کلیدواژه‌ها = هویت
تعداد مقالات: 8
نشیب و فراز روابط ایران و جمهوری آذربایجان: 2024-2000

نشیب و فراز روابط ایران و جمهوری آذربایجان: 2024-2000

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 223-248

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2061855.1892

محمدباقر حسین پور، اکبر ولی زاده

چکیده منطقه قفقاز جنوبی به عنوان بخشی از حوزه تمدنی ایران، ورای معادلات مربوط به مناسبات دولت-ملت و مرزهای جغرافیایی برای جمهوری اسلامی ایران دارای اهمیت ژئواستراتژیک است. در بین کشورهای قفقاز جنوبی جمهوری آذربایجان به لحاظ وسعت، جمعیت، منابع طبیعی، مرز گسترده با ایران و مذهب تشیع، قومیت آذری و موضوعات فرهنگی و تمدنی برای ایران اهمیت ویژه ای دارد. علیرغم وجود ظرفیت‌های زیاد جهت همگرایی و همکاری بین دو کشور، ناپایداری روابط دوجانبه، مشخصه اصلی روابط دو کشور در طول تاریخ بیش از 30 سال روابط بوده است. دو کشور در روابط دوجانبه وجوه تعامل بسیار دارند به نوعی که دامنه موضوعات دخیل در روابط دو جانبه بسیار زیاد و متنوع می باشد و طیفی از مسائل، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، زیست محیطی و اجتماعی را در بر می‌گیرد. به این جهت مدیریت روابط دو جانبه در چنین شرایطی بسیار دشوار می باشد. علاوه بر اثرات شرایط و تکانه‌های داخلی بر روابط دوجانبه، مسائل منطقه ای و گاهاً فرا منطقه‌ای نیز بر پیچیدگی‌های روابط دوجانبه می‌افزاید. در چنین فضایی یافتن ریشه‌های ناپایداری در روابط دو جانبه حائز اهمیت است. سوال اصلی این پژوهش این است که ریشه های اصلی ناپایداری در روابط چیست؟ در این پژوهش سعی شده با با کاربست نظریه تحلیل لایه‌ای علت‌ها، ریشه‌های موثر در همگرایی و واگرایی دو کشور مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد این تحقیق توصیفی- تحلیل بوده و روش آن کیفی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2074158.1937

طیبه قلی پوری، الهه کولایی

چکیده پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، روند شکل‌گیری هویت در چارچوب ایدئولوژی سوسیالیستی بلشویک‌ها سامان گرفت. یکی از محورهای اصلی این ایدئولوژی بازآفرینی مسئله زن و تلاش برای ساخت «زن جدید شوروی» بود؛ زنی که بتواند هم‌زمان در حوزه‌های خانواده، سیاست و اقتصاد نقشی فعال داشته باشد. در این زمینه، سازمان‌هایی چون سازمان زنان حزب کمونیست
با شعار برابری جنسیتی کوشیدند زنان را به‌عنوان نیرویی فعال در حزب و دولت معرفی کنند و با ایجاد فرصت‌های آموزشی، اجتماعی، سیاسی و شغلی، آنان را به مشارکت در ساختار قدرت تشویق کنند. ایدئولوژی بلشویکی با ساختن اسطوره «زن جدید سوسیالیست»، هویت جنسیتی تازه‌ای را پدید آورد که در تقابل با الگوهای اروپایی قرار می‌گرفت. با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، قزاقستان دستخوش دگرگونی‌های ساختاری و ایدئولوژیک شد. ورود سازمان‌های بین‌المللی و ایجاد سازمان‌های غیردولتی در پی فروپاشی اتحاد، هرچند در ظاهر با هدف حمایت از برابری جنسیتی بود، اما در عمل بیش از آنکه به بهبود شرایط اجتماعی زنان بینجامد، در خدمت نهادینه‌سازی سیاست‌های اقتصادی بازارمحور و تقویت ملی‌گرایی قزاقی قرار گرفت. در نتیجه این روند، بخشی از دستاوردهای زنان در دوران شوروی تضعیف شد و جایگاه اجتماعی آنان به تدریج کاهش یافت. اگرچه ملت‌سازی شوروی در بازآفرینی هویت زنان نقشی اساسی داشت، ملی‌گرایی قزاقیِ پساشوروی و اصلاحات نولیبرال مانع تداوم دستاوردهای پیشین شد و وضعیت زنان را با چالش‌های تازه‌ای رو‌به‌رو ساخت.

هویت و صدور انقلاب روسیه

هویت و صدور انقلاب روسیه

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 193-222

محمد طهماسبی برنا

چکیده  انقلاب­های بزرگ، با توجه به رسالت انقلابی خود تلاش می‌کنند با توجه با امکانهای موجود جامعه، آینده وعده داده شده را تحقق بخشد و حتی آن را برای دیگر جوامع به‌عنوان الگو و مسیری مطلوب پیشنهاد و یا عرضه دارند. از سویی دیگر ضرورتها و محدودیتهایی چون جغرافیا و محدودیت‌های ژئوپلیتیکی، فشارهای بینالمللی و مصلحتهای عمومی و اقتصادی و ضرورت‌های ساختاری و مسائل قومی و ملی و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری در برساختن هویتی جدید انقلابی نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند. این مقاله تلاش دارد تا با استفاده از نظریه سازه‌انگاری به مهم‌ترین مؤلفه‌های تأثیرگذار در انقلاب  اکتبر روسیه با محوریت صدور انقلاب پرداخته و چگونگی تأثیر و نقش‌آفرینی مؤلفه‌های هویتی در راهبرد صدور انقلاب اکتبر روسیه با کاربست نظریه سازه‌انگاری تبیین نماید. به نظر می‌رسد راهبرد صدور انقلاب که در بستری از آرمان‌های جهان‌شمول شکل‌گرفته بود در تحولات بعد از انقلاب با  چرخش به سمت واقع‌گرایی با مؤلفه‌های ملی و قومی  صورت‌بندی مجدد گردید.

بررسی تئوریک گسترش روابط افغانستان و ترکیه (2001 تا 2021)

بررسی تئوریک گسترش روابط افغانستان و ترکیه (2001 تا 2021)

دوره 29، شماره 122، تابستان 1402، صفحه 139-162

https://doi.org/CA-2303-1664(R1)

چکیده رفتار بین‌المللی دولت‌ها زمانی معنادار و هویت مدار تلقی می‌شود که عوامل، انگیزه‌ها و زمینه‌های آن مورد تبیین علمی و تفسیر تئوریک قرار گیرند. تعمیق و گسترش روابط افغانستان و ترکیه پس از 2001 م یکی از آن دسته رفتارها می‌باشد. تحلیل علل و عوامل این رفتار در چارچوب نظریۀ سازه‌انگاری هدف اصلی این مقاله است. پرسش اصلی مقاله این است که مبانی سازه‌انگارانه‌ای که موجب تعمیق و گسترش روابط آنکارا و کابل از 2001 تا 2021 شد، چیست؟ فرضیۀ مقاله این است که سازه‌های مشترک اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی و سیاسی از عمده‌ترین مبناهای سازه‌انگارانۀ تعمیق و گسترش روابط افغانستان و ترکیه را در بازه زمانی ذکرشده می‌باشد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که «هویت» و «منفعت» دو محور اصلی روابط آنکارا و کابل را تشکیل داده‌اند. با این تفاوت که هویت به‌عنوان سازۀ موقت و منفعت به حیث سازۀ دائمی نقش بازی کرده است. مواد خام این فرضیه با روش کتابخانه‌ای گردآوری و با شیوۀ توصیفی-تحلیلی پردازش شده است.

جایگاه هویت در شکل‌گیری نگاه امنیتی فدراسیون روسیه در قبال غرب

جایگاه هویت در شکل‌گیری نگاه امنیتی فدراسیون روسیه در قبال غرب

دوره 26، شماره 111، پاییز 1399، صفحه 25-56

میثم زکی‌زاده، کیهان برزگر، مهدی ذاکریان امیری

چکیده              پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فدراسیون روسیه به عنوان میراثدار آن به تدریج شروع به بازتعریف و بازتفسیر از هویت، منافع ملی و تهدیدهای امنیت ملی خود نمود. در این میان، رابطه با غرب همواره برای روسیه اهمیت داشته و یک چالش همیشگی در سیاست خارجی این کشور بوده است. طی قریب به سه دهه، رهبران فدراسیون روسیه اسناد راهبردی متعددی را برای بازنمایی هویت خود در فضای پساشوروی و مشخص نمودن نقشه راه سیاست داخلی،خارجی، امنیتی و نظامی این کشور منتشر کردند. پرسش اصلی مقاله این است که «هویت چه جایگاهی در شکل‌گیری نگاه امنیتی فدراسیون روسیه در قبال غرب در دوران پساجنگ سرد دارد؟» به منظور یافتن پاسخ این پرسش با بهره‌بردن از مفهوم هویت در نظریه سازه‌انگاری و با واکاوی اسناد راهبردی منتشره در این کشور تلاش شده تا هویت- نقش‌های برجسته و عمق‌یافته فدراسیون روسیه شناسایی و نقش و جایگاه آنها در شکل دادن به نوع نگاه امنیتی روسیه مشخص گردد. فرضیه اصلی این مقاله این است که  «هویت- نقش‌هایی چون قدرت بزرگ جهانی تلقی شدن، سلطه‌گر مهربان برای کشورهای خارج نزدیک روسیه (جمهوری‌های جداشده از اتحاد جماهیر شوروی) و حامی روس‌زبان‌ها، بر نوع نگاه امنیتی روسیه نسبت به غرب تأثیر مهمی برجای گذاشته و سبب شکل‌گیری نگاه تهدید محور نسبت به غرب شده است». مقاله حاضر بر پایه روش‌شناسی توصیفی- تبیینی انجام شده و از اسناد و منابع فضای مجازی جهت نگارش استفاده شده است.

پیچیدگی ‏های روابط دیاسپورای ارمنی و دولت ارمنستان

پیچیدگی ‏های روابط دیاسپورای ارمنی و دولت ارمنستان

دوره 25، شماره 107، پاییز 1398، صفحه 65-94

محمود بابایی، یوسف مسلمی مهنی

چکیده جمعیت ارامنه پراکنده در سراسر جهان به‏ جهت حفظ ریشه‏ های هویتی و تداوم پیوند با وطن و تعلق‏ خاطر به سرزمین اجدادی خود به‏ عنوان یک نمونه بارز دیاسپورا در مقیاس جهانی در نظر گرفته می‌شوند. دیاسپورا به ‏مثابه یک بازیگر سیاسی ممکن است از نفوذ بالایی بر میهن خود برخوردار باشد که میزان آن برپایه توازن قدرت میان وطن و دیاسپورا سنجیده می‏ شود. هدف اصلی مقاله حاضر، ارزیابی تأثیر موازنه حکومت-دیاسپورا از زمان استقلال ارمنستان در سپتامبر 1991 تا سال 2018 (تغییر نظام ریاستی به پارلمانی) بر توانایی ‏های درونی و بیرونی دولت ارمنستان است. بنابراین، پرسش اصلی مقاله این گونه مطرح شده است که «موازنه میان حکومت و دیاسپورای ارمنی از زمان استقلال تا سال 2018 چه تأثیری بر توانایی‏ های درونی و بیرونی دولت ارمنستان داشته است؟» فرضیه مقاله که یافته‏ های پژوهش نیز بر درستی آن گواهی می‏ دهند این است که «رابطه نامتوازن دیاسپورای قدرتمند ارمنی و حکومت‏ های نیازمند حمایت در جمهوری ارمنستان، تأثیر دوگانه‏ ای بر توانمندی‏ های ایروان داشته به‏ گونه ‏ای که دولت ارمنستان ضمن بهره ‏مندی از مزایای اقتصادی و قدرت لابی‏ گری با چالش اقتدار ملی و استقلال عمل در سیاست خارجی مواجه شده است». در این مقاله از روش‌شناسی ردیابی فرایند برای ارزیابی رابطه میان دولت ارمنستان و دیاسپورای ارمنی استفاد شده است. چارچوب نظری حاکم بر تجزیه ‏و تحلیل یافته‏ های مقاله، تقریر رابرت کیوهن و جوزف نای از فراملی‏ گرایی است که بر اهمیت کنشگران غیردولتی در سیاست جهانی تأکید دارد.

بررسی تاثیر فرهنگ استراتژیک بر سیاست خارجی فدراسیون روسیه

بررسی تاثیر فرهنگ استراتژیک بر سیاست خارجی فدراسیون روسیه

دوره 23، شماره 97، بهار 1396، صفحه 103-137

مصطفی زهرانی، صارم شیراوند

چکیده به د­نبالشکل­گیریمناظره­چهارمدرعرصه­نظریاتروابطبین­الملل،فرهنگازاهمیتیبرابربا مولفه­هایمادیدرشکل­دهیبهرفتارکشورهابرخوردارگردید.دربسترو  چارچوبایننظریات، فرهنگبه­طوراعموفرهنگاستراتژیکبه­طوراخصازجملهعواملداخلیشکل­دهندهبهمبانی هویتیهربازیگردرعرصه­روابطبین­المللمطرحمی‌شودکهباتأثیرگذاریبرنگرشنخبگانو دولتمردانوهمچنینجامعه­یککشور،قابلیتاثرگذاریبرنحوه­عملکردیککشورعرصه سیاست خارجی و محیطبین­المللیرادارامی‌باشد. بدینترتیبشناساییمولفه­هایشکل­دهندهبهمبانی هویتییککشوروازآنجملهفرهنگاستراتژیککشورها،کمکبسیارموثریدرفهمچرایی کنشکشورهایمختلفدر عرصه سیاست خارجیازجملهقدرت‌هایبزرگیچونفدراسیون روسیهبه دست خواهد داد. در این مقاله، سوال اصلی این است که فرهنگ استراتژیک بر سیاست خارجی فدراسیون روسیه چه تاثیری داشته است؟و فرضیه مقاله عبارت است از اینکه که فرهنگ استراتژیک روسیه با منطقی تدافعی متشکل از مولفه­هایی همچون تصور تهدید، ویژگی­های ژئوپلیتیک و نگاه توسعه­طلبانه، اندیشه قدرت بزرگی و تلاش برای هژمون منطقه­ای شدن، اقتدارگرایی غالب و گفتمان­ملی­گرایی روسی و هویت اسلاو- ارتدوکس،    بر روی ساختار تصمیم‌گیری استراتژیک و الگوی رفتاری این بازیگر در عرصه سیاست خارجی و محیط بین­المللی تاثیر عمیقی دارد. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است.

آسیای مرکزی بدنبال هویتی مستقل

آسیای مرکزی بدنبال هویتی مستقل

دوره 14، شماره 62، تابستان 1387، صفحه 173-203

چکیده              منطقه آسیای‌مرکزی در حال حاضر کانون دو نیروی مخالف از سوی شرق با محوریت روسیه و همکاری چین و از سوی غرب با محوریت آمریکا و همراهی اتحادیه اروپایی می‌باشد. اگرچه برآیند نیروهای وارده بر این منطقه در حال حاضر موازنه را به سود روسیه تغییر داده  اما نمی‌توان تاثیر نیروی وارده از غرب را نیز بر این کشورها نادیده انگاشت. با توجه به وضع موجود منطقه و توسعه همکاری‌های سازمانی در بین کشورهای آسیای مرکزی و با محوریت و هدایت روسیه و همراهی چین، منافع جمهوری اسلامی‌ایران نیز در آسیای مرکزی مستلزم قرار گرفتن در فرآیندهای سازمانی این منطقه از طریق تکمیل عضویت در سازمان همکاری‌های شانگهای است.