کلیدواژه‌ها = تروریسم
تعداد مقالات: 6
تأثیر استراتژی روسیه در آسیای مرکزی بر امنیت افغانستان (2020 - 2001)

تأثیر استراتژی روسیه در آسیای مرکزی بر امنیت افغانستان (2020 - 2001)

دوره 30، ویژه نامه، تابستان 1403، صفحه 155-178

سید محمد تقی موسوی

چکیده آسیای مرکزی از نگاه روسیه نقطه مهم استراتژیک و هم‌جوار با این کشور تلقی می‌شود و ناامنی در این منطقه در حکم بی‌ثباتی روسی‌هاست. روسیه برای کاهش بی‌ثباتی در آسیای مرکزی با ایجاد پیمان دو یا چندجانبه مبارزه جدی برای تأمین امنیت در کشورهای آسیای مرکزی که هم مرز با افغانستان هستند، داشته است. از سال 2001 تا سال 2020 که در آستانه سقوط کامل دولت مرکزی افغانستان هستیم؛ روسیه سیاست‌های امنیتی گوناگون از تعامل با آمریکا در مبارزه با تروریسم در سال 2001 تا همکاری با طالبان به هدف خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را شاهد هستیم. با توجه به مسئله پژوهش، استراتژی روسیه را می‌توان با توجه به یک چارچوب نظری واقع‌بینانه که برگرفته از واقع‌گرایی تهاجمی "مرشایمر" است، تبیین کرد. سؤال این پژوهش این‌گونه بیان‌شده است. «تأثیر استراتژی روسیه در آسیای مرکزی بر امنیت افغانستان طی سال‌های 2020-2001 چه بوده است؟» استراتژی روسیه در آسیای مرکزی، بعد از سقوط طالبان در راستای افزایش و تقویت امنیت در آسیای مرکزی با توجه به شرایط حاکم برافغانستان بوده است. نگرانی روسیه از بابت قاچاق مواد مخدر و ورود گروه‌های افراطی به آسیای مرکزی باعث تشدید امنیت مرزی بین این کشورها و افغانستان شده است. روسیه در استراتژی خود سعی کرده تا امنیت مرزهای آسیای مرکزی را که هم‌جوار با این کشور است در اولویت استراتژی خود قرار دهد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلیو منابع کتابخانه‌ای تبیین شده است.

نقش افغانستان در پویش‌های مجموعۀ امنیتی آسیای مرکزی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ میلادی

نقش افغانستان در پویش‌های مجموعۀ امنیتی آسیای مرکزی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ میلادی

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 29-58

محمدرضا دهشیری، سید مهدی میرکاظمی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش افغانستان در پویش‌های امنیتی مجموعۀ امنیتی آسیای مرکزی بعد از کنفرانس بن است. معضل امنیت در افغانستان، همواره باعث تأثیر بر مناطق پیرامونی آن شده است. این پژوهش به چهار بخش چهارچوب نظری مجموعۀ امنیتی منطقه‌ای، جایگاه افغانستان در آسیای مرکزی، مؤلفه‌های بنیادین امنیتی آسیای مرکزی و تأثیر افغانستان بر این مؤلفه‌های امنیتی تقسیم شده است. در این پژوهش، بر اساس نظریۀ مجموعۀ امنیتی منطقه‌ای بری بوزان و ال ویور، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که افغانستان چگونه موجب تغییر مؤلفه‌های امنیتی آسیای مرکزی شده است؟ نگارندگان با استفاده از روش کیفی و توصیفی- تحلیلی این فرضیه را به آزمون گذاشته‌اند که افغانستان همواره باعث ایجاد نوعی فضای تعامل و تقابل در آسیای مرکزی، توسعۀ فعالیت گروه‌های بنیادگرا، حضور قدرت‌های جهانی و منطقه­ای و همچنین گسترش تروریسم، افراطی‌گری و جنگ داخلی در میان کشورهای آسیای مرکزی شده است.

قاچاق مواد مخدر و خشونت‏ های تروریستی در آسیای مرکزی

قاچاق مواد مخدر و خشونت‏ های تروریستی در آسیای مرکزی

دوره 25، شماره 106، تابستان 1398، صفحه 159-182

سکینه هاشمی، زهرا محمدی

چکیده پیوند میان تروریسم و مواد مخدر در آسیای مرکزی اساسا بر فهم ساده‌انگارانه‏ ای از وضعیت افغانستان مبتنی است و به همین دلیل نیز خشونت ناشی از قاچاق مواد مخدر در این منطقه به‏ طور عمده صرفا در سایه پیوند میان این دو پدیده شوم درک می‏ شود. این مقاله با تکیه بر مفهوم نارکوتروریسم، پیوند قاچاق مواد مخدر با فعالیت‌های تروریستی و تولید خشونت را مفروض می پندارد، اما ریشه فعالیت‏ های تروریستی در آسیای مرکزی را در تجارت مواد مخدر جستجو نمی‏ کند. در این راستا، مقاله حاضر در پی یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش برآمده است که «چه رابطه ‏ای میان قاچاق مواد مخدر از مسیر آسیای مرکزی و خشونت‏ ها در این منطقه وجود دارد و ویژگی‏ های این رابطه چیست؟» فرضیه مقاله این است که «قاچاق مواد مخدر از مسیر آسیای مرکزی تروریسم را در این منطقه به شیوه‏ های گوناگون و پیچیده تسهیل می‌سازد، اما خشونت ‏های متعاقب قاچاق مواد مخدر در آسیای مرکزی کمتر با گروه‏ های تروریستی فراملی و بیشتر با گروه‌های ستیزه‌جوی محلی در پیوند قرار دارد و تجارت مواد مخدر نیز اصلی‏ ترین عامل تعیین‌کننده فعالیت‏ های تروریستی در آسیای مرکزی به‏ شمار نمی‏ آید.» به‏ منظور فراهم ساختن پایه ‏ای نظری برای بحث پیرامون پرسش مقاله و آزمون فرضیه، ابتدا مفهوم نارکوتروریسم و دیدگاه‏ها در خصوص پیوند نظری میان قاچاق مواد مخدر، تروریسم و خشونت ارائه شده و در ادامه نیز شواهد و توضیحات محتوایی پیرامون موضوع مقاله به بحث گذاشته شده است. نوع مقاله نیز بنا به ماهیت موضوع مورد مطالعه، اسنادی-کتابخانه ‏ای بوده و از روش توصیفی-تحلیلی برای تبیین رابطه میان متغیرها استفاده شده است.

راهبرد ضدتروریسم چین و آمریکا در آسیای مرکزی

راهبرد ضدتروریسم چین و آمریکا در آسیای مرکزی

دوره 23، شماره 100، زمستان 1396، صفحه 25-52

قاسم ترابی، مژگان رضایی

چکیده هدف اصلی مقاله حاضر بررسی مقایسه‏ای سیاست چین و آمریکا در قبال تروریسم در آسیای مرکزی است. در همین راستا، پرسش اصلی مقاله این است که چین و آمریکا چگونه سیاستی نسبت به گسترش تروریسم در آسیای مرکزی اتخاذ کرده‌اند؟ در پاسخ به سوال فوق فرضیه مقاله این گونه مطرح می‏شودکه چین و آمریکا به رغم رقابت کلان در آسیای مرکزی، سیاست تعامل و همکاری را برای مبارزه با تروریسم در پیش گرفته‌اند. البته در مقایسه با آمریکا، حفظ امنیت و ثبات آسیای مرکزی برای چین اهمیت بیشتری دارد. در نتیجه این امر، رهبران چین ملاحظات امنیتی بیشتری در برابر رشد تروریسم دارند که این امر باعث توجه چین به چندجانبه‏گرایی و تلاش برای مقابله با ریشه‏های تروریسم شده است. در مقابل آمریکا برای مقابله با تروریسم تمایل کمتری  به چندجانبه‏گرایی دارد. تفاوت دیگر این است که در سیاست­ آمریکا در مبارزه با تروریسم رویکرد نظامی اولویت را به خود اختصاص داده است. در حالی که چین بر راه‌کارهای سیاسی و اقتصادی برای حل و فصل مساله تروریسم تاکید دارد. مقاله حاضر قصد دارد سوال و فرضیه فوق را به روش مقایسه­ای مورد بحث و بررسی قرار دهد.

سیاست امنیتی فدراسیون روسیه در قبال افغانستان نوین

سیاست امنیتی فدراسیون روسیه در قبال افغانستان نوین

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 31-61

چکیده خروج نیروهای شوروی از افغانستان، مسئله افغان را در ذهن دولت‌مردان روس تا سال‌ها بعد ـ زمانی که ریشه جنبش‌های جدایی‌طلبانه درون قلمرو خود را در افغانستانِ تحت سلطه طالبان یافتندـ به حاشیه راند. حادثه 11 سپتامبر 2001، ابعاد جدیدی از تروریسم و تهدیدهای بالقوه و بالفعل بنیادگرایان حاکم در افغانستان را آشکار کرد و تهاجم آمریکا جهت سرنگونی رژیم طالبان، فرصت ایفای نقش فعال‌تر در مناسبات بین‌المللی و مبارزه علیه تروریسم را برای فدراسیون روسیه فراهم نمود.  این مقاله در جستجوی پاسخ این سوال است که «سیاست امنیتی فدراسیون روسیه در قبال افغانستان پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 چگونه قابل‌تحلیل است؟». یافته‌های این مقاله که بر اساس تحلیل آخرین سند امنیت ملی فدراسیون روسیه و کنش و واکنش‌های امنیتی این کشور در رابطه با افغانستان در درون جامعه افغانستان، حوزه اوراسیا مرکزی و در مرزهای فدراسیون روسیه انجام‌گرفته، حکایت از آن دارد که روسیه در دو سطح به اعمال سیاست‌هایی جهت کاهش یا رفع تهدیدات برخاسته از افغانستان مبادرت نموده است. در سطح نخست، این کشور اقداماتی را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی ـ نظامی در افغانستان اتخاذ کرده که به‌طور عمده همکاری با ناتو؛ مبارزه علیه تروریسم، تولید و قاچاق مواد مخدر؛ تلاش برای گسترش نفوذ سیاسی در افغانستان؛ حضور و سرمایه‌گذاری اقتصادی؛ اعطا و فروش تسلیحات؛ کمک‌های نظامی، امنیتی و آموزشی بوده است. در سطح منطقه‌ای نیز به همکاری با ناتو و آمریکا در ابعاد تدارکاتی، ارتباطی و اطلاعاتی پرداخته و در جهت تقویت و تحکیم نظامات امنیت منطقه‌ای اوراسیا و جلب مشارکت افغانستان در این مناسبات حرکت کرده است.

مناسبات امنیتی چین با جمهوری‌های آسیای مرکزی پس از جنگ سرد

مناسبات امنیتی چین با جمهوری‌های آسیای مرکزی پس از جنگ سرد

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 47-69

چکیده چین و کشورهای آسیای مرکزی پیوندهای تاریخی قابل توجهی با یکدیگر داشته و دارند. پس از خاتمه جنگ سرد، مناسبات میان چین با جمهوری‌های آسیای مرکزی در عرصه‌های گوناگون رشد چشمگیری داشته است. این مقاله با رویکردی واقع گرایانه، بر این فرض استوار شده است که امنیت، مهمترین پایه روابط چین با کشورهای آسیای مرکزی می‌باشد و سایر اهداف این کشور در منطقه تحت تاثیر این عامل قرار دارند. بر این اساس، نوشتار حاضر می‌کوشد تا نقش مؤلفه‌هایی چون امنیت مرزی و تروریسم را در مناسبات میان چین و دولت‌های آسیای مرکزی مورد کاوش قرار داده و راهبردهای پکن را برای فایق آمدن بر چالش‌های امنیت منطقه‌ای و گسترش تعاملات امنیتی با کشورهای همسایه، بررسی نماید.