کلیدواژه‌ها = دیپلماسی عمومی
تعداد مقالات: 5
برندسازی ملی روسیه در ایران: مورد مطالعه رسانه اسپوتنیک در بازه جنگ تحمیلی دوازده روزه

برندسازی ملی روسیه در ایران: مورد مطالعه رسانه اسپوتنیک در بازه جنگ تحمیلی دوازده روزه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2069690.1914

سجاد ایمانی پور

چکیده در عصر جهانی شدن، برندسازی ملی در سطح جهانی دارای اهمیتی بالاست که می‌تواند مزیت رقابتی راهبردی در تعامل با دیگر کشورها ایجاد نماید. خبرگزاری اسپوتنیک به عنوان یکی از بازوهای دپیلماسی عمومی روسیه در عرصه بین‌الملل و به زبان‌های مختلف فعالیت دارد. این رسانه، تعداد قابل توجهی از مخاطبان فارسی زبان را به صفحات فارسی خود جذب نموده است. در این میان جنگ تحمیلی دوازده روزه علیه ایران، ظرفیت مناسبی برای فعالیت‌های اسپوتنیک در جهت برندسازی ملی روسیه و تاثیرگذاری در این جهت بر افکار عمومی ایرانیان فراهم آورد. این پژوهش ضمن استفاده از روش تحلیل مضمون و شبکه مضامین، به دنبال پاسخ این پرسش بوده است که راهبردهای دیپلماسی عمومی کانال تلگرامی رسانه دولتی اسپوتنیک ایران در زمینه برندسازی ملی روسیه در بازه زمانی جنگ برای مخاطبان فارسی زبان چه بوده است؟ در نهایت 5 مضمون کلان مرتبط با برندسازی روسیه در پیام‌های این کانال دولتی احصاء شده است که عبارتند از روسیه متمدن، روسیه معقول و میانه‌رو، قدرت روسیه، روابط مستحکم ایران و روسیه و تلاش غرب برای حفظ هژمونی خود. این مضامین فراگیر به مثابه بخشی از پازل «دیگری‌سازی» روسیه از غرب و آمریکا و تلاش برای تحکیم قدرت نرم روسیه تحلیل می‌شود.

دیپلماسی دیجیتال چین در امارات متحده عربی و عربستان سعودی

دیپلماسی دیجیتال چین در امارات متحده عربی و عربستان سعودی

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 121-146

سیدرضا هاشمی جبلی، محمدحسین عارفی دوست ماسوله

چکیده این پژوهش سعی دارد که با بررسی دیپلماسی دیجیتال چین در کشورهای عربستان سعودی  و امارات متحده عربی، با روشی که در زمره تحقیقات کتابخانه‌ای قرار دارد، به این سؤال پاسخ دهد که دیپلماسی دیجیتال چین در قبال کشورهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی، چه تأثیری بر روند گسترش روابط این کشور با عربستان و امارات داشته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که با شروع تمرکز چین بر روی روابطی گسترده­تر با دولت­های خاورمیانه به­منظور بهره‌برداری از فرصت‌های سرمایه‌گذاری و منابع عظیم منطقه و درک این مطلب از سوی چین برای ارائه تصویری مثبت و صلح‌طلب از خود با استفاده از دیپلماسی دیجیتال جهت گسترش نفوذ خود در این منطقه، روابط چین با کشورهای مذکور گسترش چشم­گیری داشته و این روابط علی‌رغم سنگ‌اندازی‌های غرب و ایالات متحده رو به پیشرفت بوده است. روش تحقیق کتابخانه­ای و چارچوب نظری آن استفاده از نظریه قدرت نرم جوزف نای است.

دیپلماسی عمومی ژاپن در آسیای مرکزی :با تمرکز بر ازبکستان

دیپلماسی عمومی ژاپن در آسیای مرکزی :با تمرکز بر ازبکستان

دوره 28، شماره 120، زمستان 1401، صفحه 87-112

سید احمدرضا فیاضی، محمدرضا دهشیری

چکیده در عصر جهانی شدن که با تغییرات مشهود در نظام بین الملل منجر به پررنگ شدن نقش بازیگران غیردولتی و افکار عمومی شد، دیپلماسی عمومی به یکی از مهمترین انواع دیپلماسی بدیل گشت و باید آن را پیامد اهمیت یافتن جایگاه افکاری عمومی در معادلات بین المللی دانست. یکی از مهمترین کشورهایی که از ابزار دیپلماسی عمومی در راستای ایجاد تصویر مثبت از خود به خوبی عمل کرده است ژاپن می باشد. با فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی توسعه روابط ژاپن با کشورهای مذکور با توجه به موقعیت استراتژیک منطقه آسیای مرکزی، منابع غنی نفتی، گازی، فلزات کمیاب و اورانیوم اهمیت یافت. ژاپن از طریق قدرت نرم خود و با ارائه تصویر بسیار مثبتی از کشورش الگوی موفقی برای توسعه کشورهای آسیای مرکزی شده است و در قلب و ذهن مردم و سیاستمداران آسیای مرکزی جای نهاده است. در این پژوهش به تجزیه و تحلیل مولفه های دیپلماسی عمومی ژاپن در کشورهای آسیای مرکزی پرداخته ایم و سوال اصلی پژوهش این است: چرا رویکرد ژاپن در رقابت ژئوکالچر با چین و روسیه در آسیای مرکزی، به­ویژه در ازبکستان، تقویت دیپلماسی عمومی و استقاده حداکثری از قدرت نرم بوده است؟ در پاسخ می توان گفت در حالی که چین بر بعد اقتصادی و روسیه بر بعد امنیتی تمرکز دارند، ژاپن تلاش نموده است در رقابتی ژئوکالچر با تکیه بر جذابیت های قدرت نرم در این حوزه استراتژیک ورود کند و به دنبال تبدیل شدن به قدرتی فرهنگی بوده است. ژاپن از طریق سه مولفه کلیدی و مهم دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی علمی- آموزشی و اهدا کمک های توسعه ای به شدت در افکار عمومی این کشورها تاثیر گذار بوده است. روش پژوهش در این مقاله به صورت تحلیلی توصیفی است.

سیر تکامل دیپلماسی عمومی مسکو از شوروی تا روسیه نوین: از جهان-محوری به روس-محوری

سیر تکامل دیپلماسی عمومی مسکو از شوروی تا روسیه نوین: از جهان-محوری به روس-محوری

دوره 27، شماره 114، تابستان 1400، صفحه 1-34

علی امیدی، سعیده مرادی‌فر

چکیده          دیپلماسی عمومی همواره ابزار مهمی در سیاست خارجی مسکو، پیش و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بوده است. شوروی سوسیالیستی از آغاز تثبیت در دهه20 میلادی با هدف تعامل و اثرگذاری بر مردمان سایر کشورها، دیپلماسی عمومی را به موازات دیپلماسی رسمی تعقیب کرد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فدراسیون روسیه درصدد اصلاح و ایجاد ساختار­های جدید برای احیا دیپلماسی عمومی خود برآمد. با در نظر داشتن این موضوع که راهبردهای روسیه نوین در دیپلماسی عمومی و دیپلماسی دیجیتال گسترده‌تر از دوران شوروی است؛ نگارندگان این پرسش را بررسی می­کنند، مشخصات بارز دیپلماسی عمومی اتحاد جماهیر شوروی و روسیه نوین چیست و فرضیه مقاله حاضر این است که دیپلماسی عمومی شوروی بیشتر مبتنی بر جهان- محوری و ایدئولوژیک بود؛ در حالی که رویکرد دیپلماسی عمومی روسیه نوین، بیشتر فرهنگی و روس- محوری بوده است. اتحاد جماهیر شوروی از زمان انقلاب 1917 تا 1990یک بازیگر اصلی در کاربرد دیپلماسی عمومی در عرصه جهانی، خصوصا ملل تحت محور سیاسی خود محسوب می‌شد. اما پس از فروپاشی، تمرکز اصلی روسیه بیشتر بر جغرافیای فرهنگی- تاریخی خود و کشورهای پسااتحاد جماهیر شوروی برای پیشبرد دیپلماسی عمومی و دیپلماسی دیجیتال است. این مقاله با به کارگیری روش  توصیفی- تحلیلی سعی در واکاوی پرسش مقاله در چارچوب ادبیات نظری دیپلماسی عمومی دارد.

قدرت نرم ترکیه در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی

قدرت نرم ترکیه در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی

دوره 22، شماره 93، بهار 1395، صفحه 123-158

مهناز گودرزی، فرشته معبودی نژاد

چکیده بعد از به‌قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، اصلاحات سیاسی، قدرت ترکیه در عرصه بین‌الملل  افزایش یافت و این امر سبب ورود ترکیه به حلقه بازیگران قدرت نرم در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی گردید.
بر این اساس، مقاله حاضر در صدد است تا ابزارها و ساز‌و‌کارهای قدرت نرم ترکیه را مورد بررسی قرار دهد و در مرحله بعد به تحلیل چگونگی سیاست‌های قدرت نرم این بازیگر در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی بپردازد. سوال مولفین مقاله عبارت است از اینکه دیپلماسی عمومی و مولفه‌های قدرت نرم در سیاست خارجی ترکیه در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز تاکنون به چه صورت بوده است؟ فرضیه مقاله عبارت است از اینکه قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ترکیه با بهره‌گیری از سه عنصر زبان، تاریخ مشترک و اقتصاد پی‌ریزی شده که با توسعه و عمق بخشیدن به آن به اقدامی چند وجهی در ابعاد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است و اکنون به‌واسطه آن، ترکیه خواهان تبدیل به یک قدرت منطقه‌ای تاثیرگذار در رقابت با سایر قدرت‌های منطقه‌ای است؛ همچنین  این کشور در این عرصه در دو دهه گذشته توانست به موفقیت‌هایی دست یابد و از خود تصویر مثبتی ایجاد نماید. از این‌رو، ترکیه درصدد تحکیم بنیان‌های  معرفتی فرهنگ بومی و تعمیم ارزش‌ها، دانش‌ها و نگرش‌های خود به فراسوی مرزهای جغرافیایی خود است که در این ره‌گذر از دیپلماسی نرم و قدرت  بهره می‌گیرد. روش تحقیق به‌صورت توصیفی- تحلیلی است.