کلیدواژه‌ها = Russia
تعداد مقالات: 99
تحلیلی بر تمایز رفتاری روسیه در اوکراین و شمالگان

تحلیلی بر تمایز رفتاری روسیه در اوکراین و شمالگان

دوره 24، شماره 104، زمستان 1397، صفحه 93-118

سمیه قنبری

چکیده هرچند بحران اوکراین با ایجاد تنش میان روسیه-غرب و اعمال تحریم‏های متقابل، نمایش‎های نظامی و درگیری‏های دیپلماتیک همراه بود، اما تأثیر چندانی بر سیاست‏های فدراسیون روسیه در شمالگان و نظامی‏گرایی روسی در این منطقه نداشته است. هم‏زمان مسکو توانسته است، همکاری در شمالگان را به‏رغم تنش‏های کنونی با غرب کماکان در سطح مطلوبی حفظ نماید و روابط خود را با دیگر بازیگران منطقه‏ای به‏صورت همکاری‏جویانه گسترش دهد. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که «چرا رفتار روسیه در شمالگان به‏رغم رقابت آن با ایالات متحده و غرب غیرمناقشه‏آمیز بوده و چرا احتمال وقوع تجربه اوکراین در شمالگان دور از واقع است؟» برای پاسخ به این پرسش، مولف با تدقیق در دو رویکرد نظری «وابستگی متقابل پیچیده» و «نوواقع‏گرایی» این فرضیه را به آزمون گذاشته است که برتری موضع روسیه در شمالگان و عدم تهدید جدی منافع آن در این منطقه از سوی دیگر قدرت‏ها، بازی روسیه در شمالگان را متفاوت از سایر مناطق رقم زده است به‏گونه‏ای که کسب حداکثری منافع مسکو در شمالگان نیازمند همکاری و دست‏کم پرهیز از بروز تنش در این منطقه است. به همین جهت نیز بحران اوکراین بر فهم مسکو از شمالگان به‏عنوان منطقه همکاری بین‏المللی و صلح تأثیر چندانی نداشته است. یافته‏های مقاله نیز که از نوع مقایسه‏ای بوده و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، درستی فرضیه مقاله را تأیید می‏کند.

جامعه‌پذیری نخبگان پساشوروی و هژمونی منطقه‌ای روسیه

جامعه‌پذیری نخبگان پساشوروی و هژمونی منطقه‌ای روسیه

دوره 24، شماره 104، زمستان 1397، صفحه 157-186

اکبر ولی زاده، شیوا علیزاده

چکیده             مسکو طی سا‌ل‌های پس از جنگ سرد تلاش کرده است از اهرم‌های مختلفی که در دست دارد به منظور حفظ منافع خود در منطقه پساشوروی استفاده کند. می‌توان گفت، اگر در دوران پس از فروپاشی جایگاه روسیه به عنوان یک قدرت جهانی از لحاظ عملی و نظری به چالش کشیده شده و مورد مناقشه بوده باشد، نقش این کشور به عنوان قدرت منطقه‌ای در جمهوری‌های پیشین اتحاد جماهیر شوروی چنین نبوده است. به باور نگارندگان مفهوم «هژمونی منطقه‌ای» می‌تواند، چارچوب مفیدی برای فهم بهتر روابط روسیه با همسایگان آن فراهم کند. تداوم هژمونی منطقه‌ای یک کشور با وجود افول قدرت مادی آن، می‌تواند ما را به واکاوی نقش عوامل غیرمادی رهنمون شود. با توجه به این که ابعاد مادی قدرت روسیه به ضعف‌ها و کمبودهایی دچار شده‌اند و بعید به نظر می‌رسد هژمونی منطقه‌ای تنها با تکیه بر آنها تداوم یابد. در نوشتار پیش‌رو با بهره­گیری از نظریه «جامعه‌پذیری و قدرت هژمونیک» به بررسی شاخص‌ها و مؤلفه‌های غیرمادی قدرت روسیه می‌پردازیم. بر اساس این نظریه، مولفه‌های ذهنی نقش موثری در حفظ هژمونی دارند. بنابراین در پاسخ به این پرسش که «چرا با وجود اعمال سیاست‌های استقلال‌طلبانه در برخی از کشورهای پساشوروی و افول تدریجی ابعاد مادی قدرت روسیه، همچنان هژمونی این کشور در محیط پیرامونی تداوم یافته است؟» به عنوان پرسش اصلی مقاله، نگارندگان این فرضیه را مطرح می‌کنند، «منابع فرهنگی قدرت روسیه هستند که با نقش‌آفرینی در شکل‌گیری ذهنیت نخبگان کشورهای پساشوروی به تداوم هژمونی منطقه‌ای روسیه کمک و کارکرد منابع نظامی و اقتصای را تکمیل می‌کنند». برای پاسخ به این پرسش از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است.

نظام بروکراتیک تصمیم گیری در سیاست انرژی روسیه

نظام بروکراتیک تصمیم گیری در سیاست انرژی روسیه

دوره 24، شماره 103، پاییز 1397، صفحه 1-32

قدرت احمدیان، ندا غلامی

چکیده تشکیل اوپک و سپس بهره ­برداری از نفت به عنوان یک ابزار فشار توسط کشورهای عرب برای مقابله با رژیم صهیونیستی در اوایل دهه 70میلادی نمونه آشکاری از اهمیت سیاسی نفت بود. در عصر جنگ سرد اتحاد جماهیر شوروی سعی داشت برای جلوگیری از کاهش صادرات نفت بعد سیاسی این منبع مهم انرژی را کم­رنگ کند. با سقوط شوروی و غلبه گفتمان لیبرالیسم و غرب‌گرایی در دوره یلستین نفت ماهیت غیرسیاسی خود را حفظ کرد با شروع ریاست جمهوری پوتین به ویژه پس از ظهور جنگ سرد جدید پس از اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003، فدراسیون روسیه به تدریج به سمت تبدیل ابزار اقتصادی نفت به یک ابزار سیاسی و حتی امنیتی متمایل شد. سند " راهبرد انرژی فدراسیون روسیه 2020 " به صراحت اعلام می­ دارد که منابع انرژی بزرگترین ابزار هدایت سیاست خارجی و داخلی روسیه است. این مقاله براساس مواضع فوق حول این پرسش اساسی شکل گرفته است که علت اصلی بهره­ گیری فدراسیون روسیه از منابع انرژی (نفت و گاز) به عنوان یک ابزار سیاسی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی و امنیتی چیست؟ برمبنای چارچوب نظری تصمیم‌ گیری بروکراتیک و در پاسخ به سؤال فوق این فرضیه در مقاله مورد بررسی قرار گرفته است که ملاحظات بروکراتیک داخلی از جمله توازن قدرت و کشمکش­ های درون حکومتی در دولت پوتین عامل اصلی پیوند زدن ابزار ماهیتا اقتصادی نفت به ملاحظات و اهداف سیاست خارجی و امنیتی روسیه است. مناسبات داخلی قدرت به ویژه نقش مرکزی شرکت­های نفتی در تصمیم ­سازی­ های دولت روسیه موجب بهره­ گیری از ابزار انرژی به عنوان یک سلاح سیاسی و امنیتی شده است.

الگوی رفتاری روسیه در نظام بین الملل: تلاش برای دستیابی به موازنه قوای مطلوب (2014-2018)

الگوی رفتاری روسیه در نظام بین الملل: تلاش برای دستیابی به موازنه قوای مطلوب (2014-2018)

دوره 24، شماره 103، پاییز 1397، صفحه 101-130

سید امیر نیاکویی، عسگر صفری

چکیده در دوران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی افزایش نفوذ غرب در حوزه ­های ژئوپلیتیک- امنیت روسیه یکی از عوامل موثر در نوع تعامل مسکو با کشور­های غربی و به ویژه ایالات متحده آمریکا بوده است. محرک­ هایی مانند گسترش اتحادیه اروپا و پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) به شرق، ترویج دموکراسی در فضای پس از شوروی و ابتکار مشارکت شرقی با هدف گسترش روابط اقتصادی اروپا با جمهوری­ های استقلال‌یافته در شکل­ گیری دوگانه اختلاف-همکاری بین روسیه و غرب نقش داشته­ اند. آخرین مورد از تلاش ­های غرب برای افزایش نفوذ در فضای پس از شوروی بحران اوکراین و متعاقب آن انضمام شبه جزیره کریمه از سوی روسیه بود. این بحران وجه اختلاف­ آمیز روابط روسیه و غرب را برجسته کرده و منجر به این گردید که موضوع جنگ سرد جدید در روابط دو طرف مطرح گردد. با توجه به این مقدمه سوال اصلی مقاله حاضر حاکی از این است که از سال 2014 به بعد روسیه چه الگویی را برای تعامل با نظام بین­ المللی و به ویژه غرب اتخاذ کرده است و این الگوی رفتاری دارای چه ویژگی­‌هایی است؟ در پاسخ به این پرسش، نگارندگان استدلال می­ کنند، روسیه از سال  2014 به بعد راهبرد توازن قوا را به عنوان الگوی رفتاری خود برای مواجهه با نظام بین­ المللی و غرب اتخاذ کرد و مهم ­ترین ویژگی­ های توازن قوای روسیه، مقابله­ ای (مقابله با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا) واقع­ گرایانه (پذیرش آمریکا و چین به عنوان بازیگران اصلی) تکیه بر موازنه سخت و نرم و در نهایت منطقه‌­گرایانه است. مقاله حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی به نگارش در آمده است.

دولت روسیه و مسأله‌ غرب، سده‌های اقتباس و مقابله

دولت روسیه و مسأله‌ غرب، "سده‌های اقتباس و مقابله"

دوره 24، شماره 103، پاییز 1397، صفحه 131-160

جهانگیر کرمی، رقیه کرامتی نیا

چکیده اگرچه غرب در سده‌های اخیر مسأله اصلی بسیاری از جوامع و دولت‌ها بوده، اما این موضوع در نسبت با روسیه بسیار بنیادین و متفاوت بوده است. از سده پانزدهم میلادی تا کنون حدود پنج سده است که روسیه در پرتو تحولات ناشی از نوزایی اروپا قرار گرفته و به تعبیری در حاشیه آن، گاه در تعامل و گاه نیز در تقابل با آن به زیست خود ادامه داده است. موقعیت جغرافیایی و شرایط فرهنگی و مذهبی روسیه پیوستگی‌ها و گسستگی‌هایی با غرب داشته که نتایج مهمی در حیات سیاسی و رفتار خارجی این دولت بر جای نهاده و نگاه به غرب را در دوره‌های مختلف به موضوعی اساسی و با نتایج و پیامدهای خاص تبدیل نموده است. با امعان نظر به این موضوع، اینکه دولت‌های روسی چگونه به غرب نگریسته‌اند و این نگرش‌ها چه تأثیری بر رفتار داخلی و خارجی آن ها داشته است و از همه مهم‌تر، علت خاص بودن واکنش‌های دولت‌های روسی و دلایل تبدیل غرب به مسأله اصلی برای این کشور از مهم‌ترین پرسش‌های این نوشتار هستند. فرضیه اصلی این نوشتار آن است که «ریشه‌ رفتار روسیه نسبت به غرب را باید در خصلت پیرامونی‌بودن و سپس در آستانگی آن درک کرد.» در توضیح این ایده نگارندگان باور دارند که روسیه نه توانسته است به غرب ملحق و در آن ادغام شود و نه کاملا از غرب جدا شده و مسیر متفاوتی را در پیش گیرد. 

روسیه و مناقشه قره باغ

روسیه و مناقشه قره باغ

دوره 24، شماره 102، پاییز 1397، صفحه 97-123

مصطفی خیری

چکیده در چارچوب رقابت­های ژئوپلیتیک موجود میان روسیه و غرب، کرملین مناطق خارج نزدیک را در حوزه منافع استراتژیک و حیاتی خود تعریف نموده و از مناقشات سرزمینی حل نشده موجود در این مناطق نظیر بحران قره­باغ  به­عنوان ابزاری برای تثبیت نفوذ خود در جمهوری­های جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی بهره برده است. در این بین مناقشه قره­باغ به­عنوان جدی­ترین مشکل امنیتی قفقاز جنوبی بیش از دو دهه است که تداوم داشته است و مطالعه پویش­های منطقه­ای بر شکنندگی وضعیت نه صلح نه جنگ حاکم و احتمال تشدید دوباره مناقشه اشاره دارد. مناقشه­ای که ظرفیت تبدیل شدن به جنگی تمام عیار میان طرف‌های درگیر را دارد. با توجه به مطالب مذکور، نوشتار حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال اصلی است که تشدید مناقشه قره‌باغ چه فرصت­ها و چالش­هایی برای کرملین می­تواند در پی داشته باشد؟ ایجاد ناامنی در مسیر­های صادراتی انرژی از دریای خزر به سوی بازارهای غربی و استقرار نیروهای روسیه در منطقه قره­باغ و در چارچوب نیروهای حافظ صلح را می­توان مهم‌ترین فرصت پیش­ روی کرملین دانست. در مقابل احتمال درگیر شدن با ترکیه به­عنوان متحد جمهوری آذربایجان و تقویت نفوذ غرب در قفقاز در سایه تشدید بحران چالش­های احتمالی متوجه روسیه خواهند بود. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری ژئوپلیتیک،  احتمال تشدید مناقشه قره­باغ  و چالش­ها و فرصت­های متوجه روسیه  مورد بررسی قرار گیرند.       

نقش همکاری‌های اقتصادی در روابط استراتژیک چین و روسیه

نقش همکاری‌های اقتصادی در روابط استراتژیک چین و روسیه

دوره 24، شماره 101، بهار 1397، صفحه 1-28

سید محمد کاظم سجادپور، الهام خلیلی

چکیده بیش از دو دهه است که ­روابط چین و روسیه وارد مرحله همکاری استراتژیک شده است. این روابط حوزه­های گوناگونی را در برمی­گیرد که یکی از آنها همکاری در حوزه­ اقتصاد است. همکارهای دوکشور در حوزه اقتصاد شامل تجارت کالا، انرژی و سرمایه گذاری بوده است. این همکارها که از سطح پایینی در دهه ۹۰ میلادی آغاز گردید در سال‌های پس از آن به‌رغم برخی نوسانات به­طور عمده روندی صعودی داشته و مقامات دو کشور همواره در جهت گسترش آن تلاش کرده‌اند. امروزه استراتژیک بودن روابط چین و روسیه هم مورد تاکید مقامات دو کشور و هم مورد تایید پژوهشگران سیاسی است. ازاین رو در این مقاله تلاش می­شود تا به این پرسش پاسخ داده شود که همکاری­های اقتصادی چین و روسیه از چه میزان اهمیت استراتژیک در چارچوب روابط دو کشور برخوردار بوده است؟ از آنجا که روابط استراتژیک  فاقد تعریفی روشن است در این مقاله تلاش می­شود تا با به­ کارگیری رویکردی توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر ویژگی‌های مورد تاکید یک رابطه استراتژیک در پیشینه­های پژوهشی، ابتدا تعریفی از این رابطه به دست آید و سپس بر مبنای این تعریف اهمیت استراتژیک همکاری­های اقتصادی دو کشور مورد ارزیابی قرار­گیرد. برای پاسخگویی به این پرسش فرض نویسندگان این است که همکاری­های اقتصادی چین و روسیه از اهمیت استراتژیک چندان بالایی برخوردار نبوده است.
   

جایگاه کلیسا و دیپلماسی مذهبی در سیاست خارجی روسیه، مطالعه موردی: اوکراین و گرجستان

جایگاه کلیسا و دیپلماسی مذهبی در سیاست خارجی روسیه، مطالعه موردی: اوکراین و گرجستان

دوره 24، شماره 101، بهار 1397، صفحه 29-56

نوذر شفیعی، احسان فلاحی

چکیده مذهب مقوله‌‌ای فراتر از سرزمین و مبنایی برای هویت فراملی محسوب می‌‌شود. ازاین‌رو، منبعی برای قدرت نرم در میان کشورهای هم‌‌کیش و عموما همجوار است. جمهوری فدارتیو روسیه و تعدادی از کشورهای حوزه خارج نزدیک ارتدوکس مذهب هستند که در گذشته‌ای نه چندان دور تحت یک واحد سیاسی مشترک به نام اتحاد جماهیر شوروی قرار داشتند. در آن زمان همه سیاست‌‌ها در چارچوب ایدئولوژی کمونیستی طراحی و از جانب مسکو به سایر مناطق کشور دیکته می‌‌شد. اما از 1991 به بعد شرایط دگرگون شد. اگرچه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به معنای پایان تعامل داخلی جمهوری‌‌ها با یکدیگر و تبدیل روابط داخلی آنها به سیاست خارجی بود، اما روسیه کماکان کشوری صاحب نفوذ در خارج نزدیک است. به‌‌طوری‌‌که باقی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ماندن کشورهای منطقه در مدار مسکو، یکی از مهم‌‌ترین اصول سیاست خارجی کرملین است. اما، در فقدان ایدئولوژی کمونیسم روسیه با نوعی خلاء ایدئولوژیک در رابطه با جمهوری‌‌های بازمانده مواجه گردیده است. ازاین‌‌رو، مسیحیت یکی از گزینه‌‌های جایگزین مسکو برای پر کردن خلا مذکور است. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش‌‌ها است که جایگاه کلیسا در سیاست خارجی روسیه چیست؟ و کارایی دیپلماسی مذهبی در قبال گرجستان و اوکراین چگونه بوده است؟ «اگرچه نقش کلیسا در سیاست خارجی مسکو در قالب قدرت نرم تفسیر می‌‌شود، اما دیپلماسی مذهبی روسیه بیش از آن‌‌که در خدمت قدرت نرم باشد، ابزاری برای قدرت سخت در اوکراین و گرجستان بوده است.» این فرضیه در چارچوب نظریه قدرت نرم جوزف نای بررسی شده است.

عملکرد روسیه در مواجه با تحریم‌های اقتصادی غرب (2014-2018)

عملکرد روسیه در مواجه با تحریم‌های اقتصادی غرب (2014-2018)

دوره 24، شماره 101، بهار 1397، صفحه 150-178

مهدی هدایتی شهیدانی

چکیده تحریم‌های اقتصادی همواره آثار مثبت و منفی را در درون کشورهای تحریم‌شده با خود به همراه خواهد داشت. تحریم‌های غرب علیه اقتصاد روسیه از سال 2014 به بعد موجب افزایش فشار تورمی، دشواری دسترسی به بازارهای سرمایه‌ بین‌‌المللی برای وام‌گیرندگان، تضعیف ارزش روبل (واحد پول ملی روسیه) در برابر یورو و دلار و ایجاد تاخیر در خروج  اقتصاد روسیه از رکود را فراهم آوردند. این نتایج موجب شدند تا دولت روسیه به دنبال راه‌‌هایی برای حمایت بیشتر از بخش مالی و اقتصادی در برابر تحریم‌ها باشد و برای مقابله با آثار سوء آنها برنامه‌هایی را تدارک ببیند. سوال مقاله آن است که مهم‌ترین اقدام‌های روسیه در پاسخ به تحریم‌های غرب از چه ویژگی‌هایی برخوردار بوده است؟ فرضیه ارائه شده در مقاله بر این اساس بنیان نهاده شده است که دو اصل عقلانیت راهبردی و کنش متوازن به عنوان عناصر اصلی مواجه با تحریم‌ها در دستور کار مسکو قرار داشته‌اند. برای پرداختن به این نکته، ابتدا مقاله بر تحولات اقتصادی روسیه در سال‌های اولیه تحریم متمرکز خواهد بود. سپس به مهم‌ترین اقدام‌های انجام شده توسط روسیه بر اساس اصل کنش عقلانی و متوازن پرداخته می‌شود. این مقاله بـا گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای و اسنادی و تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها به روش توصـیفی- تحلیلی، شاخص‌های اقتصادی روسیه را در فاصله سال‌های 2014 تا 2018 مورد ارزیابی قرار خواهد داد.  

منافع روسیه در خارج نزدیک با تاکید بر ارمنستان

منافع روسیه در خارج نزدیک با تاکید بر ارمنستان

دوره 23، شماره 100، زمستان 1396، صفحه 1-24

مصطفی خیری، رجب ایزدی

چکیده تلاش برای بازیافت موقعیت قدرت روسیه به­عنوان یکی از بازیگران کلیدی عرصه نظام بین­ الملل را می ­توان ویژگی عمده سیاست خارجی روسیه بعد از به قدرت رسیدن پوتین در این کشور دانست. استراتژی سیاست خارجی کرملین در رابطه با احیا قدرت امپراطوری روسیه و موقعیت ژئوپلیتیک آسیب­پذیر و انزوای سیاسی جمهوری ارمنستان زمینه­ ساز  همکاری­های بیشتر کرملین- ایروان بوده و باعث ارتقا روابط به سطح شراکت استراتژیک گردیده است. شراکت استراتژیک و همکاری­های باثباتی که دو کشور بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی داشته­اند، تامین کننده منافع استراتژیک کرملین در منطقه قفقاز بوده است. با توجه به مطالب مذکور، نوشتار حاضر با هدف بررسی ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی-نظامی نفوذ روسیه در جمهوری ارمنستان به رشته تحریر درآمده است. در این میان مولفین با مطرح کردن این سوال که اتحاد روسیه با جمهوری ارمنستان چه منافعی برای کرملین داشته است؟ این فرضیه را مطرح می‌کنند، تامین منافع سیاسی و امنیتی روسیه از جمله دور کردن زیرساخت­های سیاسی و نظامی غرب (اتحادیه اروپا و ناتو) از منطقه در کنار منافع اقتصادی هدف عمده روسیه از همکاری و اتحاد با ارمنستان بوده است. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نظریه موازنه تهدید استفان والت، منافع روسیه در اتحاد با ارمنستان مورد بررسی قرار گیرد. 

بررسی پیوند میان کد و ژنوم در سیاست خارجی روسیه و افغانستان

بررسی پیوند میان کد و ژنوم در سیاست خارجی روسیه و افغانستان

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 27-49

سید محمدکاظم سجادپور، محمدتقی جهانبخش

چکیده ژنوم ژئوپلیتیک، نقشه ژنتیک سیاست هر کشور است که رفتار کشورها را در عرصه داخلی و به ویژه خارجی تحت تأثیر قرار می‌دهد. کشورها ژنوم‌های سایر بازیگران را به عنوان کدهای ژئوپلیتیک در نظر می‌گیرند. تعامل یا تقابل کد/ ژنوم کشورها فضایی را ایجاد می‌کند که می‌تواند هم راستا یا مغایر با منافع ملی و منطقه‌ای باشد. به‌طور مشخص این مقاله در پی پاسخ گفتن به این پرسش است که «در عرصه تقابل سیاست‌خارجی اهرم‌های ژئوپلیتیک تا چه اندازه تأثیرگذار هستند»؟ در ارتباط با کشور افغانستان ژن‌های ژئوپلیتیک فعال و غالبی وجود دارد که عبارت هستند از تنوع قومی مواد مخدر،  افراط‌گرایی و تروریسم، موقعیت حائل، بی‌ثباتی سیاسی و ماهیت تحمیلی مرزها و محصور بودن در خشکی و در ارتباط با روسیه ژن‌های غالب و فعال گستردگی قلمرو، افراط‌گرایی، جدایی‌طلبی و تروریسم، قاچاق موادر مخدر و گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به شرق، وجود دارد که سیاست‌خارجی هر دو کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر این اساس، روسیه برای مقابله با تهدیدهای ناشی از ژنوم‌ها افغانستان به صورت کنشی عمل نموده است، اما افغانستان به علت عدم عدم اولویت‌بندی ژئوپلیتیک در سیاست خارجی در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای رفتار خود را براساس مؤلفه‌های سلبی و ایجابی ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر روسیه دسته‌بندی ننموده است و در عرصه سیاست خارجی بیشتر به صورت واکنشی عمل نموده است. روش پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی است.

ابتکارهای راهبردی قدرت‌های آسیایی در منطقه خزر

ابتکارهای راهبردی قدرت‌های آسیایی در منطقه خزر

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 51-88

هادی سلیمانپور

چکیده تعاملات منطقه خزر در قلب ژئوپلیتیک جهان با مناطق پیرامونی خود تاثیر بلافصل بر معادلات راهبردی جهانی دارد ولی این منطقه به‌صورت تاریخی در معادلات جهانی "حاضر غائب" تلقی می‌گردد. فرامنطقه با تشخیص ظرفیت‌های بی‌بدیل خزر در انتظار تفسیری منطقه‌ای از جایگاه منطقه خزر در آینده نظام بین‌الملل است، اما منطقه هنوز روایتی راهبردی از خود ارایه ننموده است. چگونه می‌توان روایت منطقه‌ای از ظرفیت‌های ژئواکونومیک حوزه خزر را با استفاده از ابتکارات راهبردی چین و هند در این حوزه به اجماع رسانید؟ این سوال اصلی نوشتار حاضر است. همزمان نقش ایران در توازن رقابت راهبردی چین و هند در این حوزه و توان روسیه و ایران در ارتقای منطقه‌گرایی در منطقه خزر مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این مقاله از روش                     توصیفی _ تحلیلی و مطالعات کتابخانه‌ای و گفتگوی حضوری با خبرگان منطقه و فرامنطقه بهره گرفته شده است. نتایج مقاله بیانگر آن است که تحول در نظام منطقه‌ای و فرصت‌های ناشی از ابتکارات راهبردی هند و چین امکان اجماع سازی با به کارگیری دیپلماسی در حوزه‌های ژئواکونومیک و دستیابی به همگرایی منطقه‌ای مبتنی بر رقابت تعاملی و متعارف و ترابط با قدرت‌های آسیایی را ارتقا داده است. 
 

تاثیر تحولات ژئوپلیتیک اوکراین بر امنیت روسیه از منظر ژئوپلیتیک انتقادی

تاثیر تحولات ژئوپلیتیک اوکراین بر امنیت روسیه از منظر ژئوپلیتیک انتقادی

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 89-123

محمدحسن شیخ الاسلامی، صارم شیراوند

چکیده گرایش­های سیاسی جمهوری­های اتحاد جماهیر شوروی، پس از فروپاشی در سه دسته « گرایش به مرکز و پیگیری سیاست­های هم­سو با روسیه مثل بلاروس»، «پیگیری سیاست بینابین» و «سیاست­های ضدروسی و همسو و نزدیک به غرب» قابل تقسیم است. اوکراین در دوران پساشوروی نظربه­ اهمیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک آن به یک حوزه کشمکش میان غرب و روسیه مبدل شده است. درگیری و کشمکشی که شکاف­های هویتی اوکراین بسترساز ورود قدرت­های بزرگ فرامنطقه­ای به آن شده است و معمای امنیتی و عدم‌قطعیت در روابط قدرت­های بزرگ نیز به­عنوان پیامد ساختار آنارشیک نظام بین­المللی بر پیچیدگی­های آن افزوده است. سوال مقاله این است که چرا و چگونه اوکراین در بینش ژئوپلیتیک و سیاست امنیتی فدراسیون روسیه دارای نقشی مهم است؟ و اساسا چرا امنیت روسیه متأثر از تحولات ژئوپلیتیک اوکراین است؟ فرضیه مقاله عبارت است از اینکه روسیه در سیاست­گذاری امنیتی خود در جهان پساتاریخی، همچنان بر دو عنصر ذهنیت تاریخی و ژئوپلیتیک تأکید دارد به­همین دلیل کدهای ژئوپلیتیک مناطق پیرامونی (خارج نزدیک)را با منافع خود تعریف می­کند و امنیت خود را طبق نظم ژئوپلیتیک  مطلوب خود تعریف می­کند، لذا روس‌ها به اوکراین نگاه محوری دارند، انتخاب کدهای ژئوپلیتیک غرب­گرا، باعث کاهش قدرت و تنزل جایگاه بین­المللی روسیه در نظام بین­الملل و ورود غرب به حوزه سنتی ژئوپلیتیک  این کشور و در نهایت تهدید جدی برای امنیت ملی آن می­گردد و ازطرفی دیگر، قرارگیری اوکراین در مدار ژئوپلیتیک روسیه به­معنای وجود یک منطقه حائل جهت جلوگیری از گسترش تهدیدهای امنیتی با محوریت غرب، علیه جایگاه و نفوذ منطقه­ای و بین­المللی این کشور است. 

محدودیت‏های مشارکت روسیه و چین در شمالگان

محدودیت‏های مشارکت روسیه و چین در شمالگان

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 125-153

سمیه قنبری

چکیده در نگاه نخست، همکاری مسکو و پکن در زمینه توسعه منابع انرژی و زیرساخت‏های حمل‏ونقل دریایی و ریلی در بخش روسی شمالگان همچون هدفی است که روسیه و چین می‏توانند برای تحقق آن به‏طور نزدیک با یکدیگر همکاری داشته باشند و در این‏خصوص منافع مکمل دارند. اما واقعیت این است که همکاری این دو کشور در شمالگان پیشرفت چندانی نداشته است و به‏جز همکاری در طرح گاز طبیعی مایع در شبه جزیره یامال، هنوز نتایج واقعی چندانی برای عرضه وجود ندارد. بر این اساس، مقاله پیش‏رو در پی یافتن پاسخی برای این سؤال است که «چرا روسیه و چین به‌رغم داشتن اهداف و منافع مشترک و نزدیک به‏هم در بهره‏برداری از منابع بخش روسی شمالگان، تاکنون نتوانسته‏اند به سطح پیشرفته‏ای از مشارکت و همکاری در این‏خصوص دست یابند؟» تحلیل موقعیت و اهداف منطقه‏ای و جهانی روسیه و چین به‏مثابه دو قدرت بزرگ جهانی و شرایط حاکم بر سیاست بین‏الملل، نشان می‏دهد که دولت‏ها و به‏ویژه قدرت‏های بزرگ به‌رغم برقراری روابط همکاری‏جویانه با یکدیگر، همواره نگران سهم خود از همکاری در مقایسه با سهم شرکایشان که عملا رقبایشان نیز محسوب می‏شوند، هستند. یافته‏های مقاله نیز که از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و با روش تجزیه‏وتحلیل عّلی در چارچوب نظری واقع‏گرایی تدافعی انجام شده است، نشان می‏دهد که اصلی‏ترین مانع در توسعه همکاری میان چین و روسیه در شمالگان، نگرانی متقابل این دو کشور از دستاوردهای بیشتر طرف مقابل است. راه غلبه بر این مانع نیز توسعه همکاری چین-روسیه در آسیای مرکزی و استفاده از ظرفیت‏های دوستان مشترک همچون ایران خواهد بود.

فرهنگ سیاسی روسیه: ریشه‌ها، ابعاد و پیامدها

فرهنگ سیاسی روسیه: ریشه‌ها، ابعاد و پیامدها

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 155-188

جهانگیر کرمی، رقیه کرامتی نیا

چکیده فرهنگ سیاسی از جمله مفاهیمی است که در دهه‌های اخیر برای تبیین رفتارهای سیاسی مردمان یک جامعه با همدیگر و با دولت‌ها و تعاملات دولت‌ها با مردم مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. فرهنگ سیاسی امری پویاست که در گذر زمان شکل گرفته و جریان می‌یابد. در روسیه نیز در سال‌های اخیر به دنبال تحولات پس از فروپاشی کمونیسم و دوران یلتسین و سپس با روی کار آمدن و تداوم نظام سیاسی جدید به وسیله پوتین، این موضوع برای تحلیل تداوم و پایایی پوتینیسم بسیار مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اصلی این مقاله این استکه فرهنگ سیاسی روسیه چه تحولاتی داشته و در دوره جدید در چه وضعیتی است؟ در پاسخ به سوال فوق این فرضیه اصلی مطرح می‌شود که فرهنگ سیاسی روسیه از شکل سنتی آن در دوره پیش از پتر با مدرنیسم و الزامات آن همزیستی یافته و در دوره جدید با وجود تحولات مهم در حوزه ارتباطات و نهادهای مدنی همچنان بازتولید شده و بر رفتارهای سیاسی تاثیرگذار بوده است. برای بررسی این موضوع، نخست به ارائه مفهوم فرهنگ سیاسی پرداخته و سپس تطور و تکوین آن را در روسیه بحث کرده‌ایم. ابعاد و ویژگی‌های فرهنگ سیاسی روسیه موضوع بحث بعدی است و در پایان تاثیر آن را بر جامعه ارائه نموده‌ایم. موضوع روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و برای اجرای آن از روش کتابخانه‌ای و فضای مجازی استفاده شده است.  

اهمیت نقش انرژی در سیاست خارجی روسیه

اهمیت نقش انرژی در سیاست خارجی روسیه

دوره 23، شماره 98، تابستان 1396، صفحه 33-66

عبدالرضا فرجی راد، روح الله صالحی دولت آباد

چکیده امـروزه در روابط بین الملل سلطه بـرکـانـون­هایتولید و منبع نفت وگاز و مسیر انتقال آنها اساس کار بسیاری از سیاستگذاران را تشکیل می­دهد وکشورهایی کـه دارای سیاست انـرژی محور هستند غـالب تصمیم­هـای خود را بـا تکیه بـر پشتوانه انرژی اتخاذ می­نمایند.روسیه کشوری است که از اهرم انرژی برای بازسازی قدرت خود استفاده می­نماید و در زمینه صادرات گاز طبیعی به اروپا ایفاگر یک نقش اساسی می‌باشد. روسیهبا نگاهبه کاهش توان نظامی، تنزل موقعیت سیاسی و مشکلات ساختاری اقتصاد خودو نیز متأثر از اصل کارآمدی ابزارها و استفاده از کارآمدترین آنها در رویکرد عمل‌گرایی، منابع انرژی را مهم­ترین برگ‌ برنده خود در عرصهرقابت‌های‌ بین‌المللی می‌داندو بر همین اساس تلاش‌ فزاینده‌ای را برای استفاده از منابع انرژی به عنوان سلاحی سیاسی و اهرمی مهم در سیاست خارجی مدنظر قرار داده است. سوال اصلی مقاله این است که روسیه از چه راهبردهایی در حوزه انرژی در سیاست خارجی استفاده می­کند و هدف از اعمال این سیاست‌ها چیست؟ و بر این فرض استوار است که روسیه تلاش می‌کند از اهرم انرژی در تعامل خود با سایر کشورها به نحو مطلوبی بهره گیرد و با کنترل بخشی از بازار انرژی نقش یک بازیگر مهم سیاسی و ژئوپلیتیک جهانی را با موفقیت ایفا کند و با استفاده از برگ انرژی به عنوان یک سلاح در پی بازسازی امپراتوری خود است. 

تاثیر بحران سوریه بر روابط روسیه و ترکیه در منطقه قفقاز

تاثیر بحران سوریه بر روابط روسیه و ترکیه در منطقه قفقاز

دوره 23، شماره 97، بهار 1396، صفحه 139-173

عباسقلی عسگریان، سعید تجری

چکیده بحران سوریه به­عنوان یک بحران منطقه­ای حاد موجب گردیده تا بازیگران مختلف درگیر در آن به رویارویی و بعضا تعامل با یکدیگر پرداخته و عرصه­هایی از منازعه و همکاری را رقم بزنند. نوع کنش متفاوت بازیگران درگیر در این بحران را می­توان به­وضوح از تعاملات و تقابلات روسیه و ترکیه در قبال یکدیگر دید. در واقع، جهت­گیری متفاوت روسیه و ترکیه در قبال یکدیگر سبب گردیده تا بحران سوریه نوعی تعارض و تقابل قابل توجه میان این دو بازیگر ایجاد نموده که در کنش آنها نسبت به یکدیگر در منطقه قفقاز نیز تاثیرگذار بوده است. از این رو، مقاله حاضر تلاش دارد تا ابعاد تعارض و بعضا همکاری روسیه و ترکیه در بحران سوریه را مشخص نموده و ابعاد تاثیرگذاری آن بر تحولات این دو در منطقه قفقاز را مشخص نماید. لذا، پرسش اصلی مدنظر این است که کنش متعارض روسیه و ترکیه در قبال بحران سوریه چگونه بر نقش­آفرینی آنها در منطقه قفقاز تاثیرگذاشته است. در پاسخ با به کارگیری روش          توصیفی- تحلیلی و جمع‌آوری منابع به صورت کتابخانه‌ای و با استفاده از فضای مجازی، توضیح داده خواهد‌شد که بحران سوریه موجب واگرایی و رویارویی جدی میان روسیه و ترکیه گردیده و این مسئله موجب تعمیق واگرایی آنها نسبت به کنش­های یکدیگر در منطقه قفقاز شده است.

روسیه و ناتو: از شراکت استراتژیک تا رقابت استراتژیک

روسیه و ناتو: از شراکت استراتژیک تا رقابت استراتژیک

دوره 22، شماره 96، زمستان 1395، صفحه 1-24

شهروز ابراهیمی، نیکنام ببری

چکیده با فروپاشی نظام بین‌ الملل دو قطبی در سال 1991 فلسفه وجودی ناتو با چالشی جدی مواجه گردید. ولی این پیمان با ارائه تفسیری جدید از نقش خود نظیر، تامین امنیت انرژی جهانی، مواجه با تهدید‌های ناشی از فعالیت‌های تروریستی، حمایت از حقوق بشر و دموکراسی و مقابله با حملات سایبری، توانست به حیات خود در دوران نظام پسا جنگ سرد نیز ادامه دهد. بسیاری در غرب روسیه را ابرقدرتی بالقوه می‌دانند که می‌تواند در برابر سیاست‌های نظامی و امنیتی ناتو مقاومت کند. به‌ویژه که روسیه مخالف روند گسترش ناتو به حوزه نفوذ خود بوده و هر اقدامی از سوی ناتو در این منطقه را تهدیدی بر علیه امنیت ملی خود می‌داند. در یک نگاه کلی، روابط روسیه و ناتو پس از جنگ سرد در یک طیف پرنوسانی از تعامل تا تقابل سیر کرده است. نوشتار حاضر با هدف بررسی زمینه ‌های تقابل و تعامل در روابط روسیه و ناتو در دوره زمامداری پوتین به رشته تحریر درآمده است. در این میان سوالی که مطرح است این است که با به قدرت رسیدن پوتین زمینه‌ های تعامل و تقابل ناتو و روسیه چه روندی را طی کرده‌اند؟ در پاسخ به آن این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که با قدرت‌ یابی پوتین و تلاش وی برای بازیافت جایگاه از دست رفته روسیه در عرصه نظام بین‌الملل زمینه‌های تقابل بین روسیه و ناتو سیر صعودی به خود گرفته است؛ به طوری که امروزه روابط به پایین‌ ترین سطح پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رسیده است. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نظریه سازه‌انگاری روابط روسیه و ناتو و گسترش ناتو در حوزه نفوذ سنتی روسیه مورد بررسی قرار گیرد. 

بررسی عوامل موثر بر همگرایی و منازعه روسیه و چین در عصر پساجنگ سرد

بررسی عوامل موثر بر همگرایی و منازعه روسیه و چین در عصر پساجنگ سرد

دوره 22، شماره 96، زمستان 1395، صفحه 67-99

رضا سیمبر، سید مصطفی حسینی

چکیده پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ساختار نظام بین‌الملل نیز دستخوش تحولات عظیمی گردید به‌گونه‌ای که ایالات متحده به دلیل برتری در عرصه‌های ایدئولوژیک، اقتصادی، سیاسی و نظامی توانست، ساخت تک‌قطبی و نظم هژمونیک مورد نظر خود را برقرار سازد. با این وجود، رشد اقتصادی چین و نقش‌‌آفرینی مجدد روسیه در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی نوعی دگردیسی در ساختار نظام بین‌الملل و شکل‌گیری نظام تک- چندقطبی را رقم زده است که می‌تواند همگرایی یا منازعه میان طرفین را افزایش دهد. بر این اساس، سوال اصلی مقاله حاضر این است که مهم‌ترین عوامل موثر بر همگرایی و منازعه روسیه و چین در عصر پساجنگ سرد چیست؟ فرضیه مقاله این است که مولفه‌هایی نظیر همکاری‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی در چارچوب بریکس و سازمان همکاری شانگهای، جنگ سایبری با آمریکا، نگرانی از حضور آمریکا و ناتو پیرامون مرزهای خود، منافع مشترک در آسیای مرکزی، تهدیدهای مشترک در زمینه بحران‌های منطقه‌ای(بحران سوریه و مسائل شبه جزیره کره) و نگرانی از سرایت اسلام افراطی به مرزهایشان بر همگرایی طرفین موثر هستند، اما مسائلی نظیر وجود حس بی‌اعتمادی در روابط دوجانبه، افزایش چینی‌تباران در سرزمین روسیه، رقابت بر سر استفاده منابع انرژی آسیای‌مرکزی، ناتوانی در ایجاد ساختار اتحاد دفاعی بین دو کشور در ایجاد منازعه میان طرفین نقش کلیدی دارند.در این مقاله روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی است. 

انتخاب عقلانی و رجحان‌های فدراسیون روسیه درآسیای مرکزی

انتخاب عقلانی و رجحان‌های فدراسیون روسیه درآسیای مرکزی

دوره 22، شماره 96، زمستان 1395، صفحه 100-126

سید مهدی مرادی، مصطفی خیری

چکیده  جایگاه روسیه در معادلات بین‌المللی یکی از عوامل تاثیر‌گذار در مسائل جهانی می‌باشد. رویکرد سیاست خارجی کرملین در رابطه با کشورهای خارج نزدیک و نوع پاسخ آنها نه تنها تعیین‌کننده چشم‌انداز محیط امنیتی و اقتصادی و سیاسی در منطقه خواهد بود، بلکه در سطوح بین‌المللی نیز روابط بین‌الملل و موازنه قوا را متاثر خواهد نمود. کرملین ساختار نظام بین الملل را چند قطبی تصور می‌نماید و در تلاش است تا یکی از قطب‌های نظام بین‌الملل حول محور روسیه شکل‌گیرد و این کشور بتواند موازنه استراتژیک در برابر آمریکا ایجاد نماید. مقاله حاضر به این پرسش پاسخ می‌دهد که کدام یک از رجحان‌های سیاست خارجی روسیه تحت تاثیر اتصال ژئوپلیتیک آن به آسیای مرکزی حفظ شده است؟ و فرضیه خود را چنین مطرح می‌کنند که به واسطه تشدید رقابت چین با روسیه، سیاست‌های غیر همسوی کشورهای آسیای مرکزی و اولویت رویکرد دوجانبه‌‌گرایی به جای منطقه‌گرایی، دیگر اتصال ژئوپلیتیک    انرژی‌محور مزیت ویژه‌ای در سیاست خارجی روسیه خلق نمی‌کند و روسیه جایگاه اقتصادی و انرژی خود را به تدریج از دست می‌دهد. ولی جایگاه امنیتی و سیاسی خود را در منطقه همچنان حفظ می‌نماید. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی اولویت‌های رویکرد سیاست خارجی روسیه در رابطه با منطقه‌ی آسیای مرکزی و  محدویت‌های پیش‌رو مورد تحلیل قرار گیرد.  نظریه انتخاب عقلانی با مفروضات گرین و شپیرو مبنای تحلیل نظری می‌باشد.  

جایگاه خارج نزدیک در گفتمان امنیتی نواوراسیاگرایان روسیه

جایگاه خارج نزدیک در گفتمان امنیتی نواوراسیاگرایان روسیه

دوره 22، شماره 96، زمستان 1395، صفحه 127-162

مهدی هدایتی شهیدانی، دانیال رضاپور

چکیده نگاه امنیتی نواوراسیاگرایان روسیه به حوزه پیرامونی خود به‌ویژه پس از روی کار آمدن دوباره پوتین (و البته در اواخر دوران مدودیف) توام با نگاه تردید‌آمیز نسبت به غرب و تلاش جهت مقابله و کاهش نفوذ غرب در ساختارهای امنیتی منطقه بود. در این راستا، هسته این گفتمان بر ایجاد نهادها و ساختارهایی متمرکز بوده است که درصدد جذب همکاری‌های کشورهای منطقه برای رقابت با ساختارهای امنیتی غرب در حوزه خارج نزدیک به خصوص با ناتو بوده‌اند. این مقاله در چارچوب نظریه مجموعه امنیتی منطقه‌ای به تبیین این رفتار روسیه در حوزه‌های پیرامونی می‌پردازد. با توجه به جایگاه، اهمیت و نیز ادعای این نظریه در تبیین بهتر تحولات امنیتی در جهان پس از جنگ سرد این نوشتار بر آن است تا با مبنا قرار دادن تحولات و پویش‌های امنیتی منطقه خارج نزدیک به عنوان یکی از مناطق پر تنش و چالش برانگیز جهان در طی چند دهه اخیر، سوال خود را این گونه مطرح می‌کند که روسیه چه نوع رابطه امنیتی را با کشورهای خارج نزدیک  مطلوب خود در نظر گرفته است؟ فرضیه مقاله آن است که روسیه بنا دارد یک مجموعه امنیتی منطقه‌ای مرکزگرایانه به رهبری خود در خارج نزدیک ایجاد کند به نحوی که کشورهای منطقه را به ترتیبات و نهادهای امنیتی و اقتصادی مطلوب خود جذب کند و از نفوذ بازیگران و سازمان‌های فرامنطقه‌ای جلوگیری نماید. روش نگارش مقاله به‌صورت تبیینی- تحلیلی می‌باشد و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اطلاعات لازم جمع‌آوری شده است.  

سیاست خارجی روسیه و پرونده هسته‌ای ایران: از تحریم تا برجام

سیاست خارجی روسیه و پرونده هسته‌ای ایران: از تحریم تا برجام

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 65-97

جهانگیر کرمی، رقیه کرامتی نیا

چکیده توافق هسته‌ای ایران و کشورهای 5+1از رویدادهای سیاسی مهم در سطوح منطقه‌ای و حتی بین‌المللی است که می‌تواند روابط ایران با بسیاری از دولت‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد. این رویداد که از آن در متن «برنامه جامع اقدام مشترک» یک «توافق تاریخی» یاد شده، واکنش بسیاری از کشورهای جهان به‌خصوص قدرت‌های بزرگ نظام بین‌الملل را برانگیخته است. بنابراین با توجه به حضور مستقیم روسیه در پرونده‌ هسته‌ای ایران و نقش ویژه‌ آن به عنوان یکی از 5 عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد در چگونگی پیشبرد این پرونده،این نوشتار به بررسی سیاست‌ها و جهت‌گیری‌های روسیه در قبال توافق هسته‌ای ایران و کشورهای 5+1، می‌پردازد و می‌کوشد تا ابعاد عملی جهت‌گیری سیاست خارجی این کشور را مورد بحث قرار دهد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که روسیه چه رویکردی را نسبت به توافق هسته‌ای ایران اتخاذ کرده و جهت‌گیری این کشور در دوران پسابرجام در رابطه با ایران چگونه بوده است؟ و این فرضیه مطرح می‌شود که روسیه ضمن برخورد مثبت نسبت به توافق هسته‌ای به منظور حفظ جایگاه و منافع اقتصادی و سیاسی خود هم در ایران و هم در عرصه‌های منطقه‌ای و جهانی با رویکردی عملگرایانه و محتاطانه همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه با ایران را در ابعاد گوناگون توسعه داده است.برای بررسی ایده مذکور، نخست به مبانی نظری مرتبط با جهت‌گیری سیاست خارجی دولت‌ها و تحریم‌های اقتصادی و سپس به واکاوی سیاست‌های روسیه در قبال توافق هسته‌ای ایران و عوامل موثر بر شکل‌گیری آن می‌پردازیم، روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و نگارش آن با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و فضای مجازی می‌باشد.      

کنشگری امنیتی روسیه در قفقاز جنوبی

کنشگری امنیتی روسیه در قفقاز جنوبی

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 97-136

الهه کولایی، محسن اسلامی، قاسم اصولی

چکیده        با توجه به عضویت روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد، قدرت هسته‌ای، هم‌جواری و درگیر بودن در عرصه گسترده‌ای از جغرافیای جهان (از ژاپن، چین، آسیای مرکزی، خاورمیانه، دریای سیاه، شرق اروپا، تا حوزه بالتیک) و نیز امکان حمایت و تقویت نظامی گروه‌ها و حکومت‌های مختلف، هنوز هم تاثیرگذاری دوری و نزدیکی روسیه در مناطق مختلف جهان به ویژه در حوزه قفقاز جنوبی غیرقابل انکار است. مجموعه‌ایی از منافع امنیتی و راهبردی (در ارتباط با ارمنستان و گرجستان)، اقتصادی (بیشتر در ارتباط با آذربایجان)، قفقاز جنوبی را برای روسیه مهم کرده است و به‌همین دلیل در تمامی اسناد سیاست خارجی این کشور تا سال 2016، منطقه اوراسیا در اولویت گسترش روابط این کشور قرار گرفته است. هدف اصلی این مقاله پاسخ به این سوال است، چگونه روسیه به یک کنشگر امنیتی در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. فرضیه‌ای که در پاسخ به این سوال اصلی مطرح‌ می‌شود این است، مجموعه‌ای از منابع راهبردی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و انرژی روسیه را به یک کنشگر امنیتی در قفقاز جنوبی تبدیل کرده است. در این مقاله سعی می‌شود به روش توصیفی _ تبیینی به سوال اصلی پاسخ داده شود.

روسیه و شورای امنیت در پرونده هسته ای ایران

روسیه و شورای امنیت در پرونده هسته ای ایران

دوره 22، شماره 94، تابستان 1395، صفحه 103-131

یوسف مولایی، هادی زرگری

چکیده   پرونده هسته‌ای ایران موضوعی مهم برای همه قدرت‌های بزرگ در یک دهه اخیر بوده است، اما رویکرد و مواضع روسیه به‌ویژه در رسیدگی به این موضوع در شورای امنیت به دلیل سابقه همکاری فنی هسته‌ای با ایران در مقایسه با دیگر بازیگران از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. این موضوع که روسیه چه رویکرد، مواضع و اهدافی در روند رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت به‌خصوص در موضوع تصویب قطعنامه‌ها علیه ایران تعقیب کرده است، اهمیت و تاثیر قابل توجهی در سرنوشت موضوع داشته است.
لذا این نوشتار با درنظر داشتن این مفروض که منافع ملی اصل راهنمای شکل‌گیری مواضع و رفتارهای روسیه بوده است در پی پاسخ به این پرسش است که چه علل و عوامل در شکل‌دهی به مواضع روسیه در روند تصویب قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران، تاثیرگذار بوده‌اند؟ در پاسخ به پرسش مقاله این فرضیه مطرح است که روسیه با تکیه بر برداشت‌های این کشور از برنامه هسته‌ای ایران و نوع تعامل و رقابت آن با امریکا و ایران با رویکرد دوگانه کنترلی و تعدیلی در پی اعمال فشار برای کنترل پیشرفت‌های هسته‌ای ایران و همچنین تعدیل فشارهای غرب علیه آن به‌منظور ممانعت از اقدام نظامی امریکا بوده است. به منظور بررسی و ارزیابی ابعاد مختلف فرضیه فوق در این نوشتار از روش‌های کیفی مانند جمع‌آوری داده‌ها و همچنین مصاحبه در کنار بررسی اسناد و قطعنامه‌های شورای امنیت استفاده خواهد شد.

اکراین: عرصه تقابل غرب و روسیه

اکراین: عرصه تقابل غرب و روسیه

دوره 22، شماره 94، تابستان 1395، صفحه 133-158

سعید وثوقی، مصطفی خیری

چکیده جدایی کریمه از اوکراین و الحاق دوباره آن به قلمرو فدراسیون روسیه نتیجه رقابت‌های سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیک غرب و روسیه تحت رهبری پوتین است. روسیه در این تقابل به دنبال بسط هرچه بیشتر حوزه نفوذ خود در منطقه خارج نزدیک می‌باشد که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آن را از دست داده بود. بحران اوکراین موازنه قدرت را به نفع غرب تغییر داد و به تقویت اتحادیه اروپا و گسترش مرزهای ناتو منجر شد. در واقع، روسیه بازنده ژئوپلیتیک این بحران به شمار می‌رود زیرا بدون حضور اوکراین تلاش‌های روسیه برای احیائ امپراطوری، فاقد نفوذ و تاثیر ژئوپلیتیک خواهد بود.
نوشتار حاضر با هدف بررسی عوامل موثر در جدایی کریمه از اوکراین و الحاق آن به روسیه به رشته تحریر  در آمده است. در این میان سوالی که مطرح است این است که چه عواملی سبب شدند روسیه به کریمه تجاوز نموده و آن را ضمیمه خاک خود نماید؟ در پاسخ  این فرضیه بررسی شده است که برداشت تهدید‌‌‌‌آمیز روسیه از رفتار‌های غرب دلیل اصلی الحاق کریمه است ولی ادعا‌های فرهنگی و تاریخی روس‌ها نسبت به کریمه نیز در این مسئله نقش داشتند.
در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نظریه موازنه تهدید استفن والت  مسئله گسترش ناتو و اتحادیه اروپا در حوزه نفوذ سنتی روسیه یعنی اوکراین مورد بررسی قرار گیرد.