کلیدواژه‌ها = امنیت ملی
تعداد مقالات: 10
تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی بعد از توافق نوامبر سال 2020 و تاثیر آن بر منافع اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران

تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی بعد از توافق نوامبر سال 2020 و تاثیر آن بر منافع اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 139-172

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731854

علی اکبر جوکار، اکبر ولی زاده

چکیده توافق آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۰ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در خصوص منطقه قره‌باغ، نقطه عطفی در ساختار ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی محسوب می‌شود که مرزهای سیاسی و موازنه‌های امنیتی منطقه را بازتعریف کرده است. این توافق نه‌تنها قدرت بازیگران محلی را تغییر داد، بلکه نفوذ بازیگران فرامنطقه‌ای را نیز گسترش داد و چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی را برای کشورهای همجوار، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، ایجاد نمود. از منظر راهبردی ایران، پیامدهای این تحولات دوگانه است: از یک سو، بازگشایی مسیرهای ترانزیتی و امکان توسعه زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل، فرصت‌های اقتصادی قابل‌توجهی را فراهم ساخته و نقش ایران را به‌عنوان یک بازیگر کلیدی منطقه‌ای تقویت می‌کند؛ از سوی دیگر، تغییر موازنه‌های امنیتی و افزایش حضور نظامی و سیاسی بازیگران خارجی، تهدیدهای بالقوه‌ای برای ثبات مرزهای شمال غربی و امنیت ملی ایران ایجاد می‌کند. این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل کیفی، تحولات ژئوپلیتیک پس از توافق ۲۰۲۰ و پیامدهای آن بر منافع اقتصادی و امنیتی ایران را بررسی و ارزیابی می‌کند. یافته‌ها تأکید می‌کنند که اتخاذ سیاست‌های هوشمندانه، متوازن و چندجانبه در تعامل با بازیگران منطقه‌ای، برای حفظ و ارتقای منافع ملی ایران حیاتی است.

روسیه و منطقه گرایی در اروپای شرقی و مرکزی

روسیه و منطقه گرایی در اروپای شرقی و مرکزی

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 3-34

جواد شفقت نیاآباد، رضا اختیاری امیری

چکیده تاریخ دیپلماسی اروپا نشان می‌دهد که امنیت روسیه در گرو نفوذ راهبردی این‌کشور در اروپای شرقی و مرکزی است. با فروپاشی اتحادجماهیر شوروی، راهبرد بازیابی جایگاه و امنیت روسیه در اروپای شرقی و مرکزی، نگرانی‌هایی را برای کشورهای منطقه بوجود آورد. در همین ارتباط، وقوع بحران اوکراین در سال 2014 و الحاق کریمه به روسیه، امنیت منطقه و کل اروپا را با چالش جدی مواجه ساخت. لذا کشورهای منطقه درجهت موازنه‌سازی در برابر قدرت و نفوذ روسیه، به تشکیل الگوهای منطقه‌گرایی روی آوردند، که نوعی نگاه ضدروسی بر آن حاکم است. در این میان، جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022، موجب همپوشانی و همسویی در رفتارضدروسی قالب‌های چندجانبه‌ منطقه‌گرایی شده است. با در نظرگرفتن ملاحظات فوق این سوال مطرح می‌شود که منطقه‌گرایی ضدروسی در اروپای شرقی و مرکزی چگونه منافع ملی روسیه را با تهدید مواجه ساخته است؟ فرضیه پژوهش بدین گونه طرح شده است که منطقه گرایی ضد روسی در حوزه شرقی و مرکزی اروپا از طریق همگرایی سیاسی، نظامی و اقتصادی کشورهای منطقه توانسته است منافع و امنیت ملی روسیه را با تهدیدات گوناگونی مواجه سازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که توسعه مناسبات راهبردی کشورهای اروپای شرقی و مرکزی در قالب مثلث‌های همکاری‌جویانه سه جانبه، سازمان‌های منطقه‌ای و ابتکارهای چندجانبه در جهت موازنه‌سازی در برابر روسیه، تهدیدات نظامی- امنیتی، سیاسی و اقتصادی علیه منافع ملی مسکو در منطقه ایجاد کرده است. روش پژوهش کیفی با رویکرد تحلیلی- تبیینی می‌باشد و از نظریه موازنه‌قوا نوواقع-گرایی برای تبیین موضوع بهره گرفته است.

مناقشه قره باغ و استراتژی ایران و ترکیه

مناقشه قره باغ و استراتژی ایران و ترکیه

دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 31-66

حمید درج

چکیده جمهوری آذربایجان پس از کسب استقلال با بحران ناشی از اشغال اراضی از جانب ارمنستان مواجه شد. مناقشه قره‌باغ بعدها به دلیل دخالت برخی قدرت‌های خارجی به یک بحران منطقه‌ای تبدیل شد. در این میان، تصور می‌شود که حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان تلاشی برای گسترش حوزه نفوذ خود هم از طریق حمایت از مواضع باکو در مناقشه قره‌باغ و هم از طریق به حاشیه راندن نفوذ ایران و روسیه در منطقه است. ایران نیز نگران از سرریز شدن ناامنی‌ها به درون مرزهای شمال غربی خود، خواهان توقف این درگیری است و ضمن مخالفت با مداخله خارجی در این بحران، بر حل‌وفصل مناقشه از طریق دیپلماسی تأکید دارد. سؤال اصلی پژوهش این است که ایران و ترکیه در قبال مناقشه قره­ باغ چه راهبردی را دنبال می‌کنند؟ فرضیه پژوهش این است که ترکیه تحت توسعه سیاست ترک­ گرایی و اوراسیاگرایی خود با هدف تأمین اهداف و سیاست‌های منطقه­ ای خود، اوضاع در قره‌باغ کوهستانی را به نفع باکو تغییر داده است که این امر ضمن تغییر معادلات به ضرر ایران و تأثیر بر امنیت ملی آن، در درازمدت مطلوب ترکیه خواهد بود. از سویی، ایران ضمن به رسمت شناختن حق حاکمیت جمهوری آذربایجان بر قره ­باغ، با هرگونه تغییرات ژئوپلیتیکی در مرزهای شمالی خود مخالفت می­ ورزد و در این راستا، در تلاش است تا از شکل­ گیری نظم و موازنه قدرت منطقه­ ای به ضرر تهران و هم ­پیمانان آن در قفقاز مبادرت ورزد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از روش تحلیل مقایسه­ ای از نوع کیفی استفاده شده است.

روسیه و ابتکار کمربند-جاده چین (2020-2013)

روسیه و ابتکار "کمربند-جاده" چین (2020-2013)

دوره 29، شماره 121، بهار 1402، صفحه 3-26

حمیدرضا اشرفی، محمد حسن شیخ الاسلامی

چکیده ابتکار کمربند-جاده در سال 2013 توسط شی جین پینگ رئیس جمهور چین مطرح شد. این ابتکار یکی از وجوه حائز اهمیت سیاست خارجی چین را تشکیل می‌دهد. از طرفی باتوجه به وسعت جغرافیایی، ابعاد زیرساختی گسترده و تحولات متعاقب این طرح، کشورهای مختلف در دو سطح آکادمیک و اجرایی آن را مورد بررسی و توجه ویژه قرار داده‌اند. بررسی روابط روسیه و چین، همواره مورد توجه کارشناسان روابط بین‌الملل بوده است. در این پرتو، فدراسیون روسیه نیز ابتکار کمربند-جاده را مد نظر قرار داده است و نسبت به آن الگوی رفتاری مشخصی را دنبال کرده است. از این رو، شناخت الگوی رفتاری و رویکرد مسکو درقبال ابتکار کمربند-جاده، محورهای مهمی از پویایی روابط متقابل این دو کشور را نمایان خواهد کرد. پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی رویکرد فدراسیون روسیه در قبال ابتکار کمربند-جاده چین در پرتو راهبرد کلان در بازه زمانی 2020-2013 می‌پردازد. براین اساس، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال اصلی است که الگوی رفتاری فدراسیون روسیه در قبال ابتکار کمربند-جاده چین در بازه زمانی مذکور چگونه قابل تبیین است؟ یافتههای مقاله نشان میدهد روسیه، کمربند-جاده را طرحی با هدف افزایش نفوذ ژئوپلیتیک چین در دو سطح بین‌الملل و منطقه آسیای مرکزی می‌داند و با پیگیری الگوی رقابت و همکاری درقبال این طرح، به دنبال هماهنگ کردن آن با اتحادیه اقتصادی اوراسیا وجلوگیری از نفوذ بیش از حد چین در آسیای مرکزی است. روش تحقیق استفاده‌شده در این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است و برای گردآوری داده از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی استفاده شده است.

ژئوپلتیک خزر و امنیت ملی ایران

ژئوپلتیک خزر و امنیت ملی ایران

دوره 27، شماره 115، پاییز 1400

سید محمدحسین حسینی، سید محمد طباطبایی

چکیده منطقۀ خزر در دورۀ پساشوروی با تغییر ماهیت از منطقۀ جغرافیایی محض به منطقۀ ژئوپلیتیک از اهمیت ویژه­ای برای بازیگران ساحلی برخوردار شده است. با توجه به الگوی روابط متقابل جغرافیا، سیاست و قدرت در این منطقه، بنیان­های ژئوپلیتیک با طیفی از عوامل ثابت و متغیر می­توانند بر امنیت ملی هر یک بازیگران ساحلی مؤثر واقع شوند. با توجه به اینکه چنین بنیان­های ژئوپلیتیک، احتمال مواجهۀ بازیگران ساحلی با فرصت­ها و چالش­های این منطقه را افزایش می‌دهد، پرسش اصلی پژوهش این است که بنیان­های ژئوپلیتیک مؤثر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ خزر چه فرصت­ها و چالش­هایی برای این بازیگر در منطقۀ خزر به همراه دارد؟ فرضیۀ پژوهش این است که بنیان­های ژئوپلیتیک مؤثر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، فرصت همگرایی و هم­تکمیلی با بازیگران ساحلی خزر از یک سو و چالشِ متأثرشدن از عوامل جغرافیایی ثابت و متغیر از سوی دیگر را به همراه دارد. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌شیوۀ کتابخانه­ای و آمار، ایدۀ طرح‌شده را واکاوی می‌کند.

پیامدهای گسترش حضور داعش در افغانستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

پیامدهای گسترش حضور داعش در افغانستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 27، شماره 113، بهار 1400، صفحه 107-129

غلامعلی چگنی زاده، سید محمدکاظم سجادپور، محمدتقی جهانبخش

چکیده داعش به‌عنوان موجودیتی جدید، تحت لوای اسلام خشونت‌بارترین کنش‌ها را انجام داده و در چشم‌انداز حکومتی خود ایده تشکیل «ولایت خراسان» را دنبال نموده است. با توجه به این چشم‌انداز و نیز اقدامات بعدی ازجمله اعلام موجودیت داعش در افغانستان این پرسش مطرح می‌شود که تقویت حضور داعش در افغانستان، چه پیامدهایی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت؟مقاله حاضر با تکیه‌بر روش دلفی به‌عنوان یکی از فنون شناخته‌شده در آینده‌پژوهی، تلاش کرده است تا با بهره‌گیری از نظرات نخبگان و کارشناسان برجسته مسائل افغانستان، ابعاد مختلف این مسئله را مورد کنکاش و بررسی قرار دهد. در راستا پاسخ به پرسش فوق، هفده نفر از کارشناسان مسائل افغانستان که از طریق روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شدند، طی چهار دور دلفی به پرسش‌های مطرح‌شده پیرامون ابعاد مختلف این مسئله پاسخ دادند که از میان 19 پرسش در 14 مورد اجماع حاصل گردید. یافته‌های مقاله حکایت از آن دارند که تقویت حضور داعش امنیت ملی ایران را در ابعاد داخلی و بین‌المللی مورد تهدید قرار می‌دهد. فرصت‌هایی مانند گسترش همکاری‌های فنی و اطلاعاتی یا ایجاد ترتیبات منطقه‌ای و بین‌المللی نیز در این میان متصور است، اما در قیاس با تهدیدهای مطرح‌شده قابل‌توجه نیستند. همچنین با توجه به تفاوت موجود در شکل و ماهیت حضور داعش در سوریه و افغانستان به‌نظر می‌رسد، نحوه مواجهه ایران نمی‌تواند و نمی‌بایست مشابه مورد سوریه باشد.

فدراسیون روسیه و نهادگرایی روس محور در منطقه آسیای مرکزی

فدراسیون روسیه و نهادگرایی روس محور در منطقه آسیای مرکزی

دوره 25، شماره 107، پاییز 1398، صفحه 1-36

سید عباس احمدی کرچ، صارم شیراوند

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکل‌گیری روسیه جدید سرزمین‌هایی که امنیت روسیه مستقیما به آنها مربوط می‌گردید، اهمیت فراوانی یافتند. با توجه به سیطره مجدد گفتمان ژئوپلیتیک منفعت ­بنیان در سیاست خارجی روسیه جدید و نیز  تکیه بر ذهنیت تاریخی، دکترین خارج نزدیک و روابط با این منطقه مبدل به یکی از اولویت­ های اصلی سیاست خارجی روسیه گردید و در عین حال راهبرد امنیتی جدید روسیه از یک راهبرد جهانی با رویکرد مضیق به یک راهبرد منطقه‌ای  با رویکردی موسع تبدیل شد. در دوره جدید، روسیه در راستا تأمین امنیت خود، سه حلقه امنیتی تعریف کرده‌است؛ حلقه اول، خود روسیه، حلقه دوم، فدراسیون روسیه که جمهوری‌های خودمختار وابسته را نیز شامل می‌شود و سومین حلقه به منطقه خارج ‌نزدیک اشاره دارد و آسیای مرکزی در حلقه سوم قرار دارد. سوال مقاله عبارت است از اینکه با کاربست نظریه فالکر ریتبرگر نقش و ماهیت نهادگرایی روس محور در سیاستگذاری­ های فدراسیون روسیه در منطقه آسیای مرکزی چگونه قابل تحلیل است؟ در پاسخ به این سوال نگارندگان فرضیه خود را اینچنین مطرح می‌نمایند که هر سه موقعیت شناختی، هژمونیک و مساله محور نظریه ریتبرگر در زمینه نهادگرایی روسیه در منطقه آسیای مرکزی به­ کار گرفته شده است، اما وزن و نقش هر موقعیت متفاوت است و روسیه بیشتر بر موقعیت هژمونیک و مساله محور متکی بوده است. در این مقاله روش پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی است و منابع از طریق اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری شده است.

تأثیر عنصر «مخدر افغان» بر امنیت ملی فدراسیون روسیه

تأثیر عنصر «مخدر افغان» بر امنیت ملی فدراسیون روسیه

دوره 20، شماره 88، زمستان 1393، صفحه 59-85

سید محمدکاظم سجادپور، محمدتقی جهانبخش

چکیده در دهه‌های اخیر افغانستان به‌ عنوان یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان مواد مخدر در دنیا مطرح بوده است. ازاین‌رو، مسئله «مخدر افغان» و تأثیرات آن در ابعاد مختلف، یکی از نگرانی‌های کشورهای پیرامونی افغانستان ازجمله فدراسیون روسیه است. روسیه در هزاره جدید رشد خیره‌کننده‌ای را در میزان مصرف و تعداد مصرف‌کنندگان مواد مخدر داشته است.
نوشتار حاضر تلاش کرده است تا با نگاه به سند راهبرد امنیت ملی روسیه تا سال 2020 به این پرسش پاسخ دهد که «تأثیر مخدر افغان بر امنیت ملی فدراسیون روسیه چگونه قابل تجزیه‌وتحلیل است»؟ پاسخ احتمالی به این پرسش این است که «مخدر افغان»، امنیت ملی و انسانی فدراسیون روسیه را مخدوش و هزینه‌های اقتصادی و امنیتی هنگفتی را به این کشور تحمیل نموده است. ازاین‌رو، روسیه آن‌را به‌مثابه یکی از تهدیدهای بیرونی علیه خود در نظر می‌گیرد. یافته‌های مقاله حاکی از آن است که روسیه و اروپای غربی نخستین بازار هدف «مخدر افغان» هستند و این بازار ارزشی بالغ‌بر میلیاردها  دلار دارد. استعمال مواد از طریق تزریق خود مسبب شیوع بیماری‌هایی مانند اچ‌آی‌وی/ ایدز است که هزینه‌های اقتصادی فراوانی به این کشور تحمیل نموده است. مواد مخدر امنیت ملی و انسانی فدراسیون روسیه را مخدوش و هزینه‌های هنگفت اقتصادی و امنیتی را به این کشور تحمیل نموده است و حوزه‌هایی ازجمله بهداشت و سلامت، محیط‌زیست و حکمرانی خوب را تهدید می‌کند که جز مورد آخر، سایر موارد جزء تهدیدهای ذکرشده در سند راهبرد امنیت ملی روسیه هستند.

ژئوپلیتیک انتقال انرژی در حوزه دریای خزر و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

ژئوپلیتیک انتقال انرژی در حوزه دریای خزر و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 20، شماره 85، بهار 1393، صفحه 97-125

چکیده با تحول گفتمان ژئواستراتژیک به گفتمان ژئواکونومیک در دهههای اخیر و ایفای نقش برتر اقتصاد در عرصه جهانی، ژئوپلیتیک انرژی،خطوط انتقال انرژیو امنیت آن از جایگاه بالایی در مناسبات بین‌المللی برخوردار گردیده‌است. این مقاله تلاش می‌کند تا به این سؤال که «موقعیت ژئواکونومیک دریای خزر و خطوط لوله انتقال انرژی آن چه تأثیراتی بر منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران دارد؟» پاسخ دهد. فرضیه مقاله این است که جمهوری اسلامی ایران پس از فروپاشی نظام دو قطبی به‌واسطه هم‌جواری با این منطقه مهم و قرار گرفتن در هارتلند انرژی جهان، بهترین، کوتاه‌ترین به ‌صرفه‌ترین و امن‌ترین مسیر برای انتقال انرژی این منطقه به بازارهای جهانی به شمار می‌رود. با توجه به ظرفیت‌های ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و نیز موقعیت ژئواستراتژیک به ‌صورت ایجابی در تامین امنیت ملی و افزایش وزن ژئوپلیتیک خویش موثر باشد، اما به ‌دلیل مخالفت برخی کشورهای تأثیرگذار فرامنطقه‌ای به ویژه آمریکا از طرح انتقال انرژی حوزه دریای خزر کنار گذاشته شده است. موضوعی که در دراز مدت علاوه بر بی‌نصیب گذاشتن جمهوری اسلامی ایران از فواید اقتصادی خطوط لوله، باعث انزوای ژئوپلیتیک کشور و به دنبال آن کاهش ضریب امنیت ملی خواهد شد. در این پژوهش روش تحقیق به‌صورت توصیفی ـ تحلیلی است.

اصول و ساختار تصمیم‌گیری در سیاست خارجی جمهوری آذربایجان

اصول و ساختار تصمیم‌گیری در سیاست خارجی جمهوری آذربایجان

دوره 14، شماره 62، تابستان 1387، صفحه 51-68

چکیده           اولویت‌ها و اهداف سیاست خارجی کشورها مستقیماً تابعی از شرایط ژئوپولتیک، نیازهای داخلی، قدرت ملی و تهدیداتی است که امنیت و منافع آنها را‌ تحت تاثیر قرار می‌‌‌دهد. این اصل ‌‌‌کلی در مورد کشورهای تازه استقلال یافته‌‌‌ای که در حال تثبیت موجودیت و هویت خود هستند نیز صادق است با این ویژگی که چنین کشورهایی همچون یک نهال نوپا می‌بایست بیش از هر چیز دیگری به فکر امنیت ملی خود باشند. اختلافات ارضی و مداخله خارجی دو عامل بی‌‌ثبات‌کننده و نگرانی جدی کشورهای تازه استقلال یافته است. جمهوری آذربایجان به عنوان کشوری که از ابتدای موجودیت خود گرفتار اختلافات ارضی با همسایه خود ارمنستان بوده تابع همین قواعد می‌باشد. مقاله زیر ابعاد گوناگون تاثیر این عوامل را بر شکل‌گیری اصول و ساختار سیاست خارجی جمهوری آذربایجان بررسی می‌نماید.