کلیدواژه‌ها = قطب شمال
تعداد مقالات: 3
سیاست راهبردی فدراسیون روسیه در قطب شمال

سیاست راهبردی فدراسیون روسیه در قطب شمال

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 3-28

دانیال رضاپور

چکیده اهمیت قطب شمال از زمانی نمایان شد که روسیه یک فروند زیر دریایی خود را در دوم اوت سال 2007 به ژرفای 4261 متری اقیانوس منجمد شمالی فرستاد و پرچم این کشور را در بستر این اقیانوس نصب کرد. روسیه، علاوه بر برخورداری از بیشترین مرز بـا قطب و بیشترین حجم منابع تخمین زده­شده در این منطقه و بزرگ­ترین ناوگان یخ­شکن جهان، بـه دلیل موقعیت جغرافیایی منحصربه فرد قطب شمال نسبت بـه آن از لحاظ اشراف بـر مناطق مختلف این کشور برای هرگونه حمله نظامی احتمالی، جایگاه راهبردی و اسـتراتژیک نیز دارد.  هدف اصلی پژوهش ردیابی ماهیت و نقش قطب شمال در سیاست­های راهبردی روسیه و سؤال اصلی پژوهش پیرامون اصول و ماهیت راهبردی سیاست­های روسیه در منطقه قطب شمال است؟ در پاسخ به این سؤال با توجه به اصل تبیین راهبردها بر اساس منافع در چارچوب قدرت این فرضیه مطرح است که راهبردهای روسیه در این منطقه، مبتنی بر شرایط و منشأ و منبع تهدید است و شامل مجموعه­ای از راهبردهای برگرفته از سیاست داخلی در قبال بهره­گیری از منافع اقتصادی و محیط‌زیستی، سیاست خارجی شامل راهبرد تنش و واکنش شدید در مواجه با تهدیدات ناشی از هژمون (گسترش ناتو) و متحدان آن و راهبرد ائتلافی با بازیگران فرامنطقه­ای (چین) است.. روش بر توصیف و تحلیل داده‌های کتابخانه­ای و اینترنتی است.

روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

دوره 25، شماره 106، تابستان 1398، صفحه 91-119

سمیه قنبری

چکیده شواهد موجود حاکی از فقدان هرگونه درگیری جدی در شمالگان است، اما تلاش مسکو برای تقویت دارایی ‏ها و مواضع نظامی خود در این منطقه از سوی محافل رسانه‏ ای و سیاسی غرب به‏ طور عمده به نظامی ‏گری تعبیر شده‏ است. با این همه، تأکید تمامی اسناد راهبردی روسیه بر انتفاع اقتصادی روسیه از منابع و مسیرهای ناوبری شمالگان است و به هیچ تهدید نظامی خاصی در این منطقه ارجاع نمی ‏دهند. این نوشتار با هدف ارزیابی ماهیت حضور و گسترش نظامی مسکو در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه به‏ منظور کشف نسبت آن با دو مقوله نوسازی نظامی و نظامی ‏گری تدوین شده ‏است. بنابراین پرسش محوری مقاله این است که آیا «ماهیت حضور و گسترش توانایی‏ های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به ‏طور عمده مبتنی بر نوسازی نظامی  بوده و یا نظامی‏ گری؟و چرا؟» پاسخ اولیه این بوده‏ است که «ماهیت حضور و گسترش توانایی ‏های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به‏ دلیل اهداف راهبردی مسکو (شامل دفاع از حق حاکمیت این کشور در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه در برابر ناتو، حمایت از منافع اقتصادی و کشتی‏رانی و بهره‏ مندی از آنها و رسمیت‏ بخشیدن به نقش روسیه به‏عنوان یک قدرت بزرگ) مبتنی بر نوسازی نظامی و نه نظامی‏ گری بوده‏ است». یافته ‏های مقاله نیز با روش توصیفی-تحلیلی و توسل به دوگانه تدافعی-تهاجمی تحت رویکرد نظری نوواقع‏گرایی صورت پذیرفته‏ است.

حوزه های اختلاف میان روسیه و غرب در دوره چهارم ریاست جمهوری پوتین

حوزه های اختلاف میان روسیه و غرب در دوره چهارم ریاست جمهوری پوتین

دوره 25، شماره 105، بهار 1398، صفحه 39-68

علیرضا ثمودی پیله رود

چکیده با انتخاب مجدد پوتین در 19 مارس 2018، دوره جدیدی از روابط میان روسیه و غرب آغاز شده است. همزمان با دوره چهارم ریاست جمهوری پوتین، روسیه پیغام‌های متضادی را در مورد روابط با اتحادیه اروپا و آمریکا ارسال می‌کند. با توجه به این که پوتین از سال 1999 به عنوان نخست­وزیر در ساختار قدرت حضور داشته است در پایان دوره چهارم ریاست جمهوری خود به اندازه برژنف در قدرت حضور خواهد داشت. در دوره حضور پوتین در کرملین، روابط میان غرب و روسیه، مقاطعی از تنش و همزیستی مسالمت­ آمیز را تجربه کرده است. در اوایل دهه 90 میلادی  این خوش­ بینی وجود داشت که روسیه به حکومتی دموکراتیک تبدیل خواهد شد و بخشی از چارچوب ارزشی و هنجاری غرب خواهد بود. روسیه پس از پایان جنگ سرد با توجه به تلقی خود به عنوان قدرت بزرگ به دنبال آن بود تا عضوی برابر با سایر کنشگران در نظام بین ­الملل باشد و مخالف دیکته­شدن دستورالعمل از سوی کشورهای غربی و اجبار برای پذیرفتن چارچوب ارزشی و هنجاری آنها بود. با این حال به ویژه از اوایل هزاره سوم برخی موضوع ­ها و اختلاف نظرها موجب دور شدن دو طرف از یکدیگر و ایجاد تنش در روابط روسیه و غرب شده است. پرسش اصلی مقاله عبارت است از «حوزه­ های اختلاف میان فدراسیون روسیه و غرب چگونه قابل ارزیابی است؟» فرضیه مطرح­ شده نیز عبارت است از پندار متفاوت روسیه و غرب نسبت به نظام بین ­الملل پس از پایان جنگ سرد، تلاش روسیه برای تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرتی فراگیر، عدم اعتقاد نخبگان جدید روس به ارزش‌های بنیادین سنتی غربی و عدم پذیرش وجود حوزه ­های خاص نفوذ روسیه از سوی غرب و مغایرت داشتن رفتار روسیه موجب دور شدن روسیه و غرب از یکدیگر و در نتیجه بروز بحران ­های مختلف میان دو طرف شده است.