کلیدواژه‌ها = قدرت هنجاری اروپا
تعداد مقالات: 2
قدرت تحول‏ گرای اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی

قدرت تحول‏ گرای اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی

دوره 25، شماره 108، زمستان 1398، صفحه 1-32

ذبیح اله رضایی، علی محمد حقیقی

چکیده هدف غایی قدرت هنجاری (نرم یا مدنی)، تغییر رفتار بازیگران به شیوه ‏‏های غیراجبارآمیز است. از این رو، اثربخشی "قدرت هنجاری اروپا" در کشورهای پساشوروی را باید برحسب مفهوم "قدرت تحول‏ گرا" یعنی میزان تأثیر واقعی طرح ‏ها و تلاش ‏های بروکسل بر فرایند گذار در این کشورها مورد سنجش قرار داد. این بعد از قدرت اتحادیه اروپایی با "همبستگی داوطلبان" در داخل و "حکمرانی بیرونی" در خارج مرزهای آن تعریف ‏می‏ شود. قدرت هنجاری اروپا با تکیه بر "قدرت تحول‏گرای اتحادیه اروپایی" اهداف زیربنایی بلندپروازانه‏ ای را در آسیای مرکزی دنبال می‏ کند و هدف مقاله حاضر، بررسی و تحلیل اثربخشی آن است. پرسش اصلی مقاله این است که «اهرم اتحادیه اروپایی برای پیاده ‏سازی قدرت هنجاری اروپا در آسیای مرکزی چیست و تا چه میزان اثربخش بوده‏ است؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «قدرت هنجاری اروپا در آسیای مرکزی با اهرم قدرت تحول‏گرای اتحادیه اروپایی برای ایجاد تحول اقتصادی (گذار به اقتصاد بازار تمام‌عیار) و سیاسی (گذار به نظم دموکراتیک) اعمال می‏ شود و چون تأثیر این تحولات بر فرایند گذار کشورهای آسیای مرکزی ناچیز بوده است، اثربخشی قدرت هنجاری اروپا در آسیای مرکزی اندک ارزیابی می‏ شود.» این مقاله از نوع توصیفی-تحلیلی (کیفی) بوده و در فرایند تحلیل یافته‏ها از روش ‏شناسی استنباطی استفاده شده است. یافته ‏های مقاله نیز ضمن تأیید فرضیه، نشان می‏ دهند که جوامع و دولت ‏های آسیای مرکزی به ‏لحاظ اقتصادی الگوی "سرمایه ‏داری دولتی" چین را بر الگوی اقتصاد بازار تمام ‏عیار ترجیح می‏ دهند و به‏ لحاظ سیاسی الگوی "دموکراسی هدایت ‏شده از داخل" را برتر از الگوی دموکراسی لیبرال می‎‏دانند.
 

راهبرد جدید اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی و گذار از قدرت هنجاری به بازیگر عمل‏ گرا

راهبرد جدید اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی و گذار از قدرت هنجاری به بازیگر عمل‏ گرا

دوره 25، شماره 107، پاییز 1398، صفحه 127-158

علیرضا کوهکن، لیلا کریمی

چکیده رویکرد اتحادیه اروپایی به آسیای مرکزی طی سه دهه گذشته با تحولات فراوانی همراه بوده است. راهبرد جدید اتحادیه اروپایی در آسیای مرکزی (می 2019) در مقایسه با راهبرد پیشین (مارس 2007) دارای ویژگی‏ هایی است که تحت تأثیر تغییر نگرش جهانی اتحادیه اروپایی در خصوص اعمال حاکمیت بیرونی تنظیم شده است. پرسش اصلی مقاله این است که «راهبرد اتحادیه اروپایی در آسیای مرکزی از بدو استقلال جمهوری‏ های این منطقه تا به امروز چه تغییری کرده است و چرا؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «راهبرد اتحادیه اروپایی در آسیای مرکزی به‏ تدریج با فاصله‏ گرفتن از اعمال حاکمیت بیرونی ارزش‏ های اروپایی در آسیای مرکزی به‏ سمت حاکمیت بیرونی معیارهای فنی و کمک به تاب ‏آوری جمهوری‏ های این منطقه برپایه عمل‏ گرایی با هدف انتفاع بیشتر در حرکت است. دلیل این دگرگونی، واکنش منفی حکومت‏ های آسیای مرکزی در برابر صدور ارزش ‏های اروپایی و کاهش بهره ‏مندی این اتحادیه از منافع موجود در منطقه در مقایسه با سایر بازیگران است.» مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی (کیفی) بوده و در فرایند تحلیل یافته‏ ها از روش‏ شناسی استنباطی استفاده شده است. چارچوب نظری حاکم بر این مطالعه را دوگانه قدرت هنجاری اروپا در برابر دستورکار مرکززدایی تشکیل می ‏دهد. یافته ‏های مقاله نیز با فرضیه مقاله هم‏سو هستند.