کلیدواژه‌ها = Economic
تعداد مقالات: 4
اهداف ترکیه در قفقازجنوبی

اهداف ترکیه در قفقازجنوبی

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 135-161

حسین فتاحی اردکانی

چکیده قفقاز جنوبی منطقه بسیار مهمی است که در چشم‌انداز ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم از جایگاه قابل توجهی برخوردار است. جنگ‌های اوکراین و قره‌باغ برای ترکیه فرصت منحصربه‌فردی را فراهم کرد تا چشم‌انداز جدید راهبردی خود را بازنگری کند. ترکیه به دنبال اجرای پروژه اعتمادسازی با آذربایجان، گرجستان و ارمنستان برای ایجاد ثبات و تعادل یک راهبرد چندوجهی در پیش گرفته است. پژوهش حاضر با کاربست نظریه سازه‌انگاری به دنبال پاسخ به این پرسش است که اهداف اقتصادی، سیاسی و نظامی ترکیه در کشورهای آذربایجان، ارمنستان و گرجستان چیست؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ترکیه یک راهبرد چندوجهی را برای دست‌یابی به اهداف اقتصادی (دسترسی به بازار مصرف، سرمایه‌گذاری و تسلط بر خطوط انرژی و تأمین امنیت انرژی)، سیاسی و استراتژیک (گسترش حوزه تأثیرگذاری استراتژیکی و ژئوپلیتیکی در منطقه و محیط بین-الملل) و نظامی و امنیتی (تغییر موازنه نظامی و امنیتی منطقه از طریق اعطای کمک به متحدین راهبردی) به کار بسته است. نتیجه اینکه به دنبال تغییر واقعیت‌های ژئوپلیتیک در قفقاز، ترکیه تلاش می‌کند با کاربست راهبرد چندوجهی ضمن کاهش نقش رقبا، روسیه و ایران در منطقه و با پیدا کردن راهی برای بهبود روابط با ارمنستان، وزن ژئوپلیتیکی خود را در جهان رو به تغییر و نظم چندقطبی بین‌الملل ارتقاء بخشد.

روند نوسازی در روسیه: دولت قدرتمند و سطحی ماندن توسعه

روند نوسازی در روسیه: دولت قدرتمند و سطحی ماندن توسعه

دوره 21، شماره 91، پاییز 1394، صفحه 135-163

جهانگیر کرمی، رقیه کرامتی نیا

چکیده نوسازی مدت‌ها است که دغدغه بسیاری از دولت‌های در حال توسعه می‌باشد، کشورهایی که تمایل دارند با اقتباس و الگوبرداری از جوامع غربی در مسیر توسعه و نوسازی گام بردارند. در روسیه  نیز این فرآیند از زمان پتر کبیر آغاز شد و تا امروز همچنان به عنوان یکی از مسائل کلیدی در این کشور ادامه دارد.
این مقاله یک پژوهش توصیفی تحلیلی است که با استناد به منابع و داده‌های روسی  به بررسی سیر تاریخی نوسازی سیاسی و اقتصادی در روسیه و تأثیر متقابل هرکدام از آنها بر دیگری می‌پردازد. همچنین این نوشتار ضمن ارائه تعاریف و نقطه‌نظرات گوناگون درباره نوسازی به شدت و ضعف اقدامات و سیاست‌های حاکمیت روسی در راستای  نوسازی سیاسی و اقتصادی اشاره می‌نماید این مقاله به این پرسش اصلی پاسخ می‌دهد که چرا نوسازی سیاسی و اقتصادی در روسیه روند معکوسی داشته‌اند؟ در پاسخ به این پرسش اصلی این فرضیه مطرح می‌شود که نوسازی در روسیه به خاطر دولتی بودن هیچگاه نتوانسته است عمق اجتماعی بیابد و در نتیجه لاجرم همچنان سطحی و آسیب‌پذیر مانده است. هدف اصلیدراینمقالهدر جهت بسط این ایده،تبارشناسیوروندتکویننوسازی در روسیه معاصر است. لذا این مطالعه، تلاش دارد ضمن بیان ضرورت‌های تاریخی برای ایجاد نوسازی اقتصادی در روسیه به ریشهبسیاریازمشکلات و موانع نوسازی سیاسی در روسیهامروز  بپردازد.

اهداف و راهبردهای سیاست خارجی چین در آسیای مرکزی

اهداف و راهبردهای سیاست خارجی چین در آسیای مرکزی

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 1-29

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرصت فوق‌العاده‌ای را برای چین فراهم کرد تا فرآیندهای سیاسی و اقتصادی در منطقه آسیای مرکزی را به اجرا درآورد. همجواری و هم مرز بودن چین با کشورهای آسیای مرکزی توام با رشد سریع‌ اقتصادی این کشور، شرایط خاصی را بر روابط این کشورها با چین موجب شده است. به طور کلی،‌ روابط دو جانبه چین و کشورهای این منطقه از روند جهان شمول دیپلماسی اقتصادی پکن مستثنی‌ نیست. وجود منابع قابل توجه انرژی در منطقه استراتژیک آسیای مرکزی سبب شده تا پکن توجه بیشتری به این منطقه داشته باشد. علاوه‌بر همجواری ژئوپلیتیک و اهمیت خاص این منطقه برای چین، رهبران پکن تداوم و گسترش‌ روابط خود با کشورهای این منطقه در عرصه اقتصادی با هدف حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی در داخل و به خصوص مناطق مرزی چون سین‌کیانگ را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده‌‌اند. وجود ناامنی در مرزهای غربی استان مسلمان نشین سین‌کیانگ که با کشورهای آسیای مرکزی هم‌مرز است، چین را ناگزیر از توسعه روابط با جمهوری‌های آسیای مرکزی کرده است. همچنین نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی پس از 11 سپتامبر 2001 یک حادثه و واقعیت دور از ذهن برای چینی‌ها و استراتژی کلی این کشور در قبال کشورهای همسایه بوده‌ است. مجموعه این عوامل، سیاست خارجی چین و تبعات اهداف و منافع این کشور در آسیای مرکزیرا دست‌خوش ملاحظات و اتخاذ استراتژی‌های خاصی کرده است. بر این اساس، مولفین این مقاله سوال خود را اینچنین مطرح می‌کنند که آیا چین در رقابت با قدرت‌های بزرگ می‌تواند به قدرت اول در آسیای مرکزی تبدیل شود؟ فرضیه مقاله نیز این است که باتوجه به حضور فزاینده آمریکا و روسیه در اقتصاد منطقه، احتمالا چین تا یک دهه آینده نمی‌تواند جایگاه اول را در روابط با کشورهای آسیای مرکزی کسب کند. 

نفوذ اقتصادی روسیه در آسیای مرکزی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

نفوذ اقتصادی روسیه در آسیای مرکزی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 104-129

چکیده افزایش نقش انرژی و اقتصاد در روابط بین الملل ، دولت ها را به یافتن منابع اقتصادی جدید در سایر مناطق جهان واداشته است . در این میان روسیه به عنوان یک ابرقدرت انرژی در جهان سعی دارد تا اقتدار دوران شوروی سابق را باز یابد . توسعه نفوذ در جمهوری های سابق شوروی یکی از ابزارهای عمده روسیه برای پیشبرد این هدف است . وجود منابع عظیم انرژی در آسیای مرکزی سبب شده تا روسیه در این منطقه حضور فعال داشته باشد. برای این منظور روسیه روابط سیاسی و اقتصادی خود با کشورهای آسیای مرکزی را افزایش داده است تا همچنان قدرت برتر در منطقه خارج نزدیک باشد . روسیه با کنترل انرژی منطقه در تلاش است تا برتری خود در بازارهای جهانی انرژی را حفظ کند . روسیه تلاش کرده است تا از طریق افزایش کنترل خود بر منابع انرژی منطقه، استقرار نیروهای خود در آسیای مرکزی و ایجاد سازمان های منطقه ای جمهوری های آسیای مرکزی را در حوزه نفوذ خود نگه دارد. روسیه می خواهد تا جمهوری های آسیای مرکزی در زمینه های دفاعی و اقتصادی ضعیف و ناتوان باشند تا از این طریق تسلط خود را بر این کشورها حفظ کند . سؤال اصلی مقاله این است که "چگونه روسیه می تواند نفوذ خود در آسیای مرکزی را حفظ کند؟ " فرضیه ما این است که با توجه به افزایش اهمیت انرژی در اقتصادهای بین المللی و حضور فزاینده قدرت های دیگر در آسیای مرکزی ، رقابت شدیدی در منطقه شکل گرفته است که می تواند کنترل و نفوذ روسیه بر کشورهای آسیای مرکزی را کاهش دهد و روسیه می تواند از طریق تقویت نهادگرایی در منطقه نفوذ خود را حفظ نماید"