کلیدواژه‌ها = نظام بین‌الملل
تعداد مقالات: 4
نقش ابتکارات منطقه ای در گذار از نظام تک ‌قطبی به نظام چندقطبی ( مطالعه موردی طرح اوراسیای بزرگ تر)

نقش ابتکارات منطقه ای در گذار از نظام تک ‌قطبی به نظام چندقطبی ( مطالعه موردی طرح اوراسیای بزرگ تر)

دوره 26، شماره 109، بهار 1399، صفحه 176-196

سید امیر نیاکویی، عسگر صفری

چکیده ساختار نظام بین ­الملل کنونی نتیجه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و نظم دو قطبی است. مهم­ترین ویژگی این نظام توزیع نابرابر قدرت است. این ساختار که از آن به عنوان نظم تک قطبی یاد می ­شود، باعث افزایش رقابت میان بازیگران اصلی نظام بین ­الملل برای پر کردن شکاف قدرت شده است. به عقیده برخی­ ها این کشمکش­ ها می ­توانند، زمینه انتقال نظام بین­الملل به یک نظم چند قطبی را فراهم کنند. از جمله استدلال ­ها در این زمینه ضعف ایالات متحده آمریکا، ظهور قدرت ­های جدید و شکل­ گیری قطب ­های جدید در قالب طرح ­های منطقه ­ای است. جدیدترین نمونه برای تحقق چنین بلوکی از قدرت­های غیر غربی طرح اوراسیای بزرگ­تر است که بعد از بحران اوکراین از سوی روسیه پیگیری می ­شود. ایده "اوراسیای بزرگ" به فضایی اشاره دارد که از لیسبون تا شانگهای امتداد می ­یابد. در عین حال، آن یک نوآوری ژئوپلیتیک، شعار سیاسی، آرزوی اقتصادی و ساختار ایدئولوژیک است. مهم‌تر از همه این که به دنبال ایجاد یک نظم جدید و پسا آمریکایی است که در آن روسیه نقش حیاتی داشته باشد. با توجه به این موضوع، سوال اصلی مقاله عبارت است، طرح ­های منطقه­ ای از جمله طرح اوراسیای بزرگتر چه نقش وکارکردی می ­توانند در گذار نظام بین ­الملل کنونی به یک نظم چند قطبی داشته باشند؟ به عقیده نویسندگان با توجه به ویژگی عدم توزان قدرت در نظام بین ­المللی و تلاش دایمی بازیگران برای جبران این امر، طرح ­های منطقه‌ای ابزاری ابتکاری در جهت تمرکز زدایی از قدرت در نظام بین ­الملل بوده و دوکارکرد عمده دارند؛ اولا از رویارویی مستقیم بازیگران اصلی نظام بین ­الملل جلوگیری می ­کنند (همکاری روسیه و چین در قالب این طرح برای عدم رویارویی مستقیم با آمریکا) و در وهله دوم از طریق ارائه قواعد جایگزین به شکل­ گیری یک نظم چند قطبی کمک می­ کنند (تلاش روسیه برای تغییر هنجارهای نظم لیبرالی). به دلیل پیچدگی ­های حاکم بر روابط بازیگران در چنین مجموعه­ هایی سرعت این انتقال پایین خواهد بود، اما در بلندمدت در صورت تحقق می­ توانند نقش­ اساسی در ایجاد یک نظم چندقطبی کامل داشته باشند. روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است. 

جایگاه روسیه در نظام بین‌الملل در قرن بیست و یکم: سناریوهای متصور

جایگاه روسیه در نظام بین‌الملل در قرن بیست و یکم: سناریوهای متصور

دوره 18، شماره 77، بهار 1391، صفحه 113-132

چکیده    اگرچه قدرت و جایگاه فدراسیون روسیه در نظام بین‌الملل پس از فروپاشی اتحاد شوروی تقلیل یافت، اما از بدو تولد این بازیگر جدید به عنوان وارث اصلی ابرقدرت بزرگ شرق، تمامی ناظران بین‌المللی منتظر بودند تا دریابند که چگونه جهت‌گیری‌های کلان و سیاست‌های راهبردی این کشور در عرصه روابط بین‌الملل تنظیم خواهد شد. اهمیت این نکته آنجا روشن می‌شود که عضویت دائم اتحاد جماهیر شوروی در شورای امنیت سازمان ملل متحد و اغلب توانمندی‌های هسته‌ای و فضایی آن کشور در اختیار فدراسیون روسیه قرار گرفته و یا به وسیله آن اداره می‌شود و مهم‌تر این که توانمندی‌های عظیم نظامی و سلاح‌های هسته ای روسیه هنوز دارای موقعیت تعیین‌کننده در معادلات استراتژیک نظامی جهان است. لذا چگونگی تنظیم راهبردهای روابط بین‌الملل فدراسیون روسیه دارای اهمیتی چشمگیر برای قدرت‌های بزرگ و همسایگان آن است.     این مقاله ضمن بررسی رویکردهای اروآتلانتیک‌گرایانه، اوراسیاگرایانه و مرکزگرایانه در سیاست خارجی روسیه به تجزیه و تحلیل هر کدام از آنها پرداخته است و شاخص‌های کلان و معیارهای اصلی انتخاب هر رویکرد و تاثیر آن بر سایر بازیگران نظام بین‌الملل را به بحث می گذارد. مقاله در نهایت بر اساس ارزیابی شاخص‌ها و برشمردن فرصت‌ها و چالش‌های هر کدام به تبیین  محتمل‌ترین رویکرد که جایگاه فدراسیون روسیه در نظام بین‌الملل در قرن بیست ویکم را تعیین می‌نماید، می پردازد.

چیستی اندیشه «قدرت بزرگ» در سیاست خارجی روسیه

چیستی اندیشه «قدرت بزرگ» در سیاست خارجی روسیه

دوره 16، شماره 71، پاییز 1389، صفحه 133-162

چکیده غم از دست رفتن عظمت دوره‌های تزاری و شوروی را می‌توان یکی از معدود نقاط اشتراک طیف‌های فعال در روندهای سیاسی- اجتماعی روسیه پساشوروی دانست. این احساس که در قالب آرمان تبدیل روسیه به یک «قدرت بزرگ» نمود مشهودی یافته، مبتنی بر عناصر مختلف مادی و معنایی گذشته، حال و آینده روسیه و مؤلفه‌ای قابل اعتنا برای ایجاد انسجام داخلی در جامعه هویت گسیخته این کشور بوده است. این اندیشه همچنین متاثر از اعتقاد مردم و نخبگان روسیه به وستفالیایی بودگی نظام بین‌الملل، راهنمای اقدامی در سیاست خارجی و قرائت اصلی مسکو از موقعیت خود در نظام بین‌الملل به عنوان هویتی مستقل و در عین حال ممتاز است. هرچند در دهه 1990 تلاش‌ها برای تحقق این آرمان به واسطه فقدان منابع لازم و رویکردهای ایدئولوژیک ناکام‌ ماند، اما پوتین و مدودف با اتخاذ رویکردی عمل‌گرا به طور نسبی در تحقق برخی جنبه‌های «سخت» این هدف موفق‌ بوده‌اند. با این وجود، نگاه صرفاً «از بالا»، عدم توجه به مؤلفه‌های قدرت نرم و طنین همچنان قدرتمند نگاه سنتی به برخی عرصه‌ها از جمله خارج نزدیک اسبابی برای عدم تحقق کامل این اندیشه بوده است.

ارتقاء جایگاه روسیه در عرصة جهانی و تنش با امریکا در دورة پوتین

ارتقاء جایگاه روسیه در عرصة جهانی و تنش با امریکا در دورة پوتین

دوره 14، شماره 61، بهار 1387، صفحه 91-123

چکیده پوتین از ابتدای به دست گرفتن قدرت دستیابی به جایگاهی بایسته در معادلات جهانی و بازیابی موقعیت «قدرت بزرگ» روسیه را هدف اصلی دولت خود اعلام و با اتکاء به رویکردی واقع‌بینانه توانست روند صعودی منزلت‌‌یابی این کشور در سلسله ترتیبات نظام جهانی را به طور نسبی تا پایان ریاست‌جمهوری خود حفظ کند. تأکید روسیه در این دوره بر ضرورت بازتوزیع قدرت و تلاش آن برای مکان‌یابی مناسب‌تر در ساختار نظام بین‌الملل، باعث انگیخته‌شدن نگرانی‌ِ امریکا از امکان تغییر ساختار نظام بین‌الملل و تضعیف موقعیت برتر خود در آن شد و این مسئله با ایجاد بستر بروز رفتارهای سلبی از سوی امریکا دور جدیدی از تنش در روابط روسیه و این کشور را سبب‌شد که در نوشتار حاضر در حد توان به عللو چگونگی بروز این تنش‌ها پرداخته خواهد‌شد.