کلیدواژه‌ها = قفقاز جنوبی
تعداد مقالات: 23
پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733323

زهرا قاسمی کلدهی، امیر نیاکویی

چکیده درگیری متداوم آذربایجان و ارمنستان پیامدهای مهمی بر منافع کشورهای مختلف و همنچنین ژئوپولیتیک منطقه قفقاز دازذد در این میان بررسی پیامدهای این تحولات و تهدیدهای بالقوه آن برای ایران موضوع حائز اهمیتی است بحران قره باغ و درگیری‌های بین آذربایجان و ارمنستان در سپتامبر 2020 و تاثیر آن بر سایر بازیگران منطقه‌ای و بین المللی نشان از اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه و تاثیرات این بحران‌ها بر ایران داشت لذا پژوهش حاضر در جهت پاسخگویی به این پرسش برآمده است که برنامه‌ ساخت‌ کریـدور زنگـه‌زور چـه‌ تهدیـدهایی‌ علیـه‌ منـافع‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران خواهد داشت؟ و در این راستا با بهره‌گیری از نظریه امنیت منطقه‌ای این فرضیه مطرح شده است که ایجاد کریدور زنگه‌زور در خاک ارمنستان، بـر پایة برنامه‌هاى اعلام شده از سوى محور جمهورى آذربایجان- ترکیه، می‌تواند توازن منطقه‌اى قدرت را به ضرر جمهوری اسلامی ایران تغییر دهد؛ بنابراین پیشبرد این پروژه تهدیدى امنیتـی علیـه منـافع ژئوپلتیـک و اقتصادى جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود که اهم موارد آن عبارت‌اند از: امکان تغییر ژئوپلتیک مرزها از طریق انسداد مرز زمینی ایران و ارمنستان؛ امکان همگرایی ارمنسـتان بـا بلـوک غـرب و تشـدید تنهـایی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران؛ کاهش مزیتهاى ترانزیتی ایران در کریدور شمال-جنوب؛ افزایش نفوذ ترکیـه در منطقه؛ به مخاطره افتادن حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی از طریق پیشبرد طرح پـان ترکیسـتی و احیاى قوم گرایی آذرى؛ تقویت حضور ناتو، اسرائیل و روسیه در مرزهاى شمالی کشـور. همچنین در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و اینترنتی جهت گرداوری اطلاعات استفاده شده است.

تحلیل اهداف کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای قفقاز جنوبی در افق 2036

تحلیل اهداف کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای قفقاز جنوبی در افق 2036

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 117-144

https://doi.org/10.22034/ca.2025.732619

اسماعیل بابایی، مجید عباسی

چکیده منطقه قفقاز جنوبی به لحاظ منابع انرژی ، ترانزیت ، اهمیت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک از جایگاه مهمی در سیاست بین الملل برخوردار است. منطقه ای که سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان با تداوم اختلافات درونی و ناپایداری امنیتی، مانع شکل گیری یک مجموعه امنیتی مشترک شده و نفوذ و رقابت بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای را در تاثیرگذاری بر روند تحولات تسهیل کرده اند. لذا این پرسش اصلی مطرح می شود که رویکرد بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای ، اهداف و جایگاه آنها در دستیابی به منافع خود در قفقاز جنوبی در افق 2035چگونه خواهد بود ؟ در پاسخ به سؤال اصلی، فرضیه اصلی بر این مدعاست که بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای برای دست یابی به منافع راهبردی خود رویکردهای متضادی را در افق 2035 در پیش خواهند گرفت و چالش های ژئوپلتیک، سیاسی و امنیتی داخلی منطقه و چینش متضاد کشورهای قفقاز جنوبی در نزدیکی به قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در دست یابی به منافع ملی، محیط مجموعه امنیتی قفقاز جنوبی را رقابتی، نامتوازن و بحرانی خواهد نمود و زمینه های نفوذ قدرت های مذکور را فراهم خواهد کرد. هدف اصلی این پژوهش تحلیل و تبیین منافع کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای در قفقاز جنوبی در افق 2035 از منظر نخبگان متخصص می باشد. روش پژوهش این مقاله آینده نگری راهبردی و روش تحلیل ساختاری میشل گوده و ابزار گردآوری اطلاعات نیز بهره گیری از کتب، مقالات، اسناد معتبر، پرسشنامه و مصاحبه نیمه عمیق با کارشناسان و نخبگان است.

تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی بعد از توافق نوامبر سال 2020 و تاثیر آن بر منافع اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران

تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی بعد از توافق نوامبر سال 2020 و تاثیر آن بر منافع اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 139-172

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731854

علی اکبر جوکار، اکبر ولی زاده

چکیده توافق آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۰ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در خصوص منطقه قره‌باغ، نقطه عطفی در ساختار ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی محسوب می‌شود که مرزهای سیاسی و موازنه‌های امنیتی منطقه را بازتعریف کرده است. این توافق نه‌تنها قدرت بازیگران محلی را تغییر داد، بلکه نفوذ بازیگران فرامنطقه‌ای را نیز گسترش داد و چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی را برای کشورهای همجوار، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، ایجاد نمود. از منظر راهبردی ایران، پیامدهای این تحولات دوگانه است: از یک سو، بازگشایی مسیرهای ترانزیتی و امکان توسعه زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل، فرصت‌های اقتصادی قابل‌توجهی را فراهم ساخته و نقش ایران را به‌عنوان یک بازیگر کلیدی منطقه‌ای تقویت می‌کند؛ از سوی دیگر، تغییر موازنه‌های امنیتی و افزایش حضور نظامی و سیاسی بازیگران خارجی، تهدیدهای بالقوه‌ای برای ثبات مرزهای شمال غربی و امنیت ملی ایران ایجاد می‌کند. این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل کیفی، تحولات ژئوپلیتیک پس از توافق ۲۰۲۰ و پیامدهای آن بر منافع اقتصادی و امنیتی ایران را بررسی و ارزیابی می‌کند. یافته‌ها تأکید می‌کنند که اتخاذ سیاست‌های هوشمندانه، متوازن و چندجانبه در تعامل با بازیگران منطقه‌ای، برای حفظ و ارتقای منافع ملی ایران حیاتی است.

الگوی روابط جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی

الگوی روابط جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 169-171

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729396

دانیال رضاپور

چکیده تغییرات ژئوپلیتیکی عمیق در قفقاز جنوبی تاثیر قابل توجهی بر روابط ایران و جمهوری ارمنستان داشته است. موقعیت جغرافیایی و اهمیت راهبردی، این منطقه را به یکی از مهم‌ترین مناطق در جهان تبدیل کرده است و حضور فعال بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر این رابطه تاثیر مستقیم گذاشته است. این پژوهش به دنبال ارزیابی الگوی رفتاری ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی مخصوصا بعد تحولات ناشی از جنگ دوم قره باغ در سال 2020 می‌باشد زیرا جنگ دوم قره‌باغ با تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای، محیط راهبردی و چشم‌انداز ترتیبات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی را متحول کرده است. در همین راستا سئوال اصلی تحقیق به این شکل مطرح می‌شود که الگوی رفتاری جمهوری اسلامی ایران در قبال ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی چگونه بوده است؟ با استفاده از مفهوم ژئوپلی‌نومیک استدلال می‌شود که الگوی رفتاری تهران برای حفظ توازن قوا در منطقه قفقاز جنوبی، گسترش رابطه سیاسی، امنیتی و اقتصادی با ارمنستان مخصوصا بعد جنگ دوم قره باغ می‌باشد؛ البته نگرانی‌های ژئوپلی‌نومی همانند همکاری نزدیک دولت پاشینیان با دولت‌های غربی، کریدور زنگزور و تبادل اطلاعاتی- نظامی به قوت خود باقی مانده است که بعد از سال 2020 سبب افزایش تنش‌ها در قفقاز جنوبی مخصوصا میان ایران و بلوک مقابل که شامل آذربایجان، ترکیه و رژیم صهیونیستی شده است. این مهم را براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش‌های پژوهش کیفی انجام می‌دهیم که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی –کتابخانه‌ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است.

اهداف ترکیه در قفقازجنوبی

اهداف ترکیه در قفقازجنوبی

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 135-161

حسین فتاحی اردکانی

چکیده قفقاز جنوبی منطقه بسیار مهمی است که در چشم‌انداز ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم از جایگاه قابل توجهی برخوردار است. جنگ‌های اوکراین و قره‌باغ برای ترکیه فرصت منحصربه‌فردی را فراهم کرد تا چشم‌انداز جدید راهبردی خود را بازنگری کند. ترکیه به دنبال اجرای پروژه اعتمادسازی با آذربایجان، گرجستان و ارمنستان برای ایجاد ثبات و تعادل یک راهبرد چندوجهی در پیش گرفته است. پژوهش حاضر با کاربست نظریه سازه‌انگاری به دنبال پاسخ به این پرسش است که اهداف اقتصادی، سیاسی و نظامی ترکیه در کشورهای آذربایجان، ارمنستان و گرجستان چیست؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ترکیه یک راهبرد چندوجهی را برای دست‌یابی به اهداف اقتصادی (دسترسی به بازار مصرف، سرمایه‌گذاری و تسلط بر خطوط انرژی و تأمین امنیت انرژی)، سیاسی و استراتژیک (گسترش حوزه تأثیرگذاری استراتژیکی و ژئوپلیتیکی در منطقه و محیط بین-الملل) و نظامی و امنیتی (تغییر موازنه نظامی و امنیتی منطقه از طریق اعطای کمک به متحدین راهبردی) به کار بسته است. نتیجه اینکه به دنبال تغییر واقعیت‌های ژئوپلیتیک در قفقاز، ترکیه تلاش می‌کند با کاربست راهبرد چندوجهی ضمن کاهش نقش رقبا، روسیه و ایران در منطقه و با پیدا کردن راهی برای بهبود روابط با ارمنستان، وزن ژئوپلیتیکی خود را در جهان رو به تغییر و نظم چندقطبی بین‌الملل ارتقاء بخشد.

زنان : صلح‌‌سازی و صلح‌بانی در قفقاز جنوبی

زنان : صلح‌‌سازی و صلح‌بانی در قفقاز جنوبی

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 163-202

فهیمه خوانساری فرد، مسلم کرم زادی

چکیده گذار از کشمکش‌ها با برابری جنسیتی در عرصه صلح‌سازی، رابطه‌ای مستقیم دارد.همان‌گونه که جنگ، زندگی همه ابنای بشررا تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ عدالت ایجاب می‌کند که در روند برقراری صلح نیز همه انسان‌ها مشارکت کنند.از سوی دیگر، استفاده روزافزون از زنان در سازمان‌های تروریستی ، نشان‌گر نیاز به توجه به این بخش مغفول روند صلح‌سازی است.محققان براین باورند که در بسیاری از موارد ناکامی در روند صلح‌سازی به دلیل عدم حضور زنان در این روند است.این در حالی است که به باور بسیاری بار عمده کشمکش‌ها بر دوش زنان است و استفاده از نقش آنان به روند صلح‌سازی کمک می‌کند.از این رو امروزه گذار از کشمکش‌ها با برابری جنسیتی گره خورده است.بنابراین سوأل پژوهش حاضر این است که میزان تأثیر عامل جنسیت و زنان در گذار از کشمکش‌ها در منطقه قفقاز جنوبی در سال‌های پس از استقلال چگونه بوده است؟شواهد نشان می‌دهد که زنان قفقاز جنوبی هم‌زمان با تغییر در دیدگاه‌های نهادهای سیاسی پسااستقلال نسبت به توان آنان، با تقویت ادراک از نقش برجسته خویش در این مسیر توانسته‌اند در روندهای صلح‌سازی و صلح‌بانی مشارکت کنند.با این حال، به رغم وجود ابزارهای قانونی و مشارکت زنان،آمیزه‌ای از تسلط پررنگ هنجارهای مردسالارانه بر جامعه، فقدان خودباوری در زنان و تأثیر اندک سازمان‌های غیررسمی، باعث شده تا زنان هم‌چنان به جایگاه واقعی خود در روند ایجاد جامعه پساکشمکش دست نیابند.بررسی نقش زنان در گذار از کشمکش‌های پسااستقلال در قفقاز جنوبی در بستر ادبیات نظری جنسیت، جنگ و صلح با روش تحلیلی- توصیفی و به شیوه تاریخی، این فرضیه را تأیید می‌کند.

ایران و ژئوپلیتیک دالان زنگه‌زور

ایران و ژئوپلیتیک دالان زنگه‌زور

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 55-94

علی ناصری، ابولفضل شکوری

چکیده در دوره‌های مختلف تاریخی یکی از مناطق مهم ژئوپلیتیکی برای امنیت ایران، منطقه قفقاز جنوبی بوده است. چین درصدد احیای جاده ابریشم تاریخی با طرح نوین یک کمربند - یک‌راه است که در قدیم از چین شروع و از طریق ایران و قفقاز به دیگر نقاط ادامه می­یافت. در طرح این کریدور ایران از جایگاهی اساسی برخوردار است؛ به‌گونه‌ای که از چابهار و از طریق کریدور شمال - جنوب و گذر از ارمنستان، گرجستان و روسیه به دریای سیاه می‌رسد. پس از برقراری آتش‌بس در جنگ دوم قره‌باغ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان توافقی صورت گرفت که یکی از ماده‌های آن طرح بازگشایی راه‌های قدیمی می‌باشد؛ جمهوری آذربایجان برداشتی فراتر از یک‌راه قدیمی زیر نظر ارمنستان دارد و خواهان ایجاد یک کریدور غربی - شرقی در منطقه زنگه‌زور است که مستقیماً زیر نظر باکو باشد. این اقدام از یک‌سو ناقض تمامیت ارضی ارمنستان است و از سوی دیگر موجب از بین رفتن مرز ایران با ارمنستان می‌شود. برنامه‌های جمهوری آذربایجان  و هم پیمانان آن برای ایجاد دالان جدید چه تأثیری بر امنیت ایران دارد؟ داده ‎های پژوهش نشان می‌دهند درواقع این کشورها به دنبال اهدافی نظیر ایجاد دالان تورانی ناتو، منبع انرژی دائمی هستند و درنهایت این زیاده‌خواهی به محاصره ایران در شمال غرب و از دست دادن یکی از گذرگاه‌ها و شاه‌راه‌های قدیمی منتهی می‌شود.

واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ

واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 159-196

فاطمه عرفانی، اکبر ولی زاده

چکیده قفقاز جنوبی همواره مورد توجه قدرت‌های بزرگ بوده است و پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991م. به صحنه‌ای برای رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. ایران و روسیه از جمله کشور‌هایی هستند که این منطقه برای آن­ها دارای اهمیت راهبردی است. یکی از بحران‌های مهم قفقاز جنوبی، بحران قره‌باغ است که در طول تاریخ مراحل مختلفی داشته است. جنگ اول قره‌باغ از سال 1991 تا 1994م. ادامه داشته است. جنگ دوم قره‌باغ نیز در 27 سپتامبر 2020م. آغاز شد و به مدت 44 روز ادامه یافت. به باور نگارندگان مفهوم «نوار شکننده» می‌تواند چارچوب مفیدی برای واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ‌ اول و دوم قره‌باغ باشد. در این پژوهش، قفقاز جنوبی به عنوان نوار شکننده در نظر گرفته شده است. نگارندگان در پاسخ به این سوال که «دو کشور ایران و روسیه در برابر جنگ‌ اول و دوم قره‌باغ چه رویکردی داشته‌اند و چه عواملی بر رویکرد آن‌ها تأثیرگذار بوده است؟» این فرضیه را مطرح می‌کنند، «عواملی مانند علاقه‌مندی به حفظ استقلال و امنیت منطقه‌ای، میانجی‌گری در منازعات منطقه‌ای، رقابت با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، عوامل داخلی هر کشور و همچنین نیاز به تحقق منافع ملی، در رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ تأثیرگذار بوده است». برای پاسخ به این پرسش، از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.

بازی با حاصل جمع صفردر قفقاز جنوبی( با تاکید بر جنگ قره باغ 2020)

بازی با حاصل جمع صفردر قفقاز جنوبی( با تاکید بر جنگ قره باغ 2020)

دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 67-92

مهدی فیض اللهی، حسین پوراحمدی میبدی

چکیده بحران قره ­باغ به مدت ده‌ها سال در وضعیت نه جنگ و نه صلح باقی‌مانده بود که با جنگ دوم قره ­باغ از حالت «منازعه منجمد» خارج شده و قفقاز جنوبی، به خصوص منطقه قره ­باغ را دچار دگرگونی ­های عمیقی کرد. ازآنجایی‌که این جنگ نه امری تصادفی بلکه ریشه در دل تحولات تاریخی منطقه دارد، پرسش اصلی مقاله این است که سیر تحولات تاریخی قفقاز جنوبی چگونه بر ژئوپلیتیک آن منطقه در جنگ قره ­باغ 2020 تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می­شود که وضعیت حاصل‌جمع­ جبری صفر اصل حاکم بر تحولات ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی و میراث ماندگار آن بوده است. این مقاله تاریخ پیچیده قفقاز جنوبی را باتوجه‌به ژئوپلیتیک و مؤلفه‌های اقتصادی و فرهنگی آن، ژئواکونومیک و ژئوکالچر، ارزیابی کرده است و پیامدهای آن را برای جنگ قره ­باغ در سال 2020 بررسی نموده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که جنگ دوم قره ­باغ جنگ قومی - سرزمینی بوده و مؤلفه‌های اقتصادی در شکل ­گیری آن نقش اساسی داشته است. همچنین حاصل‌جمع جبری صفر اصل حاکم و ماندگار در این منطقه است. در این نوشتار از رویکرد پژوهشی قیاسی استفاده شده است که با کاربرد مدل مطالعاتی ژئوپلیتیک در چارچوب مطالعات منطقه­ ای است. تحلیل داده ­ها به‌صورت توصیفی - تحلیلی بوده و داده ­های این پژوهش ‌با ‌استفاده از منابع اینترنتی ‌و ‌‌کتابخانه‌ای‌ گردآوری شده است.

مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه رودخانه‌ای؛ مطالعه موردی: حوضه آبی ارس-کُر

مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه رودخانه‌ای؛ مطالعه موردی: حوضه آبی ارس-کُر

دوره 27، شماره 114، تابستان 1400، صفحه 91-129

احمد کاظم زاده دولت آباد، نوذر شفیعی

چکیده مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه از دهه 70 میلادی برای حل چالش‌های ناشی از کم آبی مطرح بوده و به­طورمشخص بعد از ارائه دستورکار 21 سازمان ملل در نشست سران زمین در ژانویه 1992 در ریودوژانیرو به­صورت یک الزام جهانی در آمد. مدیریت ‌یکپارچه منابع ‌آب و‌ حوضه، یکی از‌‌ شیوه‌های بهینه تخصیص آب در داخل کشورها و در عین حال  از راه‌کارهای جهانی برای مهار بحران آب و پیش­گیری از منازعات آبی در حوضه‌های آبی مشترک است. یکی از این حوضه‌های آبی مهم، ارس- کُر است که با پنج کشور ساحلی: ترکیه، گرجستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ایران در منطقه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی جریان دارد. حال، سوال این است که کشورهای ساحلی حوضه کُر- ارس تا چه اندازه مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه را به­کار گرفته­اند؟ فرضیۀ مقاله حاضر این است که با وجود تلاش‌ها و اقدامات صورت گرفته، هنوز برنامه‌های آبی کشورهای ساحلی حوضه ارس- کُر فاصله زیادی با اصول و معیارهای مدیریت یکپارچه منابع آب و به خصوص حوضه دارد. در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و کتابخانه‌ای برای بررسی میزان التزام کشورهای ساحلی حوضه کُر- ارس به اصول و معیارهای مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه استفاده شده است.

تبیین کدهای ژئوپلیتیک روسیه در منطقه قفقاز جنوبی بر پایه نظریه زیست سیاست

تبیین کدهای ژئوپلیتیک روسیه در منطقه قفقاز جنوبی بر پایه نظریه زیست سیاست

دوره 27، شماره 114، تابستان 1400، صفحه 159-182

افشین متقی دستنایی، مصیب قره بیگی

چکیده پایش مداوم زندگی روزمره­ شهروندان از جمله گزاره ­های بنیادی نظریه­ زیست­ سیاست است. در مقیاسی وسیع­تر، کنترل امنیتی مداوم و رویه نظارتی سخت بر کشورهای پیرامون نیز از سوی کشورهایی به اجرا درمی­ آید که نوعی تقابل و تنازع تاریخی- تمدنی با همسایگان خود دارند. روسیه به­عنوان یکی از محورهای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، سیاست ­های خارجی متفاوتی را در قبال آنچه خارج نزدیک نامیده می­شود در پیش گرفته است. با این حال به ­نظر می­رسد، عنصر بنیادی که در سیاست خارجی روسیه در قابل محیط پیرامونی خود بیش از همه به چشم می­خورد، رویکرد امنیتی همه­جانبه و تحمیل خود به مثابه­­ی هژمون منطقه­ ای است. در این راستا، مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از گزاره ­های نظریه­ زیست ­سیاست به بررسی سیاست خارجی روسیه در قفقاز جنوبی پرداخته است. لذا سوالی مقاله حاضر این است که براساس نظریه زیست سیاست، سیاست خارجی و کدهای ژئوپلیتیک فدراسیون روسیه در منطقه قفقاز جنوبی چگونه است؟ در پاسخ فرضیه مقاله از این قرار است، سیاست خارجی روسیه با وجود لایه­های چندگانه و انعطاف مداوم، اما فاقد بار هژمونیک است. این فقدان به دلیل تاریخ، فرهنگ و ایدئولوژی­های واگرایانه­ ای است که در این منطقه­ وجود دارد و روسیه همواره کوشیده است تا با حفظ دکترین نظامی برتر خود، آنها را سرکوب کند. دکترین نظامی روسیه، اما توانسته است هژمونی سخت­افزاری این کشور بر قفقاز جنوبی را حفظ کند و سه کشور ارمنستان، آذربایجان و گرجستان نیز به دلیل کاستی­ های ساختاری به ناگزیر سیاست همسویی و همراستایی با روسیه را در پیش می­گیرند. مقاله حاضر از نظر ماهیت، بنیادی- کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی ـ تحلیلی است.

کنشگری امنیتی روسیه در قفقاز جنوبی

کنشگری امنیتی روسیه در قفقاز جنوبی

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 97-136

الهه کولایی، محسن اسلامی، قاسم اصولی

چکیده        با توجه به عضویت روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد، قدرت هسته‌ای، هم‌جواری و درگیر بودن در عرصه گسترده‌ای از جغرافیای جهان (از ژاپن، چین، آسیای مرکزی، خاورمیانه، دریای سیاه، شرق اروپا، تا حوزه بالتیک) و نیز امکان حمایت و تقویت نظامی گروه‌ها و حکومت‌های مختلف، هنوز هم تاثیرگذاری دوری و نزدیکی روسیه در مناطق مختلف جهان به ویژه در حوزه قفقاز جنوبی غیرقابل انکار است. مجموعه‌ایی از منافع امنیتی و راهبردی (در ارتباط با ارمنستان و گرجستان)، اقتصادی (بیشتر در ارتباط با آذربایجان)، قفقاز جنوبی را برای روسیه مهم کرده است و به‌همین دلیل در تمامی اسناد سیاست خارجی این کشور تا سال 2016، منطقه اوراسیا در اولویت گسترش روابط این کشور قرار گرفته است. هدف اصلی این مقاله پاسخ به این سوال است، چگونه روسیه به یک کنشگر امنیتی در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. فرضیه‌ای که در پاسخ به این سوال اصلی مطرح‌ می‌شود این است، مجموعه‌ای از منابع راهبردی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و انرژی روسیه را به یک کنشگر امنیتی در قفقاز جنوبی تبدیل کرده است. در این مقاله سعی می‌شود به روش توصیفی _ تبیینی به سوال اصلی پاسخ داده شود.

تحولات ژئوپلتیک قفقاز و امنیت جمهوری اسلامی ایران

تحولات ژئوپلتیک قفقاز و امنیت جمهوری اسلامی ایران

دوره 21، شماره 91، پاییز 1394، صفحه 37-64

حمید حکیم، اصغر جعفری ولدانی

چکیده قفقاز جنوبی به لحاظ ژئوپلیتیک همواره از اهمیتی خاص برخوردار بوده و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تغییرات ژئوپلیتیک صورت گرفته در منطقه قفقاز، عاملی بود که باعث اهمیت و تأثیرگذاری بیشتر عوامل ژئوپلیتیک این منطقه گردید. با توجه به همسایگی و اشتراکات تاریخی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با این منطقه، عوامل(ویژگی‏های) ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی را می‏توان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار دانست. لذا سوال مقاله نیز بر همین مبنا شکل گرفته که تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز چه تأثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه نیز این است که ویژگی‏های ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی عواملی تنش‏زا هستند که در کنار ضعف این عوامل برای جمهوری‏های قفقاز و جذابیت آنها برای قدرت‏های منطقه‏ای و فرامنطقه‏ای بهطور مستقیم و غیرمستقیم با ایجاد مواردی مانند تنش، بی‏ثباتی و حضور و نفوذ قدرت‏ها بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران موثر می‏باشند؛ به‎طوری که این تغییرات ژئوپلیتیک، جهموری اسلامی ایران را با افزایش تهدیدها در ابعاد نظامی سیاسی امنیت ملی مواجه کرده است.

قفقاز جنوبی؛ دلسرد از اتحادیه اروپا و ناامید از فدراسیون روسیه

قفقاز جنوبی؛ دلسرد از اتحادیه اروپا و ناامید از فدراسیون روسیه

دوره 21، شماره 90، تابستان 1394، صفحه 39-66

علیرضا ثمودی پیله‌رود، عابد نوروزی زرمهری

چکیده منطقه قفقاز جنوبی یکی از منطقه‌های پر چالش به لحاظ امنیتی در جهان محسوب می‌شود و با وجود گذشت دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این منطقه هنوز به همگرایی اقتصادی و سیاسی دست پیدا نکرده است. در این منطقه نوعی رقابت و همکاری میان این سه کشور و همچنین میان آنها با بازیگران خارجی وجود دارد. جمهوری آذربایجان، گرجستان و ارمنستان سه کشور این منطقه مسیرهای متفاوت و بعضا متضادی را در پیش گرفته‌ و در ائتلاف‌ها، پیمان‌ها، سازمان‌ها و برنامه‌های متفاوتی مشارکت کرده‌اند. در این میان، اتحادیه اروپا و روسیه دو کنشگر مهم و اثرگذار در قفقاز جنوبی محسوب می‌شوند. اتحادیه اروپا با تدوین سیاست همسایگی اروپایی و شراکت شرقی تلاش کرده است تا نقش پررنگ‌تری را در این منطقه ایفا کند. وقوع جنگ میان روسیه و گرجستان در سال 2008 و مداخله اتحادیه اروپا به ویژه فرانسه موجب افزایش نقش‌آفرینی و توجه بیشتر بروکسل به این منطقه شد. روسیه نیز که این منطقه را بخشی از حوزه نزدیک خود می‌داند، با تدوین سازوکارهایی همچون اتحادیه اقتصادی اوراسیا درصدد مقابله با نفوذ اتحادیه اروپا و ناتو در این منطقه برآمده است. در این مقاله تلاش شده است تا عوامل موثر بر بروز تنش و اختلاف میان اتحادیه اروپا و روسیه در منطقه قفقاز جنوبی مورد بررسی قرار بگیرد. در پاسخ به پرسش فوق این فرضیه مطرح میشود، تلاش برای تحکیم موقعیت تجاری، تفاوت در پندار از موضوع امنیت، تامین امنیت انرژی و تلاش برای تثبیت حوزه نفوذ موجب بروز اختلاف میان مسکو و بروکسل شده است. همچنین روش تحقیق استفاده شده در این مقاله روش توصیفی- تحلیلی است.  

ضرورت‌ها و عوامل موثر بر اتحادها در قفقاز جنوبی

ضرورت‌ها و عوامل موثر بر اتحادها در قفقاز جنوبی

دوره 20، شماره 87، پاییز 1393، صفحه 125-148

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تحول بسیار مهمی را در محیط امنیتی مناطق جداشده از آن از جمله قفقازجنوبی به جا گذاشت. پدیداری سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در منطقه قفقازجنوبی موجب گردید تا معادلات امنیتی و الگوی تعاملات منطقه‌ای، تحت تأثیر حضور و تعدد بازیگران و پیچیدگی و تنوع موضوعات منطقه‌ای از جمله مسائل قومی، اختلافات سیاسی و سرزمینی و مشکلات اقتصادی متحول گردد. حضور بازیگران خارجی و متعدد از جمله دولت‌ها و اتحادهای مختلف از مهم‌ترین تحولات امنیتی و اقتصادی کشورهای قفقازجنوبی محسوب می‌شود. مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چرا کشورهای منطقه قفقازجنوبی پس از استقلال به سمت الگوی اتحاد و ائتلاف در سیاست خارجی حرکت کرده‌اند و این استراتژی را در دستورکار خود قرار داده‌اند؟ فرضیه مقاله این است که چالش‌های امنیتی و سیاسی در منطقه، احاطه شدن در بین کشورهای بزرگ منطقه‌ای و ضعف اقتصادی کشورهای منطقه قفقازجنوبی، سبب گرایش آنها به سمت اتخاذ الگوی اتحاد با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شده است. 

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 1-28

چکیده روابط میان کشورهای اروپایی و روسیه پس از پایان جنگ سرد وارد مرحله تازه ای شد . با وجود افزایش تعاملات و همکاری ها میان اتحادیه اروپا و مسکو از طریق امضای قرارداد شراکت و همکاری در سال 1994 و تدوین نقشه راه انرژی برای سال 2050 و یا همکاری در برخی حوزه ها از جمله مبارزه با تروریسم و سلاح های کشتار جمعی، اما دو طرف در بسیاری از حوزه ها با یکدیگر اختلاف و رقابت جدی دارند . هر چند اهمیت اقتصادی روسیه برای اروپا در سال های گذشته رو به افزایش بوده، اما روابط سیاسی آنها با فراز و نشیب های فراوانی رو به رو بوده است . روسیه در دوره جدید ریاست جمهوری پوتین تلاش جدیدی را برای به دست آوردن جایگاه پیشین خود انجام می دهد و به همین دلیل در بسیاری از موارد ، منافع و ارزش های مورد نظر مسکو در تضاد با منافع کشورهای اروپایی قرار می گیرد. در این مقاله سعی شده است، حوزه های رقابت و اختلاف میان اتحادیه اروپا و روسیه مورد بررسی قرار گ یرد؛ به باور نویسندگان مقاله، اتحادیه اروپا و مسکو در حوزه هایی همچ ون انرژی (به رغم وجود وابستگی متقابل میان آنها )، نوس ازی، قفقاز جنوبی، همسایگی مشترک و امنیت با یکدیگر اختلاف جدی دارند.

بررسی و مقایسه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در قفقاز جنوبی

بررسی و مقایسه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در قفقاز جنوبی

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 49-81

چکیده نوشتار حاضر به بررسی و مقایسه مواضع و عملکرد جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در برخی مسائل مهم منطقه‌ای قفقاز جنوبی می‌پردازد. دو کشور در کنار جنبه​های مشترک در نگرش و رویکرد سیاست خارجی خود در قبال منطقه، نقاط افتراق و اختلافاتی در سیاست منطقه​ای خود در قبال برخی از مسائل و موضوعات دارند تعیین رژیم حقوقی دریای خزر، مناقشه قره باغ و فرآیند حل و فصل آن، مناقشه اوستیای جنوبی و آبخازیا و مسائل مربوط به انتقال نفت و گاز منطقه از این دست موارد می‌باشند که مورد بررسی قرار خواهند گرفت. بدین ترتیب پس از بیان مواضع و سیاست خارجی دو کشور در ارتباط با مسائل فوق، به مقایسه آنها خواهیم پرداخت.

دولت‌سازی در قفقاز جنوبی: شکست‌ها و موفقیت‌ها

دولت‌سازی در قفقاز جنوبی: شکست‌ها و موفقیت‌ها

دوره 18، شماره 78، تابستان 1391، صفحه 137-165

چکیده در این مقاله فرایند دولت‌سازی در جمهوری‌های قفقاز جنوبی پس از استقلال آنها در سال 1991، تاکنون مورد بررسی قرار گرفته است. این کشورها افزون بر حل مسائلی که در فرایند سخت و پیچیده دولت‌سازی پیش می آید، ناگزیر هستند با مشکلات به جای مانده از دوره کمونیستی مثل اقتصاد متمرکز و ناکارآمد و مسائل قومی و مرزی مبارزه کنند، از این نظر، مسئولیت مضاعفی بر عهده رهبران آنها است؛ در حالی که در دو دهه اخیر این جمهوری‌ها موفقیت قابل توجهی در این زمینه به دست نیاورده‌اند و از نفوذ سرزمینی ناقص، جدایی طلبی، عدم یکپارچی، حل نشدن بحران هویت و ساختار نهادی نامناسب رنج برده‌اند. با وجود تجربه مشترک کشورهای منطقه در ناتوانی از پشت سر گذاشتن مطلوب فرایند دولت‌سازی، با این حال هر کدام از این کشورها پیشرفت متفاوتی در این زمینه داشته‌اند؛ در شرایطی که جمهوری ارمنستان با بهره مندی از مزایایی مثل هویت یک پارچه‌تر و حمایت خارجی، عملکرد بهتری داشته است، گرجستان با مشکلات قومی، جنگ و جدایی 20 درصد از خاک آن ضعیف‌ترین عملکرد را در زمینه دولت‌سازی از خود نشان داده است. دولت آذربایجان هرچند بحران‌های متعددی را تجربه کرده و همچنان از ضعف نهادهای دموکراتیک رنج می‌برد ولی به دلیل وسعت بیشتر، امکانات، منابع و جمعیت بیشتر ظرفیت‌های بیشتری در این عرصه خواهد داشت.

بازخوانی منطق‌های امنیتی بازیگران قفقاز جنوبی (مرز پرآشوب)

بازخوانی منطق‌های امنیتی بازیگران قفقاز جنوبی (مرز پرآشوب)

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 27-49

چکیده سه کشور قفقاز جنوبی یعنی گرجستان، جمهوری  آذربایجان و ارمنستان در منطقه ای پیچیده و بی ثبات قرار دارند که تقاطع مسیر اروپا، آسیا، خاورمیانه است. این کشورها از دوران حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی آسیب‌های عمیق تاریخی مشترکی دارند. دوره شوروی تجربه بدی برای این کشورها بود. مدیریت نادرست اقتصاد، فساد، مشکلات اجتماعی، نهادسازی ضعیف، گرایش‌های متعارض به اقتدارطلبی و اصلاح، اختلاف‌های قومی، ناآرامی‌های مرزی و وجود چندین بحران خاموش در منطقه، میراث اتحاد جماهیر شوروی برای این کشورها است. معضلات امنیتی منطقه قفقاز جنوبی (گرجستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان)، دیدگاه قدرت‌های فرامنطقه‌ای (آمریکا- اتحادیه اروپا- ناتو) به امنیت قفقاز جنوبی، دیدگاه قدرت‌های منطقه‌ای (ترکیه، فدراسیون روسیه، جمهوری اسلامی ایران) به این منطقه مهم‌ترین مسائل مورد بررسی در این پژوهش می‌باشند.  چارچوب نظری مقاله‌ حاضر براساس مفهوم «مجموعه امنیتی منطقه‌ای » است که برای نخستین بار توسط باری بوزان مطرح گردید، این نظریه با نظریه‌ نوین وی در خصوص بین الاذهانی بودن امنیتی شدن  تلفیق خواهد شد تا چارچوبی فراسوی نظریه‌ کلاسیک مجموعه امنیتی ارائه گردد.

تاثیر عادی سازی روابط ترکیه و ارمنستان بر ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی

تاثیر عادی سازی روابط ترکیه و ارمنستان بر ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 51-68

چکیده نوشتار حاضر سعی دارد با رویکردی نوکارکردگرایانه، دستاوردهای کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت را در سه دوره از روابط ترکیه و ارمنستان یعنی بازگشایی مرزها، عادی سازی روابط و شرکای قابل اعتماد در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی در منطقه به بحث بگذارد. با این روش نگارنده، پویایی حاکم بر روابط دو کشور و تکامل آن در مرحله‌‌های زمانی ذکر شده و همچنین در بستر منطقه را در نوشتار حفظ خواهد کرد. در کوتاه مدت تمرکز بحث بیشتر بر تاثیراتی است که بازگشایی مرزها بر اقتصاد دو کشور دارد و در میان مدت، ترمیم و راه اندازی زیر ساخت‌های منطقه‌ای به جا مانده از زمان اتحاد جماهیر شوروی و شکل دهی به زیرساخت‌های جدید ارتباطی و همچنین خطوط لوله حامل‌های انرژی و انطباق آنها با پروژه‌های اروپایی بحث می‌شود که مقدمه‌ای بر همگرایی اقتصادی منطقه خواهد بود. در نهایت، روند سرایت یا سرریز حوزه‌های ذکر شده به همگرایی اقتصادی در بلند مدت، ترکیب جدید اتحادها و ائتلاف‌های سیاسی و همچنین حل و فصل مناقشات منطقه‌ای همچون مناقشه قره باغ در سطح منطقه مطرح خواهد شد. این رویکرد سبب می شود هم آینده منطقه در پی چنین تحولی برای مخاطب ملموس‌تر گردد و هم روندی که در ابتدای راه خود قرار دارد را با نگاهی عملگرا به طرف‌های ذی‌نفع معرفی کند تا موجبات تکمیل آن با مساعی بیشتری از ناحیه کشورهای ذی‌نفع، قدرت‌های منطقه ای و فرامنطقه‌ای فراهم گردد.

استراتژی امنیت انرژی اتحادیه اروپا در منطقه قفقاز جنوبی

استراتژی امنیت انرژی اتحادیه اروپا در منطقه قفقاز جنوبی

دوره 16، شماره 71، پاییز 1389، صفحه 55-79

چکیده افزایش روزافزون مصرف انرژی و نیز عدم کشف منابع جایگزین سوخت‌های فسیلی از دغدغه‌های عمده کشورهای صنعتی جهان است. این امر موجب شده که امنیت منابع و مسیرهای تامین انرژی برای این کشورها از جمله کشورهای اروپایی از اهمیت بالایی برخوردار شود. در این راستا، اروپا سعی کرده است با متنوع کردن این منابع و مسیرها، آسیب پذیری خود را در این مسئله کاهش دهد این موضوع باعث توجه ویژه اتحادیه اروپا به منطقه قفقاز جنوبی شده است؛ اما مشکلات امنیتی در منطقه و همچنین نفوذ روسیه، اتحادیه اروپا را با چالش‌های گوناگونی مواجه کرده است. اتحادیه اروپا برای مقابله با این چالش‌ها و تامین امنیت انرژی خود از ابزار‌های گوناگونی استفاده می‌نماید و استراتژی خاصی را تعقیب می‌کند. ما در این مقاله سعی خواهیم کرد با مطالعه مسائلی که امنیت انرژی اروپا را با تهدید مواجه می‌سازد، استراتژی امنیت انرژی اروپا در منطقه قفقاز جنوبی را بررسی کنیم. این مقاله نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا سعی کرده با حمایت از فرایند دموکراسی و آزاد سازی اقتصادی در درون کشورهای منطقه و همچنین حمایت از فرایند همگرایی و متعاقب آن تقویت ارتباط آنها با ساختار اروپایی، حضور خود را در این منطقه افزایش داده و بر چالش‌های تامین امنیت انرژی خود غلبه کند.

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 95-121

چکیده در سال‌های اخیر روابط میان روسیه و کشورهای حوزه جنوبی دچار تحولاتی گردید. اگرچه روسیه به ایفای نقش اصلی خود در این منطقه ادامه می‌دهد، اما توسعه فعالیت کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای به‌ویژه ایالات متحده و ناتو در حوزه حیاتی روسیه که این کشور  از آن تحت عنوان خارج نزدیک نام می‌برد، چالش‌های جدیدی را در مقابل مسکو قرار داده است. این کشور برای مقابله با این چالش‌ها و برای تامین امنیت ملی و منافع حیاتی خود سعی در ایجاد یک راه‌حل مناسب و با هزینه کمتر دارد. مسکو با توجه به این‌که در شرایط جدید نمی‌تواند همه رقبا را از عرصه سیاسی آسیای مرکزی و به‌ویژه قفقاز حذف نماید، سیاست و تاثیرگذاری آن به سمتی رفته و خواهد رفت که راهبردهای رقبا به نتایج مورد انتظار دست نیابند. همچنین در این زمینه این کشور سعی می‌کند که از موقعیت برتر اقتصادی، سیاسی، نظامی خود در منطقه در جهت کنترل رفتار و سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز در راستای کم‌رنگ کردن حضور عواملی که در نگاه روس‌ها با منافع و امنیت ملی این کشور سازگاری ندارند، استفاده نماید و بدین وسیله در همگرایی کشورهای منطقه با ساختارهای سیاسی و امنیتی غرب تاخیر و مانع ایجاد نماید.

تحلیلی بر ابعاد و سطوح مداخله در بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ

تحلیلی بر ابعاد و سطوح مداخله در بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 1-24

چکیده  ناگورنو- قره‏باغ (قره‏باغ کوهستانی)، منطقه خودمختار ارمنی‏نشین در غرب جمهوری آذربایجان و در نزدیکی مرزهای ارمنستان است. این منطقه توسط ارمنی‏های محلی کنترل می‏شود. با این وجود، نه ارمنستان و نه هیچ کشوری در جهان، جمهوری قره‏باغ را به رسمیت نمی‏شناسد. این منطقه از زمان استقلال دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان، منبع بسیاری از اختلافات میان این دو کشور بوده است. هدف از این مقاله، تجزیه و تحلیل ابعاد و سطوح مداخله در بحران ناگورنو- قره‏باغ بر طبق مفهوم «بحران ژئوپلیتیکی» و مبانی و عناصر موجود در آن است. بر این اساس، ابتدا مفهوم بحران ژئوپلیتیکی و عناصر موجود در آن تبیین شده؛ سپس به موضوع و عامل بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ و ابعاد آن اشاره خواهد شد و در نهایت، سطوح مداخله در این بحران از بعد محلی تا ابعاد جهانی و سازه‏ای مورد بررسی قرار خواهد گرفت. چنانچه یافته‏های تحقیق نشان می‏دهد، عدم انطباق مرزهای جغرافیایی با مرزهای قومی، مذهبی و فرهنگی در منطقه قفقاز؛ رویکرد سیاسی رهبران کمونیست در قبال اقوام و جمهوری‏‎های شوروی؛ در پیش گرفتن مواضع سرسختانه از سوی طرفین درگیر؛ عامل رقابت بازیگران خارجی؛ متوازن بودن مناسبات قدرت میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان و ذهنیت تاریخی منفی ارامنه و ترس از محاصره، مهمترین عوامل شکل‏گیری و تطویل بحران قره‏باغ به شمار می‏آیند.