کلیدواژه‌ها = ژئوپلیتیک
تعداد مقالات: 21
پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733323

زهرا قاسمی کلدهی، امیر نیاکویی

چکیده درگیری متداوم آذربایجان و ارمنستان پیامدهای مهمی بر منافع کشورهای مختلف و همنچنین ژئوپولیتیک منطقه قفقاز دازذد در این میان بررسی پیامدهای این تحولات و تهدیدهای بالقوه آن برای ایران موضوع حائز اهمیتی است بحران قره باغ و درگیری‌های بین آذربایجان و ارمنستان در سپتامبر 2020 و تاثیر آن بر سایر بازیگران منطقه‌ای و بین المللی نشان از اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه و تاثیرات این بحران‌ها بر ایران داشت لذا پژوهش حاضر در جهت پاسخگویی به این پرسش برآمده است که برنامه‌ ساخت‌ کریـدور زنگـه‌زور چـه‌ تهدیـدهایی‌ علیـه‌ منـافع‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران خواهد داشت؟ و در این راستا با بهره‌گیری از نظریه امنیت منطقه‌ای این فرضیه مطرح شده است که ایجاد کریدور زنگه‌زور در خاک ارمنستان، بـر پایة برنامه‌هاى اعلام شده از سوى محور جمهورى آذربایجان- ترکیه، می‌تواند توازن منطقه‌اى قدرت را به ضرر جمهوری اسلامی ایران تغییر دهد؛ بنابراین پیشبرد این پروژه تهدیدى امنیتـی علیـه منـافع ژئوپلتیـک و اقتصادى جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود که اهم موارد آن عبارت‌اند از: امکان تغییر ژئوپلتیک مرزها از طریق انسداد مرز زمینی ایران و ارمنستان؛ امکان همگرایی ارمنسـتان بـا بلـوک غـرب و تشـدید تنهـایی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران؛ کاهش مزیتهاى ترانزیتی ایران در کریدور شمال-جنوب؛ افزایش نفوذ ترکیـه در منطقه؛ به مخاطره افتادن حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی از طریق پیشبرد طرح پـان ترکیسـتی و احیاى قوم گرایی آذرى؛ تقویت حضور ناتو، اسرائیل و روسیه در مرزهاى شمالی کشـور. همچنین در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و اینترنتی جهت گرداوری اطلاعات استفاده شده است.

نشیب و فراز روابط ایران و جمهوری آذربایجان: 2024-2000

نشیب و فراز روابط ایران و جمهوری آذربایجان: 2024-2000

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 223-248

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2061855.1892

محمدباقر حسین پور، اکبر ولی زاده

چکیده منطقه قفقاز جنوبی به عنوان بخشی از حوزه تمدنی ایران، ورای معادلات مربوط به مناسبات دولت-ملت و مرزهای جغرافیایی برای جمهوری اسلامی ایران دارای اهمیت ژئواستراتژیک است. در بین کشورهای قفقاز جنوبی جمهوری آذربایجان به لحاظ وسعت، جمعیت، منابع طبیعی، مرز گسترده با ایران و مذهب تشیع، قومیت آذری و موضوعات فرهنگی و تمدنی برای ایران اهمیت ویژه ای دارد. علیرغم وجود ظرفیت‌های زیاد جهت همگرایی و همکاری بین دو کشور، ناپایداری روابط دوجانبه، مشخصه اصلی روابط دو کشور در طول تاریخ بیش از 30 سال روابط بوده است. دو کشور در روابط دوجانبه وجوه تعامل بسیار دارند به نوعی که دامنه موضوعات دخیل در روابط دو جانبه بسیار زیاد و متنوع می باشد و طیفی از مسائل، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، زیست محیطی و اجتماعی را در بر می‌گیرد. به این جهت مدیریت روابط دو جانبه در چنین شرایطی بسیار دشوار می باشد. علاوه بر اثرات شرایط و تکانه‌های داخلی بر روابط دوجانبه، مسائل منطقه ای و گاهاً فرا منطقه‌ای نیز بر پیچیدگی‌های روابط دوجانبه می‌افزاید. در چنین فضایی یافتن ریشه‌های ناپایداری در روابط دو جانبه حائز اهمیت است. سوال اصلی این پژوهش این است که ریشه های اصلی ناپایداری در روابط چیست؟ در این پژوهش سعی شده با با کاربست نظریه تحلیل لایه‌ای علت‌ها، ریشه‌های موثر در همگرایی و واگرایی دو کشور مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد این تحقیق توصیفی- تحلیل بوده و روش آن کیفی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.

تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی بعد از توافق نوامبر سال 2020 و تاثیر آن بر منافع اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران

تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی بعد از توافق نوامبر سال 2020 و تاثیر آن بر منافع اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 139-172

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731854

علی اکبر جوکار، اکبر ولی زاده

چکیده توافق آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۰ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در خصوص منطقه قره‌باغ، نقطه عطفی در ساختار ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی محسوب می‌شود که مرزهای سیاسی و موازنه‌های امنیتی منطقه را بازتعریف کرده است. این توافق نه‌تنها قدرت بازیگران محلی را تغییر داد، بلکه نفوذ بازیگران فرامنطقه‌ای را نیز گسترش داد و چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی را برای کشورهای همجوار، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، ایجاد نمود. از منظر راهبردی ایران، پیامدهای این تحولات دوگانه است: از یک سو، بازگشایی مسیرهای ترانزیتی و امکان توسعه زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل، فرصت‌های اقتصادی قابل‌توجهی را فراهم ساخته و نقش ایران را به‌عنوان یک بازیگر کلیدی منطقه‌ای تقویت می‌کند؛ از سوی دیگر، تغییر موازنه‌های امنیتی و افزایش حضور نظامی و سیاسی بازیگران خارجی، تهدیدهای بالقوه‌ای برای ثبات مرزهای شمال غربی و امنیت ملی ایران ایجاد می‌کند. این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل کیفی، تحولات ژئوپلیتیک پس از توافق ۲۰۲۰ و پیامدهای آن بر منافع اقتصادی و امنیتی ایران را بررسی و ارزیابی می‌کند. یافته‌ها تأکید می‌کنند که اتخاذ سیاست‌های هوشمندانه، متوازن و چندجانبه در تعامل با بازیگران منطقه‌ای، برای حفظ و ارتقای منافع ملی ایران حیاتی است.

کریدور شمال-جنوب و نقش آن در اقتصاد سیاسی ایران

کریدور شمال-جنوب و نقش آن در اقتصاد سیاسی ایران

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 95-116

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729393

داریوش هوشمند ننه کران، حسین رفیع

چکیده کریدور شمال-جنوب،‌ طرحی اقتصادی-سیاسی است که با هدف تسهیل حمل و نقل و در نتیجه افزایش مبادلات تجاری جهانی طراحی شده است. این طرح که یک پروژه راهبردی و مهم برای کشورهای در مسیر این کریدور یعنی روسیه، ایران، آذربایجان و هند و نیز کشورهای حاشیه آن به شمار می‌رود، در بهره‌مندی این کشورها از اثرات مثبتش می تواند نقش موثری ایفا کند.ایران به دلایل متعدد ژئوپلیتیکی وژئواکونومیکی در مرکز توجه این پروژه مهم و استراتژیک قرار گرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از مبانی نظری رهیافت نئولیبرالیسم و منابع کتابخانه ای و اینترنتی و بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی در صدد بررسی نقش کریدور شمال - جنوب در اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران است، ودر این راستا می کوشد به این سوال پاسخ گوید که کریدور شمال جنوب چگونه می تواند اقتصاد سیاسی ایران را متاثر سازد؟ در پاسخ، این فرضیه مورد بررسی قرار می گیرد که کریدور شمال-جنوب از طریق کاهش زمان و هزینه‌های حمل و نقل، افزایش مبادلات تجاری، ارتقای موقعیت ژئوپلیتیک، کاهش وابستگی به غرب و در نهایت تقویت همکاری‌های منطقه‌ای می تواند اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر قرار دهد یافته های پژوهش، فرضیه تحقیق را مورد تایید قرار می دهد و نیز موید آن است که عملی شدن طرح یاد شده برای تسهیل و تسریع روند دلارزدایی و خنثی سازی تحریم های غرب مهم خواهد بود.

ایران و ژئوپلیتیک دالان زنگه‌زور

ایران و ژئوپلیتیک دالان زنگه‌زور

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 55-94

علی ناصری، ابولفضل شکوری

چکیده در دوره‌های مختلف تاریخی یکی از مناطق مهم ژئوپلیتیکی برای امنیت ایران، منطقه قفقاز جنوبی بوده است. چین درصدد احیای جاده ابریشم تاریخی با طرح نوین یک کمربند - یک‌راه است که در قدیم از چین شروع و از طریق ایران و قفقاز به دیگر نقاط ادامه می­یافت. در طرح این کریدور ایران از جایگاهی اساسی برخوردار است؛ به‌گونه‌ای که از چابهار و از طریق کریدور شمال - جنوب و گذر از ارمنستان، گرجستان و روسیه به دریای سیاه می‌رسد. پس از برقراری آتش‌بس در جنگ دوم قره‌باغ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان توافقی صورت گرفت که یکی از ماده‌های آن طرح بازگشایی راه‌های قدیمی می‌باشد؛ جمهوری آذربایجان برداشتی فراتر از یک‌راه قدیمی زیر نظر ارمنستان دارد و خواهان ایجاد یک کریدور غربی - شرقی در منطقه زنگه‌زور است که مستقیماً زیر نظر باکو باشد. این اقدام از یک‌سو ناقض تمامیت ارضی ارمنستان است و از سوی دیگر موجب از بین رفتن مرز ایران با ارمنستان می‌شود. برنامه‌های جمهوری آذربایجان  و هم پیمانان آن برای ایجاد دالان جدید چه تأثیری بر امنیت ایران دارد؟ داده ‎های پژوهش نشان می‌دهند درواقع این کشورها به دنبال اهدافی نظیر ایجاد دالان تورانی ناتو، منبع انرژی دائمی هستند و درنهایت این زیاده‌خواهی به محاصره ایران در شمال غرب و از دست دادن یکی از گذرگاه‌ها و شاه‌راه‌های قدیمی منتهی می‌شود.

بازی با حاصل جمع صفردر قفقاز جنوبی( با تاکید بر جنگ قره باغ 2020)

بازی با حاصل جمع صفردر قفقاز جنوبی( با تاکید بر جنگ قره باغ 2020)

دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 67-92

مهدی فیض اللهی، حسین پوراحمدی میبدی

چکیده بحران قره ­باغ به مدت ده‌ها سال در وضعیت نه جنگ و نه صلح باقی‌مانده بود که با جنگ دوم قره ­باغ از حالت «منازعه منجمد» خارج شده و قفقاز جنوبی، به خصوص منطقه قره ­باغ را دچار دگرگونی ­های عمیقی کرد. ازآنجایی‌که این جنگ نه امری تصادفی بلکه ریشه در دل تحولات تاریخی منطقه دارد، پرسش اصلی مقاله این است که سیر تحولات تاریخی قفقاز جنوبی چگونه بر ژئوپلیتیک آن منطقه در جنگ قره ­باغ 2020 تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می­شود که وضعیت حاصل‌جمع­ جبری صفر اصل حاکم بر تحولات ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی و میراث ماندگار آن بوده است. این مقاله تاریخ پیچیده قفقاز جنوبی را باتوجه‌به ژئوپلیتیک و مؤلفه‌های اقتصادی و فرهنگی آن، ژئواکونومیک و ژئوکالچر، ارزیابی کرده است و پیامدهای آن را برای جنگ قره ­باغ در سال 2020 بررسی نموده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که جنگ دوم قره ­باغ جنگ قومی - سرزمینی بوده و مؤلفه‌های اقتصادی در شکل ­گیری آن نقش اساسی داشته است. همچنین حاصل‌جمع جبری صفر اصل حاکم و ماندگار در این منطقه است. در این نوشتار از رویکرد پژوهشی قیاسی استفاده شده است که با کاربرد مدل مطالعاتی ژئوپلیتیک در چارچوب مطالعات منطقه­ ای است. تحلیل داده ­ها به‌صورت توصیفی - تحلیلی بوده و داده ­های این پژوهش ‌با ‌استفاده از منابع اینترنتی ‌و ‌‌کتابخانه‌ای‌ گردآوری شده است.

جنگ 2020 جمهوری آذربایجان-ارمنستان و حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ

جنگ 2020 جمهوری آذربایجان-ارمنستان و حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ

دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 93-112

علی بصیری نیا، امین صباغ زاده

چکیده متعاقب بروز درگیری ‏ها میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه ناگورنو-قره‌باغ در نیمه دوم سال 2020، توافق سه‏ جانبه ‏ای میان این دو کشور به میانجی گری روسیه منعقد شد که طی آن با خروج نیروها و اتباع ارمنی از حدود 35 درصد خاک قره ‏باغ کوهستانی، درمجموع حدود ۷۰ درصد مساحت این سرزمین به کنترل باکو و متحدانش درآمد. مقاله حاضردر پی پاسخ به این پرسش است که تغییرات ژئوپلیتیک متعاقب جنگ 2020 جمهوری آذربایجان -ارمنستان چه تأثیراتی بر حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ داشته است؟ در پاسخ به این پرسش با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از چارچوب مفهومی ژئوپلیتیک این فرضیه مورد آزمون قرار گرفت که تغییرات ژئوپلیتیک متعاقب جنگ 2020 جمهوری آذربایجان -ارمنستان هم‌زمان با پیچیده‌تر ساختن بحران منجمد ناگورنو-قره‌باغ به تقویت مواضع باکو منجر شده و دستیابی به راه ‏حل مسالمت ‏آمیز حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ را دشوارتر و توسل به گزینه نظامی را از سوی باکو در پی داشت.

ژئوپلیتیک و هویت اوراسیایی: ایران و سازمان همکاری شانگهای

ژئوپلیتیک و هویت اوراسیایی: ایران و سازمان همکاری شانگهای

دوره 28، شماره 117، بهار 1401، صفحه 71-98

مسعود همیانی، محمد کاظم سجادپور

چکیده به ­دنبال موافقت اعضای بنیان‌گذار شانگهای در بیست و یکمین اجلاس سران با عضویت کامل ایران در این سازمان، مقاله حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال کلیدی زیر است: عضویت کامل ایران در این سازمان شانگهای در میانه تغییرات ژئوپلیتیکی در اوراسیا به چه معناست و تهران چه نقشی می‌تواند در تکامل سازمان جهت ادغام اوراسیا ایجاد کند؟ بر اساس نظریه سازه‌انگاری و ساخت اجتماعی مناطق، یافته‌های این پژوهش با استفاده از روش کیفی و افق بیناذهنی نشان می‌دهد که در یک نگاه بلندمدت، سازمان شانگهای یک سازوکار مهم برای دستیابی به برخی اهداف سیاست خارجی به‌ویژه سیاست "نگاه به شرق" در اختیار تهران قرار می‌دهد. عضویت کامل همچنین مشارکت فعال تهران در شکل‌گیری رژیم‌های امنیتی و اقتصادی منطقه‌ای را تسهیل می‌کند. تهران هم به‌نوبه خود می‌تواند نقش مهمی در تکوین و تکامل سازمان شانگهای ایفا کند زیرا منافع منطقه‌ای ایران ناشی از اهداف کشور برای ایجاد یک جامعه اوراسیایی و جلوگیری از تبدیل‌شدن منطقه به کانون تروریسم و افراط‌گرایی؛ استفاده از ظرفیت‌های ژئواکونومیک کشور برای ایجاد پل ارتباطی بین آسیا و اروپا و همچنین به‌عنوان قطب راه‌های تجاری-مواصلاتی در منطقه، با اهداف سازمان شانگهای منطبق می‌باشد.

هژمونی، ژئوپلیتیک و مناسبات چین - آمریکا

هژمونی، ژئوپلیتیک و مناسبات چین - آمریکا

دوره 25، شماره 105، بهار 1398، صفحه 133-160

جهانگیر کرمی، پریسا شاه محمدی

چکیده برخی واقعیت ­ها، داده ­ها و ادعاهای مطرح شده از سوی صاحب­ نظران سیاست بین‌الملل نشان می­ دهد که چین در مسیر قدرتمندی و در پی آن، هژمونی قرار گرفته و خیزش این دولت، چه مسالمت ­­آمیز و چه چالش­ ­زا، یکی از موضوعات کلیدی سیاست بین­ الملل آینده خواهد بود. اما مسأله اساسی آن است که چین در این مسیر با چه فرصت­ ها و موانعی روبه‌رو بوده و به ویژه عنصر ژئوپلیتیک با توجه به محیط راهبردی آن چه تأثیری بر آینده چین دارد. در چارچوب این مساله مهم، پرسش آن است که عنصر ژئوپلیتیک چه تأثیری بر هژمونی چین در آینده دارد؟ با نگاهی به ادبیات نظری و نیز تجربیات جهانی گذشته می ­توان دریافت که عامل ژئوپلیتیک یکی از عوامل مهم فرصت ­دهنده و محدودکننده هژمونی است و در مورد چین می ­تواند به شدت هم مشکل‌ساز و یا گشایش ­گر شود. نگارندگان این ایده را مطرح می ­کنند که «نقش ­آفرینی دو بازیگر رقیب، یعنی آمریکا و چین در بازتعریف و برساختن ژئوپلیتیک نقشی اساسی دارد و این دو کنشگر آن را نه یک عامل سخت جبری، بلکه به عنوان عنصری وابسته به ایده ­سازی در یک فضای بین­ الاذهانی می ­نگرند و اگرچه آمریکا و غرب به طور کلی از جایگاه مؤثرتری در حال حاضر برای تحقق این امر برخوردارند، اما چین نیز در این خصوص دست بسته نیست و نخواهد بود». 

رویکرد نئومرکانتیلیست روسیه و چین به انرژی آسیای مرکزی

رویکرد نئومرکانتیلیست روسیه و چین به انرژی آسیای مرکزی

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 33-64

حسین رفیع، محسن بختیاری جامی

چکیده کاربرد سیاست‌های نئومرکانتیلیست از سوی قدرت‌های بزرگ دال بر ناکارآمدی طرح‌های مرکانتیلیست استثماری قرن گذشته و ظهور عصر جدیدی از کشمکش و رقابت برای برقراری تعادل تجاری و حداکثرسازی منافع اقتصادی است. اولویت کنترل منابع انرژی آسیای مرکزی سیاست سلطه بر منابع هیدروکربن آنرا در کانون سیاست خارجی قدرت‌های منطقه‌ای روسیه و چین با هدف همگرایی و تثبیت جایگاه برتر نسبت به قدرت رقیب قرار داده است. خیز برای توسعه اقتصادی و همزمان افزایش بهای نفت و گاز در بازار جهانی تکاپوی روسیه برای دستیابی به درآمد ارزی حاصل از تجارت مواد خام و اتکای چین بر شریان حیاتی نفت و گاز به منظور تداوم رشد اقتصادی، طراحی سیاست‌های نئومرکانتیلیست حداکثرسازی کنترل منابع را اجتناب ناپذیر ساخته است. وقوع بحرانهای اقتصادی و سیاسی در روابط روسیه و اتحادیه اروپا و کاهش قیمت استراتژی تجاری روسیه در بخش نفت و گاز را تغییر داد که به افزایش حجم صادرات و همگرایی تجاری با چین برای تامین کسری درآمد ارزی انجامید. در این میان با توجه به رقابت میان دو قدرت منطقه‌ای بزرگ سوال این است که کدام مولفه به تدوین و اجرای سیاست‌های تجاری- اقتصادی نئومرکانتیلیست در منطقه شدت بخشیده است؟ فرضیه اصلی مقاله این است که بهره برداری از منابع غنی نفت و گاز با اهداف کسب درآمد ارزی، تداوم رشد اقتصادی داخلی، حفظ موازنه و تعادل در قیمت‌ها، مقابله با سلطه رقیب بر منابع، پیگیری سیاست‌های نئومرکانتیلیست در منطقه را ضروری ساخته است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی با استناد به کتاب و مقالات لاتین و تارنما‌های معتبر فضای مجازی است.       

تبیین دیپلماسی جدید همسایگی چین نسبت به افغانستان

تبیین دیپلماسی جدید همسایگی چین نسبت به افغانستان

دوره 22، شماره 94، تابستان 1395، صفحه 71-102

نوذر شفیعی، روح الله صالحی دولت آباد

چکیده   توسعه بی‌سابقه روابط چین و افغانستان طی سال‌های اخیر و ورود چین به عرصه تحولات سیاسی افغانستان به عنوان یک بازیگر بی‌طرف حکایت از تکاپوی چین برای ایفای نقشی فعال در عرصه افغانستان آن هم پس از سی سال "سیاست صبر و انتظار" دارد. فرصت خروج ناتو از افغانستان در سال 2014، سبب شده تا چین در چارچوب "رهیافت ژئوپلیتیک همسایگی"، نگاه تازه‌ای به افغانستان داشته باشد؛ نگاهی که برخلاف گذشته، چین را از "یک کشور ناظر بر تحولات افغانستان" به "کشوری مداخلهگر سازنده در افغانستان" تبدیل خواهد کرد. رهیافت ژئوپلیتیک همسایگی چین چهار ویژگی مهم سیاسی، استراتژیک، جغرافیایی و اقتصادی را در بر میگیرد و پکن امیدوار است در چارچوب این رهیافت بخشی از نگرانیهای امنیتی-سیاسی و اقتصادی- تجاری خود را از ناحیه افغانستان بر طرف نماید. نگرانی‌های امنیتی چین و تغییر مهم در شرایط ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک پکن را مجبور کرده تا دیپلماسی فعال‌تری در قبال افغانستان در پیش بگیرد.  
این مقاله در جستجوی پاسخ به این سوال است که دیپلماسی جدید چین در صحنه افغانستان از چه ماهیت و ویژگی‌هایی برخوردار است و پیامدهای آن چیست؟ و بر این فرضیه استوار است که تعامل سازنده با افغانستان، منافع استراتژیک، اقتصادی و امنیتی چین را توسعه خواهد داد که به طور مستقیم با مخاطرات امنیت ملی چین و فرصتهای اقتصادی مرتبط می‌باشد. درواقع، افغانستان تجزیه شده، هرج و مرج و بنیادگرا، برخلاف منافع چین است و تهدیدی برای حفظ ثبات در منطقه خودمختار سینکیانگ است. 
 

تجزیه و تحلیل تاثیر اندیشه نئواوراسیاگرایی بر سیاست خارجی روسیه در بحران اوکراین 2014

تجزیه و تحلیل تاثیر اندیشه نئواوراسیاگرایی بر سیاست خارجی روسیه در بحران اوکراین 2014

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 131-165

علی علی حسینی، حسن آئینه وند

چکیده در سال‌های اخیر تفکر اوراسیاگرایی بیش از هر اندیشه دیگری به سیاست خارجی روسیه به‌ویژه در مناطق خارج نزدیک جهت می‌دهد. این اندیشه بر این باور است که باید در برابر جهان تک‌قطبی ایستاد. به عقیده ولادیمیر پوتین در عصر حاضر، «بهار روسیه» رسیده است و این کشور می‌بایست با دنبال کردن تفکر اوراسیایی، هویت از دست‌رفته خود را احیا کند و یک‌ بار دیگر مناطق از دست‌رفته را به زیر پرچم بزرگ و باشکوه روسیه درآورد. وی در دوره جدید آشکارا و رادیکال‌تر از گذشته از تقابل با غرب و حفاظت از مناطق نفوذ خود استقبال می‌کند؛ مسئله‌ای که در جریان بحران اوکراین در سال 2014 به‌خوبی آشکار شد. بحران اوکراین نشان داد که نظریه اوراسیاگرایی به مرحله عملیاتی شدن، رسیده است و روسیه مسیر بازگشت به شکوه و عظمت دوران تزاری و اتحاد جماهیر شوروی را در پیش‌گرفته است.     این مقاله به دنبال بررسی تأثیر اندیشه اوراسیاگرایی و ژئوپلیتیک به مسائل بین‌المللی در جریان بحران اوکراین است لذا سوال اصلی مقاله این است که رویکرد نئواوراسیاگرایی روسیه چه تأثیری بر مواجهه این کشور با بحران اوکراین گذاشت؟ و این مواجهه تا چه اندازه متأثر از تفکرات نئواوراسیاگرایی و ژئوپلیتیک است؟ فرضیه‌ای نیز طرح می‌گردد که الزامات ژئوپلیتیک روسیه، هویت متمایز روسی، تفکر نئواوراسیاگرایی و محاصره ژئوپلیتیک مسکو توسط ناتو، عوامل اصلی اتخاذ رویکرد سخت‌گیرانه روسیه در قبال بحران اوکراین می‌باشد که موجب اجتناب‌ناپذیری این بحران شده است.

تحولات ژئوپلتیک قفقاز و امنیت جمهوری اسلامی ایران

تحولات ژئوپلتیک قفقاز و امنیت جمهوری اسلامی ایران

دوره 21، شماره 91، پاییز 1394، صفحه 37-64

حمید حکیم، اصغر جعفری ولدانی

چکیده قفقاز جنوبی به لحاظ ژئوپلیتیک همواره از اهمیتی خاص برخوردار بوده و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تغییرات ژئوپلیتیک صورت گرفته در منطقه قفقاز، عاملی بود که باعث اهمیت و تأثیرگذاری بیشتر عوامل ژئوپلیتیک این منطقه گردید. با توجه به همسایگی و اشتراکات تاریخی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با این منطقه، عوامل(ویژگی‏های) ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی را می‏توان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار دانست. لذا سوال مقاله نیز بر همین مبنا شکل گرفته که تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز چه تأثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه نیز این است که ویژگی‏های ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی عواملی تنش‏زا هستند که در کنار ضعف این عوامل برای جمهوری‏های قفقاز و جذابیت آنها برای قدرت‏های منطقه‏ای و فرامنطقه‏ای بهطور مستقیم و غیرمستقیم با ایجاد مواردی مانند تنش، بی‏ثباتی و حضور و نفوذ قدرت‏ها بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران موثر می‏باشند؛ به‎طوری که این تغییرات ژئوپلیتیک، جهموری اسلامی ایران را با افزایش تهدیدها در ابعاد نظامی سیاسی امنیت ملی مواجه کرده است.

تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین از منظر واقع‎گرایی ساختاری تدافعی

تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین از منظر واقع‎گرایی ساختاری تدافعی

دوره 20، شماره 87، پاییز 1393، صفحه 1-32

چکیده اهمیت اوکراین به عنوان یکی از بین‎المللی‎ترین کشورهای جهان به واسطه ویژگی‎های«ژئوپلیتیک»، «ژئواستراتژیک» و «ژئواکونومیک» باعث شده تا این منطقه را به یکی از مهم‎ترین محورهای رقابت میان روسیه و آمریکا در عرصه نظام بین‎الملل مبدل سازد. تلاش‎های آمریکا و غرب برای گسترش ارزش‎های غربی و ترویج دموکراسی در اوکراین، به عضویت درآوردن اوکراین در ناتو و اتحادیه اروپا همگی نشان از جداکردن این کشور از مدار روسیه دارد. لذا از آن‎جایی که هر یک از دو طرف به شیوه‎ای متفاوت عمل می‎کنند، نمی‎توان پایانی برای مناقشه کنونی بین روسیه و غرب به رهبری آمریکا متصور شد. در چنین شرایطی و با وجود تحولات اخیر این سوال پیش می‎آید که آیا واقع‎گرایی تدافعی می‎تواند سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین را تبیین نماید؟ به نظر می‎رسد واقع‎گرایی تدافعی با توجه به شاخصه‎هایی مانند؛ قدرت کلی، مجاورت جغرافیایی، قدرت آفندی و نیات تجاوزکارانه توانایی تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین را داشته باشد.  

ضرورت‌ها و عوامل موثر بر اتحادها در قفقاز جنوبی

ضرورت‌ها و عوامل موثر بر اتحادها در قفقاز جنوبی

دوره 20، شماره 87، پاییز 1393، صفحه 125-148

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تحول بسیار مهمی را در محیط امنیتی مناطق جداشده از آن از جمله قفقازجنوبی به جا گذاشت. پدیداری سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در منطقه قفقازجنوبی موجب گردید تا معادلات امنیتی و الگوی تعاملات منطقه‌ای، تحت تأثیر حضور و تعدد بازیگران و پیچیدگی و تنوع موضوعات منطقه‌ای از جمله مسائل قومی، اختلافات سیاسی و سرزمینی و مشکلات اقتصادی متحول گردد. حضور بازیگران خارجی و متعدد از جمله دولت‌ها و اتحادهای مختلف از مهم‌ترین تحولات امنیتی و اقتصادی کشورهای قفقازجنوبی محسوب می‌شود. مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چرا کشورهای منطقه قفقازجنوبی پس از استقلال به سمت الگوی اتحاد و ائتلاف در سیاست خارجی حرکت کرده‌اند و این استراتژی را در دستورکار خود قرار داده‌اند؟ فرضیه مقاله این است که چالش‌های امنیتی و سیاسی در منطقه، احاطه شدن در بین کشورهای بزرگ منطقه‌ای و ضعف اقتصادی کشورهای منطقه قفقازجنوبی، سبب گرایش آنها به سمت اتخاذ الگوی اتحاد با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شده است. 

تاثیر جایگاه خطوط لوله انرژی بر ژئوپلیتیک منطقه آسیای مرکزی و قفقاز

تاثیر جایگاه خطوط لوله انرژی بر ژئوپلیتیک منطقه آسیای مرکزی و قفقاز

دوره 18، شماره 80، زمستان 1391، صفحه 147-169

سید محمدرضا موسوی

چکیده قبل از فروپاشیاتحاد جماهیر شوروی، خطوط لوله انرژی منطقه آسیای مرکزی و قفقاز در انحصار روس‌ها قرار داشت و ژئوپلیتیک این منطقه  تنها شاهد حضور یک قدرت منطقه‌ای(روس‌ها) بود. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، استقلال هر یک از کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، ضعف اقتصادی روس‌ها در کنترل اینوضعیت و سیاست فضای باز و آتلانتیک‌گرایانه دوران گورباچف و یلتسین باعث حضور بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای  به بهانه بهره‌‌برداری از انرژی این منطقه گردید. سرمایه‌گذاری این بازیگران در اکتشاف و استخراج نفت و گاز و همچنین احداث خطوط لوله برای انتقال انرژی این منطقه از انحصارگرایی روسیه کاسته و تغییرات ژئوپلیتیک را در این منطقه به وجود آورده است.
در واقع، هدف این نوشتار بر این است که نشان دهد احداث خطوط لوله  انتقال انرژی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی چه تاثیری بر ژئوپلیتیک این منطقه داشته است؟ فرض بر این است که احداث خطوط لوله انرژی توسط بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای صرفاً هدف اقتصادی نداشته، بلکه باعث دخالت و نفوذ سیاسی و امنیتی هر چه بیشتر این بازیگران در ژئوپلیتیک منطقه آسیای مرکزی و قفقاز گردیده است که این امر به نوبه خود از میزان نفوذ انحصاری روسیه در حوزه انرژی و مسائل سیاسی و امنیتی این منطقه کاسته است.     

رقابت چین و آمریکا در آسیای مرکزی

رقابت چین و آمریکا در آسیای مرکزی

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 1-24

چکیده از دیرباز همواره رقابت میان قدرت‌های بزرگ در قالب بازیگران مختلف و به صورت گسترده وجود داشته است. در این فرایند، قدرت‌های بزرگ به دنبال گسترش حوزه نفوذ و سیطره خود بر نقاط و حوزه‌های مختلف جهان بوده‌اند. این قدرت‌ها برای تحقق منافع خود از همه ابزارها و امکانات استفاده می‌کنند. از این رو، سیاست بین‌الملل بر اساس شاخص رقابت بین قدرت‌های بزرگ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یکی از مناطق مورد منازعه و رقابت، منطقه آسیای مرکزی و قفقاز است که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ نوعی خلاء قدرت در این منطقه به وجود آمد. شرایط ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک این منطقه موجب تلاش قدرت‌های بزرگ برای حضور و نقش‌آفرینی در آن منطقه شده است. در سال‌های گذشته چین و ایالات متحده به عنوان دو بازیگر مهم در نظام بین‌الملل تلاش فراوانی برای تثبیت نفوذ و قدرت خود در میان کشورهای آسیای مرکزی انجام داده‌اند. در این مقاله، حوزه‌های رقابت میان آمریکا و چین در آسیای مرکزی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. 

چشمانداز امنیتی جهانی شدن در حوزه ژئوپلیتیک قفقاز

چشمانداز امنیتی جهانی شدن در حوزه ژئوپلیتیک قفقاز

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 83-3

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و طرح نظریه ژئوپلیتیک نظام نوین جهانی، اگر چه جهان منتهی به نظمی فراگیر نشد، اما تدوین استراتژیها در جهان از فرایند جهانی شدن تاثیر به سزایی پذیرفت. در این راستا هر یک از حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اطلاعاتی و امنیتی به نحوی از این پدیده تاثیر پذیرفته و چالشهای جدیدی به فراخور این بحث به وجود آمد. منطقه قفقاز، اگرچه به عنوان یکی از مناطق ژئوپلیتیک، همجوار مناطقی چون، روسیه، ایران و آسیای مرکزی قرار دارد، اما با در بر گرفتن قومیتهای خاص و نیز وجود منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی، جغرافیای سیاسی آن تحت الشعاع مسائلی چون ملیگرایی- بنیادگرایی اسلامی قرار گرفته است. این تحقیق در نظر دارد تاثیر پدیده جهانی شدن را بر ساختارهای امنیتی منطقه قفقاز جستجو و ضمن تحلیل ایفای نقش قومیت‌ها و نیز بنیادگرایی اسلامی بر این ساختار، به سازه‌های ژئوپلیتیک استقرار صلح در این منطقه اشاره نماید. به نظر می‌رسد نتایج حاصله بیانگر رقابت روسیه و امریکا در این منطقه ژئوپلیتیک بوده است. از این رو، ساختارهای امنیتی تابع فعالیت‌های این دو کشور و تجزیه و تحلیل سیاست‌های آنان در قفقاز می‌باشد.

تحلیلی بر ابعاد و سطوح مداخله در بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ

تحلیلی بر ابعاد و سطوح مداخله در بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 1-24

چکیده  ناگورنو- قره‏باغ (قره‏باغ کوهستانی)، منطقه خودمختار ارمنی‏نشین در غرب جمهوری آذربایجان و در نزدیکی مرزهای ارمنستان است. این منطقه توسط ارمنی‏های محلی کنترل می‏شود. با این وجود، نه ارمنستان و نه هیچ کشوری در جهان، جمهوری قره‏باغ را به رسمیت نمی‏شناسد. این منطقه از زمان استقلال دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان، منبع بسیاری از اختلافات میان این دو کشور بوده است. هدف از این مقاله، تجزیه و تحلیل ابعاد و سطوح مداخله در بحران ناگورنو- قره‏باغ بر طبق مفهوم «بحران ژئوپلیتیکی» و مبانی و عناصر موجود در آن است. بر این اساس، ابتدا مفهوم بحران ژئوپلیتیکی و عناصر موجود در آن تبیین شده؛ سپس به موضوع و عامل بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ و ابعاد آن اشاره خواهد شد و در نهایت، سطوح مداخله در این بحران از بعد محلی تا ابعاد جهانی و سازه‏ای مورد بررسی قرار خواهد گرفت. چنانچه یافته‏های تحقیق نشان می‏دهد، عدم انطباق مرزهای جغرافیایی با مرزهای قومی، مذهبی و فرهنگی در منطقه قفقاز؛ رویکرد سیاسی رهبران کمونیست در قبال اقوام و جمهوری‏‎های شوروی؛ در پیش گرفتن مواضع سرسختانه از سوی طرفین درگیر؛ عامل رقابت بازیگران خارجی؛ متوازن بودن مناسبات قدرت میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان و ذهنیت تاریخی منفی ارامنه و ترس از محاصره، مهمترین عوامل شکل‏گیری و تطویل بحران قره‏باغ به شمار می‏آیند.

اهداف و منافع چین در آسیای مرکزی پس از یازده سپتامبر؛ از همکاری و همجواری تا دیپلماسی اقتصادی بین‌المللی

اهداف و منافع چین در آسیای مرکزی پس از یازده سپتامبر؛ از همکاری و همجواری تا دیپلماسی اقتصادی بین‌المللی

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 75-88

چکیده همجواری و هم مرز بودن چین با کشورهای منطقه آسیای مرکزی توام با رشد سریع اقتصادی این کشور، شرایط خاصی را بر روابط این کشورها با چین موجب شده است. به طور کلی روابط دوجانبه چین و کشورهای این منطقه از روند جهان شمول دیپلماسی اقتصادی پکن مستثنی نیست. علاوه بر همجواری ژئوپلیتیک و اهمیت خاص این منطقه برای چین، پکن تداوم و گسترش روابط خود با کشورهای این منطقه در عرصه اقتصادی با هدف حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی در داخل و به‌ خصوص مناطق مرزی چون سین کیانگ را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده است. نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی پس از یازده سپتامبر 2001 یک حادثه و واقعیت دور از ذهن برای چینی‌ها، و استراتژی کلی این کشور در قبال مناطق و کشورهای مجاور و همسایه بوده است. مجموعه این عوامل سیاست خارجی چین و طبعاً اهداف و منافع این کشور در آسیای مرکزی را دست‌خوش ملاحظات و اتخاذ استراتژی‌های خاصی کرده است. در این مقاله سعی بر این است تا زوایای گوناگون سیاست خارجی چین در منطقه آسیای مرکزی تشریح و تبیین شود.

عوامل ژئوپلیتیک جمهوری آذربایجان و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

عوامل ژئوپلیتیک جمهوری آذربایجان و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 71-89

چکیده امروزه نقش هر کشور در سیاست‌‌های جهانی تحت تأثیر عوامل ژئوپلیتیکی است و  جغرافیدانان سیاسی معتقدند که قدرت هر کشور به شدت از محیط جغرافیایی آن تأثیر میپذیرد. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی چهره ژئوپلیتیکی جمهوری آذربایجان و منطقه تغییر یافت و به عنوان یکی از بی‌‌ثبات‌‌ترین مناطق بجای مانده از امپراطوری شوروی با خلاء قدرت مواجه گردید. این منطقه به جهت موقعیت ارتباطی و منابع انرژی فراوان به صحنة کشمکش بین بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران به علت همسایگی و اشتراک‌‌های تاریخی و فرهنگی نمی‌تواند به مسائل امنیتی این کشور بی‌توجه باشد زیرا ثبات جمهوری آذربایجان در تأمین امنیت ملی ایران اهمیت بسیار دارد.  ایالات متحده آمریکا به بهانه‌های مبارزه با تروریسم به همراه اتحادیه اروپا و  ناتو در کنار ترکیه، بازیگران فرامنطقه‌ای در منطقه می‌باشند و در صحنه جمهوری آذربایجان حضور فعال دارند. از سوی دیگر، جمهوری آذربایجان به دلیل جهت‌گیری‌ غرب‌گرایانه، ادغام در ساختارهای یورو آتلانتیکی؛ یافتن راه حلی برای غلبه بر بحران قره‌باغ و مشکلات داخلی خود را در خارج از منطقه جستجو می‌کند.