کلیدواژه‌ها = گرجستان
تعداد مقالات: 11
اکوسیستم کارآفرینی گرجستان و کارآفرینان ایرانی

اکوسیستم کارآفرینی گرجستان و کارآفرینان ایرانی

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 171-198

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071933.1925

محمدجواد نائیجی، فاطمه لاچینانی

چکیده اکوسیستم کارآفرینی به‌عنوان بستری پویا از تعامل عوامل فرهنگی، اجتماعی، مالی و نهادی، نقش مهمی در موفقیت یا ناکامی کارآفرینان ایفا می‌کند. کشور گرجستان طی سال‌های اخیر به‌واسطه اصلاحات اقتصادی، موقعیت ژئوپولیتیک و روابط تجاری با ایران، به یکی از مقاصد مورد توجه کارآفرینان ایرانی بدل شده است. با این حال، فعالیت در اکوسیستم کارآفرینی غیر بومی، با چالش‌های متعددی همراه است. هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش‌های کارآفرینان ایرانی در اکوسیستم کارآفرینی گرجستان بر اساس مدل آیزنبرگ است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی–پیمایشی با رویکرد کیفی است. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مدیران، کارآفرینان با سابقه فعالیت در خارج از کشور، تجار و اعضای اتاق مشترک ایران و گرجستان گردآوری و با روش تحلیل تم بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد که کارآفرینان ایرانی با هفت دسته چالش اصلی شامل: تأمین مالی، سیاست‌های داخلی و خارجی، تفاوت‌های فرهنگی، ضعف قوانین و حمایت‌های نهادی، محدودیت‌های سرمایه انسانی، موانع بازار و مخاطرات امنیتی مواجه هستند. این نتایج بیانگر آن است که اکوسیستم گرجستان علی‌رغم فرصت‌های بالقوه، نیازمند طراحی سیاست‌های حمایتی مشترک و برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت برای تسهیل فعالیت کارآفرینان ایرانی است. بر این اساس، تقویت همکاری‌های دوجانبه اقتصادی، استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی مشترک، بهبود قوانین حمایتی و رفع موانع تأمین مالی می‌تواند زمینه ارتقای روابط کارآفرینانه بین دو کشور را فراهم آورد.

تبیین موانع ساخت هویت ملی در گرجستان در پرتو رویکرد مدرن به هویت‌های قومی

تبیین موانع ساخت هویت ملی در گرجستان در پرتو رویکرد مدرن به هویت‌های قومی

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 1-30

محمدعلی بصیری، عنایت اله یزدانی، فهیمه خوانساری فرد

چکیده ساخت هویت ملی واحد از دشوارترین مراحل در فرایند ملت‌سازی در جوامع مختلف بوده است. تعریف مشترک از خود و شکل‌گیری درکی بین‌الاذهانی از ملتی واحد ورای هویت‌های قومی موجود به ساخت هویت ملی فراگیر منتهی شده و این امر بستر لازم را  در پیشبرد روند ملت‌سازی فراهم می‌آورد؛ تحقق این مسئله به عملکرد نخبگان در ایجاد اجماع در میان گروه‌های قومی و تمایل هویت‌های قومی متکثر برای مشارکت در روند ساخت هویت ملی بستگی دارد. این امر به ویژه در مناطقی که دگرهویت‌های قومیمتعدد در تنش مداوم با یکدیگر به سر می‌برند، اهمیت بسیاری می‌یابد. منطقه قفقاز جنوبی یکی از این مناطق محسوب می‌شود که پس از استقلال به واسطه وجود گروه‌های قومی متخاصم به عنوان نمونه‌ای منحصر به فرد در مطالعه ساخت هویت ملی پساشوروی به شمار می‌آید. در این منطقه، جمهوری گرجستان نمونه‌ای ناکام در عرصه ساخت هویت ملی و ملت‌سازی به شمار می‌آید.
در این راستا سؤال این مقاله چنین است که موانع اصلی در ساخت هویت ملی در گرجستان چه بوده و تأثیر این عوامل بر روند ملت‌سازی در این کشور به چه صورت بوده است؟ فرضیه مقاله نیز بدین صورت تبیین می‌گردد، تأثیر متقابل دو عامل عدم تمایل گروه‌های قومی متکثر در تعریف مشترک از خود به عنوان ملتی واحد و نیز عملکرد نخبگان گرجی در به حاشیه راندن اقلیت‌های قومی در فرایند ساخت هویت ملی- در کنارتأثیر میراث اتحاد جماهیر              شوروی- مهم‌ترین عوامل در عدم شکل‌گیری هویت ملی در گرجستان و متعاقب آن ناکامی        در فرایند ملت‌سازی در این کشور بوده است. روش مورد استفاده در این مقاله، روش        توصیفی- تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه‌ای می‌باشد.

آسیب شناسی رژیم همکاری اتحادیه اروپا- گرجستان در قالب موافقت نامه همکاری

آسیب شناسی رژیم همکاری اتحادیه اروپا- گرجستان در قالب "موافقت نامه همکاری"

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 173-206

رکسانا نیکنامی، مسعود اعتصامی

چکیده جنوب قفقاز همواره جزئی از پرچالش‌ترین مناطق جهان بوده است و حفظ امنیت آن برای اروپا بسیار مهم قلمداد می‌شود. طرح مشارکت شرقی که قسمتی از سیاست همسایگی اتحادیه اروپا محسوب می‌گردد، اندک زمانی پس از جنگ گرجستان و روسیه در سال 2008 در آن کشور آغاز شد و در حقیقت به مثابه پاسخ اروپا به کنش نظامی روسیه تعبیر شد. در قالب سیاست همسایگی اروپا، گرجستان و اتحادیه اروپا موافقت‌نامه همکاری را امضا کردند که  پیشرفته‌ترین سازوکار همکاری اروپایی محسوب می‌شود. موافقت‌نامه همکاری میان گرجستان و اتحادیه اروپا، معیاری برای همکاری‌های اروپا و گرجستان است. به صورت عملی، امضای موافقت‌نامه همکاری آثار مشخصی داشته است. مهمترین دستاوردهای آن اصلاح ساختار قضایی، اصلاح نهادهای دولتی، حقوق بشر، همکاری‌های اقتصادی، حفاظت از محیط زیست و بخش فرهنگ بوده است. در همین راستا، مولفین سوالات مقاله را چنین مطرح می‌کنند که آیا گرجستان برای آغاز همکاری‌های گسترده با اتحادیه اروپا آمادگی لازم را دارد؟ ایجاد رژیم همکاری در قالب طرح مشارکت شرقی چه تاثیراتی بر اقتصاد سیاسی این کشور بر جای می‌گذارد؟ این سیاست در کدام جنبه‌ها بیشتر موفقیت‌آمیز است؟ و آیا امکان پیشرفت‌های بیشتر وجود دارد؟ در پاسخ به این سوالات این فرضیه مطرح می شود که ایجاد رژیم همکاری میان اتحادیه اروپا و گرجستان دارای دو بعد سیاسی و اقتصادی در سطوح ملی و منطقه‌ای است. روش مورد استفاده در این مقاله، روش  توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و فضای مجازی می‌باشد.  

پیوند میان ژنم و کد ژئوپلیتیک در سیاست خارجی(مطالعه موردی: فدراسیون روسیه و گرجستان)

پیوند میان ژنم و کد ژئوپلیتیک در سیاست خارجی(مطالعه موردی: فدراسیون روسیه و گرجستان)

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 97-130

رضا سیمبر، صارم شیراوند

چکیده بهره‌گیری از مفاهیم سایر علوم می‌تواند گاه در فهم مناسبات سیاسی و بین‌المللی راه‌گشای پژوهشگران باشد. یکی از بهره‌های مفهومی که در منظومه ژئوپلیتیک کاربرد یافته است، مفهوم «کد» و «ژنوم» ژئوپلیتیک است. ژنوم ژئوپلیتیک، نقشه ژنتیک سیاست هر کشور است که رفتار کشورها را در عرصه داخلی و به ویژه خارجی تحت تأثیر قرار می‌دهد. کشورها ژنوم‌های سایر بازیگران را به عنوان کدهای ژئوپلیتیک درنظر می‌گیرند. تعامل یا تقابل کد/ ژنوم کشورها فضایی را ایجاد می‌کند که می‌تواند هم راستا یا مغایر با منافع ملی و منطقه‌ای باشد.
         نگارندگان در این مقاله تلاش می‌کنند تا ضمن شناسایی مؤلفه‌های تاثیرگذار ژئوپلیتیک دو کشور روسیه و گرجستان به این پرسش پاسخ دهند که «ابزارهای ژئوپلیتیک چه تاثیری در سیاست خارجی روسیه وگرجستان دارند»؟ فرضیه مقاله این است که ژن ایده قدرت بزرگ و نیز ژن موقعیت ژئواکونومیک در فدراسیون روسیه در مقابل کدهای اقلیت‌های ملی و جدایی‌طلبی و موقعیت ژئواستراتژیک و گذرگاهی، فضای مناسبی جهت بهره‌برداری‌های سیاسی فدراسیون روسیه در قبال گرجستان فراهم ساخته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که در ارتباط با کشور گرجستان ژن‌های ژئوپلیتیک فعال و غالبی وجود دارد که عبارت هستند از اقلیت‌های ملی،جدایی‌طلبی، گرایش به نهادگرایی‌های فرامنطقه‌ای ضدروسی و آتلانتیک‌گرا، موقعیت ژئواستراتژیک و گذرگاهی و در روسیه ژن‌های غالب و فعال ژئواکونومی، اندیشه قدرت بزرگی، گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به شرق، هم‌وطنان روسی، وسعت و گستردگی جغرافیایی وجود دارد که سیاست‌خارجی هر دو کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 95-121

چکیده در سال‌های اخیر روابط میان روسیه و کشورهای حوزه جنوبی دچار تحولاتی گردید. اگرچه روسیه به ایفای نقش اصلی خود در این منطقه ادامه می‌دهد، اما توسعه فعالیت کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای به‌ویژه ایالات متحده و ناتو در حوزه حیاتی روسیه که این کشور  از آن تحت عنوان خارج نزدیک نام می‌برد، چالش‌های جدیدی را در مقابل مسکو قرار داده است. این کشور برای مقابله با این چالش‌ها و برای تامین امنیت ملی و منافع حیاتی خود سعی در ایجاد یک راه‌حل مناسب و با هزینه کمتر دارد. مسکو با توجه به این‌که در شرایط جدید نمی‌تواند همه رقبا را از عرصه سیاسی آسیای مرکزی و به‌ویژه قفقاز حذف نماید، سیاست و تاثیرگذاری آن به سمتی رفته و خواهد رفت که راهبردهای رقبا به نتایج مورد انتظار دست نیابند. همچنین در این زمینه این کشور سعی می‌کند که از موقعیت برتر اقتصادی، سیاسی، نظامی خود در منطقه در جهت کنترل رفتار و سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز در راستای کم‌رنگ کردن حضور عواملی که در نگاه روس‌ها با منافع و امنیت ملی این کشور سازگاری ندارند، استفاده نماید و بدین وسیله در همگرایی کشورهای منطقه با ساختارهای سیاسی و امنیتی غرب تاخیر و مانع ایجاد نماید.

سیاست اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی: منافع و چالش‌ها

سیاست اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی: منافع و چالش‌ها

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 133-159

چکیده سیاست همسایگی اتحادیه اروپا بدنبال طراحی استراتژیک میان مدت جهت ترسیم نوع  مناسبات با همسایگان خویش است که چشم انداز روابط این اتحادیه را با این مناطق به تصویر می‌کشد. در این راستا عدم امکان عضویت این همسایگان در اتحادیه اروپا بدلیل معضلات عمیق داخلی و خارجی و از سویی دیگر منافع و علایق امنیتی، سیاسی و اقتصادی اتحادیه در این کشورها موجب طرح سیاست همسایگی اتحادیه گردیده است. بطوری که اتحادیه اروپا برای برقراری ثبات و توسعه سیاسی و اقتصادی کشورهای سه گانه قفقاز جنوبی بر مبنای ملاک‌ها و استانداردهای اروپایی، سیاست همسایگی اتحادیه اروپا را در خصوص مناسبات دو جانبه با این کشورها ترسیم کرده است، که علاوه بر حفظ ثبات و امنیت در این کشورها، رعایت ارزش‌هایی مانند آزادی، دمکراسی و حقوق بشر ملاک‌هایی هستند که اتحادیه اروپا جهت تعیین میزان همگرایی آنها با استانداردهای اتحادیه اروپایی مورد ارزیابی قرار می‌دهد. در بعد اقتصادی توجه به موقعیت ترانزیتی قفقاز جنوبی برای دسترسی به منابع انرژی حوزه دریای خزر و همچنین تداوم اصلاحات اقتصادی مبتنی بر اقتصاد بازار که وضعیت شفافی را برای سرمایه گذاری شرکت‌های اروپایی در این منطقه فراهم نماید، از جمله علایق و منافع اتحادیه اروپا است. در بعد امنیتی علی‌رغم اعمال نفوذهای مستقیم روسیه برای بهره برداری از منازعات این کشورها با جمهوری‌های خودمختار تجزیه طلب، اتحادیه اروپا با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی بدنبال حل مسالمت آمیز این منازعات به بن بست رسیده است.

جنگ قفقاز: یازده سپتامبر روسیه

جنگ قفقاز: یازده سپتامبر روسیه

دوره 14، شماره 63، پاییز 1387، صفحه 15-27

چکیده           درگیری نظامی روسیه با گرجستان بر سر مساله اوستیای جنوبی که گرجستان آغاز کننده آن در روز 8 اگوست 2008 بود، رویدادی هم چون 11 سپتامبر را پدید آورده است که در منطقه بحرانی قفقاز اتفاق افتاده است. منطقه بحرانی قفقاز که حتی پیش از فروپاشی اتحاد شوروی به مرکز درگیری‌های قومی بر سر مسائل ادعاهای ارضی و قلمروخواهی بین واحدهای سیاسی (بین کشورها،  یا بین دولت مرکزی و مناطق جدایی طلب) تبدیل شده بود، تاکنون در همان وضعیت باقی مانده است. گسترش ناتو بسوی شرق و نزدیکی به مرزهای روسیه، وقوع انقلاب‌های رنگین، استقرار سپر دفاع موشکی(در لهستان و جمهوری چک)، اعلام آمادگی گرجستان و اوکراین برای پیوستن به پیمان ناتو، همه مواردی است که از سوی روسیه به عنوان تهدیدی علیه مرزهای جنوب غربی و غربی نگریسته می‌شود. بویژه آنکه در آموزه‌های نظامی روسیه این قلمروها (قفقاز،  آسیای مرکزی و اروپای شرقی) که زمانی جزو قلمرو امنیتی و ملی روسیه در پیرامون آن بشمار می‌رفتند،  اکنون در پیوستن به ساختارهای غربی با هم در رقابت به سر می‌برند. روسیه در پیرامون مرزهای شکننده خود ناظر حضور بیگانگانی است که امنیت ملی روسیه را در نظر نمی‌گیرند و اقدامات تحریک آمیز انجام می‌دهند.           حمله گرجستان به اوستیای جنوبی و کشتن تعدادی از سربازان حافظ صلح روسی مستقر در منطقه حایل آتش بس بین جدایی طلبان و دولت مرکزی، روسیه را به واکنش تند، سریع، گسترده و مخرب واداشت. روسیه با این اقدام نشان داد که می‌خواهد در عرصه بین الملل از یک دولت ناظر و کم توان به دولتی قدرتمند و تاثیر‌گذار تبدیل شود.

بحران گرجستان: فصل نوین در روابط روسیه و غرب

بحران گرجستان: فصل نوین در روابط روسیه و غرب

دوره 14، شماره 63، پاییز 1387، صفحه 29-46

چکیده         تحولات اوستیای جنوبی در تابستان گذشته، فصل جدیدی را در چالش‌های اتحادیه اروپا و ناتو بعد از خاتمة جنگ سرد گشود. ضد‌حمله گسترده روسیه در پاسخ به عملیات نظامی گرجستان در این منطقۀ جدایی طلب، این دو سازمان را در مقابلة مستقیم با کرملین قرار داد، بطوری که نگرانی‌های عمیقی را برای ناظرین سیاسی جهان بخصوص ناظران غربی بوجود آورد. حضور کشتی‌های جنگی آمریکا در دریای سیاه برای کمک‌رسانی و در واقع جهت ایجاد جو رعب و وحشت، تهدیدات ناتو و تهدید اتحادیه به برقراری تحریم علیه روسیه هیچ‌یک در عزم مسکو در پیشروی در خاک گرجستان تا 35 کیلومتری تفلیس اثری نگذاشت و بالاخره این بحران به اعلام استقلال دو منطقة جدایی طلب آبخازیا و اوستیای جنوبی و شناسایی آنها توسط دولت روسیه انجامید. تسلیم موقتی کشورهای غربی در مقابل وضع موجود را می‌توان به نوعی عقب نشینی ناتو تعبیر نمود  

جنگ رسانه‌ای در مناقشه روسیه و گرجستان

جنگ رسانه‌ای در مناقشه روسیه و گرجستان

دوره 14، شماره 63، پاییز 1387، صفحه 77-92

چکیده نزاع میان روسیه و گرجستان در منطقه استیا در آگوست 2008، از نظر گفتمان رسانه‌ای و عملیات روانی، بیان کننده دو بینش رسانه‌ای است. اولی مبتنی بر«متقاعدسازی» هدفمند و جهت‌گیری شده برای مدیریت افکار عمومی است که پیشینه آن بر دستاوردهای مراکز پژوهشی و تجربیات کارشناسان غربی عملیات روانی در چند دهه اخیر استوار می‌باشد و به عنوان حامی گرجستان در مقابل روسیه عمل می‌کند. تفکر دوم، ریشه در نظام ارتباطی و رسانه‌ای با ساختار کاملاً دولتی، یکسویه و غیرپویاست که به صورت تک بعدی مدیریت می‌شود و از قدرت جریان سازی منعطف و اقتضاگرا برخوردار نیست این بینش همچنان تحت تأثیر فرهنگ رسانه‌ای به جای مانده نظام کمونیسم است و مانع از آن می‌شود تا روسیه در فرآیند تولید، پردازش و توزیع پیام و تحلیل آثار آن متناسب با عصر نوین رسانه‌ای و در یک جنگ اطلاعاتی، اقدام کند.

چالش‌های قومی‌ در قفقاز

چالش‌های قومی‌ در قفقاز

دوره 14، شماره 63، پاییز 1387، صفحه 93-110

چکیده                    به غیر از کشور ارمنستان دو کشور گرجستان و جمهوری آذربایجان دارای تنوع قومی‌ با ساختار فرهنگی متفاوت هستند امری که حاکمیت یک قوم را با چالش‌های فراوان روبرو خواهد ساخت. گرجی‌ها به دلیل ساختار فرهنگی و مدنیت قوی و همچنین سابقه خودگردانی محلی، آمادگی بیشتری برای تعامل با دیگر اقوام دارند با این وجود قومیت‌‌های ارمنی، آذری، اوستی، آبخازی، آجاری و بازگشت ترک‌های مسختی، گرجستان را در بحران عمیقی فرو خواهد برد. این مقاله با تکیه بر آمارهای منابع معتبر و تحقیق میدانی انجام شده[1] قصد تبیین موضوع آسیب پذیری گرجستان از این بحران قومی‌ را دارد.
2. نگارنده در اواخر خرداد و اوایل تیرماه 1387 برای تحقیق میدانی در گرجستان حضور یافت.

چشم انداز و دورنمای الحاق گرجستان به ناتو و                پیآمدهای آن برای کشورهای منطقه

چشم انداز و دورنمای الحاق گرجستان به ناتو و پیآمدهای آن برای کشورهای منطقه

دوره 14، شماره 61، بهار 1387، صفحه 155-186

چکیده                  با انحلال پیمان ورشو و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، موضوع گسترش ناتو به شرق بهیک موضوع مهم بینالمللی تبدیل گردید و نگرانی عمدهای را برای برخی از کشورها نظیر روسیه، چین و ایران  ایجاد نمود. اما ناتو در آستانه ورود به قرن21 ، با تعریف مجدد از نقش بینالمللی و فلسفه وجودی خود؛ همچنین تجدید ساختار، تعیین وظایف، راهبردها ومأموریت‌های جدید متناسب با شرایط نظام بینالملل، منافع خود را در گسترش به این منطقه و دیگر مناطق از جمله اروپای شرقی دید.کشورهای اروپای شرقی و منطقه قفقاز جنوبی نیز با نگاهی مثبت، به منظور تضمین امنیت و ثبات خود، از گسترش ناتو استقبال نموده و عضویت در ناتو را در اولویت خود قراردادند در میان کشورهای منطقه قفقاز جنوبی، گرجستان تمایل به مراتب بیشتری از سایر کشورهای منطقه جهت، عضویت در ناتو نشان دادهاست و در این راستا گامهای عملیتری نیز برداشته است و انتظار داشت در نشست سران ناتو در بخارست در آوریل 2008 برای عضویت در ناتو دعوت گردد و حتی تأیید عضویت خود به ناتو را تا سال 2009 کسب کند که این مهم محقق نگردید. بازیگران دیگر نظیر روسیه و جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به تهدیداتی که گسترش ناتو به منطقه قفقاز جنوبی متوجه آنها است، همواره با حساسیت خاص تحولات مربوطه را دنبال نموده و همچنان از آن بعنوان تهدید بر منافع و امنیت ملی خود نگریسته و با این مهم مخالفت نموده اند. مقاله حاضر چشم انداز الحاق گرجستان به ناتو و تبعات گسترش آن به منطقه قفقاز جنوبی برای کشورهای منطقه بویژه روسیه و جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه قرار میدهد.