کلیدواژه‌ها = امنیت منطقه‌ای
تعداد مقالات: 4
پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733323

زهرا قاسمی کلدهی، امیر نیاکویی

چکیده درگیری متداوم آذربایجان و ارمنستان پیامدهای مهمی بر منافع کشورهای مختلف و همنچنین ژئوپولیتیک منطقه قفقاز دازذد در این میان بررسی پیامدهای این تحولات و تهدیدهای بالقوه آن برای ایران موضوع حائز اهمیتی است بحران قره باغ و درگیری‌های بین آذربایجان و ارمنستان در سپتامبر 2020 و تاثیر آن بر سایر بازیگران منطقه‌ای و بین المللی نشان از اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه و تاثیرات این بحران‌ها بر ایران داشت لذا پژوهش حاضر در جهت پاسخگویی به این پرسش برآمده است که برنامه‌ ساخت‌ کریـدور زنگـه‌زور چـه‌ تهدیـدهایی‌ علیـه‌ منـافع‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران خواهد داشت؟ و در این راستا با بهره‌گیری از نظریه امنیت منطقه‌ای این فرضیه مطرح شده است که ایجاد کریدور زنگه‌زور در خاک ارمنستان، بـر پایة برنامه‌هاى اعلام شده از سوى محور جمهورى آذربایجان- ترکیه، می‌تواند توازن منطقه‌اى قدرت را به ضرر جمهوری اسلامی ایران تغییر دهد؛ بنابراین پیشبرد این پروژه تهدیدى امنیتـی علیـه منـافع ژئوپلتیـک و اقتصادى جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود که اهم موارد آن عبارت‌اند از: امکان تغییر ژئوپلتیک مرزها از طریق انسداد مرز زمینی ایران و ارمنستان؛ امکان همگرایی ارمنسـتان بـا بلـوک غـرب و تشـدید تنهـایی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران؛ کاهش مزیتهاى ترانزیتی ایران در کریدور شمال-جنوب؛ افزایش نفوذ ترکیـه در منطقه؛ به مخاطره افتادن حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی از طریق پیشبرد طرح پـان ترکیسـتی و احیاى قوم گرایی آذرى؛ تقویت حضور ناتو، اسرائیل و روسیه در مرزهاى شمالی کشـور. همچنین در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و اینترنتی جهت گرداوری اطلاعات استفاده شده است.

شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 198-222

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2067601.1906

محمدجواد حیدریان دولت آبادی

چکیده ظهور مجدد طالبان در افغانستان و در دست‌گیری قدرت در سال ۲۰۲۱، بار دیگر بحث‌های حقوقی و سیاسی پیرامون شناسایی دولت‌ها در حقوق بین‌الملل را زنده کرده است. درحالی‌که بیشتر دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی از شناسایی رسمی طالبان امتناع ورزیده‌اند، فدراسیون روسیه با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه، مسیر تعامل تدریجی و حتی برخی اشکال شناسایی غیررسمی را در پیش گرفته است. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل تطبیقی و حقوقی، به بررسی سازگاری یا تعارض شناسایی طالبان از سوی روسیه با اصول و رویه‌های حقوق بین‌الملل می‌پردازد. در این چارچوب، مفاهیم کلیدی همچون تمایز میان شناسایی «دوفاکتو» و «دوژور»، دولت‌های غیراستاندارد، و تحولات نظم بین‌المللی پسا-غربی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. سپس آثار منطقه‌ای این روند بر منافع جمهوری اسلامی ایران تحلیل می‌شود؛ ازجمله این موارد بهره‌برداری ایران از وضعیت حقوقی مبهم طالبان برای حفظ مزیت‌های امنیتی و دیپلماتیک، تأمین پشت جبهه درحال تنش با غرب و اسرائیل و حفظ برگ ایران توسط روسیه در معامله اوکراین با غرب است. در پایان، مقاله بر ضرورت بازاندیشی در چارچوب‌های حقوقی شناسایی در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی نوین تأکید می‌ورزد.

منافع استراتژیک چین در به رسمیت شناختن طالبان(2021-2025)

منافع استراتژیک چین در به رسمیت شناختن طالبان(2021-2025)

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 227-252

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731857

صفی الله مولوی زاده

چکیده این پژوهش به بررسی رویکرد چین در قبال حکومت طالبان در افغانستان می‌پردازد و تلاش می‌کند چالش‌ها، فرصت‌ها و منافع استراتژیک پکن را در زمینه به‌رسمیت‌شناسی طالبان تحلیل کند. در چارچوب نظریه انتخاب منطقی آلیسون، دولت چین به‌عنوان یک بازیگر عقلانی در نظر گرفته شده که در پی به حداکثر رساندن منافع خود در محیطی پیچیده و پرمخاطره است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که پکن با وجود تهدیدات امنیتی ناشی از فعالیت گروه‌های افراطی مانند نهضت اسلامی ترکستان شرقی، در پی بهره‌برداری از فرصت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی موجود در افغانستان است. در این راستا، چین از شناسایی رسمی طالبان اجتناب کرده و گزینه به‌رسمیت‌شناسی دوفاکتو را به‌عنوان رویکردی محتاطانه و منعطف برگزیده است. این انتخاب، ضمن کاهش خطرات سیاسی و امنیتی، زمینه را برای تعاملات اقتصادی و دیپلماتیک آینده نیز فراهم می‌سازد. در نهایت به این سوال می‎رسیم که چگونه منافع استراتژیک چین بر رویکرد این کشور نسبت به رسمیت شناختن طالبان تأثیر گذاشته است؟ منافع استراتژیک چین (امنیت مرزها، مقابله با افراط‌گرایی، دسترسی به منابع، و توسعه ابتکار کمربند و جاده) بر تصمیم این کشور برای به رسمیت شناختن طالبان تأثیر گذاشته و منجر به رسمیت شناختن بصورت دفاکتو شده است. تبیین این‌که چگونه منافع استراتژیک چین بر سیاست آن در قبال طالبان تأثیر گذاشته و منجر به شکل‌گیری فرصت‌ها و چالش‌هایی در عرصه سیاست خارجی و امنیت منطقه‌ای چین شده است.

امنیت آسیای مرکزی و ابتکار پنج به علاوه یک

امنیت آسیای مرکزی و ابتکار پنج به علاوه یک

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 25-50

علی رضا شیخ محمدی، سکینه هاشمی

چکیده مقاله حاضر به بررسی تأثیر ابتکار 5+1 بر ساختار امنیتی آسیای مرکزی از زمان تأسیس در سال 2015 تا 2024 می‌پردازد. هدف اصلی، تحلیل چگونگی تأثیرگذاری این ابتکار بر الگوهای همکاری و رقابت امنیتی در منطقه است. چارچوب نظری پژوهش، ترکیبی از نظریه مجموعه امنیتی منطقه‌ای، مفهوم امنیتی‌سازی، و نظریه گروه مرجع است که امکان بررسی جامع پویایی‌های امنیتی منطقه را فراهم می‌آورد. روش‌شناسی تحقیق بر تحلیل محتوای کیفی اسناد و گزارش‌های رسمی و بررسی منابع ثانویه شامل مقالات علمی و گزارش‌های تحلیلی استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابتکار 5+1، ضمن ایجاد تحولاتی در ساختار امنیتی منطقه و افزایش گزینه‌های استراتژیک کشورهای آسیای مرکزی، چالش‌هایی نیز در زمینه حفظ استقلال عمل این کشورها ایجاد کرده است. این ابتکار، اگرچه مؤثر بوده، اما نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به آینده امنیتی منطقه نداشته است. رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ در منطقه، پویایی‌های امنیتی پیچیده‌ای را شکل داده که مستلزم مدیریت هوشمندانه از سوی کشورهای منطقه است. نتایج حاکی از آن است که آینده ساختار امنیتی آسیای مرکزی بر اساس تعاملی پیچیده بین همکاری و رقابت شکل خواهد گرفت، و نقش ابتکار 5+1 را می‌توان به عنوان کاتالیزوری برای این تعامل در نظر گرفت. موفقیت بلندمدت ابتکارهای سیاسی و امنیتی در آسیای مرکزی، مستلزم توجه به نیازهای واقعی منطقه، ایجاد توازن بین منافع قدرت‌های بزرگ و استقلال کشورهای منطقه، تقویت همکاری‌های درون منطقه‌ای، و توسعه ظرفیت‌های داخلی است.