کلیدواژه‌ها = ترکمنستان
تعداد مقالات: 5
بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و روابط ایران و ترکمنستان

بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و روابط ایران و ترکمنستان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 55-78

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2073484.1930

محمد سمیعی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی چالش‌های ژئوپلیتیکی بهره‌برداری از منابع نفت و گاز در دریای خزر میان ایران و ترکمنستان می‌پردازد. سؤال اصلی پژوهش عنوان می‌دارد که ریشه اختلافات انرژی دو کشور در چه عواملی نهفته بوده و آیا این اختلافات صرفاً ناشی از مسائل حقوقی است یا تحت تأثیر منافع ملی و فشار بازیگران فرامنطقه‌ای نیز قرار دارد. فرضیه پژوهش بر این پایه استوار است که چالش‌های ژئوپلتیکی موجود محصول تعامل پیچیده میان ساختار حقوقی، تضاد منافع ملی و رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. روش تحقیق تحلیلی و کیفی است و بر تحلیل محتوای اسنادی و بررسی کتب و مقالات تخصصی استوار است. داده‌ها از منابع مکتوب، توافق‌نامه‌ها، کنوانسیون‌های خزر و مقالات علمی گردآوری و بر اساس سه سطح تحلیل (ساختاری، ملی و منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابهامات حقوقی خزر، فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های داخلی ایران، راهبردهای صادراتی ترکمنستان و نفوذ روسیه، چین و ایالات متحده آمریکا، همگی موجب تداوم و تشدید اختلافات شده‌اند. این نتایج فرضیه پژوهش را تأیید کرده و نشان می‌دهد که مدیریت پایدار منابع انرژی خزر نیازمند رویکردی ترکیبی از توافقات مشترک، دیپلماسی فعال و تقویت ظرفیت داخلی است.

دیپلماسی اقتصادی و سیاست همسایگی ایران و ترکمنستان

دیپلماسی اقتصادی و سیاست همسایگی ایران و ترکمنستان

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 3-28

زهرا توکلی، کیهان برزگر

چکیده در حال ‏حاضر یکی از مؤلفه­ های حفظ همسایگی ایران با منطقۀ آسیای مرکزی، ظرفیت جغرافیایی می­باشد. یکی از کشورهای این منطقه، ترکمنستان است که بر اساس اصل سیاست همسایگی و داشتن مرز مشترک، برای دستگاه سیاست خارجی کشور حائز اهمیت است. در این راستا، این پرسش مطرح می‌شود که الزامات و ظرفیت‌های سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران با ترکمنستان کدام‌اند؟ فرضیۀ پژوهش این است که قرارگرفتن ایران و ترکمنستان در منطقۀ هم‌جوار و وجود ظرفیت‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میان دو کشور، بستر هم‌گرایی و همکاری میان دو کشور را فراهم می‌کند و این امر می‌تواند به کاهش تنگناهای سیاسی و اقتصادی برای ایران منجر شود. نتایج تحقیق نشان می‌دهند که ترکمنستان از نظر تاریخی و اقتصادی، اشتراکات فرهنگی با ایران دارد. به علاوه، این کشور دارای منابع گازی مشترک و زمینه‌های اقتصادی مختلف است. با در نظر گرفتن رقابت قدرت­های منطقه­ای و فرا منطقه‌ای رقیب و دشمن همچون اسرائیل و ایالات‌متحدۀ آمریکا در این کشور از یک طرف و وجود تحریم‌های گستردۀ اقتصادی و تجاری و... توسط غرب، ترکمنستان می‌تواند بستری مناسب جهت واگرایی در فشارها بر ایران و کاهش اثر آن‌ها باشد. روش پژوهش، کیفی از نوع توصیفی- تحلیلی است و داده‌های آن به‌ شیوۀ کتابخانه‌ای و از طریق فیش‌برداری جمع‌آوری می‌شوند.

تأثیر‌ عامل انرژی بر روابط ترکمنستان و چین

تأثیر‌ عامل انرژی بر روابط ترکمنستان و چین

دوره 24، شماره 101، بهار 1397، صفحه 87-115

مرتضی نورمحمدی، مهناز زارع

چکیده      رشد مصرف انرژی طی دو دهه‌ گذشته در چین و چشم‌انداز استمرار این روند، موضوع تأمین سوخت‌های فسیلی را در این کشور به مقوله‌ای مهم و حیاتی تبدیل نموده است. دستیابی به منابع مطمئن انرژی عامل مهمی در تضمین تداوم نوسازی به مثابه انتخاب استراتژیک چین می‌باشد. بر این اساس دستیابی به ذخایر انرژی ارزان قیمت و تنوعسازی مسیرهای واردات آن و توسعه‌ مناسبات با کشورهای دارای منابع غنی هیدروکربنی به خصوص در حوزه‌ دریای خزر و سرمایه‌گذاری‌ها در این بخش در متن دستگاه دیپلماسی این کشور قرار گرفته است. از سوی دیگر، برنامه راهبردی ترکمنستان با توجه به ذخایر چشمگیر گاز طبیعی آن، تبدیل شدن به یک بازیگر استراتژیک در حوزه‌ انرژی است. از این رو در زمان ریاست‌جمهوری بردی‌‌محمد‌اف، رفع انزوا‌طلبی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و دستیابی به بازارهای متنوع خارجی از طریق توسعه‌ مسیرهای انتقال گاز طبیعی در دستور کار این کشور قرار گرفت و زمینه جهت تعاملات گسترده بین‌المللی فراهم شد. مقاله حاضر درصدد ارزیابی این پرسش است که در عرصه‌ سیاست خارجی عامل انرژی چه تأثیری بر روابط و مناسبات دو کشور داشته است؟ لذا فرض ما بر این قرار خواهد گرفت که عامل انرژی شرایط را جهت توسعه‌ روابط میان دو کشور ترکمنستان و چین فراهم نموده و نگرانی‌های چین در مورد تأمین و عرضه انرژی و اولویت استراتژیک آن برای این کشور و تمایلات ترکمنستان جهت کاهش وابستگی به روسیه جهت صادرات گاز طبیعی همکاری‌ها را بعد بیشتری داده است و خط لوله گاز آسیای‌مرکزی_ چین نقطه عطف این همکاری‌ها بوده است. روش نگارش این نوشتار توصیفی_تحلیلی و بر مبنای نظریه وابستگی متقابل می‌باشد.
 

جایگاه ترکمنستان در چشم‌انداز انرژی اتحادیه اروپا

جایگاه ترکمنستان در چشم‌انداز انرژی اتحادیه اروپا

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 1-27

هادی آجیلی، مهناز زارع

چکیده اتحادیه اروپا به دلیل محدودیت‌های منابع انرژی و همچنین مشکلات دستیابی مطمئن و ارزان قیمت به آن به ویژه پس از روشن شدن این واقعیت که عامل انرژی می‌تواند به عنوان یک ابزار سیاسی از سوی روسیه به کار گرفته شود، بر آن است تا منابع انرژی و خطوط انتقال آنها و تنوع‌سازی مسیرهای واردات آن را به شکل جدی‌تری در عرصه سیاست بین‌الملل دنبال کند و دسترسی به منابع غنی گاز طبیعی و ایجاد بازارهای جدید را در راستای اهداف اقتصادی خود اعمال کند که طرح کریدور گاز جنوبی در حوزه‌ی دریای خزر در راستای این سیاست انرژی قرار دارد. از سوی دیگر، برنامه راهبردی ترکمنستان تبدیل شدن به یک بازیگر استراتژیک در حوزه انرژی است و موقعیت جغرافیایی و ذخایر غنی گاز طبیعی و استراتژی‌های آن در جهت تنوع‌ بخشیدن به مسیرهای صادرات انرژی به ویژه در دوران رئیس‌جمهور دوم این کشور، زمینه را جهت همکاری‌های گسترده بین‌الملی فراهم آورده است.
در این میان سوالی که مطرح می‌شود این است که با توجه به سیاست انرژی جدید اتحادیه اروپا در عرصه‌ سیاست خارجی، ترکمنستان چه جایگاهی در چشم‌انداز انرژی آن، خواهد داشت؟  
لذا فرضیه پیشنهادی ما این است که با اجرای طرح کریدور گاز جنوبی، ترکمنستان از طریق مشارکت در خطوط لوله این کریدور در رقابت با روسیه در تأمین گاز اتحادیه اروپا ایفای نقش خواهد نمود. روش این نوشتار توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه وابستگی متقابل می‌باشد. 

تاثیر سیاست خارجی ترکمنستان بر اقتصاد آن

تاثیر سیاست خارجی ترکمنستان بر اقتصاد آن

دوره 21، شماره 91، پاییز 1394، صفحه 1-36

علی امیدی، احسان فلاحی، زهرا آقامحمدی

چکیده جمهوری ترکمنستان پس از استقلال، بی‌طرفی دائم را به عنوان استراتژی سیاست خارجی اعلام نمود. در فاصله سال‌های 1991ـ 2001 این استراتژی به نحوی اعمال می‌گردید که به تقویت پایه‌های حکومت نیازاف منجر شود. اما تحولات پس از 11سپتامبر2001 شرایط ویژه‌ای را در نظام بین‌الملل و مناسبات منطقه‌ای به وجود آورد. کشورهای آسیای مرکزی از جمله ترکمنستان بیش از سایر دولت‌ها تحت تأثیر دگرگونی‌های نظام بین‌الملل قرار گرفتند.با حمله آمریکا به افغانستان (2001)، عشق‌آباد الگویی متعارف‌تر از استراتژی بی‌طرفی را به نمایش گذاشت و با روی کار آمدن محمداف در سال 2006 روند تغییرات در سیاست ‌خارجی ترکمنستان شدت یافت.  با توجه به نکات فوق، مقاله پیش‌رو در صدد پاسخ به این سوالات است که روند تغییرات در سیاست‌خارجی ترکمنستان چگونه بوده است؟ و پیامدهای اقتصادی این تغییرات چیست؟ «سیاست خارجی ترکمنستان تا سال 2001 مبتنی بر انزواطلبی بود. اما بعد از 11 سپتامبر 2001، استراتژی بی‌طرفی منفی توسط نیازاف در پیش گرفته شد. سپس با روی کار آمدن محمداف استراتژی بی‌طرفی فعال اتخاذ شد که به رشد اقتصادی ترکمنستان در ده سال اخیر  انجامیده است.»