کلیدواژه‌ها = قفقاز شمالی
تعداد مقالات: 2
سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

دوره 21، شماره 91، پاییز 1394، صفحه 93-133

مهدی حسینی تقی‌آباد، علی کالیراد

چکیده سلفی‌گری به‌مثابه پدیده‌ای به‌‌نسبت جدید‌، نقشی کنشگر و فزاینده در ابعاد مختلف اسلام در فدراسیون روسیه و به‌ویژه قفقاز شمالی یافته است. عینیت یافتن تکاپوهای سلفی‌های افراطی در اقدامات شبه‌نظامیان جدایی‌طلب چه در قالب امارت القاعده‌ای و چه ولایت داعشی قفقاز در عین تلاش سلفی‌های میانه‌رو برای گشودن بیش‌ازپیش عرصه تحرک علنی و رسمی در فضای مذهبی جمهوری‌های قفقاز شمالی و شواهد موجود مبنی بر تبدیل شدن سلفی‌گری به روبه‌توسعه‌ترین گرایش اسلامی در قفقاز شمالی، اهمیت ویژه‌ای از منظرهای گوناگون به این پدیده بخشیده است. پدیده‌ای که با توجه به پویایی‌های درونی منطقه، تداوم ناامنی در قفقاز شمالی و عدم کامیابی دولت روسیه در تحقق سیاست اعلامی خود مبنی بر ریشه‌کنی جریان‌های جدایی‌طلب و افراط‌گرا در این منطقه، به‌منزله مسأله‌ای جدی در ابعاد ملی در روسیه ظاهر شده است. در شرایط حاضر دیگر تردیدی درباره گره‌خوردگی سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی با حامیان افراط‌گرایی سلفی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی وجود ندارد. این نوشتار با کاربست روش توصیفی ـ تحلیلی این پرسش را مورد تبیین و تحلیل قرار می‌دهد که «مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی برآمدن و گسترش سلفی‌گری در قفقاز شمالی چه مواردی هستند؟».در پاسخ به پرسش فوق مجموعه‌ای از مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی قفقاز شمالی شامل پیشینه و مشخصه‌های سیاسی و مبارزاتی اسلام در منطقه، تضعیف نهاد اسلام در دوره شوروی، فضای پساشوروی و تحول نقش‌های کنشگران مذهبی، رد اسلام طریقتی‌ توسط سلفی‌ها، فقدان سیاست منسجم و هماهنگ در قبال سلفی‌گری در قفقاز شمالی، رقابت‌های غیرسازنده علمای مسلمان روسیه، رقابت‌های غیرسازنده قومی در منطقه، پیامدهای جنگ‌های چچن، کشتار علما و متفکران اسلام سنتی و ایران‌زدایی در قفقاز شمالی به‌منزله فرضیه این نوشتار معرفی شده و مورد بررسی قرار می‌گیرند

دور سوم ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین و چالش‌های روسیه در قفقاز شمالی

دور سوم ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین و چالش‌های روسیه در قفقاز شمالی

دوره 18، شماره 77، بهار 1391، صفحه 79-111

چکیده نام قفقاز شمالی در طول 13 سال اخیر با نام ولادیمیر پوتین گره خورده است به گونه‌ای که در ایام منتهی به انتخابات ریاست جمهوری روسیه بخشی از گزاره‌های حامیان و منتقدان پوتین معطوف به کارنامه‌ وی در قفقاز شمالی بود.به عبارتی، عملکرد پوتین در قفقاز شمالی هم مورد توجه کسانی بوده است که اعاده‌ کننده‌ تمامیت ارضی روسیه و بازگرداننده‌ امنیت و ثبات نسبی به قفقاز شمالی می‌دانند و هم افرادی که وی را مسئول کشانیده شدن حملات شورشیان به مسکو و از سوی دیگر حیف‌ و میل بودجه‌های روسیه در منطقه‌ای می‌دانند که واگرایی با تار و پود آن گره خورده است. به هر صورت، بی‌شک قفقاز شمالی 2012 با قفقاز شمالی 1999 تفاوت‌های چشمگیری دارد، اما این بدان معنا نیست که اکنون نظم و امنیت در این منطقه حکم‌فرما باشد. قفقاز شمالی همچنان در کنترل نیروهای امنیتی روسیه است که از جنس مردم منطقه نیستند و همچنین فساد مالی در حاکمیت‌های دست‌نشانده‌ مسکو در این منطقه موج می‌زند. هرچند مسکو در پی انجام طرح‌های زیرساختی و برنامه‌های بلندپروازانه‌ای برای بهبود اوضاع منطقه است و چچن به منزله کانون بحران منطقه، ثبات و آبادانی نسبی را تجربه کرده است، اما حاکمیت‌های منطقه و به ویژه چچن با مشت آهنین با منتقدان برخورد کرده‌اند. از سوی دیگر در طول دو دهه اخیر همواره شواهد و قراینی دال بر دخالت برخی بازیگران و قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در روندها و جریآنهای منطقه مشاهده شده است که متاثر از شرایط و جناح‌بندی‌های بین‌المللی به ویژه در برابر روسیه، این نقش‌آفرینی‌ها با تفاوت‌هایی تداوم یافته است. شرایط پس از رویداد 11 سپتامبر و یا شرایط پس از جنگ آگوست 2008 از این موارد هستند. اما مساله قفقاز شمالی برای مسکو تنها امنیتی، نظامی و سیاسی نیست و وجوه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جدی را نیز دربرمی‌گیرد. در واقع، چالش‌های پوتین در قفقاز شمالی در دور سوم ریاست جمهوری وی بازه‌ای به گستردگی وجوه متنوع فوق‌الذکر را در بر خواهد گرفت.