کلیدواژه‌ها = روسیه
تعداد مقالات: 108
شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 198-222

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2067601.1906

محمدجواد حیدریان دولت آبادی

چکیده ظهور مجدد طالبان در افغانستان و در دست‌گیری قدرت در سال ۲۰۲۱، بار دیگر بحث‌های حقوقی و سیاسی پیرامون شناسایی دولت‌ها در حقوق بین‌الملل را زنده کرده است. درحالی‌که بیشتر دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی از شناسایی رسمی طالبان امتناع ورزیده‌اند، فدراسیون روسیه با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه، مسیر تعامل تدریجی و حتی برخی اشکال شناسایی غیررسمی را در پیش گرفته است. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل تطبیقی و حقوقی، به بررسی سازگاری یا تعارض شناسایی طالبان از سوی روسیه با اصول و رویه‌های حقوق بین‌الملل می‌پردازد. در این چارچوب، مفاهیم کلیدی همچون تمایز میان شناسایی «دوفاکتو» و «دوژور»، دولت‌های غیراستاندارد، و تحولات نظم بین‌المللی پسا-غربی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. سپس آثار منطقه‌ای این روند بر منافع جمهوری اسلامی ایران تحلیل می‌شود؛ ازجمله این موارد بهره‌برداری ایران از وضعیت حقوقی مبهم طالبان برای حفظ مزیت‌های امنیتی و دیپلماتیک، تأمین پشت جبهه درحال تنش با غرب و اسرائیل و حفظ برگ ایران توسط روسیه در معامله اوکراین با غرب است. در پایان، مقاله بر ضرورت بازاندیشی در چارچوب‌های حقوقی شناسایی در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی نوین تأکید می‌ورزد.

چرایی و چگونگی همکاری روسیه با جریان راستِ تندرو اروپا از سال 1991 تا 2024 میلادی: مطالعه موردی؛ آلمان، ایتالیا و فرانسه

چرایی و چگونگی همکاری روسیه با جریان راستِ تندرو اروپا از سال 1991 تا 2024 میلادی: مطالعه موردی؛ آلمان، ایتالیا و فرانسه

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 33-60

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2070589.1919

مهدی نوری چورتی، مهدی سنایی

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991م، روسیه به‌دنبال بازتعریف جایگاه خود در نظم بین‌المللی و تاثیرگذاری در سیاست‌های اروپا بوده است. یکی از راهبردهای مسکو، تقویت و حمایت از جریان راست تندرو در کشورهای کلیدی اروپای غربی نظیر آلمان، ایتالیا و فرانسه را شامل می‌شد. این مقاله با روشی کیفی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی به‌بررسی چرایی و چگونگی همکاری روسیه با جریان راست تندرو اروپای غربی (آلمان، فرانسه و ایتالیا) در بازه زمانی 1991 تا 2024م می‌پردازد. از منظر راهبردی، روسیه این همکاری را ابزاری برای تضعیف انسجام اتحادیه اروپا، ناتو و تضعیف ارزش‌های لیبرال غربی می‌داند و در مقابل، احزاب و جنبش‌های راست تندرو اروپایی از حمایت مالی، رسانه‌ای و دیپلماتیک روسیه بهره‌برداری کرده‌اند. این پژوهش، با تمرکز بر سه کشور آلمان (با محوریت حزب آلترناتیو برای آلمان)، فرانسه (جبهه ملی/ اجتماع ملی) و ایتالیا (حزب برادران ایتالیا و لیگ شمال)، ابعاد مختلف همکاری را مورد بررسی قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این روابط نه‌تنها بر سیاست داخلی این کشورها تا حدی تاثیر گذاشته، بلکه به‌یکی از ابزارهای ژئوپلتیک نوین روسیه در جنگ نرم تبدیل شده است.

معمای امنیت روسیه در نوردیک-بالتیک

معمای امنیت روسیه در نوردیک-بالتیک

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 95-116

https://doi.org/10.22034/ca.2025.732613

رضا رحمتی

چکیده از زمان جنگ روسیه با گرجستان در سال 2008، الحاق شبه جزیره کریمه در سال 2014، مداخله در درگیری‌های سوریه در تقابل مستقیم با منافع غرب، تهاجم به بخش‌های شرقی اوکراین در 24 فوریه سال 2022 و مداخله در امور کشورهای دیگر ، بحث‌ها در مورد رفتار و نیات روسیه به‌طور قابل توجهی در مناطقی که چسبندگی جغرافیایی با روسیه دارند، افزایش یافته است. خصوصا که «مسئله اوکراین»، یک ویژگی برجسته غیرژئوپلیتیک داشته که «دولت-ملت‌های دارنده» این ویژگی در همسایگی و اطراف روسیه نیز کم نیستند. مطالعه روندهای سیاست خارجی روسیه در نوردیک-بالتیک و مولفه تاثیرگذار «هم‌وطنان خارج از کشور» روسیه، می‌تواند روندهای ژئوپلیتیک در نوردیک و بالتیک را مورد توجه دهد. سوال اصلی این مقاله این است که وضعیت معمای امنیت چگونه روابط بین روسیه و کشورهای نوردیک-بالتیک را متاثر ساخته است؟ این پژوهش بر اساس درک روسیه نسبت به معمای امنیت، به این موضوع می‌پردازد که معمای امنیت، دامنه تهدیدات امنیتی مسکو را به منطقه بالتیک و نوردیک گسترش داده است. «عدم قطعیت»، «خودیاری» و آنارشی» در رفتار سیاست خارجی روسیه منجر به تضعیف مولفه‌های امنیت ملی در کشورهای نوردیک-بالتیک شده است. این تحقیق تلاش خواهد کرد تا با استفاده از منطق معمای امنیت، به تحلیل رفتار روسیه در مواجهه با نوردیک‌ها و بالتیک‌ها پرداخته است.

راهبرد چین و روسیه در خاورمیانه

راهبرد چین و روسیه در خاورمیانه

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 57-86

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731851

حسین فتاحی اردکانی

چکیده خاورمیانه از گذشته تاکنون به طور قابل توجهی در راهبرد قدرت‌های بین‌المللی دارای اهمیت بوده و نقش مهمی را ایفا می‌کند. چین و روسیه به عنوان دو قدرت بزرگ بین‌المللی برای ایجاد یک نظم چندقطبی تلاش می‌کنند که خاورمیانه از عرصه‌های استراتژیک رویارویی و همکاری آنها شناخته می‌شود. هدف مشترک آنها توسعه نفوذ خود از طریق شکل‌دهی فعالانه به پویایی‌های سیاسی و امنیتی منطقه‌ای برای به چالش کشیدن هژمونی غرب و ایالات متحده می‌باشد. پژوهش حاضر با کاربست چارچوب نظری بازی و به کارگیری روش تبیینی به دنبال پاسخ به این پرسش است که راهبرد چین و روسیه در خاورمیانه چیست؟ یافته‌ها نشان می‌دهد از آنجا که راهبردها تابعی از ابزارها و ادراکات ذهنی بازیگران و واقعیات موجود می‌باشند، دو کشور در یک تقسیم کار به دنبال حضور متعادل مبتنی بر منافع تعریف شده هستند. راهبرد چین اقتصادی با اهداف بلندمدت، عمل‌گرایانه، فرصت‌طلبانه و انعطاف‌پذیر است که نتیجه آن حفظ روابط خوب با همه بازیگران دولتی و اجتناب از به چالش کشیدن منافع ایالات متحده به عنوان ضامن اصلی ثبات و امنیت در منطقه است. راهبرد روسیه نظامی و دفاعی با اهداف پیگیری منافع، حمایت سیاسی و نظامی از برخی کشورهای خاص، فروش کنترل شده تسلیحات، حفظ ثبات منطقه‌ای و مقابله با گروه‌های تروریستی است. از سوی دیگر همپوشانی برخی از منافع آنها را در کنار یکدیگر قرار داده و هر دو تماس‌های دیپلماتیک و سیاسی مکرر را در سراسر منطقه حفظ می‌کنند.

گورچاکوفیسم و عملگرایی در سیاست خارجی روسیه

گورچاکوفیسم و عملگرایی در سیاست خارجی روسیه

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 147-170

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729395

حسین اصغری، جهانگیر کرمی

چکیده چیکده
سیاست خارجی روسیه در بخش زیادی از حیات این کشور و به ویژه در دهه‌های اخیر با مفهوم عملگرایی عجین شده است. اما اینکه چگونه این عملگرایی را می‌توان در رفتار دولتمردان روسی مورد بررسی قرار داد مساله‌ای ست که این مقاله در صدد ارائه تبیینی روشن‌تر از آن است. پرسش اصلی در اینجا آن است که گورچاکوفیسم چگونه می‌تواند در تجربۀ عینی و تاریخی، ابعاد عملگرایی روسی را نشان دهد؟ فرضیه‌ای که ارائه می‌شود آن است که بازگرداندن موقعیت بین‌المللی روسیه پس از شکست در جنگ کریمه 1853 تا 1857و معاهدۀ پاریس از طریق بکارگیری یک دیپلماسی گام به گام و بهره‌گیری از فرصت‌ها و موقعیت‌های محیطی اروپا، گورچاکوف را به عنوان نماد تاریخی عملگرایی روسی معرفی کرده است. برای بررسی این فرضیه تلاش نگارندگان آن بوده تا با استمداد از نظریۀ عملگرایی در سیاست خارجی و روش تحلیل کیفی داده‌های موجود در متون تاریخی در ادبیات سیاسی و تحولات بین‌المللی روسیه مباحث مقاله را مطرح نمایند. یافتۀ اصلی این مقاله آن است که عرصۀ سیاست بین المللی جز از طریق به کارگیری یک دیپلماسی عملگرا، سنجیده و گام به گام نمیتوان منافع ملی را محقق نمود و هر ایدۀ انتزاعی، مادامی که قابلیت تحقق عینی نداشته باشد می‌تواند سرنوشت ملت‌ها و دولت‌ها را به فروپاشی و ناکامی بکشاند.

بررسی سیاست ها و راهبردهای استراتژیک نوین چین و روسیه در خاورمیانه

بررسی سیاست ها و راهبردهای استراتژیک نوین چین و روسیه در خاورمیانه

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 223-248

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729398

محمد یونس بهادری، طیبه محمدی کیا

چکیده امروزروز نقش قدرت‌های نوظهور در خاورمیانه در چارچوب سیاست جهانی و تأثیرگذاری در منطقه بسیار مهم است. از جمله این قدرت‌ها، چین و روسیه هستند که به عنوان دو کشور با توانمندی‌های منحصر به فرد در حوزه سیاست و اقتصاد، توانسته‌اند نفوذ خود را در این منطقه تقویت کنند. این پژوهش به بررسی سیاست‌ها و راهبردهای استراتژیک نوین این دو قدرت در خاورمیانه می‌پردازد. با توجه به اهمیت چین و روسیه به عنوان قدرت‌های نوظهور در خاورمیانه، این پژوهش به درک بهتر راهبردها و سیاست‌های این کشورها در منطقه می پردازد. باتوجه به اهمیت راهبردهای استراتژیکی دو قدرت مذکور در خاورمیانه پرسش اصلی این پژوهش بدین صورت است؛ روسیه و چین چه راهبردهایی را در جهت افزایش و تقویت نفوذ خود در خاورمیانه به‌کار گرفته اند و کدام یک موفق تر عمل کرده است؟ فرضیه پژوهش از این قرار است؛ روسیه و چین با تمرکز بر سه راهبرد اصلی تقویت و توسعه روابط اقتصادی، جستجوی رهبری منطقه ای از طریق افزایش حضور و نفوذ سیاسی و تصویرسازی مثبت از خود در منطقه درصدد افزایش تاثیر و نفوذ خود در خاورمیانه هستند. این پژوهش با بهر گیری از روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای درصدد بررسی این موضوع می باشد.

مروری بر مرور ادبیات امنیت انرژی روسیه و راهبردهای آینده

مروری بر مرور ادبیات امنیت انرژی روسیه و راهبردهای آینده

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 3-34

شهاب الدین شکری، مهدی سنایی

چکیده هدف اصلی تحقیق پیمایش ادبیات امنیت انرژی روسیه با تاکید بر جنگ در اوکراین می باشد. با توجه به تمرکز تحریم‌ها بر توان انرژی روسیه، سوال اصلی آن است که مولفه‌های راهبردی امنیت انرژی روسیه با توجه به تنظیم مجدد روابط انرژی‌محور، و مقابله با تحریم‌های غرب چه می باشند و از چه وزن و سهمی برخوردار هستند. به منظور بررسی ادبیات موضوع از رهیافت نیمه نظام‌مند و نمونه‌گیری غیر احتمالی و قضاوتی استفاده شد. در مرحله اول 90 مقاله و سند علمی در سه حوزه الف-امنیت انرژی و مولفه‌ها، ب-سیاست خارجی روسیه، و ج-تحریم در بازه زمانی 2010 تا 2024 مورد شناسایی قرار گرفتند. بازه زمانی هم به سه دوره تقسیم شد. در این تحقیق از نرم افزار مکس‌کیودا برای تحلیل کیفی و کمّی مرور ادبیات استفاده شد. به منظور افزایش روایی یافته‌های کیفی، از تحلیل کمّی داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS و OrignPro استفاده شد. با توجه به جنس متغیرها، و بررسی توزیع نرمال، از آزمون پارامتری تی-استیودنت ، آزمون‌های ناپارامتریک کای‌اسکور ، یو من-ویت‌نی ، و آزمون همگنی واریانس لون استفاده شد. تحلیل ادبیات امنیت انرژی روسیه نشان داد که در بازه زمانی 2010 تا 2024، تسلیح انرژی، جهت‌گیری شرقی و آسیایی، و امنیت انرژی پایدار با فراوانی نسبی تجمعی 59 درصد، بیشترین چگالی را در میان سایر مولفه‌ها و اکتشاف امنیت انرژی تقاضامحور روسیه به خود اختصاص داده‌اند. در این میان، جهت‌گیری شرقی و سیاست چرخش آسیایی انرژی روسیه به عنوان محور امنیت انرژی این کشور در پی جنگ اوکراین از وزن بیشتری برخوردار بوده است.

قدرت هوشمند روسیه و مناقشهرژیم صهیونیستی و فلسطین (2024-2012)

قدرت هوشمند روسیه و مناقشهرژیم صهیونیستی و فلسطین (2024-2012)

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 201-228

علی اکبرپور آلمه جوقی

چکیده آنارشی نظام بین‌الملل، دولت‌ها را ملزم می‌کند که سیاست خارجی خود را با هدف کسب منافع و اهداف بنا به شرایط موجود تنظیم کنند. در این چارچوب، منافع بسیاری از دولت‌ها نیازمند توضیح است. در پاسخ به این سؤال که قدرت هوشمند روسیه در خاورمیانه با تأکید بر گروه‌های بنیادگرا و مناقشه اسرائیل و فلسطین (2024-2012) به چه نحوی قابل تبیین است، این ادعا مطرح شد که علی‌رغم ارزش منطقه خاورمیانه در چارچوب استراتژی قدرت سخت روسیه، استدلال می‌شود که منافع این کشور در این منطقه می‌تواند به‌عنوان بخشی از استراتژی قدرت هوشمند دیده شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و کاربرد قدرت هوشمند به دنبال بررسی سیاست قدرت هوشمند روسیه در خاورمیانه با تأکید بر گروه‌های بنیادگرا و مناقشه اسرائیل و فلسطین (2024-2012) است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که سیاست خاورمیانه‌ای روسیه با هدف پیشبرد منافع ملی و همچنین تقویت تصویر داخلی و خارجی به‌عنوان کشوری متعهد به حل‌وفصل مشکلات منطقه‌ای قابل تبیین است. درواقع، روسیه برای کاهش هزینه‌های خود در خاورمیانه، به استفاده از قدرت هوشمند به‌صورت کاربرد قدرت سخت در مقابل گروه‌های بنیادگرا و قدرت نرم در خصوص مسئله فلسطین و اسرائیل روی آورده است.

نظم امنیتی اوراسیا: از ایده تا عمل

نظم امنیتی اوراسیا: از ایده تا عمل

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 229-258

عسگر صفری، سعیده مرادی فر

چکیده تشدید روندهای منطقه ‏ای و جهانی از جمله جنگ روسیه و اوکراین، رقابت فزاینده ایالات‌ متحده و چین، افزایش رقابت‎ های ژئوپلیتیکی فرضیه تغییر در نظم بین‏المللی و منطقه‎ای از جمله اوراسیا را تقویت کرده است. به ویژه اینکه، روسیه و چین نیز در سال‎های اخیر توجه ویژه‏ای به بازطراحی معماری امنیتی منطقه اوراسیا داشته‎اند. سوال اصلی پژوهش حاضر حاکی از آن است که روسیه و چین چه نوع نظم امنیتی منطقه‏ای برای اوراسیا متصور هستند و این نظم جدید واجد چه ویژگی‏هایی است؟ این پژوهش استدلال دارد«روسیه و چین به دنبال ایجاد نظم امنیتی منطقه‏ای ادغام محوردر منطقه اوراسیا می‏باشند. این نظم ماهیت ضدهژمون داشته و مبتنی بر اصولی چون توزیع قدرت و مسئولیت، برابری و احترام به حاکمیت و به‌ویژه تقسیم ناپذیری امنیت است. ماهیت پژوهش کیفی است و فرضیه پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی مورد ارزیابی قرار گرفته است. داده‏ها به روش کتابخانه‎‎ای گرد‏آوری شده است.

روسیه و منطقه گرایی در اروپای شرقی و مرکزی

روسیه و منطقه گرایی در اروپای شرقی و مرکزی

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 3-34

جواد شفقت نیاآباد، رضا اختیاری امیری

چکیده تاریخ دیپلماسی اروپا نشان می‌دهد که امنیت روسیه در گرو نفوذ راهبردی این‌کشور در اروپای شرقی و مرکزی است. با فروپاشی اتحادجماهیر شوروی، راهبرد بازیابی جایگاه و امنیت روسیه در اروپای شرقی و مرکزی، نگرانی‌هایی را برای کشورهای منطقه بوجود آورد. در همین ارتباط، وقوع بحران اوکراین در سال 2014 و الحاق کریمه به روسیه، امنیت منطقه و کل اروپا را با چالش جدی مواجه ساخت. لذا کشورهای منطقه درجهت موازنه‌سازی در برابر قدرت و نفوذ روسیه، به تشکیل الگوهای منطقه‌گرایی روی آوردند، که نوعی نگاه ضدروسی بر آن حاکم است. در این میان، جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022، موجب همپوشانی و همسویی در رفتارضدروسی قالب‌های چندجانبه‌ منطقه‌گرایی شده است. با در نظرگرفتن ملاحظات فوق این سوال مطرح می‌شود که منطقه‌گرایی ضدروسی در اروپای شرقی و مرکزی چگونه منافع ملی روسیه را با تهدید مواجه ساخته است؟ فرضیه پژوهش بدین گونه طرح شده است که منطقه گرایی ضد روسی در حوزه شرقی و مرکزی اروپا از طریق همگرایی سیاسی، نظامی و اقتصادی کشورهای منطقه توانسته است منافع و امنیت ملی روسیه را با تهدیدات گوناگونی مواجه سازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که توسعه مناسبات راهبردی کشورهای اروپای شرقی و مرکزی در قالب مثلث‌های همکاری‌جویانه سه جانبه، سازمان‌های منطقه‌ای و ابتکارهای چندجانبه در جهت موازنه‌سازی در برابر روسیه، تهدیدات نظامی- امنیتی، سیاسی و اقتصادی علیه منافع ملی مسکو در منطقه ایجاد کرده است. روش پژوهش کیفی با رویکرد تحلیلی- تبیینی می‌باشد و از نظریه موازنه‌قوا نوواقع-گرایی برای تبیین موضوع بهره گرفته است.

روسیه و انضمام نمودن دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا

روسیه و انضمام نمودن دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 51-80

علی موسائی، عنایت‌الله یزدانی

چکیده حمله نظامی روسیه به اوکراین در 24 فوریه 2022 و انضمام چهار منطقه دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا به فدراسیون روسیه، بزرگ‌ترین درگیری نظامی پس از جنگ دوم جهانی در اروپا محسوب می‌شود که تبیین چرایی رویارویی نظامی روسیه و اوکراین و انضمام این مناطق به فدراسیون را ضروری می‌نماید. ازاین‌رو، هدف اصلی این مقاله، پاسخگویی به این سؤالات است که اولاً چرا روسیه تصمیم به حمله نظامی به اوکراین و انضمام دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا به فدراسیون روسیه گرفت و ثانیاً علل گسترش بحران و موفقیت‌آمیز بودن این انضمام‌ها چیست؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که علت تصمیم روسیه جهت حمله نظامی به اوکراین و انضمام دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا به فدراسیون روسیه رفع تهدیدات ناشی از عضویت احتمالی اوکراین در ناتو بوده است، همچنین تغییرات به وجود آمده در ارزش‌ها و هنجارهای مشترک میان اوکراین و روسیه در طول بحران و اشتراکات و پیوندهای تاریخی، زبانی، قومی- نژادی و مذهبی میان جامعه روسیه با جوامع این مناطق نقش مهمی در گسترش بحران و موفقیت‌آمیز بودن انضمام‌ها داشته‌اند. برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های پژوهش از روش کیفی مطالعه موردی چندگانه بهره گرفته‌شده است. داده‌ها نیز به شیوه کتابخانه‌ای گردآوری و با رویکردی توصیفی – تحلیلی در بستر مفهومی نظریه‌های موازنه تهدید و سازه‌انگاری مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که هم عوامل مادی و هم غیرمادی در حمله نظامی روسیه به اوکراین و انضمام دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا به فدراسیون روسیه نقش داشته‌اند.

سیاست راهبردی فدراسیون روسیه در قطب شمال

سیاست راهبردی فدراسیون روسیه در قطب شمال

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 3-28

دانیال رضاپور

چکیده اهمیت قطب شمال از زمانی نمایان شد که روسیه یک فروند زیر دریایی خود را در دوم اوت سال 2007 به ژرفای 4261 متری اقیانوس منجمد شمالی فرستاد و پرچم این کشور را در بستر این اقیانوس نصب کرد. روسیه، علاوه بر برخورداری از بیشترین مرز بـا قطب و بیشترین حجم منابع تخمین زده­شده در این منطقه و بزرگ­ترین ناوگان یخ­شکن جهان، بـه دلیل موقعیت جغرافیایی منحصربه فرد قطب شمال نسبت بـه آن از لحاظ اشراف بـر مناطق مختلف این کشور برای هرگونه حمله نظامی احتمالی، جایگاه راهبردی و اسـتراتژیک نیز دارد.  هدف اصلی پژوهش ردیابی ماهیت و نقش قطب شمال در سیاست­های راهبردی روسیه و سؤال اصلی پژوهش پیرامون اصول و ماهیت راهبردی سیاست­های روسیه در منطقه قطب شمال است؟ در پاسخ به این سؤال با توجه به اصل تبیین راهبردها بر اساس منافع در چارچوب قدرت این فرضیه مطرح است که راهبردهای روسیه در این منطقه، مبتنی بر شرایط و منشأ و منبع تهدید است و شامل مجموعه­ای از راهبردهای برگرفته از سیاست داخلی در قبال بهره­گیری از منافع اقتصادی و محیط‌زیستی، سیاست خارجی شامل راهبرد تنش و واکنش شدید در مواجه با تهدیدات ناشی از هژمون (گسترش ناتو) و متحدان آن و راهبرد ائتلافی با بازیگران فرامنطقه­ای (چین) است.. روش بر توصیف و تحلیل داده‌های کتابخانه­ای و اینترنتی است.

کریدور غلات در دریای خزر

کریدور غلات در دریای خزر

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 29-54

میکائیل مدیرروستا، محمدرضا دهشیری

چکیده ایران در دریای خزر با چهار کشور ساحلی دیگر همسایه است که از بین آن‌ها دو کشور روسیه و قزاقستان جزو بزرگ‌ترین صادرکنندگان غلات و گندم در جهان هستند. ایران نیز فناوری پیشرفته و توانمندی ویژه‌ای در حوزه فرآوری غلات و تولید غذا دارد که همواره بیشتر ظرفیت آن نیمه‌فعال است. پرسش اصلی این است که کریدور غلات در دریای خزر چه فایده‌ای برای ایران دارد و تهران چگونه می‌تواند زمینه ایجاد و توسعه آن را فراهم کند؟ در این پژوهش از دو نظریه «مزیت نسبی» و «مزیت نسبی محلی» استفاده شده که بر مبنای آن‌ها ایران از فرصت‌هایی مانند فناوری پیشرفته برای فرآوری غلات، چارچوب‌های قانونی نظیر موافقت‌نامه اتحادیه اقتصادی اوراسیا و مسیر جغرافیایی سریع و کوتاه‌تر مانند کریدور شمال - جنوب برخوردار است. به دلیل برخی اشتباهات موجب شده که ایران نتواند به صادرکننده غلات فرآوری‌شده در جهان تبدیل شود. با بهره­گیری از الگوی ترکیه، ایران می‌تواند با تولید غلات موردنیاز خود در داخل، مازاد بر آن را به‌منظور فرآوری از روسیه و قزاقستان وارد کرده و سپس با ایجاد ارزش افزوده آن را به سایر کشورها صادر کند. درنتیجه باتوجه به این عوامل و قابلیت ایران برای انتقال این کالاها، دریای خزر می‌تواند به یک کریدور بین‌المللی در زمینه غلات تبدیل شود که طی آن یک نوع زنجیره ارزش بین سه کشور ساحلی به‌وجود می‌آید.
 

تأثیر استراتژی روسیه در آسیای مرکزی بر امنیت افغانستان (2020 - 2001)

تأثیر استراتژی روسیه در آسیای مرکزی بر امنیت افغانستان (2020 - 2001)

دوره 30، ویژه نامه، تابستان 1403، صفحه 155-178

سید محمد تقی موسوی

چکیده آسیای مرکزی از نگاه روسیه نقطه مهم استراتژیک و هم‌جوار با این کشور تلقی می‌شود و ناامنی در این منطقه در حکم بی‌ثباتی روسی‌هاست. روسیه برای کاهش بی‌ثباتی در آسیای مرکزی با ایجاد پیمان دو یا چندجانبه مبارزه جدی برای تأمین امنیت در کشورهای آسیای مرکزی که هم مرز با افغانستان هستند، داشته است. از سال 2001 تا سال 2020 که در آستانه سقوط کامل دولت مرکزی افغانستان هستیم؛ روسیه سیاست‌های امنیتی گوناگون از تعامل با آمریکا در مبارزه با تروریسم در سال 2001 تا همکاری با طالبان به هدف خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را شاهد هستیم. با توجه به مسئله پژوهش، استراتژی روسیه را می‌توان با توجه به یک چارچوب نظری واقع‌بینانه که برگرفته از واقع‌گرایی تهاجمی "مرشایمر" است، تبیین کرد. سؤال این پژوهش این‌گونه بیان‌شده است. «تأثیر استراتژی روسیه در آسیای مرکزی بر امنیت افغانستان طی سال‌های 2020-2001 چه بوده است؟» استراتژی روسیه در آسیای مرکزی، بعد از سقوط طالبان در راستای افزایش و تقویت امنیت در آسیای مرکزی با توجه به شرایط حاکم برافغانستان بوده است. نگرانی روسیه از بابت قاچاق مواد مخدر و ورود گروه‌های افراطی به آسیای مرکزی باعث تشدید امنیت مرزی بین این کشورها و افغانستان شده است. روسیه در استراتژی خود سعی کرده تا امنیت مرزهای آسیای مرکزی را که هم‌جوار با این کشور است در اولویت استراتژی خود قرار دهد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلیو منابع کتابخانه‌ای تبیین شده است.

واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ

واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 159-196

فاطمه عرفانی، اکبر ولی زاده

چکیده قفقاز جنوبی همواره مورد توجه قدرت‌های بزرگ بوده است و پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991م. به صحنه‌ای برای رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. ایران و روسیه از جمله کشور‌هایی هستند که این منطقه برای آن­ها دارای اهمیت راهبردی است. یکی از بحران‌های مهم قفقاز جنوبی، بحران قره‌باغ است که در طول تاریخ مراحل مختلفی داشته است. جنگ اول قره‌باغ از سال 1991 تا 1994م. ادامه داشته است. جنگ دوم قره‌باغ نیز در 27 سپتامبر 2020م. آغاز شد و به مدت 44 روز ادامه یافت. به باور نگارندگان مفهوم «نوار شکننده» می‌تواند چارچوب مفیدی برای واکاوی رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ‌ اول و دوم قره‌باغ باشد. در این پژوهش، قفقاز جنوبی به عنوان نوار شکننده در نظر گرفته شده است. نگارندگان در پاسخ به این سوال که «دو کشور ایران و روسیه در برابر جنگ‌ اول و دوم قره‌باغ چه رویکردی داشته‌اند و چه عواملی بر رویکرد آن‌ها تأثیرگذار بوده است؟» این فرضیه را مطرح می‌کنند، «عواملی مانند علاقه‌مندی به حفظ استقلال و امنیت منطقه‌ای، میانجی‌گری در منازعات منطقه‌ای، رقابت با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، عوامل داخلی هر کشور و همچنین نیاز به تحقق منافع ملی، در رویکرد ایران و روسیه در قبال جنگ اول و دوم قره‌باغ تأثیرگذار بوده است». برای پاسخ به این پرسش، از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.

پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین در حوزه انرژی و اهمیت ژئوپلیتیکی ایران

پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین در حوزه انرژی و اهمیت ژئوپلیتیکی ایران

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 197-224

افسانه حق بین، منوچهر انصاری

چکیده وقوع حمله روسیه به اوکراین در فوریه سال 2022 میلادی، علاوه بر آسیب رساندن به اقتصاد اوکراین، موجب تحت فشار قرار گرفتن روسیه و کشورهای اروپایی در زمینه تجارت گاز به دلیل از دست دادن شریک تجاری عمده گردیده است. این پژوهش در پی پاسخ به دو سوال اساسی است: 1-جنگ میان روسیه و اوکراین چه تاثیری بر ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در حوزه انرژی داشته است؟ 2-آیا این جنگ بر جایگاه ایران در حوزه انرژی در بازارهای جهانی تاثیرگذار خواهد بود؟ این پژوهش به روش مروری-روایتی انجام شده است. وقایع و تحولات صورت گرفته پس از اقدام روسیه در کاهش قابل توجه حجم گاز انتقالی به اروپا تاکنون نشان دهنده از دست رفتن تدریجی جایگاه سابق اوکراین، روسیه و اتحادیه اروپا در بازارهای جهانی و وابستگی روزافزون کشورهای اروپایی به ایالات متحده آمریکا در تامین انرژی مورد نیاز خود می باشد. در صورت خودداری کشورهای اروپایی از همکاری های تجاری گسترده با کشورهای دارنده منابع عظیم نفت و گاز مانند ایران، علاوه بر تشدید وابستگی آن ها به ایالات متحده آمریکا، آن ها را از دستیابی به منابع انرژی ارزان تر محروم می نماید. .

تاثیر جنگ اوکراین بر آسیای مرکزی: ظهور چین یا پررنگ شدن سیاست چندجانبه‌گرایی

تاثیر جنگ اوکراین بر آسیای مرکزی: ظهور چین یا پررنگ شدن سیاست چندجانبه‌گرایی

دوره 29، شماره 124، زمستان 1402، صفحه 83-114

مریم هاشمی نژاد اشرفی، عباس ملکی

چکیده جنگ روسیه و اوکراین در فوریه 2022 از جهات مختلفی موجب تغییرات در نظام بین‌الملل شد و چشم‌انداز توازن قوا را به‌خصوص در منطقه‌ای چون آسیای مرکزی که روسیه در آن نقش و نفوذ پررنگی دارد، دستخوش ابهام کرد. عواملی چون درگیری نظامی روسیه در اوکراین، و تمرکز این کشور بر توانش بابت برهم زدن معادلات به نفع خود که متعاقباً باعث تغییرات در سیاست‌های ملی و خارجی آن نیز می‌شود، مسیرهایی را برای پرسش‌های جدید باز می‌کند. همچون اینکه آیا جنگ اوکراین و تبعات آن باعث کم‌رنگ شدن نقش روسیه یا حتی می‌توان گفت هژمون روسیه (به‌خصوص از منظر امنیتی) در آسیای مرکزی شده است؟ در این صورت آیا بازیگر تأثیرگذار و قدرتمند دیگر منطقه‌ای یعنی چین قرار است خلاء نفوذ روسیه را پر کند؟ یا اینکه کشورهای منطقه این بار از فرصت استفاده خواهند کرد و بازیگران دیگر منطقه‌ای هم‌چون هند، ترکیه، ایران، و یا فرامنطقه‌ای چون اتحادیه اروپا را در سیاست‌ خارجی خود پررنگ می‌کنند؟ برای پاسخ به این سؤالات این پژوهش اهتمام داشته است، با بهره‌گیری از داده‌های ثانویه و به شیوه کتابخانه‌ای، به بررسی متغیرهای منابع قدرت و نفوذ چین و روسیه در آسیای مرکزی، و تغییرات آن‌ها پس از جنگ اوکراین بپردازد.

راهبردهای روسیه و اتحادیه اروپا و ثبات انرژی اوکراین (2014-2004)

راهبردهای روسیه و اتحادیه اروپا و ثبات انرژی اوکراین (2014-2004)

دوره 29، شماره 122، تابستان 1402، صفحه 87-116

https://doi.org/CA-2310-1714

چکیده اوکراین به دلیل موقعیت جغرافیایی و دارا بودن خطوط متعدد لوله گاز، نقشی مهم در ژئوپلتیک انرژی ایفا کرده است. گرچه وابستگی متقابل میان روسیه، اتحادیه اروپا و اوکراین در حوزه انرژی، امکانی را برای بسط همکاری­ها و درنتیجه چسبندگی ژئوپلیتیک میان آن­ها فراهم آورده، اما شکل­گیری یک رابطه وابستگی متقابل نامتقارن، مناسبات انرژی فی‌مابین را دستخوش تلاطم کرده و درنتیجه بر ثبات انرژی اوکراین تأثیر گذاشته است. بر این اساس، نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که راهبردهای روسیه و اتحادیه اروپا چگونه ثبات انرژی اوکراین را در فواصل سال­های 2004 تا 2014 (انقلاب نارنجی تا انقلاب میدان) تحت تأثیر قرار داده است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که روسیه با پیگیری راهبردهای انرژی خود از طرقی همچون متنوع‌سازی مسیرهای انتقال، اخذ مابه ازاء استراتژیک، افزایش قیمت­، کاهش و حتی قطع جریان انتقال انرژی و تحمیل قراردادهای بلندمدت و استفاده از ابزار انرژی جهت تغییر رفتار رژیم­های واگرا و اتحادیه اروپا از طرقی مانند متنوع‌سازی تأمین‌کنندگان انرژی و مسیرهای انتقال و معطوف نمودن توجه به انرژی‌های تجدیدپذیر بر ثبات انرژی در اوکراین تأثیر گذاشته­اند. در پژوهش حاضر از روش کیفی استفاده و داده­ها براساس منابع     کتابخانه­ای گردآمده­اند.

روسیه و شالوده‌شکنی اوکراین در خارج نزدیک )2014 تا 2023(

روسیه و شالوده‌شکنی اوکراین در خارج نزدیک )2014 تا 2023(

دوره 29، شماره 122، تابستان 1402، صفحه 117-138

https://doi.org/CA-2307-1687(R2)

چکیده جدایی کریمه از اوکراین و ضمیمه شدن آن به قلمرو فدراسیون روسیه در سال 2014 و عملیات ویژه نظامی روس­ها در قبال این کشور از فوریه 2022 به‌عنوان نشانگان زبان‌شناختی تداعیکننده این امر است که روسیه به‌دنبال بسط هر چه بیشتر حوزه نفوذ خود در منطقه­ خارج نزدیک و درعین‌حال جلوگیری از حضور غرب در شاکله ناتو برای بالا بردن ضریب امنیتی خود در آن است؛ بنابراین به دلیل اختلاف بنیادین در نشانگان زبان‌شناختی، تقابل بین روسیه و اوکراین نه‌تنها کاهش نیافته است، بلکه به‌شدت در حمایت­ غرب از سیاست­های اوکراین توسعه یافته است. از طرف دیگر با توجه به اینکه مسئله التفاتی یا اراده سیاست‌گذاران روسیه در جهان پساتاریخی، همچنان بر دو عنصر ذهنیت تاریخی (ژئوپلیتیکی) و ایدئولوژیکی در منطقه ترسیم شده امکان یک راه­حل سریع منطقه­ای برخلاف منافع روسیه را از بین برده است. با این اوصاف سؤال مقاله این­گونه بیان می­شود که با توجه به اراده قدرت توسعه بنیاد با اشکال متفاوت متنی زبان‌شناختی؛ شالوده‌شکنی برخلاف منافع روسیه در خارج نزدیک چه پیامدهایی برای اوکراین در پی داشته است؟ با کمک از گزاره­های زبان‌شناختی پاسخ به این منازعه بدین­گونه مطرح می­شود که تلاش اوکراین برای جدایی از حیطه مجموعه امنیتی منطقه­ای مرکزگرایانه به رهبری روسیه پیامدی همانند جدایی شبه‌جزیره کریمه از اوکراین و اعلام استقلال مناطق روس‌نشین و تکه‌پاره شدن این کشور در سال 2023 داشته است. روش نگارش مقاله به‌صورتبه‌صورت تبیینی- تحلیلی میباشد و با استفاده از منابع کتابخانه­ای، اطلاعات لازم جمعآوری شده است.

جنگ روسیه و اوکراین از منظر حقوق توسل به‌زور

جنگ روسیه و اوکراین از منظر حقوق توسل به‌زور

دوره 29، شماره 121، بهار 1402، صفحه 107-136

بهزاد سیفی

چکیده جنگ روسیه و اوکراین پس از ماه‌ها تنش و حضور نیرو‌های نظامی روسیه در مرز اوکراین، در 25 فوریه 2022 بادستور حمله نظامی همه‌جانبه رئیس‌جمهور روسیه، آغاز شد. توجیهات پوتین برای حمله نظامی بر «عملیات نظامی خاص» در دنباس و عدم‌اشغال اوکراین توسط روسیه، مداخله بشردوستانه به‌دلیل ارتکاب جنایت نسل‌زدایی توسط دولت اوکراین در شرق این کشور بنا شده بود. اما مهم‌ترین توجیه پوتین، مبتنی بر دفاع مشروع فردی پیش‌دستانه به‌علت قریب‌الوقوع بودن تهدیدات اوکراین و ناتو و دفاع مشروع جمعی به‌حمایت از دولت‌های خودخوانده منطقه دنباس است که روسیه پیش ‌از این، آن‌ها را به‌عنوان دولت‌هایی مستقل مورد شناسایی قرار داده بود و معاهده دوستی، همکاری و کمک متقابل را با رهبران دونتسک و لوهانسک منعقد نمود، بنا گردید. ازاین‌رو هدف ازاین پژوهش بررسی جنگ روسیه و اوکراین از منظر حقوق توسل به‌زور می‌باشد. بنابراین، این پژوهش به‌دنبال پاسخگویی به سؤال: آیا استدلال‌های حقوقی روسیه برای توسل به‌زور از منظر حقوق بین‌الملل قابل توجیه می‌باشد؟ می‌باشد. روش تحقیق نوشتار حاضر، توصیفی-تحلیلی و روش جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای-استنادی است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است، روسیه قواعد حقوق بین‌الملل و حق تمامیت ارضی و استقلال سیاسی اوکراین را نقض، و دلایل روسیه برای مشروعیت بخشیدن به تجاوز نظامی به اوکراین، موجه نیست.

واکاوی جنگ روسیه و اوکراین از منظر امنیت هستی شناختی

واکاوی جنگ روسیه و اوکراین از منظر امنیت هستی شناختی

دوره 28، شماره 120، زمستان 1401، صفحه 113-135

پژمان نوروزی، عماد هلالات، امیررضا مقومی

چکیده منازعات و بسیاری از کنش‌های دولت‌ها را می‌توان با امنیت هستی شناختی تحلیل کرد. گاهی دولت‌ها دست به کنش‌هایی می‌زنند که امنیت فیزیکی و رئالیستی آن‌ها را به خطر می‌اندازد. اما دولت‌ها از طریق اتخاذ کنش‌های شرافتی به مقابله شرم برمی‌خیزند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه امنیت هستی شناختی باعث ورود روسیه به جنگ با اوکراین شد؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح شده است که نادیده گرفتن مرزهای امنیت وجودی روسیه توسط غرب و در قالب ناتو، روسیه­ را مجبور کرد برای حفظ و تقویت و یادآوری مرزهای امنیت وجودی خود به غرب، با اوکراین وارد درگیری نظامی گسترده شود. در این پژوهش روش جمع‌آوری داده‌ها، استفاده از اسناد اینترنتی و کتابخانه‌ای بوده که به‌صورت تحلیلی - توصیفی به نگارش درآمده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد جنگ روسیه و اوکراین در چارچوب تئوریک امنیت هستی شناختی مبتنی بر مؤلفه‌های اوراسیا­گرایی، ملی‌گرایی و ژئوپلیتیک روسی که روایت بیوگرافیک روسیه را شکل می‌دهند به وجود آمده است و حمله به اوکراین اتخاذ کنشی شرافتمندانه در راستای پرهیز از شرم توسط روسیه تلقی می‌شود.

تأثیر جنگ 2022 روسیه و اوکراین بر اقتصاد بین‌الملل

تأثیر جنگ 2022 روسیه و اوکراین بر اقتصاد بین‌الملل

دوره 28، شماره 118، تابستان 1401، صفحه 37-60

حمید درج

چکیده تهاجم گسترده روسیه به اوکراین در فوریه 2022 و تحریم‌های مالی شدید اعمال شده علیه مسکو، نه تنها تأثیر اقتصادی بر روسیه داشته است؛ بلکه پیامد این بحران، اقتصاد بین ­الملل از جمله آمریکا و اروپا را نیز تحت تأثیر قرار داده است. تورم ناشی از بحران اوکراین که در حال حاضر، بیشتر اقتصادهای جهان از جمله آمریکا و اروپا را دچار آسیب کرده است؛ به دلیل افزایش شدید قیمت نفت و گاز و محصولات صنعتی و کشاورزی به طور پیوسته در حال افزایش است. از این­رو نوشتار پیش­رو، در تلاش است  به بررسی تأثیر اقتصادی جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022 بر بازیگران کلیدی اقتصاد جهانی، به ویژه آمریکا و اروپا که تحریم‌های مالی شدیدی علیه روسیه اعمال کرده‌اند؛ بپردازد. لذا سؤال اصلی پژوهش عبارت است از این­که جنگ 2022 روسیه و اکراین چه تأثیری بر اقتصاد بین­الملل به ویژه آمریکا و اروپا داشته است؟ فرضیۀ پژوهش این است که با توجه به ابعاد سیاسی و نظامی مناقشه اوکراین؛ رهبران کشورها در تصمیم­گیری‌های خود در خصوص این بحران، مسائل سیاسی را بر مسائل اقتصادی اولویت داده‌اند و این امر باعث شده تا اقتصادی که در دوران جنگ سرد به عنوان سیاست سفلی مطرح بوده است، دوباره تحت تأثیر مسائل سیاست اعلی قرار بگیرد و با رکود و افزایش قیمت جهانی مواجه شود. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است.

جنگ روسیه _ اوکراین و آینده نظم بین‌المللی

جنگ روسیه _ اوکراین و آینده نظم بین‌المللی

دوره 28، شماره 118، تابستان 1401، صفحه 87-113

علیرضا سمیعی اصفهانی، سارا فرحمند

چکیده جنگ در اوکراین، اگرچه به لحاظ ژئوپلیتیک، جنگ شمال-شمال و اروپا-محور به شمار می­آید، اما در عمل درگیری «قدرت جهانی» است که حول محور فروپاشی پیش­بینی شده هژمونی جهانی ایالات­ متحده متمرکز شده و آشکارا صلح آمریکایی را به چالش می­کشد. در چنین شرایطی نگرش، رفتار و عملکرد بازیگران درگیر در جنگ، پیامدهای مهمی می­تواند برای آینده سیاست جهانی درپی داشته باشد. از این­ رو نوشتار پیش­ رو می­ کوشد ضمن بررسی و تحلیل جنگ روسیه و اوکراین بر پایه روش آینده ­پژوهی و تکنیک سناریوپردازی به این پرسش اصلی پاسخ دهد که سناریوهای پیش­روی جنگ روسیه و اوکراین چه خواهد بود؟ و این جنگ چه تبعات و پیامدهایی می­ تواند برای آینده نظم بین­ الملل درپی داشته باشد؟ با بهره­ گیری از این روش، نگارندگان مقاله براین باورند که چهار سناریو در سه دسته بندی می­ توان مطرح نمود: الف)سناریوی مطلوب از منظر روسیه؛ ائتلاف سیاسی- نظامی روسیه و چین؛ مهار آمریکا و ناتو و تغییر قواعد بازی بین­المللی؛ ب) سناریوی محتمل؛ الف) توافق صلح (با بازیگری کشورهایی چون، چین، ترکیه، اسرائیل، فرانسه) و تغییر نظم ساختار نظام بین ­الملل، ب) تداوم جنگ و استمرار تنش در نظم بین­المللی؛ ج) سناریوی ممکن؛ وقوع جنگ هسته ­ای. یافته ­های پژوهش نشان می­ دهد که جنگ اوکراین به عنوان نقطه عطف/محرک بر نظم بین­ الملل تأثیرگذار بوده و پساجنگ اوکراین، نظام بین­ الملل وارد عصر جدیدی خواهد شد. تأثیر این جنگ در سطح بین­ الملل، قطبی­ شدن بیش از پیش امنیت بین ­الملل و ژئوپلیتیک ­تر شدن سیاست بین­ الملل خواهد بود. این جنگ همچنین، سبب تقویت موقعیت رهبری ایالات متحده در سطح جهان، به هزینه شرکای اروپایی شده است.

تحول در موازنه آفند-پدافند روسیه و ایران

تحول در موازنه آفند-پدافند روسیه و ایران

دوره 28، شماره 117، بهار 1401، صفحه 49-70

سکینه هاشمی، محمد توحیدفام، احمد بخشایش اردستانی

چکیده گسترش ناتو و اتحادیه اروپایی به شرق با دامن‏زدن به فضای عدم‏قطعیت راهبردی در مناسبات دولت‏های غربی با روسیه به بهای تشدید معضل امنیت در سراسر اوراسیای مرکزی تمام شده و مسکو را به اتخاذ تصمیم‏های سخت و بعضاً ناسازگار با صلح و ثبات منطقه‏ای واداشته است. در این شرایط، همگرایی دولت‏های خواهان تغییر حکمرانی جهانی می‏تواند رفتارهای تهاجمی علیه نظام سلطه را تعدیل و پدیده تغییر وضع موجود را به‏شیوه مسالمت‏آمیز دنبال نماید. مقاله حاضر این رویکرد را برپایه تأثیر «مناسبات ویژه ایران با روسیه در حوزه‏های راهبردی» بر «پیش‏بینی‏پذیری رفتارهای مسکو و کاهش معضل امنیت در اوراسیای مرکزی به‏واسطه تغییر موازنه در سیاست خارجی و دفاعی روسیه از آفند به پدافند» توضیح می‏دهد. از این رو مقاله به‏دنبال یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش است که «دلایل و شیوه‏های تأثیرگذاری ایران بر تغییر رویکرد آفندی روسیه به‏نفع پدافند و بنابراین، کاهش معضل امنیت در اوراسیای ‏مرکزی کدام‏اند؟» ‏پاسخ اولیه مقاله به بخش چرایی پرسش در «اتحاد طبیعی ایران و روسیه» نهفته است و ‏عمده دلیل اثرگذاری ایران بر تحول در موازنه آفند-پدافند روسیه را نیز در «تهدیدها و دغدغه‏های ‏مشترک ایران و روسیه از جانب غرب و سازواری منافع دو کشور در متوقف‏ساختن ‏توسعه‏طلبی‏های غرب در مرزهای غربی و شمالی» جستجو می‏کند. مقاله پیشرو از نوع توصیفی-تحلیلی ‏بوده و از روششناسی استنتاجی بهره برده است.‏ یافتههای مقاله نیز که به‏طور عمده برپایه استناد به شواهد عینی-تاریخی و استدلال منطقی تجزیه‏وتحلیل شده‏اند بر صدق پاسخ‏های اولیه گواهی می‏دهند.

ایران و روسیه در دریای خزر: رژیم حقوقی و همکاری‌ها

ایران و روسیه در دریای خزر: رژیم حقوقی و همکاری‌ها

دوره 28، شماره 117، بهار 1401، صفحه 99-126

علی تیزتک، حمید احمدی

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، منطقه دریای خزر را از یک موقعیت جغرافیائی محض و آرام خارج نمود و فرصت ها و چالش های زیادی را به لحاظ ژئوپلیتیک برای ایران و روسیه بوجود آورد. این تحول بنیادین باعث تغییر در مرزهای سیاسی پیرامون دریای خزر گردید و بر رژیم حقوقی این دریا هم تاثیرگذاشت. سیاست ها و رویکردهای ایران و روسیه در قبال رژیم حقوقی دریای خزر هم دچار تحول و تغییر اساسی گردید. همزمان با بروز اختلاف نظر و دیدگاه کشورهای ساحلی درباره رژیم حقوقی و نحوه بهره برداری از منابع دریای خزر، زمینه مناسب برای حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقه ای و بزرگ در دریای خزر فراهم شده بود. در چنین شرایطی، همسوئی سیاست های ایران و روسیه برای مدیریت تحولات رژیم حقوقی دریای خزر و جلوگیری از تبدیل دریای خزر به منطقه جدید تنش و همچنین نزدیک نمودن دیدگاه ها و مواضع سایر کشورهای ساحلی بسیار مهم و تاثیرگذار بوده است. پرسش اصلی و محوری مقاله حاضر این است که سیاست‌های ایران و روسیه در قبال رژیم حقوقی دریای خزر چه تاثیری بر گسترش همکاری‌های پنج جانبه میان کشورهای ساحلی دریای خزر داشته است؟ در مقاله حاضر این فرضیه به آزمون گذاشته می شود که سیاست‌های ایران و روسیه در قبال رژیم حقوقی دریای خزر - فارغ از ذهنیت‌های منفی تاریخی گذشته بین دو کشور به دلایلی همچون پیوستگی جغرافیائی، الزامات منطقه ای، سرنوشت مشترک و آسیب پذیری دریای خزر ناشی از حضور قدرت های بزرگ و نگرانی از بروز بی ثباتی و ناامنی در دریای خزر ، بیشتر هم گرا بوده و به تقویت همکاری ها و انعقاد اسناد مختلف همکاری پنج جانبه میان کشورهای ساحلی منجر شده است. مقاله حاضـر از نوع تحلیلی - توصیفی و روش مورد استفاده اسـتنتاجی است و داده ها با استفاده از منابع اینترنتی و کتابخانـه‌ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.