کلیدواژه‌ها = ارمنستان
تعداد مقالات: 10
الگوی روابط جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی

الگوی روابط جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 169-171

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729396

دانیال رضاپور

چکیده تغییرات ژئوپلیتیکی عمیق در قفقاز جنوبی تاثیر قابل توجهی بر روابط ایران و جمهوری ارمنستان داشته است. موقعیت جغرافیایی و اهمیت راهبردی، این منطقه را به یکی از مهم‌ترین مناطق در جهان تبدیل کرده است و حضور فعال بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر این رابطه تاثیر مستقیم گذاشته است. این پژوهش به دنبال ارزیابی الگوی رفتاری ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی مخصوصا بعد تحولات ناشی از جنگ دوم قره باغ در سال 2020 می‌باشد زیرا جنگ دوم قره‌باغ با تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای، محیط راهبردی و چشم‌انداز ترتیبات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی را متحول کرده است. در همین راستا سئوال اصلی تحقیق به این شکل مطرح می‌شود که الگوی رفتاری جمهوری اسلامی ایران در قبال ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی چگونه بوده است؟ با استفاده از مفهوم ژئوپلی‌نومیک استدلال می‌شود که الگوی رفتاری تهران برای حفظ توازن قوا در منطقه قفقاز جنوبی، گسترش رابطه سیاسی، امنیتی و اقتصادی با ارمنستان مخصوصا بعد جنگ دوم قره باغ می‌باشد؛ البته نگرانی‌های ژئوپلی‌نومی همانند همکاری نزدیک دولت پاشینیان با دولت‌های غربی، کریدور زنگزور و تبادل اطلاعاتی- نظامی به قوت خود باقی مانده است که بعد از سال 2020 سبب افزایش تنش‌ها در قفقاز جنوبی مخصوصا میان ایران و بلوک مقابل که شامل آذربایجان، ترکیه و رژیم صهیونیستی شده است. این مهم را براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش‌های پژوهش کیفی انجام می‌دهیم که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی –کتابخانه‌ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است.

جنگ 2020 جمهوری آذربایجان-ارمنستان و حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ

جنگ 2020 جمهوری آذربایجان-ارمنستان و حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ

دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 93-112

علی بصیری نیا، امین صباغ زاده

چکیده متعاقب بروز درگیری ‏ها میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه ناگورنو-قره‌باغ در نیمه دوم سال 2020، توافق سه‏ جانبه ‏ای میان این دو کشور به میانجی گری روسیه منعقد شد که طی آن با خروج نیروها و اتباع ارمنی از حدود 35 درصد خاک قره ‏باغ کوهستانی، درمجموع حدود ۷۰ درصد مساحت این سرزمین به کنترل باکو و متحدانش درآمد. مقاله حاضردر پی پاسخ به این پرسش است که تغییرات ژئوپلیتیک متعاقب جنگ 2020 جمهوری آذربایجان -ارمنستان چه تأثیراتی بر حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ داشته است؟ در پاسخ به این پرسش با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از چارچوب مفهومی ژئوپلیتیک این فرضیه مورد آزمون قرار گرفت که تغییرات ژئوپلیتیک متعاقب جنگ 2020 جمهوری آذربایجان -ارمنستان هم‌زمان با پیچیده‌تر ساختن بحران منجمد ناگورنو-قره‌باغ به تقویت مواضع باکو منجر شده و دستیابی به راه ‏حل مسالمت ‏آمیز حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ را دشوارتر و توسل به گزینه نظامی را از سوی باکو در پی داشت.

کریدور میانی و منافع ایران در قفقاز جنوبی

کریدور میانی و منافع ایران در قفقاز جنوبی

دوره 29، شماره 121، بهار 1402، صفحه 27-54

احمد رشیدی

چکیده در یک رویکرد واقع ­گرایانه، منافع امنیتی ایران در قفقاز جنوبی در سایۀ حفظ توازن منطقه ­ای قدرت تأمین می‌شود. بر همین پایه، برنامه ساخت کریدور زنگه ­زور منجر به برخی نگرانی ­ها در محافل سیاسی و مدنی ایران نسبت‌به انگیزه­ ها و نتایج این اقدام شده است. مقالۀ حاضر با تمرکز بر این نگرانی ­ها، تهدیدهای احتمالی ساخت این کریدور علیه منافع ج.ا. ایران را می ­کاود و در این فرایند به این پرسش پاسخ می­ دهد که برنامه ساخت کریدور زنگه ­زور دربردارندۀ چه تهدیدهایی علیه منافع ج.ا. ایران است. یافته ­های پژوهش نشان می ­دهد ایجاد کریدور زنگه ­زور در خاک ارمنستان، بر پایۀ برنامه­ های اعلام‌شده از سوی محور جمهوری آذربایجان- ترکیه، می ­تواند توازن منطقه ­ای قدرت را به ضرر ج.ا.ایران تغییر دهد؛ بنابراین پیشبرد این پروژه تهدیدی امنیتی علیه منافع ژئوپلتیک و اقتصادی ج.ا.ایران تلقی می­شود که اهم موارد آن عبارت‌اند از: امکان تغییر ژئوپلتیک مرزها از طریق انسداد مرز زمینی ایران و ارمنستان؛ امکان همگرایی ارمنستان با بلوک غرب و تشدید تنهایی استراتژیک ج.ا.ایران؛ کاهش مزیت ­های ترانزیتی ایران در کریدور شمال-جنوب؛ افزایش نفوذ ترکیه در منطقه؛ به مخاطره افتادن حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی از طریق پیشبرد طرح پان­ ترکیستی و احیای قوم‌گرایی آذری؛ تقویت حضور ناتو، اسرائیل و روسیه در مرزهای شمالی کشور. به لحاظ تئوریک این مقاله از چارچوب نظری موازنۀ قوا در مکتب واقع­گرایی سود می ­برد و با توجه به اینکه به چرایی مواضع مخالف ج.ا.ایران پاسخ می ­دهد، روش پژوهش از نوع پژوهش ­های تبیینی و علت ­کاو است.

سیاست ترکیه در مناقشۀ قره‌باغ

سیاست ترکیه در مناقشۀ قره‌باغ

دوره 27، شماره 115، پاییز 1400

سیامک کاکایی، سید جلال دهقانی فیروز آبادی

چکیده  
روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان یک سال پس از جنگ دوم قره‌باغ ‌ابعاد پیچیده‌ای از نظر نظامی، سیاسی و منطقه‌ای به خود گرفته ‌است. در این مدت، برگزاری چند مرحله رزمایش مشترک نظامی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان توجه محافل رسانه‌ای را به خود جلب کرده و موجب دغدغۀ امنیتی برخی کشورهای همسایه شده است. رویارویی نظامی پاییز 2020 میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان منجر به آزادسازی شهرها و مناطقی از این کشور گردید که سه دهه در تصرف ارمنستان بودند. هرچند این جنگ به مناقشۀ اصلی قره‌‌‌‌‌‌‌‌باغ پایان نداد. اما ارمنستان کنترل مستقیم بر قره‌باغ کوهستانی را از دست داد. در مناقشۀ قره‌باغ، نقش ترکیه در حمایت از جمهوری آذربایجان برای ورود به جنگ جدید با ارمنستان تعیین‌کننده بود. این سیاست آنکارا، توجه‌ها را به اهداف ترکیه در حمایت از جمهوری آذربایجان در جنگ با ارمنستان جلب کرد. سیاست خارجی ترکیه از سال2016 به بعد و پس از مداخلات نظامی در سوریه، بعدی تهاجمی به خود گرفته است. به نظر می‌رسد که حمایت‌های ترکیه از جمهوری آذربایجان در مناقشۀ قره­باغ و روند تحولات پس از آن تداوم همان سیاست نظامیگری آنکارا در محیط پیرامونی است. پژوهشگران مقاله بر این باور هستند که ترکیه با ورود غیرمستقیم به مناقشۀ قره­باغ به‌دنبال گسترش «نفوذ» و افزایش «قدرت نسبی» خود در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی است. در بررسی نظری جنبه‌های سیاست خارجی درگیرانۀ ترکیه در مناقشۀ قره­باغ و پاسخ به پرسش پژوهش، از نظریۀ واقع­گرایی و به‌ویژه واقع­گرایی تهاجمی بهره گرفته شده است.

منافع روسیه در خارج نزدیک با تاکید بر ارمنستان

منافع روسیه در خارج نزدیک با تاکید بر ارمنستان

دوره 23، شماره 100، زمستان 1396، صفحه 1-24

مصطفی خیری، رجب ایزدی

چکیده تلاش برای بازیافت موقعیت قدرت روسیه به­عنوان یکی از بازیگران کلیدی عرصه نظام بین­ الملل را می ­توان ویژگی عمده سیاست خارجی روسیه بعد از به قدرت رسیدن پوتین در این کشور دانست. استراتژی سیاست خارجی کرملین در رابطه با احیا قدرت امپراطوری روسیه و موقعیت ژئوپلیتیک آسیب­پذیر و انزوای سیاسی جمهوری ارمنستان زمینه­ ساز  همکاری­های بیشتر کرملین- ایروان بوده و باعث ارتقا روابط به سطح شراکت استراتژیک گردیده است. شراکت استراتژیک و همکاری­های باثباتی که دو کشور بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی داشته­اند، تامین کننده منافع استراتژیک کرملین در منطقه قفقاز بوده است. با توجه به مطالب مذکور، نوشتار حاضر با هدف بررسی ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی-نظامی نفوذ روسیه در جمهوری ارمنستان به رشته تحریر درآمده است. در این میان مولفین با مطرح کردن این سوال که اتحاد روسیه با جمهوری ارمنستان چه منافعی برای کرملین داشته است؟ این فرضیه را مطرح می‌کنند، تامین منافع سیاسی و امنیتی روسیه از جمله دور کردن زیرساخت­های سیاسی و نظامی غرب (اتحادیه اروپا و ناتو) از منطقه در کنار منافع اقتصادی هدف عمده روسیه از همکاری و اتحاد با ارمنستان بوده است. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نظریه موازنه تهدید استفان والت، منافع روسیه در اتحاد با ارمنستان مورد بررسی قرار گیرد. 

چشم‌انداز روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران- ارمنستان و قابلیت آن در ترانزیت گاز

چشم‌انداز روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران- ارمنستان و قابلیت آن در ترانزیت گاز

دوره 19، شماره 83، پاییز 1392، صفحه 29-50

چکیده جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان بنا به ملاحظات ژئوپلیتیک و همتکمیلی منافع و اهداف سیاست خارجی، دارای مناسبات حسنه و به دور از تنش هستند. این امر موجب شده است که دو کشور همکاری متقابل اقتصادی رو به افزایش را تجربه نمایند، اما به دلیل اقتصاد محدود و شکننده ارمنستان، این کشور نمی‌تواند نیازهای اقتصادی ایران را پاسخگو باشد؛ ولی ارمنستان می‌تواند نقش پل مواصلاتی بالقوه در معادلات ژئوانرژی جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز، اوکراین و در نهایت اروپای شرقی از طریق خط لوله گاز موسوم به "جریان سفید" را ایفا نماید. این مقاله استدلال می‌کند که مشارکت احتمالی جمهوری اسلامی ایران در طرح جریان سفید در راستای منافع کشورهای صادرکننده، ترانزیت‌کننده و مصرف‌کننده است، اما سیاست‌های ژئوانرژی آمریکا و روسیه مانعی در این راه است و بحران 2014 اکراین در عین حال که بر پیچیدگی آن افزوده است، ولی اهمیت آن را بیشتر کرده است.

تاثیر عادی سازی روابط ترکیه و ارمنستان بر ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی

تاثیر عادی سازی روابط ترکیه و ارمنستان بر ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 51-68

چکیده نوشتار حاضر سعی دارد با رویکردی نوکارکردگرایانه، دستاوردهای کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت را در سه دوره از روابط ترکیه و ارمنستان یعنی بازگشایی مرزها، عادی سازی روابط و شرکای قابل اعتماد در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی در منطقه به بحث بگذارد. با این روش نگارنده، پویایی حاکم بر روابط دو کشور و تکامل آن در مرحله‌‌های زمانی ذکر شده و همچنین در بستر منطقه را در نوشتار حفظ خواهد کرد. در کوتاه مدت تمرکز بحث بیشتر بر تاثیراتی است که بازگشایی مرزها بر اقتصاد دو کشور دارد و در میان مدت، ترمیم و راه اندازی زیر ساخت‌های منطقه‌ای به جا مانده از زمان اتحاد جماهیر شوروی و شکل دهی به زیرساخت‌های جدید ارتباطی و همچنین خطوط لوله حامل‌های انرژی و انطباق آنها با پروژه‌های اروپایی بحث می‌شود که مقدمه‌ای بر همگرایی اقتصادی منطقه خواهد بود. در نهایت، روند سرایت یا سرریز حوزه‌های ذکر شده به همگرایی اقتصادی در بلند مدت، ترکیب جدید اتحادها و ائتلاف‌های سیاسی و همچنین حل و فصل مناقشات منطقه‌ای همچون مناقشه قره باغ در سطح منطقه مطرح خواهد شد. این رویکرد سبب می شود هم آینده منطقه در پی چنین تحولی برای مخاطب ملموس‌تر گردد و هم روندی که در ابتدای راه خود قرار دارد را با نگاهی عملگرا به طرف‌های ذی‌نفع معرفی کند تا موجبات تکمیل آن با مساعی بیشتری از ناحیه کشورهای ذی‌نفع، قدرت‌های منطقه ای و فرامنطقه‌ای فراهم گردد.

بررسی تاثیرات عادی‌سازی روابط ترکیه- ارمنستان بر روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه

بررسی تاثیرات عادی‌سازی روابط ترکیه- ارمنستان بر روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه

دوره 16، شماره 71، پاییز 1389، صفحه 79-108

چکیده بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روابط جمهوری آذربایجان و ترکیه در سطح مشارکت استراتژیک ادامه داشته است و این وضعیت تاثیرات خود را در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هر دو کشور به نمایش گذاشته و آنها با مشارکت یکدیگر در سیاست منطقه نقش‌آفرین بوده‌اند. با این حال، روابط دو دولت از تنش‌های دوره‌ای که معمولاً با دوستی و برادری دو کشور همراه بوده است، عاری نیست. از جمله می‌توان به تنش اخیر در مناسبات دو دولت اشاره کرد که حاصل عادی‌سازی روابط ترکیه با ارمنستان می‌باشد. تنش اخیر در مناسبات طرفین، برخلاف تنش‌های پیشین از قدرت تاثیرگذاری بیشتری در روابط دو دولت همراه بود. این موضوع، به‌رغم تلاش‌های گسترده مقامات دو کشور برای عادی‌سازی روابط، تاثیرات جبران‌ناپذیری برای طرفین در برداشته است. به گونه‌ای که اگر درایت و هوشیاری دولتمردان طرفین نبود، شاید تاکنون تبعات حاصل از عادی‌سازی روابط ترکیه  با ارمنستان به تعطیلی در روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه انجامیده بود. شایان ذکر است با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، موضوع قره‌باغ به گونه‌ا‌‌ی مناسبات جمهوری آذربایجان با ترکیه را در ارتباط با موجودیت ارمنستان به هم پیوند داده است و عادی‌سازی روابط     ترکیه- ارمنستان بدون حل بحران قره‌باغ بعید به نظر می‌رسد.

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 95-121

چکیده در سال‌های اخیر روابط میان روسیه و کشورهای حوزه جنوبی دچار تحولاتی گردید. اگرچه روسیه به ایفای نقش اصلی خود در این منطقه ادامه می‌دهد، اما توسعه فعالیت کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای به‌ویژه ایالات متحده و ناتو در حوزه حیاتی روسیه که این کشور  از آن تحت عنوان خارج نزدیک نام می‌برد، چالش‌های جدیدی را در مقابل مسکو قرار داده است. این کشور برای مقابله با این چالش‌ها و برای تامین امنیت ملی و منافع حیاتی خود سعی در ایجاد یک راه‌حل مناسب و با هزینه کمتر دارد. مسکو با توجه به این‌که در شرایط جدید نمی‌تواند همه رقبا را از عرصه سیاسی آسیای مرکزی و به‌ویژه قفقاز حذف نماید، سیاست و تاثیرگذاری آن به سمتی رفته و خواهد رفت که راهبردهای رقبا به نتایج مورد انتظار دست نیابند. همچنین در این زمینه این کشور سعی می‌کند که از موقعیت برتر اقتصادی، سیاسی، نظامی خود در منطقه در جهت کنترل رفتار و سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز در راستای کم‌رنگ کردن حضور عواملی که در نگاه روس‌ها با منافع و امنیت ملی این کشور سازگاری ندارند، استفاده نماید و بدین وسیله در همگرایی کشورهای منطقه با ساختارهای سیاسی و امنیتی غرب تاخیر و مانع ایجاد نماید.

سیاست اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی: منافع و چالش‌ها

سیاست اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی: منافع و چالش‌ها

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 133-159

چکیده سیاست همسایگی اتحادیه اروپا بدنبال طراحی استراتژیک میان مدت جهت ترسیم نوع  مناسبات با همسایگان خویش است که چشم انداز روابط این اتحادیه را با این مناطق به تصویر می‌کشد. در این راستا عدم امکان عضویت این همسایگان در اتحادیه اروپا بدلیل معضلات عمیق داخلی و خارجی و از سویی دیگر منافع و علایق امنیتی، سیاسی و اقتصادی اتحادیه در این کشورها موجب طرح سیاست همسایگی اتحادیه گردیده است. بطوری که اتحادیه اروپا برای برقراری ثبات و توسعه سیاسی و اقتصادی کشورهای سه گانه قفقاز جنوبی بر مبنای ملاک‌ها و استانداردهای اروپایی، سیاست همسایگی اتحادیه اروپا را در خصوص مناسبات دو جانبه با این کشورها ترسیم کرده است، که علاوه بر حفظ ثبات و امنیت در این کشورها، رعایت ارزش‌هایی مانند آزادی، دمکراسی و حقوق بشر ملاک‌هایی هستند که اتحادیه اروپا جهت تعیین میزان همگرایی آنها با استانداردهای اتحادیه اروپایی مورد ارزیابی قرار می‌دهد. در بعد اقتصادی توجه به موقعیت ترانزیتی قفقاز جنوبی برای دسترسی به منابع انرژی حوزه دریای خزر و همچنین تداوم اصلاحات اقتصادی مبتنی بر اقتصاد بازار که وضعیت شفافی را برای سرمایه گذاری شرکت‌های اروپایی در این منطقه فراهم نماید، از جمله علایق و منافع اتحادیه اروپا است. در بعد امنیتی علی‌رغم اعمال نفوذهای مستقیم روسیه برای بهره برداری از منازعات این کشورها با جمهوری‌های خودمختار تجزیه طلب، اتحادیه اروپا با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی بدنبال حل مسالمت آمیز این منازعات به بن بست رسیده است.