کلیدواژه‌ها = همکاری منطقه‌ای
تعداد مقالات: 3
چندجانبه‌گرایی محدود در اوراسیا: راهکاری انعطاف‌پذیر برای چالش‌های منطقه‌ای

چندجانبه‌گرایی محدود در اوراسیا: راهکاری انعطاف‌پذیر برای چالش‌های منطقه‌ای

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2081591.1962

جلیل بیات

چکیده در سال‌های اخیر، ناکارآمدی و کُندی نهادهای چندجانبه سنتی در اوراسیا موجب شده است دولت‌ها به‌دنبال ترتیبات جایگزین و انعطاف‌پذیرتر باشند. این پژوهش به تحلیل پیمان‌های مبتنی بر چندجانبه‌گرایی محدود در اوراسیا می‌پردازد و بر این موضوع تمرکز دارد که چرا دولت‌ها در کنار نهادهای چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، به پیمان‌های کوچک‌تر و انعطاف‌پذیرتر روی می‌آورند. سؤال اصلی پژوهش این است که این پیمان‌ها چرا شکل می‌گیرند و فرضیه آن بیان می‌کند که این پیمان‌ها عمدتاً به‌عنوان راهکاری مکمل برای نهادهای چندجانبه و در پاسخ به محدودیت‌ها و کُندی‌های آن‌ها شکل می‌گیرند؛ زیرا دولت‌ها به‌دنبال سازوکاری سریع‌تر، هدفمندتر و کم‌هزینه‌تر برای پاسخ به تهدیدها و فرصت‌های منطقه‌ای هستند. پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و از طریق مرور اسناد و مطالعات موردی، عوامل ساختاری، امنیتی–ژئوپلیتیکی و اقتصادی شکل‌دهنده این پیمان‌ها و تفاوت آن‌ها با نهادهای چندجانبه سنتی را بررسی می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این پیمان‌ها بیشتر در نقش سازوکارهایی مکمل در کنار نهادهای چندجانبه سنتی و در شرایط انسداد نهادی، ظرفیت‌هایی برای هماهنگی مؤثرتر و انعطاف‌پذیرتر میان دولت‌های عضو فراهم می‌سازند. در نهایت، مقاله اهمیت این ترتیبات را در بازتعریف الگوهای همکاری منطقه‌ای و درک روندهای آتی قدرت در اوراسیا برجسته می‌سازد.

بحران‌های زیست‌محیطی آسیای مرکزی و توسعه پایدار

بحران‌های زیست‌محیطی آسیای مرکزی و توسعه پایدار

دوره 32، شماره 134، تابستان 1405، صفحه 127-154

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2079214.1954

فاطمه ستار

چکیده محیط زیست سالم یکی از ارکان بنیادین توسعه پایدار است، اما رشد سریع جمعیت، صنعتی‌شدن و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع طبیعی، به‌ویژه منابع آبی، تعادل شکننده زیست‌محیطی را در بسیاری از مناطق جهان به مخاطره انداخته است. آسیای مرکزی به‌عنوان منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک، پس از فروپاشی اتحاد شوروی، در مسیر بازسازی اقتصادی خود با مشکلات جدی زیست‌محیطی مواجه شد؛ از جمله خشک‌شدن دریاچه آرال، افزایش آلودگی‌های صنعتی و تنش‌های سیاسی ناشی از مدیریت ناهماهنگ منابع آب مشترک. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت محیط زیست و چالش‌های توسعه پایدار در کشورهای آسیای مرکزی از زمان استقلال تاکنون انجام شده و تلاش می‌کند ضمن تحلیل روند بحران‌های زیست‌محیطی، ضرورت همکاری منطقه‌ای و مدیریت مشترک منابع را آشکار سازد. سؤال محوری پژوهش آن است که با توجه به کمبود آب و بهره‌برداری مشترک از منابع آبی، وضعیت زیست‌محیطی آسیای مرکزی چگونه قابل تبیین است. فرضیه پژوهش بر آن است که استفاده غیرهماهنگ از منابع طبیعی، به‌ویژه منابع آبی حوزه آمودریا و سیردریا، از عوامل اصلی بروز بحران‌های زیست‌محیطی و مانعی اساسی بر سر راه تحقق توسعه پایدار بوده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و در چارچوب روش‌شناسی چهارمرحله‌ای توماس اسپرینگز ساختاربندی شده است؛ به‌گونه‌ای که از مرحله توصیف واقعیت‌های زیست‌محیطی تا بازسازی نظری در قالب تحلیل هیدروسیاسی و امنیت زیست‌محیطی دنبال می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که کمبود منابع آب، آلودگی صنعتی، فرسایش خاک و تغییرات اقلیمی، پایداری زیست‌محیطی منطقه را تهدید می‌کنند و تنها از طریق همکاری بین‌المللی و نهادسازی مشترک می‌توان مسیر توسعه پایدار در آسیای مرکزی را تقویت کرد.

انرژی خزر محور همکاری‌های منطقه‌ای در قفقاز

انرژی خزر محور همکاری‌های منطقه‌ای در قفقاز

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 137-163

چکیده کشف نفت و گاز و بهره‌برداری متنوع از آن نقش تعیین‌کننده‌ای در تحول صنایع داشته و به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه جوامع بشری مطرح بوده است. در چنین شرایطی، توجه به آینده منابع انرژی و چگونگی سامان‌دهی تولید، انتقال و مصرف آن از مهمترین اهداف و نیز چالش‌های پیش روی تولید‌کنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی بوده و موجب شکل‌گیری همکاری‌های دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی در میان این کشورها شده است. در دهه گذشته موضوع امنیت انرژی باعث افزایش اهمیت استراتژیک این کالای سیاسی در روابط کشورهای مصرف کننده، تولید کننده و مسیر ترانزیت شده است. در میان مناطق برخوردار از منابع انرژی، منطقه خزر و قفقاز به عنوان تأمین کننده بخشی از انرژی مورد نیاز جهان در سال‌های اخیر از ظرفیت مناسبی برخوردار است و در صورت شکل‌گیری همکاری‌های منطقه‌ای امکان افزایش این ظرفیت‌ها نیز وجود دارد. این مقاله با مبنا قرار دادن دو مقوله منابع انرژی و همکاری منطقه‌ای، این فرضیه را مطرح می‌کند که پس از بحران گرجستان در اوت ٢٠٠٨ و با توجه به تغییر برخی از روندهای جهانی و منطقه‌ای، شرایط جدیدی در قفقاز به وجود آمده است که مهمترین مؤلفه آن تضعیف رویکردهای تقابلی و رقابتی و تقویت رویکردهای تعاملی و همکاری جویانه می‌باشد. بر این اساس و با توجه به تغییر نگاه رهبران کشورهای منطقه، مقوله انرژی می‌تواند زمینه مناسبی برای پیوند میان کشورهای تولید کننده، انتقال دهنده و مصرف کننده انرژی ایجاد نماید. این نوشتار این نکته را مطرح می سازد که تحقق این امر جز با اتخاذ یک سیاست هماهنگ و مناسب در زمینه همکاری‌های منطقه‌ای برای بهره‌برداری بهینه از منابع و خطوط انتقال انرژی و برتری دادن منافع بلند مدت به منافع زودگذر و کوتاه مدت امکان‌پذیر نخواهد بود.