کلیدواژه‌ها = اقتصاد
تعداد مقالات: 3
اقتصاد سیاسی افغانستان در دوران پس‌از به قدرت رسیدن طالبان (2021-2024)

اقتصاد سیاسی افغانستان در دوران پس‌از به قدرت رسیدن طالبان (2021-2024)

دوره 30، ویژه نامه، تابستان 1403، صفحه 97-128

رامین فخاری

چکیده در سال 2021 باخروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، پس‌ از قریب به بیست سال، طالبان به قدرت بازگشت و بازگشت طالبان، اثرات سیاسی، اجتماعی، ژئوپلیتیک و اقتصادی مختلفی را بر افغانستان و منطقه گذاشته است. مقاله پیش رو به روش توصیفی ـ تحلیلی و با جمع‌آوری و دسته‌بندی آثار کتابخانه‌ای و تحلیل‌هایی که که قبلاً در این حوزه به رشته تحریر درآمده‌اند و همچنین تحلیل داده‌های اقتصادی افغانستان در دوران طالبان با استفاده از چهارچوب نظری ژئواکونومیک به‌دنبال پاسخ به این سؤال است که به‌قدرت رسیدن طالبان چه اثراتی را بر اقتصاد افغانستان داشته است؟ فرضیه اصلی بر این اساس استوار است که بازگشت طالبان به صحنه قدرت سیاسی افغانستان، اثرات منفی بر شاخصه‌های اقتصادی داخلی این کشور و سطح رفاه مردم گذاشته است و منجر به ایجاد رکود، فقر و بیکاری شده ‌است؛ اما از بُعد اقتصاد منطقه‌ای، طالبان توانسته است با صادرات محصولات کشاورزی و همچنین، صادرات مواد خام میزان مبادلات خود را ثابت نگه‌دارد. هر چند طالبان از نظر کاهش بیکاری، کاهش فقر، کاهش رکود، افزایش تولید و کسب‌وکار در داخل افغانستان عملکرد موفقیت‌آمیزی نداشته است؛ اما در بُعد اقتصاد منطقه‌ای توانسته است نسبت ‌به دوران جمهوری میزان مبادلات خود را با همسایگان حفظ نماید.

اهداف و راهبردهای سیاست خارجی چین در آسیای مرکزی

اهداف و راهبردهای سیاست خارجی چین در آسیای مرکزی

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 1-29

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرصت فوق‌العاده‌ای را برای چین فراهم کرد تا فرآیندهای سیاسی و اقتصادی در منطقه آسیای مرکزی را به اجرا درآورد. همجواری و هم مرز بودن چین با کشورهای آسیای مرکزی توام با رشد سریع‌ اقتصادی این کشور، شرایط خاصی را بر روابط این کشورها با چین موجب شده است. به طور کلی،‌ روابط دو جانبه چین و کشورهای این منطقه از روند جهان شمول دیپلماسی اقتصادی پکن مستثنی‌ نیست. وجود منابع قابل توجه انرژی در منطقه استراتژیک آسیای مرکزی سبب شده تا پکن توجه بیشتری به این منطقه داشته باشد. علاوه‌بر همجواری ژئوپلیتیک و اهمیت خاص این منطقه برای چین، رهبران پکن تداوم و گسترش‌ روابط خود با کشورهای این منطقه در عرصه اقتصادی با هدف حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی در داخل و به خصوص مناطق مرزی چون سین‌کیانگ را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده‌‌اند. وجود ناامنی در مرزهای غربی استان مسلمان نشین سین‌کیانگ که با کشورهای آسیای مرکزی هم‌مرز است، چین را ناگزیر از توسعه روابط با جمهوری‌های آسیای مرکزی کرده است. همچنین نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی پس از 11 سپتامبر 2001 یک حادثه و واقعیت دور از ذهن برای چینی‌ها و استراتژی کلی این کشور در قبال کشورهای همسایه بوده‌ است. مجموعه این عوامل، سیاست خارجی چین و تبعات اهداف و منافع این کشور در آسیای مرکزیرا دست‌خوش ملاحظات و اتخاذ استراتژی‌های خاصی کرده است. بر این اساس، مولفین این مقاله سوال خود را اینچنین مطرح می‌کنند که آیا چین در رقابت با قدرت‌های بزرگ می‌تواند به قدرت اول در آسیای مرکزی تبدیل شود؟ فرضیه مقاله نیز این است که باتوجه به حضور فزاینده آمریکا و روسیه در اقتصاد منطقه، احتمالا چین تا یک دهه آینده نمی‌تواند جایگاه اول را در روابط با کشورهای آسیای مرکزی کسب کند. 

پیامدهای بحران مواد مخدر بر اقتصاد منطقه آسیای مرکزی

پیامدهای بحران مواد مخدر بر اقتصاد منطقه آسیای مرکزی

دوره 14، شماره 61، بهار 1387، صفحه 187-205

چکیده تسلطروسیه تزاری، اتحاد شوروی و بعد فروپاشی اتحاد شوروی تاثیرات عمیقی بر اقتصاد منطقه آسیای مرکزی داشته است. بطوری که کشورهای این حوزه ابتدا از یک اقتصاد شبانی به اقتصاد متمرکز و برنامه ریزی شده و سپس طی یک دوره انتقالی به طرف یک اقتصاد بازار آزاد حرکت کردند. در راستای این تحولات شبکه‌های مافیایی که از حمایتهای دولتی نیز استفاده می‌کردند جهت کسب سود به انواع تجارتهای غیر قانونی و پر سود مانند مواد مخدر و فحشاء روی آوردند.           از سوی دیگر ضعف داخلی دولتهای آسیای مرکزی در کنترل مرزها، فقر فزآینده و مجاورت با افغانستان به عنوان بزرگترین تولید کننده مواد مخدر باعثگردید علاوه بر اینکه این کشورها به عنوان یک مسیر امن جهت انتقال مواد مخدر قرارگیرند، اقتصاد آنان بشدت تحت تاثیر این تجارت غیر قانونی ولی پرسود واقع شود. مقاله زیر سعی دارد ابعاد و اثرات این بحران را بر اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی بررسی نماید.