کلیدواژه‌ها = قره‌باغ
تعداد مقالات: 5
جنگ دوم قره‌باغ و ساختار قدرت در قفقازجنوبی

جنگ دوم قره‌باغ و ساختار قدرت در قفقازجنوبی

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 125-152

احمد رسولی

چکیده جنگ دوم قره‌باغ روایتی جدید از پایان یک بحران قدیمی و آغازی بر یک نظم جدید می‌باشد. وجود بازیگران غیرمستقل در یک ساختار امنیتی کوچک متاثر از روابط قدرت سایر بازیگران بین المللی می‌باشد که می‌بایست براساس نظم تجویزی از سوی آن قدرت فائق یا بازیگران فعال در آن منطقه به ایفای نقش خود بپردازند. اگرچه معادلات امنیتی موجود در قفقازجنوبی در تمامی سال‌های پیش از جنگ دوم قره‌باغ براساس موازنه قدرت شکل گرفته بود ولی بدلایل مختلفی از جمله رویگردانی روسیه از دولت جدید ارمنستان و افزایش بازیگری ترکیه و رژیم صهیونیستی میدان کارزار قره‌باغ برای دومین بار شعله‌ور شد و با اتمام آن، فصل جدیدی از روابط منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای براساس نظم نوین برگرفته از گزاره‌ها و مولفه‌های جدیدی همچون تنوع سیاست خارجی ارمنستان، چشم انداز مذاکرات ارمنستان و آذربایجان، آینده احتمالی سیاست داخلی و خارجی گرجستان و تلاش آذربایجان برای یک رویکرد جدید سیاست خارجی پس از تسلط نظامی بر قره باغ و رقابت بر سر توسعه‌ی کریدور‌های بین المللی در حال شکل‌گیری است. ترتیبات امنیتی جدیدی که در حقیقت تبلوری از رقابت‌ قدرت‌های بزرگ جهانی در منطقه قفقاز جنوبی می‌باشد.
مقاله‌ی حاضر این ادعا را پیش می‌کشد که بدلیل وجود بازیگران مختلف، سرعت بالای تحولات در منطقه‌ی قفقاز جنوبی، متغیرهایی می‌تواند ایفای نقش کنند که خارج از کنترل محقق بوده و بر نتیجه‌ی حاصله اثرگذار باشند. لذا بررسی تمامی متغییرهای موثر بر نظم این منطقه در حدود امکانات روش شناسی بیان شده از سوی محقق شـکل گرفتـه و ممکن است بـا کاسـتی‌هـایی مواجـه باشد.

واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ

واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 159-196

فاطمه عرفانی، اکبر ولی زاده

چکیده قفقاز جنوبی همواره مورد توجه قدرت‌های بزرگ بوده است و پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991م. به صحنه‌ای برای رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. ایران و روسیه از جمله کشور‌هایی هستند که این منطقه برای آن­ها دارای اهمیت راهبردی است. یکی از بحران‌های مهم قفقاز جنوبی، بحران قره‌باغ است که در طول تاریخ مراحل مختلفی داشته است. جنگ اول قره‌باغ از سال 1991 تا 1994م. ادامه داشته است. جنگ دوم قره‌باغ نیز در 27 سپتامبر 2020م. آغاز شد و به مدت 44 روز ادامه یافت. به باور نگارندگان مفهوم «نوار شکننده» می‌تواند چارچوب مفیدی برای واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ‌ اول و دوم قره‌باغ باشد. در این پژوهش، قفقاز جنوبی به عنوان نوار شکننده در نظر گرفته شده است. نگارندگان در پاسخ به این سوال که «دو کشور ایران و روسیه در برابر جنگ‌ اول و دوم قره‌باغ چه رویکردی داشته‌اند و چه عواملی بر رویکرد آن‌ها تأثیرگذار بوده است؟» این فرضیه را مطرح می‌کنند، «عواملی مانند علاقه‌مندی به حفظ استقلال و امنیت منطقه‌ای، میانجی‌گری در منازعات منطقه‌ای، رقابت با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، عوامل داخلی هر کشور و همچنین نیاز به تحقق منافع ملی، در رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ تأثیرگذار بوده است». برای پاسخ به این پرسش، از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است.

مناقشه قره باغ و استراتژی ایران و ترکیه

مناقشه قره باغ و استراتژی ایران و ترکیه

دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 31-66

حمید درج

چکیده جمهوری آذربایجان پس از کسب استقلال با بحران ناشی از اشغال اراضی از جانب ارمنستان مواجه شد. مناقشه قره‌باغ بعدها به دلیل دخالت برخی قدرت‌های خارجی به یک بحران منطقه‌ای تبدیل شد. در این میان، تصور می‌شود که حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان تلاشی برای گسترش حوزه نفوذ خود هم از طریق حمایت از مواضع باکو در مناقشه قره‌باغ و هم از طریق به حاشیه راندن نفوذ ایران و روسیه در منطقه است. ایران نیز نگران از سرریز شدن ناامنی‌ها به درون مرزهای شمال غربی خود، خواهان توقف این درگیری است و ضمن مخالفت با مداخله خارجی در این بحران، بر حل‌وفصل مناقشه از طریق دیپلماسی تأکید دارد. سؤال اصلی پژوهش این است که ایران و ترکیه در قبال مناقشه قره­ باغ چه راهبردی را دنبال می‌کنند؟ فرضیه پژوهش این است که ترکیه تحت توسعه سیاست ترک­ گرایی و اوراسیاگرایی خود با هدف تأمین اهداف و سیاست‌های منطقه­ ای خود، اوضاع در قره‌باغ کوهستانی را به نفع باکو تغییر داده است که این امر ضمن تغییر معادلات به ضرر ایران و تأثیر بر امنیت ملی آن، در درازمدت مطلوب ترکیه خواهد بود. از سویی، ایران ضمن به رسمت شناختن حق حاکمیت جمهوری آذربایجان بر قره ­باغ، با هرگونه تغییرات ژئوپلیتیکی در مرزهای شمالی خود مخالفت می­ ورزد و در این راستا، در تلاش است تا از شکل­ گیری نظم و موازنه قدرت منطقه­ ای به ضرر تهران و هم ­پیمانان آن در قفقاز مبادرت ورزد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از روش تحلیل مقایسه­ ای از نوع کیفی استفاده شده است.

سیاست ترکیه در مناقشۀ قره‌باغ

سیاست ترکیه در مناقشۀ قره‌باغ

دوره 27، شماره 115، پاییز 1400

سیامک کاکایی، سید جلال دهقانی فیروز آبادی

چکیده  
روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان یک سال پس از جنگ دوم قره‌باغ ‌ابعاد پیچیده‌ای از نظر نظامی، سیاسی و منطقه‌ای به خود گرفته ‌است. در این مدت، برگزاری چند مرحله رزمایش مشترک نظامی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان توجه محافل رسانه‌ای را به خود جلب کرده و موجب دغدغۀ امنیتی برخی کشورهای همسایه شده است. رویارویی نظامی پاییز 2020 میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان منجر به آزادسازی شهرها و مناطقی از این کشور گردید که سه دهه در تصرف ارمنستان بودند. هرچند این جنگ به مناقشۀ اصلی قره‌‌‌‌‌‌‌‌باغ پایان نداد. اما ارمنستان کنترل مستقیم بر قره‌باغ کوهستانی را از دست داد. در مناقشۀ قره‌باغ، نقش ترکیه در حمایت از جمهوری آذربایجان برای ورود به جنگ جدید با ارمنستان تعیین‌کننده بود. این سیاست آنکارا، توجه‌ها را به اهداف ترکیه در حمایت از جمهوری آذربایجان در جنگ با ارمنستان جلب کرد. سیاست خارجی ترکیه از سال2016 به بعد و پس از مداخلات نظامی در سوریه، بعدی تهاجمی به خود گرفته است. به نظر می‌رسد که حمایت‌های ترکیه از جمهوری آذربایجان در مناقشۀ قره­باغ و روند تحولات پس از آن تداوم همان سیاست نظامیگری آنکارا در محیط پیرامونی است. پژوهشگران مقاله بر این باور هستند که ترکیه با ورود غیرمستقیم به مناقشۀ قره­باغ به‌دنبال گسترش «نفوذ» و افزایش «قدرت نسبی» خود در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی است. در بررسی نظری جنبه‌های سیاست خارجی درگیرانۀ ترکیه در مناقشۀ قره­باغ و پاسخ به پرسش پژوهش، از نظریۀ واقع­گرایی و به‌ویژه واقع­گرایی تهاجمی بهره گرفته شده است.

بررسی و تحلیل ماهیت میانجیگری بین‌المللی در بحران ژئوپلیتیک قره‌باغ

بررسی و تحلیل ماهیت میانجیگری بین‌المللی در بحران ژئوپلیتیک قره‌باغ

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 105-137

چکیده با گذشت دو دهه از آغاز بحران قره باغ هنوز این بحران حل نشده است و روند کنونی، آینده آن را در هاله‌ای از ابهام نشان می‌دهد. طبق نتایج این پژوهش، از مهمترین موانع حل بحران قره‌باغ نبود رویکرد منسجم در تلاش‌های میانجیگری بین‌المللی برای حل بحران است که این موضوع تابع منافع راهبردی و درک ژئوپلیتیک متفاوت بازیگران ذی‌نفع در میانجیگری بین‌المللی، نگاه متفاوت آنها نسبت به بحران، رفتار جانبدارانه میانجیگران و دیگر شرایط پیچیده میانجی‌گری بین‌المللی در بحران قره‌باغ است. در این بین، بررسی عمیق‎تر از تجارب میانجیگری بین‌المللی در چارچوب تلاش‌های سازمان ملل و سازمان امنیت و همکاری اروپا در قره‌باغ نشان می‌دهد که عموماًً در این روند اهداف دیگری در ورای اهداف بشردوستانه دنبال می‌شود. در این بین، بازیگران اصلی (روسیه، آمریکا، فرانسه) در این میانجیگری بین‌المللی سعی دارند با استفاده سیاسی - ابزاری از فضای بحران، با مدیریت بحران در بستر ساز‌و‌کار میانجیگری، علاوه بر تقویت حوزه نفوذ خود در قفقاز جنوبی از افزایش نفوذ رقبای خود در آنجا جلوگیری نمایند.