نویسنده = علی آدمی
تعداد مقالات: 2
آمریکا ، بحران اوکراین و ناتو

آمریکا ، بحران اوکراین و ناتو

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 167-192

رامین بخشی، علی آدمی

چکیده مداخله نظامی روسیه در اوکراین یکی از جدی‌ترین بحران‌های بین‌المللی در روابط بین‌الملل از زمان پایان جنگ سرد محسوب می‌شود، زیرا تهدیدی برای یک منازعه در مقیاس بزرگ در اروپا، بین روسیه از یک‌سو و آمریکا، اتحادیه اروپا و ناتو از سوی دیگر است. این مقاله به طور خاص به بررسی ابعاد، عوامل تعیین‌کننده و ویژگی‌های سیاست آمریکا در قبال مداخله نظامی روسیه در اوکراین و پیامدهای آن برای ناتو می‌پردازد. رویکرد مقاله توصیفی - تحلیلی است و معتقد است سیاست آمریکا در قبال حمله روسیه به اوکراین چندوجهی است و شامل تلاش‌های دیپلماتیک، جلوگیری از تجاوز بیشتر، تحریم‌های اقتصادی، کمک نظامی به اوکراین و تقویت توان بازدارندگی و دفاعی ناتو در منطقه است. همچنین جنگ روسیه و اوکراین انسجام پیمان آتلانتیک شمالی را به شیوه‌ای بی‌سابقه احیا و منسجم‌تر از قبل کرد. این امر کشورهای اروپایی را به سمت تسلیحات بیشتر سوق داد و هزینه‌های نظامی اروپا را به میزان قابل‌توجهی افزایش داد و کشورهای بی‌طرف مانند فنلاند و سوئد را واداشت تا به طور رسمی برای پیوستن به ناتو درخواست دهند که به معنای تحولاتی است که به نفع روسیه نیست.

چگونگی تقابل روسیه و چین با آمریکا در اوراسیا

چگونگی تقابل روسیه و چین با آمریکا در اوراسیا

دوره 24، شماره 102، پاییز 1397، صفحه 1-33

علی آدمی، حسن آئینه وند

چکیده به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان روابط‌بین الملل، قرن بیست و یکم را باید قرن اوراسیا دانست که تسلط بحری و بری بر آن می­تواند آینده چینش قدرت در ساختار نظام بین‌الملل را تغییر دهد. ضرورت برخورداری از موقعیت سوق الجیشی بکر و وجود منابع مادی فراوان برای تبدیل شدن هر کشوری به یک قدرت جهانی باعث گردیده است تا بسیاری از کشورها با هر میزان قدرت در پی افزایش چیرگی و نفوذ خود در این منطقه باشند. ایالات متحده آمریکا از جمله این کشورها است که می­کوشد تحکم همه جانبه خود را در این منطقه افزایش دهد. آمریکا با تکیه بر اصول "توسعه طلبی" و "مداخله‌گرایی" این اجازه را به خود داده است تا در منطقه­ای حضور یابد که هزاران کیلومتر دورتر از خاک آن است. اما از منظر استراتژیست­های آمریکایی دو کشور چین و روسیه به‌عنوان دو ابرچالش جهانی می­توانند با ایجاد یک اتحاد استراتژیک ضد هژمونی آمریکا، مانع تحقق نظم جهانی مورد نظر این کشور شوند. این دو قدرت در دو دهه اخیر توانمندی­های خود را در منطقه اوراسیا در راستا ایجاد اتحاد استراتژیک، شکل دهی به نظم موازنه ­محور و جلوگیری از مداخله قدرت خارجی در امور این منطقه به کار گرفته­اند. اما این اتحاد به­رغم نگاه مشترک هر دو طرف در حوزه نظری، درباره هژمونی آمریکا در حوزه عمل تاکنون محقق نشده­است. شرایط پیش‌گفته این پرسش را به وجود می­آورد که چرا با وجود شکل­گیری هدف مشترک (مقابله با هژمون) میان روسیه و چین در عرصه عمل اتحاد ضد هژمونیک میان دو کشور شکل نگرفته است؟ در واقع چه محدودیت­ها و ملاحظاتی مانع تحقق عملی ایجاد اتحاد ضد هژمون دو کشور در اوراسیا گردیده است؟ به منظور پاسخ به پرسش­های یاد شده این فرضیه مطرح می­شود که مسائلی چون تفاوت نگاه تاریخی روسیه و چین به منطقه، ماهیت روابط دوجانبه آنان با آمریکا و پیشینه متفاوت روابط با آن، اولویت­های متفاوت منافع ملی در کنار تفاوت جایگاه قدرت هر دو بازیگر از جمله دلایل عدم تحقق عملی نظریه اتحاد ضد هژمون می­باشد.