کلیدواژه‌ها = نظام بین الملل
تعداد مقالات: 4
الگوی رفتاری روسیه در نظام بین الملل: تلاش برای دستیابی به موازنه قوای مطلوب (2014-2018)

الگوی رفتاری روسیه در نظام بین الملل: تلاش برای دستیابی به موازنه قوای مطلوب (2014-2018)

دوره 24، شماره 103، پاییز 1397، صفحه 101-130

سید امیر نیاکویی، عسگر صفری

چکیده در دوران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی افزایش نفوذ غرب در حوزه ­های ژئوپلیتیک- امنیت روسیه یکی از عوامل موثر در نوع تعامل مسکو با کشور­های غربی و به ویژه ایالات متحده آمریکا بوده است. محرک­ هایی مانند گسترش اتحادیه اروپا و پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) به شرق، ترویج دموکراسی در فضای پس از شوروی و ابتکار مشارکت شرقی با هدف گسترش روابط اقتصادی اروپا با جمهوری­ های استقلال‌یافته در شکل­ گیری دوگانه اختلاف-همکاری بین روسیه و غرب نقش داشته­ اند. آخرین مورد از تلاش ­های غرب برای افزایش نفوذ در فضای پس از شوروی بحران اوکراین و متعاقب آن انضمام شبه جزیره کریمه از سوی روسیه بود. این بحران وجه اختلاف­ آمیز روابط روسیه و غرب را برجسته کرده و منجر به این گردید که موضوع جنگ سرد جدید در روابط دو طرف مطرح گردد. با توجه به این مقدمه سوال اصلی مقاله حاضر حاکی از این است که از سال 2014 به بعد روسیه چه الگویی را برای تعامل با نظام بین­ المللی و به ویژه غرب اتخاذ کرده است و این الگوی رفتاری دارای چه ویژگی­‌هایی است؟ در پاسخ به این پرسش، نگارندگان استدلال می­ کنند، روسیه از سال  2014 به بعد راهبرد توازن قوا را به عنوان الگوی رفتاری خود برای مواجهه با نظام بین­ المللی و غرب اتخاذ کرد و مهم ­ترین ویژگی­ های توازن قوای روسیه، مقابله­ ای (مقابله با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا) واقع­ گرایانه (پذیرش آمریکا و چین به عنوان بازیگران اصلی) تکیه بر موازنه سخت و نرم و در نهایت منطقه‌­گرایانه است. مقاله حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی به نگارش در آمده است.

سیاست خارجی ژاپن در آسیای مرکزی

سیاست خارجی ژاپن در آسیای مرکزی

دوره 22، شماره 93، بهار 1395، صفحه 35-67

سید محمد کاظم سجادپور، زهرا آقامحمدی

چکیده بعد از جنگ جهانی دوم ژاپن زیر چتر امنیتی ایالات متحده قرار گرفت. به سبب منطق نظامی حاکم بر جنگ سرد، ژاپن در این دوران بازیگری حاشیه‌ای و منفعل در نظام بین‌الملل بود، اما با اضمحلال نظام دوقطبی فضا برای اجرای سیاست ‌خارجی مستقل‌تر توسط ژاپن مهیا گردید. در این زمان آسیای مرکزی خود در بطن تحولات پسا جنگ سرد قرار داشت. به طوری که پنج جمهوری مستقل در منطقه متولد شدند. همزمانی دو تحول فوق این سوال را به ذهن متبادر می‌سازد؛ که ابعاد و طرح‌های سیاست خارجی ژاپن در آسیای مرکزی چه بوده است؟ سیاست منطقه‌ای ژاپن در آسیای مرکزی حائز ویژگی‌هایی است که ریشه در دکترین یوشیدا دارد. ژاپن در دوران جنگ سرد کشوری استراتژیک و منفعل بود، اما در دوران پسا جنگ سرد تبدیل به دولتی انطباق‌پذیر در عرصه بین‌الملل شد. تعبیر انطباق پذیری ژاپن در آسیای مرکزی حضور کم‌رنگ در طرح‌های سیاسی و نظامی و تأکید بیشتر بر ابعاد اقتصادی است. به طور کلی، سیاست خارجی ژاپن در آسیای مرکزی دارای دو بُعد سیاسی و اقتصادی است، اما در طرح‌های ژاپن، بُعد اقتصادی اولویت بیشتری دارد. ماهیت طرح‌های ژاپن در آسیای مرکزی این پیام را به همسایگان آن مخابره می‌کند که توکیو تمایل چندانی به رقابت ژئوپلیتیک در منطقه ندارد و در تلاش است که بر مبنای منافع اقتصادی مشترک عمل کند. در این مقاله سیاست منطقه‌ای ژاپن در قالب نظریه ثبات هژمونیک بررسی شده است.

تاثیر ایالات متحده آمریکا بر همگرایی و واگرایی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه

تاثیر ایالات متحده آمریکا بر همگرایی و واگرایی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 30-51

چکیده جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه دو کشوری هستند که در حال حاضر از جایگاه و موقعیت منحصر به فردی در نظام بین الملل برخوردار می باشند و در مناطق پیرامونی خود ظرفیت هژمونی نیز دارند . از این رو، روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه از اهمیت بسیار زیادی برای آمریکا برخوردار است . چنانکه آمریکا همواره با دیده تردید به این روابط نگریسته و خواهان کاهش آن بوده است. در این بین مقاله حاضر ضمن تبیین جنبه های بین المللی روابط دو کشور به نقش و تاثیر آمریکا بر همگرایی و واگرایی میان ایران و روسیه می پردازد.

چشم انداز و دورنمای الحاق گرجستان به ناتو و                پیآمدهای آن برای کشورهای منطقه

چشم انداز و دورنمای الحاق گرجستان به ناتو و پیآمدهای آن برای کشورهای منطقه

دوره 14، شماره 61، بهار 1387، صفحه 155-186

چکیده                  با انحلال پیمان ورشو و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، موضوع گسترش ناتو به شرق بهیک موضوع مهم بینالمللی تبدیل گردید و نگرانی عمدهای را برای برخی از کشورها نظیر روسیه، چین و ایران  ایجاد نمود. اما ناتو در آستانه ورود به قرن21 ، با تعریف مجدد از نقش بینالمللی و فلسفه وجودی خود؛ همچنین تجدید ساختار، تعیین وظایف، راهبردها ومأموریت‌های جدید متناسب با شرایط نظام بینالملل، منافع خود را در گسترش به این منطقه و دیگر مناطق از جمله اروپای شرقی دید.کشورهای اروپای شرقی و منطقه قفقاز جنوبی نیز با نگاهی مثبت، به منظور تضمین امنیت و ثبات خود، از گسترش ناتو استقبال نموده و عضویت در ناتو را در اولویت خود قراردادند در میان کشورهای منطقه قفقاز جنوبی، گرجستان تمایل به مراتب بیشتری از سایر کشورهای منطقه جهت، عضویت در ناتو نشان دادهاست و در این راستا گامهای عملیتری نیز برداشته است و انتظار داشت در نشست سران ناتو در بخارست در آوریل 2008 برای عضویت در ناتو دعوت گردد و حتی تأیید عضویت خود به ناتو را تا سال 2009 کسب کند که این مهم محقق نگردید. بازیگران دیگر نظیر روسیه و جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به تهدیداتی که گسترش ناتو به منطقه قفقاز جنوبی متوجه آنها است، همواره با حساسیت خاص تحولات مربوطه را دنبال نموده و همچنان از آن بعنوان تهدید بر منافع و امنیت ملی خود نگریسته و با این مهم مخالفت نموده اند. مقاله حاضر چشم انداز الحاق گرجستان به ناتو و تبعات گسترش آن به منطقه قفقاز جنوبی برای کشورهای منطقه بویژه روسیه و جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه قرار میدهد.