کلیدواژه‌ها = تاجیکستان
تعداد مقالات: 5
مدیریت بحران‌ها و بلایای طبیعی: مطالعه تطبیقی ایران و آسیای مرکزی

مدیریت بحران‌ها و بلایای طبیعی: مطالعه تطبیقی ایران و آسیای مرکزی

دوره 28، شماره 119، پاییز 1401، صفحه 153-173

صدیقه نصری فخر داوود

چکیده بحران می‌تواند هم زندگی انسان‌ها و هم مشروعیت دولت‌ها را که تأمین‌کننده امنیت و رفاه هستند؛ به چالش کشیده و هزینه‌های بسیاری را به بار آورد. بحران‌های طبیعی که در همه جهان رخ می‌دهد؛ در برخی مناطق مانند آسیای مرکزی از وسعت و تعدد بیشتری برخوردار است. استفاده از تجربیات سایر کشورها تأثیر بسزایی در کاهش آثار مخرب آن دارد. بدین منظور این پژوهش باهدف شناسایی مدیریت بحران و بهره‌مندی از آموخته‌های مشترک سه کشور ایران، تاجیکستان و قزاقستان به مطالعه تطبیقی پرداخته و قصد پاسخ به این پرسش را دارد که چه تفاوت و شباهت‌هایی در نوع، سابقه، ساختار و قوانین مدیریت بحران در این کشورها وجود دارد؟ روش مطالعه کیفی است و داده‌های گرداوری شده از اسناد مدیریت بحران کشورهای منتخب،  با استفاده از نرم‌افزار مکس کیو دی‌ای مورد تحلیل قرارگرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد این کشورها ضمن داشتن تشابه نسبی در نوع بحران، اگرچه ازنظر سابقه و ساختار مدیریتی تفاوت اندکی دارند؛ اما بررسی مقایسه‌ای قوانین پیشگیری، آمادگی و مواجه با بحران نشان‌دهنده تفاوت  قانون‌گذاری است که نتایج متفاوتی را نیز در عمل به دنبال داشته است.

دلایل و زمینه های غیرامنیتی سازی در آسیای مرکزی

دلایل و زمینه های غیرامنیتی سازی در آسیای مرکزی

دوره 25، شماره 106، تابستان 1398، صفحه 121-157

الهه کولایی، ولی کوزه گر کالجی

چکیده منطقه آسیای مرکزی که بیش از دو دهه با اختلافات و تنش­های کشورهای منطقه در قبال موضوعات مختلف و امنیتی سازی مسائل مرزی و سرزمینی، آب و محیط زیست، هویت­های قومی و زبانی، کریدورهای ارتباطی و خطوط انتقال انرژی شناخته می­شد، طی یک دهه گذشته به تدریج وارد فضای جدیدی از تنش­ زدایی و غیرامنیتی­ سازی شده است که در واقع فرایند معکوس امنیتی­ کردن است؛ یعنی بازگشت یک موضوع از حالت سیاسی فوری به وضعیت سیاسی عادی. این روند در یک دهه گذشته با تغییر نسل رهبران منطقه و عادی­ سازی مناسبات تاجیکستان و ازبکستان شدت و سرعت بیشتری نیز به خود گرفته است. در نتیجه این تحولات بسیاری از موضوعات نظیر آب، محیط‌زیست، مرزها و گذرگاه­های مرزی، کریدورهای ارتباطی و خطوط انتقال انرژی به تدریج از وضعیت امنیتی گذشته خارج شده و به وضعیت طبیعی و عادی خود بازگشته­ اند. تحولات یاد شده این پرسش را مطرح می ­کند که دلایل و زمینه­ های  تنش­ زدایی و غیرامنیتی ­سازی در منطقه آسیای مرکزی چیست؟ در پاسخ به پرسش یاد شده این فرضیه می­ تواند مطرح شود که «تغییر نسل رهبران آسیای مرکزی به عنوان بازیگران (کنشگران) امنیتی ­ساز، تغییر گفتمان و کنش کلامی رهبران و نخبگان جدید، منافع مشترک حاصل از گسترش خطوط انتقال انرژی و کریدورهای ارتباطی و ترانزیتی و نیز تهدیدهای مشترک آبی و زیست محیطی موجب تنش­ زدایی و غیرامنیتی سازی در منطقه آسیای مرکزی شده است». به منظور ارزیابی فرضیه مطرح شده این مقاله با کاربست مفاهیم و مولفه­ های نظری  امنیتی‌سازی  و غیر امنیتی­ سازی که در چارچوب مکتب امنیتی کپنهاگ مطرح شده است، کوشش می ­کند شناخت و درک بهتری از تحولات جدید صورت گرفته در سطح منطقه آسیای مرکزی حاصل شود.

دلایل و پیامدهای غیرامنیتی سازی در روابط ازبکستان و تاجیکستان

دلایل و پیامدهای غیرامنیتی سازی در روابط ازبکستان و تاجیکستان

دوره 24، شماره 104، زمستان 1397، صفحه 119-156

ولی کوزه گر کالجی

چکیده 2016 و به قدرت رسیدن شوکت میرضیایف در سیاست خارجی ازبکستان به ویژه در رابطه با تاجیکستان به وقوع پیوسته است این پرسش را مطرح می­کند که دلایل و زمینه­های تنش­زدایی و غیرامنیتی­سازی در مناسبات تاجیکستان و ازبکستان چیست؟ و این امر چه آثار و پیامدهایی را به دنبال داشته است؟در پاسخ به پرسش­های یاد شده این فرضیه می­تواند مطرح شود که «تغییر رهبری در ازبکستان و کوشش شوکت میرضیایف در خروج از کیش شخصیت اسلام کریم­اف و رشد و توسعه اقتصادی در عرصه داخلی و گسترش خطوط انتقال انرژی و کریدورهای ارتباطی و ترانزیتی در عرصه منطقه­ای موجب بروز تحول در سیاست خارجی ازبکستان و تقویت همکاری­های منطقه­ای با مشارکت پنج کشور منطقه آسیای مرکزی شده است». به منظور ارزیابی فرضیه مطرح شده این مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی و با کاربست مفاهیم و مولفه­های نظری امنیتی­سازی و غیر امنیتی­سازی که در چارچوب مکتب امنیتی کپنهاگ مطرح شده است، وضعیت مناسبات تاجیکستان و ازبکستان را در دو دوره زمانی مشخص یعنی دوره امنیتی­سازی (1991 تا 2016) و دوره غیر امنیتی سازی (سپتامبر 2016 تا کنون مورد توجه قرار داده است. در مقطع زمانی اول که دوره تقریبا طولانی رهبری اسلام کریم­اف در ازبکستان (1991 تا 2016 میلادی) را در بر می­گیرد در روند مناسبات ازبکستان با تاجیکستان، بسیاری از موضوعات اجتماعی (قومیت، زبان و فرهنگ) و اقتصادی (منابع آبی و محیط زیستی) از وضعیت طبیعی و عادی خود خارج شده و جنبه سیاسی و امنیتی به خود گرفت. اما در مقطع زمانی دوم با تغییر نخبگان و بازیگران (کنشگران) امنیتی­ساز در ازبکستان به ویژه افرادی مانند ویژه اسلام کریم­اف و رستم عنایت­اف و قرار گرفتن فردی مانند شوکت میرضیایف در راس قدرت سیاسی، نوع گفتمان و ادبیات حاکم بر ازبکستان در رابطه با تاجیکستان نیز تغییر کرد که پیامد مهم آن  تقویت همکاری­های منطقه­ای با مشارکت پنج کشور  آسیای مرکزی در حوزه­های مختلف بدون مشارکت قدرت­های بیرونی به ویژه فدراسیون روسیه و چین بوده است.

مولفه‌های داخلی موثر بر سیاست خارجی تاجیکستان

مولفه‌های داخلی موثر بر سیاست خارجی تاجیکستان

دوره 18، شماره 80، زمستان 1391، صفحه 31-55

چکیده اولویت‌ها و اهداف سیاست خارجی کشورها مستقیماً تابعی از ساختارهای درونی خویش اعم از شرایط ژئوپلیتیک، نیازهای داخلی، قدرت ملی و تهدیدهای امنیتی، نگرش نخبگان حاکم و نیز کیفیت ساختار نظام بین الملل است. تاجیکستان نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست؛ عوامل و متغیرهای متعددی در سه سطح فردی، ملی و بین المللی بر سیاست خارجی این کشور تاثیر می‌گذارند. از این رو، یکی از منابع تعیین کننده سیاست خارجی تاجیکستان ویژگیها، خصوصیات و عوامل داخلی این کشور می‌باشد به گونهای که درک و فهم ماهیت و رفتار سیاست خارجی تاجیکستان، مستلزم شناخت مولفههای داخلی تاثیرگذار بر این کشور است. هدف اصلی این مقاله واکاوی مولفههای شکل دهنده و تاثیرگذار داخلی بر سیاست خارجی تاجیکستان است. در واقع هدف، پاسخگویی به این پرسش اساسی است که عوامل و مولفههای داخلی چه تاثیری بر سیاست خارجی تاجیکستان دارد، می‌باشد؟

حوادث بدخشان؛ ریشهها و پیامدها

حوادث بدخشان؛ ریشهها و پیامدها

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 25-48

چکیده با توجه به شدت گیری و تداوم قیامهای عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا، یکبار دیگر این بحث مطرح شده که آیا دامنه این قیامها به سایر مناطق جهان به خصوص آسیای مرکزی و قفقاز کشیده خواهد شد؟ در این بین یکی از کشورهای منطقه آسیای مرکزی که اوضاع به مراتب شکنندهتری نسبت به سایرین دارد، تاجیکستان است. مهمترین رویداد سیاسی ـ امنیتی تاجیکستان را می‌توان جنگ داخلی این کشور در دهه 90محسوب نمود. از آن زمان به بعد، شاید بتوان مهمترین تهدید امنیتی تاجیکستان را مسئلهمواد مخدر دانست. در این بین رویدادهایی که در ماه ژوئیه 2012 در منطقه بدخشان رخ داد، نه تنها باعث شد که یکبار دیگر خاطره جنگ داخلی تاجیکستان در اذهان زنده شود، بلکه شکنندگی صلح را نیز در این کشور نشان داد. از این رو، بررسی ریشه‌ها و پیامدهای حوادث بدخشان میتواند تا حد زیادی بیانگر چشم انداز اوضاع سیاسی و امنیتی تاجیکستان باشد.