جنگ سایبری و اطلاعات به مرحله متقاعدسازی دولت ‏ها برای پذیرش برخی انواع قواعد حاکم بر رفتار دولت‏ ها در فضای سایبر واردشد و در ادامه به تلاش برای انعقاد موافقت‏نامه ‏های دوجانبه با برخی دولتهای غربی با هدف منع استفاده نظامی از فناوری‏های اطلاعات و ارتباطات علیه یکدیگر منجرشد. این مقاله با هدف رونمایی از ابتکارها، اولویت ‏ها، انگیزه ‏ها و پیامدهای دیپلماسی سایبری روسیه در سطوح جهانی، منطقه‌ای و دوجانبه تدوین شده و به‏ دنبال ارائه پاسخی مناسب به این پرسش محوری است که «خاستگاه فکری دیپلماسی سایبری روسیه چیست و چه هدفی را دنبال‏ می ‏کند؟» ریشه دیپلماسی سایبری روسیه برپایه یافته ‏های مقاله به فهم این کشور از قلمروی سایبر به ‏مثابه ابزار جدید سلطه غرب بازمی ‏گردد. هدف غایی مسکو از تلاش ‏های دیپلماتیک در سپهر سایبر را نیز رفع تصدی‏گری از موجودیت ‏های طرفدار واشنگتن، بروکسل و ناتو بر فضای سایبر با ایجاد حکمرانی جهانی فضای مجازی تشکیل‏ می ‏دهد. مقاله حاضر از نوع کیفی (توصیفی-تحلیلی) بوده و با استفاده از روش‏شناسی استنتاجی انجام پذیرفته ‏است و داده ‏های توصیفی و یافته‏ های به ‏دست ‏آمده نیز تحت مفهوم حکمرانی فضای مجازی و ماهیت غیرقطعی و سیال این مفهوم تجزیه ‏و تحلیل شده ‏اند.

روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

دوره 25، شماره 106، تابستان 1398، صفحه 91-119

سمیه قنبری

چکیده شواهد موجود حاکی از فقدان هرگونه درگیری جدی در شمالگان است، اما تلاش مسکو برای تقویت دارایی ‏ها و مواضع نظامی خود در این منطقه از سوی محافل رسانه‏ ای و سیاسی غرب به‏ طور عمده به نظامی ‏گری تعبیر شده‏ است. با این همه، تأکید تمامی اسناد راهبردی روسیه بر انتفاع اقتصادی روسیه از منابع و مسیرهای ناوبری شمالگان است و به هیچ تهدید نظامی خاصی در این منطقه ارجاع نمی ‏دهند. این نوشتار با هدف ارزیابی ماهیت حضور و گسترش نظامی مسکو در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه به‏ منظور کشف نسبت آن با دو مقوله نوسازی نظامی و نظامی ‏گری تدوین شده ‏است. بنابراین پرسش محوری مقاله این است که آیا «ماهیت حضور و گسترش توانایی‏ های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به ‏طور عمده مبتنی بر نوسازی نظامی  بوده و یا نظامی‏ گری؟و چرا؟» پاسخ اولیه این بوده‏ است که «ماهیت حضور و گسترش توانایی ‏های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به‏ دلیل اهداف راهبردی مسکو (شامل دفاع از حق حاکمیت این کشور در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه در برابر ناتو، حمایت از منافع اقتصادی و کشتی‏رانی و بهره‏ مندی از آنها و رسمیت‏ بخشیدن به نقش روسیه به‏عنوان یک قدرت بزرگ) مبتنی بر نوسازی نظامی و نه نظامی‏ گری بوده‏ است». یافته ‏های مقاله نیز با روش توصیفی-تحلیلی و توسل به دوگانه تدافعی-تهاجمی تحت رویکرد نظری نوواقع‏گرایی صورت پذیرفته‏ است.

تحلیلی بر تمایز رفتاری روسیه در اوکراین و شمالگان

تحلیلی بر تمایز رفتاری روسیه در اوکراین و شمالگان

دوره 24، شماره 104، زمستان 1397، صفحه 93-118

سمیه قنبری

چکیده هرچند بحران اوکراین با ایجاد تنش میان روسیه-غرب و اعمال تحریم‏های متقابل، نمایشهای نظامی و درگیری‏های دیپلماتیک همراه بود، اما تأثیر چندانی بر سیاست‏های فدراسیون روسیه در شمالگان و نظامی‏گرایی روسی در این منطقه نداشته است. هم‏زمان مسکو توانسته است، همکاری در شمالگان را به‏رغم تنش‏های کنونی با غرب کماکان در سطح مطلوبی حفظ نماید و روابط خود را با دیگر بازیگران منطقه‏ای به‏صورت همکاری‏جویانه گسترش دهد. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که «چرا رفتار روسیه در شمالگان به‏رغم رقابت آن با ایالات متحده و غرب غیرمناقشه‏آمیز بوده و چرا احتمال وقوع تجربه اوکراین در شمالگان دور از واقع است؟» برای پاسخ به این پرسش، مولف با تدقیق در دو رویکرد نظری «وابستگی متقابل پیچیده» و «نوواقع‏گرایی» این فرضیه را به آزمون گذاشته است که برتری موضع روسیه در شمالگان و عدم تهدید جدی منافع آن در این منطقه از سوی دیگر قدرت‏ها، بازی روسیه در شمالگان را متفاوت از سایر مناطق رقم زده است به‏گونه‏ای که کسب حداکثری منافع مسکو در شمالگان نیازمند همکاری و دست‏کم پرهیز از بروز تنش در این منطقه است. به همین جهت نیز بحران اوکراین بر فهم مسکو از شمالگان به‏عنوان منطقه همکاری بین‏المللی و صلح تأثیر چندانی نداشته است. یافته‏های مقاله نیز که از نوع مقایسه‏ای بوده و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، درستی فرضیه مقاله را تأیید می‏کند.

محدودیت‏های مشارکت روسیه و چین در شمالگان

محدودیت‏های مشارکت روسیه و چین در شمالگان

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 125-153

سمیه قنبری

چکیده در نگاه نخست، همکاری مسکو و پکن در زمینه توسعه منابع انرژی و زیرساخت‏های حمل‏ونقل دریایی و ریلی در بخش روسی شمالگان همچون هدفی است که روسیه و چین می‏توانند برای تحقق آن به‏طور نزدیک با یکدیگر همکاری داشته باشند و در این‏خصوص منافع مکمل دارند. اما واقعیت این است که همکاری این دو کشور در شمالگان پیشرفت چندانی نداشته است و به‏جز همکاری در طرح گاز طبیعی مایع در شبه جزیره یامال، هنوز نتایج واقعی چندانی برای عرضه وجود ندارد. بر این اساس، مقاله پیش‏رو در پی یافتن پاسخی برای این سؤال است که «چرا روسیه و چین به‌رغم داشتن اهداف و منافع مشترک و نزدیک به‏هم در بهره‏برداری از منابع بخش روسی شمالگان، تاکنون نتوانسته‏اند به سطح پیشرفته‏ای از مشارکت و همکاری در این‏خصوص دست یابند؟» تحلیل موقعیت و اهداف منطقه‏ای و جهانی روسیه و چین به‏مثابه دو قدرت بزرگ جهانی و شرایط حاکم بر سیاست بین‏الملل، نشان می‏دهد که دولت‏ها و به‏ویژه قدرت‏های بزرگ به‌رغم برقراری روابط همکاری‏جویانه با یکدیگر، همواره نگران سهم خود از همکاری در مقایسه با سهم شرکایشان که عملا رقبایشان نیز محسوب می‏شوند، هستند. یافته‏های مقاله نیز که از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و با روش تجزیه‏وتحلیل عّلی در چارچوب نظری واقع‏گرایی تدافعی انجام شده است، نشان می‏دهد که اصلی‏ترین مانع در توسعه همکاری میان چین و روسیه در شمالگان، نگرانی متقابل این دو کشور از دستاوردهای بیشتر طرف مقابل است. راه غلبه بر این مانع نیز توسعه همکاری چین-روسیه در آسیای مرکزی و استفاده از ظرفیت‏های دوستان مشترک همچون ایران خواهد بود.