کلیدواژه‌ها = نفوذ
تعداد مقالات: 2
جایگاه سرمایه اجتماعی بین المللی در راهبردهای سیاست خارجی ترکیه در آسیای مرکزی

جایگاه سرمایه اجتماعی بین المللی در راهبردهای سیاست خارجی ترکیه در آسیای مرکزی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2072132.1927

اصغر حسنوند، علیرضا سلطانی

چکیده مقارن بافروپاشی اتحادجماهیرشوروی وظهورحاکمیت های‌مستقل درمنطقه آسیای مرکزی، فضای تعامل وهمکاری نیز دراین منطقه به شکل بی سابقه ای استحاله یافت. درچنین متنی کشورترکیه توانست خود را به عنوان یکی ازبازیگران ذی نفع منطقه مطرح نمایدو پس از گذشت بیش ازسه دهه حضور مصرانه دستاوردهای مطلوبی را بدست آورد. لذاعطف‌به اقتضائات-پژوهشی وجستارگشایی برای حصول داده های پسینی ازسیاست منطقه ای ترکیه در آسیای مرکزی هدف از تنظیم نوشتارحاضربررسی این‌مبحث باتمتع ازنظریه سرمایه اجتماعی بین الملل است. این تحقیق با استفاده ازروش توصیفی-تحلیلی وبابهره‌گیری ازمنابع کتابخانه ای به انجام رسیده است وبدنبال پاسخ به این سوال است که سرمایه اجتماعی بین الملل چه-جایگاهی درپیشبردسیاست منطقه ای وموقعیت مطلوب ترکیه درمنطقه آسیای مرکزی داشته‌است؟ درجواب به پرسش‌حاضر فرضیه این است که ترکیه با به کارگیری مولفه های سرمایه اجتماعی بین‌الملل:(سرمایه اجتماعی شناختی، سرمایه اجتماعی-رابطه ای وشبکه ای)توانسته ازاین مجرا به گسترش نفوذ ومناسبات خودبااین منطقه بپردازد، یافته ها ونتایج تحقیق حاکی از آن است که ترکیه ضمن تاکیدبرقرابت های هنجاری وساخت اعتماد، ارتباطات شبکه ای گسترده ای درپیش گرفته وبعنوان بازیگرشبکه پردازمطرح منطقه نیزشناخته می‌شود.

قدرت نرم چین در منطقه آسیای مرکزی: رویکردها، ابزارها و اهداف

قدرت نرم چین در منطقه آسیای مرکزی: رویکردها، ابزارها و اهداف

دوره 20، شماره 88، زمستان 1393، صفحه 57-112

حمیدرضا عزیزی

چکیده منطقه آسیای مرکزی، یکی از مناطقی است که چین به طور سنتی و از دوران بسیار دور، ارتباطات نزدیکی با آن داشته است. یکی از جنبه‌های پیوندها و روابط چین با کشورهای منطقه آسیای مرکزی که طی یک دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته، روابط فرهنگی و به طور خاص، تلاش برای توسعه ابزارهای قدرت نرم خود در منطقه است که در قالب مسائل گوناگونی نمود پیدا کرده است. «قدرت نرم» اصطلاحی است که در دو دهه اخیر به عنوان یک مفهوم جدید مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است و چین نیز از توجه به این جنبه از قدرت مستثنا نیست.
 مقاله حاضر ضمن محور قرار دادن این بعد از روابط چین با کشورهای منطقه، این سوال را مطرح می‌کند که هدف چین از تلاش برای توسعه ابزارهای قدرت نرم خود در منطقه آسیای مرکزی چیست و این کشور چگونه و با استفاده از چه ابزارهایی قدرت نرم خود را در منطقه اعمال می‌کند؟ در این مقاله، پس از بررسی داده‌ها و شواهد موجود، چنین استدلال می‌شود که چین، توسعه قدرت نرم و تحکیم پیوندهای فرهنگی با منطقه را به عنوان یک عامل زمینه‌ساز جهت گسترش نفوذ همه‌جانبه خود در منطقه مورد توجه داده که در نهایت، هدف افزایش قدرت این کشور در عرصه بین‌المللی را دنبال می‌کند.