کلیدواژه‌ها = Russia
تعداد مقالات: 99
ایران و روسیه در دریای خزر: رژیم حقوقی و همکاری‌ها

ایران و روسیه در دریای خزر: رژیم حقوقی و همکاری‌ها

دوره 28، شماره 117، بهار 1401، صفحه 99-126

علی تیزتک، حمید احمدی

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، منطقه دریای خزر را از یک موقعیت جغرافیائی محض و آرام خارج نمود و فرصت ها و چالش های زیادی را به لحاظ ژئوپلیتیک برای ایران و روسیه بوجود آورد. این تحول بنیادین باعث تغییر در مرزهای سیاسی پیرامون دریای خزر گردید و بر رژیم حقوقی این دریا هم تاثیرگذاشت. سیاست ها و رویکردهای ایران و روسیه در قبال رژیم حقوقی دریای خزر هم دچار تحول و تغییر اساسی گردید. همزمان با بروز اختلاف نظر و دیدگاه کشورهای ساحلی درباره رژیم حقوقی و نحوه بهره برداری از منابع دریای خزر، زمینه مناسب برای حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقه ای و بزرگ در دریای خزر فراهم شده بود. در چنین شرایطی، همسوئی سیاست های ایران و روسیه برای مدیریت تحولات رژیم حقوقی دریای خزر و جلوگیری از تبدیل دریای خزر به منطقه جدید تنش و همچنین نزدیک نمودن دیدگاه ها و مواضع سایر کشورهای ساحلی بسیار مهم و تاثیرگذار بوده است. پرسش اصلی و محوری مقاله حاضر این است که سیاست‌های ایران و روسیه در قبال رژیم حقوقی دریای خزر چه تاثیری بر گسترش همکاری‌های پنج جانبه میان کشورهای ساحلی دریای خزر داشته است؟ در مقاله حاضر این فرضیه به آزمون گذاشته می شود که سیاست‌های ایران و روسیه در قبال رژیم حقوقی دریای خزر - فارغ از ذهنیت‌های منفی تاریخی گذشته بین دو کشور– به دلایلی همچون پیوستگی جغرافیائی، الزامات منطقه ای، سرنوشت مشترک و آسیب پذیری دریای خزر ناشی از حضور قدرت های بزرگ و نگرانی از بروز بی ثباتی و ناامنی در دریای خزر ، بیشتر هم گرا بوده و به تقویت همکاری ها و انعقاد اسناد مختلف همکاری پنج جانبه میان کشورهای ساحلی منجر شده است. مقاله حاضـر از نوع تحلیلی - توصیفی و روش مورد استفاده اسـتنتاجی است و داده ها با استفاده از منابع اینترنتی و کتابخانـه‌ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

مثلث جاده ابریشم نوین: چین، روسیه و اروپا

مثلث جاده ابریشم نوین: چین، روسیه و اروپا

دوره 28، شماره 117، بهار 1401، صفحه 127-152

آرش رئیسی نژاد، مصطفی بوشهری

چکیده جاده ابریشم نوین به عنوان بلندپروازانه‌ترین کلان پروژه در زمانه کنونی، نمود و نماد اعمال قدرت چین در ورای مرزهای خود است. دو دالان از دالان‌های شش‌گانه کمربند زمینی جاده ابریشم نوین از قلمرو روسیه می‌گذرند. همچنین اروپا پایانه عمده مسیرهای زمینی و دریایی این کلان پروژه خواهد بود. بااین‌حال، روابط چین با روسیه و اروپا دربردارنده تنش‌های بالقوه با پیامدهای کلان برای موازنه قوا و اقتصاد جهانی نیز است. از این دریچه، مسئله اساسی نوع واگرایی و همگرایی این سه قدرت بزرگ در مسیر زمینی اوراسیایی جاده ابریشم نوین است." عوامل همگرایی و واگرایی در رابطه چین با روسیه و اروپا در مسیر جاده ابریشم نوین کدم‌اند؟" فرضیه بر این امر استوار است که از جاده ابریشم قطبی بستر همگرایی و آسیای میانه زمینه واگرایی پکن و مسکو را فراهم می‌کند و از سوی دیگر، پروژه‌های چین در بالکان زمینه همگرایی در اروپای شرقی را فراهم می‌سازد٬ درصورتی‌که واگرایی با قدرت‌های اروپای غربی و مرکزی را به همراه دارد. این نوشته با ذکر جزییاتْ این سویه‌ها و پیامدهای جاده ابریشم یخی (قطبی) را نشان می‌دهد. همچنین، فرصت‌ها و چالش‌های میان چین و روسیه را به‌ویژه در آسیای میانه برمی‌شمرد. سپس، سیاست‌ها و خط‌مشی چین برای نفوذ در اروپای شرقی و بالکان نشان داده می‌شود. در‌ آخر نیز دامنه و گستره روابط تنش آمیز چین با کشورهای اروپای غربی نیز موردبررسی قرار خواهد گرفت. چارچوب نظری مقاله پیشرو بر خوانشی سه‌حوزه‌ای و سه‌سطحی از ژئوپلیتیک استوار است. چنین چارچوبی از پیوند این سه ساختار با عوامل جغرافیایی نشان می‌دهد که ردپای ریشه‌ها و پیامدهای این کلان پروژه را می‌توان در سه حوزۀ ژئوپلیتیک، ژئوکالچر و ژئواکونومی ‌و در سه سطح "بین‌المللی"، "منطقه‌ای" و "داخلی" یافت.

استراتژی هوش مصنوعی روسیه

استراتژی هوش مصنوعی روسیه

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 59-90

احمد رشیدی

چکیده  منطق حاکم بر نظام بین‌الملل کسب و ارتقای قدرت است و از آنجا که علم و فناوری برترین منبع قدرت در جهان معاصر تلقی می­شوند کشورها در بستری از رقابت و همکاری برای کسب آن‌ها در ابعاد مختلف در تکاپو هستند. هوش مصنوعی از جمله فناوری­های پیشرفته است که روسیه در مسیر ارتقای جایگاه خود در نظام بین­الملل در پی توسعه و کاربرد آن در عرصه­های مختلف است. پرسش پژوهش این است که روسیه در چهارچوب استراتژی هوش مصنوعی چه اهدافی را دنبال می­کند و در این مسیر با چه چالش­هایی مواجه است؟ روش پژوهش، نوعی مطالعۀ موردی با داده­های کیفی و ماهیتاً تبیینی است. یافته‌­های پژوهش نشان می­دهند روسیه به دنبال کسب برتری در حوزۀ هوش مصنوعی و کاربرد این فناوری برای تقویت قدرت نظامی و تغییر معادلات قدرت به نفع خود در نظام بین‌الملل است. ظرفیت­های محدود اقتصاد ملی، کمبود منابع و زیرساخت­های علمی، مشکلات فنی و سازمانی، محدودیت همکاری­ها و تحریم‌های بین‌المللی، از جمله چالش­هایی هستند که روسیه در پیشبرد اهداف خود با آن‌ها مواجه است.

سیاست روسیه در قبال بحران سوریه با تأکید بر مذاکرات آستانه و سوچی

سیاست روسیه در قبال بحران سوریه با تأکید بر مذاکرات آستانه و سوچی

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 121-138

عباس گلرو، اردشیر سنایی

چکیده بحران سوریه یکی از بحران‌های پیچیدۀ سیاسی قرن حاضر محسوب می‌شود که به دلیل حضور بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، ابعاد جهانی یافته و به رغم ایجاد فرایندهای مختلف صلح، این بحران همچنان کامل حل‌وفصل نشده است. در کنار فرایندهای صلح ژنو و وین، دولت روسیه نیز از سال 2017 مذاکرات آستانه و کنگرۀ سوچی را به همراه دو کشور ایران و ترکیه طراحی کرده است تا بتواند مسیر عمل‌گرایانه‌تری را جهت پیشبرد فرایندهای صلح ایجاد نماید. پژوهش پیش‌ِرو بر این پرسش تمرکز دارد که روسیه چگونه با استفاده از مذاکرات آستانه و سوچی در راستای حل‌وفصل بحران سوریه گام برداشته و اهداف سیاست خارجی این کشور در قبال طراحی این مذاکرات چه بوده است؟ نگارنده معتقد است که دولت روسیه ابتکار عمل این مذاکرات را در دست گرفته و در راستای حل سیاسی و نظامی بحران از یک سو و جلوگیری از مداخلۀ آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن از سویی دیگر به ایجاد این فرایندهای صلح روی آورده است. پژوهش، با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی این موضوع را بررسی می‌کند.

روابط فرهنگی ایران و فدراسیون روسیه

روابط فرهنگی ایران و فدراسیون روسیه

دوره 27، شماره 115، پاییز 1400

الهه کریمی ریابی، مهناز نوروزی

چکیده مؤلفه‌های فرهنگی یکی از بخش‌های مهم روابط بین‌الملل هستند و اندیشمندان معاصر تأکید فراوانی بر مسائل فرهنگی دارند. دیپلماسی فرهنگی، نمونۀ بارزی از به‌کارگیری قدرت نرم است تا زمینۀ نفوذ در طرف مقابل از طریق فرهنگ، ارزش‌ها و ایده‌ها فراهم آید. روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در سال‌های اخیر توسعۀ درخور توجهی در حوزه‌های گوناگون داشته است و کارشناسان روابط دو کشور بر این امر، اتفاق‌نظر دارند. اگرچه کفۀ ترازوی روابط در برخی حوزه‌ها مانند سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی سنگین‌تر می‌نماید اما روند رو به رشد در حوزۀ روابط فرهنگی، اجتماعی و انسانی نیز مشاهده می‌شود. در این پژوهش، ضمن مرور فعالیت‌های فرهنگی کشورمان در روسیه، رویکرد دیپلماسی فرهنگی بررسی می‌شود، همچنین به این پرسش پاسخ داده می‎شود که چه مؤلفه‌هایی از قدرت نرم در رابطۀ فرهنگی با کشور روسیه بیشتر موردتوجه بوده‌اند. در این راستا با بررسی اهم فعالیت‌های انجام‌شده توسط رایزنی فرهنگی و دیگر نهادهای فرهنگی ایرانی در روسیه، نقش آن‌ها در گسترش روابط فرهنگی دو کشور ارزیابی می‌شود. روش انجام پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی و چهارچوب نظری، مبتنی بر نظریۀ قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی است.

انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه و تحریم‌ها

انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه و تحریم‌ها

دوره 27، شماره 115، پاییز 1400

علی موسائی، عنایت الله یزدانی

چکیده بحران 2014 اوکراین که با فشار روسیه بر این کشور، مبنی بر خودداری از پیوستن به توافق‌نامۀ تجارت آزاد با اتحادیۀ اروپا، آغاز و در نهایت منجر به انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه به فدراسیون روسیه شد، تنش میان روسیه و غرب را به‌دلیل پیامدهای این انضمام و وضع تحریم‌های دو طرف علیه یکدیگر به‌شدت افزایش داد و روابط را به پایین‌ترین سطح در 25 سال اخیر رساند، به‌طوری ‌که این افزایش تنش، تضادها و رقابت‌های دوران جنگ سرد را تداعی می‌کند. هدف اصلی پژوهش، پاسخ به این پرسش است که انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه توسط روسیه و تحریم‌های متعاقب آن، چه پیامدهایی برای بازیگران دخیل در بحران 2014 اوکراین داشته است؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و برای گردآوری داده‌ها با ابزار فیش‌برداری به منابع کتابخانه‌ای از جمله کتاب‌ها، مقالات، پایان‌نامه­ها، اسناد و منابع معتبر اینترنتی مراجعه شده است. یافته‌های پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد اقتصاد سیاسی بین‌الملل نشان می‌دهند که انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه به فدراسیون روسیه و تحریم‌های متعاقب آن، پیامدهای منفی بسیاری برای اوکراین، روسیه، اتحادیۀ اروپا، آمریکا و ناتو در ابعاد مختلف داشته است.

تبیین کدهای ژئوپلیتیک روسیه در منطقه قفقاز جنوبی بر پایه نظریه زیست سیاست

تبیین کدهای ژئوپلیتیک روسیه در منطقه قفقاز جنوبی بر پایه نظریه زیست سیاست

دوره 27، شماره 114، تابستان 1400، صفحه 159-182

افشین متقی دستنایی، مصیب قره بیگی

چکیده پایش مداوم زندگی روزمره­ شهروندان از جمله گزاره ­های بنیادی نظریه­ زیست­ سیاست است. در مقیاسی وسیع­تر، کنترل امنیتی مداوم و رویه نظارتی سخت بر کشورهای پیرامون نیز از سوی کشورهایی به اجرا درمی­ آید که نوعی تقابل و تنازع تاریخی- تمدنی با همسایگان خود دارند. روسیه به­عنوان یکی از محورهای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، سیاست ­های خارجی متفاوتی را در قبال آنچه خارج نزدیک نامیده می­شود در پیش گرفته است. با این حال به ­نظر می­رسد، عنصر بنیادی که در سیاست خارجی روسیه در قابل محیط پیرامونی خود بیش از همه به چشم می­خورد، رویکرد امنیتی همه­جانبه و تحمیل خود به مثابه­­ی هژمون منطقه­ ای است. در این راستا، مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از گزاره ­های نظریه­ زیست ­سیاست به بررسی سیاست خارجی روسیه در قفقاز جنوبی پرداخته است. لذا سوالی مقاله حاضر این است که براساس نظریه زیست سیاست، سیاست خارجی و کدهای ژئوپلیتیک فدراسیون روسیه در منطقه قفقاز جنوبی چگونه است؟ در پاسخ فرضیه مقاله از این قرار است، سیاست خارجی روسیه با وجود لایه­های چندگانه و انعطاف مداوم، اما فاقد بار هژمونیک است. این فقدان به دلیل تاریخ، فرهنگ و ایدئولوژی­های واگرایانه­ ای است که در این منطقه­ وجود دارد و روسیه همواره کوشیده است تا با حفظ دکترین نظامی برتر خود، آنها را سرکوب کند. دکترین نظامی روسیه، اما توانسته است هژمونی سخت­افزاری این کشور بر قفقاز جنوبی را حفظ کند و سه کشور ارمنستان، آذربایجان و گرجستان نیز به دلیل کاستی­ های ساختاری به ناگزیر سیاست همسویی و همراستایی با روسیه را در پیش می­گیرند. مقاله حاضر از نظر ماهیت، بنیادی- کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی ـ تحلیلی است.

ﺗﺤﺮﯾﻢهایﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ و رواﺑﻂ اﯾﺮان و روﺳﯿﻪ1384-1392

ﺗﺤﺮﯾﻢهایﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ و رواﺑﻂ اﯾﺮان و روﺳﯿﻪ1384-1392

دوره 27، شماره 113، بهار 1400، صفحه 85-104

جهانگیر کرمی، زهره خواجوی

چکیده            جمهوری اسلامی ایران از دهه 80 شمسی تاکنون بر یک سیاست شرقی تاکید کرده که روابط با روسیه بخش مهمی از آن بوده و این موضوع به ویژه در سال‌های 1384 تا 1392 با جدیت بیشتری در سیاست‌های اعلامی و عملیاتی دنبال شده است. اما مساله اصلی در این روابط آن است که با وجود نگرش شرقی در سیاست خارجی ایران در آن دوره در عمل روابط سیاسی محدود شده و سپس مبادلات اقتصادی دو طرف کاهش یافت و در این رابطه تاثیر تحریم‌های بین المللی، تحریم‌های مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد با مشارکت کشورهای غربی و شرقی از اهمیت زیادی برخوردار بوده است و لذا این پرسش مطرح می‌شود که تحریم‌های بین المللی چگونه و تا چه میزان بر کاهش روابط تهران و مسکو در عصر سیاست شرقی تاثیر داشته‌اند؟ ایده محوری در این مقاله آن است که « کاهش روابط دو کشور بیشتر متاثر از تحریم‌های بین‌المللی بوده و این تحریم‌ها به خاطر پایبندی روسیه به رژیم‌های امنیتی و هنجاری بین‌المللی برخاسته از توافقات بین المللی و نیز رای مثبت به قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد در تحریم ایران از یک‌سو و ماهیت الزام‌آور آنها از سوی دیگر، روابط دو طرف را به شدت کاهش داده و سیاست شرقی ایران را با چالش روبه‌رو کرده‌اند». در این نوشته برای نشان دادن رابطه تحریم‌ها و روابط دو کشور از روش همبستگی متغیر‌ها بهره جسته و برای تحلیل دلایل پیوستن روسیه به قطعنامه‌های تحریمی سازمان ملل متحد علیه ایران از روش تحلیل کیفی داده‌های موجود در کتابخانه‌ها، تارنما‌ها و نیز دیدگاه‌های برخی صاحبنظران پرداخته‌ایم.

سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه

سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه

دوره 27، شماره 113، بهار 1400، صفحه 131-164

اکبر ولی زاده، کاظم شریف کاظمی

چکیده سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به ویژه در دو دهه اخیر به علل مختلف نوسان ناخواسته، جدی و متعدد داشته است. اگرچه در شرایط بعد از فروپاشی، امیدها برای همگرایی روسیه با اروپا قوت گرفته بود. برخی گزاره­های علی در این رابطه مهم­تر هستند ازجمله پیچیدگی روابط از حیث تاریخی، تأثیر منابع هنجاری- ارزشی متناقض بر تصمیم‌سازی اتحادیه اروپا در قبال روسیه، بدون ضمانت اجرا بودن مصوبات اتحادیه اروپا در حوزه سیاست خارجی و امنیتی، اولویت یافتن سیاست ملی و عدم‌انسجام میان اعضا در اجرای تصمیمات، شرایط سیاسی، نظامی و امنیتی چندوجهی و متعارض و در نهایت، وابستگی متقابل به‌ویژه در حوزه انرژی است. نظر به مفاهیم مذکور پرسش مقاله این است که «چرا سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه بعد از سال 2000 دارای تغییر و نوسان جدی بوده است؟»پاسخ اولیه این است که سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا از یک‌سو، تحت‌فشار ملاحظات ژئوپلیتیک و امنیت انرژی برای همکاری با روسیه و از سوی دیگر، تحت تأثیر عدم‌انسجام عملی در این حوزه میان اعضای اتحادیه و ضرورت اتخاذ سیاست‌های مقابله‌جویانه در برابر سلطه روسیه به‌منظور رفع نگرانی‌های منطقه‌ای خود قرار دارد و این امر موجب نوسان در سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا در قبال روسیه گردیده است. روش مورد استفاده در این مقاله از نوع  تحلیلی-کیفی است.
 

نقش تحولات روابط روسیه با غرب (اروپا و آمریکا) در همکاری اقتصادی ایران با کشورهای قفقازجنوبی(2019-2014)

نقش تحولات روابط روسیه با غرب (اروپا و آمریکا) در همکاری اقتصادی ایران با کشورهای قفقازجنوبی(2019-2014)

دوره 26، شماره 112، زمستان 1399، صفحه 93-116

الهه کولایی، علی‌اکبر جوکار

چکیده نگاه جمهوری اسلامی ایران به روابط با سه کشور قفقاز جنوبی گرجستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان از زمان استقلال این کشورها در سال 1991 همیشه ایجابی و با هدف بهره‌وری بوده است. با این حال، روابط اقتصادی با این کشورها با وجود ظرفیت‌ها و زمینه­های فراوان همکاری، هیچگاه به نقطه مطلوب خود نرسیده است. اگرچه متغیرهای مهمی مانند مانند ظرفیت و ویژگی­های اقتصادی ایران و مشکلات ناشی از تحریم­های آمریکا و سازمان ملل در دوره‌های مختلف را می­توان از موانع اصلی رشد این همکاری­ها برآورد کرد ولی نمی‌توان تاثیر عوامل ژئوپلیتیک ازجمله مشکلات روابط ایران با اروپا و آمریکا و نقش رقبای منطقه‌ای مانند روسیه و ترکیه بر چگونگی همکاری اقتصادی با کشورهای قفقاز جنوبی به­ویژه درحوزه انرژی را نادیده گرفت. در پی تشدید اختلاف­های روسیه با اروپا و آمریکا پس از بحران اوکراین در سال 2014 که سبب اعمال تحریم‌های گسترده علیه این کشور شد، توجه روسیه به سوی همکاری‌های اوراسیایی و همکاری با همسایگان از جمله ایران بیشتر شد. توافق هسته­ای ایران با کشورهای 5+1 در سال 2015 و رفع تحریم­های سازمان ملل نیز عامل مهم دیگری بود که زمینه همکاری ایران با همسایگان از جمله کشورهای قفقاز جنوبی را بهبود بخشید. بر این اساس  این مقاله با توجه به متغیر روسیه به عنوان مهم‌ترین بازیگر قفقاز جنوبی که نگاه رقابتی نسبت به حضور دیگر کشورها در منطقه دارد، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا تحولات روابط روسیه با اروپا و آمریکا به­ویژه بعد از بحران اوکراین در سال 2014 و اعمال برخی تحریم‌ها علیه این کشور از سوی غرب که موجب تقویت اوراسیاگرایی روسیه شد، بر روابط ایران با کشورهای قفقاز جنوبی تاثیر داشته است؟ و در صورت پاسخ مثبت، این تاثیر چگونه بوده است؟ فرضیه نویسندگان این است که رقابت منطقه­ای روسیه با همسایگان خود در منطقه قفقاز جنوبی در پی تحولات ژئوپلیتیک و تشدید اختلاف­های این کشور با اروپا و آمریکا در سال 2014 در تقویت همکاری اقتصادی ایران با سه کشور قفقاز جنوبی تاثیرگذار بوده است.  در این مقاله با استفاده از روش تبیینی و تحلیلی تحولات روابط ایران و کشورهای قفقاز جنوبی از سال 2014 تا 2019 با توجه به عامل روسیه بررسی می­شود.    

روسیه در سوریه و تکفیرگرایی در آسیای مرکزی

روسیه در سوریه و تکفیرگرایی در آسیای مرکزی

دوره 26، شماره 112، زمستان 1399، صفحه 118-143

عباس گلرو، اردشیر سنایی

چکیده شروع جنگ داخلی سوریه و مداخله بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با انگیزه‌های مختلف و متضاد در آن، پیامدهای مختلفی را در پی داشته است که از جمله آنها تشدید تکفیرگرایی و عضوگیری گروه‌های افراطی از مناطق مختلف بوده است. یکی از این مناطق آسیای مرکزی با داشتن گروه‌های مختلف افراطی است. براین اساس پرسش اصلی مقاله این است که دلایل اصلی تسری تکفیرگرایی از بحران سوریه به آسیای مرکزی کدام هستند؟ سئوال فرعی مقاله که متعاقب پرسش اصلی مطرح می‌شود این است که این تسری تکفیرگرایی چگونه بر منافع روسیه در منطقه آسیای مرکزی تاثیرگذار است؟ فرضیه اصلی مقاله این است که مداخله بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از جمله روسیه منجر به تسری تکفیرگرایی به آسیای مرکزی در قالب بازگشت جنگجویان کشورهای منطقه به کشور خود می باشد. فرضیه فرعی مقاله این است، روسیه با هدف احیای ابرقدرتی گذشته، سوریه را به عنوان میدان اصلی مبارزه با غرب تلقی می‌کند و از طریق احیا امنیت سوریه در صدد دستیابی به موقعیت ابرقدرتی و جلوگیری از تسری تهدیدهای افراط گرایی به آسیای مرکزی می‌باشد و اینکه بازگشت افراط گرایان اسلامی در جنگ داخلی سوریه به آسیای مرکزی پیامدهای امنیتی برای روسیه در منطقه آسیای مرکزی در پی دارد.

کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر و تاثیر آن بر همکاری میان کشورهای ساحلی

کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر و تاثیر آن بر همکاری میان کشورهای ساحلی

دوره 26، شماره 111، پاییز 1399، صفحه 1-23

علی تیزتک، حمید احمدی، کیهان برزگر

چکیده استقلال جمهوری‏های آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی در ابتدای دهه 90 میلادی و تاسیس کشورهای جدید در حاشیه دریای خزر، ناگزیر وضعیت حقوقی این دریا که به واسطه قراردادهای قبلی (به صورت ناقص) شکل گرفته بود، تحت تاثیر قرار داد و اقدامات یک‌جانبه کشورهای ساحلی دریای خزر در زمینه بهره‌برداری از منابع انرژی این دریا و امضای قراردادهای نفتی و گازی با شرکت‌های بزرگ غربی موجب بروز اختلاف نظر و ابهاماتی در خصوص رژیم حقوقی این دریا و بهره برداری از منابع زیر بستر آن شده بود. هجوم شرکت‌های نفتی و گازی غربی برای بهره برداری از طلای سیاه نهفته در دریای خزر به این منطقه در کنار دشواری‌های مربوط به عدم تعیین رژیم حقوقی دریای خزر، اختلاف میان کشورهای ساحلی را بیشتر نمایان نموده و باعث طولانی شدن روند مذاکرات برای دستیابی به توافق جامع در خصوص رژیم حقوقی دریای خزر شده بود. امضای «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر» به مثابه دستاوردی مهم ضمن رفع خیلی از ابهامات و اختلاف‌نظرها در مورد مسائل این دریا، چارچوب کلی همکاری‌ها میان کشورهای ساحلی را تعیین نموده و دریای خزر را به قطب دیگری از همکاری‌های منطقه‌ای تبدیل خواهد کرد. این مقاله با هدف واکاوی چگونگی و زمینه‌های همکاری میان کشورهای ساحلی در پرتو کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر تدوین شده است و به دنبال ارائه پاسخی مناسب به این پرسش محوری است که «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر چگونه و از چه راه‌هایی / به چه شیوه‌هایی می‌تواند همکاری میان کشورهای ساحلی را تحت تاثیر قرار داده و  بهبود ببخشد؟» فرضیه مقاله این است که کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر با برطرف نمودن خیلی از ابهامات در مورد رژیم حقوقی دریای خزر به ایجاد فرصت‌های جدید برای همکاری میان کشورهای ساحلی منجر می‌شود. مقاله حاضر از نوع توصیفی_ تحلیلی  بوده و با استفاده از روش شناسی استقرائی- استنتاجی، داده‌ها به روش مطالعه کتابخانه ای و تحلیل اسنادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند. 

جایگاه هویت در شکل‌گیری نگاه امنیتی فدراسیون روسیه در قبال غرب

جایگاه هویت در شکل‌گیری نگاه امنیتی فدراسیون روسیه در قبال غرب

دوره 26، شماره 111، پاییز 1399، صفحه 25-56

میثم زکی‌زاده، کیهان برزگر، مهدی ذاکریان امیری

چکیده              پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فدراسیون روسیه به عنوان میراث‌دار آن به تدریج شروع به بازتعریف و بازتفسیر از هویت، منافع ملی و تهدیدهای امنیت ملی خود نمود. در این میان، رابطه با غرب همواره برای روسیه اهمیت داشته و یک چالش همیشگی در سیاست خارجی این کشور بوده است. طی قریب به سه دهه، رهبران فدراسیون روسیه اسناد راهبردی متعددی را برای بازنمایی هویت خود در فضای پساشوروی و مشخص نمودن نقشه راه سیاست داخلی،خارجی، امنیتی و نظامی این کشور منتشر کردند. پرسش اصلی مقاله این است که «هویت چه جایگاهی در شکل‌گیری نگاه امنیتی فدراسیون روسیه در قبال غرب در دوران پساجنگ سرد دارد؟» به منظور یافتن پاسخ این پرسش با بهره‌بردن از مفهوم هویت در نظریه سازه‌انگاری و با واکاوی اسناد راهبردی منتشره در این کشور تلاش شده تا هویت- نقش‌های برجسته و عمق‌یافته فدراسیون روسیه شناسایی و نقش و جایگاه آنها در شکل دادن به نوع نگاه امنیتی روسیه مشخص گردد. فرضیه اصلی این مقاله این است که  «هویت- نقش‌هایی چون قدرت بزرگ جهانی تلقی شدن، سلطه‌گر مهربان برای کشورهای خارج نزدیک روسیه (جمهوری‌های جداشده از اتحاد جماهیر شوروی) و حامی روس‌زبان‌ها، بر نوع نگاه امنیتی روسیه نسبت به غرب تأثیر مهمی برجای گذاشته و سبب شکل‌گیری نگاه تهدید محور نسبت به غرب شده است». مقاله حاضر بر پایه روش‌شناسی توصیفی- تبیینی انجام شده و از اسناد و منابع فضای مجازی جهت نگارش استفاده شده است.

روسیه، بریکس و تاثیرگذاری برساختار نظام بین الملل

روسیه، بریکس و تاثیرگذاری برساختار نظام بین الملل

دوره 26، شماره 111، پاییز 1399، صفحه 57-83

محمدعلی شیرخانی، محسن چیت ساز

چکیده تقویت روزافزون کشورهای بریکس طی دهه‌های جاری و شکل‌گیری این مجموعه در ده سال گذشته باتوجه به قابلیت‌های راهبردی، سیاسی و اقتصادی این گروه، امکان تغییر ساختار نظام ‌بین‌المللی را به طور جدی مطرح کرده است. در این میان، بررسی اهداف روسیه در شکل‌گیری این مجموعه و روند تحولات آن طی سال‌های تشکیل بریکس به سبب نقش کلیدی این کشور درایجاد گروه بریکس و نسبت آن با نظام کنونی بین‌المللی شایان توجه ویژه است. سوال اصلی مقاله آن است که آیا تاثیرگذاری بریکس بر نظام‌بین‌الملل با هدف تغییر نظم موجود دنبال می‌شود؟ در پاسخ به این سوال فرضیه مقاله این است که مجموعه بریکس از طریق هم‌افزایی میان اعضای خود و تاثیرگذاری بر ساختار کنونی قدرت در نظام بین‌المللی در جهت تعدیل نظم موجود است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد، برآیند اهداف بریکس با اهداف روسیه به عنوان یکی از اصلی ترین اعضای بریکس باوجود تفاوت‌های موجود میان این کشور و سایراعضاء هم راستا و در جهت تحقق بخشیدن به تعدد کانون‌های چندگانه قدرت در سطح جهانی است. روش نگارش استفاده توصیفی- تحلیلی است.

بازدارندگی سایبری روسیه از منظر اروپا

بازدارندگی سایبری روسیه از منظر اروپا

دوره 26، شماره 111، پاییز 1399، صفحه 117-156

سمیه قنبری، حسین خانی

چکیده مقاله حاضر در تلاش برای علت‏یابی به‏کارگیری ظرفیت‏های فضای مجازی از سوی مسکو برای دفاع سایبری در برابر حملات غرب به‏دنبال پاسخی مناسب برای این دو پرسش ‏برآمده‏است که «دلیل اصلی روسیه ‏برای توسل به سلاح سایبری علیه اهداف غربی چیست؟» و «نبرد سایبری روسیه در برابر غرب ‏از چه ویژگی‏هایی برخوردار است و به چه شیوه‏ای دنبال می‏شود؟» این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و در دسته پژوهش‏های پس‏رویدادی علی قرار می‏گیرد. در فرایند ‏تحلیل داده‏ها نیز از روش‏شناسی استنتاجی در چارچوب مفاهیم جنگ سایبری و حمله‏های ‏سایبری سیاسی استفاده شده‏است. یافته‏های مقاله نشان می‏دهند، دلیل اصلی مسکو از ‏کاربرد سلاح سایبری علیه اهداف غربی، مقابله با اقدام‏های خصمانه غرب به‏ویژه در ‏سرزمین‏های پساکمونیستی باتوجه به سهولت انکارپذیری بالا و نیز ضعف روسیه در مؤلفه‏های ‏جنبشی است. مهم‌ترین ویژگی نبرد سایبری روسیه علیه غرب به توسعه مفهوم بازدارندگی ‏سایبری نزد این کشور تا ایجاد موازنه در شرایط رقابت‏های نظامی و سیاسی متعارف ‏بازمی‏گردد. بر این پایه، نبرد ترکیبی روسیه علیه غرب به طور عمده به شیوه حمله‏های منع سرویس ‏توزیع‎شده، هک‏کردن و به‏کارگیری بدافزارها انجام می‏شود.‏

روابط میان فدراسیون روسیه و احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی؛ ریشه ها و پیامدها

روابط میان فدراسیون روسیه و احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی؛ ریشه ها و پیامدها

دوره 26، شماره 110، تابستان 1399، صفحه 173-201

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.6.7

الهه کولایی، علیرضا ثمودی پیله‌رود

چکیده  اگرچه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 و تضعیف روسیه در عرصه­ بین ­المللی، روابط میان روسیه و غرب با تنش چندانی مواجه نبود، اما به مرور و به ویژه پس از به قدرت رسیدن پوتین روابط این دو کنشگر با تنش ­های مختلفی همراه شد. نقطه­ عطف تغییر در نگاه روس ­ها به غرب، سال 2004 بود که مجموعه‌ ای از انقلاب ­های رنگی در جمهوری­ های پیشین شوروی به وقوع پیوست. به باور نخبگان حاکم در روسیه این اقدام­ها، نقطه­ پایان قرارداد میان سیاستمداران جریان اصلی در غرب با روسیه و لحظه­ مهمی در چرخش نگاه روسیه از غرب و تشدید احساسات ضدغربی در روسیه است. پس از آن بود که روسیه درصدد تثبیت جایگاه خود در نظام بین­ الملل و تضعیف ساختارهای غرب به­ ویژه اتحادیه اروپا برآمد. روسیه در سال­ های اخیر توانسته، روسیه ­دوستی و شک­گرایی به اروپا را که دو روی یک سکه هستند در اروپا پیش ببرد. این سیاست روسیه برای احزاب و کشورهایی که خود را قربانی اتحادیه اروپا می‌دانند، جذابیت فراوانی دارد. مسکو امیدوار است که به قدرت رسیدن احزاب راست افراطی، موجب تضعیف ساختارهای لیبرال دمکراسی شود. هدف محوری سیاست خارجی روسیه در سال ­های گذشته به چالش کشیدن ساختارهای امنیتی موجود در غرب و تضعیف انسجام اتحادیه اروپا است. پرسش اصلی مقاله این است که «اهداف کلان روسیه در تقویت روابط خود با احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی چگونه قابل تحلیل است؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «هدف محوری سیاست خارجی روسیه در سال­های گذشته به چالش ­کشیدن ساختارهای امنیتی موجود در غرب است و مسکو امیدوار است فشار احزاب پوپولیست­ بتواند موجب افول روایت لیبرال غربی و تضعیف ساختارهای لیبرال دمکراسی به ­ویژه اتحادیه اروپا شود». این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است.

چهره تازه بازدارندگی هسته ای روسیه

چهره تازه بازدارندگی هسته ای روسیه

دوره 25، شماره 108، زمستان 1398، صفحه 33-63

علیرضا شیخ محمدی

چکیده روسیه طی یک دهه گذشته به رغم مواجهه با تنگناهای اقتصادی و مناقشه های متعدد بین المللی از هدف خود مبنی بر ایجاد بازدارندگی راهبردی بایسته در برابر ایالات متحده کوتاه نیامد. در نتیجه این تلاش ها، روسیه امروزه به سلاح ها و پرتابه های راهبردی فوق پیشرفته ای در مقیاس ابر صوت دست یافته است که این کشور را از دیگر قدرت های هسته ای جهان متمایز می سازد . هدف مقاله حاضر، بررسی ابعاد و ویژگیهای راهبرد جدید بازدارندگی هسته ای روسیه، دلایل اتخاذ آن از سوی مسکو و نیز پیامدهای آن بر مناسبات روسیه با اروپا و ا یالات متحده است. براین پایه، مقاله برجسته ترین ویژگی » حاضر به دنبال دست یابی به پاسخی مناسب برای این پرسش اصلی است که راهبرد جدید بازدارندگی هسته ای روسیه چیست و پیامدها ی آن بر مناسبات روسیه –اتحادیه قابلیت تهدید مستقیم ایالات »، فرضیه آغازین مقاله این است؟ «اروپایی -ایالات متحده کدام است متحده به جای تهدید نیابتی اروپا، برجسته ترین و یژگی راهبرد جدید بازدارندگی هسته ای روسیه به شمار می آید که می تواند با نزدیکی روسیه به اتحادیه اروپا یی و تعمیق شکاف در دو سوی مقاله حاضر از نوع کیفی بوده و با روش شناسی توصیفی-تبیینی انجام .« آتلانتیک همراه باشد پذیرفته و پایه های نظری آن بر نظریه بازدارندگی (هسته ای) استوار است . در پایان نیز فرضیه مقاله با لحاظ فرض نظری حذف متغیرهای مداخله گر، بر پایه یافته های مقاله مورد تأیید قرار گرفت.

فرصت‎های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی

فرصت‎های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی

دوره 25، شماره 108، زمستان 1398، صفحه 141-168

شهرام فرسائی، حاکم قاسمی، بهرام نوازنی

چکیده در­­­­­­­­­­­­­­­ چند سال گذشته دیدگاه‎های مختلفی در مورد توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران از طریق همگرایی در اتحادیه اقتصادی اوراسیایی مطرح شده است. برخی معتقد هستند، اتحادیه اقتصادی اوراسیایی به دلیل سابقه ارتباطات فرهنگی و اهمیت ژئوپلیتیک اعضای آن و همچنین ضرورت توسعه اقتصادی کشور از طریق همگرایی اقتصادی منطقه‌ای باید مورد توجه سیاست خارجی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد. برخی دیگر معتقد می‌باشند، همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی می‎تواند، چالش‎هایی را برای ایران به همراه داشته و زمینه پی‌گیری سیاست‌های توسعه‌گرایی بیشتر روسیه را فراهم آورد و در نتیجه با افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی روسیه در منطقه، ایران هر چه بیشتر گرفتار رقابت ژئوپلیتیک شود. اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﻼش دارد ﺗﺎ فرصت‌های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳـــﯽ ﻗﺮار دﻫﺪ. پرسش اصلی اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ همگرایی جمهوری اسلامی ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی چه فرصت‎های اقتصادی را برای کشورمان ایجاد خواهد کرد؟ و این ﻓﺮﺿﯿﻪ را به آزمون گذاشته است ﮐﻪ همگرایی مقدماتی ایران با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیایی باعث خواهد شد، ضمن کاهش فشار تحریمی غرب، بسترهای لازم برای توسعه اقتصادی و تجارت خارجی ایران و بهره مندی از ظرفیت‌های اقتصادی اتحادیه فراهم آید. یافته‌های مقاله حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه‌ای، موید فرضیه مقاله است.  

فدراسیون روسیه و نهادگرایی روس محور در منطقه آسیای مرکزی

فدراسیون روسیه و نهادگرایی روس محور در منطقه آسیای مرکزی

دوره 25، شماره 107، پاییز 1398، صفحه 1-36

سید عباس احمدی کرچ، صارم شیراوند

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکل‌گیری روسیه جدید سرزمین‌هایی که امنیت روسیه مستقیما به آنها مربوط می‌گردید، اهمیت فراوانی یافتند. با توجه به سیطره مجدد گفتمان ژئوپلیتیک منفعت ­بنیان در سیاست خارجی روسیه جدید و نیز  تکیه بر ذهنیت تاریخی، دکترین خارج نزدیک و روابط با این منطقه مبدل به یکی از اولویت­ های اصلی سیاست خارجی روسیه گردید و در عین حال راهبرد امنیتی جدید روسیه از یک راهبرد جهانی با رویکرد مضیق به یک راهبرد منطقه‌ای  با رویکردی موسع تبدیل شد. در دوره جدید، روسیه در راستا تأمین امنیت خود، سه حلقه امنیتی تعریف کرده‌است؛ حلقه اول، خود روسیه، حلقه دوم، فدراسیون روسیه که جمهوری‌های خودمختار وابسته را نیز شامل می‌شود و سومین حلقه به منطقه خارج ‌نزدیک اشاره دارد و آسیای مرکزی در حلقه سوم قرار دارد. سوال مقاله عبارت است از اینکه با کاربست نظریه فالکر ریتبرگر نقش و ماهیت نهادگرایی روس محور در سیاستگذاری­ های فدراسیون روسیه در منطقه آسیای مرکزی چگونه قابل تحلیل است؟ در پاسخ به این سوال نگارندگان فرضیه خود را اینچنین مطرح می‌نمایند که هر سه موقعیت شناختی، هژمونیک و مساله محور نظریه ریتبرگر در زمینه نهادگرایی روسیه در منطقه آسیای مرکزی به­ کار گرفته شده است، اما وزن و نقش هر موقعیت متفاوت است و روسیه بیشتر بر موقعیت هژمونیک و مساله محور متکی بوده است. در این مقاله روش پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی است و منابع از طریق اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری شده است.

درک قدرت هوشمند در روندهای سیاست خارجی روسیه (2014-2019)

درک قدرت هوشمند در روندهای سیاست خارجی روسیه (2014-2019)

دوره 25، شماره 107، پاییز 1398، صفحه 159-188

مهدی هدایتی شهیدانی

چکیده بیش از یک دهه از ورود مفهوم قدرت هوشمند به ادبیات سیاسی و مطالعات بین‌المللی می‌گذرد. اگرچه این مفهوم ابتدا در محافل سیاسی و دیپلماتیک آمریکایی رایج گردید، اما در چند سال اخیر قدرت هوشمند به واسطه محتوای جامع در دستورکار سایر قدرت‌ها همچون روسیه نیز قرار گرفته است. اهمیت مفهوم قدرت هوشمند به نوعی بازتاب تحول در روابط قدرت در سطوح جهانی می‌باشد. حضور فعال روسیه در بسیاری از موضوعات بین‌المللی موجب شده است تا در این مقاله براساس اصول مبنایی قدرت هوشمندانه به ارزیابی راهبردهای مسکو و انطباق آنها با این اصول پرداخته شود. براین اساس، سوال اصلی مقاله آن است که آیا تلاش روسیه برای استفاده از قدرت هوشمند در راستا تأمین اولویت‌ها و اهداف سیاست خارجی این کشور مؤثر واقع شده است؟ در پاسخ به این سوال، فرضیه مقاله بیانگر آن است که براساس ماهیت ترکیبی (قدرت نرم و قدرت سخت) در الگوی قدرت هوشمند، اگرچه ابعاد نرم‌افزارانه قدرت روسیه در حوزه پیرامونی با چالش‌های جدی همراه بوده است، اما نقطه تکیه قدرت هوشمند این کشور مبتنی بر قدرت سخت می‌باشد. براین اساس، مسکو با ایجاد فرصت از درون تهدید تلاش دارد تا به ایجاد مشروعیت برای کنش‌های بین‌المللی خود بپردازد. این رهیافت به نوعی نشان‌دهنده عدم توازن در مولفه‌های ترکیبی قدرت هوشمند روسیه است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد استفاده از هوشمندی محیطی، واکنش سریع، انعطاف‌پذیری عقلانی و همچنین بهره‌برداری از منابع قدرت برای استمرار فرآیند رشد مهم‌ترین ویژگی موجود در راهبرد قدرت هوشمند روسیه طی سال‌های 2014 تا 2019 بوده است.

روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

دوره 25، شماره 106، تابستان 1398، صفحه 91-119

سمیه قنبری

چکیده شواهد موجود حاکی از فقدان هرگونه درگیری جدی در شمالگان است، اما تلاش مسکو برای تقویت دارایی ‏ها و مواضع نظامی خود در این منطقه از سوی محافل رسانه‏ ای و سیاسی غرب به‏ طور عمده به نظامی ‏گری تعبیر شده‏ است. با این همه، تأکید تمامی اسناد راهبردی روسیه بر انتفاع اقتصادی روسیه از منابع و مسیرهای ناوبری شمالگان است و به هیچ تهدید نظامی خاصی در این منطقه ارجاع نمی ‏دهند. این نوشتار با هدف ارزیابی ماهیت حضور و گسترش نظامی مسکو در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه به‏ منظور کشف نسبت آن با دو مقوله نوسازی نظامی و نظامی ‏گری تدوین شده ‏است. بنابراین پرسش محوری مقاله این است که آیا «ماهیت حضور و گسترش توانایی‏ های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به ‏طور عمده مبتنی بر نوسازی نظامی  بوده و یا نظامی‏ گری؟و چرا؟» پاسخ اولیه این بوده‏ است که «ماهیت حضور و گسترش توانایی ‏های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به‏ دلیل اهداف راهبردی مسکو (شامل دفاع از حق حاکمیت این کشور در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه در برابر ناتو، حمایت از منافع اقتصادی و کشتی‏رانی و بهره‏ مندی از آنها و رسمیت‏ بخشیدن به نقش روسیه به‏عنوان یک قدرت بزرگ) مبتنی بر نوسازی نظامی و نه نظامی‏ گری بوده‏ است». یافته ‏های مقاله نیز با روش توصیفی-تحلیلی و توسل به دوگانه تدافعی-تهاجمی تحت رویکرد نظری نوواقع‏گرایی صورت پذیرفته‏ است.

حوزه های اختلاف میان روسیه و غرب در دوره چهارم ریاست جمهوری پوتین

حوزه های اختلاف میان روسیه و غرب در دوره چهارم ریاست جمهوری پوتین

دوره 25، شماره 105، بهار 1398، صفحه 39-68

علیرضا ثمودی پیله رود

چکیده با انتخاب مجدد پوتین در 19 مارس 2018، دوره جدیدی از روابط میان روسیه و غرب آغاز شده است. همزمان با دوره چهارم ریاست جمهوری پوتین، روسیه پیغام‌های متضادی را در مورد روابط با اتحادیه اروپا و آمریکا ارسال می‌کند. با توجه به این که پوتین از سال 1999 به عنوان نخست­وزیر در ساختار قدرت حضور داشته است در پایان دوره چهارم ریاست جمهوری خود به اندازه برژنف در قدرت حضور خواهد داشت. در دوره حضور پوتین در کرملین، روابط میان غرب و روسیه، مقاطعی از تنش و همزیستی مسالمت­ آمیز را تجربه کرده است. در اوایل دهه 90 میلادی  این خوش­ بینی وجود داشت که روسیه به حکومتی دموکراتیک تبدیل خواهد شد و بخشی از چارچوب ارزشی و هنجاری غرب خواهد بود. روسیه پس از پایان جنگ سرد با توجه به تلقی خود به عنوان قدرت بزرگ به دنبال آن بود تا عضوی برابر با سایر کنشگران در نظام بین ­الملل باشد و مخالف دیکته­شدن دستورالعمل از سوی کشورهای غربی و اجبار برای پذیرفتن چارچوب ارزشی و هنجاری آنها بود. با این حال به ویژه از اوایل هزاره سوم برخی موضوع ­ها و اختلاف نظرها موجب دور شدن دو طرف از یکدیگر و ایجاد تنش در روابط روسیه و غرب شده است. پرسش اصلی مقاله عبارت است از «حوزه­ های اختلاف میان فدراسیون روسیه و غرب چگونه قابل ارزیابی است؟» فرضیه مطرح­ شده نیز عبارت است از پندار متفاوت روسیه و غرب نسبت به نظام بین ­الملل پس از پایان جنگ سرد، تلاش روسیه برای تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرتی فراگیر، عدم اعتقاد نخبگان جدید روس به ارزش‌های بنیادین سنتی غربی و عدم پذیرش وجود حوزه ­های خاص نفوذ روسیه از سوی غرب و مغایرت داشتن رفتار روسیه موجب دور شدن روسیه و غرب از یکدیگر و در نتیجه بروز بحران ­های مختلف میان دو طرف شده است. 

رقابت و واگرایی در سازمان همکاری شانگهای؛ با تأکید بر اختلافات چین-روسیه و هند-پاکستان

رقابت و واگرایی در سازمان همکاری شانگهای؛ با تأکید بر اختلافات چین-روسیه و هند-پاکستان

دوره 25، شماره 105، بهار 1398، صفحه 101-132

سید مجید قافله باشی

چکیده چشم انداز همگرایانه تعمیق همکاری‌ها میان اعضای سازمان همکاری شانگهای طی دو دهه گذشته به ویژه بعد از گسترش جغرافیایی اخیر آن به ‏سمت جنوب آسیا با سئوالات جدی مواجه شده ‏است. جدی‏ ترین و دیرپاترین اختلاف دوجانبه در سازمان همکاری شانگهای میان هند و پاکستان بر سر کشمیر در جریان است. اختلاف در برداشت ‏ها و تفاسیر پکن و مسکو از نحوه عمل در نظام بین ‏الملل کنونی و خواست متفاوت آنها از سازمان همکاری شانگهای - در کنار سایر عوامل-  نیز با تأثیر بر مأموریت ‏ها و عملکرد این سازمان می تواند به ‏مثابه یک عامل‌ واگرا عمل نماید. پرسش محوری مقاله این است که «اصلی ‏ترین رقابت ‏های درونی سازمان همکاری شانگهای کدام هستند و چه تأثیری بر انسجام و آینده این سازمان دارند؟» فرضیه به آزمون گذاشته شده این بوده ‏است که «اصلی ‏ترین رقابت ‏ها در سازمان همکاری شانگهای میان چین و روسیه برای تعیین جهت و دستورکار این سازمان و میان هند و پاکستان بر سر مسأله کشمیر در جریان است که اولی از طریق پراکندگی در اولویت ‏های سازمان و دومی به ‏واسطه تضعیف پیوندهای امنیتی و دفاعی میان اعضا، ظرفیت های واگرایی در سازمان را تقویت و مانع ارتقای آن در آینده می ‏شود».

اتحادیه اقتصادی اوراسیا در چشم‏ انداز روسی

اتحادیه اقتصادی اوراسیا در چشم‏ انداز روسی

دوره 24، شماره 104، زمستان 1397، صفحه 33-60

غفار زارعی، اسماعیل عباسی

چکیده با تأسیس اتحادیه اقتصادی اوراسیا، اگرچه توسعه مناسبات چندجانبه میان کشورهای پساکمونیستی پیشرفت محسوسی نداشته، اما جایگاه رو به تضعیف روسیه در روابط دوجانبه با دیگر اعضای این اتحادیه را تقویت نموده است. تأسیس اتحادیه اقتصادی اوراسیا همچنین اگرچه آمال ژئوپلیتیک مسکو را تا حدودی تحقق بخشیده است، اما تعیین دستورکار ژئوپلیتیک برای این اتحادیه از سوی مسکو با وجود اعضایی با هدف اولیه کسب منافع اقتصادی چندان آسان نخواهد بود. این درحالی است که روسیه برای تأسیس این اتحادیه هزینه‏های گزافی را متحمل شده و سیاست "اغوا از طریق کمک مالی" را پیش گرفته است. پرسش محوری مقاله حاضر این است که «هدف روسیه از پرداخت هزینه‏های گزاف برای ایجاد و گسترش اتحادیه اقتصادی اوراسیا به‏رغم بهره‏مندی اقتصادی بیشتر در صورت تأکید بر موافقت‏نامه‏های دوجانبه با دولت‏های پساشوروی چیست؟» فرضیه‏ به آزمون گذاشته شده در چارچوب نظریه منطقه‏گرایی جدید این بوده است که «اگرچه هدف اولیه روسیه از ایجاد و گسترش اتحادیه اقتصادی اوراسیا، تقویت جبهه‏ای ژئوپلیتیک در برابر غرب در مرزهای اتحادیه اروپا به بهای پرداخت هزینه‏های گزاف به‏منظور دوری آنها از غرب است، اما از مزایای انسجام اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی درازمدت این اتحادیه در فضای پساشوروی نیز غافل نیست». مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و برای تجزیه‏وتحلیل داده‏های گردآوری شده از روش علی استفاده شده و روابط علت و معلولی میان متغیرهای مقاله تبیین گردیده است.

قدرت نرم روسیه در خارج نزدیک: ابزارها و چالش‌ها

قدرت نرم روسیه در خارج نزدیک: ابزارها و چالش‌ها

دوره 24، شماره 104، زمستان 1397، صفحه 62-91

رضا سیمبر، دانیال رضاپور

چکیده نظر به اهمیت قدرت نرم زمانی که این موضوع برای نخستین­بار در گفتمان سیاسی ولادیمیر پوتین در فوریه 2012 مورد استفاده قرار گرفت. این موضوع که اکنون بسیار مورد توجه کرملین است از منابع مختلف و گاه متضادی نشات گرفته است که در روسیه بخش عمده این منابع ماهیت دولتی و رسمی دارد. در این نوشتار علاوه بر تمرکز بر قدرت نرم روسیه نسبت به منطقه خارج نزدیک، تلاش شده است با ارائه چارچوبی متفاوت با مفهوم­سازی جوزف نای، اهداف کرملین از توسعه قدرت نرم و منابع و ابزارهای قدرت نرم این کشور در خارج نزدیک شناسایی گردد. با بررسی منابع قدرت نرم روسیه در حوزه فرهنگ، اقتصاد و سیاست این نتیجه حاصل شد که ارزش‌های سیاسی روسیه در هر سه حوزه قابل ردیابی است. در واقع، هدف این مقاله پاسخ­گویی به این پرسش­ها است که منابع و ابزارهای مؤثر قدرت نرم روسیه که باعث نفوذ این کشور در سطح منطقه شده­اند، چیست؟ محدودیت­ قدرت نرم روسیه در این منطقه کدام است؟ فرضیه مطرح شده عبارت است از قدرت نرم روسیه در منطقه خارج نزدیک متشکل از زبان و فرهنگ روسیه، رسانه‌های روسی، کلیسای ارتدوکس روسیه، هم­میهنان روسی و دیپلماسی تجاری است؛ اما نگاهی ابزاری به منابع قدرت نرم در این منطقه راهبردی علاوه بر عدم کارایی و اثرگذاری، باعث تضعیف همگرایی مدنظر روسیه در کشورهای خارج نزدیک شده است. روش نگارش این مقاله                  توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده­های مستخرج از منابع معتبر علمی شامل کتاب­ها،  مقالات علمی- پژوهشی و تارنماهای فضای مجازی می­باشد.