کلیدواژه‌ها = خاورمیانه
تعداد مقالات: 8
راهبرد چین و روسیه در خاورمیانه

راهبرد چین و روسیه در خاورمیانه

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 57-86

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731851

حسین فتاحی اردکانی

چکیده خاورمیانه از گذشته تاکنون به طور قابل توجهی در راهبرد قدرت‌های بین‌المللی دارای اهمیت بوده و نقش مهمی را ایفا می‌کند. چین و روسیه به عنوان دو قدرت بزرگ بین‌المللی برای ایجاد یک نظم چندقطبی تلاش می‌کنند که خاورمیانه از عرصه‌های استراتژیک رویارویی و همکاری آنها شناخته می‌شود. هدف مشترک آنها توسعه نفوذ خود از طریق شکل‌دهی فعالانه به پویایی‌های سیاسی و امنیتی منطقه‌ای برای به چالش کشیدن هژمونی غرب و ایالات متحده می‌باشد. پژوهش حاضر با کاربست چارچوب نظری بازی و به کارگیری روش تبیینی به دنبال پاسخ به این پرسش است که راهبرد چین و روسیه در خاورمیانه چیست؟ یافته‌ها نشان می‌دهد از آنجا که راهبردها تابعی از ابزارها و ادراکات ذهنی بازیگران و واقعیات موجود می‌باشند، دو کشور در یک تقسیم کار به دنبال حضور متعادل مبتنی بر منافع تعریف شده هستند. راهبرد چین اقتصادی با اهداف بلندمدت، عمل‌گرایانه، فرصت‌طلبانه و انعطاف‌پذیر است که نتیجه آن حفظ روابط خوب با همه بازیگران دولتی و اجتناب از به چالش کشیدن منافع ایالات متحده به عنوان ضامن اصلی ثبات و امنیت در منطقه است. راهبرد روسیه نظامی و دفاعی با اهداف پیگیری منافع، حمایت سیاسی و نظامی از برخی کشورهای خاص، فروش کنترل شده تسلیحات، حفظ ثبات منطقه‌ای و مقابله با گروه‌های تروریستی است. از سوی دیگر همپوشانی برخی از منافع آنها را در کنار یکدیگر قرار داده و هر دو تماس‌های دیپلماتیک و سیاسی مکرر را در سراسر منطقه حفظ می‌کنند.

بررسی سیاست ها و راهبردهای استراتژیک نوین چین و روسیه در خاورمیانه

بررسی سیاست ها و راهبردهای استراتژیک نوین چین و روسیه در خاورمیانه

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 223-248

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729398

محمد یونس بهادری، طیبه محمدی کیا

چکیده امروزروز نقش قدرت‌های نوظهور در خاورمیانه در چارچوب سیاست جهانی و تأثیرگذاری در منطقه بسیار مهم است. از جمله این قدرت‌ها، چین و روسیه هستند که به عنوان دو کشور با توانمندی‌های منحصر به فرد در حوزه سیاست و اقتصاد، توانسته‌اند نفوذ خود را در این منطقه تقویت کنند. این پژوهش به بررسی سیاست‌ها و راهبردهای استراتژیک نوین این دو قدرت در خاورمیانه می‌پردازد. با توجه به اهمیت چین و روسیه به عنوان قدرت‌های نوظهور در خاورمیانه، این پژوهش به درک بهتر راهبردها و سیاست‌های این کشورها در منطقه می پردازد. باتوجه به اهمیت راهبردهای استراتژیکی دو قدرت مذکور در خاورمیانه پرسش اصلی این پژوهش بدین صورت است؛ روسیه و چین چه راهبردهایی را در جهت افزایش و تقویت نفوذ خود در خاورمیانه به‌کار گرفته اند و کدام یک موفق تر عمل کرده است؟ فرضیه پژوهش از این قرار است؛ روسیه و چین با تمرکز بر سه راهبرد اصلی تقویت و توسعه روابط اقتصادی، جستجوی رهبری منطقه ای از طریق افزایش حضور و نفوذ سیاسی و تصویرسازی مثبت از خود در منطقه درصدد افزایش تاثیر و نفوذ خود در خاورمیانه هستند. این پژوهش با بهر گیری از روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای درصدد بررسی این موضوع می باشد.

قدرت هوشمند روسیه و مناقشهرژیم صهیونیستی و فلسطین (2024-2012)

قدرت هوشمند روسیه و مناقشهرژیم صهیونیستی و فلسطین (2024-2012)

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 201-228

علی اکبرپور آلمه جوقی

چکیده آنارشی نظام بین‌الملل، دولت‌ها را ملزم می‌کند که سیاست خارجی خود را با هدف کسب منافع و اهداف بنا به شرایط موجود تنظیم کنند. در این چارچوب، منافع بسیاری از دولت‌ها نیازمند توضیح است. در پاسخ به این سؤال که قدرت هوشمند روسیه در خاورمیانه با تأکید بر گروه‌های بنیادگرا و مناقشه اسرائیل و فلسطین (2024-2012) به چه نحوی قابل تبیین است، این ادعا مطرح شد که علی‌رغم ارزش منطقه خاورمیانه در چارچوب استراتژی قدرت سخت روسیه، استدلال می‌شود که منافع این کشور در این منطقه می‌تواند به‌عنوان بخشی از استراتژی قدرت هوشمند دیده شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و کاربرد قدرت هوشمند به دنبال بررسی سیاست قدرت هوشمند روسیه در خاورمیانه با تأکید بر گروه‌های بنیادگرا و مناقشه اسرائیل و فلسطین (2024-2012) است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که سیاست خاورمیانه‌ای روسیه با هدف پیشبرد منافع ملی و همچنین تقویت تصویر داخلی و خارجی به‌عنوان کشوری متعهد به حل‌وفصل مشکلات منطقه‌ای قابل تبیین است. درواقع، روسیه برای کاهش هزینه‌های خود در خاورمیانه، به استفاده از قدرت هوشمند به‌صورت کاربرد قدرت سخت در مقابل گروه‌های بنیادگرا و قدرت نرم در خصوص مسئله فلسطین و اسرائیل روی آورده است.

دیپلماسی دیجیتال چین در امارات متحده عربی و عربستان سعودی

دیپلماسی دیجیتال چین در امارات متحده عربی و عربستان سعودی

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 121-146

سیدرضا هاشمی جبلی، محمدحسین عارفی دوست ماسوله

چکیده این پژوهش سعی دارد که با بررسی دیپلماسی دیجیتال چین در کشورهای عربستان سعودی  و امارات متحده عربی، با روشی که در زمره تحقیقات کتابخانه‌ای قرار دارد، به این سؤال پاسخ دهد که دیپلماسی دیجیتال چین در قبال کشورهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی، چه تأثیری بر روند گسترش روابط این کشور با عربستان و امارات داشته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که با شروع تمرکز چین بر روی روابطی گسترده­تر با دولت­های خاورمیانه به­منظور بهره‌برداری از فرصت‌های سرمایه‌گذاری و منابع عظیم منطقه و درک این مطلب از سوی چین برای ارائه تصویری مثبت و صلح‌طلب از خود با استفاده از دیپلماسی دیجیتال جهت گسترش نفوذ خود در این منطقه، روابط چین با کشورهای مذکور گسترش چشم­گیری داشته و این روابط علی‌رغم سنگ‌اندازی‌های غرب و ایالات متحده رو به پیشرفت بوده است. روش تحقیق کتابخانه­ای و چارچوب نظری آن استفاده از نظریه قدرت نرم جوزف نای است.

انطباق استراتژیک راهبرد سیاست خارجی چین در منطقه خاورمیانه

انطباق استراتژیک راهبرد سیاست خارجی چین در منطقه خاورمیانه

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 95-120

محمدرضا فرجی

چکیده تغییرات در توزیع بین‌المللی قدرت، انگیزه‌ای برای تغییرات راهبردی ایجاد می‌کند. با ظهور قدرت‌های نوظهور، نهادهای بین‌المللی تحت‌فشار انطباق با واقعیت‌های جدید قدرت قرار می‌گیرند. بر اساس میزان رضایت‌مندی بازیگران متحول در قدرت و همچنین سخت و نرم بودن تحولات قدرتی، مسیرهای منتج به انطباق راهبردی ماهیت چانه‌زنی قدرت، مشارکت راهبردی یا اقناع راهبردی به خود می‌گیرد. این پژوهش سعی در بررسی راهبردهای چین در منطقه خاورمیانه دارد. به‌منظور دستیابی به این هدف، پژوهش با مفروض تحولات قدرتی و تأثیر آن بر راهبردهای بازیگران به تبیین راهبردهای چین در منطقه خاورمیانه با تمرکز بر انطباق راهبردی می‌پردازد. ماحصل پژوهش، اشاره به این مسئله دارد که چین با تجربه تحول در قدرت خود با توجه ‌به رویکرد اصلاح‌طلبی و در اختیار داشتن قدرت سخت و نرم به سمت راهبرد انطباق خلاق در سیستم بین‌الملل و مناطق گرایش یافته است؛ بنابراین، به نظر می‌رسد رویکرد چین در منطقه خاورمیانه انطباق خلاق است. براین‌اساس ضمن پرهیز از ورود به مسائل مناقشه­آفرین با طرح‌های ابتکاری مانند کمربند و جاده و سرمایه‌گذاری در نقاط مختلف، سعی در حضور فعال و انطباقی در منطقه دارد.

ادراک تهدید در روابط ایران و عربستان در خاورمیانه و آسیای مرکزی

ادراک تهدید در روابط ایران و عربستان در خاورمیانه و آسیای مرکزی

دوره 28، شماره 118، تابستان 1401، صفحه 139-165

علی کرمی، محمدرضا اقارب پرست

چکیده وقوع جنگ‌ها و منازعات در سطوح مختلف در روابط بین‌الملل را می‌توان از منظر ادراک تهدید تحلیل و بازشناسی کرد. ادراک تهدید، به عنوان یک عامل مداخله‌گر در انتخاب کشورها برای ورود به جنگ، بازدارندگی، اجبار، اتحاد و هر شکل دیگریست. روابط دو کشورِ ایران و عربستان، به عنوان دو قدرت مهم خاورمیانه و جنوب غرب آسیا، که به ویژه پس از وقوع انقلاب اسلامی دچار دگردیسی جدی شده و از حالت همکاری به منازعه تغییر شکل داده است، نیز می‌تواند از این منظر مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. پرسش تحقیق حاضر آن است که ادراک تهدید چگونه بر جهت گیری سیاست خارجی دو کشور ایران و عربستان(بویژه در دو منطقه خاورمیانه و آسیای میانه) در قبال همدیگر تاثیرگذار بوده است؟ روش تحقیق در این مقاله کیفی از نوع توصیفی - تحلیلی و مراجعه به منابع و نیز خبرگزاری‌هاست. این مطالعه به یکی از متأخرترین بحران‌ها در روابط خارجی دو کشور، یعنی مخاصمات ایجاد شده در پی اعدام شیخ نمر توسط خاندانِ سعودی و قطع روابط دیپلماتیک دو کشور در سال 2016، می پردازد. از طریق تمرکز بر این بحران که از حیث گستردگی متفاوت از بحران‌های پیشین در روابط خارجی دو کشور است، این پژوهش درصدد است تا جایگاه ادراک تهدید در روابط خارجی دو کشور طی این بازه زمانی را بررسی کند. با اتکا به چارچوب نظری ادراک تهدید و شاخص‌های موردنظر کوهن از ادراک تهدید، یعنی گفتار تصمیم‌سازان و رهبران و واکنش آنها به تهدیدات و نیز فرایندهای مقابله‌جویانه آنها در برابر درک تهدید، نشان داده می‌شود که این عامل در این دوره نقشی برجسته و غیرقابل انکار در شکل‌دهی به سیاست خارجی دو کشور و منازعات رهبران دو کشور در دو منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی ایفا کرده است.

مواضع روسیه در قبال تحولات سوریه 2011 تا 2013

مواضع روسیه در قبال تحولات سوریه 2011 تا 2013

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 53-80

چکیده سیاست خارجی و مواضع قدرت های بزرگ و تاثیرگذار در روند، وضعیت و سرنوشت اکثر تحولات و مسائل بین المللی از اهمیت بالایی برخوردار است و بدون درک مواضع و رفتارهای آنها نمی توان به تصویر جامع و دقیقی از مس ائل و تحولات بین المللی دست یافت . بیش از سه سال است که کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا به صورت دومینووار دس تخوش تحولات سیاسی چشم گیری شده اند که در چند مورد حکومت ها آنها تغییر یافته اند، برخی در معرض جنگ داخلی مزمن قرار گرفته اند و تعدادی نیز نامزد جدی چنین روندهایی هستند . سوریه از جمله کشورهایی می باشد که بیش از دو سال درگیر یکی از بدترین اشکال منازعه و جنگ داخلی شده است . در روند تحولات سوریه نیز مواضع، رفتارها و تصمیمات قدرت های بزرگ بسیار اثرگذار بوده و تعدادی از آ نها در تلاش برای سقوط حکومت سوریه وارد عمل شده و حتی خواستار مداخله نظامی مستقیم همچون لیبی شده اند؛ البته برخی نیز در مقابل چنین تلاشی ایستاده و ضمن حمایت از حکومت سوریه با هرگونه مداخله نظامی مستقیم خارجی مخالفت کرده اند. روسیه در اتخاذ چنین موضعی از خود نمایش پررنگ تری نشان داده و در روند تحولات سوریه نقش مهمی ایفا کرده است. در این مقاله نگارنده سعی کرده است به بررسی و تجزیه و تحلیل مواضع روسیه در تحولات سوریه بپردازد

روسیه، تحولات عربی و «چالش سیستمی» در خاورمیانه

روسیه، تحولات عربی و «چالش سیستمی» در خاورمیانه

دوره 18، شماره 78، تابستان 1391، صفحه 167-191

چکیده «تحولات عربی» نه تنها سبب بروز تحولات اجتماعی- سیاسی قابل ملاحظه در کشورهایی  که در آن  انقلاب رخ داده،‌ گردید، بلکه معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی را نیز با تغییرات ملموسی مواجه کرده است. در این بین، روسیه با تأکید بر دستکاری هدفمند این تحول از سوی غرب با اهداف ژئوپلیتیکی- امنیتی جهت تغییر بلندمدت نقشه خاورمیانه به ضرر سایر بازیگران از جمله مسکو است، بر آن شده تا با اتخاذ موضعی مستقل، توان ایفای نقش متوازن‌ کننده در برابر غرب را به کشورهای منطقه و غربی‌ها ثابت کند. البته این نگاه و تالی موضع‌گیری‌های سخت‌گیرانه، موید آن است که به‌رغم برخی تحولات مثبت، هنوز دیدگاه‌های سخت‌انگار، اما تا حدودی متعادل شده سنتی به مقوله قدرت و حوزه‌های نفوذ، تاثیر خود را بر رفتارهای خارجی روسیه حفظ کرده‌اند. صرف‌‌نظر از عوامل مختلف و با توجه به داشته‌های عینی اندک روسیه برای هم‌آوردی با قدرت شبکه‌ای غرب، متغیر روان‌شناختی بودن به عنوان یک «قدرت بزرگ» بیشترین تاثیر را در شکل‌بست سیاست خاورمیانه‌ای جدید روسیه و نوع مواجهه آن با «تحولات عربی» داشته است.