کلیدواژه‌ها = مناقشه منجمد
تعداد مقالات: 2
بازی راهبردی روسیه-اتحادیه اروپا در مناقشه ممتد آبخازیا

بازی راهبردی روسیه-اتحادیه اروپا در مناقشه ممتد آبخازیا

دوره 26، شماره 110، تابستان 1399، صفحه 100-139

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.4.5

علیرضا شیخ محمدی، سکینه هاشمی

چکیده دولت دوفاکتوی آبخازیا به ‏رغم اینکه به‏ لحاظ بین‏ المللی در انزوا قراردارد به ‏لحاظ داخلی نسبتا پایدار بوده و در انجام کارویژه ‏های داخلی خود موفق عمل نموده که بخش بزرگی از این موفقیت را مدیون حمایت ‏های همه ‏جانبه روسیه است. آرمان و آرزوی مردم آبخازیا را استقلال از تفلیس و مسکو و تعامل آزاد با جهان گسترده‏ تر به‏ ویژه اروپا به‏ مثابه دولتی دارای حق‏ حاکمیت تشکیل ‏می‏ دهد. هدف اصلی مقاله حاضر را کشف راهبرد مسکو و بروکسل برای پیروزی در مناقشه آبخازیا و تأثیر آن بر تداوم این مناقشه تشکیل ‏می ‏دهد. پرسش اصلی نیز این‏گونه مطرح ‏شده ‎است که «روسیه و اتحادیه اروپایی برای پیروزی در مناقشه آبخازیا چه راهبردی را درپیش گرفته ‏اند؟» فرضیه توصیفی که مقاله در صدد آزمون آن برآمده این است که «روسیه و اتحادیه اروپایی برای پیروزی در مناقشه آبخازیا صبر راهبردی را در دو جهت متضاد درپیش گرفته ‏اند؛ مسکو در انتظار ایجاد تحول ساختاری و زیربنایی در جامعه و حکومت گرجستان و بروکسل در انتظار اثربخشی تحریم‏ های غرب بر روسیه است». مقاله حاضر از نوع کیفی بوده و برپایه روش‏شناسی توصیفی-تبیینی انجام پذیرفته‏ ‏است. یافته ‏های پژوهش نیز ضمن تأیید فرضیه این نتیجه را به ‏همراه داشته ‏اند که با توجه به راهبرد انتظار دو بازیگر اصلی مناقشه آبخازیا، محتمل ‏ترین گزینه تا آینده قابل پیش‏بینی «تداوم وضعیت موجود همراه با ایستایی و انزوای بیشتر» خواهدبود که زمان در آن علیه راهبرد اتحادیه اروپایی جریان ‏دارد، هرچند ضرورتا به ‏معنای منفعت روسیه نیست.

تحلیل مناقشه دنباس از منظر حقوق بین ‏‏الملل

تحلیل مناقشه دنباس از منظر حقوق بین ‏‏الملل

دوره 25، شماره 108، زمستان 1398، صفحه 101-141

عطااله صالحی

چکیده شکل ‏گیری جنبش یورو میدان از سوی هواداران اروپا و دگردیسی آن به انقلاب 2014 اوکراین بلافاصله با اعتراض‏ های ضدمیدان هواداران روسیه در شرق اوکراین پاسخ داده‏ شد که در ادامه به‏ سوی خواسته ‏های جدایی ‏طلبانه، بروز مناقشه مسلحانه دنباس و در نهایت اعلام استقلال جمهوری‏ های خودخوانده دونتسک و لوهانسک سوق ‏یافت. در واقع این بحران علاوه بر تحریک احساسات و پویایی‏ های چهار مناقشه سرزمینی منجمد پیشین در فضای پساشوروی شامل ناگورنو-قره‏باغ، جمهوری اوستیای جنوبی، آبخازیا و ترانس‌نیستریا، مورد جدیدی را بر آنها افزود. هدف مقاله حاضر، تبیین و ارزیابی مناقشه دنباس از منظر حقوق بین ‏الملل است و این پرسش مطرح شده ‏است که «موضع رژیم حقوقی بین ‏المللی در قبال مشروعیت اعلام استقلال جمهوری‏ های دونتسک و لوهانسک و قانونی‏بودن شناسایی آنها از سوی دولت‏ ها چیست؟» فرضیه به ‏آزمون گذاشته ‏شده این است که «اعلام استقلال این دو جمهوری به ‏دلیل عدم احراز ناحقی حکومت اوکراین، فقدان شرایط توسل به حق تعیین سرنوشت چاره‏ جویانه، نقض اصول متعدد حقوق بین ‏الملل و عدم برخورداری از معیارهای دولت‏ بودگی فاقد مشروعیت است و چون به‏ مثابه موجودیت‏ های تروریستی در حوزه صلاحیت و اقتدار دولت اوکراین قراردارند، شناسایی آنها مداخله در امور داخلی این کشور و غیرقانونی بوده و مسئولیت بین ‏المللی به‏ دنبال خواهدداشت». تا به امروز نیز فهم حقوقی غیرقانونی‏ بودن شناسایی این دو جمهوری دست‏کم در حالت دوژور با عملکرد سیاسی دولت ‏ها در انطباق قرار داشته ‏است و این دو موجودیت از سوی هیچ دولت مستقل حاکمی به ‏رسمیت شناخته ‏نشده ‏اند. این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و در فرایند آزمون این فرضیه از روش‏شناسی استنتاجی استفاده شده ‏است. پایه ‏های نظری این مطالعه را مفهوم ‏سازی مناقشه ‏های منجمد و معیارسنجی مشروعیت اعلام استقلال دولت‏های جداشده طی مناقشه ‏های منجمد تشکیل‏ می ‏دهد.