کلیدواژه‌ها = Russia
تعداد مقالات: 99
جایگاه راهبردی سوریه در معادلات نظامی - امنیتی روسیه

جایگاه راهبردی سوریه در معادلات نظامی - امنیتی روسیه

دوره 22، شماره 93، بهار 1395، صفحه 99-122

سید شمس الدین صادقی، کامران لطفی

چکیده             تحول در فضای ژئوپلیتیک محیط امنیتی منطقه خاورمیانه پس از حادثه 11 سپتامبر2001، بازیگران فرامنطقه ای را به در پیش‌گرفتن رویکردهای متفاوت واقع‌گرایی نسبت به بحران های حادث شده در این منطقه، وادار نموده است. یکی از این بازیگران روسیه است که با در پیش گرفتن  رویکرد واقع‌گرایی، خود را سخت درگیر بحران سوریه نموده است. در این بحران، روسیه در یک مناقشه ژئوپلیتیک و در رقابتی پایاپای با سایر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای، منافع نظامی- امنیتی و راهبردی خود را دنبال می‌کند. برخلاف بعضی از بازیگران منطقه‌ای که با اتخاذ مواضع متفاوت و متناقض، سناریوی براندازی حکومت بشاراسد در سوریه را دنبال می‌کنند، روسیه با ملحوظ نگاه داشتن ملاحظات امنیتیخود در این بحران، سعی بر آن دارد تا با پشتیبانی همه جانبه از حکومت سوریه در مقابل معارضان داخلی و حامیان بین المللی، رژیم اسد را پایدار نگاه دارد تا از این رهگذر، منافع و اهداف راهبردی خود را در این کشور و محیط امنیتی شرق مدیترانه تامین نماید.
            باتوجه به این مهم، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که در محیط امنیتی روسیه اهمیت ژئوپلیتیک سوریه چه می‌باشد؟ برای پاسخ به پرسش یاد شده، نویسندگان این فرضیه را مطرح می‌کنند؛ در محیط امنیتی روسیه، کشور سوریه از اهمیت نظامی و استراتژیک برای ایجاد تعادل در معادلات امنیتی شرق مدیترانه برخوردار است. لازم به ذکر است که در این مقاله با رویکرد واقع‌گرایی تهاجمی و تدافعی مقاله مورد نظر تبیین می‌گردد.
 

پیوند میان ژنم و کد ژئوپلیتیک در سیاست خارجی(مطالعه موردی: فدراسیون روسیه و گرجستان)

پیوند میان ژنم و کد ژئوپلیتیک در سیاست خارجی(مطالعه موردی: فدراسیون روسیه و گرجستان)

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 97-130

رضا سیمبر، صارم شیراوند

چکیده بهره‌گیری از مفاهیم سایر علوم می‌تواند گاه در فهم مناسبات سیاسی و بین‌المللی راه‌گشای پژوهشگران باشد. یکی از بهره‌های مفهومی که در منظومه ژئوپلیتیک کاربرد یافته است، مفهوم «کد» و «ژنوم» ژئوپلیتیک است. ژنوم ژئوپلیتیک، نقشه ژنتیک سیاست هر کشور است که رفتار کشورها را در عرصه داخلی و به ویژه خارجی تحت تأثیر قرار می‌دهد. کشورها ژنوم‌های سایر بازیگران را به عنوان کدهای ژئوپلیتیک درنظر می‌گیرند. تعامل یا تقابل کد/ ژنوم کشورها فضایی را ایجاد می‌کند که می‌تواند هم راستا یا مغایر با منافع ملی و منطقه‌ای باشد.
         نگارندگان در این مقاله تلاش می‌کنند تا ضمن شناسایی مؤلفه‌های تاثیرگذار ژئوپلیتیک دو کشور روسیه و گرجستان به این پرسش پاسخ دهند که «ابزارهای ژئوپلیتیک چه تاثیری در سیاست خارجی روسیه وگرجستان دارند»؟ فرضیه مقاله این است که ژن ایده قدرت بزرگ و نیز ژن موقعیت ژئواکونومیک در فدراسیون روسیه در مقابل کدهای اقلیت‌های ملی و جدایی‌طلبی و موقعیت ژئواستراتژیک و گذرگاهی، فضای مناسبی جهت بهره‌برداری‌های سیاسی فدراسیون روسیه در قبال گرجستان فراهم ساخته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که در ارتباط با کشور گرجستان ژن‌های ژئوپلیتیک فعال و غالبی وجود دارد که عبارت هستند از اقلیت‌های ملی،جدایی‌طلبی، گرایش به نهادگرایی‌های فرامنطقه‌ای ضدروسی و آتلانتیک‌گرا، موقعیت ژئواستراتژیک و گذرگاهی و در روسیه ژن‌های غالب و فعال ژئواکونومی، اندیشه قدرت بزرگی، گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به شرق، هم‌وطنان روسی، وسعت و گستردگی جغرافیایی وجود دارد که سیاست‌خارجی هر دو کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

دوره 21، شماره 91، پاییز 1394، صفحه 93-133

مهدی حسینی تقی‌آباد، علی کالیراد

چکیده سلفی‌گری به‌مثابه پدیده‌ای به‌‌نسبت جدید‌، نقشی کنشگر و فزاینده در ابعاد مختلف اسلام در فدراسیون روسیه و به‌ویژه قفقاز شمالی یافته است. عینیت یافتن تکاپوهای سلفی‌های افراطی در اقدامات شبه‌نظامیان جدایی‌طلب چه در قالب امارت القاعده‌ای و چه ولایت داعشی قفقاز در عین تلاش سلفی‌های میانه‌رو برای گشودن بیش‌ازپیش عرصه تحرک علنی و رسمی در فضای مذهبی جمهوری‌های قفقاز شمالی و شواهد موجود مبنی بر تبدیل شدن سلفی‌گری به روبه‌توسعه‌ترین گرایش اسلامی در قفقاز شمالی، اهمیت ویژه‌ای از منظرهای گوناگون به این پدیده بخشیده است. پدیده‌ای که با توجه به پویایی‌های درونی منطقه، تداوم ناامنی در قفقاز شمالی و عدم کامیابی دولت روسیه در تحقق سیاست اعلامی خود مبنی بر ریشه‌کنی جریان‌های جدایی‌طلب و افراط‌گرا در این منطقه، به‌منزله مسأله‌ای جدی در ابعاد ملی در روسیه ظاهر شده است. در شرایط حاضر دیگر تردیدی درباره گره‌خوردگی سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی با حامیان افراط‌گرایی سلفی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی وجود ندارد. این نوشتار با کاربست روش توصیفی ـ تحلیلی این پرسش را مورد تبیین و تحلیل قرار می‌دهد که «مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی برآمدن و گسترش سلفی‌گری در قفقاز شمالی چه مواردی هستند؟».در پاسخ به پرسش فوق مجموعه‌ای از مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی قفقاز شمالی شامل پیشینه و مشخصه‌های سیاسی و مبارزاتی اسلام در منطقه، تضعیف نهاد اسلام در دوره شوروی، فضای پساشوروی و تحول نقش‌های کنشگران مذهبی، رد اسلام طریقتی‌ توسط سلفی‌ها، فقدان سیاست منسجم و هماهنگ در قبال سلفی‌گری در قفقاز شمالی، رقابت‌های غیرسازنده علمای مسلمان روسیه، رقابت‌های غیرسازنده قومی در منطقه، پیامدهای جنگ‌های چچن، کشتار علما و متفکران اسلام سنتی و ایران‌زدایی در قفقاز شمالی به‌منزله فرضیه این نوشتار معرفی شده و مورد بررسی قرار می‌گیرند

چگونگی کاربری مولفه‌های امنیتی در قفقاز جنوبی

چگونگی کاربری مولفه‌های امنیتی در قفقاز جنوبی

دوره 21، شماره 90، تابستان 1394، صفحه 1-38

نبی الله ابراهیمی، قاسم اصولی

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قفقاز جنوبی عرصه تهدیدها و چالش‌های امنیتی متعدد بوده است. مناقشه‌های قومی و سرزمینی، بی‌ثباتی سیاسی، نداشتن توسعه اقتصادی و اجتماعی، تهدید‌های فراملیتی و جرایم سازمان‌یافته و بالاخره رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مهم‌ترین چالش‌های امنیتی در قفقازجنوبی است. وجود این چالش‌ها و مسایل حادامنیتی، پیچیدگی‌های امنیتی را برای قفقاز به ارمغان آورده و مانع از استقرار کامل صلح و ثبات در این منطقه شده است. سوال اصلی در این مقاله این است، چگونه می‌توان مولفه‌های اصلی مجموعه امنیتی از قبیل قطبیت، ساخت اجتماعی، نوع دولت، مرزبندی، آنارشی را بر قفقاز جنوبی اعمال کرد؟ و آیا این منطقه زیرمجموعه مجموعه بزرگتر امنیتی با محوریت روسیه است یا یک مجموعه مستقل امنیتی محسوب می‌شود؟ مولفین فرضیه مقاله را اینچنین مطرح می‌کنند که به دلیل وابستگی‌های متقابل امنیتی در منطقه قفقاز جنوبی مولفه‌های مجموعه امنیتی در این منطقه قابل اعمال و در ضمن این منطقه یک منطقه مستقل از زیرمجموعه امنیتی روسیه محسوب می‌شود. در این مقاله سعی می‌شود، ابتدا به تبارشناسی نظریه مجموعه امنیتی پرداخته شود و سپس در قالب مفهوم مرزبندی، مسئله استقلال این مجموعه یا زیرمجموعه مجموعه امنیتی روسیه بودن بررسی شود و در نهایت به روش تجربی و تبیینی مولفه‌های این نظریه مجموعه امنیت منطقه‌ای در قفقاز جنوبی اعمال‌ شود.   

قفقاز جنوبی؛ دلسرد از اتحادیه اروپا و ناامید از فدراسیون روسیه

قفقاز جنوبی؛ دلسرد از اتحادیه اروپا و ناامید از فدراسیون روسیه

دوره 21، شماره 90، تابستان 1394، صفحه 39-66

علیرضا ثمودی پیله‌رود، عابد نوروزی زرمهری

چکیده منطقه قفقاز جنوبی یکی از منطقه‌های پر چالش به لحاظ امنیتی در جهان محسوب می‌شود و با وجود گذشت دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این منطقه هنوز به همگرایی اقتصادی و سیاسی دست پیدا نکرده است. در این منطقه نوعی رقابت و همکاری میان این سه کشور و همچنین میان آنها با بازیگران خارجی وجود دارد. جمهوری آذربایجان، گرجستان و ارمنستان سه کشور این منطقه مسیرهای متفاوت و بعضا متضادی را در پیش گرفته‌ و در ائتلاف‌ها، پیمان‌ها، سازمان‌ها و برنامه‌های متفاوتی مشارکت کرده‌اند. در این میان، اتحادیه اروپا و روسیه دو کنشگر مهم و اثرگذار در قفقاز جنوبی محسوب می‌شوند. اتحادیه اروپا با تدوین سیاست همسایگی اروپایی و شراکت شرقی تلاش کرده است تا نقش پررنگ‌تری را در این منطقه ایفا کند. وقوع جنگ میان روسیه و گرجستان در سال 2008 و مداخله اتحادیه اروپا به ویژه فرانسه موجب افزایش نقش‌آفرینی و توجه بیشتر بروکسل به این منطقه شد. روسیه نیز که این منطقه را بخشی از حوزه نزدیک خود می‌داند، با تدوین سازوکارهایی همچون اتحادیه اقتصادی اوراسیا درصدد مقابله با نفوذ اتحادیه اروپا و ناتو در این منطقه برآمده است. در این مقاله تلاش شده است تا عوامل موثر بر بروز تنش و اختلاف میان اتحادیه اروپا و روسیه در منطقه قفقاز جنوبی مورد بررسی قرار بگیرد. در پاسخ به پرسش فوق این فرضیه مطرح می‌شود، تلاش برای تحکیم موقعیت تجاری، تفاوت در پندار از موضوع امنیت، تامین امنیت انرژی و تلاش برای تثبیت حوزه نفوذ موجب بروز اختلاف میان مسکو و بروکسل شده است. همچنین روش تحقیق استفاده شده در این مقاله روش توصیفی- تحلیلی است.  

انرژی عرصه «بازی بزرگ جدید» در آسیای مرکزی (مطالعه موردی روسیه، آمریکا و چین)

انرژی عرصه «بازی بزرگ جدید» در آسیای مرکزی (مطالعه موردی روسیه، آمریکا و چین)

دوره 21، شماره 90، تابستان 1394، صفحه 67-96

حسین حمیدی نیا، روح اله صالحی دولت آباد

چکیده باافزایشوابستگیاقتصادیجهانبهمنابعانرژیهیدروکربنی،دامنه‌دارشدنتنش‌هادرخاورمیانه ونیزظهورروسیهبهعنوانیکبازیگراصلیدربازارانرژیجهان،نفتوگازآسیای مرکزیومسیرهایانتقالآنبهبازارهایمصرفبیشازپیشموردتوجهقدرت‌هایبزرگصنعتیقرارگرفتهاست .دهه‌ها کشمکش طولانی مدت برای کنترل منابع نفت و گاز طبیعی، زیرساخت و نفوذ منطقه آسیای مرکزی با عنوان "بازی بزرگ جدید" بین اروپا، چین، روسیه و آمریکا مطرح بوده است و هر کدام از قدرت‌ها سعی می‌کردند برای نفوذ بیشتر در منطقه از یکدیگر پیشی بگیرند. در سال‌های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و با کشف ذخایر عظیم انرژی نفت و گاز در آسیای مرکزی رقابت میان قدرت‌های بزرگ تشدید شد. از یک طرف، روس‌ها با منحصر کردن تمام مسیرهای صادرات از سرزمین خود، مایلند که نفوذ و کنترل سنتی خود را بر کشورهای تازه استقلال یافته حفظ کنند. از طرف دیگر، آمریکا که به عنوان رقیب جدی در منطقه وارد شده است، طرفدار مسیرهایی است که در راستای اهداف درازمدت و علایق ژئوپلتیک خود در منطقه منجر شود. چین هم با دارا بودن انگیزه‌های قوی برای حضور در آسیای مرکزی به چالش کشیدن سیاست‌های هژمونیک آمریکا و دستیابی به منابع انرژی و بازار بزرگ منطقه، وارد رقابت با سایر رقبا شده است. اگرچه روسیه به عنوان قدرت اصلی در انرژی آسیای مرکزی است، اما حضور بازیگران جدیدی همچون آمریکا و خصوصا چین و تلاش جمهوری‌های قزاقستان و ترکمنستان برای یافتن راه‌های جایگزین انتقال نفت و گاز منافع روسیه در منطقه را با چالش مواجه کرده است. براین اساس، مولفین این مقاله سوال خود را چنین مطرح می‌کنند که چه کسانی در بازی قدرت برای تسلط بر منابع آسیای مرکزی پیروز خواهند شد؟ فرضیه ما این است که باتوجه به رشد اقتصادی چین و نیاز این کشور به منابع عظیم نفت و گاز و همچنین گسترش روابط پکن با همسایگان آسیای مرکزی، چین در آینده قدرت اصلی در منطقه خواهد بود.

ارائه الگوی تحلیل محیط راه‌بردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ مطالعه موردی منطقه آسیای مرکزی

ارائه الگوی تحلیل محیط راه‌بردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ مطالعه موردی منطقه آسیای مرکزی

دوره 20، شماره 86، تابستان 1393، صفحه 31-61

چکیده تصمیم‌گیری راهبردی در عرصه‌ سیاست خارجی  نیازمند شناخت دقیق واقعیت‌های بیرونی، توانمندی‌های خود و بررسی گزینه‌های عمل احتمالی، برآورد دقیق هزینه‌ها و دستاوردهای هر اقدام است. براین پایه شناخت و تحلیل محیط از الزامات سیاست خارجی بوده و در کانون توجه مجریان این عرصه  قرار دارد الزامی که ریشه در پویایی محیط دارد و بی‌توجهی به آن خسارت‌های جبران‌ناپذیر به بار می‌آورد و منافع و امنیت ملی کشورها را به خطر می‌اندازد. امکان آینده‌نگری نسبت به تحولات آتی از دیگر فواید تحلیل محیط است که مانع از مواجهه با شرایط و رویدادهای پیش‌بینی نشده می‌گردد. منطقه آسیای مرکزی با پیوندهای دیرین فرهنگی، دینی، تاریخی و پیوستگی جغرافیایی از حوزه‌های اولویت‌دار سیاست خارجی کشورمان است. شدت پیوستگی متقابل میان جمهوری اسلامی ایران و منطقه یادشده به گونه‌ای است که تحولات هریک پیامدهای اجتناب‌ناپذیر بر طرف دیگر خواهد داشت. از این‌رو پایش نظام‌مند و علمی تحولات این منطقه لازمه سیاست‌های کشور در قبال این منطقه است. مقاله حاضر بر پایه مفروضات بنیادین بالا، با بهره‌گیری از ابزار و روش‌های علمی تحلیل محیط در علم مدیریت راهبردی‌، با روش تحلیلی و توصیفی درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش اساسی است که الگوی مناسب تحلیل محیط در حوزه کشورهای آسیای مرکزی چیست؟ در این راستا با استناد به تجانس‌های فرهنگی، تاریخی و ارزشی میان ایران و کشورهای منطقه آسیای مرکزی، وابستگی‌های متقابل اقتصادی و رقابت و فعالیت بازیگران منطقه ای و جهانی از میان الگوهای متعارف تحلیل محیط، الگوی PESTI مشتمل بر مؤلفه‌های سیاسی، اقتصادی،             اجتماعی- فرهنگی، فناوری و رفتار بازیگران بین‌المللی را به عنوان الگوی مناسب برای تحلیل تغییرات محیطی این منطقه به آزمون گذاشته و نتیجه‌گیری می‌نماید.

تحریم‌های اتحادیه اروپا بر ضد روسیه؛ دلایل، ابعاد و پیامدها

تحریم‌های اتحادیه اروپا بر ضد روسیه؛ دلایل، ابعاد و پیامدها

دوره 20، شماره 86، تابستان 1393، صفحه 83-109

چکیده با پایان جنگ سرد ساختاری در نظام بین‌الملل به وجود آمد که اگرچه پیچیده، اما قابل مدیریت بود و روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکا برای مدیریت مشکلات مشترک در چارچوب آن با یکدیگر همکاری می‌کردند؛ اگرچه در این مسیر پرتنش در روابط دو طرف حوادثی چون حمله ناتو به کوزوو و جنگ روسیه با گرجستان در سال 2008 وجود داشت که روسیه را با غرب به چالشی جدی کشاند؛ اما با وجود همه این حوادث، همکاری میان دشمنان قدیمی شرایطی را فراهم آورده بود که دو طرف به مفاد پیمان نهایی هلسینکی احترام می‌گذاشتند. بحران سیاسی به وجود آمده در اوکراین در اوایل سال 2014 روابط به نسبت خوب میان غرب و روسیه را که با فروپاشی دیوار برلین در سال 1989 آغاز شده بود تا حدود زیادی از میان برد. این بحران در واقع پایانی بود بر یک مرحله توأم با همکاری‌ در روابط دو طرف؛ مرحله‌ای که در آن غرب در تلاشی نافرجام درصدد ادغام روسیه در ساختارهای مورد نظر خود بود. این بحران علاوه بر ایجاد تنش شدید سیاسی در روابط دو طرف، عرصه‌های دیگر روابط آنها را به ویژه روابط اقتصادی و تجاری در برگرفته است. جنگ اقتصادی روسیه و غرب بر سر بحران اوکراین در قالب تحریم‌های متقابل نمود یافته است. در واقع، سوال اصلی مقاله پیش رو این است که چه عواملی موجب بروز بحران میان اتحادیه اروپا و روسیه شده است و ابعاد و پیامدهای اعمال تحریم‌ها از سوی اتحادیه اروپا بر ضد روسیه کدام هستند؟ در پاسخ به پرسش فوق، این فرضیه مطرح می‌شود: توسعه سه گانه ناتو، اتحادیه اروپا و اقدام‌های سیاسی و اقتصادی آمریکا و اتحادیه اروپا در حوزه خارج نزدیک روسیه از مهم‌ترین دلایل بروز تنش میان اتحادیه اروپا و روسیه بوده است. همچنین روش تحقیق استفاده شده در این مقاله روش توصیفی- تحلیلی است.  

رژیم چندجانبه تحریم: واکاوی ساز‌و‌کار تحریم‌های اعمالی علیه روسیه

رژیم چندجانبه تحریم: واکاوی ساز‌و‌کار تحریم‌های اعمالی علیه روسیه

دوره 20، شماره 86، تابستان 1393، صفحه 111-134

چکیده وقوع بحران اوکراین و به‌کارگیری تحریم توسط آمریکا و اروپا علیه روسیه در نتیجه‌ این بحران، نخستین تجربه تحریم‌های چندجانبه علیه روسیه پس از جنگ سرد محسوب می‌شود. در این مقاله به ساز‌و‌کار تحریم‌های اعمالی علیه روسیه پرداخته‌شده است بنابراین پرسش مقاله این‌گونه خواهد بود؛ مختصات ساز‌و‌کار تحریم‌های غرب علیه روسیه کدام هستند؟ در پاسخ به این پرسش، فرضیه مقاله این‌گونه طرح گردید؛ ساز‌و‌کار تحریم‌های غرب علیه روسیه در قالب یک رژیم چندجانبه، دربردارنده اجزای ماهوی، تصمیم‌گیری و اجرا و نظارت هستند. در جزء ماهوی دو اصل سیاسی که زیربناهای رژیم چندجانبه تحریم علیه روسیه محسوب می‌شوند، بررسی شدند؛ نخست، تلاش آمریکا، جهت حفظ جایگاه هژمون در مقابل بازتولید اتحاد جماهیر شوروی در قالب اتحاد اوراسیایی؛ دوم، تلاش اتحادیه اروپا جهت حفظ نظم اروپایی در مقابل مداخله‌گرایی روس‌ها. در جزء تصمیم‌گیری، نهادهای تصمیم‌گیر در آمریکا شامل رئیس‌جمهور و کنگره بررسی‌شده‌اند و در اتحادیه اروپا نقش شورای اروپایی و کمیسیون اروپایی و اسنادی که صلاحیت اتخاذ تصمیم در مورد تحریم‌ها را می‌دهد، مورد واکاوی قرارگرفته‌اند و در نهایت در جزء اجرا در مورد آمریکا، وزارت خزانه‌داری، وزارت خارجه، اداره کنترل دارایی‌های خارجی و وزارت انرژی و در مورد اتحادیه اروپا، کمیسیون اروپا مورد بررسی قرارگرفته است.  

روند تحول قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه:(2000-2013)

روند تحول قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه:(2000-2013)

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 101-125

چکیده از سال 2007 موضوع قدرت نرم وارد ادبیات سیاست خارجی روسیه گردید. این موضوع که اکنون بسیار مورد توجه کرملین است از منابع مختلف و گاه متضادی نشات گرفته است. برخلاف آنچه جوزف نای- واضع مفهوم قدرت نرم- ارائه کرده استدر روسیهبخش عمده این منابع ماهیت دولتی و رسمی دارد. مولفین در این مقاله سعی کرده‌اند به بررسیپیشینه ظهور قدرت نرم در روسیه و فرایند اجرای سیاست نرم در این کشور بپردازند. پرسش اصلی مقاله این است که ماهیت قدرت نرم روسیه چیست و میزان موفقیت این کشور در استفاده از این ابزار چقدر بوده است.این مقاله در دوبخش به بررسی تحولات قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه می‌پردازد. ابتدا قدرت نرم در تناظر با مهم‌ترین رخدادهای متناسب با جایگاه روسیه در سیاست بین‌الملل بررسی می‌شود. سپس مهم‌ترین عناصر سازنده آن از جمله زبان روسی، فرهنگ و ارزش‌های این کشور در کنار سایر پدیده‌های بین‌المللی از جمله شبکه مجازی ارتباطات و بهره‌مندی از حوزه گسترده آموزش عالی، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. ادعای این مقاله آن است که با وجود تلاش روسیه در چند سال اخیر در به کار گرفتن قدرت نرم، موفقیت آن محدود بوده است. 

برنامه های دولت و فساد اداری در روسیه

برنامه های دولت و فساد اداری در روسیه

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 127-161

چکیده فساد اداری پدیده شومی است که از گذشته‌های دور بر جامعه‌ روسیه سایه افکنده و بر توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و انسانی روسیه تأثیر سوء گذاشته است و در حقیقت یکی از مهم‌ترین موانع توسعه و نوسازی روسیه می‌باشد.  لذا دولتمردان روسیه در دوره‌های متمادی، کم و بیش سعی در برخورد با این معضل را داشته‌اند، لیکن فراگیری، پیچیدگی، تنوع و ماهیت سیستماتیک فساد در سال‌های اخیر، دولتمردان روسی را به جدیت بیشتر در مقابله با آن و پیگیری برای تحقق سیاست ضدفساد در روسیه واداشته و با این رویکرد اقداماتی در راستای مبارزه با فساد اداری از جانب دولت‌های مختلف، صورت گرفته است، اما همچنان توفیقی در این راستا مشهود نمی‌باشد. این مقاله یک پژوهش توصیفی– تحلیلی است که با استناد به منابع و داده‌های روسی، علاوه بر بیان عوامل کلی و پیامدهای فساد به تبیین  موانع اصلی در مسیر مبارزه با فساد در فدراسیون روسیه (دوران پساشوروی) می‌پردازد. لذا بنای این مقاله این پرسش است که چرا برنامه‌های دولت روسیه در مبارزه با فساد اداری ناموفق بوده است؟به نظر می‌رسد قدرتمندی الیگارشی روسیه به عنوان عامل اصلی در ناکارآمدی برنامه‌های دولت روسیه در مبارزه با فساد اداری باشد.
   

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 1-28

چکیده روابط میان کشورهای اروپایی و روسیه پس از پایان جنگ سرد وارد مرحله تازه ای شد . با وجود افزایش تعاملات و همکاری ها میان اتحادیه اروپا و مسکو از طریق امضای قرارداد شراکت و همکاری در سال 1994 و تدوین نقشه راه انرژی برای سال 2050 و یا همکاری در برخی حوزه ها از جمله مبارزه با تروریسم و سلاح های کشتار جمعی، اما دو طرف در بسیاری از حوزه ها با یکدیگر اختلاف و رقابت جدی دارند . هر چند اهمیت اقتصادی روسیه برای اروپا در سال های گذشته رو به افزایش بوده، اما روابط سیاسی آنها با فراز و نشیب های فراوانی رو به رو بوده است . روسیه در دوره جدید ریاست جمهوری پوتین تلاش جدیدی را برای به دست آوردن جایگاه پیشین خود انجام می دهد و به همین دلیل در بسیاری از موارد ، منافع و ارزش های مورد نظر مسکو در تضاد با منافع کشورهای اروپایی قرار می گیرد. در این مقاله سعی شده است، حوزه های رقابت و اختلاف میان اتحادیه اروپا و روسیه مورد بررسی قرار گ یرد؛ به باور نویسندگان مقاله، اتحادیه اروپا و مسکو در حوزه هایی همچ ون انرژی (به رغم وجود وابستگی متقابل میان آنها )، نوس ازی، قفقاز جنوبی، همسایگی مشترک و امنیت با یکدیگر اختلاف جدی دارند.

نفوذ اقتصادی روسیه در آسیای مرکزی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

نفوذ اقتصادی روسیه در آسیای مرکزی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 104-129

چکیده افزایش نقش انرژی و اقتصاد در روابط بین الملل ، دولت ها را به یافتن منابع اقتصادی جدید در سایر مناطق جهان واداشته است . در این میان روسیه به عنوان یک ابرقدرت انرژی در جهان سعی دارد تا اقتدار دوران شوروی سابق را باز یابد . توسعه نفوذ در جمهوری های سابق شوروی یکی از ابزارهای عمده روسیه برای پیشبرد این هدف است . وجود منابع عظیم انرژی در آسیای مرکزی سبب شده تا روسیه در این منطقه حضور فعال داشته باشد. برای این منظور روسیه روابط سیاسی و اقتصادی خود با کشورهای آسیای مرکزی را افزایش داده است تا همچنان قدرت برتر در منطقه خارج نزدیک باشد . روسیه با کنترل انرژی منطقه در تلاش است تا برتری خود در بازارهای جهانی انرژی را حفظ کند . روسیه تلاش کرده است تا از طریق افزایش کنترل خود بر منابع انرژی منطقه، استقرار نیروهای خود در آسیای مرکزی و ایجاد سازمان های منطقه ای جمهوری های آسیای مرکزی را در حوزه نفوذ خود نگه دارد. روسیه می خواهد تا جمهوری های آسیای مرکزی در زمینه های دفاعی و اقتصادی ضعیف و ناتوان باشند تا از این طریق تسلط خود را بر این کشورها حفظ کند . سؤال اصلی مقاله این است که "چگونه روسیه می تواند نفوذ خود در آسیای مرکزی را حفظ کند؟ " فرضیه ما این است که با توجه به افزایش اهمیت انرژی در اقتصادهای بین المللی و حضور فزاینده قدرت های دیگر در آسیای مرکزی ، رقابت شدیدی در منطقه شکل گرفته است که می تواند کنترل و نفوذ روسیه بر کشورهای آسیای مرکزی را کاهش دهد و روسیه می تواند از طریق تقویت نهادگرایی در منطقه نفوذ خود را حفظ نماید"

تأثیر عامل انرژی بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

تأثیر عامل انرژی بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

دوره 19، شماره 81، بهار 1392، صفحه 29-58

چکیده نزدیکی جغرافیایی روسیه و اتحادیه اروپا؛ نفوذ و تأثیر سیاسی، امنیتی و اقتصادی مسکو؛ حجم بالای تجارت بین طرفین و نیز حوزه حساس انرژی (نفت و گاز)، همکاری و مشارکت بین روسیه و اتحادیه اروپا را اجتناب ناپذیر ساخته است. هرچند روسیه یکی از شرکای پیچیده برای اتحادیه اروپا به‏شمار می‏آید، اما بهبود تعامل بین مسکو و بروکسل امکان‏پذیر و تابعی از ادغام اهداف مربوط به خط‌مشی طرفین در مسایل راهبردی از جمله عامل تضمین امنیت عرضه انرژی است. امنیت انرژی یکی از چالش برانگیزترین حوزه‌های گفتگو و همکاری میان مسکو و اتحادیه اروپا محسوب می‏شود. عامل انرژی از دهه60 میلادی به بعد به افزایش روابط رسمی و غیر رسمی روسیه با کشورهای اروپایی کمک کرده است. مقاله حاضر بر این ادعا است که «بهبود و ارتقاء روابط میان روسیه و اتحادیه اروپا تا حد زیادی مشروط به همکاری متقابل آنان در حوزه انرژی است .بنابرین بازتعریف روابط انرژی روسیه- اتحادیه اروپا و اهداف اصلی سیاست انرژی روسیه در برابر اتحادیه اروپا و بالعکس در این زمینه حایز اهمیت بسیار می‏باشد». از این منظر، تفاوت درجه وابستگی متقابل در روابط انرژی روسیه- اتحادیه اروپا، اختلاف منافع و اهداف طرفین در حوزه سیاستگذاری انرژی، تاکنون تأثیر منفی بر روابط طرفین در این حوزه راهبردی داشته است.

روندهای متحول در روابط روسیه و ایالات متحده آمریکا (مذاکره و همکاری، رقابت و تعارض)

روندهای متحول در روابط روسیه و ایالات متحده آمریکا (مذاکره و همکاری، رقابت و تعارض)

دوره 19، شماره 81، بهار 1392، صفحه 59-87

چکیده روابط ایالات متحده با کشور روسیه تابعی است از ملاحظات گسترده بین‌المللی که در تاریخ روابط خارجی این دو کشور ریشه دوانیده است. پس از پایان جنگ سرد، روابط این دو بازیگر از سطح دو ابرقدرت هم‌تراز به معادله قدرت برتر و قدرت بزرگ تغییر مفهوم و ماهیت داده است. این در حالی است که همچنان ایستارهای دوران جنگ سرد بر موضوعات و مفاهیم مورد نظر دوجانبه سایه افکنده و در نتیجه این ذهنیت و وجود واقعیت‌های موجود در توانایی‌های متفاوت دو طرف، رویکردهای تعاملی پساجنگ سرد، تابعی از تلفیق راهبردهای قدیمی و روش‌های نوین دیپلماسی شده است. در این مقاله تلاش گردیده است با استفاده از نگرش واقع‌گرایی تدافعی و موازنه تهدید به عنوان اصل اساسی این نگرش به تفسیر چگونگی فهم چنین بازیگرانی از یکدیگر نایل آییم. همچنین در این پژوهش رقابت و همکاری مبتنی بر مذاکره و تعارض منافع قابلیت تفسیر را خواهند داشت.

رابطه مفهومی نفوذ، امنیت و پیوستگی سرزمینی؛ مطالعه موردی رفتار امنیتی روسیه در حوزه بالتیک (1991-2011)

رابطه مفهومی نفوذ، امنیت و پیوستگی سرزمینی؛ مطالعه موردی رفتار امنیتی روسیه در حوزه بالتیک (1991-2011)

دوره 18، شماره 80، زمستان 1391، صفحه 85-116

چکیده سه جمهوری استونی، لتونی، لیتوانی به عنوان کشورهای حوزه‌ بالتیک به دلیل ژئوپلیتیک خاص خود از  اهمیت قابل توجهی برای روس‌ها برخوردارمی‌باشند. این جمهوری‌ها حداقل در چهار زمینه در سیاست‌های امنیت منطقه‌ای روسیه حائز اهمیت هستند؛ نخست اینکه به دلیل حضور تعداد زیاد روس تباران در این سه جمهوری، این منطقه در مدار سیاست‌های امنیتی خارج نزدیک روسیه قرار گرفته است؛ دوم، منطقه‌ بالتیک شاهراه انتقال انرژی از روسیه به اروپا است و از این لحاظ مورد توجه اروپا نیز می‌باشد؛ از این رو، روسیه درصدد برآمده است تا نقش میانجیگر انتقال انرژی به اروپا را از کشورهای منطقه بگیرد؛ سومین و چهارمین اهمیت برجسته‌ این منطقه در نگاه روس‌ها، گسترش ناتو از یک سو و اتحادیه‌ اروپا از سوی دیگر به این کشورها است. در پژوهش حاضر، برمبنای این چهار عامل در ابتدا به بررسی چارچوب مفهومی رابطه‌ نفوذ، امنیت و پیوستگی سرزمینی پرداخته خواهد شد و سپس فهم رفتار امنیتی روسیه در حوزه بالتیک در این راستا تحلیل می‌شود. بدین ترتیب پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه چرا و چگونه رفتار امنیتی روسیه  نسبت به کشورهای منطقه‌ بالتیک بین سال‌های 1991 تا 2011 شکل گرفته است؟ و یافته این پژوهش چنین است که با توجه به پیوستگی سرزمینی سه کشور بالتیک با روسیه و ایجاد حریم منافع امنیتی پیرامون این کشور و همچنین قرار گرفتن جمهوری‌های سه‌گانه‌ منطقه‌ بالتیک یعنی استونی، لتونی و لیتوانی در حوزه‌ نفوذ شوروی سابق و سیاست‌های خارج نزدیک روسیه، رفتار امنیتی روسیه نسبت به این کشورها بین سال‌های 1991 تا 2011 از ترکیب سیاست مداراجویی و تقابل‌گری شکل گرفته است.

روسیه، دریای خزر و نظام بین‌الملل: گذار استراتژیک

روسیه، دریای خزر و نظام بین‌الملل: گذار استراتژیک

دوره 18، شماره 78، تابستان 1391، صفحه 21-44

چکیده در این مقاله سعی شده است که با استفاده از نظریه پیوستگی جیمز روزنا به تحلیل جهت‌گیری فدراسیون روسیه در قبال دریای خزر پرداخته شود. سؤال اصلی این مقاله این است که در میان عوامل تاثیر گذار بر سیاست خارجی روسیه کدام متغیر بیشترین تاثیر را بر شکل‌دهی به رفتار سیاست خارجی روسیه داشته است؟ مفروض این مقاله آن است که رویکرد روسیه به  حوزه دریای خزر و مسائل آن رویکردی استراتژیک است به گونه‌ای که روسیه در تلاش است که از اهرم دریای خزر به منظور تحقق  اهداف کلان منطقه‌ای و بین المللی خویش بهره جوید. فرضیه اصلی این مقاله آن است عامل نظام بین الملل بیشترین تاثیر را در سیاست منطقه‌ای روسیه در قبال دریای خزر داشته است به گونه‌ای که تحت تاثیر این عامل سیاست خارجی روسیه با گذار استراتژیک رو به رو بوده است. اولین گذار از سیاست منفعلانه به سیاست فعال اقتصادی و دومین گذار از سیاست فعال اقتصادی به کنشگری  فعالانه نظامی و امنیتی بوده است.  

روسیه، تحولات عربی و «چالش سیستمی» در خاورمیانه

روسیه، تحولات عربی و «چالش سیستمی» در خاورمیانه

دوره 18، شماره 78، تابستان 1391، صفحه 167-191

چکیده «تحولات عربی» نه تنها سبب بروز تحولات اجتماعی- سیاسی قابل ملاحظه در کشورهایی  که در آن  انقلاب رخ داده،‌ گردید، بلکه معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی را نیز با تغییرات ملموسی مواجه کرده است. در این بین، روسیه با تأکید بر دستکاری هدفمند این تحول از سوی غرب با اهداف ژئوپلیتیکی- امنیتی جهت تغییر بلندمدت نقشه خاورمیانه به ضرر سایر بازیگران از جمله مسکو است، بر آن شده تا با اتخاذ موضعی مستقل، توان ایفای نقش متوازن‌ کننده در برابر غرب را به کشورهای منطقه و غربی‌ها ثابت کند. البته این نگاه و تالی موضع‌گیری‌های سخت‌گیرانه، موید آن است که به‌رغم برخی تحولات مثبت، هنوز دیدگاه‌های سخت‌انگار، اما تا حدودی متعادل شده سنتی به مقوله قدرت و حوزه‌های نفوذ، تاثیر خود را بر رفتارهای خارجی روسیه حفظ کرده‌اند. صرف‌‌نظر از عوامل مختلف و با توجه به داشته‌های عینی اندک روسیه برای هم‌آوردی با قدرت شبکه‌ای غرب، متغیر روان‌شناختی بودن به عنوان یک «قدرت بزرگ» بیشترین تاثیر را در شکل‌بست سیاست خاورمیانه‌ای جدید روسیه و نوع مواجهه آن با «تحولات عربی» داشته است.

سیاست دولت پوتین و جایگاه الیگارشی روسیه

سیاست دولت پوتین و جایگاه الیگارشی روسیه

دوره 18، شماره 77، بهار 1391، صفحه 1-23

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اموال دولتی طی چند مرحله و به روش‌های گوناگون به خریداران واگذار شد. افرادی از همین طریق قدرت اقتصادی بالایی به دست آوردند و در پی تحصیل قدرت اقتصادی در صدد اعمال نفوذ سیاسی و دخالت در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور برآمدند.‌ این افراد که در اصطلاح الیگارش خوانده می‌شدند با به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین مجبور به تغییر روش شدند. در اینجا به دنبال پاسخ ‌به این سوال می‌باشیم که سیاست‌های پوتین در قبال ‌این افراد چه بود و چه تغییری در الیگارشی روسیه به وجود آورد. با‌ ایجاد قانون " فاصله‌ برابر " پوتین درصدد احیای قدرت در کرملین و تحدید مزر بین الیگارش‌ها و صاحبان بنگاه‌های تجاری بزرگ برآمد. پس از آن در واقع الیگارشی به معنای واقعی و نمایان در مناطق و نواحی روسیه به چشم می‌خورد. البته در سطح فدرال نیز الیگارشی پوتین به شکلی کم جلوه‌تر، اما وفادار‌تر از الیگارشی دوره‌ ‌یلتسین وجود دارد.

پوتین؛ تغییر یا تداوم سیاست خارجی روسیه در دوره جدید

پوتین؛ تغییر یا تداوم سیاست خارجی روسیه در دوره جدید

دوره 18، شماره 77، بهار 1391، صفحه 55-78

چکیده پوتین و تفکرات وی در دوران بعد از جنگ سرد، تاثیرات بسیاری بر سیاست خارجی روسیه داشته است. هر چند پوتین به دنبال افزایش قدرت روسیه به مانند دوران جنگ سرد بوده، اما دریافته است که فضای جنگ سرد و ماهیت نظام بین‌الملل تغییر کرده است. از این رو، مولفه‌های گسترش نفوذ در زیر سیستم‌های مختلف، ارتباط و همکاری با آمریکا، سیاست خارجی «انرژی محور» و واقع‌گرایی در سیاست خارجی روسیه، مورد توجه قرار گرفت. پس از روی کار آمدن پوتین و اتخاذ سیاست‌های واقع‌گرایانه در اداره کشور و به خصوص ایدئولوژی‌زدایی از سیاست خارجی و تعریف جدید از منافع ملی و تصویب آیین‌های جدید در ابعاد اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی، روسیه جایگاه جدید خود را در نظام بین‌الملل تعریف کرد. بر این اساس، بهترین گزینه برای روس‌ها پرهیز از رقابت و تخصیص منابع و امکانات کشور در امر توسعه و بازسازی اقتصاد و گرفتن سهم مطلوب (و نه ایده‌آل) در ساخت اقتصاد بین‌الملل از جمله اقتصاد انرژی، تجارت جهانی و کسب فناوری نوین بوده است. اوج سیاست واقع‌گرایانه پوتین در سیاست خارجی روسیه، بعد از حوادث 11 سپتامبر 2001 و به ویژه در مناسبات با آمریکا رخ داد. بازگشت دوباره پوتین به قدرت در سال 2012 می‌تواند روند جدیدی را در سیاست خارجی روسیه موجب گردد. این مقاله پس از مروری کوتاه بر سیاست خارجی روسیه در دوره نخست ریاست جمهوری پوتین به دنبال بررسی چشم انداز سیاست خارجی روسیه در دوره جدید است. از این رو، تغییر یا تداوم سیاست خارجی روسیه در دوره جدید ریاست جمهوری پوتین مورد توجه قرار خواهد گرفت.

امنیت انرژی و تاثیر آن بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

امنیت انرژی و تاثیر آن بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

دوره 17، شماره 76، زمستان 1390، صفحه 23-43

چکیده در بسیاری از مباحث و متون روابط بین‌الملل از مفهوم امنیت عموماً به معنای توانایی مقابله با تهدید مسلحانه نام برده می‌شود در حالی که کمبود و یا کمیاب بودن منابع انرژی یکی از مهم‌ترین عوامل بروز منازعات در قرن بیستم بوده است. تعریف امنیت از دیدگاه کشورها متفاوت است. در کشورهای پیشرفته، امنیت انرژی به در دسترس بودن و عرضه کافی و با قیمت مناسب و منطقی اطلاق می‌شود. در کشورهای صادر‌کننده انرژی، امنیت انرژی به مفهوم امنیت تقاضا و افزایش قیمت آن است.  این نوشتار با معیار قرار دادن امنیت انرژی به عنوان چارچوب نظری، ضمن ارزیابی روابط روسیه و اتحادیه اروپا در حوزه انرژی، درصدد است تا بررسی نمایند که هر چند روسیه به عنوان کشور صادر‌کننده انرژی از موضع بهتری نسبت به اتحادیه اروپا - که وارد کننده و نیازمند شدید انرژی است- برخوردار است، اما برداشت طرفین از امنیت انرژی ثابت می‌کند که این دو بازیگر به یک اندازه به یکدیگر وابسته هستند. امنیت انرژی که برای روسیه به مفهوم امنیت تقاضا و همچنین برای اتحادیه اروپا به معنی امنیت عرضه و دسترسی آسان به انرژی می‌باشد، باعث می‌گردد تا چشم‌انداز روابط از سطح بالایی در ابعاد سیاسی و اقتصادی برخوردار باشد.

رویارویی روسیه با چچن: زندگی در مرز خشونت

رویارویی روسیه با چچن: زندگی در مرز خشونت

دوره 16، شماره 71، پاییز 1389، صفحه 108-133

چکیده جمهوری چچن در جنوب روسیه در قفقاز شمالی و در مرزهای پرتنش داغستان و جمهوری آذربایجان، شاید مهمترین مشکل سرزمینی روسیه در 18 سال اخیر بود که سرنوشت آن با دیگر جمهوری‌های فدراسیون روسیه گره خورده است. از این رو حل شدن یا نشدن مسئله چچن و چگونگی رویارویی روسیه با چچن، سرمشقی است برای مردم دیگر جمهوری‌های مسلمان روسیه، تا الگویی از آینده خود را پیش روی آورند. هرچند مسئله چچن و روسیه، نه یک موضوع مربوط به دهه‌های اخیر یا حتی سده اخیر، بلکه موضوعی تاریخی است که در دوران تزار‌ها نیز مطرح بوده است. در این، مقاله پس از نگاهی به پیشینه روابط عموماً پرتنش روسیه و چچن، تعامل این دو در سال‌های پس از فروپاشی شوروی بررسی شده است. سپس دلایل و زمینه‌های تنش روسیه- چچن و موضع گیری مقام‌های روس در این میان نیز مورد کنکاش قرار گرفته است. پرسش اصلی مقاله آن است که خشونت در چچن از چه منبعی تغذیه می‌شود و نقش دولت روسیه در آن چیست؟ فرضیه پژوهش بیان می‌دارد که خشونت در چچن از یک‌سو از رویکرد دولت روسیه به چچن ناشی می‌شود و از سوی دیگر در تاریخ سرزمین و مردم چچن که همواره درگیر تنش‌های قومی- قبیله‌ای و نیز نبرد با دولت‌های مرکز گرا بوده‌اند، ریشه دارد.

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 95-121

چکیده در سال‌های اخیر روابط میان روسیه و کشورهای حوزه جنوبی دچار تحولاتی گردید. اگرچه روسیه به ایفای نقش اصلی خود در این منطقه ادامه می‌دهد، اما توسعه فعالیت کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای به‌ویژه ایالات متحده و ناتو در حوزه حیاتی روسیه که این کشور  از آن تحت عنوان خارج نزدیک نام می‌برد، چالش‌های جدیدی را در مقابل مسکو قرار داده است. این کشور برای مقابله با این چالش‌ها و برای تامین امنیت ملی و منافع حیاتی خود سعی در ایجاد یک راه‌حل مناسب و با هزینه کمتر دارد. مسکو با توجه به این‌که در شرایط جدید نمی‌تواند همه رقبا را از عرصه سیاسی آسیای مرکزی و به‌ویژه قفقاز حذف نماید، سیاست و تاثیرگذاری آن به سمتی رفته و خواهد رفت که راهبردهای رقبا به نتایج مورد انتظار دست نیابند. همچنین در این زمینه این کشور سعی می‌کند که از موقعیت برتر اقتصادی، سیاسی، نظامی خود در منطقه در جهت کنترل رفتار و سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز در راستای کم‌رنگ کردن حضور عواملی که در نگاه روس‌ها با منافع و امنیت ملی این کشور سازگاری ندارند، استفاده نماید و بدین وسیله در همگرایی کشورهای منطقه با ساختارهای سیاسی و امنیتی غرب تاخیر و مانع ایجاد نماید.

امنیت انرژی، ایران و مسائل دریای خزر

امنیت انرژی، ایران و مسائل دریای خزر

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 121-160

چکیده امنیت انرژی عموماً به در دسترس بودن مقدار کافی و قابل اطمینان از عرضه انرژی برای راضی نمودن تقاضا تعریف می‌گردد و از جمله مواردی است که مستقیماً با دولت‌ها در واحدهای سیاسی ارتباط دارد. ایران به علت دارا بودن ذخایر قابل توجه انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز (هم‌جواری با دو منطقه نفت‌خیز خلیج فارس و دریای خزر) همواره مورد توجه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده و هست. موقعیت ایران در تولید نفت و گاز و انتقال آن در خلیج فارس نسبتاً با ثبات، همراه و از سوی همه بازیگران پذیرفته شده است، اما دریای خزر به دلیل تغییرات شدید و سریع در پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیازمند توجه و دقت تصمیم گیران ایرانی است. علاوه بر جدیت برای رسیدن به اجماع در مورد رژیم حقوقی دریای خزر با حفظ منافع ملی ایران از داشتن روابط وسیع و گسترده با کشورهای ساحلی دریای خزر به خصوص روسیه، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان نباید غافل بود مقاله حاضر، وجوه گوناگون امنیت انرژی، جایگاه ایران، خطوط حمل و نقل کنونی و در حال احداث و سیاست‌های قدرت‌های جهانی و کشورهای منطقه در این زمینه‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهد.