الگوی حکمرانی مبتنی بر فدرالیسم متمرکز برای آینده سیاسی افغانستان
دوره 30، ویژه نامه، تابستان 1403، صفحه 43-66
سید محمد مهدی مرتضوی، محمدرضا اقارب پرست
چکیده منازعة سیاسی بلندمدت در افغانستان بر سر کسب قدرت در سال 2022 و با سقوط جمهوری اسلامی افغانستان و قدرت گرفتن مجدد طالبان، به اوج خود رسید. با این حال، برای ریشه یابی علل متعدد این واقعه، باید سیمای جغرافیایی و قومی ـ نژادی افغانستان را در کنار تلاش دولت های مدرن این کشور در راستای دولت ـ ملت سازی در بستر تاریخ سیاسی و نیز نقش همسایگان و قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای مورد بررسی قرار داد. علاوه بر این، باید الگوهای حکمرانی متمرکز/غیرمتمرکز و فدرالی/غیر فدرالی نیز هم در نظریه و هم در عمل، به بحث گذاشته شوند. در مقاله حاضر، تلاش می شود تا با تأکید بر عملکرد جمهوری اسلامی افغانستان (2021ـ2004)، به این سؤال جواب داده شود: چرا الگوی حکمرانی مبتنی بر فدرالیسم متمرکز میتواند راهحل سیاسی مطلوبی برای پایان منازعه ی درازمدت قدرت در افغانستان باشد؟ بر طبق فرضیه تحقیق، به دلیل بافت موزاییکی جامعه در افغانستان و ارجحیت گرایشهای قومی نسبت به گرایشها و علقههای ملی، الگوی فدرالیسم و در عین حال وجود یک حکومت مرکزی قدرتمند فدرال میتواند به عنوان یک راهحل سیاسی مطلوب، ارائه شود. روش تحقیق در مقاله حاضر، روش توصیفی- تحلیلی بوده و داده ها بر اساس روش کتابخانه ای گردآوری شده اند.

