کلیدواژه‌ها = انرژی
تعداد مقالات: 18
پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین در حوزه انرژی و اهمیت ژئوپلیتیکی ایران

پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین در حوزه انرژی و اهمیت ژئوپلیتیکی ایران

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 197-224

افسانه حق بین، منوچهر انصاری

چکیده وقوع حمله روسیه به اوکراین در فوریه سال 2022 میلادی، علاوه بر آسیب رساندن به اقتصاد اوکراین، موجب تحت فشار قرار گرفتن روسیه و کشورهای اروپایی در زمینه تجارت گاز به دلیل از دست دادن شریک تجاری عمده گردیده است. این پژوهش در پی پاسخ به دو سوال اساسی است: 1-جنگ میان روسیه و اوکراین چه تاثیری بر ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در حوزه انرژی داشته است؟ 2-آیا این جنگ بر جایگاه ایران در حوزه انرژی در بازارهای جهانی تاثیرگذار خواهد بود؟ این پژوهش به روش مروری-روایتی انجام شده است. وقایع و تحولات صورت گرفته پس از اقدام روسیه در کاهش قابل توجه حجم گاز انتقالی به اروپا تاکنون نشان دهنده از دست رفتن تدریجی جایگاه سابق اوکراین، روسیه و اتحادیه اروپا در بازارهای جهانی و وابستگی روزافزون کشورهای اروپایی به ایالات متحده آمریکا در تامین انرژی مورد نیاز خود می باشد. در صورت خودداری کشورهای اروپایی از همکاری های تجاری گسترده با کشورهای دارنده منابع عظیم نفت و گاز مانند ایران، علاوه بر تشدید وابستگی آن ها به ایالات متحده آمریکا، آن ها را از دستیابی به منابع انرژی ارزان تر محروم می نماید. .

بحران اوکراین و تغییر ارجحیت ها در سیاست خارجی بایدن

بحران اوکراین و تغییر ارجحیت ها در سیاست خارجی بایدن

دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 113-138

حسین کریمی فرد

چکیده بایدن پس از به قدرت رسیدن در سال 2021 با مسائل متعددی مثل خروج آمریکا از خاورمیانه و افغانستان، افزایش قابلیت و توانمندی­ های چین و مهار این رقیب راهبردی، مسئله هسته‌ای ایران(برجام) و  تهاجم روسیه به اوکراین مواجه شد.در ابتدا سیاست خارجی بایدن حول موضوع حقوق بشر و دموکراسی سامان یافت. اما وقوع جنگ روسیه و اوکراین باعث تغییر اولویت‌ها شد. بحران اوکراین به‌عنوان مهم‌ترین چالش باعث شد تا  بایدن با تلقی عمل روسیه به‌مثابه تهدیدی استراتژیک علیه جهان غرب و با برجسته کردن عمل‌گرایی در سیاست خارجی درصدد مدیریت آن برآید.چارچوب نظری این مقاله بین ­الملل‌گرایی لیبرال است. هدف این مقاله بررسی سیاست خارجی بایدن بعد از جنگ روسیه و اوکراین طبق چارچوب نظری بین­ الملل‌گرایی لیبرال است. سؤال این مقاله عبارت است از: جنگ روسیه و اوکراین  باعث چه تغییری در اولویت‌ها سیاست خارجی بایدن شد؟ فرضیه این پژوهش آن است که بایدن با تلقی تهاجم روسیه به اوکراین به‌مثابه تهدید استراتژیک علیه نظم جهانی تلاش نمود ضمن اتحاد با کشورهایی اروپایی و سامان دهی مجدد ناتو، رهبری جبهه غرب را جهت تضعیف و تحریم روسیه بر عهده گیرد.از سوی دیگر با برجسته کردن عنصر عمل‌گرایی در سیاست خارجی جهت کنترل و مدیریت پیامدهای ناشی از برخورد با روسیه، موضوعاتی مثل امنیت و انرژی در مرکز و حقوق بشر و دموکراسی در حاشیه سیاست آمریکا قرار گرفتند.

بررسی راهبرد انرژی ترکیه در مناطق خزر و خاورمیانه

بررسی راهبرد انرژی ترکیه در مناطق خزر و خاورمیانه

دوره 28، شماره 120، زمستان 1401، صفحه 55-86

رضا حسنی، حمید رضا شیرزاد

چکیده مصرف انرژی ترکیه در سالیان اخیر همراه با رشد اقتصادی این کشور، افزایش داشته است. این مسئله در کنار منابع ناکافی سوخت های فسیلی، از مولفه‌های تاثیرگذار در روابط خارجی ترکیه با مهمترین کشورهای تامین کننده انرژی آن کشور به شمار می‌آید. این پژوهش در صدد است ضمن بررسی استراتژی انرژی ترکیه در مورد جمهوری آذربایجان و عراق، به ارزیابی موفقیت یا ناکامی این استراتژی بپردازد. سئوال اصلی این است که استراتژی انرژی ترکیه در خصوص کشورهای جمهوری آذربایجان و عراق بر اساس چه مولفه هایی شکل گرفته و چگونه ارزیابی می گردد؟ در پاسخ؛ فرضیه ای که مطرح می گردد آن است که استراتژی انرژی ترکیه بر اساس تنوع بخشی به کشورهای تامین کننده انرژی و کاهش اتکا به کشورهای محدود در تامین انرژی مورد نیاز آن کشور شکل گرفته و بر این اساس، ترکیه توجه ویژه‌‌ای به مناطق خزر و خاورمیانه داشته است که در این بین کشورهای جمهوری آذربایجان و عراق در زمره دو کشور مهم در تامین انرژی ترکیه جای گرفته‌اند. یافته‌های این پژوهش که بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، بیانگر گسترش روابط ترکیه با کشورهای جمهوری آذربایجان و عراق بر مبنای حجم مبادلات نفتی و گازی، تنوع خطوط انرژی با محوریت ترکیه می باشد که این امر، نشان دهنده موفقیت استراتژی انرژی ترکیه است.

دیپلماسی اقتصادی ترکیه در آسیای مرکزی

دیپلماسی اقتصادی ترکیه در آسیای مرکزی

دوره 28، شماره 119، پاییز 1401، صفحه 61-88

هاشم قادری، احمد بخشی

چکیده ترکیه در دو دهه اخیر حضور خود را در کشورهای آسیای مرکزی تثبیت کرده و نقش فعالانه‌ای در عرصه سیاسی و اقتصادی آن به خود اختصاص داده است. این کشور به‌واسطه پیوندهای فرهنگی و قومی و همچنین بازسازی ساختاری اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی، توانست نفوذ اقتصادی خود را در این کشورها گسترش دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اهداف و پیامدهای حضور ترکیه در آسیای مرکزی بر مبنای دیپلماسی اقتصادی است. سؤال پژوهش حاضر اهداف و پیامدهای حضور ترکیه در آسیای مرکزی است و برای پاسخ به سؤال، این فرضیه را به محک آزمون می‌گذاریم که ترکیه برای عقب نماندن از ایران و روسیه، با ایجاد کشورهای ترک‌زبان درصدد نفوذ سیاسی، امنیتی و فرهنگی خود در کشورهای آسیای مرکزی است. روش گردآوری داده‌ها روش اسنادی، راهبرد پژوهش قیاسی، روش تحقیق ردیابی فرآیند و ملهم از ادبیات مربوط به دیپلماسی اقتصادی در نظریه واقع‌گرایی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هدف ترکیه از پیشبرد دیپلماسی اقتصادی در آسیای مرکزی، رقابت با ایران و روسیه، ایجاد شورای کشورهای ترک‌زبان، تغییر موقعیت ژئوپلیتیکی، تنوع‌بخشی به دریافت انرژی، همکاری نظامی، تأمین امنیت است.

تأثیر‌ عامل انرژی بر روابط ترکمنستان و چین

تأثیر‌ عامل انرژی بر روابط ترکمنستان و چین

دوره 24، شماره 101، بهار 1397، صفحه 87-115

مرتضی نورمحمدی، مهناز زارع

چکیده      رشد مصرف انرژی طی دو دهه‌ گذشته در چین و چشم‌انداز استمرار این روند، موضوع تأمین سوخت‌های فسیلی را در این کشور به مقوله‌ای مهم و حیاتی تبدیل نموده است. دستیابی به منابع مطمئن انرژی عامل مهمی در تضمین تداوم نوسازی به مثابه انتخاب استراتژیک چین می‌باشد. بر این اساس دستیابی به ذخایر انرژی ارزان قیمت و تنوعسازی مسیرهای واردات آن و توسعه‌ مناسبات با کشورهای دارای منابع غنی هیدروکربنی به خصوص در حوزه‌ دریای خزر و سرمایه‌گذاری‌ها در این بخش در متن دستگاه دیپلماسی این کشور قرار گرفته است. از سوی دیگر، برنامه راهبردی ترکمنستان با توجه به ذخایر چشمگیر گاز طبیعی آن، تبدیل شدن به یک بازیگر استراتژیک در حوزه‌ انرژی است. از این رو در زمان ریاست‌جمهوری بردی‌‌محمد‌اف، رفع انزوا‌طلبی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و دستیابی به بازارهای متنوع خارجی از طریق توسعه‌ مسیرهای انتقال گاز طبیعی در دستور کار این کشور قرار گرفت و زمینه جهت تعاملات گسترده بین‌المللی فراهم شد. مقاله حاضر درصدد ارزیابی این پرسش است که در عرصه‌ سیاست خارجی عامل انرژی چه تأثیری بر روابط و مناسبات دو کشور داشته است؟ لذا فرض ما بر این قرار خواهد گرفت که عامل انرژی شرایط را جهت توسعه‌ روابط میان دو کشور ترکمنستان و چین فراهم نموده و نگرانی‌های چین در مورد تأمین و عرضه انرژی و اولویت استراتژیک آن برای این کشور و تمایلات ترکمنستان جهت کاهش وابستگی به روسیه جهت صادرات گاز طبیعی همکاری‌ها را بعد بیشتری داده است و خط لوله گاز آسیای‌مرکزی_ چین نقطه عطف این همکاری‌ها بوده است. روش نگارش این نوشتار توصیفی_تحلیلی و بر مبنای نظریه وابستگی متقابل می‌باشد.
 

اهمیت نقش انرژی در سیاست خارجی روسیه

اهمیت نقش انرژی در سیاست خارجی روسیه

دوره 23، شماره 98، تابستان 1396، صفحه 33-66

عبدالرضا فرجی راد، روح الله صالحی دولت آباد

چکیده امـروزه در روابط بین الملل سلطه بـرکـانـون­هایتولید و منبع نفت وگاز و مسیر انتقال آنها اساس کار بسیاری از سیاستگذاران را تشکیل می­دهد وکشورهایی کـه دارای سیاست انـرژی محور هستند غـالب تصمیم­هـای خود را بـا تکیه بـر پشتوانه انرژی اتخاذ می­نمایند.روسیه کشوری است که از اهرم انرژی برای بازسازی قدرت خود استفاده می­نماید و در زمینه صادرات گاز طبیعی به اروپا ایفاگر یک نقش اساسی می‌باشد. روسیهبا نگاهبه کاهش توان نظامی، تنزل موقعیت سیاسی و مشکلات ساختاری اقتصاد خودو نیز متأثر از اصل کارآمدی ابزارها و استفاده از کارآمدترین آنها در رویکرد عمل‌گرایی، منابع انرژی را مهم­ترین برگ‌ برنده خود در عرصهرقابت‌های‌ بین‌المللی می‌داندو بر همین اساس تلاش‌ فزاینده‌ای را برای استفاده از منابع انرژی به عنوان سلاحی سیاسی و اهرمی مهم در سیاست خارجی مدنظر قرار داده است. سوال اصلی مقاله این است که روسیه از چه راهبردهایی در حوزه انرژی در سیاست خارجی استفاده می­کند و هدف از اعمال این سیاست‌ها چیست؟ و بر این فرض استوار است که روسیه تلاش می‌کند از اهرم انرژی در تعامل خود با سایر کشورها به نحو مطلوبی بهره گیرد و با کنترل بخشی از بازار انرژی نقش یک بازیگر مهم سیاسی و ژئوپلیتیک جهانی را با موفقیت ایفا کند و با استفاده از برگ انرژی به عنوان یک سلاح در پی بازسازی امپراتوری خود است. 

رویکرد سیاست خارجی ترکیه در منطقه قفقاز با تاکید بر جمهوری آذربایجان

رویکرد سیاست خارجی ترکیه در منطقه قفقاز با تاکید بر جمهوری آذربایجان

دوره 23، شماره 98، تابستان 1396، صفحه 127-152

عنایت اله یزدانی، مصطفی خیری

چکیده   با افول گفتمان کمالیستی و پیروزی اسلام­گرایان، خط و مشی سیاست خارجی ترکیه تغییرات بنیادینی را شاهد بوده است. جاه­طلبی­های بلند پروازانه آنکارا برخلاف گذشته این کشور را نه به­عنوان پل ارتباطی شرق و غرب، بلکه کشوری مرکزی در میان مناطقی استراتژیک نظیر قفقاز و آسیای مرکزی، بالکان و خاورمیانه در نظر دارد. دکترین نوعثمانی­گری حاکم بر سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه به دنبال بسط نفوذ این کشور در مناطق پیرامونی و ادغام با این جوامع با هدف کسب اهمیت استراتژیک جهانی برای ترکیه می­باشد. به‌رغم عدم‌موفقیت رویکرد ادغامگرایانه آنکارا در برخی حوزه­های جغرافیایی نظیر منطقه خاورمیانه، سوال اصلی مقاله به عواملی اشاره دارد که به موفقیت رویکرد پیرامون­گرایانه ترکیه در رابطه با جمهوری آذربایجان یاری رسانده­اند؟ در پاسخ به آن این فرضیه مطرح شده است، پیوند­های قومی و فرهنگی، روابط اقتصادی قوی به خصوص در زمینه انرژی و جایگاه وزن ژئوپلیتیک جمهوری آذربایجان در رقابت­های ژئوپلیتیک ترکیه و روسیه موجب تسهیل همکاری­های ترکیه با جمهوری آذربایجان گردیده­اند.  نوشتار حاضر با هدف بررسی خط و مشی سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در منطقه قفقاز و در قبال جمهوری آذربایجان به رشته تحریر در آمده است. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری همگرایی دلایل موفقیت رویکرد پیرامون­گرایانه ترکیه در رابطه با جمهوری آذربایجان مورد بررسی قرار گیرد. 

قفقاز جنوبی؛ دلسرد از اتحادیه اروپا و ناامید از فدراسیون روسیه

قفقاز جنوبی؛ دلسرد از اتحادیه اروپا و ناامید از فدراسیون روسیه

دوره 21، شماره 90، تابستان 1394، صفحه 39-66

علیرضا ثمودی پیله‌رود، عابد نوروزی زرمهری

چکیده منطقه قفقاز جنوبی یکی از منطقه‌های پر چالش به لحاظ امنیتی در جهان محسوب می‌شود و با وجود گذشت دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این منطقه هنوز به همگرایی اقتصادی و سیاسی دست پیدا نکرده است. در این منطقه نوعی رقابت و همکاری میان این سه کشور و همچنین میان آنها با بازیگران خارجی وجود دارد. جمهوری آذربایجان، گرجستان و ارمنستان سه کشور این منطقه مسیرهای متفاوت و بعضا متضادی را در پیش گرفته‌ و در ائتلاف‌ها، پیمان‌ها، سازمان‌ها و برنامه‌های متفاوتی مشارکت کرده‌اند. در این میان، اتحادیه اروپا و روسیه دو کنشگر مهم و اثرگذار در قفقاز جنوبی محسوب می‌شوند. اتحادیه اروپا با تدوین سیاست همسایگی اروپایی و شراکت شرقی تلاش کرده است تا نقش پررنگ‌تری را در این منطقه ایفا کند. وقوع جنگ میان روسیه و گرجستان در سال 2008 و مداخله اتحادیه اروپا به ویژه فرانسه موجب افزایش نقش‌آفرینی و توجه بیشتر بروکسل به این منطقه شد. روسیه نیز که این منطقه را بخشی از حوزه نزدیک خود می‌داند، با تدوین سازوکارهایی همچون اتحادیه اقتصادی اوراسیا درصدد مقابله با نفوذ اتحادیه اروپا و ناتو در این منطقه برآمده است. در این مقاله تلاش شده است تا عوامل موثر بر بروز تنش و اختلاف میان اتحادیه اروپا و روسیه در منطقه قفقاز جنوبی مورد بررسی قرار بگیرد. در پاسخ به پرسش فوق این فرضیه مطرح میشود، تلاش برای تحکیم موقعیت تجاری، تفاوت در پندار از موضوع امنیت، تامین امنیت انرژی و تلاش برای تثبیت حوزه نفوذ موجب بروز اختلاف میان مسکو و بروکسل شده است. همچنین روش تحقیق استفاده شده در این مقاله روش توصیفی- تحلیلی است.  

انرژی عرصه «بازی بزرگ جدید» در آسیای مرکزی (مطالعه موردی روسیه، آمریکا و چین)

انرژی عرصه «بازی بزرگ جدید» در آسیای مرکزی (مطالعه موردی روسیه، آمریکا و چین)

دوره 21، شماره 90، تابستان 1394، صفحه 67-96

حسین حمیدی نیا، روح اله صالحی دولت آباد

چکیده باافزایشوابستگیاقتصادیجهانبهمنابعانرژیهیدروکربنی،دامنه‌دارشدنتنش‌هادرخاورمیانه ونیزظهورروسیهبهعنوانیکبازیگراصلیدربازارانرژیجهان،نفتوگازآسیای مرکزیومسیرهایانتقالآنبهبازارهایمصرفبیشازپیشموردتوجهقدرت‌هایبزرگصنعتیقرارگرفتهاست .دهه‌ها کشمکش طولانی مدت برای کنترل منابع نفت و گاز طبیعی، زیرساخت و نفوذ منطقه آسیای مرکزی با عنوان "بازی بزرگ جدید" بین اروپا، چین، روسیه و آمریکا مطرح بوده است و هر کدام از قدرت‌ها سعی می‌کردند برای نفوذ بیشتر در منطقه از یکدیگر پیشی بگیرند. در سال‌های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و با کشف ذخایر عظیم انرژی نفت و گاز در آسیای مرکزی رقابت میان قدرت‌های بزرگ تشدید شد. از یک طرف، روس‌ها با منحصر کردن تمام مسیرهای صادرات از سرزمین خود، مایلند که نفوذ و کنترل سنتی خود را بر کشورهای تازه استقلال یافته حفظ کنند. از طرف دیگر، آمریکا که به عنوان رقیب جدی در منطقه وارد شده است، طرفدار مسیرهایی است که در راستای اهداف درازمدت و علایق ژئوپلتیک خود در منطقه منجر شود. چین هم با دارا بودن انگیزه‌های قوی برای حضور در آسیای مرکزی به چالش کشیدن سیاست‌های هژمونیک آمریکا و دستیابی به منابع انرژی و بازار بزرگ منطقه، وارد رقابت با سایر رقبا شده است. اگرچه روسیه به عنوان قدرت اصلی در انرژی آسیای مرکزی است، اما حضور بازیگران جدیدی همچون آمریکا و خصوصا چین و تلاش جمهوری‌های قزاقستان و ترکمنستان برای یافتن راه‌های جایگزین انتقال نفت و گاز منافع روسیه در منطقه را با چالش مواجه کرده است. براین اساس، مولفین این مقاله سوال خود را چنین مطرح می‌کنند که چه کسانی در بازی قدرت برای تسلط بر منابع آسیای مرکزی پیروز خواهند شد؟ فرضیه ما این است که باتوجه به رشد اقتصادی چین و نیاز این کشور به منابع عظیم نفت و گاز و همچنین گسترش روابط پکن با همسایگان آسیای مرکزی، چین در آینده قدرت اصلی در منطقه خواهد بود.

بررسی روابط اوکراین و روسیه (ریشه‌یابی زمینه‌های بحران 2014)

بررسی روابط اوکراین و روسیه (ریشه‌یابی زمینه‌های بحران 2014)

دوره 20، شماره 86، تابستان 1393، صفحه 135-159

چکیده کشور اوکراین در سیاست خارجی روسیه از جایگاه مهمی برخوردار است. موقعیت ژئوپلیتیک خاص اوکراین و وجود اشتراکاتی در فرهنگ و تاریخ، اهمیت این جایگاه را برجستهتر کرده است. به نحوی که اوکراین می‌تواند با اتخاذ سیاست‌های منعطف و عمل‌گرایانه  از این موقعیت به عنوان فرصتی برای تأمین منافع ملی استفاده نماید. سوال مقاله این است که بحران‌های سیاسی در اوکراین تا چه حد متأثر از سیاست خارجی این کشور در قبال روسیه و غرب بوده است؟ مفروض نیز چنین است که اتخاذ سیاست خارجی یک‌جانبه‌گرایانه به نفع غرب، منجر به بروز بحران‌های متعدد در این کشور شده و منافع ملی و تمامیت ارضی این کشور را به مخاطره انداخته است، همچنان که در جنگ داخلی اخیر نیز مشاهده شد. تحولاتی که از اواخر سال 2013 در اوکراین آغاز شد بار دیگر صبغه‌ای غرب‌گرایانه و ضد روسی داشت. نتیجه آن جنگ داخلی، تجزیه بخش هایی از کشور و تبدیل اوکراین به عرصه رقابت‌های روسیه و غرب بوده است.  

اهداف و راهبردهای سیاست خارجی چین در آسیای مرکزی

اهداف و راهبردهای سیاست خارجی چین در آسیای مرکزی

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 1-29

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرصت فوق‌العاده‌ای را برای چین فراهم کرد تا فرآیندهای سیاسی و اقتصادی در منطقه آسیای مرکزی را به اجرا درآورد. همجواری و هم مرز بودن چین با کشورهای آسیای مرکزی توام با رشد سریع‌ اقتصادی این کشور، شرایط خاصی را بر روابط این کشورها با چین موجب شده است. به طور کلی،‌ روابط دو جانبه چین و کشورهای این منطقه از روند جهان شمول دیپلماسی اقتصادی پکن مستثنی‌ نیست. وجود منابع قابل توجه انرژی در منطقه استراتژیک آسیای مرکزی سبب شده تا پکن توجه بیشتری به این منطقه داشته باشد. علاوه‌بر همجواری ژئوپلیتیک و اهمیت خاص این منطقه برای چین، رهبران پکن تداوم و گسترش‌ روابط خود با کشورهای این منطقه در عرصه اقتصادی با هدف حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی در داخل و به خصوص مناطق مرزی چون سین‌کیانگ را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده‌‌اند. وجود ناامنی در مرزهای غربی استان مسلمان نشین سین‌کیانگ که با کشورهای آسیای مرکزی هم‌مرز است، چین را ناگزیر از توسعه روابط با جمهوری‌های آسیای مرکزی کرده است. همچنین نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی پس از 11 سپتامبر 2001 یک حادثه و واقعیت دور از ذهن برای چینی‌ها و استراتژی کلی این کشور در قبال کشورهای همسایه بوده‌ است. مجموعه این عوامل، سیاست خارجی چین و تبعات اهداف و منافع این کشور در آسیای مرکزیرا دست‌خوش ملاحظات و اتخاذ استراتژی‌های خاصی کرده است. بر این اساس، مولفین این مقاله سوال خود را اینچنین مطرح می‌کنند که آیا چین در رقابت با قدرت‌های بزرگ می‌تواند به قدرت اول در آسیای مرکزی تبدیل شود؟ فرضیه مقاله نیز این است که باتوجه به حضور فزاینده آمریکا و روسیه در اقتصاد منطقه، احتمالا چین تا یک دهه آینده نمی‌تواند جایگاه اول را در روابط با کشورهای آسیای مرکزی کسب کند. 

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 1-28

چکیده روابط میان کشورهای اروپایی و روسیه پس از پایان جنگ سرد وارد مرحله تازه ای شد . با وجود افزایش تعاملات و همکاری ها میان اتحادیه اروپا و مسکو از طریق امضای قرارداد شراکت و همکاری در سال 1994 و تدوین نقشه راه انرژی برای سال 2050 و یا همکاری در برخی حوزه ها از جمله مبارزه با تروریسم و سلاح های کشتار جمعی، اما دو طرف در بسیاری از حوزه ها با یکدیگر اختلاف و رقابت جدی دارند . هر چند اهمیت اقتصادی روسیه برای اروپا در سال های گذشته رو به افزایش بوده، اما روابط سیاسی آنها با فراز و نشیب های فراوانی رو به رو بوده است . روسیه در دوره جدید ریاست جمهوری پوتین تلاش جدیدی را برای به دست آوردن جایگاه پیشین خود انجام می دهد و به همین دلیل در بسیاری از موارد ، منافع و ارزش های مورد نظر مسکو در تضاد با منافع کشورهای اروپایی قرار می گیرد. در این مقاله سعی شده است، حوزه های رقابت و اختلاف میان اتحادیه اروپا و روسیه مورد بررسی قرار گ یرد؛ به باور نویسندگان مقاله، اتحادیه اروپا و مسکو در حوزه هایی همچ ون انرژی (به رغم وجود وابستگی متقابل میان آنها )، نوس ازی، قفقاز جنوبی، همسایگی مشترک و امنیت با یکدیگر اختلاف جدی دارند.

نفوذ اقتصادی روسیه در آسیای مرکزی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

نفوذ اقتصادی روسیه در آسیای مرکزی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 104-129

چکیده افزایش نقش انرژی و اقتصاد در روابط بین الملل ، دولت ها را به یافتن منابع اقتصادی جدید در سایر مناطق جهان واداشته است . در این میان روسیه به عنوان یک ابرقدرت انرژی در جهان سعی دارد تا اقتدار دوران شوروی سابق را باز یابد . توسعه نفوذ در جمهوری های سابق شوروی یکی از ابزارهای عمده روسیه برای پیشبرد این هدف است . وجود منابع عظیم انرژی در آسیای مرکزی سبب شده تا روسیه در این منطقه حضور فعال داشته باشد. برای این منظور روسیه روابط سیاسی و اقتصادی خود با کشورهای آسیای مرکزی را افزایش داده است تا همچنان قدرت برتر در منطقه خارج نزدیک باشد . روسیه با کنترل انرژی منطقه در تلاش است تا برتری خود در بازارهای جهانی انرژی را حفظ کند . روسیه تلاش کرده است تا از طریق افزایش کنترل خود بر منابع انرژی منطقه، استقرار نیروهای خود در آسیای مرکزی و ایجاد سازمان های منطقه ای جمهوری های آسیای مرکزی را در حوزه نفوذ خود نگه دارد. روسیه می خواهد تا جمهوری های آسیای مرکزی در زمینه های دفاعی و اقتصادی ضعیف و ناتوان باشند تا از این طریق تسلط خود را بر این کشورها حفظ کند . سؤال اصلی مقاله این است که "چگونه روسیه می تواند نفوذ خود در آسیای مرکزی را حفظ کند؟ " فرضیه ما این است که با توجه به افزایش اهمیت انرژی در اقتصادهای بین المللی و حضور فزاینده قدرت های دیگر در آسیای مرکزی ، رقابت شدیدی در منطقه شکل گرفته است که می تواند کنترل و نفوذ روسیه بر کشورهای آسیای مرکزی را کاهش دهد و روسیه می تواند از طریق تقویت نهادگرایی در منطقه نفوذ خود را حفظ نماید"

گازپروم و رویای تسخیر بازارهای جهانی انرژی

گازپروم و رویای تسخیر بازارهای جهانی انرژی

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 1-26

چکیده شرکت روسی گازپروم که یکی از بزرگترین غول‌های جهان انرژی شناخته می‌شود، نه تنها بر اکثر منابع گاز روسیه مسلط می‌باشد، بلکه تلاش‌های گسترده‌ای را نیز به منظور تسخیر بازارهای جهانی انرژی انجام داده است. همین امر موجب شده که این شرکت در معادلات راهبردی انرژی از جایگاه برجسته‌ای برخوردار شود. گازپروم در حالی رویای تسخیر بازارهای جهانی انرژی را در سر می‌پروراند که عملاً از پشتیبانی دولت روسیه برخوردار است.  در این بین مقاله حاضر قصد دارد ضمن بررسی جایگاه گازپروم در معادلات جهانی انرژی، نگاهی به تلاش‌های این شرکت جهت گسترش بازارهای جهانی خود نیز داشته باشد.

استراتژی امنیت انرژی اتحادیه اروپا در منطقه قفقاز جنوبی

استراتژی امنیت انرژی اتحادیه اروپا در منطقه قفقاز جنوبی

دوره 16، شماره 71، پاییز 1389، صفحه 55-79

چکیده افزایش روزافزون مصرف انرژی و نیز عدم کشف منابع جایگزین سوخت‌های فسیلی از دغدغه‌های عمده کشورهای صنعتی جهان است. این امر موجب شده که امنیت منابع و مسیرهای تامین انرژی برای این کشورها از جمله کشورهای اروپایی از اهمیت بالایی برخوردار شود. در این راستا، اروپا سعی کرده است با متنوع کردن این منابع و مسیرها، آسیب پذیری خود را در این مسئله کاهش دهد این موضوع باعث توجه ویژه اتحادیه اروپا به منطقه قفقاز جنوبی شده است؛ اما مشکلات امنیتی در منطقه و همچنین نفوذ روسیه، اتحادیه اروپا را با چالش‌های گوناگونی مواجه کرده است. اتحادیه اروپا برای مقابله با این چالش‌ها و تامین امنیت انرژی خود از ابزار‌های گوناگونی استفاده می‌نماید و استراتژی خاصی را تعقیب می‌کند. ما در این مقاله سعی خواهیم کرد با مطالعه مسائلی که امنیت انرژی اروپا را با تهدید مواجه می‌سازد، استراتژی امنیت انرژی اروپا در منطقه قفقاز جنوبی را بررسی کنیم. این مقاله نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا سعی کرده با حمایت از فرایند دموکراسی و آزاد سازی اقتصادی در درون کشورهای منطقه و همچنین حمایت از فرایند همگرایی و متعاقب آن تقویت ارتباط آنها با ساختار اروپایی، حضور خود را در این منطقه افزایش داده و بر چالش‌های تامین امنیت انرژی خود غلبه کند.

تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 25-52

چکیده سران اتحادیه اروپا و شش کشور همسایه شرقی این اتحادیه شامل ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، اوکراین، بلاروس و مولداوی در می 2009 اعلامیه‌ای را که به اعلامیه         « مشارکت شرقی » معروف شد، امضاء کردند تا چارچوب روابط آتی خود را بر این اساس بنا نمایند. تا قبل از سال 2001 ، کشورهای این منطقه جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نداشتند، اما اجرای عملیات نظامی در افغانستان، نقش محوری کشورهای این حوزه برای تداوم حضور ناتو در این کشور را افزایش داد. با توجه به تلاش‌های روسیه در سال‌های اخیر برای بازیابی قدرت گذشته خود و پیگیری یک سیاست تهاجمی‌تر که در مواردی با منافع غرب اصطکاک پیدا می‌کند، ابتکار مشارکت شرقی در دراز مدت می‌تواند منافع روسیه در این منطقه را مورد تهدید قرار دهد. در واقع این ابتکار را می‌توان در چارچوب به کارگیری قدرت نرم اتحادیه اروپا برای همراه کردن کشورهای منطقه با سیاست‌های خود ارزیابی نمود.

انرژی خزر محور همکاری‌های منطقه‌ای در قفقاز

انرژی خزر محور همکاری‌های منطقه‌ای در قفقاز

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 137-163

چکیده کشف نفت و گاز و بهره‌برداری متنوع از آن نقش تعیین‌کننده‌ای در تحول صنایع داشته و به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه جوامع بشری مطرح بوده است. در چنین شرایطی، توجه به آینده منابع انرژی و چگونگی سامان‌دهی تولید، انتقال و مصرف آن از مهمترین اهداف و نیز چالش‌های پیش روی تولید‌کنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی بوده و موجب شکل‌گیری همکاری‌های دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی در میان این کشورها شده است. در دهه گذشته موضوع امنیت انرژی باعث افزایش اهمیت استراتژیک این کالای سیاسی در روابط کشورهای مصرف کننده، تولید کننده و مسیر ترانزیت شده است. در میان مناطق برخوردار از منابع انرژی، منطقه خزر و قفقاز به عنوان تأمین کننده بخشی از انرژی مورد نیاز جهان در سال‌های اخیر از ظرفیت مناسبی برخوردار است و در صورت شکل‌گیری همکاری‌های منطقه‌ای امکان افزایش این ظرفیت‌ها نیز وجود دارد. این مقاله با مبنا قرار دادن دو مقوله منابع انرژی و همکاری منطقه‌ای، این فرضیه را مطرح می‌کند که پس از بحران گرجستان در اوت ٢٠٠٨ و با توجه به تغییر برخی از روندهای جهانی و منطقه‌ای، شرایط جدیدی در قفقاز به وجود آمده است که مهمترین مؤلفه آن تضعیف رویکردهای تقابلی و رقابتی و تقویت رویکردهای تعاملی و همکاری جویانه می‌باشد. بر این اساس و با توجه به تغییر نگاه رهبران کشورهای منطقه، مقوله انرژی می‌تواند زمینه مناسبی برای پیوند میان کشورهای تولید کننده، انتقال دهنده و مصرف کننده انرژی ایجاد نماید. این نوشتار این نکته را مطرح می سازد که تحقق این امر جز با اتخاذ یک سیاست هماهنگ و مناسب در زمینه همکاری‌های منطقه‌ای برای بهره‌برداری بهینه از منابع و خطوط انتقال انرژی و برتری دادن منافع بلند مدت به منافع زودگذر و کوتاه مدت امکان‌پذیر نخواهد بود.

نقش انرژی در روابط روسیه و اتحادیه اروپا

نقش انرژی در روابط روسیه و اتحادیه اروپا

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 91-112

چکیده روسیه و اتحادیه اروپا در کنار اشتراکات و پیوندهای تاریخی، فرهنگی و سیاسی شرکای اقتصادی مهمی نیز می‌باشند. نیاز روزافزون اتحادیه اروپا به انرژی از یک سو و برخورداری فدراسیون روسیه از منابغ غنی انرژی از سوی دیگر باعث شده‌ است که تحلیل‌های متفاوتی در خصوص آینده‌ همکاری‌های دو طرف ارائه گردد. در مقاله‌ حاضر نیز تلاش شده است ضمن  نگاهی تحلیلی به روابط پیشین روسیه و اتحادیه اروپا، به مسئله‌ انرژی به عنوان متغیری تاثیرگذار در آینده‌ مناسبات دو طرف اشاره شود.