کلیدواژه‌ها = ایران
تعداد مقالات: 46
سفال به عنوان پلی فرهنگی: مطالعه‌ای بر تبادلات هنری و فنی میان ایران و آناتولی از قرن دوم تا هشتم هجری قمری

سفال به عنوان پلی فرهنگی: مطالعه‌ای بر تبادلات هنری و فنی میان ایران و آناتولی از قرن دوم تا هشتم هجری قمری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2060794.1888

مهدی کاظم پور

چکیده این پژوهش به بررسی تبادلات فرهنگی میان ایران و آناتولی از طریق سفال در طی قرون دو تا هشتم هجری قمری می‌پردازد. در این دوره، تحت تأثیر امپراتوری‌هایی مانند بیزانس، سلجوقیان و ایلخانان انتقال دانش و سبک‌های هنری در سفالگری میان این دو منطقه رواج داشته است. هدف تحقیق، مشخص نمودن سبک های سفالی مشترک ایران و آناتولی طی قرون دوم تا هفتم ه.ق برای فهم شواهدی از نحوه تأثیرات متقابل فرهنگی و هنری است. سؤالات پژوهش: کدام گونه‌های سفالی به‌صورت مشترک در ایران و آناتولی تولید شده‌اند؟ مسیرهای تجاری و مهاجرت‌های هنرمندان و صنعتگران چه نقشی در انتقال فناوری‌های سفالگری و تأثیرگذاری بر سبک‌های سفالینه‌های ایران و آناتولی داشته‌اند؟ روش پژوهش این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و شیوه گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای و الکترونیکی است. نتایج نشان می‌دهد که گونه‌های سفالی شانلوه، آق‌کند، زرین‌فام، مینایی، لاجوردین و فیروزه قلم-مشکی در هر دو منطقه تولید شده‌اند، اما دارای تفاوت‌های سبک‌شناختی محلی هستند. مسیرهای تجاری، به‌ویژه جاده ابریشم و راه‌های دریایی، نقش مهمی در انتقال فناوری‌های سفالگری و تأثیر بر سبک‌های سفالی داشته اند. همچنین مهاجرت هنرمندان و صنعتگران، تهاجمات نظامی و باورهای دینی و مذهبی در تعاملات فرهنگی میان ایران و آناتولی نقش اساسی ایفا کرده اند.

بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و روابط ایران و ترکمنستان

بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و روابط ایران و ترکمنستان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 55-78

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2073484.1930

محمد سمیعی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی چالش‌های ژئوپلیتیکی بهره‌برداری از منابع نفت و گاز در دریای خزر میان ایران و ترکمنستان می‌پردازد. سؤال اصلی پژوهش عنوان می‌دارد که ریشه اختلافات انرژی دو کشور در چه عواملی نهفته بوده و آیا این اختلافات صرفاً ناشی از مسائل حقوقی است یا تحت تأثیر منافع ملی و فشار بازیگران فرامنطقه‌ای نیز قرار دارد. فرضیه پژوهش بر این پایه استوار است که چالش‌های ژئوپلتیکی موجود محصول تعامل پیچیده میان ساختار حقوقی، تضاد منافع ملی و رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. روش تحقیق تحلیلی و کیفی است و بر تحلیل محتوای اسنادی و بررسی کتب و مقالات تخصصی استوار است. داده‌ها از منابع مکتوب، توافق‌نامه‌ها، کنوانسیون‌های خزر و مقالات علمی گردآوری و بر اساس سه سطح تحلیل (ساختاری، ملی و منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابهامات حقوقی خزر، فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های داخلی ایران، راهبردهای صادراتی ترکمنستان و نفوذ روسیه، چین و ایالات متحده آمریکا، همگی موجب تداوم و تشدید اختلافات شده‌اند. این نتایج فرضیه پژوهش را تأیید کرده و نشان می‌دهد که مدیریت پایدار منابع انرژی خزر نیازمند رویکردی ترکیبی از توافقات مشترک، دیپلماسی فعال و تقویت ظرفیت داخلی است.

افغانستان و محیط استراتژیک و تمدنی ایران

افغانستان و محیط استراتژیک و تمدنی ایران

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 105-122

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2053908.1864

بهادر امینیان

چکیده مساله اصلی این مقاله آنست که در محیط پیچیده استراتژیکی و تمدنی ایران افغانستان به صورت بالقوه چه نقشی دارد . ادعای مقاله آنست که هم پیوستگی ژئوپلیتیک دو کشور بسیار زیاد است ولی در عمل به دلایل مختلف ایران نتوانسته است از این به هم پیوستگی بهره ببرد و حتی آنرا تثبیت نماید .ایران و افغانستان به دلایل متعدد به شدت به هم پیوند خورده اند. در عین حال مساله افغانستان از دیرباز در ایران مورد بی توجهی قرار گرفته و توجه لازم به آن نمی گردد.ایران به دلیل مشکلات افغانستان مجبور به پرداخت هزینه های بسیار سنگینی شده که این تهدیدات بویژه از ابعاد ژئوپلیتیکی همانندمسایل امنیتی ، زیست محیطی و اجتماعی حالتی فزاینده دارد. سوال اصلی مقاله آنست که چگونه می توان پیوند دو کشور را تثبیت کرد و تهدیدات فزاینده از افغانستان را مهار نمود. در پاسخ به این سوال توضیح داده ی شود که ایران باید با اجرای یک طرح جامع اقدام به ایجاد تحولات گسترده در افغانستا ننماید که این طرح در مقاله توضیح داده شده است. این مقاله بر خلاف سایر مقالات رایج در مجلات کشور رویکردی سیاست نامه ای دارد.ادعای این مقاله آنست که ایران به شدت درگیر هزینه ها و تبعات مسایل افغانستان است و چاره ای بجز پرداختن ریشه ای به مسابل افغانستان ندارد و می تواند مسایل افغانستان را به شرط اتخاذ سیاست و مدیریت مناسب و بسیج توانمندیها به سمت آرامش ببرد. در نهایت و در بخش چه باید کرد پیشنهادی برای حل مسایل افغانستان تنظیم شده است.

شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 198-222

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2067601.1906

محمدجواد حیدریان دولت آبادی

چکیده ظهور مجدد طالبان در افغانستان و در دست‌گیری قدرت در سال ۲۰۲۱، بار دیگر بحث‌های حقوقی و سیاسی پیرامون شناسایی دولت‌ها در حقوق بین‌الملل را زنده کرده است. درحالی‌که بیشتر دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی از شناسایی رسمی طالبان امتناع ورزیده‌اند، فدراسیون روسیه با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه، مسیر تعامل تدریجی و حتی برخی اشکال شناسایی غیررسمی را در پیش گرفته است. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل تطبیقی و حقوقی، به بررسی سازگاری یا تعارض شناسایی طالبان از سوی روسیه با اصول و رویه‌های حقوق بین‌الملل می‌پردازد. در این چارچوب، مفاهیم کلیدی همچون تمایز میان شناسایی «دوفاکتو» و «دوژور»، دولت‌های غیراستاندارد، و تحولات نظم بین‌المللی پسا-غربی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. سپس آثار منطقه‌ای این روند بر منافع جمهوری اسلامی ایران تحلیل می‌شود؛ ازجمله این موارد بهره‌برداری ایران از وضعیت حقوقی مبهم طالبان برای حفظ مزیت‌های امنیتی و دیپلماتیک، تأمین پشت جبهه درحال تنش با غرب و اسرائیل و حفظ برگ ایران توسط روسیه در معامله اوکراین با غرب است. در پایان، مقاله بر ضرورت بازاندیشی در چارچوب‌های حقوقی شناسایی در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی نوین تأکید می‌ورزد.

مسئله اقوام تالش و تات در آذربایجان بعد ازفروپاشی شوروی

مسئله اقوام تالش و تات در آذربایجان بعد ازفروپاشی شوروی

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 171-190

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071914.1924

جلیل دارا، کوثر طالشی

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نه‌تنها موجب دگرگونی در مرزهای منطقه قفقاز شد، بلکه نقطه‌عطفی در تحولات سیاسی و اجتماعی جمهوری آذربایجان نیز به‌شمار می‌آید. در این میان، اقوام غیرآذری ایرانی‌تبار به‌ویژه تالش‌ها، تحت تأثیر این تحولات قرار گرفتند. این مقاله با هدف مسئله‌شناسی وضعیت این دو قوم در دوره پساشوروی، به بررسی ابعاد هویتی، سیاسی و اجتماعی آنان می‌پردازد. از آنجا که خلأ مطالعاتی در زمینه ظرفیت‌های کنش‌گری فرهنگی و اجتماعی این اقوام وجود دارد، انجام این پژوهش ضروری به‌نظر می‌رسد. افزون بر این، تمرکز بر اقوام کمتر مطالعه‌شده می‌تواند به فهم دقیق‌تری از نقش‌آفرینی‌های هویتی در تحولات منطقه‌ای و توازن فرهنگی قفقاز جنوبی کمک کند. در راستای تحلیل این موضوع، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از مفاهیم جامعه‌شناسی سیاسی جدید، در چارچوب نظری‌ چند لایه که شامل نظریه هژمونی فرهنگی، سیاست هویت و ژئوپلیتیک قومیت‌ها است، تلاش دارد سازوکارهای مقاومت فرهنگی و رشد آگاهی هویتی در میان این اقوام را تحلیل کند. این پژوهش با نگاهی تحلیلی، بهره‌گیری از روش کیفی و اتکا به منابع کتابخانه‌ای و اسناد تاریخی در پی پاسخگویی به این پرسش است که ظرفیت‌های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی قوم تالش در چارچوب نظری مذکور چگونه قابل تحلیل‌اند و این جوامع در برابر سیاست‌های هویت‌زدا چه واکنشی نشان داده‌اند؟فرضیه پژوهش حاکی از آن است که در سیاست‌های همگون‌ساز دولت و فقدان نهادهای مدنی مستقل، اقوام تالش از ظرفیت محدودی برای کنش‌گری سیاسی برخوردارند. با این حال، نشانه‌هایی از مقاومت فرهنگی و تقویت آگاهی هویتی درون‌گروهی در میان آنان قابل مشاهده است.

پدیدارشناسی راهبردهای حل اختلافات آبی ایران و افغانستان در حوضه هریرود

پدیدارشناسی راهبردهای حل اختلافات آبی ایران و افغانستان در حوضه هریرود

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 113-138

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731853

علی اکبرپور آلمه جوقی

چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی پدیدارشناسانه‌ی راهبردهای حل اختلافات آبی ایران و افغانستان در حوضه هریرود انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری، به بررسی ادراکات و تجربیات متخصصان حوزه‌های آب، روابط بین‌الملل و محیط‌زیست در سال‌های 1403 تا 1404 پرداخته است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انجام شد و در مجموع با 20 نفر مصاحبه نیمه‌ساختاریافته‌ی عمیق صورت گرفت. داده‌ها با بهره‌گیری از نظریه داده‌بنیاد و از طریق کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و گزینشی) تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که راهبردهای حل اختلافات آبی ایران و افغانستان در قالب 116 کد باز و 11 مقوله اصلی شامل «منافع متقابل»، «دیپلماسی رسمی و غیررسمی»، «نهادهای بین‌المللی»، «آموزش و توانمندسازی»، «تعاملات اقتصادی»، «مسائل زیست‌محیطی»، «هم‌افزایی علمی و محلی»، «اراده اجرایی»، «تعاملات فرهنگی و اجتماعی»، «شفافیت» و «سند راهبردی» دسته‌بندی می‌شوند. این مقولات در هفت حوزه کلیِ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، حقوقی و زیست‌محیطی سازمان‌دهی شدند. نتایج این مطالعه می‌تواند به سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیرندگان در نهادهای مسئول، برای طراحی راه‌حل‌های پایدار و کاهش تنش‌های آبی، به‌ویژه در حوضه هریرود، یاری رساند.

تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی بعد از توافق نوامبر سال 2020 و تاثیر آن بر منافع اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران

تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی بعد از توافق نوامبر سال 2020 و تاثیر آن بر منافع اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 139-172

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731854

علی اکبر جوکار، اکبر ولی زاده

چکیده توافق آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۰ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در خصوص منطقه قره‌باغ، نقطه عطفی در ساختار ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی محسوب می‌شود که مرزهای سیاسی و موازنه‌های امنیتی منطقه را بازتعریف کرده است. این توافق نه‌تنها قدرت بازیگران محلی را تغییر داد، بلکه نفوذ بازیگران فرامنطقه‌ای را نیز گسترش داد و چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی را برای کشورهای همجوار، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، ایجاد نمود. از منظر راهبردی ایران، پیامدهای این تحولات دوگانه است: از یک سو، بازگشایی مسیرهای ترانزیتی و امکان توسعه زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل، فرصت‌های اقتصادی قابل‌توجهی را فراهم ساخته و نقش ایران را به‌عنوان یک بازیگر کلیدی منطقه‌ای تقویت می‌کند؛ از سوی دیگر، تغییر موازنه‌های امنیتی و افزایش حضور نظامی و سیاسی بازیگران خارجی، تهدیدهای بالقوه‌ای برای ثبات مرزهای شمال غربی و امنیت ملی ایران ایجاد می‌کند. این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل کیفی، تحولات ژئوپلیتیک پس از توافق ۲۰۲۰ و پیامدهای آن بر منافع اقتصادی و امنیتی ایران را بررسی و ارزیابی می‌کند. یافته‌ها تأکید می‌کنند که اتخاذ سیاست‌های هوشمندانه، متوازن و چندجانبه در تعامل با بازیگران منطقه‌ای، برای حفظ و ارتقای منافع ملی ایران حیاتی است.

تحلیل ژئواکونومیک راهبرد مشترک هند و جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی: با تأکید بر توسعه کریدور شمال جنوب

تحلیل ژئواکونومیک راهبرد مشترک هند و جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی: با تأکید بر توسعه کریدور شمال جنوب

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 173-198

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731855

امیررهام شجاعی، سید مهدی ولایتی

چکیده جمهوری‌اسلامی ایران و هند در سیاست‌های خارجی خود تفاوت‌های بسیاری با یکدیگر دارند. هندوستان برخلاف فراز و فرودها عمدتاً همسو با نظم جهانی غربی عمل کرده است ولی ج.ا.ایران همواره در تضاد و تقابل با آن بوده است. برخلاف این تفاوت‌های بزرگ، این دو در برخی مسائل ژئواکونومیک مانند قفقاز جنوبی و توسعه کریدور شمال جنوب با توجه به منافع خود، به راهبردی مشترک رسیده‌اند . پرسش اصلی این پژوهش این است که چه عواملی سبب وجود راهبردهای مشترک میان ایران و هند در قفقاز جنوبی و به‌طور مشخص در قبال موضوع توسعه کریدور شمال جنوب شده است؟ فرضیه پژوهش این است که به دلیل مولفه‌های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک خاص کشور ایران و ارزش آن‌ها برای هند و همچنین منافع متقابل سرشار این پروژه برای ایران همکاری این دوکشور در این پروژه مشترک ممکن شده است. یافته‌های پژوهش همچنین حاکی از آن است که اگرچه به دلیل مزایای مشترک آن برای هر دو کشور، این پروژه به یک پیشرفت نسبی رسیده، با این حال ادامه پیگیری راهبردهای مشترک ایران و هند در این حوزه، تابع متغیرهای مهم دیگری در سطح نظام بین‌الملل و سایر معادلات منطقه‌ای است. پژوهش جاری با روش تحلیلی-تبیینی و از دید نظریه ژئواکونومی با استفاده از منابع کتابخانه ای مانند مقالات علمی، پایان نامه ها و سایت های خبری و تخصصی در پی بررسی چگونگی امکان این موضوع می‌باشد.

ماهیت و اهداف کریدور اقتصادی چین-پاکستان: واکاوی تأثیرات بر موقعیت ژئواکونومیک ایران

ماهیت و اهداف کریدور اقتصادی چین-پاکستان: واکاوی تأثیرات بر موقعیت ژئواکونومیک ایران

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 69-94

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729392

مهران بیگی درباغی، علیرضا نوری

چکیده چکیده
هدف این مقاله تحلیل تأثیرات اجرایی شدن کریدور اقتصادی چین-پاکستان (سیپک) بر موقعیت ژئواکونومیک ایران است. این کریدور یکی از پروژه‌های بزرگ زیرساختی منطقه‌ای، ذیل ابرپروژه کمربند،راه شامل شبکه‌ گسترده‌ای در سه حوزه اصلی زیرساختی، انرژی و توسعه اقتصادی است. به‌لحاظ جغرافیای، سیپک تنها یک پروژه دوجانبه که باعث تقویت روابط چین و پاکستان، توسعه اقتصادی پاکستان و تقویت نفوذ منطقه‌ای چین در جنوب آسیا خواهد شد نیست، بلکه ابعاد و تأثیرات منطقه‌ای قابل‌تأملی نیز دارد. به‌لحاظ موضوعی نیز این پروژه ضرورتاً اقتصادی نیست و ابعاد سیاسی، اجتماعی و حتی امنیتی نیز دارد. در این متن، سیپک بر موقعیت ژئواکونومیکی منطقه‌ای ایران تأثیراتی خواهد داشت که به ویژه در دو حوزه انرژی (صادرات گاز) و زیرساختی (ترانزیت) ملموس خواهند بود. این مقاله با روش تبیینی و در چهارچوب مفهومی ژئواکونومی جدید تلاش می‌کند این تأثیرات را مورد واکاوی قرار دهد. یافته‌های مقاله نشان می‌دهند که هرچند تأثیر سیپک بر موقعیت ژئواکونومیکی ایران ترکیبی از فرصت‌ها و چالش‌ها است و از منظر فرصت، ایران می‌تواند با اتخاذ سیاست‌ هوشمندانه از جمله ارتباط دادن ژئواکونومی خود با سیپک در قالب همکارهای کلان خود با چین از این پروژه به‌عنوان یک فرصت برای توسعه و تقویت جایگاه منطقه‌ای خود استفاده کند، اما به نظر می‌رسد، بُعد چالشی آن از جمله از طریق کاهش تقاضای پاکستان برای واردات گاز ایران و ارتقاء موقعیت ترانزینی این کشور از جمله بندر گوادار در برابر چابهار، موجب تضعیف نسبی موقعیت ژئواکونومیک ایران خواهد شد.
واژگان کلیدی: کریدور اقتصادی چین-پاکستان، ژئواکونومی، ایران، خط لوله صلح، گوادار، چابهار.

سیاست خارجی قدرت‌های نوظهور: ایران در آسیای مرکزی و قفقاز

سیاست خارجی قدرت‌های نوظهور: ایران در آسیای مرکزی و قفقاز

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 117-146

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729394

ابراهیم طاهری

چکیده قدرت‌های نوظهور به عنوان شکل جدیدی از قدرت‌ در عرصه بین الملل به رسمیت شناخته شده‌اند. در این راستا برخی از کشورها از جمله ایران را می‌توان به عنوان یک قدرت نوظهور درنظر گرفت. سوال پژوهش این است که راهبرد سیاست خارجی قدرت‌های نوظهور به صورت عام و راهبرد سیاست خارجی ج.ا.ا به صورت خاص در آسیای مرکزی – قفقاز جنوبی و آسیای جنوب غربی از کدام نوع است ؟. در پاسخ می‌توان گفت، قدرت‎های نوظهور عمدتا از راهبردهایی همچون موازنه‌گری سخت، دنباله‌روی، پرچین‌سازی، انطباق، مماشات و موازنه‌گری نرم برای دستیابی به اهداف خود بهره می‌گیرند. در مورد ایران بایستی خاطرنشان کرد این کشور در قالب راهبرد موازنه گری نرم در تلاش است با همراهی روسیه و چین جلوی هژمونی امریکا در آسیای مرکزی را سد کند. در قفقاز جنوبی از راهبرد پرچین سازی و موازنه‌گری از بیرون برای مهار ترکیه و جمهوری آذرباییجان بهره می گیرد. این کشور در آسیای جنوب غربی و زیرمناطق مختلف آن از راهبردهای متفاوتی استفاده می کند. در شامات موازنه‌گری سخت برای مهار اسرائیل و انطباق برای مهار ترکیه مورد توجه است، در خلیج فارس با هدف مهار محور امارات متحده عربی - عربستان سعودی از پرچین سازی استفاده کرده است. هدف این پژوهش بررسی راهبرد سیاسی – امنیتی قدرت‌های نوظهور با تاکید بر راهبرد سیاسی – امنیتی ج.ا.ا در دو محیط آسیای مرکزی - قفقاز و آسیای جنوب غربی است. روش پژوهش مورد استفاده از نوع تطبیق نظریه با مورد و روش مقایسه کیفی با بهره‌گیری از رویکرد توصیفی – تحلیلی است

الگوی روابط جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی

الگوی روابط جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 169-171

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729396

دانیال رضاپور

چکیده تغییرات ژئوپلیتیکی عمیق در قفقاز جنوبی تاثیر قابل توجهی بر روابط ایران و جمهوری ارمنستان داشته است. موقعیت جغرافیایی و اهمیت راهبردی، این منطقه را به یکی از مهم‌ترین مناطق در جهان تبدیل کرده است و حضور فعال بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر این رابطه تاثیر مستقیم گذاشته است. این پژوهش به دنبال ارزیابی الگوی رفتاری ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی مخصوصا بعد تحولات ناشی از جنگ دوم قره باغ در سال 2020 می‌باشد زیرا جنگ دوم قره‌باغ با تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای، محیط راهبردی و چشم‌انداز ترتیبات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی را متحول کرده است. در همین راستا سئوال اصلی تحقیق به این شکل مطرح می‌شود که الگوی رفتاری جمهوری اسلامی ایران در قبال ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی چگونه بوده است؟ با استفاده از مفهوم ژئوپلی‌نومیک استدلال می‌شود که الگوی رفتاری تهران برای حفظ توازن قوا در منطقه قفقاز جنوبی، گسترش رابطه سیاسی، امنیتی و اقتصادی با ارمنستان مخصوصا بعد جنگ دوم قره باغ می‌باشد؛ البته نگرانی‌های ژئوپلی‌نومی همانند همکاری نزدیک دولت پاشینیان با دولت‌های غربی، کریدور زنگزور و تبادل اطلاعاتی- نظامی به قوت خود باقی مانده است که بعد از سال 2020 سبب افزایش تنش‌ها در قفقاز جنوبی مخصوصا میان ایران و بلوک مقابل که شامل آذربایجان، ترکیه و رژیم صهیونیستی شده است. این مهم را براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش‌های پژوهش کیفی انجام می‌دهیم که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی –کتابخانه‌ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است.

ایران و بریکس: مهار یکجانبه‌گرایی در عصر گذار

ایران و بریکس: مهار یکجانبه‌گرایی در عصر گذار

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 95-124

کامران لطفی

چکیده یکی از مهم‌ترین مسائل دنیای امروز، سربرآوردن قدرت‌های نوظهور جهانی است که به‌دنبال آنند تا به‌یُمن تکیه بر توان اقتصادی و سیاسی خویش، ضمن به‌چالش کشیدن نظام تک قطبی جهانی، نقش‌آفرینی بیشتری در عرصه روابط‌بین‌الملل را برای خود تعریف نمایند. از این منظر، برخی معتقدند که نظام تک‌قطبی یکی از بی‌ثبات‌ترین سیستم‌ها است که در پایان به یک ائتلاف در برابر قدرت هژمون، منجر می‌شود. در همین زمینه، ایران یکی از بازیگرانی است که در صدد آن است تا از راه ترکیب توانایی‌های داخلی خود و اتحاد با دیگران، نوعی موازنه‌سازی با توسل به‌ظرفیت نهادهای مطرح جهانی از جمله بریکس در مواجهه با یکجانبه‌گرایی بین‌المللی برای خویش رقم زند. به‌همین منظور، ایران تمرکز خود را بر راهبرد تجدیدنظرطلبی و تلاش هرچه بیشتر در راستای کاهش و خنثی‌سازی قدرت دولت‌های تهدید کننده بدون رویارویی مستقیم، قرار داده است. بر همین اساس، سوال اصلی این تحقیق آن است که رویکرد ایران در اجلاس سران 2024 در سازمان بریکس مبتنی بر چه رویه‌ای بوده و از قِبَلِ این ائتلاف جهانی چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح است که ایران با رویکرد تجدیدنظرطلبانه نسبت به‌ساختار ناعادلانه نظام بین‌الملل به‌دنبال تعامل فزاینده با قطب‌های نوظهور قدرت از طریق تقویت بنیه اقتصادی و روابط سیاسی در چارچوب اِعراض از همکاری با قدرت‌های هژمون و نیز عزم راسخ جهت مشروعیت‌زدایی و مهار ساختار یکجانبه‌گرایانه و هژمونیک نظام‌بین‌الملل می‌باشد و این امور را به‌عنوان اهداف راهبردی در رویکرد جهانی خود بواسطه الحاق و عضویت رسمی در بریکس، تعریف نموده است.

نوروز ، بستری مشترک برای دیپلماسی فرهنگی ایران و ترکیه

نوروز ، بستری مشترک برای دیپلماسی فرهنگی ایران و ترکیه

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 113-134

علی زارع، سید محمد کاظم سجادپور

چکیده نوروز یکی از آیینهایی است که هر ساله با اعتدال بهاری در ایران و کشورهای متاثر از حوزۀ تمدنی ایران و نیز ترکیه برگزار می‌شود. نوروز یک پدیدۀ فرهنگی است و می‌تواند به عنوان عنصری کلیدی برای پیوند کشورهای برگزار کنندۀ آن باشد. ایران و ترکیه به عنوان دو کشور همسایه، همیشه با یکدیگر در حال مراودات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوده و هستند. یکی از مهم‌ترین عناصر فرهنگی مشترک بین ایران و ترکیه، نوروز باستانی است. پرسش مقالۀ حاضر این است که نوروز چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در دو کشور ایران و ترکیه دارد و نقش نوروز در دیپلماسی فرهنگی دو کشور چگونه ارزیابی می‌شود و این که چه خطوط اشتراکی فرهنگی بین ایران و ترکیه وجود دارد. به نظر می‌رسد با توجه به اهمیت قدرت نرم و نمودهای فرهنگی، نوروز می‌تواند به تعمیق روابط فرهنگی ایران و ترکیه کمک شایانی کند. مراسم پیشواز رفتن نوروز، خانه تکانی، سفرۀ هفت سین، خرید لباس نو و دید و بازدید اقوام جزء اشتراکات نوروزی بین دو کشور است. از بعد تفاوت‌ها، نوروز در نقاط مختلف ایران و ترکیه دارای تفاو‌هایی در باب چگونگی برگزاری مراسم و تفاوت‌های مردم‌شناختی است که بدان اشاره شده است. در کنار نوروز، میراث زبان و ادب فارسی و نفوذ آن بر فرهنگ ترکی، مجموعه‌های خطی فارسی در مراکز فرهنگی ترکیه و آثار منظوم و منثور مولانا جزء خطوط اشتراک فرهنگی ایران و ترکیه به شمار می‌روند. روش پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و گردآوری داده‌ها از مقالات، کتاب‌ها و بررسی آنها به روش توصیفی-تحلیلی است

راهبرد ائتلافی اسرائیل در آسیای مرکزی و تاثیر آن بر محیط امنیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران

راهبرد ائتلافی اسرائیل در آسیای مرکزی و تاثیر آن بر محیط امنیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران

دوره 30، شماره 127، پاییز 1403، صفحه 121-144

کامران لطفی، رحمان حریری

چکیده رژیم صهیونیستی  بهینه ­سازی و توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی را در اولویت روابط خارجی خود دارد؛ زیرا وابستگی آن به منابع انرژی همچنان تداوم دارد و این مناطق می­ توانند پاسخگوی نیاز­ سوخت­های فسیلی این کشور باشند و آن را تا حد زیادی مرتفع سازند. این مقاله به ­­دنبال یافتن پاسخی برای این سؤال است که رژیم صهیونیستی از توسعه دامنه حضور و نفوذ خود در آسیای مرکزی چه اهدافی را دنبال می­کند؟ در راستای جستجو برای یافتن پاسخی منطقی به ­­پرسش مذکور این فرضیه به­ سنجش گذاشته شده که گسترش حضور و نفوذ رژیم صهیونیستی در آسیای مرکزی در جهت اتحاد و همگرایی با کشورهای این منطقه با هدف ایجاد واگرایی و اعمال فشار بر محیط پیرامونی و امنیت­ ملی ایران است. لازم به ذکر است که مبانی متدولوژیک در این مقاله، نظریه ­های ائتلاف و واگرایی می­باشد و روش تحقیق نیز کیفی از نوع عِلّی است.

کریدور غلات در دریای خزر

کریدور غلات در دریای خزر

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 29-54

میکائیل مدیرروستا، محمدرضا دهشیری

چکیده ایران در دریای خزر با چهار کشور ساحلی دیگر همسایه است که از بین آن‌ها دو کشور روسیه و قزاقستان جزو بزرگ‌ترین صادرکنندگان غلات و گندم در جهان هستند. ایران نیز فناوری پیشرفته و توانمندی ویژه‌ای در حوزه فرآوری غلات و تولید غذا دارد که همواره بیشتر ظرفیت آن نیمه‌فعال است. پرسش اصلی این است که کریدور غلات در دریای خزر چه فایده‌ای برای ایران دارد و تهران چگونه می‌تواند زمینه ایجاد و توسعه آن را فراهم کند؟ در این پژوهش از دو نظریه «مزیت نسبی» و «مزیت نسبی محلی» استفاده شده که بر مبنای آن‌ها ایران از فرصت‌هایی مانند فناوری پیشرفته برای فرآوری غلات، چارچوب‌های قانونی نظیر موافقت‌نامه اتحادیه اقتصادی اوراسیا و مسیر جغرافیایی سریع و کوتاه‌تر مانند کریدور شمال - جنوب برخوردار است. به دلیل برخی اشتباهات موجب شده که ایران نتواند به صادرکننده غلات فرآوری‌شده در جهان تبدیل شود. با بهره­گیری از الگوی ترکیه، ایران می‌تواند با تولید غلات موردنیاز خود در داخل، مازاد بر آن را به‌منظور فرآوری از روسیه و قزاقستان وارد کرده و سپس با ایجاد ارزش افزوده آن را به سایر کشورها صادر کند. درنتیجه باتوجه به این عوامل و قابلیت ایران برای انتقال این کالاها، دریای خزر می‌تواند به یک کریدور بین‌المللی در زمینه غلات تبدیل شود که طی آن یک نوع زنجیره ارزش بین سه کشور ساحلی به‌وجود می‌آید.
 

واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ

واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 159-196

فاطمه عرفانی، اکبر ولی زاده

چکیده قفقاز جنوبی همواره مورد توجه قدرت‌های بزرگ بوده است و پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991م. به صحنه‌ای برای رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. ایران و روسیه از جمله کشور‌هایی هستند که این منطقه برای آن­ها دارای اهمیت راهبردی است. یکی از بحران‌های مهم قفقاز جنوبی، بحران قره‌باغ است که در طول تاریخ مراحل مختلفی داشته است. جنگ اول قره‌باغ از سال 1991 تا 1994م. ادامه داشته است. جنگ دوم قره‌باغ نیز در 27 سپتامبر 2020م. آغاز شد و به مدت 44 روز ادامه یافت. به باور نگارندگان مفهوم «نوار شکننده» می‌تواند چارچوب مفیدی برای واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ‌ اول و دوم قره‌باغ باشد. در این پژوهش، قفقاز جنوبی به عنوان نوار شکننده در نظر گرفته شده است. نگارندگان در پاسخ به این سوال که «دو کشور ایران و روسیه در برابر جنگ‌ اول و دوم قره‌باغ چه رویکردی داشته‌اند و چه عواملی بر رویکرد آن‌ها تأثیرگذار بوده است؟» این فرضیه را مطرح می‌کنند، «عواملی مانند علاقه‌مندی به حفظ استقلال و امنیت منطقه‌ای، میانجی‌گری در منازعات منطقه‌ای، رقابت با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، عوامل داخلی هر کشور و همچنین نیاز به تحقق منافع ملی، در رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ تأثیرگذار بوده است». برای پاسخ به این پرسش، از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.

پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین در حوزه انرژی و اهمیت ژئوپلیتیکی ایران

پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین در حوزه انرژی و اهمیت ژئوپلیتیکی ایران

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 197-224

افسانه حق بین، منوچهر انصاری

چکیده وقوع حمله روسیه به اوکراین در فوریه سال 2022 میلادی، علاوه بر آسیب رساندن به اقتصاد اوکراین، موجب تحت فشار قرار گرفتن روسیه و کشورهای اروپایی در زمینه تجارت گاز به دلیل از دست دادن شریک تجاری عمده گردیده است. این پژوهش در پی پاسخ به دو سوال اساسی است: 1-جنگ میان روسیه و اوکراین چه تاثیری بر ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در حوزه انرژی داشته است؟ 2-آیا این جنگ بر جایگاه ایران در حوزه انرژی در بازارهای جهانی تاثیرگذار خواهد بود؟ این پژوهش به روش مروری-روایتی انجام شده است. وقایع و تحولات صورت گرفته پس از اقدام روسیه در کاهش قابل توجه حجم گاز انتقالی به اروپا تاکنون نشان دهنده از دست رفتن تدریجی جایگاه سابق اوکراین، روسیه و اتحادیه اروپا در بازارهای جهانی و وابستگی روزافزون کشورهای اروپایی به ایالات متحده آمریکا در تامین انرژی مورد نیاز خود می باشد. در صورت خودداری کشورهای اروپایی از همکاری های تجاری گسترده با کشورهای دارنده منابع عظیم نفت و گاز مانند ایران، علاوه بر تشدید وابستگی آن ها به ایالات متحده آمریکا، آن ها را از دستیابی به منابع انرژی ارزان تر محروم می نماید. .

مناقشه قره باغ و استراتژی ایران و ترکیه

مناقشه قره باغ و استراتژی ایران و ترکیه

دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 31-66

حمید درج

چکیده جمهوری آذربایجان پس از کسب استقلال با بحران ناشی از اشغال اراضی از جانب ارمنستان مواجه شد. مناقشه قره‌باغ بعدها به دلیل دخالت برخی قدرت‌های خارجی به یک بحران منطقه‌ای تبدیل شد. در این میان، تصور می‌شود که حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان تلاشی برای گسترش حوزه نفوذ خود هم از طریق حمایت از مواضع باکو در مناقشه قره‌باغ و هم از طریق به حاشیه راندن نفوذ ایران و روسیه در منطقه است. ایران نیز نگران از سرریز شدن ناامنی‌ها به درون مرزهای شمال غربی خود، خواهان توقف این درگیری است و ضمن مخالفت با مداخله خارجی در این بحران، بر حل‌وفصل مناقشه از طریق دیپلماسی تأکید دارد. سؤال اصلی پژوهش این است که ایران و ترکیه در قبال مناقشه قره­ باغ چه راهبردی را دنبال می‌کنند؟ فرضیه پژوهش این است که ترکیه تحت توسعه سیاست ترک­ گرایی و اوراسیاگرایی خود با هدف تأمین اهداف و سیاست‌های منطقه­ ای خود، اوضاع در قره‌باغ کوهستانی را به نفع باکو تغییر داده است که این امر ضمن تغییر معادلات به ضرر ایران و تأثیر بر امنیت ملی آن، در درازمدت مطلوب ترکیه خواهد بود. از سویی، ایران ضمن به رسمت شناختن حق حاکمیت جمهوری آذربایجان بر قره ­باغ، با هرگونه تغییرات ژئوپلیتیکی در مرزهای شمالی خود مخالفت می­ ورزد و در این راستا، در تلاش است تا از شکل­ گیری نظم و موازنه قدرت منطقه­ ای به ضرر تهران و هم ­پیمانان آن در قفقاز مبادرت ورزد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از روش تحلیل مقایسه­ ای از نوع کیفی استفاده شده است.

کریدور میانی و منافع ایران در قفقاز جنوبی

کریدور میانی و منافع ایران در قفقاز جنوبی

دوره 29، شماره 121، بهار 1402، صفحه 27-54

احمد رشیدی

چکیده در یک رویکرد واقع ­گرایانه، منافع امنیتی ایران در قفقاز جنوبی در سایۀ حفظ توازن منطقه ­ای قدرت تأمین می‌شود. بر همین پایه، برنامه ساخت کریدور زنگه ­زور منجر به برخی نگرانی ­ها در محافل سیاسی و مدنی ایران نسبت‌به انگیزه­ ها و نتایج این اقدام شده است. مقالۀ حاضر با تمرکز بر این نگرانی ­ها، تهدیدهای احتمالی ساخت این کریدور علیه منافع ج.ا. ایران را می ­کاود و در این فرایند به این پرسش پاسخ می­ دهد که برنامه ساخت کریدور زنگه ­زور دربردارندۀ چه تهدیدهایی علیه منافع ج.ا. ایران است. یافته ­های پژوهش نشان می ­دهد ایجاد کریدور زنگه ­زور در خاک ارمنستان، بر پایۀ برنامه­ های اعلام‌شده از سوی محور جمهوری آذربایجان- ترکیه، می ­تواند توازن منطقه ­ای قدرت را به ضرر ج.ا.ایران تغییر دهد؛ بنابراین پیشبرد این پروژه تهدیدی امنیتی علیه منافع ژئوپلتیک و اقتصادی ج.ا.ایران تلقی می­شود که اهم موارد آن عبارت‌اند از: امکان تغییر ژئوپلتیک مرزها از طریق انسداد مرز زمینی ایران و ارمنستان؛ امکان همگرایی ارمنستان با بلوک غرب و تشدید تنهایی استراتژیک ج.ا.ایران؛ کاهش مزیت ­های ترانزیتی ایران در کریدور شمال-جنوب؛ افزایش نفوذ ترکیه در منطقه؛ به مخاطره افتادن حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی از طریق پیشبرد طرح پان­ ترکیستی و احیای قوم‌گرایی آذری؛ تقویت حضور ناتو، اسرائیل و روسیه در مرزهای شمالی کشور. به لحاظ تئوریک این مقاله از چارچوب نظری موازنۀ قوا در مکتب واقع­گرایی سود می ­برد و با توجه به اینکه به چرایی مواضع مخالف ج.ا.ایران پاسخ می ­دهد، روش پژوهش از نوع پژوهش ­های تبیینی و علت ­کاو است.

فرهنگ استراتژیک و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان (1398-1358)

فرهنگ استراتژیک و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان (1398-1358)

دوره 28، شماره 120، زمستان 1401، صفحه 25-54

محمدتقی جهانبخش، غلامعلی چگنی زاده، اصغر کیوان‌حسینی

چکیده فرهنگ استراتژیک ازجمله مفاهیم نو در ادبیات روابط بین‌الملل است که نخستین بار توسط جک اسنایدر مورد استفاده قرار گرفت. بررسی‌های علمی انجام‌شده پیرامون آثار فرهنگ استراتژیک بر رفتارهای جمهوری اسلامی ایران به طور عمده طی دو دهه اخیر و به‌ویژه با بحرانی شدن پرونده هسته‌ای و سپس برنامه موشک‌های بالستیک صورت گرفته است. تلاش ما در این مقاله معطوف به بررسی این سؤال خواهد بود که فرهنگ استراتژیک چگونه به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان طی سال‌های 1358 تا 1398 شکل داده است؟ پاسخ موقت به این پرسش آن است که فرهنگ استراتژیک از طریق شکل‌دهی به رفتارهای استراتژیک و پایدار موجب شده است که جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های 1358 تا 1398، برخلاف تحولات سیاسی و گفتمانی داخلی، سیاستی نسبتاً مستمر و فراگفتمانی در قبال افغانستان داشته باشد. این مقاله از نوع توصیفی ـ تحلیلی بوده و پژوهشگر داده‌های مورد نیاز را با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، فضای مجازی و مصاحبه با برخی از متصدیان سیاست خارجی کشورمان در قبال افغانستان طی دوره مورد مطالعه جمع‌آوری نموده است.

مدیریت بحران‌ها و بلایای طبیعی: مطالعه تطبیقی ایران و آسیای مرکزی

مدیریت بحران‌ها و بلایای طبیعی: مطالعه تطبیقی ایران و آسیای مرکزی

دوره 28، شماره 119، پاییز 1401، صفحه 153-173

صدیقه نصری فخر داوود

چکیده بحران می‌تواند هم زندگی انسان‌ها و هم مشروعیت دولت‌ها را که تأمین‌کننده امنیت و رفاه هستند؛ به چالش کشیده و هزینه‌های بسیاری را به بار آورد. بحران‌های طبیعی که در همه جهان رخ می‌دهد؛ در برخی مناطق مانند آسیای مرکزی از وسعت و تعدد بیشتری برخوردار است. استفاده از تجربیات سایر کشورها تأثیر بسزایی در کاهش آثار مخرب آن دارد. بدین منظور این پژوهش باهدف شناسایی مدیریت بحران و بهره‌مندی از آموخته‌های مشترک سه کشور ایران، تاجیکستان و قزاقستان به مطالعه تطبیقی پرداخته و قصد پاسخ به این پرسش را دارد که چه تفاوت و شباهت‌هایی در نوع، سابقه، ساختار و قوانین مدیریت بحران در این کشورها وجود دارد؟ روش مطالعه کیفی است و داده‌های گرداوری شده از اسناد مدیریت بحران کشورهای منتخب،  با استفاده از نرم‌افزار مکس کیو دی‌ای مورد تحلیل قرارگرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد این کشورها ضمن داشتن تشابه نسبی در نوع بحران، اگرچه ازنظر سابقه و ساختار مدیریتی تفاوت اندکی دارند؛ اما بررسی مقایسه‌ای قوانین پیشگیری، آمادگی و مواجه با بحران نشان‌دهنده تفاوت  قانون‌گذاری است که نتایج متفاوتی را نیز در عمل به دنبال داشته است.

ادراک تهدید در روابط ایران و عربستان در خاورمیانه و آسیای مرکزی

ادراک تهدید در روابط ایران و عربستان در خاورمیانه و آسیای مرکزی

دوره 28، شماره 118، تابستان 1401، صفحه 139-165

علی کرمی، محمدرضا اقارب پرست

چکیده وقوع جنگ‌ها و منازعات در سطوح مختلف در روابط بین‌الملل را می‌توان از منظر ادراک تهدید تحلیل و بازشناسی کرد. ادراک تهدید، به عنوان یک عامل مداخله‌گر در انتخاب کشورها برای ورود به جنگ، بازدارندگی، اجبار، اتحاد و هر شکل دیگریست. روابط دو کشورِ ایران و عربستان، به عنوان دو قدرت مهم خاورمیانه و جنوب غرب آسیا، که به ویژه پس از وقوع انقلاب اسلامی دچار دگردیسی جدی شده و از حالت همکاری به منازعه تغییر شکل داده است، نیز می‌تواند از این منظر مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. پرسش تحقیق حاضر آن است که ادراک تهدید چگونه بر جهت گیری سیاست خارجی دو کشور ایران و عربستان(بویژه در دو منطقه خاورمیانه و آسیای میانه) در قبال همدیگر تاثیرگذار بوده است؟ روش تحقیق در این مقاله کیفی از نوع توصیفی - تحلیلی و مراجعه به منابع و نیز خبرگزاری‌هاست. این مطالعه به یکی از متأخرترین بحران‌ها در روابط خارجی دو کشور، یعنی مخاصمات ایجاد شده در پی اعدام شیخ نمر توسط خاندانِ سعودی و قطع روابط دیپلماتیک دو کشور در سال 2016، می پردازد. از طریق تمرکز بر این بحران که از حیث گستردگی متفاوت از بحران‌های پیشین در روابط خارجی دو کشور است، این پژوهش درصدد است تا جایگاه ادراک تهدید در روابط خارجی دو کشور طی این بازه زمانی را بررسی کند. با اتکا به چارچوب نظری ادراک تهدید و شاخص‌های موردنظر کوهن از ادراک تهدید، یعنی گفتار تصمیم‌سازان و رهبران و واکنش آنها به تهدیدات و نیز فرایندهای مقابله‌جویانه آنها در برابر درک تهدید، نشان داده می‌شود که این عامل در این دوره نقشی برجسته و غیرقابل انکار در شکل‌دهی به سیاست خارجی دو کشور و منازعات رهبران دو کشور در دو منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی ایفا کرده است.

تحول در موازنه آفند-پدافند روسیه و ایران

تحول در موازنه آفند-پدافند روسیه و ایران

دوره 28، شماره 117، بهار 1401، صفحه 49-70

سکینه هاشمی، محمد توحیدفام، احمد بخشایش اردستانی

چکیده گسترش ناتو و اتحادیه اروپایی به شرق با دامن‏زدن به فضای عدم‏قطعیت راهبردی در مناسبات دولت‏های غربی با روسیه به بهای تشدید معضل امنیت در سراسر اوراسیای مرکزی تمام شده و مسکو را به اتخاذ تصمیم‏های سخت و بعضاً ناسازگار با صلح و ثبات منطقه‏ای واداشته است. در این شرایط، همگرایی دولت‏های خواهان تغییر حکمرانی جهانی می‏تواند رفتارهای تهاجمی علیه نظام سلطه را تعدیل و پدیده تغییر وضع موجود را به‏شیوه مسالمت‏آمیز دنبال نماید. مقاله حاضر این رویکرد را برپایه تأثیر «مناسبات ویژه ایران با روسیه در حوزه‏های راهبردی» بر «پیش‏بینی‏پذیری رفتارهای مسکو و کاهش معضل امنیت در اوراسیای مرکزی به‏واسطه تغییر موازنه در سیاست خارجی و دفاعی روسیه از آفند به پدافند» توضیح می‏دهد. از این رو مقاله به‏دنبال یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش است که «دلایل و شیوه‏های تأثیرگذاری ایران بر تغییر رویکرد آفندی روسیه به‏نفع پدافند و بنابراین، کاهش معضل امنیت در اوراسیای ‏مرکزی کدام‏اند؟» ‏پاسخ اولیه مقاله به بخش چرایی پرسش در «اتحاد طبیعی ایران و روسیه» نهفته است و ‏عمده دلیل اثرگذاری ایران بر تحول در موازنه آفند-پدافند روسیه را نیز در «تهدیدها و دغدغه‏های ‏مشترک ایران و روسیه از جانب غرب و سازواری منافع دو کشور در متوقف‏ساختن ‏توسعه‏طلبی‏های غرب در مرزهای غربی و شمالی» جستجو می‏کند. مقاله پیشرو از نوع توصیفی-تحلیلی ‏بوده و از روششناسی استنتاجی بهره برده است.‏ یافتههای مقاله نیز که به‏طور عمده برپایه استناد به شواهد عینی-تاریخی و استدلال منطقی تجزیه‏وتحلیل شده‏اند بر صدق پاسخ‏های اولیه گواهی می‏دهند.

ایران و روسیه در دریای خزر: رژیم حقوقی و همکاری‌ها

ایران و روسیه در دریای خزر: رژیم حقوقی و همکاری‌ها

دوره 28، شماره 117، بهار 1401، صفحه 99-126

علی تیزتک، حمید احمدی

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، منطقه دریای خزر را از یک موقعیت جغرافیائی محض و آرام خارج نمود و فرصت ها و چالش های زیادی را به لحاظ ژئوپلیتیک برای ایران و روسیه بوجود آورد. این تحول بنیادین باعث تغییر در مرزهای سیاسی پیرامون دریای خزر گردید و بر رژیم حقوقی این دریا هم تاثیرگذاشت. سیاست ها و رویکردهای ایران و روسیه در قبال رژیم حقوقی دریای خزر هم دچار تحول و تغییر اساسی گردید. همزمان با بروز اختلاف نظر و دیدگاه کشورهای ساحلی درباره رژیم حقوقی و نحوه بهره برداری از منابع دریای خزر، زمینه مناسب برای حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقه ای و بزرگ در دریای خزر فراهم شده بود. در چنین شرایطی، همسوئی سیاست های ایران و روسیه برای مدیریت تحولات رژیم حقوقی دریای خزر و جلوگیری از تبدیل دریای خزر به منطقه جدید تنش و همچنین نزدیک نمودن دیدگاه ها و مواضع سایر کشورهای ساحلی بسیار مهم و تاثیرگذار بوده است. پرسش اصلی و محوری مقاله حاضر این است که سیاست‌های ایران و روسیه در قبال رژیم حقوقی دریای خزر چه تاثیری بر گسترش همکاری‌های پنج جانبه میان کشورهای ساحلی دریای خزر داشته است؟ در مقاله حاضر این فرضیه به آزمون گذاشته می شود که سیاست‌های ایران و روسیه در قبال رژیم حقوقی دریای خزر - فارغ از ذهنیت‌های منفی تاریخی گذشته بین دو کشور به دلایلی همچون پیوستگی جغرافیائی، الزامات منطقه ای، سرنوشت مشترک و آسیب پذیری دریای خزر ناشی از حضور قدرت های بزرگ و نگرانی از بروز بی ثباتی و ناامنی در دریای خزر ، بیشتر هم گرا بوده و به تقویت همکاری ها و انعقاد اسناد مختلف همکاری پنج جانبه میان کشورهای ساحلی منجر شده است. مقاله حاضـر از نوع تحلیلی - توصیفی و روش مورد استفاده اسـتنتاجی است و داده ها با استفاده از منابع اینترنتی و کتابخانـه‌ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

مطالعۀ تطبیقی قدرت نرم ایران و ترکیه در جمهوری آذربایجان

مطالعۀ تطبیقی قدرت نرم ایران و ترکیه در جمهوری آذربایجان

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 139-164

زینب نوریان، مهناز گودرزی

چکیده جمهوری آذربایجان از جمله کشورهای مهم منطقۀ قفقاز جنوبی است که به واسطۀ دارا بودن موقعیت ژئوپلیتیک تعیین‌کننده در حوزۀ انرژی، به ویژه پس از فروپاشی شوروی، محمل رقابت قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده است. این رقابت در حوزه‌های مختلف قدرت سخت و نرم رایج بوده است. ایران و ترکیه از جمله کشورهایی هستند که به‌واسطه پیشینۀ تمدنی و فرهنگی و نیز رقابت منطقه‌ای، در عرصۀ سیاسی و اقتصادی این کشور حضور دارند. یکی از زمینه‌های رقابت این دو در جمهوری آذربایجان، قدرت نرم بوده است. بر این اساس، پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که قدرت نرم ایران و ترکیه در جمهوری آذربایجان بر چه محورها و مؤلفه‌هایی استوار است؟ روش پژوهش، کیفی از نوع توصیفی- تحلیلی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که هر دو کشور بر مؤلفه‌های زبانی و مذهبی در ارتباط با این جمهوری تأکید می‌کنند و درعین‌حال، تفاوت شیوۀ حکمرانی ایران و ترکیه و نیز جهت‌گیری سیاست خارجی آن‌ها، بر قدرت نرم دو کشور در جمهوری آذربایجان تأثیرگذار بوده است. بر اساس نتیجۀ پژوهش، ترکیه از مؤلفه‌های مذهبی، زبانی، قومی و حکمرانی عرف‌گرا جهت پیشبرد قدرت نرم خود در جمهوری آذربایجان استفاده می‌کند. مؤلفه‌های قدرت نرم ایران در جمهوری آذربایجان شامل عناصر فرهنگی- مذهبی و رویکرد میانجیگرانه در جریان مناقشات جمهوری آذربایجان مانند بحران قره‌باغ است.