کلیدواژه‌ها = قفقاز
تعداد مقالات: 10
زبان روسی در آسیای مرکزی و قفقاز: زبان، قدرت و نهادهای منطقه ای

زبان روسی در آسیای مرکزی و قفقاز: زبان، قدرت و نهادهای منطقه ای

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 79-104

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2054111.1866

علی طلوعی، پیمان گلستان

چکیده در سال‌های اخیر، جایگاه زبان روسی در فضای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آسیای میانه و قفقاز با چالش‌های نوظهوری مواجه شده است. مقاله حاضر با هدف تحلیل نقش زبان روسی به‌عنوان ابزار نفوذ منطقه‌ای روسیه، به بررسی تحولات سیاست‌ زبانی کشورهای منطقه در دوره پساشوروی می‌پردازد. این پژوهش با روش تحلیل اسنادی و با تکیه بر منابع رسمی، گزارش‌های نهادی و مقالات علمی، تلاش دارد پیوند میان زبان، قدرت و نهادهای منطقه‌ای مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای را واکاوی کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که در حالی‌ که برخی کشورها (مانند گرجستان و ترکمنستان) سیاست کاهش وابستگی زبانی را دنبال کرده‌اند، کشورهایی مانند قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان همچنان بر جایگاه روسی به‌عنوان زبان دوم رسمی تأکید دارند. نوآوری پژوهش در آن است که با رویکردی تلفیقی، ضمن بررسی رقابت زبانی نوین با زبان‌های ترکی، چینی و انگلیسی، نقش زبان روسی را در تقویت یا تضعیف همگرایی منطقه‌ای از منظر قدرت نرم تحلیل می‌کند.

از نوعثمان گرایی تا قرن ترکی:تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت جهانی

از نوعثمان گرایی تا قرن ترکی:تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت جهانی

دوره 29، شماره 124، زمستان 1402، صفحه 59-82

محمد هادی خان محمدی، آرش رئیسی نژاد

چکیده نوعثمانی­گرایی در واقع عنوانی بود که به اقدامات ترکیه پس از بهار عربی اطلاق گردید. سیاست خارجی جدیدی که دارای انگیزه مذهبی با حمایت از گروه‌های اخوانی و همچنین انگیزه ترکی با حضور در سرزمین‌های سابق امپراتوری عثمانی بود. اما به نظر می‌رسد امروز اثر چندانی از نوعثمانی­گرایی باقی نمانده است و از ترکیه مفاهیم جدیدی چون «دوران جدید» یا «قرن ترکی» به گوش می‌رسد. پرسشی که در نوشته پیش رو مطرح کرده‌ایم این است که گذار ترکیه از نوعثمانی‌گرایی به قرن ترکی چگونه بوده و قرن ترکی چه بنیان‌هایی را در برمی‌گیرد؟ در این مقاله تلاش کرده‌ایم با استفاده از روش روندپژوهی، ضمن واکاوی در تغییر سیاست ترکیه از نوعثمانی‌گرایی به قرن ترکی، به بنیان‌های اصلی سیاست خارجی جدید ترکیه و حوزه‌های نفوذ آن و همچنین عوامل تغییر آن بپردازیم و پرسش خود را پاسخ دهیم. بر این مبنا شکست ترکیه در سیاست‌های خود در خاورمیانه و همچنین تغییر اتحادهای داخلی پس از کودتای ۲۰۱۶، منجر به تغییر راهبرد‌ها و تلاش ترک‌ها برای حضور در کمربند اوراسیایی مدیترانه شرقی، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی گردید. آنکارا از طریق حضور در این کمربند در سراسر اوراسیا سودای تبدیل‌شدن به هاب انرژی و ترانزیتی را در دوران جدید خود دارد. دوران جدیدی که طبق سخنان ترک‌ها می‌توان از آن با عنوان قرن ترکی یادکرد.

ثبات سیاسی در دو منطقه قفقاز و کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی: مقایسه تطبیقی

ثبات سیاسی در دو منطقه قفقاز و کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی: مقایسه تطبیقی

دوره 29، شماره 121، بهار 1402، صفحه 137-164

مهدی گلدانی، ثریا اسدی تیروان

چکیده شرایط سیاسی به‌عنوان یکی از مهم ­ترین عوامل مؤثر بر تمامی جنبه ­های کشور، سال­ هاست که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. ثبات سیاسی را به‌عنوان یک مسئله ذو ابعاد می­توان از جنبه ­های مختلفی مورد بررسی قرار داد. چالش اساسی این پژوهش بررسی چیستی مفهوم ثبات سیاسی و شناسایی همه‌جانبه مؤلفه‌های مرتبط با آن با استفاده از روش‌های مبتنی بر داده‌کاوی می‌باشد. برای این منظور در این مطالعه مشابهت شاخص ثبات سیاسی و شاخص‌های ارائه‌شده در بانک جهانی برای دو حوزه کشورهای قفقاز و کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[1] اندازه ­گیری و مقایسه شده است. فاصله زمانی این سری­ های زمانی از سال 2000-2020 است. در بین 30 متغیر نخست با بیشترین میزان شباهت به شاخص ثبات سیاسی در حوزه قفقاز، متغیرهای اقتصادی بیشترین تعداد را دارند. این در حالی است که در کشورهای عضو سازمان مذکور شاخص ­های جمعیتی، بهداشتی و زیست‌محیطی رتبه‌های نخست را به خود اختصاص داده ­اند. براساس نتایج حاصله به دلیل تفاوت‌های ژئوپلیتیک دو منطقه، این عوامل در دو منطقه متفاوت می‌باشند.   [1] . Organisation for Economic Co-operation and Development) OECD)

تاثیر بحران سوریه بر روابط روسیه و ترکیه در منطقه قفقاز

تاثیر بحران سوریه بر روابط روسیه و ترکیه در منطقه قفقاز

دوره 23، شماره 97، بهار 1396، صفحه 139-173

عباسقلی عسگریان، سعید تجری

چکیده بحران سوریه به­عنوان یک بحران منطقه­ای حاد موجب گردیده تا بازیگران مختلف درگیر در آن به رویارویی و بعضا تعامل با یکدیگر پرداخته و عرصه­هایی از منازعه و همکاری را رقم بزنند. نوع کنش متفاوت بازیگران درگیر در این بحران را می­توان به­وضوح از تعاملات و تقابلات روسیه و ترکیه در قبال یکدیگر دید. در واقع، جهت­گیری متفاوت روسیه و ترکیه در قبال یکدیگر سبب گردیده تا بحران سوریه نوعی تعارض و تقابل قابل توجه میان این دو بازیگر ایجاد نموده که در کنش آنها نسبت به یکدیگر در منطقه قفقاز نیز تاثیرگذار بوده است. از این رو، مقاله حاضر تلاش دارد تا ابعاد تعارض و بعضا همکاری روسیه و ترکیه در بحران سوریه را مشخص نموده و ابعاد تاثیرگذاری آن بر تحولات این دو در منطقه قفقاز را مشخص نماید. لذا، پرسش اصلی مدنظر این است که کنش متعارض روسیه و ترکیه در قبال بحران سوریه چگونه بر نقش­آفرینی آنها در منطقه قفقاز تاثیرگذاشته است. در پاسخ با به کارگیری روش          توصیفی- تحلیلی و جمع‌آوری منابع به صورت کتابخانه‌ای و با استفاده از فضای مجازی، توضیح داده خواهد‌شد که بحران سوریه موجب واگرایی و رویارویی جدی میان روسیه و ترکیه گردیده و این مسئله موجب تعمیق واگرایی آنها نسبت به کنش­های یکدیگر در منطقه قفقاز شده است.

اصلاحات قانون اساسی ارمنستان: تغییر ساختار سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی

اصلاحات قانون اساسی ارمنستان: تغییر ساختار سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی

دوره 21، شماره 89، بهار 1394، صفحه 159-188

ولی کوزه گر کالجی

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و متاثر از میراث اقتدارگرایی تزاریسم و کمونیسم بر ساختار سیاسی فدراسیون روسیه و کشورهای منطقه آسیای م رکزی و قفقاز حاکم گشت و « ریاستی در راس قدرت سیاسی، اجرایی و فرماندهی کل نیروهای مسلح قرار « رئیس جمهور » به موجب آن گرفت. این وضعیت نهادینه شده، پس از برگزاری همه پرسی اصلاحات قانون اساس ی در جمهوری قرقیزستان در 27 ژوئن 2010 م یلادی، دچار تغییر شد و قرقیزستان، نخستین کشور منطقه آسیای مرکزی لقب گرفت که ساختار سیاسی آن از ریاستی به پارلمانی و یا ترکیب ریاست ی – پارلمانی تغیی ر یافت. در ادامه همین روند، جمهوری ارمنستان نیز در پی برگزاری همهپرسی اصلاحات قانون اساس ی در 6 دسامبر 2015 م یلادی، نخستین کشور منطقه قفقاز جنوبی شد که ساختار سیاسی آن از ریاستی به پارلمانی تغییر یافته است . هرچند تغییر ساختار سیاسی در قرقیزستان پس از التهاب های سیاسی انقلاب لالهای ( 2005 ) و ناآرامی های سیاسی ( 2010 ) و با هدف جلوگیری از تمرکز قدرت در ریاست جمهوری و جلوگیری از اقتدارگرایی و بی ثباتی سیا سی صورت گرفت، اما تغییر ساختار سیاسی در جمهوری ارمنستان که از باثبات ترین نظام های سیاسی منطقه با برخورداری از سطح نسبی از دموکراسی و بدون تجربه ریاست جمهوری های مادام العمر به شمار می رفت، موضوعی بسیار شایان توجه و تامل بود . در واقع، این پرسش مطرح می شود که چه دلایل، زمینه ها و ضرورت هایی موجب تغییر ساختار سیاسی در جمهوری ارمنستان در مقطع کنونی شده است؟ همچنین، این تحول، چه پیامدها و نتایجی را بر فضای سیاسی داخلی و خارجی این کشور به همراه خواهد داشت؟ مقاله پیش رو با مطالعه و بررسی پیشنه تاریخ ی و سیر تحول این رویداد و نیز دلایل، اهداف و پیامدهای ساختار س یاسی آن از ر یاستی به پارلمان ی، خواهد کوشید درک بهتری از این تحول مهم در ساختار سیاسی جمهوری ارمنستان به عنوان تنها همسایه مسیحی کشورمان حاصل شود.

چشمانداز امنیتی جهانی شدن در حوزه ژئوپلیتیک قفقاز

چشمانداز امنیتی جهانی شدن در حوزه ژئوپلیتیک قفقاز

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 83-3

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و طرح نظریه ژئوپلیتیک نظام نوین جهانی، اگر چه جهان منتهی به نظمی فراگیر نشد، اما تدوین استراتژیها در جهان از فرایند جهانی شدن تاثیر به سزایی پذیرفت. در این راستا هر یک از حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اطلاعاتی و امنیتی به نحوی از این پدیده تاثیر پذیرفته و چالشهای جدیدی به فراخور این بحث به وجود آمد. منطقه قفقاز، اگرچه به عنوان یکی از مناطق ژئوپلیتیک، همجوار مناطقی چون، روسیه، ایران و آسیای مرکزی قرار دارد، اما با در بر گرفتن قومیتهای خاص و نیز وجود منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی، جغرافیای سیاسی آن تحت الشعاع مسائلی چون ملیگرایی- بنیادگرایی اسلامی قرار گرفته است. این تحقیق در نظر دارد تاثیر پدیده جهانی شدن را بر ساختارهای امنیتی منطقه قفقاز جستجو و ضمن تحلیل ایفای نقش قومیت‌ها و نیز بنیادگرایی اسلامی بر این ساختار، به سازه‌های ژئوپلیتیک استقرار صلح در این منطقه اشاره نماید. به نظر می‌رسد نتایج حاصله بیانگر رقابت روسیه و امریکا در این منطقه ژئوپلیتیک بوده است. از این رو، ساختارهای امنیتی تابع فعالیت‌های این دو کشور و تجزیه و تحلیل سیاست‌های آنان در قفقاز می‌باشد.

تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 25-52

چکیده سران اتحادیه اروپا و شش کشور همسایه شرقی این اتحادیه شامل ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، اوکراین، بلاروس و مولداوی در می 2009 اعلامیه‌ای را که به اعلامیه         « مشارکت شرقی » معروف شد، امضاء کردند تا چارچوب روابط آتی خود را بر این اساس بنا نمایند. تا قبل از سال 2001 ، کشورهای این منطقه جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نداشتند، اما اجرای عملیات نظامی در افغانستان، نقش محوری کشورهای این حوزه برای تداوم حضور ناتو در این کشور را افزایش داد. با توجه به تلاش‌های روسیه در سال‌های اخیر برای بازیابی قدرت گذشته خود و پیگیری یک سیاست تهاجمی‌تر که در مواردی با منافع غرب اصطکاک پیدا می‌کند، ابتکار مشارکت شرقی در دراز مدت می‌تواند منافع روسیه در این منطقه را مورد تهدید قرار دهد. در واقع این ابتکار را می‌توان در چارچوب به کارگیری قدرت نرم اتحادیه اروپا برای همراه کردن کشورهای منطقه با سیاست‌های خود ارزیابی نمود.

انرژی خزر محور همکاری‌های منطقه‌ای در قفقاز

انرژی خزر محور همکاری‌های منطقه‌ای در قفقاز

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 137-163

چکیده کشف نفت و گاز و بهره‌برداری متنوع از آن نقش تعیین‌کننده‌ای در تحول صنایع داشته و به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه جوامع بشری مطرح بوده است. در چنین شرایطی، توجه به آینده منابع انرژی و چگونگی سامان‌دهی تولید، انتقال و مصرف آن از مهمترین اهداف و نیز چالش‌های پیش روی تولید‌کنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی بوده و موجب شکل‌گیری همکاری‌های دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی در میان این کشورها شده است. در دهه گذشته موضوع امنیت انرژی باعث افزایش اهمیت استراتژیک این کالای سیاسی در روابط کشورهای مصرف کننده، تولید کننده و مسیر ترانزیت شده است. در میان مناطق برخوردار از منابع انرژی، منطقه خزر و قفقاز به عنوان تأمین کننده بخشی از انرژی مورد نیاز جهان در سال‌های اخیر از ظرفیت مناسبی برخوردار است و در صورت شکل‌گیری همکاری‌های منطقه‌ای امکان افزایش این ظرفیت‌ها نیز وجود دارد. این مقاله با مبنا قرار دادن دو مقوله منابع انرژی و همکاری منطقه‌ای، این فرضیه را مطرح می‌کند که پس از بحران گرجستان در اوت ٢٠٠٨ و با توجه به تغییر برخی از روندهای جهانی و منطقه‌ای، شرایط جدیدی در قفقاز به وجود آمده است که مهمترین مؤلفه آن تضعیف رویکردهای تقابلی و رقابتی و تقویت رویکردهای تعاملی و همکاری جویانه می‌باشد. بر این اساس و با توجه به تغییر نگاه رهبران کشورهای منطقه، مقوله انرژی می‌تواند زمینه مناسبی برای پیوند میان کشورهای تولید کننده، انتقال دهنده و مصرف کننده انرژی ایجاد نماید. این نوشتار این نکته را مطرح می سازد که تحقق این امر جز با اتخاذ یک سیاست هماهنگ و مناسب در زمینه همکاری‌های منطقه‌ای برای بهره‌برداری بهینه از منابع و خطوط انتقال انرژی و برتری دادن منافع بلند مدت به منافع زودگذر و کوتاه مدت امکان‌پذیر نخواهد بود.

پیامدهای بحران گرجستان بر نظام بین‌الملل

پیامدهای بحران گرجستان بر نظام بین‌الملل

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 113-131

چکیده    نظام بین‌الملل در عصر وابستگی متقابل از هم‌تنیدگی ژرفی برخوردار است. به گونه‌ای که اجزای تشکیل‌دهنده آن به طور لاینفک به یکدیگر وابسته‌اند و هرحرکتی که در یکی از واحدهای آن پدید آید‌، در کوتاه‌ترین زمان در نقطه دیگری منعکس می‌شود. از این‌‌رو است که بحران اوت ٢٠٠٨ در گرجستان‌، علاوه بر تاثیرات منطقه‌ای‌، به دلیل اهمیت ژئوپلتیکی قفقاز پس از جنگ سرد و تبدیل منطقه به عرصه رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای به سرعت ابعاد بین‌المللی به‌خود گرفت و موجب رویارویی روسیه و جهان غرب گردید. در این میان به دلیل نزدیکی جغرافیایی ایران با منطقه قفقاز، پیامدهای مثبت و منفی این بحران متوجه کشورمان نیز شدهاست. مدیریت صحیح این بحران در گرو شناخت صحیح و آسیبشناسانه سیاستگذار ایرانی خواهدبود. با توجه به این ضرورت، در این مقاله مهم‌ترین پیامدها و نتایج بحران یادشده بر نظام بین‌الملل مورد واکاویقرار می‌گیرد.

روابط ایران و روسیه: همکاری در دوره پسا همسایگی

روابط ایران و روسیه: همکاری در دوره پسا همسایگی

دوره 14، شماره 61، بهار 1387، صفحه 1-37

چکیده             این مقاله با هدف بررسی روابط تهران و مسکو در دو دهه کنونی و نگاه دو دولت به یکدیگر، همکاری‌های آنها را در عرصه‌های اقتصادی، فنی، نظامی، منطقه‌ای و بین المللی و سرانجام، سفر پوتین به تهران به عنوان نقطه اوج تعاملات می پردازد. مطالب مورد مطالعه این نوشته نشان می دهد که روابط دو دولت ایران و روسیه در دوره پساهمسایگی، به دلیل درک دو طرف از وضعیت ژئوپلتیک  نوین و نیز مجموعه‌ای از نیازهای داخلی متقابل و فشارهای ناشی از نظام بین المللی،  بستر مناسبی برای همکاری پیدا کرده، اما هنوز بخاطر ذهنیت‌های تاریخی و  ناکارآمدی‌های  بوروکراتیک٬ آنچنان که شایسته است،گسترش نیافته است.