کلیدواژه‌ها = جمهوری اسلامی ایران
تعداد مقالات: 19
فرصت‌ها وچالش‌های طرح (کمربند،راه) چین بر اقتصاد سیاسی ایران (2021-2013)

فرصت‌ها وچالش‌های طرح (کمربند،راه) چین بر اقتصاد سیاسی ایران (2021-2013)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733329

سیدمهدی صداقت

چکیده چکیده:
ابتکار « کمربند،راه»، که در سال 2013 به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های اقتصادی طراحی و اجرا شد، با هدف تقویت جایگاه چین به‌عنوان یک قدرت جهانی در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و سیاسی مطرح گردید. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل موقعیت استراتژیک خود در کریدورهای حمل‌ونقل شمال به جنوب و شرق به غرب و همچنین منابع غنی انرژی، به‌عنوان یکی از گره‌های کلیدی این طرح شناخته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی فرصت‌ها و چالش‌های ابتکار « کمربند،راه» برای اقتصاد سیاسی ایران می‌باشد. نتایج، حاکی از آن است که این ابتکار می‌تواند ضمن توسعه زیرساخت‌های کلیدی ایران، از جمله حمل‌ونقل و انرژی، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای در مسیر طرح، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در منطقه نیز تقویت کند. اما از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی و سیاسی بیشتر به چین، افزایش واردات کالاهای چینی و عدم شفافیت در سرمایه‌گذاری‌ها و مشکلات ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، از جمله چالش‌هایی است که ایران در مواجهه با این طرح با آن‌ها روبرو خواهد بود.

ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین و اقتصاد سیاسی ایران (2013-2021)

ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین و اقتصاد سیاسی ایران (2013-2021)

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 3-30

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2056083.1872

سیدمهدی صداقت، رضا سیمبر

چکیده چکیده:
ابتکار «یک کمربند، یک جاده»، که در سال 2013 به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های اقتصادی طراحی و اجرا شد، با هدف تقویت جایگاه چین به‌عنوان یک قدرت جهانی در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و سیاسی مطرح گردید. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل موقعیت استراتژیک خود در کریدورهای حمل‌ونقل شمال به جنوب و شرق به غرب و همچنین منابع غنی انرژی، به‌عنوان یکی از گره‌های کلیدی این طرح شناخته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی فرصت‌ها و چالش‌های ابتکار «یک کمربند، یک جاده» برای اقتصاد سیاسی ایران می‌باشد. نتایج، حاکی از آن است که این ابتکار می‌تواند ضمن توسعه زیرساخت‌های کلیدی ایران، از جمله حمل‌ونقل و انرژی، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای در مسیر طرح، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در منطقه نیز تقویت کند. اما از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی و سیاسی بیشتر به چین، افزایش واردات کالاهای چینی و عدم شفافیت در سرمایه‌گذاری‌ها و مشکلات ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، از جمله چالش‌هایی است که ایران در مواجهه با این طرح با آن‌ها روبرو خواهد بود.

کریدور شمال-جنوب و نقش آن در اقتصاد سیاسی ایران

کریدور شمال-جنوب و نقش آن در اقتصاد سیاسی ایران

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 95-116

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729393

داریوش هوشمند ننه کران، حسین رفیع

چکیده کریدور شمال-جنوب،‌ طرحی اقتصادی-سیاسی است که با هدف تسهیل حمل و نقل و در نتیجه افزایش مبادلات تجاری جهانی طراحی شده است. این طرح که یک پروژه راهبردی و مهم برای کشورهای در مسیر این کریدور یعنی روسیه، ایران، آذربایجان و هند و نیز کشورهای حاشیه آن به شمار می‌رود، در بهره‌مندی این کشورها از اثرات مثبتش می تواند نقش موثری ایفا کند.ایران به دلایل متعدد ژئوپلیتیکی وژئواکونومیکی در مرکز توجه این پروژه مهم و استراتژیک قرار گرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از مبانی نظری رهیافت نئولیبرالیسم و منابع کتابخانه ای و اینترنتی و بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی در صدد بررسی نقش کریدور شمال - جنوب در اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران است، ودر این راستا می کوشد به این سوال پاسخ گوید که کریدور شمال جنوب چگونه می تواند اقتصاد سیاسی ایران را متاثر سازد؟ در پاسخ، این فرضیه مورد بررسی قرار می گیرد که کریدور شمال-جنوب از طریق کاهش زمان و هزینه‌های حمل و نقل، افزایش مبادلات تجاری، ارتقای موقعیت ژئوپلیتیک، کاهش وابستگی به غرب و در نهایت تقویت همکاری‌های منطقه‌ای می تواند اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر قرار دهد یافته های پژوهش، فرضیه تحقیق را مورد تایید قرار می دهد و نیز موید آن است که عملی شدن طرح یاد شده برای تسهیل و تسریع روند دلارزدایی و خنثی سازی تحریم های غرب مهم خواهد بود.

نظم امنیتی آسیای مرکزی بعد از 2021: ملاحظات راهبردی جمهوری اسلامی ایران

نظم امنیتی آسیای مرکزی بعد از 2021: ملاحظات راهبردی جمهوری اسلامی ایران

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 225-244

سیدحسن میرفخرائی

چکیده نظم امنیتی در آسیای مرکزی در طول یک دهه اخیر روند پایداری را در گذار به شرایط جدید طی کرده است. دو عامل تعیین کننده بعد از سال 2021 این روند را تسریع کرده‌اند. نخست، خروج نیروهای آمریکا از افغانستان که به سقوط دولت در این کشور و به قدرت رسیدن و تثبیت حضور طالبان منجر شد؛ و دوم، تهاجم نظامی روسیه به اوکراین که در سطح بین‌المللی ضریب تنش بین قدرت‌های بزرگ را افزایش داد و شرایطی که به جنگ سرد جدید تعبیر می‌شود را در محیط پیرامونی روسیه به وجود آورد. این شرایط باعث شد تا نظم امنیتی حاکم بر آسیای مرکزی در شرایط جدیدی شکل بگیرد. نظم امنیتی آسیای مرکزی در شرایط جدید چگونه بر منافع امنیتی جمهوری اسلامی ایران تأثیر خواهد گذاشت؟ فرضیه‌ای که در پاسخ به این سؤال مطرح می‌شود بر این گزاره استوار است که این شرایط با تشدید رقابت میان قدرت‌های بزرگ باعث کاهش ضریب امنیت در محیط پیرامونی ایران شده و از طریق تقویت جریان چندجانبه‌گرایی و تقویت رویکردهای موسع در نظم امنیتی جدید، باعث تقویت موقعیت امنیتی ایران می‌شود. در این مقاله از طریق روش پس‌کاوی با هدف کشف الگوهای نظام‌مند در دینامیسم‌های امنیتی آسیای مرکزی تلاش شده تا فرضیه اثبات گردد. مکتب کپنهاگ در رویکرد قیاسی به‌عنوان چارچوب مفهومی این پژوهش در نظر گرفته شده است.

پان‌ترکیسم و اتحاد راهبردی باکو - آنکارا

پان‌ترکیسم و اتحاد راهبردی باکو - آنکارا

دوره 29، شماره 121، بهار 1402، صفحه 55-78

مهرداد صالحی یگانه

چکیده بعد از فروپاشی شوروی، ترکیه اولین کشوری بود که استقلال جمهوری آذربایجان را به رسمیت شناخت و تلاش کرد از خلأ ژئوپلیتیکی به وجود آمده، جهت افزایش نفوذ خود در جمهوری آذربایجان که اشتراکات فرهنگی و زبانی زیادی با این کشور دارد، استفاده کند. بحران قره‌باغ از مهم‌ترین مسائل پیشروی سیاست خارجی ترکیه پس از فروپاشی شوروی بود. ازاین‌رو، در دهه 1990، عمده‌ترین روابط دو کشور در ارتباط با حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان در مقابل ارمنستان بود. از آغاز قرن حاضر، آنکارا و باکو با همکاری در زمینه پروژه‌های زیربنایی بزرگ در حوزه انرژی روابط خود را گسترش دادند. عمیق این روابط در جنگ دوم قره‌باغ بیشتر شد و با اعلامیه شوشی به اوج خود رسید. این اعلامیه، نقشۀ راه آینده روابط دو کشور را ترسیم می‌کند و بر شعار یک ملت دو دولت باکو و آنکارا صحه می‌گذارد. ازاین‌رو، این مقاله با روشی توصیفی تحلیلی و با بهره‌گیری از نظریه سازه‌انگاری به‌عنوان یکی از رویکردهای روابط بین‌الملل که توجه ویژه‌ای به مؤلفه «هویت» و نقش آن در شکل دادن به منافع و سیاست‌ها دارد، تلاش شده است به این پرسش که پان‌ترکیسم چه نقشی در تکوین و تعمیق اتحاد راهبردی باکو – آنکارا داشته است و این اتحاد چگونه و در چه ابعادی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تأثیر می‌گذارد؟ پاسخ داده شود. فرضیه‌ای که در پاسخ به این پرسش مطرح می‌شود این است که پان‌ترکیسم نقش تسهیل‌کننده در اتحاد راهبردی باکو و آنکارا داشته است و اتحاد این دو در ابعاد ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را تهدید می‌کند. در این پژوهش، روش گردآوری اطلاعات نیز به‌صورت استفاده از منابع مکتوب اعم از کتب، مقالات، اسناد و داده‌های اینترنتی است.

دیپلماسی اقتصادی و سیاست همسایگی ایران و ترکمنستان

دیپلماسی اقتصادی و سیاست همسایگی ایران و ترکمنستان

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 3-28

زهرا توکلی، کیهان برزگر

چکیده در حال ‏حاضر یکی از مؤلفه­ های حفظ همسایگی ایران با منطقۀ آسیای مرکزی، ظرفیت جغرافیایی می­باشد. یکی از کشورهای این منطقه، ترکمنستان است که بر اساس اصل سیاست همسایگی و داشتن مرز مشترک، برای دستگاه سیاست خارجی کشور حائز اهمیت است. در این راستا، این پرسش مطرح می‌شود که الزامات و ظرفیت‌های سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران با ترکمنستان کدام‌اند؟ فرضیۀ پژوهش این است که قرارگرفتن ایران و ترکمنستان در منطقۀ هم‌جوار و وجود ظرفیت‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میان دو کشور، بستر هم‌گرایی و همکاری میان دو کشور را فراهم می‌کند و این امر می‌تواند به کاهش تنگناهای سیاسی و اقتصادی برای ایران منجر شود. نتایج تحقیق نشان می‌دهند که ترکمنستان از نظر تاریخی و اقتصادی، اشتراکات فرهنگی با ایران دارد. به علاوه، این کشور دارای منابع گازی مشترک و زمینه‌های اقتصادی مختلف است. با در نظر گرفتن رقابت قدرت­های منطقه­ای و فرا منطقه‌ای رقیب و دشمن همچون اسرائیل و ایالات‌متحدۀ آمریکا در این کشور از یک طرف و وجود تحریم‌های گستردۀ اقتصادی و تجاری و... توسط غرب، ترکمنستان می‌تواند بستری مناسب جهت واگرایی در فشارها بر ایران و کاهش اثر آن‌ها باشد. روش پژوهش، کیفی از نوع توصیفی- تحلیلی است و داده‌های آن به‌ شیوۀ کتابخانه‌ای و از طریق فیش‌برداری جمع‌آوری می‌شوند.

ژئوپلتیک خزر و امنیت ملی ایران

ژئوپلتیک خزر و امنیت ملی ایران

دوره 27، شماره 115، پاییز 1400

سید محمدحسین حسینی، سید محمد طباطبایی

چکیده منطقۀ خزر در دورۀ پساشوروی با تغییر ماهیت از منطقۀ جغرافیایی محض به منطقۀ ژئوپلیتیک از اهمیت ویژه­ای برای بازیگران ساحلی برخوردار شده است. با توجه به الگوی روابط متقابل جغرافیا، سیاست و قدرت در این منطقه، بنیان­های ژئوپلیتیک با طیفی از عوامل ثابت و متغیر می­توانند بر امنیت ملی هر یک بازیگران ساحلی مؤثر واقع شوند. با توجه به اینکه چنین بنیان­های ژئوپلیتیک، احتمال مواجهۀ بازیگران ساحلی با فرصت­ها و چالش­های این منطقه را افزایش می‌دهد، پرسش اصلی پژوهش این است که بنیان­های ژئوپلیتیک مؤثر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ خزر چه فرصت­ها و چالش­هایی برای این بازیگر در منطقۀ خزر به همراه دارد؟ فرضیۀ پژوهش این است که بنیان­های ژئوپلیتیک مؤثر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، فرصت همگرایی و هم­تکمیلی با بازیگران ساحلی خزر از یک سو و چالشِ متأثرشدن از عوامل جغرافیایی ثابت و متغیر از سوی دیگر را به همراه دارد. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌شیوۀ کتابخانه­ای و آمار، ایدۀ طرح‌شده را واکاوی می‌کند.

ابعاد حقوقی بهره برداری از رودخانه هیرمند توسط ایران و افغانستان

ابعاد حقوقی بهره برداری از رودخانه هیرمند توسط ایران و افغانستان

دوره 22، شماره 93، بهار 1395، صفحه 159-183

رضا موسی زاده، مرتضی عباس زاده

چکیده از آن‌جایی که مالکیت رودخانه‌های مرزی تماما در اختیار یک دولت قرار ندارد بنابراین بهره‌برداری و استفاده از این‌ رودخانه‌ها از موضوعات اختلافات‌ برانگیز بسیاری از دولت‌ها محسوب می‌شود. رودخانه مرزی هیرمند که از کوه‌های غرب کابل سرچشمه می‌گیرد و پس از پیمایش 1050 کیلومتر به تالآب ‌هامون سرازیر می‌شود، یکی از موضوعات حقوقی بین ایران و افغانستان از زمان امضای عهدنامه پاریس 1857 تا کنون بوده است.
این مقاله به دنبال پاسخ این پرسش است که بهره برداری از رودخانه هیرمند دارای چه ابعاد حقوقی می‌باشد و از منظر حقوق بین الملل چه اصولی بر رودخانه های بین المللی حاکم است ؟ بنابراین با توجه به رویکردهای مختلف نسبت به رژیم حقوقی حاکم بر رودخانه‌های بین‌المللی، مقاله حاضر درصدد است تا بر اساس قواعد موضوعه، عرف و آرای دادگاه‌های بین‌المللی و نیز رویه دولت‌ها، اصل حاکم بر رودخانه‌های بین‌المللی را مورد شناسایی و در مورد رودخانه هیرمند اعمال نماید. در نهایت، نتیجه این مقاله حکایت از این امر دارد که قواعد حقوق‌ بین‌الملل در مورد رودخانه‌های بین‌المللی، «اصل حاکمیت سرزمینی محدود» بر رودخانه‌های بین‌المللی را پذیرفته است و طبق قواعد حقوق بین‌الملل رودهایی که حوزه آبریزی آنها در کشور دیگری واقع است، کشور بالادستی نمی‌تواند مسیر آن رود را تغییر، منحرف و یا با هر اقدام دیگری موجب زیان به کشورهای پایین‌دستی  گردد.                                                                                                          
 

امریکا و روابط جمهوری اسلامی ایران - فدراسیون روسیه

امریکا و روابط جمهوری اسلامی ایران - فدراسیون روسیه

دوره 21، شماره 89، بهار 1394، صفحه 65-91

سید جلال دهقانی فیروزآبادی، منوچهر مرادی

چکیده روی کار آمدن ولادیمیر پوتین ، رئیس جمهور روسیه در سال 2012 و متعاقب ، آن، انتخاب دکتر حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران در سال 2013 شرایط جدیدی را در روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه رقم زده است؛ هفت دور دیدار و مذاکره روسای جمهور و سفرهای متعدد جمع قابل توجهی از وزرا و دیگر مقامات سیاسی، امنیتی و اقتصادی دو کشور به تهران و مسکو، تقویت زیرساخت ها و فراهم نمودن مبانی اسنادی و حقوقی مناسبات د ر جهت توسعه و تحکیم روابط در سطوح دولتی و مردمی، همکاری و هم افزائی موثر در بحران های منطقه ای ب ه ویژه عملیات مشترک میدانی در سوریه و اشتراک مواضع در بسیاری از موضوعات منطقه ای و بین المللی، شرایط بی سابقه ای را در فراز و نشیب روابط جمهوری اسلامی ایر ان و فدراسیون روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فراهم کرده است. مولفین مقاله حاضر با بررسی روند روابط ایران و روسیه طی سه سال اخیر، علت اساسی شکل گیری وضعیت کنونی روابط ایران و روسیه را مورد بررسی قرار خواهند داد و سوال اصلی خود را چنین مطرح می کنند که کدام عامل مهم ترین نقش را در فراز و نشیب روابط ایران و روسیه در سه دهه اخیر ایفاء کرده است؟ و در پاسخ به این سوال فرضیه مقاله چنین مطرح کرده که تقابل تهران و واشنگتن و نگرانی ایران نسبت به تهدید امریکا طی سال های 1991 تا 2012 مهم ترین عامل در نزدیکی تهران به مسکو و متقابلا، تنش و تقابل در روابط مسکو و واشنگتن و افزایش تهدید های امریکا علیه روسیه از سال 2012 تاکنون مهم ترین علت نزدیکی روابط تهران - مسکو است.

ژئوپلیتیک انتقال انرژی در حوزه دریای خزر و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

ژئوپلیتیک انتقال انرژی در حوزه دریای خزر و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 20، شماره 85، بهار 1393، صفحه 97-125

چکیده با تحول گفتمان ژئواستراتژیک به گفتمان ژئواکونومیک در دهههای اخیر و ایفای نقش برتر اقتصاد در عرصه جهانی، ژئوپلیتیک انرژی،خطوط انتقال انرژیو امنیت آن از جایگاه بالایی در مناسبات بین‌المللی برخوردار گردیده‌است. این مقاله تلاش می‌کند تا به این سؤال که «موقعیت ژئواکونومیک دریای خزر و خطوط لوله انتقال انرژی آن چه تأثیراتی بر منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران دارد؟» پاسخ دهد. فرضیه مقاله این است که جمهوری اسلامی ایران پس از فروپاشی نظام دو قطبی به‌واسطه هم‌جواری با این منطقه مهم و قرار گرفتن در هارتلند انرژی جهان، بهترین، کوتاه‌ترین به ‌صرفه‌ترین و امن‌ترین مسیر برای انتقال انرژی این منطقه به بازارهای جهانی به شمار می‌رود. با توجه به ظرفیت‌های ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و نیز موقعیت ژئواستراتژیک به ‌صورت ایجابی در تامین امنیت ملی و افزایش وزن ژئوپلیتیک خویش موثر باشد، اما به ‌دلیل مخالفت برخی کشورهای تأثیرگذار فرامنطقه‌ای به ویژه آمریکا از طرح انتقال انرژی حوزه دریای خزر کنار گذاشته شده است. موضوعی که در دراز مدت علاوه بر بی‌نصیب گذاشتن جمهوری اسلامی ایران از فواید اقتصادی خطوط لوله، باعث انزوای ژئوپلیتیک کشور و به دنبال آن کاهش ضریب امنیت ملی خواهد شد. در این پژوهش روش تحقیق به‌صورت توصیفی ـ تحلیلی است.

جمهوری اسلامی ایران و سازمان همکاری‌های اقتصادی اکو، بیست سال پس از گسترش این سازمان

جمهوری اسلامی ایران و سازمان همکاری‌های اقتصادی اکو، بیست سال پس از گسترش این سازمان

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 63-100

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال شش  جمهوری مسلمان نشین  آسیای مرکزی و قفقاز، این فرصت را در اختیار سه کشور بنیانگذار اکو قرار داد تا این سازمان را در بهمن ماه سال 1371 گسترش دهند. اکو طی 20 سال پس از گسترش، روند پر تلاطم ولی رو‌به جلویی را طی کرده و با تدوین اسناد و طر‌ح‌های مختلف همکاری، تعیین اولویت‌ها، ایجاد سازوکارها و تنظیم موافقتنامه‌های مهم منطقه‌ای، چارچوب‌ها و مقدمات لازم را برای همگرایی و ادغام اقتصادی کشورهای عضو فراهم نموده است. اکو، تنها سازمان بین‌الدولی مستقر در خاک جمهوری اسلامی ایران است که از طریق نقش محوری و تعیین‌کننده ایران، برنامه‌های خود را به جلو می‌برد.  سوال اصلی این مقاله، این است که با توجه به ارزیابی روند فعالیت‌ها و اجرای موافقتنامه‌های منطقه‌ای اکو در دوره بیست ساله پس از گسترش اعضاء، نقش و جایگاه این سازمان در سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران چگونه است و آیا این سازمان می‌تواند به تحقق اهداف منطقه‌گرایی اقتصادی جمهوری اسلامی  ایران کمک نماید؟ متقابلا،ایران چه نقشی در توفیق یا عدم توفیق اکو داشته است؟ فرضیه اصلی مقاله حاضر این است که به‌رغم مواضع حمایت‌گرایانه و مشارکت فعال‌تر ایران در اکو در مقایسه با اعضای دیگر سازمان، فقدان یک راهبرد ثابت و بلند مدت در قبال اکو در سیاست خارجی ایران، روند دستیابی این سازمان را به اهداف همگرایی منطقه‌ای با کندی و تاخیر مواجه ساخته است. در این  مقاله نویسنده به دنبال آن است که با بررسی و ارزیابی فعالیت‌های اکو و روابط آن با جمهوری اسلامی ایران در 20 سال گذشته به برخی سوالات و ابهامات مطرح در این زمینه پاسخ گوید.

چشم‌انداز روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران- ارمنستان و قابلیت آن در ترانزیت گاز

چشم‌انداز روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران- ارمنستان و قابلیت آن در ترانزیت گاز

دوره 19، شماره 83، پاییز 1392، صفحه 29-50

چکیده جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان بنا به ملاحظات ژئوپلیتیک و همتکمیلی منافع و اهداف سیاست خارجی، دارای مناسبات حسنه و به دور از تنش هستند. این امر موجب شده است که دو کشور همکاری متقابل اقتصادی رو به افزایش را تجربه نمایند، اما به دلیل اقتصاد محدود و شکننده ارمنستان، این کشور نمی‌تواند نیازهای اقتصادی ایران را پاسخگو باشد؛ ولی ارمنستان می‌تواند نقش پل مواصلاتی بالقوه در معادلات ژئوانرژی جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز، اوکراین و در نهایت اروپای شرقی از طریق خط لوله گاز موسوم به "جریان سفید" را ایفا نماید. این مقاله استدلال می‌کند که مشارکت احتمالی جمهوری اسلامی ایران در طرح جریان سفید در راستای منافع کشورهای صادرکننده، ترانزیت‌کننده و مصرف‌کننده است، اما سیاست‌های ژئوانرژی آمریکا و روسیه مانعی در این راه است و بحران 2014 اکراین در عین حال که بر پیچیدگی آن افزوده است، ولی اهمیت آن را بیشتر کرده است.

بررسی و مقایسه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در قفقاز جنوبی

بررسی و مقایسه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در قفقاز جنوبی

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 49-81

چکیده نوشتار حاضر به بررسی و مقایسه مواضع و عملکرد جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در برخی مسائل مهم منطقه‌ای قفقاز جنوبی می‌پردازد. دو کشور در کنار جنبه​های مشترک در نگرش و رویکرد سیاست خارجی خود در قبال منطقه، نقاط افتراق و اختلافاتی در سیاست منطقه​ای خود در قبال برخی از مسائل و موضوعات دارند تعیین رژیم حقوقی دریای خزر، مناقشه قره باغ و فرآیند حل و فصل آن، مناقشه اوستیای جنوبی و آبخازیا و مسائل مربوط به انتقال نفت و گاز منطقه از این دست موارد می‌باشند که مورد بررسی قرار خواهند گرفت. بدین ترتیب پس از بیان مواضع و سیاست خارجی دو کشور در ارتباط با مسائل فوق، به مقایسه آنها خواهیم پرداخت.

بررسی رویکرد امنیتی جمهوری اسلامی ایران به آسیای مرکزی

بررسی رویکرد امنیتی جمهوری اسلامی ایران به آسیای مرکزی

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 139-166

چکیده جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت ویژه ژئوپلیتیک، اقتصادی، تمدنی و استراتژیک همواره در معرض تهدیدهای گوناگون از سوی قدرت‌های بزرگ قرار داشته است. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مرزهای تهدید علیه ایران از جانب روسیه به ماورای کوه‌های قفقاز عقب می‌نشیند و این امر یک مطلوبیت استراتژیک و امنیتی برای ایران محسوب می‌گردد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و گشایش مرزهای جدید و استقلال کشورهای آسیای مرکزی، نه تنها تهدیدهای نظامی را کاهش داد، بلکه فرصت‌های ( و بعضاً تهدیدهای) جدیدی را برای ایران به وجود آورد.            سوالی که در اینجا مطرح است، این میباشد که با توجه به شرایط این جمهوری‌ها و معضلات سیاسی، اجتماعی و امنیتی آنها، رویکرد امنیتی ایران در این منطقه چگونه می‌باشد.            مفروض مقاله این است که جمهوری‌های آسیای مرکزی می‌توانند در شرایط ثبات و امنیت، اهداف خود را محقق سازند و در نتیجه اهداف و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران نیز می‌تواند در چنین شرایطی بهتر تامین گردد. از اولویت‌های امنیتی ایران در منطقه آسیای مرکزی این است که در این منطقه زمینه نفوذ قدرت‌های منطقه‌ای و فرا‌‌منطقه‌ای نه تنها افزایش پیدا نکند، بلکه کاهش نیز یابد و در این راستا، ایران سعی نموده با ایجاد روابط اقتصادی و فرهنگی (که منافع مشترک دو‌جانبه و چند‌جانبه را تأمین می نماید)، منافع خود را با منطقه گره بزند. 

نگاهی به ملاحظات جمهوری اسلامی ایران درباره حضور ناتو در افغانستان

نگاهی به ملاحظات جمهوری اسلامی ایران درباره حضور ناتو در افغانستان

دوره 18، شماره 78، تابستان 1391، صفحه 1-20

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تغییرات بنیادینی در ساختار سامانه بین‌المللی پدید آورد. این امر زمینه‌ساز آن شد تا در سال‌های نخستین هزاره نوین، همگان درباره "جهانی شدن" ارزش‌ها و هویت‌ها و بازسازی منافع مشترک در جامعه جهانی سخن گویند. از این رو در دهه 90رهیافت نوین "سازنده گرایی"[1] در ادبیات روابط بین‌الملل شکل گرفت و از منظری جامعه شناختی به مطالعه سیاست جهانی پرداخت. بر این پایه، هویت‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند چرا که آنها به تعریف منافع کشورهای گوناگون می‌نشینند و آنان را به سوی همگرایی یا واگرایی سوق می‌دهند. در این نوشتار تلاش خواهد شد تا بر پایه رهیافت سازنده‌گرایی در تحلیل روابط بین‌الملل، نقش گوناگونی‌های هویتی در شکل‌دهی به منافع بازیگران مختلف در افغانستان با تاکید بر سه بازیگر اصلی یعنی ایران، افغانستان و سازمان ناتو، بررسی شوند. هدف اصلی در این نوشتار، فهم ملاحظات ایران درباره حضور ناتو در افغانستان است. بر پایه این پرسش اصلی، نویسنده تلاش خواهد کرد تا تاثیر حضور ناتو در افغانستان بر امنیت ملی ایران را در سه سطح روابط دو جانبه ایران و افغانستان، روابط منطقه‌ای ایران و تعاملات جهانی این کشور بررسی نماید.
[1]. Constructivism

روسیه، تحولات عربی و «چالش سیستمی» در خاورمیانه

روسیه، تحولات عربی و «چالش سیستمی» در خاورمیانه

دوره 18، شماره 78، تابستان 1391، صفحه 167-191

چکیده «تحولات عربی» نه تنها سبب بروز تحولات اجتماعی- سیاسی قابل ملاحظه در کشورهایی  که در آن  انقلاب رخ داده،‌ گردید، بلکه معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی را نیز با تغییرات ملموسی مواجه کرده است. در این بین، روسیه با تأکید بر دستکاری هدفمند این تحول از سوی غرب با اهداف ژئوپلیتیکی- امنیتی جهت تغییر بلندمدت نقشه خاورمیانه به ضرر سایر بازیگران از جمله مسکو است، بر آن شده تا با اتخاذ موضعی مستقل، توان ایفای نقش متوازن‌ کننده در برابر غرب را به کشورهای منطقه و غربی‌ها ثابت کند. البته این نگاه و تالی موضع‌گیری‌های سخت‌گیرانه، موید آن است که به‌رغم برخی تحولات مثبت، هنوز دیدگاه‌های سخت‌انگار، اما تا حدودی متعادل شده سنتی به مقوله قدرت و حوزه‌های نفوذ، تاثیر خود را بر رفتارهای خارجی روسیه حفظ کرده‌اند. صرف‌‌نظر از عوامل مختلف و با توجه به داشته‌های عینی اندک روسیه برای هم‌آوردی با قدرت شبکه‌ای غرب، متغیر روان‌شناختی بودن به عنوان یک «قدرت بزرگ» بیشترین تاثیر را در شکل‌بست سیاست خاورمیانه‌ای جدید روسیه و نوع مواجهه آن با «تحولات عربی» داشته است.

بازخوانی منطق‌های امنیتی بازیگران قفقاز جنوبی (مرز پرآشوب)

بازخوانی منطق‌های امنیتی بازیگران قفقاز جنوبی (مرز پرآشوب)

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 27-49

چکیده سه کشور قفقاز جنوبی یعنی گرجستان، جمهوری  آذربایجان و ارمنستان در منطقه ای پیچیده و بی ثبات قرار دارند که تقاطع مسیر اروپا، آسیا، خاورمیانه است. این کشورها از دوران حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی آسیب‌های عمیق تاریخی مشترکی دارند. دوره شوروی تجربه بدی برای این کشورها بود. مدیریت نادرست اقتصاد، فساد، مشکلات اجتماعی، نهادسازی ضعیف، گرایش‌های متعارض به اقتدارطلبی و اصلاح، اختلاف‌های قومی، ناآرامی‌های مرزی و وجود چندین بحران خاموش در منطقه، میراث اتحاد جماهیر شوروی برای این کشورها است. معضلات امنیتی منطقه قفقاز جنوبی (گرجستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان)، دیدگاه قدرت‌های فرامنطقه‌ای (آمریکا- اتحادیه اروپا- ناتو) به امنیت قفقاز جنوبی، دیدگاه قدرت‌های منطقه‌ای (ترکیه، فدراسیون روسیه، جمهوری اسلامی ایران) به این منطقه مهم‌ترین مسائل مورد بررسی در این پژوهش می‌باشند.  چارچوب نظری مقاله‌ حاضر براساس مفهوم «مجموعه امنیتی منطقه‌ای » است که برای نخستین بار توسط باری بوزان مطرح گردید، این نظریه با نظریه‌ نوین وی در خصوص بین الاذهانی بودن امنیتی شدن  تلفیق خواهد شد تا چارچوبی فراسوی نظریه‌ کلاسیک مجموعه امنیتی ارائه گردد.

جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در سازمان همکاری شانگهای؛ ضرورت عمل‌گرایی در یک «اتحادیه سیاسی»

جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در سازمان همکاری شانگهای؛ ضرورت عمل‌گرایی در یک «اتحادیه سیاسی»

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 113-138

چکیده سازمان همکاری شانگهای از جمله نهادهای مهم منطقه‌ای ‌است که ایران می‌تواند با حضور موثر در آن از ظرفیت‌های ابزاری و حقانیت‌بخش این نهاد برای افزون‌سازی منافع خود استفاده کند. صرفه‌نظر از منافع خرد، یکی از مطلوبیت‌های کلان عضویت مؤثر در این سازمان، مشارکت نسبی در چگونگی تنظیم ترتیبات در مرزهای شمالی کشورمان است. به‌رغم وضوح این مزایا، روندها حاکی از عدم حضور موثر تهران در این سازمان است. در میان عوامل مختلف، ترجیح رویکرد «یک‌سو‌نگر» به «عمل‌گرا» و پیرو آن اتکای به «فرض‌های پیشینی» چون ضدیت ماهوی سازمان همکاری شانگهای با غرب، «دشمنیِ» پایدار میان مسکو و واشنگتن و تلقی از روسیه به عنوان «شریک راهبردی» سببی مهم در این ناکامی بوده است. به تبع این «فرض‌ها»، ایران در پی آن بوده تا به کمک «دوستان» خود در این سازمان، نسبت به جبهه‌سازی در برابر غرب اقدام نماید. در مقابل، روسیه بر اساس اصلِ «عمل‌گرایی» در سیاست خارجی خود به سازمان همکاری شانگهای و اعضای آن صرفاً به عنوان ابزارهایی برای تامین منافع «عینی» خود می‌نگرد. به این اعتبار و با عنایت به حضور هم‌زمان ایران و روسیه در سازمان همکاری شانگهای، در این نوشتارضمن قیاس رویکرد تهران و مسکو به این سازمان، چرایی ناکارآمدی حضور ایران به روش توصیفی- تحلیلی مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.

امنیت انرژی، ایران و مسائل دریای خزر

امنیت انرژی، ایران و مسائل دریای خزر

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 121-160

چکیده امنیت انرژی عموماً به در دسترس بودن مقدار کافی و قابل اطمینان از عرضه انرژی برای راضی نمودن تقاضا تعریف می‌گردد و از جمله مواردی است که مستقیماً با دولت‌ها در واحدهای سیاسی ارتباط دارد. ایران به علت دارا بودن ذخایر قابل توجه انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز (هم‌جواری با دو منطقه نفت‌خیز خلیج فارس و دریای خزر) همواره مورد توجه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده و هست. موقعیت ایران در تولید نفت و گاز و انتقال آن در خلیج فارس نسبتاً با ثبات، همراه و از سوی همه بازیگران پذیرفته شده است، اما دریای خزر به دلیل تغییرات شدید و سریع در پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیازمند توجه و دقت تصمیم گیران ایرانی است. علاوه بر جدیت برای رسیدن به اجماع در مورد رژیم حقوقی دریای خزر با حفظ منافع ملی ایران از داشتن روابط وسیع و گسترده با کشورهای ساحلی دریای خزر به خصوص روسیه، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان نباید غافل بود مقاله حاضر، وجوه گوناگون امنیت انرژی، جایگاه ایران، خطوط حمل و نقل کنونی و در حال احداث و سیاست‌های قدرت‌های جهانی و کشورهای منطقه در این زمینه‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهد.