نویسنده = الهه کولایی
تعداد مقالات: 4
نقش تحولات روابط روسیه با غرب (اروپا و آمریکا) در همکاری اقتصادی ایران با کشورهای قفقازجنوبی(2019-2014)

نقش تحولات روابط روسیه با غرب (اروپا و آمریکا) در همکاری اقتصادی ایران با کشورهای قفقازجنوبی(2019-2014)

دوره 26، شماره 112، زمستان 1399، صفحه 93-116

الهه کولایی، علی‌اکبر جوکار

چکیده نگاه جمهوری اسلامی ایران به روابط با سه کشور قفقاز جنوبی گرجستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان از زمان استقلال این کشورها در سال 1991 همیشه ایجابی و با هدف بهره‌وری بوده است. با این حال، روابط اقتصادی با این کشورها با وجود ظرفیت‌ها و زمینه­های فراوان همکاری، هیچگاه به نقطه مطلوب خود نرسیده است. اگرچه متغیرهای مهمی مانند مانند ظرفیت و ویژگی­های اقتصادی ایران و مشکلات ناشی از تحریم­های آمریکا و سازمان ملل در دوره‌های مختلف را می­توان از موانع اصلی رشد این همکاری­ها برآورد کرد ولی نمی‌توان تاثیر عوامل ژئوپلیتیک ازجمله مشکلات روابط ایران با اروپا و آمریکا و نقش رقبای منطقه‌ای مانند روسیه و ترکیه بر چگونگی همکاری اقتصادی با کشورهای قفقاز جنوبی به­ویژه درحوزه انرژی را نادیده گرفت. در پی تشدید اختلاف­های روسیه با اروپا و آمریکا پس از بحران اوکراین در سال 2014 که سبب اعمال تحریم‌های گسترده علیه این کشور شد، توجه روسیه به سوی همکاری‌های اوراسیایی و همکاری با همسایگان از جمله ایران بیشتر شد. توافق هسته­ای ایران با کشورهای 5+1 در سال 2015 و رفع تحریم­های سازمان ملل نیز عامل مهم دیگری بود که زمینه همکاری ایران با همسایگان از جمله کشورهای قفقاز جنوبی را بهبود بخشید. بر این اساس  این مقاله با توجه به متغیر روسیه به عنوان مهم‌ترین بازیگر قفقاز جنوبی که نگاه رقابتی نسبت به حضور دیگر کشورها در منطقه دارد، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا تحولات روابط روسیه با اروپا و آمریکا به­ویژه بعد از بحران اوکراین در سال 2014 و اعمال برخی تحریم‌ها علیه این کشور از سوی غرب که موجب تقویت اوراسیاگرایی روسیه شد، بر روابط ایران با کشورهای قفقاز جنوبی تاثیر داشته است؟ و در صورت پاسخ مثبت، این تاثیر چگونه بوده است؟ فرضیه نویسندگان این است که رقابت منطقه­ای روسیه با همسایگان خود در منطقه قفقاز جنوبی در پی تحولات ژئوپلیتیک و تشدید اختلاف­های این کشور با اروپا و آمریکا در سال 2014 در تقویت همکاری اقتصادی ایران با سه کشور قفقاز جنوبی تاثیرگذار بوده است.  در این مقاله با استفاده از روش تبیینی و تحلیلی تحولات روابط ایران و کشورهای قفقاز جنوبی از سال 2014 تا 2019 با توجه به عامل روسیه بررسی می­شود.    

روابط میان فدراسیون روسیه و احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی؛ ریشه ها و پیامدها

روابط میان فدراسیون روسیه و احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی؛ ریشه ها و پیامدها

دوره 26، شماره 110، تابستان 1399، صفحه 173-201

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.6.7

الهه کولایی، علیرضا ثمودی پیله‌رود

چکیده  اگرچه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 و تضعیف روسیه در عرصه­ بین ­المللی، روابط میان روسیه و غرب با تنش چندانی مواجه نبود، اما به مرور و به ویژه پس از به قدرت رسیدن پوتین روابط این دو کنشگر با تنش ­های مختلفی همراه شد. نقطه­ عطف تغییر در نگاه روس ­ها به غرب، سال 2004 بود که مجموعه‌ ای از انقلاب ­های رنگی در جمهوری­ های پیشین شوروی به وقوع پیوست. به باور نخبگان حاکم در روسیه این اقدام­ها، نقطه­ پایان قرارداد میان سیاستمداران جریان اصلی در غرب با روسیه و لحظه­ مهمی در چرخش نگاه روسیه از غرب و تشدید احساسات ضدغربی در روسیه است. پس از آن بود که روسیه درصدد تثبیت جایگاه خود در نظام بین­ الملل و تضعیف ساختارهای غرب به­ ویژه اتحادیه اروپا برآمد. روسیه در سال­ های اخیر توانسته، روسیه ­دوستی و شک­گرایی به اروپا را که دو روی یک سکه هستند در اروپا پیش ببرد. این سیاست روسیه برای احزاب و کشورهایی که خود را قربانی اتحادیه اروپا می‌دانند، جذابیت فراوانی دارد. مسکو امیدوار است که به قدرت رسیدن احزاب راست افراطی، موجب تضعیف ساختارهای لیبرال دمکراسی شود. هدف محوری سیاست خارجی روسیه در سال ­های گذشته به چالش کشیدن ساختارهای امنیتی موجود در غرب و تضعیف انسجام اتحادیه اروپا است. پرسش اصلی مقاله این است که «اهداف کلان روسیه در تقویت روابط خود با احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی چگونه قابل تحلیل است؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «هدف محوری سیاست خارجی روسیه در سال­های گذشته به چالش ­کشیدن ساختارهای امنیتی موجود در غرب است و مسکو امیدوار است فشار احزاب پوپولیست­ بتواند موجب افول روایت لیبرال غربی و تضعیف ساختارهای لیبرال دمکراسی به ­ویژه اتحادیه اروپا شود». این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است.

دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان

دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان

دوره 25، شماره 108، زمستان 1398، صفحه 170-197

الهه کولایی، سیدمهدی حسینی تقی‌آباد

چکیده دیپلماسی علمی در پرتو رشد پرشتاب و نقش روزافزون دانش و فناوری در زندگی انسان‌ها در قرن بیست‌ویکم، اهمیتی فزاینده در عرصه روابط بین‌الملل یافته است. گرایش ایران به پیشرفت در حوزه‌های علم‌ و فناوری و دستاوردهای این کشور در این زمینه‌ها از یک سو و از سوی دیگر، رویکرد دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در به‌کارگیری قدرت نرم، معطوف به افزایش همکاری‌ها با همسایگان، دیپلماسی علمی را به‌منزله ابزاری مناسب در جهت یاری ایران برای تحقق اهدافش معطوف به پیشرفت در حوزه‌های علمی و فناوری و همچنین ارتقا مناسبات با همسایگان، معرفی می‌کند. در این چارچوب، مقاله حاضر به بررسی دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان به‌منزله یکی از همسایگان، اختصاص یافته است. پرسش اصلی مقاله این است که «جایگاه و ابعاد دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان چیست و در جهت ارتقا این شکل از دیپلماسی چه راه‌کارهایی وجود دارد؟» فرضیه مقاله این است که «دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان متناسب با ظرفیت‌های موجود نبوده و در همه ابعاد آن بخش‌های دیده نشده‌ای وجود دارد که نیازمند ابتکارهایی برای ارتقا است». در این مقاله از روش توصیفی ـ تحلیلی برای تبیین مطالب استفاده شده است.

دلایل و زمینه های غیرامنیتی سازی در آسیای مرکزی

دلایل و زمینه های غیرامنیتی سازی در آسیای مرکزی

دوره 25، شماره 106، تابستان 1398، صفحه 121-157

الهه کولایی، ولی کوزه گر کالجی

چکیده منطقه آسیای مرکزی که بیش از دو دهه با اختلافات و تنش­های کشورهای منطقه در قبال موضوعات مختلف و امنیتی سازی مسائل مرزی و سرزمینی، آب و محیط زیست، هویت­های قومی و زبانی، کریدورهای ارتباطی و خطوط انتقال انرژی شناخته می­شد، طی یک دهه گذشته به تدریج وارد فضای جدیدی از تنش­ زدایی و غیرامنیتی­ سازی شده است که در واقع فرایند معکوس امنیتی­ کردن است؛ یعنی بازگشت یک موضوع از حالت سیاسی فوری به وضعیت سیاسی عادی. این روند در یک دهه گذشته با تغییر نسل رهبران منطقه و عادی­ سازی مناسبات تاجیکستان و ازبکستان شدت و سرعت بیشتری نیز به خود گرفته است. در نتیجه این تحولات بسیاری از موضوعات نظیر آب، محیط‌زیست، مرزها و گذرگاه­های مرزی، کریدورهای ارتباطی و خطوط انتقال انرژی به تدریج از وضعیت امنیتی گذشته خارج شده و به وضعیت طبیعی و عادی خود بازگشته­ اند. تحولات یاد شده این پرسش را مطرح می ­کند که دلایل و زمینه­ های  تنش­ زدایی و غیرامنیتی ­سازی در منطقه آسیای مرکزی چیست؟ در پاسخ به پرسش یاد شده این فرضیه می­ تواند مطرح شود که «تغییر نسل رهبران آسیای مرکزی به عنوان بازیگران (کنشگران) امنیتی ­ساز، تغییر گفتمان و کنش کلامی رهبران و نخبگان جدید، منافع مشترک حاصل از گسترش خطوط انتقال انرژی و کریدورهای ارتباطی و ترانزیتی و نیز تهدیدهای مشترک آبی و زیست محیطی موجب تنش­ زدایی و غیرامنیتی سازی در منطقه آسیای مرکزی شده است». به منظور ارزیابی فرضیه مطرح شده این مقاله با کاربست مفاهیم و مولفه­ های نظری  امنیتی‌سازی  و غیر امنیتی­ سازی که در چارچوب مکتب امنیتی کپنهاگ مطرح شده است، کوشش می ­کند شناخت و درک بهتری از تحولات جدید صورت گرفته در سطح منطقه آسیای مرکزی حاصل شود.