کلیدواژه‌ها = ژاپن
تعداد مقالات: 2
دیپلماسی عمومی ژاپن در آسیای مرکزی :با تمرکز بر ازبکستان

دیپلماسی عمومی ژاپن در آسیای مرکزی :با تمرکز بر ازبکستان

دوره 28، شماره 120، زمستان 1401، صفحه 87-112

سید احمدرضا فیاضی، محمدرضا دهشیری

چکیده در عصر جهانی شدن که با تغییرات مشهود در نظام بین الملل منجر به پررنگ شدن نقش بازیگران غیردولتی و افکار عمومی شد، دیپلماسی عمومی به یکی از مهمترین انواع دیپلماسی بدیل گشت و باید آن را پیامد اهمیت یافتن جایگاه افکاری عمومی در معادلات بین المللی دانست. یکی از مهمترین کشورهایی که از ابزار دیپلماسی عمومی در راستای ایجاد تصویر مثبت از خود به خوبی عمل کرده است ژاپن می باشد. با فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی توسعه روابط ژاپن با کشورهای مذکور با توجه به موقعیت استراتژیک منطقه آسیای مرکزی، منابع غنی نفتی، گازی، فلزات کمیاب و اورانیوم اهمیت یافت. ژاپن از طریق قدرت نرم خود و با ارائه تصویر بسیار مثبتی از کشورش الگوی موفقی برای توسعه کشورهای آسیای مرکزی شده است و در قلب و ذهن مردم و سیاستمداران آسیای مرکزی جای نهاده است. در این پژوهش به تجزیه و تحلیل مولفه های دیپلماسی عمومی ژاپن در کشورهای آسیای مرکزی پرداخته ایم و سوال اصلی پژوهش این است: چرا رویکرد ژاپن در رقابت ژئوکالچر با چین و روسیه در آسیای مرکزی، به­ویژه در ازبکستان، تقویت دیپلماسی عمومی و استقاده حداکثری از قدرت نرم بوده است؟ در پاسخ می توان گفت در حالی که چین بر بعد اقتصادی و روسیه بر بعد امنیتی تمرکز دارند، ژاپن تلاش نموده است در رقابتی ژئوکالچر با تکیه بر جذابیت های قدرت نرم در این حوزه استراتژیک ورود کند و به دنبال تبدیل شدن به قدرتی فرهنگی بوده است. ژاپن از طریق سه مولفه کلیدی و مهم دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی علمی- آموزشی و اهدا کمک های توسعه ای به شدت در افکار عمومی این کشورها تاثیر گذار بوده است. روش پژوهش در این مقاله به صورت تحلیلی توصیفی است.

سیاست خارجی ژاپن در آسیای مرکزی

سیاست خارجی ژاپن در آسیای مرکزی

دوره 22، شماره 93، بهار 1395، صفحه 35-67

سید محمد کاظم سجادپور، زهرا آقامحمدی

چکیده بعد از جنگ جهانی دوم ژاپن زیر چتر امنیتی ایالات متحده قرار گرفت. به سبب منطق نظامی حاکم بر جنگ سرد، ژاپن در این دوران بازیگری حاشیه‌ای و منفعل در نظام بین‌الملل بود، اما با اضمحلال نظام دوقطبی فضا برای اجرای سیاست ‌خارجی مستقل‌تر توسط ژاپن مهیا گردید. در این زمان آسیای مرکزی خود در بطن تحولات پسا جنگ سرد قرار داشت. به طوری که پنج جمهوری مستقل در منطقه متولد شدند. همزمانی دو تحول فوق این سوال را به ذهن متبادر می‌سازد؛ که ابعاد و طرح‌های سیاست خارجی ژاپن در آسیای مرکزی چه بوده است؟ سیاست منطقه‌ای ژاپن در آسیای مرکزی حائز ویژگی‌هایی است که ریشه در دکترین یوشیدا دارد. ژاپن در دوران جنگ سرد کشوری استراتژیک و منفعل بود، اما در دوران پسا جنگ سرد تبدیل به دولتی انطباق‌پذیر در عرصه بین‌الملل شد. تعبیر انطباق پذیری ژاپن در آسیای مرکزی حضور کم‌رنگ در طرح‌های سیاسی و نظامی و تأکید بیشتر بر ابعاد اقتصادی است. به طور کلی، سیاست خارجی ژاپن در آسیای مرکزی دارای دو بُعد سیاسی و اقتصادی است، اما در طرح‌های ژاپن، بُعد اقتصادی اولویت بیشتری دارد. ماهیت طرح‌های ژاپن در آسیای مرکزی این پیام را به همسایگان آن مخابره می‌کند که توکیو تمایل چندانی به رقابت ژئوپلیتیک در منطقه ندارد و در تلاش است که بر مبنای منافع اقتصادی مشترک عمل کند. در این مقاله سیاست منطقه‌ای ژاپن در قالب نظریه ثبات هژمونیک بررسی شده است.