نویسنده = جهانگیر کرمی
تعداد مقالات: 7
گورچاکوفیسم و عملگرایی در سیاست خارجی روسیه

گورچاکوفیسم و عملگرایی در سیاست خارجی روسیه

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 147-170

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729395

حسین اصغری، جهانگیر کرمی

چکیده چیکده
سیاست خارجی روسیه در بخش زیادی از حیات این کشور و به ویژه در دهه‌های اخیر با مفهوم عملگرایی عجین شده است. اما اینکه چگونه این عملگرایی را می‌توان در رفتار دولتمردان روسی مورد بررسی قرار داد مساله‌ای ست که این مقاله در صدد ارائه تبیینی روشن‌تر از آن است. پرسش اصلی در اینجا آن است که گورچاکوفیسم چگونه می‌تواند در تجربۀ عینی و تاریخی، ابعاد عملگرایی روسی را نشان دهد؟ فرضیه‌ای که ارائه می‌شود آن است که بازگرداندن موقعیت بین‌المللی روسیه پس از شکست در جنگ کریمه 1853 تا 1857و معاهدۀ پاریس از طریق بکارگیری یک دیپلماسی گام به گام و بهره‌گیری از فرصت‌ها و موقعیت‌های محیطی اروپا، گورچاکوف را به عنوان نماد تاریخی عملگرایی روسی معرفی کرده است. برای بررسی این فرضیه تلاش نگارندگان آن بوده تا با استمداد از نظریۀ عملگرایی در سیاست خارجی و روش تحلیل کیفی داده‌های موجود در متون تاریخی در ادبیات سیاسی و تحولات بین‌المللی روسیه مباحث مقاله را مطرح نمایند. یافتۀ اصلی این مقاله آن است که عرصۀ سیاست بین المللی جز از طریق به کارگیری یک دیپلماسی عملگرا، سنجیده و گام به گام نمیتوان منافع ملی را محقق نمود و هر ایدۀ انتزاعی، مادامی که قابلیت تحقق عینی نداشته باشد می‌تواند سرنوشت ملت‌ها و دولت‌ها را به فروپاشی و ناکامی بکشاند.

ﺗﺤﺮﯾﻢهایﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ و رواﺑﻂ اﯾﺮان و روﺳﯿﻪ1384-1392

ﺗﺤﺮﯾﻢهایﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ و رواﺑﻂ اﯾﺮان و روﺳﯿﻪ1384-1392

دوره 27، شماره 113، بهار 1400، صفحه 85-104

جهانگیر کرمی، زهره خواجوی

چکیده            جمهوری اسلامی ایران از دهه 80 شمسی تاکنون بر یک سیاست شرقی تاکید کرده که روابط با روسیه بخش مهمی از آن بوده و این موضوع به ویژه در سال‌های 1384 تا 1392 با جدیت بیشتری در سیاست‌های اعلامی و عملیاتی دنبال شده است. اما مساله اصلی در این روابط آن است که با وجود نگرش شرقی در سیاست خارجی ایران در آن دوره در عمل روابط سیاسی محدود شده و سپس مبادلات اقتصادی دو طرف کاهش یافت و در این رابطه تاثیر تحریم‌های بین المللی، تحریم‌های مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد با مشارکت کشورهای غربی و شرقی از اهمیت زیادی برخوردار بوده است و لذا این پرسش مطرح می‌شود که تحریم‌های بین المللی چگونه و تا چه میزان بر کاهش روابط تهران و مسکو در عصر سیاست شرقی تاثیر داشته‌اند؟ ایده محوری در این مقاله آن است که « کاهش روابط دو کشور بیشتر متاثر از تحریم‌های بین‌المللی بوده و این تحریم‌ها به خاطر پایبندی روسیه به رژیم‌های امنیتی و هنجاری بین‌المللی برخاسته از توافقات بین المللی و نیز رای مثبت به قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد در تحریم ایران از یک‌سو و ماهیت الزام‌آور آنها از سوی دیگر، روابط دو طرف را به شدت کاهش داده و سیاست شرقی ایران را با چالش روبه‌رو کرده‌اند». در این نوشته برای نشان دادن رابطه تحریم‌ها و روابط دو کشور از روش همبستگی متغیر‌ها بهره جسته و برای تحلیل دلایل پیوستن روسیه به قطعنامه‌های تحریمی سازمان ملل متحد علیه ایران از روش تحلیل کیفی داده‌های موجود در کتابخانه‌ها، تارنما‌ها و نیز دیدگاه‌های برخی صاحبنظران پرداخته‌ایم.

هژمونی، ژئوپلیتیک و مناسبات چین - آمریکا

هژمونی، ژئوپلیتیک و مناسبات چین - آمریکا

دوره 25، شماره 105، بهار 1398، صفحه 133-160

جهانگیر کرمی، پریسا شاه محمدی

چکیده برخی واقعیت ­ها، داده ­ها و ادعاهای مطرح شده از سوی صاحب­ نظران سیاست بین‌الملل نشان می­ دهد که چین در مسیر قدرتمندی و در پی آن، هژمونی قرار گرفته و خیزش این دولت، چه مسالمت ­­آمیز و چه چالش­ ­زا، یکی از موضوعات کلیدی سیاست بین­ الملل آینده خواهد بود. اما مسأله اساسی آن است که چین در این مسیر با چه فرصت­ ها و موانعی روبه‌رو بوده و به ویژه عنصر ژئوپلیتیک با توجه به محیط راهبردی آن چه تأثیری بر آینده چین دارد. در چارچوب این مساله مهم، پرسش آن است که عنصر ژئوپلیتیک چه تأثیری بر هژمونی چین در آینده دارد؟ با نگاهی به ادبیات نظری و نیز تجربیات جهانی گذشته می ­توان دریافت که عامل ژئوپلیتیک یکی از عوامل مهم فرصت ­دهنده و محدودکننده هژمونی است و در مورد چین می ­تواند به شدت هم مشکل‌ساز و یا گشایش ­گر شود. نگارندگان این ایده را مطرح می ­کنند که «نقش ­آفرینی دو بازیگر رقیب، یعنی آمریکا و چین در بازتعریف و برساختن ژئوپلیتیک نقشی اساسی دارد و این دو کنشگر آن را نه یک عامل سخت جبری، بلکه به عنوان عنصری وابسته به ایده ­سازی در یک فضای بین­ الاذهانی می ­نگرند و اگرچه آمریکا و غرب به طور کلی از جایگاه مؤثرتری در حال حاضر برای تحقق این امر برخوردارند، اما چین نیز در این خصوص دست بسته نیست و نخواهد بود». 

دولت روسیه و مسأله‌ غرب، سده‌های اقتباس و مقابله

دولت روسیه و مسأله‌ غرب، "سده‌های اقتباس و مقابله"

دوره 24، شماره 103، پاییز 1397، صفحه 131-160

جهانگیر کرمی، رقیه کرامتی نیا

چکیده اگرچه غرب در سده‌های اخیر مسأله اصلی بسیاری از جوامع و دولت‌ها بوده، اما این موضوع در نسبت با روسیه بسیار بنیادین و متفاوت بوده است. از سده پانزدهم میلادی تا کنون حدود پنج سده است که روسیه در پرتو تحولات ناشی از نوزایی اروپا قرار گرفته و به تعبیری در حاشیه آن، گاه در تعامل و گاه نیز در تقابل با آن به زیست خود ادامه داده است. موقعیت جغرافیایی و شرایط فرهنگی و مذهبی روسیه پیوستگی‌ها و گسستگی‌هایی با غرب داشته که نتایج مهمی در حیات سیاسی و رفتار خارجی این دولت بر جای نهاده و نگاه به غرب را در دوره‌های مختلف به موضوعی اساسی و با نتایج و پیامدهای خاص تبدیل نموده است. با امعان نظر به این موضوع، اینکه دولت‌های روسی چگونه به غرب نگریسته‌اند و این نگرش‌ها چه تأثیری بر رفتار داخلی و خارجی آن ها داشته است و از همه مهم‌تر، علت خاص بودن واکنش‌های دولت‌های روسی و دلایل تبدیل غرب به مسأله اصلی برای این کشور از مهم‌ترین پرسش‌های این نوشتار هستند. فرضیه اصلی این نوشتار آن است که «ریشه‌ رفتار روسیه نسبت به غرب را باید در خصلت پیرامونی‌بودن و سپس در آستانگی آن درک کرد.» در توضیح این ایده نگارندگان باور دارند که روسیه نه توانسته است به غرب ملحق و در آن ادغام شود و نه کاملا از غرب جدا شده و مسیر متفاوتی را در پیش گیرد. 

فرهنگ سیاسی روسیه: ریشه‌ها، ابعاد و پیامدها

فرهنگ سیاسی روسیه: ریشه‌ها، ابعاد و پیامدها

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 155-188

جهانگیر کرمی، رقیه کرامتی نیا

چکیده فرهنگ سیاسی از جمله مفاهیمی است که در دهه‌های اخیر برای تبیین رفتارهای سیاسی مردمان یک جامعه با همدیگر و با دولت‌ها و تعاملات دولت‌ها با مردم مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. فرهنگ سیاسی امری پویاست که در گذر زمان شکل گرفته و جریان می‌یابد. در روسیه نیز در سال‌های اخیر به دنبال تحولات پس از فروپاشی کمونیسم و دوران یلتسین و سپس با روی کار آمدن و تداوم نظام سیاسی جدید به وسیله پوتین، این موضوع برای تحلیل تداوم و پایایی پوتینیسم بسیار مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اصلی این مقاله این استکه فرهنگ سیاسی روسیه چه تحولاتی داشته و در دوره جدید در چه وضعیتی است؟ در پاسخ به سوال فوق این فرضیه اصلی مطرح می‌شود که فرهنگ سیاسی روسیه از شکل سنتی آن در دوره پیش از پتر با مدرنیسم و الزامات آن همزیستی یافته و در دوره جدید با وجود تحولات مهم در حوزه ارتباطات و نهادهای مدنی همچنان بازتولید شده و بر رفتارهای سیاسی تاثیرگذار بوده است. برای بررسی این موضوع، نخست به ارائه مفهوم فرهنگ سیاسی پرداخته و سپس تطور و تکوین آن را در روسیه بحث کرده‌ایم. ابعاد و ویژگی‌های فرهنگ سیاسی روسیه موضوع بحث بعدی است و در پایان تاثیر آن را بر جامعه ارائه نموده‌ایم. موضوع روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و برای اجرای آن از روش کتابخانه‌ای و فضای مجازی استفاده شده است.  

سیاست خارجی روسیه و پرونده هسته‌ای ایران: از تحریم تا برجام

سیاست خارجی روسیه و پرونده هسته‌ای ایران: از تحریم تا برجام

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 65-97

جهانگیر کرمی، رقیه کرامتی نیا

چکیده توافق هسته‌ای ایران و کشورهای 5+1از رویدادهای سیاسی مهم در سطوح منطقه‌ای و حتی بین‌المللی است که می‌تواند روابط ایران با بسیاری از دولت‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد. این رویداد که از آن در متن «برنامه جامع اقدام مشترک» یک «توافق تاریخی» یاد شده، واکنش بسیاری از کشورهای جهان به‌خصوص قدرت‌های بزرگ نظام بین‌الملل را برانگیخته است. بنابراین با توجه به حضور مستقیم روسیه در پرونده‌ هسته‌ای ایران و نقش ویژه‌ آن به عنوان یکی از 5 عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد در چگونگی پیشبرد این پرونده،این نوشتار به بررسی سیاست‌ها و جهت‌گیری‌های روسیه در قبال توافق هسته‌ای ایران و کشورهای 5+1، می‌پردازد و می‌کوشد تا ابعاد عملی جهت‌گیری سیاست خارجی این کشور را مورد بحث قرار دهد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که روسیه چه رویکردی را نسبت به توافق هسته‌ای ایران اتخاذ کرده و جهت‌گیری این کشور در دوران پسابرجام در رابطه با ایران چگونه بوده است؟ و این فرضیه مطرح می‌شود که روسیه ضمن برخورد مثبت نسبت به توافق هسته‌ای به منظور حفظ جایگاه و منافع اقتصادی و سیاسی خود هم در ایران و هم در عرصه‌های منطقه‌ای و جهانی با رویکردی عملگرایانه و محتاطانه همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه با ایران را در ابعاد گوناگون توسعه داده است.برای بررسی ایده مذکور، نخست به مبانی نظری مرتبط با جهت‌گیری سیاست خارجی دولت‌ها و تحریم‌های اقتصادی و سپس به واکاوی سیاست‌های روسیه در قبال توافق هسته‌ای ایران و عوامل موثر بر شکل‌گیری آن می‌پردازیم، روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و نگارش آن با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و فضای مجازی می‌باشد.      

روند نوسازی در روسیه: دولت قدرتمند و سطحی ماندن توسعه

روند نوسازی در روسیه: دولت قدرتمند و سطحی ماندن توسعه

دوره 21، شماره 91، پاییز 1394، صفحه 135-163

جهانگیر کرمی، رقیه کرامتی نیا

چکیده نوسازی مدت‌ها است که دغدغه بسیاری از دولت‌های در حال توسعه می‌باشد، کشورهایی که تمایل دارند با اقتباس و الگوبرداری از جوامع غربی در مسیر توسعه و نوسازی گام بردارند. در روسیه  نیز این فرآیند از زمان پتر کبیر آغاز شد و تا امروز همچنان به عنوان یکی از مسائل کلیدی در این کشور ادامه دارد.
این مقاله یک پژوهش توصیفی تحلیلی است که با استناد به منابع و داده‌های روسی  به بررسی سیر تاریخی نوسازی سیاسی و اقتصادی در روسیه و تأثیر متقابل هرکدام از آنها بر دیگری می‌پردازد. همچنین این نوشتار ضمن ارائه تعاریف و نقطه‌نظرات گوناگون درباره نوسازی به شدت و ضعف اقدامات و سیاست‌های حاکمیت روسی در راستای  نوسازی سیاسی و اقتصادی اشاره می‌نماید این مقاله به این پرسش اصلی پاسخ می‌دهد که چرا نوسازی سیاسی و اقتصادی در روسیه روند معکوسی داشته‌اند؟ در پاسخ به این پرسش اصلی این فرضیه مطرح می‌شود که نوسازی در روسیه به خاطر دولتی بودن هیچگاه نتوانسته است عمق اجتماعی بیابد و در نتیجه لاجرم همچنان سطحی و آسیب‌پذیر مانده است. هدف اصلیدراینمقالهدر جهت بسط این ایده،تبارشناسیوروندتکویننوسازی در روسیه معاصر است. لذا این مطالعه، تلاش دارد ضمن بیان ضرورت‌های تاریخی برای ایجاد نوسازی اقتصادی در روسیه به ریشهبسیاریازمشکلات و موانع نوسازی سیاسی در روسیهامروز  بپردازد.