کلیدواژه‌ها = اوراسیا
تعداد مقالات: 8
ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا: فرصتهای مقابله با تحریم ها

ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا: فرصتهای مقابله با تحریم ها

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 177-200

محمدصادق غلامی، بهاره سازمند

چکیده تحریم‌های آمریکا علیه ایران، با تأثیرگذاری منفی بر تولید، اشتغال، کسب‌وکار، طرح‌های عمرانی و توسعه‌ای باعث کاهش بازدهی اقتصادی و کاهش درآمد ملی شده است. با گسترش تجارت خارجی با کشورهای همسایه مخصوصاً بعد از توسعه همکاری‌های منطقه‌ای و شکل‌گیری نهادهای اقتصادی منطقه‌ای، امیدهای فرارو برای افزایش همکاری‌های اقتصادی با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا روزافزون شده است. هدف اصلی در این پژوهش شناسایی فرصت‌های عضویت ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا در مقابله با تحریم‌های یک‌جانبه ایالات‌متحده آمریکاست. سؤال اصلی این است که عضویت ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا دارای چه فرصت‌هایی برای مقابله با تحریم‌ها و کاهش اثر آن‌هاست؟ در پاسخ به سؤال پژوهش و با استفاده از چارچوب نظری منطقه‌گرایی نوین، فرضیه‌ پژوهش این است که با توجه به ظرفیت‌های کشورهای عضو اتحادیه و ایران و همپوشانی این ظرفیت‌ها باهم در سایه فرصت‌های موجود، امکان کاهش اثر بخشی از تحریم‌های اقتصادی وجود دارد. ایجاد بستر مناسب برای توسعه دیپلماسی اقتصادی، امکان افزایش همکاری کشورهای تحت تحریم، استفاده از تعرفه‌های ترجیحی، توسعه نگاه منطقه‌ای و آسیایی، ظرفیت تجارت درون منطقه‌ای بین کشورهای عضو اتحادیه، توسعه همکاری کشورهای مستقل با یکدیگر و... برخی از فرصت‌های مطلوب شناسایی‌شده است. پژوهش از نوع کاربردی بوده و ازنظر روش تحقیق تلفیقی از روش کمی و کیفی است که با رویکردی توصیفی- استنباطی و تحلیل محتوا به بررسی فرضیه می‌پردازد.

نظم امنیتی اوراسیا: از ایده تا عمل

نظم امنیتی اوراسیا: از ایده تا عمل

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 229-258

عسگر صفری، سعیده مرادی فر

چکیده تشدید روندهای منطقه ‏ای و جهانی از جمله جنگ روسیه و اوکراین، رقابت فزاینده ایالات‌ متحده و چین، افزایش رقابت‎ های ژئوپلیتیکی فرضیه تغییر در نظم بین‏المللی و منطقه‎ای از جمله اوراسیا را تقویت کرده است. به ویژه اینکه، روسیه و چین نیز در سال‎های اخیر توجه ویژه‏ای به بازطراحی معماری امنیتی منطقه اوراسیا داشته‎اند. سوال اصلی پژوهش حاضر حاکی از آن است که روسیه و چین چه نوع نظم امنیتی منطقه‏ای برای اوراسیا متصور هستند و این نظم جدید واجد چه ویژگی‏هایی است؟ این پژوهش استدلال دارد«روسیه و چین به دنبال ایجاد نظم امنیتی منطقه‏ای ادغام محوردر منطقه اوراسیا می‏باشند. این نظم ماهیت ضدهژمون داشته و مبتنی بر اصولی چون توزیع قدرت و مسئولیت، برابری و احترام به حاکمیت و به‌ویژه تقسیم ناپذیری امنیت است. ماهیت پژوهش کیفی است و فرضیه پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی مورد ارزیابی قرار گرفته است. داده‏ها به روش کتابخانه‎‎ای گرد‏آوری شده است.

فرصت‎های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی

فرصت‎های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی

دوره 25، شماره 108، زمستان 1398، صفحه 141-168

شهرام فرسائی، حاکم قاسمی، بهرام نوازنی

چکیده در­­­­­­­­­­­­­­­ چند سال گذشته دیدگاههای مختلفی در مورد توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران از طریق همگرایی در اتحادیه اقتصادی اوراسیایی مطرح شده است. برخی معتقد هستند، اتحادیه اقتصادی اوراسیایی به دلیل سابقه ارتباطات فرهنگی و اهمیت ژئوپلیتیک اعضای آن و همچنین ضرورت توسعه اقتصادی کشور از طریق همگرایی اقتصادی منطقه‌ای باید مورد توجه سیاست خارجی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد. برخی دیگر معتقد می‌باشند، همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی میتواند، چالشهایی را برای ایران به همراه داشته و زمینه پی‌گیری سیاست‌های توسعه‌گرایی بیشتر روسیه را فراهم آورد و در نتیجه با افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی روسیه در منطقه، ایران هر چه بیشتر گرفتار رقابت ژئوپلیتیک شود. اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﻼش دارد ﺗﺎ فرصت‌های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳـــﯽ ﻗﺮار دﻫﺪ. پرسش اصلی اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ همگرایی جمهوری اسلامی ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی چه فرصتهای اقتصادی را برای کشورمان ایجاد خواهد کرد؟ و این ﻓﺮﺿﯿﻪ را به آزمون گذاشته است ﮐﻪ همگرایی مقدماتی ایران با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیایی باعث خواهد شد، ضمن کاهش فشار تحریمی غرب، بسترهای لازم برای توسعه اقتصادی و تجارت خارجی ایران و بهره مندی از ظرفیت‌های اقتصادی اتحادیه فراهم آید. یافته‌های مقاله حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه‌ای، موید فرضیه مقاله است.  

چگونگی تقابل روسیه و چین با آمریکا در اوراسیا

چگونگی تقابل روسیه و چین با آمریکا در اوراسیا

دوره 24، شماره 102، پاییز 1397، صفحه 1-33

علی آدمی، حسن آئینه وند

چکیده به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان روابط‌بین الملل، قرن بیست و یکم را باید قرن اوراسیا دانست که تسلط بحری و بری بر آن می­تواند آینده چینش قدرت در ساختار نظام بین‌الملل را تغییر دهد. ضرورت برخورداری از موقعیت سوق الجیشی بکر و وجود منابع مادی فراوان برای تبدیل شدن هر کشوری به یک قدرت جهانی باعث گردیده است تا بسیاری از کشورها با هر میزان قدرت در پی افزایش چیرگی و نفوذ خود در این منطقه باشند. ایالات متحده آمریکا از جمله این کشورها است که می­کوشد تحکم همه جانبه خود را در این منطقه افزایش دهد. آمریکا با تکیه بر اصول "توسعه طلبی" و "مداخله‌گرایی" این اجازه را به خود داده است تا در منطقه­ای حضور یابد که هزاران کیلومتر دورتر از خاک آن است. اما از منظر استراتژیست­های آمریکایی دو کشور چین و روسیه به‌عنوان دو ابرچالش جهانی می­توانند با ایجاد یک اتحاد استراتژیک ضد هژمونی آمریکا، مانع تحقق نظم جهانی مورد نظر این کشور شوند. این دو قدرت در دو دهه اخیر توانمندی­های خود را در منطقه اوراسیا در راستا ایجاد اتحاد استراتژیک، شکل دهی به نظم موازنه ­محور و جلوگیری از مداخله قدرت خارجی در امور این منطقه به کار گرفته­اند. اما این اتحاد به­رغم نگاه مشترک هر دو طرف در حوزه نظری، درباره هژمونی آمریکا در حوزه عمل تاکنون محقق نشده­است. شرایط پیش‌گفته این پرسش را به وجود می­آورد که چرا با وجود شکل­گیری هدف مشترک (مقابله با هژمون) میان روسیه و چین در عرصه عمل اتحاد ضد هژمونیک میان دو کشور شکل نگرفته است؟ در واقع چه محدودیت­ها و ملاحظاتی مانع تحقق عملی ایجاد اتحاد ضد هژمون دو کشور در اوراسیا گردیده است؟ به منظور پاسخ به پرسش­های یاد شده این فرضیه مطرح می­شود که مسائلی چون تفاوت نگاه تاریخی روسیه و چین به منطقه، ماهیت روابط دوجانبه آنان با آمریکا و پیشینه متفاوت روابط با آن، اولویت­های متفاوت منافع ملی در کنار تفاوت جایگاه قدرت هر دو بازیگر از جمله دلایل عدم تحقق عملی نظریه اتحاد ضد هژمون می­باشد. 

نقش همکاری‌های اقتصادی در روابط استراتژیک چین و روسیه

نقش همکاری‌های اقتصادی در روابط استراتژیک چین و روسیه

دوره 24، شماره 101، بهار 1397، صفحه 1-28

سید محمد کاظم سجادپور، الهام خلیلی

چکیده بیش از دو دهه است که ­روابط چین و روسیه وارد مرحله همکاری استراتژیک شده است. این روابط حوزه­های گوناگونی را در برمی­گیرد که یکی از آنها همکاری در حوزه­ اقتصاد است. همکارهای دوکشور در حوزه اقتصاد شامل تجارت کالا، انرژی و سرمایه گذاری بوده است. این همکارها که از سطح پایینی در دهه ۹۰ میلادی آغاز گردید در سال‌های پس از آن به‌رغم برخی نوسانات به­طور عمده روندی صعودی داشته و مقامات دو کشور همواره در جهت گسترش آن تلاش کرده‌اند. امروزه استراتژیک بودن روابط چین و روسیه هم مورد تاکید مقامات دو کشور و هم مورد تایید پژوهشگران سیاسی است. ازاین رو در این مقاله تلاش می­شود تا به این پرسش پاسخ داده شود که همکاری­های اقتصادی چین و روسیه از چه میزان اهمیت استراتژیک در چارچوب روابط دو کشور برخوردار بوده است؟ از آنجا که روابط استراتژیک  فاقد تعریفی روشن است در این مقاله تلاش می­شود تا با به­ کارگیری رویکردی توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر ویژگی‌های مورد تاکید یک رابطه استراتژیک در پیشینه­های پژوهشی، ابتدا تعریفی از این رابطه به دست آید و سپس بر مبنای این تعریف اهمیت استراتژیک همکاری­های اقتصادی دو کشور مورد ارزیابی قرار­گیرد. برای پاسخگویی به این پرسش فرض نویسندگان این است که همکاری­های اقتصادی چین و روسیه از اهمیت استراتژیک چندان بالایی برخوردار نبوده است.
   

منافع روسیه در خارج نزدیک با تاکید بر ارمنستان

منافع روسیه در خارج نزدیک با تاکید بر ارمنستان

دوره 23، شماره 100، زمستان 1396، صفحه 1-24

مصطفی خیری، رجب ایزدی

چکیده تلاش برای بازیافت موقعیت قدرت روسیه به­عنوان یکی از بازیگران کلیدی عرصه نظام بین­ الملل را می ­توان ویژگی عمده سیاست خارجی روسیه بعد از به قدرت رسیدن پوتین در این کشور دانست. استراتژی سیاست خارجی کرملین در رابطه با احیا قدرت امپراطوری روسیه و موقعیت ژئوپلیتیک آسیب­پذیر و انزوای سیاسی جمهوری ارمنستان زمینه­ ساز  همکاری­های بیشتر کرملین- ایروان بوده و باعث ارتقا روابط به سطح شراکت استراتژیک گردیده است. شراکت استراتژیک و همکاری­های باثباتی که دو کشور بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی داشته­اند، تامین کننده منافع استراتژیک کرملین در منطقه قفقاز بوده است. با توجه به مطالب مذکور، نوشتار حاضر با هدف بررسی ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی-نظامی نفوذ روسیه در جمهوری ارمنستان به رشته تحریر درآمده است. در این میان مولفین با مطرح کردن این سوال که اتحاد روسیه با جمهوری ارمنستان چه منافعی برای کرملین داشته است؟ این فرضیه را مطرح می‌کنند، تامین منافع سیاسی و امنیتی روسیه از جمله دور کردن زیرساخت­های سیاسی و نظامی غرب (اتحادیه اروپا و ناتو) از منطقه در کنار منافع اقتصادی هدف عمده روسیه از همکاری و اتحاد با ارمنستان بوده است. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نظریه موازنه تهدید استفان والت، منافع روسیه در اتحاد با ارمنستان مورد بررسی قرار گیرد. 

اوراسیا و بازتولید عقلانیِ جنگ سرد (جابجایی در پارادایم منازعه)

اوراسیا و بازتولید عقلانیِ جنگ سرد (جابجایی در پارادایم منازعه)

دوره 14، شماره 63، پاییز 1387، صفحه 47-75

چکیده ظهور بحران در منطقة اوراسیا برای بسیاری از ناظران سیاسی رویدادی غیرمنتظره نبود. با این‌حال بروز این بحران علاوه بر آن که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای به آغاز جنگ سردی دوباره تعبیر گردید؛ پرسش‌های متفاوتو زمینه‌های جدیدی را برای تحلیل در عرصة روابط بین الملل برجای نهاد. یکی از زمینه‌های پیش رو، تفاوت‌های ماهوی بازیگران عرصة این بحران، محتوای منازعه و اهداف این بازیگران در مدیریت این بحران بود. مقالة پیش رو اعتقاد دارد که بر خلاف مرزبندی‌های لرزان، گسست پذیر، قابل معامله و تاریخیِ ایدئولوژی‌ها، که در مقاطع تاریخی خاص امکان بروز تنش‌های سیاسی و نظامی را موجب می‌گردند، بروز تعارض‌های ساختاری و مستمر را می‌توان فارغ از هرگونه دغدغة ایدئولوژیک و در پی نزاع بر سر منافع محسوس دولت‌های ملی، همواره انتظار داشت. فراتر از آن؛ می‌توان مدعی شد که اساساً در بسیاری از مقاطع تاریخی، بحران‌های ناشی از شکاف‌های ایدئولوژیک در واقع روایتگر تعارض دولت‌ها در منافع محسوسی است که خود را در چهرة ایدئولوژی‌ها فرافکنی کرده‌اند. فروپاشی اتحاد شوروی و پایان یافتن جنگ سرد، زمینة بروز تعارض‌های ایدئولوژیک غرب - شرق را از میان برداشت، اما منابع عقلانی این تعارض‌ها که براساس منافع ملیِ محسوس موجودند، همچنان می توانند منشا چالش باشند. فرض ما بر آن است که ظهور بحران در گرجستان نشانه جابجایی در پارادایم منازعه، از منازعه‌ای ایدئولوژیک به منازعه ای عقلانی، براساس مدل هزینه- فایده است. از این رو، بحران گرجستان گونه‌ای بازتولید عقلانی جنگ سرد بدون ایدئولوژی است.

رقابت روسیه و آمریکا در اوراسیا

رقابت روسیه و آمریکا در اوراسیا

دوره 14، شماره 62، تابستان 1387، صفحه 155-171

چکیده              مقاله حاضر به بررسی اختلافات اخیر آمریکا و روسیه در اوراسیا می‌پردازد. روسیه و آمریکا نگرش‌‌ها و منافع کاملاً متفاوتی دارند که بیشترین تعارض منافع میان دو کشور مربوط به حوزه جغرافیایی است که مکیندر آن را «قلب زمین»  لقب داده بود. سال‌‌‌ها است که روسیه خطر پیش‌روی غرب به نزدیکی مرز‌‌های خود را احساس کرده است و درصدد است تا موقعیت بین‌المللی خود را احیا کند و بتواند در مقابل تکروی آمریکا مقاومت کند. تعارض منافع و تفاوت نگرش به مسائل بین المللی در روابط روسیه و آمریکا از چند قرن پیش وجود داشته است ولی فقط به مدت نیم قرن جنگ سرد بر روابط این دو حاکم بوده است. احتمال شکل‌گیری جنگ سرد جدید آن‌گونه که از مفهوم سنتی این واژه مستفاد می‌شود، بعید به نظر می‌رسد. ‌