کلیدواژه‌ها = اتحادیه اروپا
تعداد مقالات: 18
راهبردهای روسیه و اتحادیه اروپا و ثبات انرژی اوکراین (2014-2004)

راهبردهای روسیه و اتحادیه اروپا و ثبات انرژی اوکراین (2014-2004)

دوره 29، شماره 122، تابستان 1402، صفحه 87-116

https://doi.org/CA-2310-1714

چکیده اوکراین به دلیل موقعیت جغرافیایی و دارا بودن خطوط متعدد لوله گاز، نقشی مهم در ژئوپلتیک انرژی ایفا کرده است. گرچه وابستگی متقابل میان روسیه، اتحادیه اروپا و اوکراین در حوزه انرژی، امکانی را برای بسط همکاری­ها و درنتیجه چسبندگی ژئوپلیتیک میان آن­ها فراهم آورده، اما شکل­گیری یک رابطه وابستگی متقابل نامتقارن، مناسبات انرژی فی‌مابین را دستخوش تلاطم کرده و درنتیجه بر ثبات انرژی اوکراین تأثیر گذاشته است. بر این اساس، نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که راهبردهای روسیه و اتحادیه اروپا چگونه ثبات انرژی اوکراین را در فواصل سال­های 2004 تا 2014 (انقلاب نارنجی تا انقلاب میدان) تحت تأثیر قرار داده است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که روسیه با پیگیری راهبردهای انرژی خود از طرقی همچون متنوع‌سازی مسیرهای انتقال، اخذ مابه ازاء استراتژیک، افزایش قیمت­، کاهش و حتی قطع جریان انتقال انرژی و تحمیل قراردادهای بلندمدت و استفاده از ابزار انرژی جهت تغییر رفتار رژیم­های واگرا و اتحادیه اروپا از طرقی مانند متنوع‌سازی تأمین‌کنندگان انرژی و مسیرهای انتقال و معطوف نمودن توجه به انرژی‌های تجدیدپذیر بر ثبات انرژی در اوکراین تأثیر گذاشته­اند. در پژوهش حاضر از روش کیفی استفاده و داده­ها براساس منابع     کتابخانه­ای گردآمده­اند.

راهبرد قدرت هوشمند سیاست خارجی اتحادیه اروپا مقابل روسیه

راهبرد قدرت هوشمند سیاست خارجی اتحادیه اروپا مقابل روسیه

دوره 28، شماره 119، پاییز 1401، صفحه 89-124

محمدصادق محمدی، عباسقلی عسگریان

چکیده در عصر نوین روابط بین­الملل، قدرت­های بزرگ می­کوشند با بهره­گیری از مؤلفه­­های قدرت هوشمند منافع و اهداف سیاست خارجی خود را محقق نمایند. جنگ 2022 روسیه علیه اوکراین و چالش اتحادیه اروپا در تأمین امنیت شهروندان خود و دفع تهدیدات همسایگان نشان داد که تمرکز صرف بر راهبردهای قدرت نرم یا اتکا به قدرت­ نظامی خارجی ناتو، این اتحادیه را به تابعی از تصمیمات ایالات متحده آمریکا بدل کرده و ناگزیر دچار وابستگی شده است. رهبران اروپایی دریافته­اند که باید در قالب سیاستی هماهنگ، به ترکیب بهینه و هوشمندانه سخت­افزارها و نرم­افزارهای قدرت خود مبادرت ورزیده و راهبرد قدرت هوشمند را در دستور کار سیاست خارجی خود به‌ویژه در اروپای شرقی علیه کرملین قرار دهند. این پژوهش با بازخوانی جدید و متفاوت واقع­گرایانه از مفهوم قدرت هوشمند که در دیدگاه­های انترناسیونالیست­های لیبرال شاخصه­سازی شده است، رویکردی توصیفی_تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه­ای و الکترونیکی، در پاسخ به این سؤال اصلی که راهبرد قدرت هوشمند چگونه می­تواند منافع اتحادیه اروپا در تقابل با روسیه را تأمین نماید، به این نتیجه دست‌یافته است که اتحادیه اروپایی اخیراً با تدوین اسناد راهبردی در حوزه تشکیل نیروی­های نظامی واکنش سریع، امنیت انرژی، تحریم­های همه­جانبه و تقابل با بنگاه­های خبرپراکنی­ روسیه، گام­های جدی در راستای کاهش وابستگی امنیتی، درون‌زایی امنیت، بیشینه‌سازی و موازنه سازی قدرت خود در تقابل با تهدیدات برداشته و خواهان ایفای نقش به‌عنوان یک بازیگر امنیتی فعال در آینده نظام بین­الملل می­باشد.

سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه

سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه

دوره 27، شماره 113، بهار 1400، صفحه 131-164

اکبر ولی زاده، کاظم شریف کاظمی

چکیده سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به ویژه در دو دهه اخیر به علل مختلف نوسان ناخواسته، جدی و متعدد داشته است. اگرچه در شرایط بعد از فروپاشی، امیدها برای همگرایی روسیه با اروپا قوت گرفته بود. برخی گزاره­های علی در این رابطه مهم­تر هستند ازجمله پیچیدگی روابط از حیث تاریخی، تأثیر منابع هنجاری- ارزشی متناقض بر تصمیم‌سازی اتحادیه اروپا در قبال روسیه، بدون ضمانت اجرا بودن مصوبات اتحادیه اروپا در حوزه سیاست خارجی و امنیتی، اولویت یافتن سیاست ملی و عدم‌انسجام میان اعضا در اجرای تصمیمات، شرایط سیاسی، نظامی و امنیتی چندوجهی و متعارض و در نهایت، وابستگی متقابل به‌ویژه در حوزه انرژی است. نظر به مفاهیم مذکور پرسش مقاله این است که «چرا سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه بعد از سال 2000 دارای تغییر و نوسان جدی بوده است؟»پاسخ اولیه این است که سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا از یک‌سو، تحت‌فشار ملاحظات ژئوپلیتیک و امنیت انرژی برای همکاری با روسیه و از سوی دیگر، تحت تأثیر عدم‌انسجام عملی در این حوزه میان اعضای اتحادیه و ضرورت اتخاذ سیاست‌های مقابله‌جویانه در برابر سلطه روسیه به‌منظور رفع نگرانی‌های منطقه‌ای خود قرار دارد و این امر موجب نوسان در سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه گردیده است. روش مورد استفاده در این مقاله از نوع  تحلیلی-کیفی است.
 

روابط میان فدراسیون روسیه و احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی؛ ریشه ها و پیامدها

روابط میان فدراسیون روسیه و احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی؛ ریشه ها و پیامدها

دوره 26، شماره 110، تابستان 1399، صفحه 173-201

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.6.7

الهه کولایی، علیرضا ثمودی پیله‌رود

چکیده  اگرچه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 و تضعیف روسیه در عرصه­ بین ­المللی، روابط میان روسیه و غرب با تنش چندانی مواجه نبود، اما به مرور و به ویژه پس از به قدرت رسیدن پوتین روابط این دو کنشگر با تنش ­های مختلفی همراه شد. نقطه­ عطف تغییر در نگاه روس ­ها به غرب، سال 2004 بود که مجموعه‌ ای از انقلاب ­های رنگی در جمهوری­ های پیشین شوروی به وقوع پیوست. به باور نخبگان حاکم در روسیه این اقدام­ها، نقطه­ پایان قرارداد میان سیاستمداران جریان اصلی در غرب با روسیه و لحظه­ مهمی در چرخش نگاه روسیه از غرب و تشدید احساسات ضدغربی در روسیه است. پس از آن بود که روسیه درصدد تثبیت جایگاه خود در نظام بین­ الملل و تضعیف ساختارهای غرب به­ ویژه اتحادیه اروپا برآمد. روسیه در سال­ های اخیر توانسته، روسیه ­دوستی و شک­گرایی به اروپا را که دو روی یک سکه هستند در اروپا پیش ببرد. این سیاست روسیه برای احزاب و کشورهایی که خود را قربانی اتحادیه اروپا می‌دانند، جذابیت فراوانی دارد. مسکو امیدوار است که به قدرت رسیدن احزاب راست افراطی، موجب تضعیف ساختارهای لیبرال دمکراسی شود. هدف محوری سیاست خارجی روسیه در سال ­های گذشته به چالش کشیدن ساختارهای امنیتی موجود در غرب و تضعیف انسجام اتحادیه اروپا است. پرسش اصلی مقاله این است که «اهداف کلان روسیه در تقویت روابط خود با احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی چگونه قابل تحلیل است؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «هدف محوری سیاست خارجی روسیه در سال­های گذشته به چالش ­کشیدن ساختارهای امنیتی موجود در غرب است و مسکو امیدوار است فشار احزاب پوپولیست­ بتواند موجب افول روایت لیبرال غربی و تضعیف ساختارهای لیبرال دمکراسی به ­ویژه اتحادیه اروپا شود». این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است.

جنگ سرد جدید در روابط اتحادیه اروپا و فدراسیون روسیه

جنگ سرد جدید در روابط اتحادیه اروپا و فدراسیون روسیه

دوره 23، شماره 100، زمستان 1396، صفحه 53-88

علیرضا ثمودی پیله رود

چکیده روابط اتحادیه اروپا و فدراسیون روسیه در سه دهه اخیر با نوسان­های مختلفی همراه بوده است. در دو دوره نخست ریاست جمهوری پوتین و همچنین دیمیتری مدودیف، دوره­های تنش­آمیزی از جمله حمله روسیه به گرجستان در سال 2008 به وجود آمد. با این حال در دوره سوم ریاست جمهوری پوتین که در سال 2012 آغاز شد، رویارویی و تنش میان بروکسل و مسکو به طور قابل ملاحظه­ای افزایش یافته است.بحران اوکراین در سال 2014 نگرانی­ها را پیرامون شکل‌گیری یک جنگ سرد جدید در اروپا افزایش داده است. پس از وقوع بحران اوکراین، روابط میان روسیه و اتحادیه اروپا تا حدود زیادی با نوعی انجماد مواجه شده است. در واقع، دوگانه همکاری-ستیزه جای خود را به ستیزه داده است.پرسش اصلی مقاله عبارت است از  «چه مولفه­هایی موجب شکل­گیری جنگ سرد جدید در روابط میان اتحادیه اروپا و روسیه شده است؟» فرضیه مطرح شده نیز عبارت است از جنگ گرجستان، اجرای برنامه شراکت شرقی از سوی اتحادیه اروپا و شکل­گیری بحران اوکراین و منضم شدن کریمه به روسیه موجب تغییر پندار اتحادیه اروپا و روسیه از یکدیگر از یک شریک به رقیب ژئوپلیتیک، شروع جنگ هیبریدی توسط روسیه بر ضد اتحادیه اروپا و در نتیجه شروع دوره جدیدی از جنگ سرد میان این دو کنشگر شده است. روش ﺗﺤﻘﯿﻖ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه در اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ روش ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ- ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ اﺳﺖ.

قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی؛ ابزارها و چالش ها

قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی؛ ابزارها و چالش ها

دوره 23، شماره 97، بهار 1396، صفحه 1-32

علیرضا ثمودی پیله رود

چکیده سیاست اتحادیه اروپا در قبال آسیای مرکزی از اوایل هزاره سوم به بخش مهمی از سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا تبدیل شده است. آسیای مرکزی به طور سنتی حلقه وصل میان آسیا و اروپا بوده است و به عنوان مسیری راهبردی میان این دو قاره عمل می­کند. جامع‌ترین سند اتحادیه اروپا در ارتباط با آسیای مرکزی در ژوئن 2007 با عنوان راهبرد آسیای مرکزی اتحادیه اروپا برای شراکت جدید به تصویب رسید که موجب افزایش روابط بروکسل با این کشورها شد. این راهبرد با هدف ایجاد چارچوبی برای گسترش روابط و تأمین منافع مبتنی بر ارزش­ها تدوین شد، ویژگی­های خاص کشورهای آسیای مرکزی را مورد توجه قرار می­داد و رویکردهای خاصی را در مورد هر کشور در پی می­گرفت. سوال اصلی این مقاله عبارت است از اینکه «اتحادیه اروپا برای اعمال قدرت هنجاری خود در آسیای مرکزی از چه ابزارهایی استفاده می­کند و با چه چالش­هایی رو به رو است؟» در پاسخ به این سوال این فرضیه مطرح شده است که «بهبود وضعیت دمکراسی، ارتقای سطح حقوق بشر، حاکمیت قانون، آموزش، محیط زیست از مهم‌ترین برنامه­های اجرا شده در آسیای مرکزی توسط اتحادیه اروپا است، هر چند به دلیل وجود برخی ضعف­ها از جمله ضعف ساختاری، نگاه متفاوت نهادها و اعضای اتحادیه اروپا و حضور کنشگران قدرتمند دیگر در آسیای مرکزی این کنشگر نتوانسته است به اهداف مورد نظر خود در این منطقه دست پیدا کند». روش ﺗﺤﻘﯿﻖ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه در اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ روش ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ- ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ اﺳﺖ

آسیب شناسی رژیم همکاری اتحادیه اروپا- گرجستان در قالب موافقت نامه همکاری

آسیب شناسی رژیم همکاری اتحادیه اروپا- گرجستان در قالب "موافقت نامه همکاری"

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 173-206

رکسانا نیکنامی، مسعود اعتصامی

چکیده جنوب قفقاز همواره جزئی از پرچالش‌ترین مناطق جهان بوده است و حفظ امنیت آن برای اروپا بسیار مهم قلمداد می‌شود. طرح مشارکت شرقی که قسمتی از سیاست همسایگی اتحادیه اروپا محسوب می‌گردد، اندک زمانی پس از جنگ گرجستان و روسیه در سال 2008 در آن کشور آغاز شد و در حقیقت به مثابه پاسخ اروپا به کنش نظامی روسیه تعبیر شد. در قالب سیاست همسایگی اروپا، گرجستان و اتحادیه اروپا موافقت‌نامه همکاری را امضا کردند که  پیشرفته‌ترین سازوکار همکاری اروپایی محسوب می‌شود. موافقت‌نامه همکاری میان گرجستان و اتحادیه اروپا، معیاری برای همکاری‌های اروپا و گرجستان است. به صورت عملی، امضای موافقت‌نامه همکاری آثار مشخصی داشته است. مهمترین دستاوردهای آن اصلاح ساختار قضایی، اصلاح نهادهای دولتی، حقوق بشر، همکاری‌های اقتصادی، حفاظت از محیط زیست و بخش فرهنگ بوده است. در همین راستا، مولفین سوالات مقاله را چنین مطرح می‌کنند که آیا گرجستان برای آغاز همکاری‌های گسترده با اتحادیه اروپا آمادگی لازم را دارد؟ ایجاد رژیم همکاری در قالب طرح مشارکت شرقی چه تاثیراتی بر اقتصاد سیاسی این کشور بر جای می‌گذارد؟ این سیاست در کدام جنبه‌ها بیشتر موفقیت‌آمیز است؟ و آیا امکان پیشرفت‌های بیشتر وجود دارد؟ در پاسخ به این سوالات این فرضیه مطرح می شود که ایجاد رژیم همکاری میان اتحادیه اروپا و گرجستان دارای دو بعد سیاسی و اقتصادی در سطوح ملی و منطقه‌ای است. روش مورد استفاده در این مقاله، روش  توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و فضای مجازی می‌باشد.  

جایگاه ترکمنستان در چشم‌انداز انرژی اتحادیه اروپا

جایگاه ترکمنستان در چشم‌انداز انرژی اتحادیه اروپا

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 1-27

هادی آجیلی، مهناز زارع

چکیده اتحادیه اروپا به دلیل محدودیت‌های منابع انرژی و همچنین مشکلات دستیابی مطمئن و ارزان قیمت به آن به ویژه پس از روشن شدن این واقعیت که عامل انرژی می‌تواند به عنوان یک ابزار سیاسی از سوی روسیه به کار گرفته شود، بر آن است تا منابع انرژی و خطوط انتقال آنها و تنوع‌سازی مسیرهای واردات آن را به شکل جدی‌تری در عرصه سیاست بین‌الملل دنبال کند و دسترسی به منابع غنی گاز طبیعی و ایجاد بازارهای جدید را در راستای اهداف اقتصادی خود اعمال کند که طرح کریدور گاز جنوبی در حوزه‌ی دریای خزر در راستای این سیاست انرژی قرار دارد. از سوی دیگر، برنامه راهبردی ترکمنستان تبدیل شدن به یک بازیگر استراتژیک در حوزه انرژی است و موقعیت جغرافیایی و ذخایر غنی گاز طبیعی و استراتژی‌های آن در جهت تنوع‌ بخشیدن به مسیرهای صادرات انرژی به ویژه در دوران رئیس‌جمهور دوم این کشور، زمینه را جهت همکاری‌های گسترده بین‌الملی فراهم آورده است.
در این میان سوالی که مطرح می‌شود این است که با توجه به سیاست انرژی جدید اتحادیه اروپا در عرصه‌ سیاست خارجی، ترکمنستان چه جایگاهی در چشم‌انداز انرژی آن، خواهد داشت؟  
لذا فرضیه پیشنهادی ما این است که با اجرای طرح کریدور گاز جنوبی، ترکمنستان از طریق مشارکت در خطوط لوله این کریدور در رقابت با روسیه در تأمین گاز اتحادیه اروپا ایفای نقش خواهد نمود. روش این نوشتار توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه وابستگی متقابل می‌باشد. 

قفقاز جنوبی؛ دلسرد از اتحادیه اروپا و ناامید از فدراسیون روسیه

قفقاز جنوبی؛ دلسرد از اتحادیه اروپا و ناامید از فدراسیون روسیه

دوره 21، شماره 90، تابستان 1394، صفحه 39-66

علیرضا ثمودی پیله‌رود، عابد نوروزی زرمهری

چکیده منطقه قفقاز جنوبی یکی از منطقه‌های پر چالش به لحاظ امنیتی در جهان محسوب می‌شود و با وجود گذشت دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این منطقه هنوز به همگرایی اقتصادی و سیاسی دست پیدا نکرده است. در این منطقه نوعی رقابت و همکاری میان این سه کشور و همچنین میان آنها با بازیگران خارجی وجود دارد. جمهوری آذربایجان، گرجستان و ارمنستان سه کشور این منطقه مسیرهای متفاوت و بعضا متضادی را در پیش گرفته‌ و در ائتلاف‌ها، پیمان‌ها، سازمان‌ها و برنامه‌های متفاوتی مشارکت کرده‌اند. در این میان، اتحادیه اروپا و روسیه دو کنشگر مهم و اثرگذار در قفقاز جنوبی محسوب می‌شوند. اتحادیه اروپا با تدوین سیاست همسایگی اروپایی و شراکت شرقی تلاش کرده است تا نقش پررنگ‌تری را در این منطقه ایفا کند. وقوع جنگ میان روسیه و گرجستان در سال 2008 و مداخله اتحادیه اروپا به ویژه فرانسه موجب افزایش نقش‌آفرینی و توجه بیشتر بروکسل به این منطقه شد. روسیه نیز که این منطقه را بخشی از حوزه نزدیک خود می‌داند، با تدوین سازوکارهایی همچون اتحادیه اقتصادی اوراسیا درصدد مقابله با نفوذ اتحادیه اروپا و ناتو در این منطقه برآمده است. در این مقاله تلاش شده است تا عوامل موثر بر بروز تنش و اختلاف میان اتحادیه اروپا و روسیه در منطقه قفقاز جنوبی مورد بررسی قرار بگیرد. در پاسخ به پرسش فوق این فرضیه مطرح میشود، تلاش برای تحکیم موقعیت تجاری، تفاوت در پندار از موضوع امنیت، تامین امنیت انرژی و تلاش برای تثبیت حوزه نفوذ موجب بروز اختلاف میان مسکو و بروکسل شده است. همچنین روش تحقیق استفاده شده در این مقاله روش توصیفی- تحلیلی است.  

ارائه الگوی تحلیل محیط راه‌بردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ مطالعه موردی منطقه آسیای مرکزی

ارائه الگوی تحلیل محیط راه‌بردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ مطالعه موردی منطقه آسیای مرکزی

دوره 20، شماره 86، تابستان 1393، صفحه 31-61

چکیده تصمیم‌گیری راهبردی در عرصه‌ سیاست خارجی  نیازمند شناخت دقیق واقعیت‌های بیرونی، توانمندی‌های خود و بررسی گزینه‌های عمل احتمالی، برآورد دقیق هزینه‌ها و دستاوردهای هر اقدام است. براین پایه شناخت و تحلیل محیط از الزامات سیاست خارجی بوده و در کانون توجه مجریان این عرصه  قرار دارد الزامی که ریشه در پویایی محیط دارد و بی‌توجهی به آن خسارت‌های جبران‌ناپذیر به بار می‌آورد و منافع و امنیت ملی کشورها را به خطر می‌اندازد. امکان آینده‌نگری نسبت به تحولات آتی از دیگر فواید تحلیل محیط است که مانع از مواجهه با شرایط و رویدادهای پیش‌بینی نشده می‌گردد. منطقه آسیای مرکزی با پیوندهای دیرین فرهنگی، دینی، تاریخی و پیوستگی جغرافیایی از حوزه‌های اولویت‌دار سیاست خارجی کشورمان است. شدت پیوستگی متقابل میان جمهوری اسلامی ایران و منطقه یادشده به گونه‌ای است که تحولات هریک پیامدهای اجتناب‌ناپذیر بر طرف دیگر خواهد داشت. از این‌رو پایش نظام‌مند و علمی تحولات این منطقه لازمه سیاست‌های کشور در قبال این منطقه است. مقاله حاضر بر پایه مفروضات بنیادین بالا، با بهره‌گیری از ابزار و روش‌های علمی تحلیل محیط در علم مدیریت راهبردی‌، با روش تحلیلی و توصیفی درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش اساسی است که الگوی مناسب تحلیل محیط در حوزه کشورهای آسیای مرکزی چیست؟ در این راستا با استناد به تجانس‌های فرهنگی، تاریخی و ارزشی میان ایران و کشورهای منطقه آسیای مرکزی، وابستگی‌های متقابل اقتصادی و رقابت و فعالیت بازیگران منطقه ای و جهانی از میان الگوهای متعارف تحلیل محیط، الگوی PESTI مشتمل بر مؤلفه‌های سیاسی، اقتصادی،             اجتماعی- فرهنگی، فناوری و رفتار بازیگران بین‌المللی را به عنوان الگوی مناسب برای تحلیل تغییرات محیطی این منطقه به آزمون گذاشته و نتیجه‌گیری می‌نماید.

تحریم‌های اتحادیه اروپا بر ضد روسیه؛ دلایل، ابعاد و پیامدها

تحریم‌های اتحادیه اروپا بر ضد روسیه؛ دلایل، ابعاد و پیامدها

دوره 20، شماره 86، تابستان 1393، صفحه 83-109

چکیده با پایان جنگ سرد ساختاری در نظام بینالملل به وجود آمد که اگرچه پیچیده، اما قابل مدیریت بود و روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکا برای مدیریت مشکلات مشترک در چارچوب آن با یکدیگر همکاری میکردند؛ اگرچه در این مسیر پرتنش در روابط دو طرف حوادثی چون حمله ناتو به کوزوو و جنگ روسیه با گرجستان در سال 2008 وجود داشت که روسیه را با غرب به چالشی جدی کشاند؛ اما با وجود همه این حوادث، همکاری میان دشمنان قدیمی شرایطی را فراهم آورده بود که دو طرف به مفاد پیمان نهایی هلسینکی احترام می‌گذاشتند. بحران سیاسی به وجود آمده در اوکراین در اوایل سال 2014 روابط به نسبت خوب میان غرب و روسیه را که با فروپاشی دیوار برلین در سال 1989 آغاز شده بود تا حدود زیادی از میان برد. این بحران در واقع پایانی بود بر یک مرحله توأم با همکاری‌ در روابط دو طرف؛ مرحله‌ای که در آن غرب در تلاشی نافرجام درصدد ادغام روسیه در ساختارهای مورد نظر خود بود. این بحران علاوه بر ایجاد تنش شدید سیاسی در روابط دو طرف، عرصه‌های دیگر روابط آنها را به ویژه روابط اقتصادی و تجاری در برگرفته است. جنگ اقتصادی روسیه و غرب بر سر بحران اوکراین در قالب تحریم‌های متقابل نمود یافته است. در واقع، سوال اصلی مقاله پیش رو این است که چه عواملی موجب بروز بحران میان اتحادیه اروپا و روسیه شده است و ابعاد و پیامدهای اعمال تحریم‌ها از سوی اتحادیه اروپا بر ضد روسیه کدام هستند؟ در پاسخ به پرسش فوق، این فرضیه مطرح می‌شود: توسعه سه گانه ناتو، اتحادیه اروپا و اقدام‌های سیاسی و اقتصادی آمریکا و اتحادیه اروپا در حوزه خارج نزدیک روسیه از مهم‌ترین دلایل بروز تنش میان اتحادیه اروپا و روسیه بوده است. همچنین روش تحقیق استفاده شده در این مقاله روش توصیفی- تحلیلی است.  

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 1-28

چکیده روابط میان کشورهای اروپایی و روسیه پس از پایان جنگ سرد وارد مرحله تازه ای شد . با وجود افزایش تعاملات و همکاری ها میان اتحادیه اروپا و مسکو از طریق امضای قرارداد شراکت و همکاری در سال 1994 و تدوین نقشه راه انرژی برای سال 2050 و یا همکاری در برخی حوزه ها از جمله مبارزه با تروریسم و سلاح های کشتار جمعی، اما دو طرف در بسیاری از حوزه ها با یکدیگر اختلاف و رقابت جدی دارند . هر چند اهمیت اقتصادی روسیه برای اروپا در سال های گذشته رو به افزایش بوده، اما روابط سیاسی آنها با فراز و نشیب های فراوانی رو به رو بوده است . روسیه در دوره جدید ریاست جمهوری پوتین تلاش جدیدی را برای به دست آوردن جایگاه پیشین خود انجام می دهد و به همین دلیل در بسیاری از موارد ، منافع و ارزش های مورد نظر مسکو در تضاد با منافع کشورهای اروپایی قرار می گیرد. در این مقاله سعی شده است، حوزه های رقابت و اختلاف میان اتحادیه اروپا و روسیه مورد بررسی قرار گ یرد؛ به باور نویسندگان مقاله، اتحادیه اروپا و مسکو در حوزه هایی همچ ون انرژی (به رغم وجود وابستگی متقابل میان آنها )، نوس ازی، قفقاز جنوبی، همسایگی مشترک و امنیت با یکدیگر اختلاف جدی دارند.

تأثیر عامل انرژی بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

تأثیر عامل انرژی بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

دوره 19، شماره 81، بهار 1392، صفحه 29-58

چکیده نزدیکی جغرافیایی روسیه و اتحادیه اروپا؛ نفوذ و تأثیر سیاسی، امنیتی و اقتصادی مسکو؛ حجم بالای تجارت بین طرفین و نیز حوزه حساس انرژی (نفت و گاز)، همکاری و مشارکت بین روسیه و اتحادیه اروپا را اجتناب ناپذیر ساخته است. هرچند روسیه یکی از شرکای پیچیده برای اتحادیه اروپا به‏شمار می‏آید، اما بهبود تعامل بین مسکو و بروکسل امکان‏پذیر و تابعی از ادغام اهداف مربوط به خط‌مشی طرفین در مسایل راهبردی از جمله عامل تضمین امنیت عرضه انرژی است. امنیت انرژی یکی از چالش برانگیزترین حوزه‌های گفتگو و همکاری میان مسکو و اتحادیه اروپا محسوب می‏شود. عامل انرژی از دهه60 میلادی به بعد به افزایش روابط رسمی و غیر رسمی روسیه با کشورهای اروپایی کمک کرده است. مقاله حاضر بر این ادعا است که «بهبود و ارتقاء روابط میان روسیه و اتحادیه اروپا تا حد زیادی مشروط به همکاری متقابل آنان در حوزه انرژی است .بنابرین بازتعریف روابط انرژی روسیه- اتحادیه اروپا و اهداف اصلی سیاست انرژی روسیه در برابر اتحادیه اروپا و بالعکس در این زمینه حایز اهمیت بسیار می‏باشد». از این منظر، تفاوت درجه وابستگی متقابل در روابط انرژی روسیه- اتحادیه اروپا، اختلاف منافع و اهداف طرفین در حوزه سیاستگذاری انرژی، تاکنون تأثیر منفی بر روابط طرفین در این حوزه راهبردی داشته است.

اتحادیه اروپا و گوام: تعامل یا بیگانگی؟

اتحادیه اروپا و گوام: تعامل یا بیگانگی؟

دوره 18، شماره 80، زمستان 1391، صفحه 117-145

چکیده  سازمان منطقه‌ای گوام که در سال 1997 در جهت خارج شدن از چتر نفوذ روسیه از طریق نوعی همگرایی منطقه‌ای و برقراری ارتباط با سازمان‌هایی نظیر ناتو و اتحادیه اروپا میان جمهوری‌های آذربایجان، گرجستان، اوکراین و مولداوی تاسیس شد؛ برای تحکیم فعالیت خود و رسیدن به اهداف و نتایج ملموس طی این سال‌ها با مشکلاتی مواجه بوده است. این مشکلات عمدتاً ناشی از عوامل مختلفی از جمله ناهماهنگی‌ها در درون سازمان و میان اعضا و نیز عوامل ژئوپلیتیک خارجی است که بر چشم‌اندازهای ایجاد همکاری‌های موفق و کارامد از جمله گسترش رابطه با اتحادیه اروپا در سازمان مذکور تاثیرات منفی گذاشته است. در همین راستا و از دیدگاه اتحادیه اروپا این موانع جاذبه گوام را به عنوان یک شریک بالقوه کاهش داده است  در حالی که برقراری تقابل بین دو سازمان «مشکلی بزرگ» تصور شده ‌است. اگرچه امیدهای زیادی مبنی بر این که گوام با رسمی کردن سازمان خود در سال 2006 میلادی ممکن است در نهایت نقش خود را به دست آورد؛ اما پس از سپری شدن هفت سال از زمان مذکور، امروزه شواهد کمی نشان می‌دهد که تغییر عمده‌ای در جهت بهبود وضعیت پیشین در درون سازمان صورت گرفته است. در واقع ابتکارات منطقه‌ای اتحادیه اروپا هنوز به عنوان مکمل همکاری دو جانبه موجود بین اتحادیه اروپا و کشورهای منطقه در نظرگرفته شده است. به علاوه اهمیت سازمان‌های منطقه‌ای در استراتژی منطقه‌ای اتحادیه اروپا به استثنای سازمان همکاری‌های اقتصادی دریای سیاه بدین گونه کاملاً محدود پیش‌بینی شده است.

استراتژی امنیت انرژی اتحادیه اروپا در منطقه قفقاز جنوبی

استراتژی امنیت انرژی اتحادیه اروپا در منطقه قفقاز جنوبی

دوره 16، شماره 71، پاییز 1389، صفحه 55-79

چکیده افزایش روزافزون مصرف انرژی و نیز عدم کشف منابع جایگزین سوخت‌های فسیلی از دغدغه‌های عمده کشورهای صنعتی جهان است. این امر موجب شده که امنیت منابع و مسیرهای تامین انرژی برای این کشورها از جمله کشورهای اروپایی از اهمیت بالایی برخوردار شود. در این راستا، اروپا سعی کرده است با متنوع کردن این منابع و مسیرها، آسیب پذیری خود را در این مسئله کاهش دهد این موضوع باعث توجه ویژه اتحادیه اروپا به منطقه قفقاز جنوبی شده است؛ اما مشکلات امنیتی در منطقه و همچنین نفوذ روسیه، اتحادیه اروپا را با چالش‌های گوناگونی مواجه کرده است. اتحادیه اروپا برای مقابله با این چالش‌ها و تامین امنیت انرژی خود از ابزار‌های گوناگونی استفاده می‌نماید و استراتژی خاصی را تعقیب می‌کند. ما در این مقاله سعی خواهیم کرد با مطالعه مسائلی که امنیت انرژی اروپا را با تهدید مواجه می‌سازد، استراتژی امنیت انرژی اروپا در منطقه قفقاز جنوبی را بررسی کنیم. این مقاله نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا سعی کرده با حمایت از فرایند دموکراسی و آزاد سازی اقتصادی در درون کشورهای منطقه و همچنین حمایت از فرایند همگرایی و متعاقب آن تقویت ارتباط آنها با ساختار اروپایی، حضور خود را در این منطقه افزایش داده و بر چالش‌های تامین امنیت انرژی خود غلبه کند.

تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 25-52

چکیده سران اتحادیه اروپا و شش کشور همسایه شرقی این اتحادیه شامل ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، اوکراین، بلاروس و مولداوی در می 2009 اعلامیه‌ای را که به اعلامیه         « مشارکت شرقی » معروف شد، امضاء کردند تا چارچوب روابط آتی خود را بر این اساس بنا نمایند. تا قبل از سال 2001 ، کشورهای این منطقه جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نداشتند، اما اجرای عملیات نظامی در افغانستان، نقش محوری کشورهای این حوزه برای تداوم حضور ناتو در این کشور را افزایش داد. با توجه به تلاش‌های روسیه در سال‌های اخیر برای بازیابی قدرت گذشته خود و پیگیری یک سیاست تهاجمی‌تر که در مواردی با منافع غرب اصطکاک پیدا می‌کند، ابتکار مشارکت شرقی در دراز مدت می‌تواند منافع روسیه در این منطقه را مورد تهدید قرار دهد. در واقع این ابتکار را می‌توان در چارچوب به کارگیری قدرت نرم اتحادیه اروپا برای همراه کردن کشورهای منطقه با سیاست‌های خود ارزیابی نمود.

نقش انرژی در روابط روسیه و اتحادیه اروپا

نقش انرژی در روابط روسیه و اتحادیه اروپا

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 91-112

چکیده روسیه و اتحادیه اروپا در کنار اشتراکات و پیوندهای تاریخی، فرهنگی و سیاسی شرکای اقتصادی مهمی نیز می‌باشند. نیاز روزافزون اتحادیه اروپا به انرژی از یک سو و برخورداری فدراسیون روسیه از منابغ غنی انرژی از سوی دیگر باعث شده‌ است که تحلیل‌های متفاوتی در خصوص آینده‌ همکاری‌های دو طرف ارائه گردد. در مقاله‌ حاضر نیز تلاش شده است ضمن  نگاهی تحلیلی به روابط پیشین روسیه و اتحادیه اروپا، به مسئله‌ انرژی به عنوان متغیری تاثیرگذار در آینده‌ مناسبات دو طرف اشاره شود.

سیاست اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی: منافع و چالش‌ها

سیاست اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی: منافع و چالش‌ها

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 133-159

چکیده سیاست همسایگی اتحادیه اروپا بدنبال طراحی استراتژیک میان مدت جهت ترسیم نوع  مناسبات با همسایگان خویش است که چشم انداز روابط این اتحادیه را با این مناطق به تصویر می‌کشد. در این راستا عدم امکان عضویت این همسایگان در اتحادیه اروپا بدلیل معضلات عمیق داخلی و خارجی و از سویی دیگر منافع و علایق امنیتی، سیاسی و اقتصادی اتحادیه در این کشورها موجب طرح سیاست همسایگی اتحادیه گردیده است. بطوری که اتحادیه اروپا برای برقراری ثبات و توسعه سیاسی و اقتصادی کشورهای سه گانه قفقاز جنوبی بر مبنای ملاک‌ها و استانداردهای اروپایی، سیاست همسایگی اتحادیه اروپا را در خصوص مناسبات دو جانبه با این کشورها ترسیم کرده است، که علاوه بر حفظ ثبات و امنیت در این کشورها، رعایت ارزش‌هایی مانند آزادی، دمکراسی و حقوق بشر ملاک‌هایی هستند که اتحادیه اروپا جهت تعیین میزان همگرایی آنها با استانداردهای اتحادیه اروپایی مورد ارزیابی قرار می‌دهد. در بعد اقتصادی توجه به موقعیت ترانزیتی قفقاز جنوبی برای دسترسی به منابع انرژی حوزه دریای خزر و همچنین تداوم اصلاحات اقتصادی مبتنی بر اقتصاد بازار که وضعیت شفافی را برای سرمایه گذاری شرکت‌های اروپایی در این منطقه فراهم نماید، از جمله علایق و منافع اتحادیه اروپا است. در بعد امنیتی علی‌رغم اعمال نفوذهای مستقیم روسیه برای بهره برداری از منازعات این کشورها با جمهوری‌های خودمختار تجزیه طلب، اتحادیه اروپا با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی بدنبال حل مسالمت آمیز این منازعات به بن بست رسیده است.