کلیدواژه‌ها = Central Asia
تعداد مقالات: 72
بحران‌های زیست‌محیطی آسیای مرکزی و توسعه پایدار

بحران‌های زیست‌محیطی آسیای مرکزی و توسعه پایدار

دوره 32، شماره 134، تابستان 1405، صفحه 127-154

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2079214.1954

فاطمه ستار

چکیده محیط زیست سالم یکی از ارکان بنیادین توسعه پایدار است، اما رشد سریع جمعیت، صنعتی‌شدن و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع طبیعی، به‌ویژه منابع آبی، تعادل شکننده زیست‌محیطی را در بسیاری از مناطق جهان به مخاطره انداخته است. آسیای مرکزی به‌عنوان منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک، پس از فروپاشی اتحاد شوروی، در مسیر بازسازی اقتصادی خود با مشکلات جدی زیست‌محیطی مواجه شد؛ از جمله خشک‌شدن دریاچه آرال، افزایش آلودگی‌های صنعتی و تنش‌های سیاسی ناشی از مدیریت ناهماهنگ منابع آب مشترک. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت محیط زیست و چالش‌های توسعه پایدار در کشورهای آسیای مرکزی از زمان استقلال تاکنون انجام شده و تلاش می‌کند ضمن تحلیل روند بحران‌های زیست‌محیطی، ضرورت همکاری منطقه‌ای و مدیریت مشترک منابع را آشکار سازد. سؤال محوری پژوهش آن است که با توجه به کمبود آب و بهره‌برداری مشترک از منابع آبی، وضعیت زیست‌محیطی آسیای مرکزی چگونه قابل تبیین است. فرضیه پژوهش بر آن است که استفاده غیرهماهنگ از منابع طبیعی، به‌ویژه منابع آبی حوزه آمودریا و سیردریا، از عوامل اصلی بروز بحران‌های زیست‌محیطی و مانعی اساسی بر سر راه تحقق توسعه پایدار بوده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و در چارچوب روش‌شناسی چهارمرحله‌ای توماس اسپرینگز ساختاربندی شده است؛ به‌گونه‌ای که از مرحله توصیف واقعیت‌های زیست‌محیطی تا بازسازی نظری در قالب تحلیل هیدروسیاسی و امنیت زیست‌محیطی دنبال می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که کمبود منابع آب، آلودگی صنعتی، فرسایش خاک و تغییرات اقلیمی، پایداری زیست‌محیطی منطقه را تهدید می‌کنند و تنها از طریق همکاری بین‌المللی و نهادسازی مشترک می‌توان مسیر توسعه پایدار در آسیای مرکزی را تقویت کرد.

ترکیِه، آسیای مرکزیٍ و سرمایه اجتماعی بین المللی

ترکیِه، آسیای مرکزیٍ و سرمایه اجتماعی بین المللی

دوره 32، شماره 134، تابستان 1405، صفحه 203-238

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2072132.1927

اصغر حسنوند، علیرضا سلطانی

چکیده مقارن بافروپاشی اتحادجماهیرشوروی وظهورحاکمیت های‌مستقل درمنطقه آسیای مرکزی، فضای تعامل وهمکاری نیز دراین منطقه به شکل بی سابقه ای استحاله یافت. درچنین متنی کشورترکیه توانست خود را به عنوان یکی ازبازیگران ذی نفع منطقه مطرح نمایدو پس از گذشت بیش ازسه دهه حضور مصرانه دستاوردهای مطلوبی را بدست آورد. لذاعطف‌به اقتضائات-پژوهشی وجستارگشایی برای حصول داده های پسینی ازسیاست منطقه ای ترکیه در آسیای مرکزی هدف از تنظیم نوشتارحاضربررسی این‌مبحث باتمتع ازنظریه سرمایه اجتماعی بین الملل است. این تحقیق با استفاده ازروش توصیفی-تحلیلی وبابهره‌گیری ازمنابع کتابخانه ای به انجام رسیده است وبدنبال پاسخ به این سوال است که سرمایه اجتماعی بین الملل چه-جایگاهی درپیشبردسیاست منطقه ای وموقعیت مطلوب ترکیه درمنطقه آسیای مرکزی داشته‌است؟ درجواب به پرسش‌حاضر فرضیه این است که ترکیه با به کارگیری مولفه های سرمایه اجتماعی بین‌الملل:(سرمایه اجتماعی شناختی، سرمایه اجتماعی-رابطه ای وشبکه ای)توانسته ازاین مجرا به گسترش نفوذ ومناسبات خودبااین منطقه بپردازد، یافته ها ونتایج تحقیق حاکی از آن است که ترکیه ضمن تاکیدبرقرابت های هنجاری وساخت اعتماد، ارتباطات شبکه ای گسترده ای درپیش گرفته وبعنوان بازیگرشبکه پردازمطرح منطقه نیزشناخته می‌شود.

زبان روسی در آسیای مرکزی و قفقاز: زبان، قدرت و نهادهای منطقه ای

زبان روسی در آسیای مرکزی و قفقاز: زبان، قدرت و نهادهای منطقه ای

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 79-104

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2054111.1866

علی طلوعی، پیمان گلستان

چکیده در سال‌های اخیر، جایگاه زبان روسی در فضای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آسیای میانه و قفقاز با چالش‌های نوظهوری مواجه شده است. مقاله حاضر با هدف تحلیل نقش زبان روسی به‌عنوان ابزار نفوذ منطقه‌ای روسیه، به بررسی تحولات سیاست‌ زبانی کشورهای منطقه در دوره پساشوروی می‌پردازد. این پژوهش با روش تحلیل اسنادی و با تکیه بر منابع رسمی، گزارش‌های نهادی و مقالات علمی، تلاش دارد پیوند میان زبان، قدرت و نهادهای منطقه‌ای مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای را واکاوی کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که در حالی‌ که برخی کشورها (مانند گرجستان و ترکمنستان) سیاست کاهش وابستگی زبانی را دنبال کرده‌اند، کشورهایی مانند قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان همچنان بر جایگاه روسی به‌عنوان زبان دوم رسمی تأکید دارند. نوآوری پژوهش در آن است که با رویکردی تلفیقی، ضمن بررسی رقابت زبانی نوین با زبان‌های ترکی، چینی و انگلیسی، نقش زبان روسی را در تقویت یا تضعیف همگرایی منطقه‌ای از منظر قدرت نرم تحلیل می‌کند.

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2074158.1937

طیبه قلی پوری، الهه کولایی

چکیده پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، روند شکل‌گیری هویت در چارچوب ایدئولوژی سوسیالیستی بلشویک‌ها سامان گرفت. یکی از محورهای اصلی این ایدئولوژی بازآفرینی مسئله زن و تلاش برای ساخت «زن جدید شوروی» بود؛ زنی که بتواند هم‌زمان در حوزه‌های خانواده، سیاست و اقتصاد نقشی فعال داشته باشد. در این زمینه، سازمان‌هایی چون سازمان زنان حزب کمونیست
با شعار برابری جنسیتی کوشیدند زنان را به‌عنوان نیرویی فعال در حزب و دولت معرفی کنند و با ایجاد فرصت‌های آموزشی، اجتماعی، سیاسی و شغلی، آنان را به مشارکت در ساختار قدرت تشویق کنند. ایدئولوژی بلشویکی با ساختن اسطوره «زن جدید سوسیالیست»، هویت جنسیتی تازه‌ای را پدید آورد که در تقابل با الگوهای اروپایی قرار می‌گرفت. با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، قزاقستان دستخوش دگرگونی‌های ساختاری و ایدئولوژیک شد. ورود سازمان‌های بین‌المللی و ایجاد سازمان‌های غیردولتی در پی فروپاشی اتحاد، هرچند در ظاهر با هدف حمایت از برابری جنسیتی بود، اما در عمل بیش از آنکه به بهبود شرایط اجتماعی زنان بینجامد، در خدمت نهادینه‌سازی سیاست‌های اقتصادی بازارمحور و تقویت ملی‌گرایی قزاقی قرار گرفت. در نتیجه این روند، بخشی از دستاوردهای زنان در دوران شوروی تضعیف شد و جایگاه اجتماعی آنان به تدریج کاهش یافت. اگرچه ملت‌سازی شوروی در بازآفرینی هویت زنان نقشی اساسی داشت، ملی‌گرایی قزاقیِ پساشوروی و اصلاحات نولیبرال مانع تداوم دستاوردهای پیشین شد و وضعیت زنان را با چالش‌های تازه‌ای رو‌به‌رو ساخت.

افغانستان و خط لوله تاپی: بررسی دینامیسم ژئوپلیتیک

افغانستان و خط لوله تاپی: بررسی دینامیسم ژئوپلیتیک

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 145-170

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2067341.1908

شکیلا حسینی، مهدی هدایتی شهیدانی

چکیده پروژه خط لوله گاز ترکمنستان–افغانستان–پاکستان–هند (تاپی) به‌عنوان یکی از ابتکارات ژئواکونومیک در آسیای مرکزی و جنوبی، پتانسیل تأثیرگذاری بر معادلات ژئوپلیتیکی منطقه‌ای را دارد. جایگاه ترانزیتی افغانستان در این پروژه، این کشور را به نقطه‌ای کلیدی در اتصال منابع گازی آسیای مرکزی به بازارهای پرمصرف جنوب آسیا تبدیل می‌کند. پژوهش حاضر با طرح این پرسش اصلی که «دینامیسم پروژه تاپی چه فرصت‌ها و چالش‌های ژئوپلیتیکی را برای افغانستان ایجاد می‌کند؟»، درصدد بررسی ظرفیت‌ها و موانع ژئوپلیتیکی فراروی این کشور در روند تحقق پروژه تاپی است. فرضیه تحقیق بر این مبنا است که اگرچه پروژه تاپی از یک سو می‌تواند منافع مهمی چون بهره‌مندی از درآمد ترانزیت، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، ایجاد اشتغال، تقویت پیوندهای اقتصادی با کشورهای همسایه و ارتقاء نقش ژئوپلی‌نومیک افغانستان را به همراه داشته باشد؛ اما از سوی دیگر، چالش‌هایی نظیر ناامنی در مسیر پروژه، نبود زیرساخت‌های فنی و نهادی کافی، ساختار سیاسی مبهم و غیرکارآمد طالبان، رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامطقه‌ای و همچنین تردید در ظرفیت گازی ترکمنستان، تحقق کامل این فرصت‌ها را با موانع جدی مواجه ساخته است. این تحقیق با روش کیفی و رویکرد توصیفی– تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، اسنادی و دیجیتال معتبر انجام شده است.

طرلحی و ارزیابی مدل آسیب‌شناسی شاخص‌های توسعه فرهنگی در آسیای‌مرکزی

طرلحی و ارزیابی مدل آسیب‌شناسی شاخص‌های توسعه فرهنگی در آسیای‌مرکزی

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 87-112

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731852

محمد فرهادی

چکیده پژوهش حاضر درصدد طراحی و اعتبارسنجی مدل آسیب‌های توسعه‌افرهنگی در آسیای‌مرکزی است. برای پردازش مسأله، از راهبرد پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. داده‌های پژوهش با استفاده از مصاحبه‌ی نیمه استاندارد با 18 نفر از خبرگان حوزه مطالعات منطقه‌ای (آسیای‌مرکزی) که با استفاده از روش نمونه‌گیری نظری انتخاب شده بودند؛ گردآوری گردید و با کاربست روش تحلیل مضمون از نوع شبکه‌ی مضامین مورد تحلیل و مدل مفهومی اندازه‌گیری شبکه‌ای برساخته شد. یافته‌های پژوهش کیفی نشان داد که مدل آسیب‌های توسعه‌فرهنگی در آسیای‌مرکزی شامل 4 مضمون فراگیر: 1- فقدان جامعه مدنی و رسانه‌های مستقل شامل مضمون (ضعف رسانه‌ای و سانسور؛ مسائل و مشکلات اجرایی مرتبط با دولت و ضعف فرهنگ سازی در رابطه با جامعه مدنی) 2- ضعف فرهنگ دموکراتیک متشکل از دو مضمون ( فرهنگ حامی- پیرو و ضعف فرهنگ عمومی) 3- پایین بودن شاخص‌های آموزش متشکل از دو مضمون ( ضعف ساختاری و مدیریتی در نهادهای آموزشی و موازی‌کاری و چندعاملیتی قانونی و اجرایی) و4- چالش‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای متشکل از دو مضمون ( رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای و تاثیرات جهانی شدن بر فرهنگ منطقه) می‌باشد. علاوه بر آن، جهت «اعتبارسنجی» مضامین و مدل برساخته‌شده، از دو روش ارزیابی اعتبار به شیوه‌ی ارتباطی و نیز روش ممیزی و به منظور «پایایی‌سنجی» از دو روش قابلیت تکرارپذیری و نیز قابلیت انتقال یا تعمیم‌پذیری استفاده شده است.

موازنه سازی چین در آسیای مرکزی: پیش رانها و پس رانها

موازنه سازی چین در آسیای مرکزی: پیش رانها و پس رانها

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 259-282

محسن جمشیدی، احمد شوهانی

چکیده از محوری ترین موضوعاتی که از منظر مطالعات استراتژیک، توجه قاطبه تحلیل گران سیستم بین الملل را معطوب به خود نموده ، ذکر این مسئله است که چین با استفاده از منابع و ملاحضاتی که در اختیار دارد،چگونه در مناطق استراتژیک سیستم بین الملل برای پیشبرد منافع بین المللی خود برنامه ریزی و نقش افرینی می نماید .سوال این است که ، استراتژی سیاست خارجی چین در قبال کشورهای حوزه اسیای مرکزی متاثر از چه پارامترهایی خواهد بود ؟ بنظر می رسد که چین با بهره گیری از فرصتهای پیش امده در منطقه ی اسیای مرکزی و با افزایش نفوذ و همکاری اقتصادی و امنیتی – سیاسی در راستای ساخت هژمونیک چند قطبی در سیستم بین الملل ، به سمت موازنه سازی ناحیه ای و منطقه ای حرکت (میل نموده) است . پژوهش فوق از نوع کاربردی و با روش کیفی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی و به شیوه ی کتابخانه ای تحلیل و تدوین شده است . هدف از این پژوهش شناخت ظرفیتها و قابلیت های چین در حوزه اسیای مرکزی است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که، چین در هزاره جدید با تاسی از موقعیت ویژه ی بین المللی خود( وضعیت و جایگاه)، و در راستای پیشبرد اهداف و منافع، با بهره گیری از فرصتهای شکل گرفته تلاش نموده در حوزه ی اسیای مرکزی با ایجاد موازنه سازی ناحیه ای و اتخاذ استراتژی منطقه گرایی نوین حرکت نماید.

امنیت آسیای مرکزی و ابتکار پنج به علاوه یک

امنیت آسیای مرکزی و ابتکار پنج به علاوه یک

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 25-50

علی رضا شیخ محمدی، سکینه هاشمی

چکیده مقاله حاضر به بررسی تأثیر ابتکار 5+1 بر ساختار امنیتی آسیای مرکزی از زمان تأسیس در سال 2015 تا 2024 می‌پردازد. هدف اصلی، تحلیل چگونگی تأثیرگذاری این ابتکار بر الگوهای همکاری و رقابت امنیتی در منطقه است. چارچوب نظری پژوهش، ترکیبی از نظریه مجموعه امنیتی منطقه‌ای، مفهوم امنیتی‌سازی، و نظریه گروه مرجع است که امکان بررسی جامع پویایی‌های امنیتی منطقه را فراهم می‌آورد. روش‌شناسی تحقیق بر تحلیل محتوای کیفی اسناد و گزارش‌های رسمی و بررسی منابع ثانویه شامل مقالات علمی و گزارش‌های تحلیلی استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابتکار 5+1، ضمن ایجاد تحولاتی در ساختار امنیتی منطقه و افزایش گزینه‌های استراتژیک کشورهای آسیای مرکزی، چالش‌هایی نیز در زمینه حفظ استقلال عمل این کشورها ایجاد کرده است. این ابتکار، اگرچه مؤثر بوده، اما نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به آینده امنیتی منطقه نداشته است. رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ در منطقه، پویایی‌های امنیتی پیچیده‌ای را شکل داده که مستلزم مدیریت هوشمندانه از سوی کشورهای منطقه است. نتایج حاکی از آن است که آینده ساختار امنیتی آسیای مرکزی بر اساس تعاملی پیچیده بین همکاری و رقابت شکل خواهد گرفت، و نقش ابتکار 5+1 را می‌توان به عنوان کاتالیزوری برای این تعامل در نظر گرفت. موفقیت بلندمدت ابتکارهای سیاسی و امنیتی در آسیای مرکزی، مستلزم توجه به نیازهای واقعی منطقه، ایجاد توازن بین منافع قدرت‌های بزرگ و استقلال کشورهای منطقه، تقویت همکاری‌های درون منطقه‌ای، و توسعه ظرفیت‌های داخلی است.

راهبرد ائتلافی اسرائیل در آسیای مرکزی و تاثیر آن بر محیط امنیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران

راهبرد ائتلافی اسرائیل در آسیای مرکزی و تاثیر آن بر محیط امنیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران

دوره 30، شماره 127، پاییز 1403، صفحه 121-144

کامران لطفی، رحمان حریری

چکیده رژیم صهیونیستی  بهینه ­سازی و توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی را در اولویت روابط خارجی خود دارد؛ زیرا وابستگی آن به منابع انرژی همچنان تداوم دارد و این مناطق می­ توانند پاسخگوی نیاز­ سوخت­های فسیلی این کشور باشند و آن را تا حد زیادی مرتفع سازند. این مقاله به ­­دنبال یافتن پاسخی برای این سؤال است که رژیم صهیونیستی از توسعه دامنه حضور و نفوذ خود در آسیای مرکزی چه اهدافی را دنبال می­کند؟ در راستای جستجو برای یافتن پاسخی منطقی به ­­پرسش مذکور این فرضیه به­ سنجش گذاشته شده که گسترش حضور و نفوذ رژیم صهیونیستی در آسیای مرکزی در جهت اتحاد و همگرایی با کشورهای این منطقه با هدف ایجاد واگرایی و اعمال فشار بر محیط پیرامونی و امنیت­ ملی ایران است. لازم به ذکر است که مبانی متدولوژیک در این مقاله، نظریه ­های ائتلاف و واگرایی می­باشد و روش تحقیق نیز کیفی از نوع عِلّی است.

کمک خارجی چین و منافع این کشور در آسیای مرکزی 2000-2022

کمک خارجی چین و منافع این کشور در آسیای مرکزی 2000-2022

دوره 30، شماره 127، پاییز 1403، صفحه 207-232

امید خزایی، سید سعید میرترابی حسینی

چکیده چین به‌ویژه از ابتدای قرن جدید تلاش کرد تا با اعلام ابتکارها و برنامه‌های متعدد اقتصادی، امنیتی و سیاسی، به‌تدریج حضور و نفوذ خود را در منطقه آسیای مرکزی در مقایسه با رقبای دیگر همچون روسیه و ایالات متحده، افزایش دهد. این افزایش حضور بر اساس سنت معمول چین به شکلی تدریجی و چندوجهی صورت پذیرفته است و از این‌رو می‌توان میان برنامه کمک خارجی این کشور به منطقه و توسعه حضور و نفوذ آن پیوندی مستقیم برقرار کرد. پرسش اصلی این مقاله با بهره‌گیری از روش توصیفی و تبیینی این است که چین چگونه از کمک‌های خارجی در سال‌های 2000 تا 2022 در راستای پیشبرد منافع ملی خود در آسیای مرکزی بهره برده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌گردد که دولت چین از برنامه کمک خارجی خود در این منطقه برای پیشبرد سه هدف عمده خود یعنی پیوند زدن اقتصاد کشورهای منطقه با نیازهای اقتصادی و تجاری خود؛ تقویت امنیت مرزها و مقابله با جدایی‌طلبی اویغورها و؛ گسترش نفوذ و موقعیت خود در کشورهای منطقه بهره گرفته است.

تأثیر استراتژی روسیه در آسیای مرکزی بر امنیت افغانستان (2020 - 2001)

تأثیر استراتژی روسیه در آسیای مرکزی بر امنیت افغانستان (2020 - 2001)

دوره 30، ویژه نامه، تابستان 1403، صفحه 155-178

سید محمد تقی موسوی

چکیده آسیای مرکزی از نگاه روسیه نقطه مهم استراتژیک و هم‌جوار با این کشور تلقی می‌شود و ناامنی در این منطقه در حکم بی‌ثباتی روسی‌هاست. روسیه برای کاهش بی‌ثباتی در آسیای مرکزی با ایجاد پیمان دو یا چندجانبه مبارزه جدی برای تأمین امنیت در کشورهای آسیای مرکزی که هم مرز با افغانستان هستند، داشته است. از سال 2001 تا سال 2020 که در آستانه سقوط کامل دولت مرکزی افغانستان هستیم؛ روسیه سیاست‌های امنیتی گوناگون از تعامل با آمریکا در مبارزه با تروریسم در سال 2001 تا همکاری با طالبان به هدف خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را شاهد هستیم. با توجه به مسئله پژوهش، استراتژی روسیه را می‌توان با توجه به یک چارچوب نظری واقع‌بینانه که برگرفته از واقع‌گرایی تهاجمی "مرشایمر" است، تبیین کرد. سؤال این پژوهش این‌گونه بیان‌شده است. «تأثیر استراتژی روسیه در آسیای مرکزی بر امنیت افغانستان طی سال‌های 2020-2001 چه بوده است؟» استراتژی روسیه در آسیای مرکزی، بعد از سقوط طالبان در راستای افزایش و تقویت امنیت در آسیای مرکزی با توجه به شرایط حاکم برافغانستان بوده است. نگرانی روسیه از بابت قاچاق مواد مخدر و ورود گروه‌های افراطی به آسیای مرکزی باعث تشدید امنیت مرزی بین این کشورها و افغانستان شده است. روسیه در استراتژی خود سعی کرده تا امنیت مرزهای آسیای مرکزی را که هم‌جوار با این کشور است در اولویت استراتژی خود قرار دهد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلیو منابع کتابخانه‌ای تبیین شده است.

نظم امنیتی آسیای مرکزی بعد از 2021: ملاحظات راهبردی جمهوری اسلامی ایران

نظم امنیتی آسیای مرکزی بعد از 2021: ملاحظات راهبردی جمهوری اسلامی ایران

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 225-244

سیدحسن میرفخرائی

چکیده نظم امنیتی در آسیای مرکزی در طول یک دهه اخیر روند پایداری را در گذار به شرایط جدید طی کرده است. دو عامل تعیین کننده بعد از سال 2021 این روند را تسریع کرده‌اند. نخست، خروج نیروهای آمریکا از افغانستان که به سقوط دولت در این کشور و به قدرت رسیدن و تثبیت حضور طالبان منجر شد؛ و دوم، تهاجم نظامی روسیه به اوکراین که در سطح بین‌المللی ضریب تنش بین قدرت‌های بزرگ را افزایش داد و شرایطی که به جنگ سرد جدید تعبیر می‌شود را در محیط پیرامونی روسیه به وجود آورد. این شرایط باعث شد تا نظم امنیتی حاکم بر آسیای مرکزی در شرایط جدیدی شکل بگیرد. نظم امنیتی آسیای مرکزی در شرایط جدید چگونه بر منافع امنیتی جمهوری اسلامی ایران تأثیر خواهد گذاشت؟ فرضیه‌ای که در پاسخ به این سؤال مطرح می‌شود بر این گزاره استوار است که این شرایط با تشدید رقابت میان قدرت‌های بزرگ باعث کاهش ضریب امنیت در محیط پیرامونی ایران شده و از طریق تقویت جریان چندجانبه‌گرایی و تقویت رویکردهای موسع در نظم امنیتی جدید، باعث تقویت موقعیت امنیتی ایران می‌شود. در این مقاله از طریق روش پس‌کاوی با هدف کشف الگوهای نظام‌مند در دینامیسم‌های امنیتی آسیای مرکزی تلاش شده تا فرضیه اثبات گردد. مکتب کپنهاگ در رویکرد قیاسی به‌عنوان چارچوب مفهومی این پژوهش در نظر گرفته شده است.

کمک‌های توسعه‌ای چین به کشورهای آسیای مرکزی

کمک‌های توسعه‌ای چین به کشورهای آسیای مرکزی

دوره 29، شماره 124، زمستان 1402، صفحه 3-28

سمیه مختاری، مهدی فاخری

چکیده پس از آسیای جنوب شرقی، آسیای مرکزی دومین اولویت در سیاست همسایگی چین است و به همین دلیل پکن همواره تلاش می‌نماید تا از راه افزایش تجارت، سرمایه‌گذاری در بخش­های زیربنایی و ارائه کمک­های توسعه­ای به اهداف سیاست خارجی خود در منطقه دست یافته و کشورهای مزبور را از گسترش روابط با آمریکا و دیگر ممالک غربی دور نگه دارد. کمک‌های اعطایی چین به این کشورها در قرن بیست و یکم به‌مراتب از کمک‌های آمریکا و اروپا بیشتر اما چارچوب و اهداف آن‌ها متفاوت بوده است. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است که "چین چه اهدافی را از ارائه کمک‌های توسعه‌ای به کشورهای در حال توسعه دنبال می­کند؟" فرضیه پژوهش آن است که کمک‌های توسعه­ای چین برخلاف کمک‌های توسعه­ای غرب به دنبال ایجاد تغییرات نهادی و ساختاری در کشور پذیرنده نیست و بیشتر به دنبال تأمین نیازهای ژئواکونومیکی خود در زمینه انرژی، کریدورهای بین­المللی حمل‌ونقل و پروژه­های زیربنایی است. این پژوهش از روش کیفی در چارچوب نظریه نظام‌های جهانی استفاده می­کند. یافته­های پژوهش بر تلاش چین برای تضمین منافع سیاسی- امنیتی و اقتصادی- تجاری توسط کمک‌های توسعه­ای، سرمایه‌گذاری و توافقات تجاری دلالت می­کند.

از نوعثمان گرایی تا قرن ترکی:تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت جهانی

از نوعثمان گرایی تا قرن ترکی:تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت جهانی

دوره 29، شماره 124، زمستان 1402، صفحه 59-82

محمد هادی خان محمدی، آرش رئیسی نژاد

چکیده نوعثمانی­گرایی در واقع عنوانی بود که به اقدامات ترکیه پس از بهار عربی اطلاق گردید. سیاست خارجی جدیدی که دارای انگیزه مذهبی با حمایت از گروه‌های اخوانی و همچنین انگیزه ترکی با حضور در سرزمین‌های سابق امپراتوری عثمانی بود. اما به نظر می‌رسد امروز اثر چندانی از نوعثمانی­گرایی باقی نمانده است و از ترکیه مفاهیم جدیدی چون «دوران جدید» یا «قرن ترکی» به گوش می‌رسد. پرسشی که در نوشته پیش رو مطرح کرده‌ایم این است که گذار ترکیه از نوعثمانی‌گرایی به قرن ترکی چگونه بوده و قرن ترکی چه بنیان‌هایی را در برمی‌گیرد؟ در این مقاله تلاش کرده‌ایم با استفاده از روش روندپژوهی، ضمن واکاوی در تغییر سیاست ترکیه از نوعثمانی‌گرایی به قرن ترکی، به بنیان‌های اصلی سیاست خارجی جدید ترکیه و حوزه‌های نفوذ آن و همچنین عوامل تغییر آن بپردازیم و پرسش خود را پاسخ دهیم. بر این مبنا شکست ترکیه در سیاست‌های خود در خاورمیانه و همچنین تغییر اتحادهای داخلی پس از کودتای ۲۰۱۶، منجر به تغییر راهبرد‌ها و تلاش ترک‌ها برای حضور در کمربند اوراسیایی مدیترانه شرقی، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی گردید. آنکارا از طریق حضور در این کمربند در سراسر اوراسیا سودای تبدیل‌شدن به هاب انرژی و ترانزیتی را در دوران جدید خود دارد. دوران جدیدی که طبق سخنان ترک‌ها می‌توان از آن با عنوان قرن ترکی یادکرد.

تاثیر جنگ اوکراین بر آسیای مرکزی: ظهور چین یا پررنگ شدن سیاست چندجانبه‌گرایی

تاثیر جنگ اوکراین بر آسیای مرکزی: ظهور چین یا پررنگ شدن سیاست چندجانبه‌گرایی

دوره 29، شماره 124، زمستان 1402، صفحه 83-114

مریم هاشمی نژاد اشرفی، عباس ملکی

چکیده جنگ روسیه و اوکراین در فوریه 2022 از جهات مختلفی موجب تغییرات در نظام بین‌الملل شد و چشم‌انداز توازن قوا را به‌خصوص در منطقه‌ای چون آسیای مرکزی که روسیه در آن نقش و نفوذ پررنگی دارد، دستخوش ابهام کرد. عواملی چون درگیری نظامی روسیه در اوکراین، و تمرکز این کشور بر توانش بابت برهم زدن معادلات به نفع خود که متعاقباً باعث تغییرات در سیاست‌های ملی و خارجی آن نیز می‌شود، مسیرهایی را برای پرسش‌های جدید باز می‌کند. همچون اینکه آیا جنگ اوکراین و تبعات آن باعث کم‌رنگ شدن نقش روسیه یا حتی می‌توان گفت هژمون روسیه (به‌خصوص از منظر امنیتی) در آسیای مرکزی شده است؟ در این صورت آیا بازیگر تأثیرگذار و قدرتمند دیگر منطقه‌ای یعنی چین قرار است خلاء نفوذ روسیه را پر کند؟ یا اینکه کشورهای منطقه این بار از فرصت استفاده خواهند کرد و بازیگران دیگر منطقه‌ای هم‌چون هند، ترکیه، ایران، و یا فرامنطقه‌ای چون اتحادیه اروپا را در سیاست‌ خارجی خود پررنگ می‌کنند؟ برای پاسخ به این سؤالات این پژوهش اهتمام داشته است، با بهره‌گیری از داده‌های ثانویه و به شیوه کتابخانه‌ای، به بررسی متغیرهای منابع قدرت و نفوذ چین و روسیه در آسیای مرکزی، و تغییرات آن‌ها پس از جنگ اوکراین بپردازد.

روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری قرقیزستان؛ ایستایی و پایداری (1371-1401)

روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری قرقیزستان؛ ایستایی و پایداری (1371-1401)

دوره 29، شماره 122، تابستان 1402، صفحه 65-86

https://doi.org/CA-2206-1593

چکیده موافقت‌نامه برقراری روابط رسمی دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری قرقیزستان به‌عنوان یکی از پنج کشور منطقه آسیای میانه در سال 1371 امضا شد. این در حالی است که سی‌امین سالگرد آغاز روابط جمهوری اسلامی ایران با جمهوری قرقیزستان در سال 1401 با پیچیده و متکثر شدن کنشگران در سطوح مختلف مقارن شده است. ارزیابی از روابط دو کشور ایران و قرقیزستان در طول این سی سال علی‌رغم فرصت تقویت همگرایی در ابعاد مختلف نشان از نوعی ایستایی و پایداری دارد. این پژوهش ضمن بررسی دستاوردها و ناکامی‌ها روابط جمهوری اسلامی ایران در قبال کشور قرقیزستان به این سؤال پاسخ می‌دهد که علل ایستایی و پایداری روابط ایران و قرقیزستان پس از سی سال را چگونه می‌توان ارزیابی نمود. در پاسخ، این فرضیۀ مطرح می‌شود که روابط دو کشور ایران و قرقیزستان علی‌رغم اشتراکات فراوان به‌خصوص در زمینه‌های فرهنگی و سیاسی؛ همواره با نوعی پایداری، ایستایی و عدم پویایی در ابعاد مختلف به دلایلی همچون عدم اولویت و تفاوت انگاره‌ها و فقدان راهبرد منسجم تقویت روابط در سطح دوجانبه، سیاست خارجی محتاطانه قرقیزستان در قبال تعامل با ایران و از سوی دیگر حضور قدرت‌های رقیب منطقه‌ای و بین‌المللی روبرو بوده است. با وجود این، برای نیل به توسعه روابط دو کشور در ابعاد مختلف می‌توان گسترش همکاری‌ها در ابعاد اقتصادی را در کنار اولویت‌های فرهنگی و سیاسی در روابط با قرقیزستان در رقابت با سایر کنشگران در دستور کار جدی قرارداد. مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است و از روش‌شناسی استنباطی جهت نیل به اهداف تحقیق استفاده شده است.

کریدور ریلی تراسیکا و تجارت ایران و آسیای میانه

کریدور ریلی تراسیکا و تجارت ایران و آسیای میانه

دوره 29، شماره 121، بهار 1402، صفحه 79-106

مسلم انصاری نسب

چکیده کریدور تراسیکا یکی از مهم‌ترین کریدورهای اتصال شرق آسیا به اروپا به شمار می‏رود. این مقاله به‌دنبال بررسی اثر موقعیت ژئواکونومیک ایران در استفاده از کریدور ریلی تراسیکا برای همگرایی ایران با چهار کشور آسیای میانه است. در این مطالعه همگرایی ایران با این چهار کشور آسیای میانه قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان برای سا‏ل‏های 2015 تا 2020 بررسی شده است. نتایج شاخص گروبل و لوید تجارت ایران با کشور قزاقستان (565/0) نشان داد که ایران بیشترین تجارت درون صنعتی را با قزاقستان دارد. بعدازآن کشور ازبکستان قرار داشت که شاخص تجارت صنعتی آن با ایران (343/0) به دست آمده است. نتایج شاخص گروبل و لوید برای دو کشور قرقیزستان و تاجیکستان (067/0 و 062/0) نشانگر آن است که این دو کشور مذکور کمترین تجارت درون صنعتی را با ایران داشته‏اند. یافته‏های فوق به‌خوبی نشان می‏دهد که اقتصاد ایران می‏تواند استفاده مطلوبی از مسیر ریلی کریدور تراسیکا جهت انتقال کالا و همگرایی اقتصادی با کشورهای آسیای میانه داشته باشد. برای تشویق تجار جهت استفاده بیشتر از کریدور ریلی تراسیکا جهت دستیابی اقتصاد ایران به بازارهای آسیای میانه پیشنهاد می‏شود موافقت‌نامه‌های دوجانبه با کشورهای قزاقستان، تاجیکستان، قرقیزستان و ازبکستان جهت کاهش تعرفه دوسویه برای تجار دو طرف منعقد شده و کمیسیون مشترکی بر اجرای این تعهدات نظارت داشته باشد.

دیپلماسی عمومی ژاپن در آسیای مرکزی :با تمرکز بر ازبکستان

دیپلماسی عمومی ژاپن در آسیای مرکزی :با تمرکز بر ازبکستان

دوره 28، شماره 120، زمستان 1401، صفحه 87-112

سید احمدرضا فیاضی، محمدرضا دهشیری

چکیده در عصر جهانی شدن که با تغییرات مشهود در نظام بین الملل منجر به پررنگ شدن نقش بازیگران غیردولتی و افکار عمومی شد، دیپلماسی عمومی به یکی از مهمترین انواع دیپلماسی بدیل گشت و باید آن را پیامد اهمیت یافتن جایگاه افکاری عمومی در معادلات بین المللی دانست. یکی از مهمترین کشورهایی که از ابزار دیپلماسی عمومی در راستای ایجاد تصویر مثبت از خود به خوبی عمل کرده است ژاپن می باشد. با فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی توسعه روابط ژاپن با کشورهای مذکور با توجه به موقعیت استراتژیک منطقه آسیای مرکزی، منابع غنی نفتی، گازی، فلزات کمیاب و اورانیوم اهمیت یافت. ژاپن از طریق قدرت نرم خود و با ارائه تصویر بسیار مثبتی از کشورش الگوی موفقی برای توسعه کشورهای آسیای مرکزی شده است و در قلب و ذهن مردم و سیاستمداران آسیای مرکزی جای نهاده است. در این پژوهش به تجزیه و تحلیل مولفه های دیپلماسی عمومی ژاپن در کشورهای آسیای مرکزی پرداخته ایم و سوال اصلی پژوهش این است: چرا رویکرد ژاپن در رقابت ژئوکالچر با چین و روسیه در آسیای مرکزی، به­ویژه در ازبکستان، تقویت دیپلماسی عمومی و استقاده حداکثری از قدرت نرم بوده است؟ در پاسخ می توان گفت در حالی که چین بر بعد اقتصادی و روسیه بر بعد امنیتی تمرکز دارند، ژاپن تلاش نموده است در رقابتی ژئوکالچر با تکیه بر جذابیت های قدرت نرم در این حوزه استراتژیک ورود کند و به دنبال تبدیل شدن به قدرتی فرهنگی بوده است. ژاپن از طریق سه مولفه کلیدی و مهم دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی علمی- آموزشی و اهدا کمک های توسعه ای به شدت در افکار عمومی این کشورها تاثیر گذار بوده است. روش پژوهش در این مقاله به صورت تحلیلی توصیفی است.

عوامل پایداری حکومت های اقتدارگرا در آسیای مرکزی: میراث کهن و روبنای مدرن

عوامل پایداری حکومت های اقتدارگرا در آسیای مرکزی: میراث کهن و روبنای مدرن

دوره 28، شماره 120، زمستان 1401، صفحه 137-161

عزت الله همتی، الهه کولایی

چکیده پنج کشور آسیای مرکزی بعد از فروپاشی شوروی و استقلال توانستند تقریبا بدون بحران و کشمکش و جنگ و درگیری و بی ثباتی، حاکمیت مستقل خود را تداوم بخشند. پرسش اصلی پژوهش این است که این پایداری سیاسی و حکومتی حاصل چه عواملی است؟ و نقش و تاثیر میراث شوروی چه اندازه بوده است؟ فرضیه ای که به آزمون گذشته شده براین مبنا استوار است که تداوم حکمرانی رهبران حزبی پیشین و نیز سنت های پدرسالاری سیاسی ، در کنار میراث اثرگذار شوروی در بنیان نهادن نهادهای سیاسی و مدنی و اجتماعی در این جمهوری ها عامل چنین پایداری بوده است. هر یک از رهبران این جمهوری ها کوشش کردند مبانی مشروعیت و مقبولیت متناسب با سنت را برای خود بنا نهند و بر همان اساس حکومت مطلقه خود را تداوم بخشند. میراث ملت سازی لنین و استالین و سیاست های توسعه ای شوروی، در کنار هفتاد سال تجربه حکومت کردن افراد بومی ملیت ها تحت حکومت شوروی، و ترکیب آن با اقتدارگرایی سنتی باعث پایداری سیاسی و اجتماعی در جمهوری های آسیای مرکزی پس از استقلال شد. هدف اصلی این پژوهش درک پیچیدگی های سیاسی در آسیای مرکزی و کشف ریشه های تاریخی روندهای کنونی و تاثیر ملت-دولت سازی در این کشورها و مقایسه ای ظریف با همسایه آنها، افغانستان است که به علت شکل نگرفتن ملت-دولت و میراث بی اثر بریتانیا در مقایسه با شوروی، هنوز با بی ثباتی و ناپایداری مواجه است. برای انجام پژوهش علاوه بر بهره گیری از تجربیات شخصی و میدانی از منابع کتابخانه ای به روش تحلیل محتوایی رخدادهای تاریخی و نگاهی جامعه شناسانه استفاده شده است.

دیپلماسی اقتصادی ترکیه در آسیای مرکزی

دیپلماسی اقتصادی ترکیه در آسیای مرکزی

دوره 28، شماره 119، پاییز 1401، صفحه 61-88

هاشم قادری، احمد بخشی

چکیده ترکیه در دو دهه اخیر حضور خود را در کشورهای آسیای مرکزی تثبیت کرده و نقش فعالانه‌ای در عرصه سیاسی و اقتصادی آن به خود اختصاص داده است. این کشور به‌واسطه پیوندهای فرهنگی و قومی و همچنین بازسازی ساختاری اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی، توانست نفوذ اقتصادی خود را در این کشورها گسترش دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اهداف و پیامدهای حضور ترکیه در آسیای مرکزی بر مبنای دیپلماسی اقتصادی است. سؤال پژوهش حاضر اهداف و پیامدهای حضور ترکیه در آسیای مرکزی است و برای پاسخ به سؤال، این فرضیه را به محک آزمون می‌گذاریم که ترکیه برای عقب نماندن از ایران و روسیه، با ایجاد کشورهای ترک‌زبان درصدد نفوذ سیاسی، امنیتی و فرهنگی خود در کشورهای آسیای مرکزی است. روش گردآوری داده‌ها روش اسنادی، راهبرد پژوهش قیاسی، روش تحقیق ردیابی فرآیند و ملهم از ادبیات مربوط به دیپلماسی اقتصادی در نظریه واقع‌گرایی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هدف ترکیه از پیشبرد دیپلماسی اقتصادی در آسیای مرکزی، رقابت با ایران و روسیه، ایجاد شورای کشورهای ترک‌زبان، تغییر موقعیت ژئوپلیتیکی، تنوع‌بخشی به دریافت انرژی، همکاری نظامی، تأمین امنیت است.

ادراک تهدید در روابط ایران و عربستان در خاورمیانه و آسیای مرکزی

ادراک تهدید در روابط ایران و عربستان در خاورمیانه و آسیای مرکزی

دوره 28، شماره 118، تابستان 1401، صفحه 139-165

علی کرمی، محمدرضا اقارب پرست

چکیده وقوع جنگ‌ها و منازعات در سطوح مختلف در روابط بین‌الملل را می‌توان از منظر ادراک تهدید تحلیل و بازشناسی کرد. ادراک تهدید، به عنوان یک عامل مداخله‌گر در انتخاب کشورها برای ورود به جنگ، بازدارندگی، اجبار، اتحاد و هر شکل دیگریست. روابط دو کشورِ ایران و عربستان، به عنوان دو قدرت مهم خاورمیانه و جنوب غرب آسیا، که به ویژه پس از وقوع انقلاب اسلامی دچار دگردیسی جدی شده و از حالت همکاری به منازعه تغییر شکل داده است، نیز می‌تواند از این منظر مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. پرسش تحقیق حاضر آن است که ادراک تهدید چگونه بر جهت گیری سیاست خارجی دو کشور ایران و عربستان(بویژه در دو منطقه خاورمیانه و آسیای میانه) در قبال همدیگر تاثیرگذار بوده است؟ روش تحقیق در این مقاله کیفی از نوع توصیفی - تحلیلی و مراجعه به منابع و نیز خبرگزاری‌هاست. این مطالعه به یکی از متأخرترین بحران‌ها در روابط خارجی دو کشور، یعنی مخاصمات ایجاد شده در پی اعدام شیخ نمر توسط خاندانِ سعودی و قطع روابط دیپلماتیک دو کشور در سال 2016، می پردازد. از طریق تمرکز بر این بحران که از حیث گستردگی متفاوت از بحران‌های پیشین در روابط خارجی دو کشور است، این پژوهش درصدد است تا جایگاه ادراک تهدید در روابط خارجی دو کشور طی این بازه زمانی را بررسی کند. با اتکا به چارچوب نظری ادراک تهدید و شاخص‌های موردنظر کوهن از ادراک تهدید، یعنی گفتار تصمیم‌سازان و رهبران و واکنش آنها به تهدیدات و نیز فرایندهای مقابله‌جویانه آنها در برابر درک تهدید، نشان داده می‌شود که این عامل در این دوره نقشی برجسته و غیرقابل انکار در شکل‌دهی به سیاست خارجی دو کشور و منازعات رهبران دو کشور در دو منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی ایفا کرده است.

نقش افغانستان در پویش‌های مجموعۀ امنیتی آسیای مرکزی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ میلادی

نقش افغانستان در پویش‌های مجموعۀ امنیتی آسیای مرکزی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ میلادی

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 29-58

محمدرضا دهشیری، سید مهدی میرکاظمی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش افغانستان در پویش‌های امنیتی مجموعۀ امنیتی آسیای مرکزی بعد از کنفرانس بن است. معضل امنیت در افغانستان، همواره باعث تأثیر بر مناطق پیرامونی آن شده است. این پژوهش به چهار بخش چهارچوب نظری مجموعۀ امنیتی منطقه‌ای، جایگاه افغانستان در آسیای مرکزی، مؤلفه‌های بنیادین امنیتی آسیای مرکزی و تأثیر افغانستان بر این مؤلفه‌های امنیتی تقسیم شده است. در این پژوهش، بر اساس نظریۀ مجموعۀ امنیتی منطقه‌ای بری بوزان و ال ویور، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که افغانستان چگونه موجب تغییر مؤلفه‌های امنیتی آسیای مرکزی شده است؟ نگارندگان با استفاده از روش کیفی و توصیفی- تحلیلی این فرضیه را به آزمون گذاشته‌اند که افغانستان همواره باعث ایجاد نوعی فضای تعامل و تقابل در آسیای مرکزی، توسعۀ فعالیت گروه‌های بنیادگرا، حضور قدرت‌های جهانی و منطقه­ای و همچنین گسترش تروریسم، افراطی‌گری و جنگ داخلی در میان کشورهای آسیای مرکزی شده است.

طرح‌های اقتصادی ترکیه در آسیای ‌مرکزی و پیامدهای آن بر ایران

طرح‌های اقتصادی ترکیه در آسیای ‌مرکزی و پیامدهای آن بر ایران

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 91-120

محمد فرهادی

چکیده پژوهش حاضر درصدد واکاوی طرح‌های اقتصادی ترکیه در آسیای ­مرکزی از منظر فرصت­ها و تهدیدها برای ایران است؛ لذا با استفاده از روش تحلیل مضمون و از نوع ماتریس مضمون به واسطۀ انجام مشاهدۀ غیرمستقیم (واکاوی متون)، داده­های پژوهش به صورت روش نمونه­گیری هدفمند از روی متون موجود گردآوری و از طریق کدگذاری موضوعی، مضامین فرصت­ها و تهدیدهای طرح­های اقتصادی ترکیه در آسیای ­مرکزی برای ایران، شناسایی و در نهایت برحسب وجوه اشتراک و افتراق با یکدیگر مقایسه و تحلیل شدند. یافته­های پژوهش نشان می‌دهند که طرح اقتصادی «شورای ترکی در آسیای ­مرکزی» برای ایران این فرصت‌ها را داشته است: الف. داشتن هم‌گرایی­های فرهنگی- تاریخی و راهبردهای امنیتی مشترک در آسیای ­مرکزی؛ ب. فقدان مقبولیت کامل ترکیه در منطقۀ آسیای­ مرکزی و روسیه. همچنین تهدیدهای طرح مذکور عبارت‌اند از: الف. تمایل و همکاری ترکیه با سیاست­های آمریکا و غرب در منطقۀ آسیای مرکزی؛ ب. ناهم‌خوانی الگوی فرهنگی و توسعۀ ایران و ترکیه در آسیای­ مرکزی. علاوه بر آن، طرح اقتصادی- انرژی «شورای ترک- راه ابریشم جدید» در آسیای ­مرکزی برای ایران به ترتیب این فرصت­ها و تهدیدها را داشته است: ایجاد موازنه در منطقه با نقش‌آفرینی امنیتی ایران، افزایش قدرت اقتصادی ترکیه و تضعیف موقعیت ژئوپلیتیک و اقتصادی- ترانزیتی ایران.

سیاست خطوط لوله در آسیای مرکزی: منافع و انتخاب‌های ایران

سیاست خطوط لوله در آسیای مرکزی: منافع و انتخاب‌های ایران

دوره 27، شماره 115، پاییز 1400

قدرت الله بهبودی نژاد

چکیده امنیت انرژی یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی کشورهای بزرگ است. در این میان، منابع انرژی آسیای میانه و دریای خزر که حوزه‌های ژئوپلیتیک مهمی محسوب می‌شوند، جذابیت زیادی برای کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دارند و به‌دلیل فرصت‌های عظیمی که برای انرژی در خارج از اوپک ارائه می‌دهند به‌عنوان صفحۀ بزرگ شطرنج ظاهر شده‌اند. در تلاش برای امنیت انرژی و تنوع منابع تأمین توسط مصرف‌کنندگان انرژی، این منطقه شاهد رقابتی بزرگ برای دستیابی به منابع انرژی آن توسط کشورهایی مانند ایالات متحدۀ آمریکا، چین، اتحادیۀ اروپا، روسیه، ایران و هند است. این بازی بزرگ نوین، در مورد سیاست‌های نفتی و دیپلماسی خط لوله در حال انجام‌ است. پژوهش پیش‌ِرو در پاسخ به این پرسش‌ها که طرح‌های قدرت‌های بزرگ در آسیای مرکزی و خزر چه تهدیدها و فرصت‌هایی برای ایران دارد و راهکارهای سیاستی ایران برای مقابله با آن‌ها چیست؟ نویسنده سعی دارد در این پژوهش موقعیت ایران در آسیای مرکزی و ابتکارات سیاسی آن را در جست‌و‌جو برای منافع خود در بخش‌های اقتصاد و انرژی در حوزۀ سنتی روسیه و صفحۀ بزرگ رقابت شطرنج چین و ایالات متحده بررسی کند. گزینه‌های سیاستی ایران در این رقابت، تلاش در راستای خروج از تحریم ­ها، اتخاذ دیپلماسی اقتصادی، تقویت زیرساخت­های داخلی به‌‌منظور فعالیتهای اقتصادی در منطقه و مشارکت در طرح‌های اقتصادی قدرت‌های بزرگ در منطقه، سرمایه‌گذاری و مشارکت اقتصادی با کشورهای منطقه به‌صورت دو یا چندجانبه است.

تبیین رویکرد همبست در مناسبات هیدروپلیتیک منطقه آسیای مرکزی

تبیین رویکرد همبست در مناسبات هیدروپلیتیک منطقه آسیای مرکزی

دوره 27، شماره 114، تابستان 1400، صفحه 34-63

یاشار ذکی، صارم شیراوند

چکیده            پیوند آب و انرژی و غذا به مفهومی متداول در تحقیقات تغییر محیط زیست و بحث­های مربوط به سیاست تبدیل شده است که از طریق شناسایی ترکیب­های بهینه سیاست­ها و ترتیبات حکمرانی در بخش­های آب، انرژی و غذا، انسجام در سیاست­های اعمالی را ارتقا می­بخشد­. از طرفی، اختلافات مرزی بر سرمنابع آبی همراه با عدم توزیع برابر منابع آب در منطقه آسیای  مرکزی، زمینه‌ساز ظهور و بروز اختلافات جدی در روابط کشورهای این منطقه شده است. در حقیقت، می‌توان جغرافیا را مهم‌ترین عامل به‌وجود آورنده اختلافات در حوزه آب تلقی نمود. سوال مقاله عبارت است از اینکه از منظر رویکرد همبست، هیدروپلیتیک آب­های فرامرزی در منطقه آسیای مرکزی چگونه قابل تحلیل است؟ فرضیه مقاله از این قرار است، رویکرد همبست آب-  غذا - انرژی به مثابه رویکردی کل­گرایانه در منطقه آسیای مرکزی، رویکرد نوین و مؤثری برای سیاسی­ز­دایی از مسأله آب­های فرامرزی است. این رویکرد به جای تمرکز بر هر بخش )آب، غذا یا انرژی( به­صورت مجزا و در هر کشور منطقه، می­تواند به‌صورت کل­گرایانه به حکمرانی تعاملات بین بخش­ها و سیاست­ها در تمام کشورهای حوضه آبریز دریاچه آرال  بپردازد و مانع از بخشی­نگری و چالش­های حاصل از نگرش تقلیل­گرایانه در این منطقه  شود. روش تحقیق به صورت تبیینی- تحلیلی است و داده­ها و اطلاعات به صورت اسنادی کتابخانه­ای استفاده از منابع  و  مقالات موجود در فضای مجازی و گزارش­های علمی جمع آوری  شده است.