کلیدواژه‌ها = قزاقستان
تعداد مقالات: 8
رودخانه های مرزی و مناسبات قزاقستان و چین

رودخانه های مرزی و مناسبات قزاقستان و چین

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 149-170

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2084468.1979

جواد خادم زاده

چکیده رودخانه‌های فرامرزی ایرتیش و ایلی منابع حیاتی تأمین آب شرب، کشاورزی و تولید انرژی قزاقستان به شمار می‌روند و جریان آن‌ها از خاک چین اهمیت هیدروپولیتیکی و ژئوپلیتیکی ویژه‌ای ایجاد می‌کند. این پژوهش به بررسی چالش‌های هیدروپولیتیکی و امنیت آبی قزاقستان در تعامل با چین می‌پردازد و عوامل تهدیدکننده مدیریت پایدار منابع آب را تحلیل می‌کند. سؤال پژوهش این است که: «چگونه وابستگی قزاقستان به جریان‌های آب بالادست چین و فقدان چارچوب نهادی الزام‌آور، امنیت آبی، اقتصادی و محیط‌زیستی این کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟» فرضیه پژوهش این است که: «نبود سازوکار نهادی الزام‌آور و کنترل منابع آب توسط چین موجب افزایش تنش‌های هیدروپولیتیکی و تهدید امنیت آبی، اقتصادی و محیط‌زیستی قزاقستان می‌شود.» یافته‌ها نشان می‌دهد که چین با بهره‌گیری از قدرت جغرافیایی، قدرت مادی، چانه‌زنی اقتصادی ، جریان آب به قزاقستان را کاهش داده و هژمونی هیدروپولیتیکی خود را تثبیت می‌کند؛ این وضعیت باعث آسیب‌پذیری قزاقستان در مدیریت منابع آب، کاهش امنیت آبی و تهدید توسعه پایدار محیط‌زیستی و اقتصادی شده و از طرح موضوعات حساس مانند محدودیت برداشت آب جلوگیری می‌کند تا سرمایه‌گذاری‌های چین در منطقه به خطر نیفتد. نتایج همچنین تأکید می‌کند که ایجاد سازوکارهای نهادی، توسعه دیپلماسی آب فرامرزی و مدیریت چندبعدی منابع آب می‌تواند تهدیدهای ناشی از هژمونی بالادست را کاهش داده و امنیت و توسعه پایدار قزاقستان را تقویت کند.

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2074158.1937

طیبه قلی پوری، الهه کولایی

چکیده پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، روند شکل‌گیری هویت در چارچوب ایدئولوژی سوسیالیستی بلشویک‌ها سامان گرفت. یکی از محورهای اصلی این ایدئولوژی بازآفرینی مسئله زن و تلاش برای ساخت «زن جدید شوروی» بود؛ زنی که بتواند هم‌زمان در حوزه‌های خانواده، سیاست و اقتصاد نقشی فعال داشته باشد. در این زمینه، سازمان‌هایی چون سازمان زنان حزب کمونیست
با شعار برابری جنسیتی کوشیدند زنان را به‌عنوان نیرویی فعال در حزب و دولت معرفی کنند و با ایجاد فرصت‌های آموزشی، اجتماعی، سیاسی و شغلی، آنان را به مشارکت در ساختار قدرت تشویق کنند. ایدئولوژی بلشویکی با ساختن اسطوره «زن جدید سوسیالیست»، هویت جنسیتی تازه‌ای را پدید آورد که در تقابل با الگوهای اروپایی قرار می‌گرفت. با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، قزاقستان دستخوش دگرگونی‌های ساختاری و ایدئولوژیک شد. ورود سازمان‌های بین‌المللی و ایجاد سازمان‌های غیردولتی در پی فروپاشی اتحاد، هرچند در ظاهر با هدف حمایت از برابری جنسیتی بود، اما در عمل بیش از آنکه به بهبود شرایط اجتماعی زنان بینجامد، در خدمت نهادینه‌سازی سیاست‌های اقتصادی بازارمحور و تقویت ملی‌گرایی قزاقی قرار گرفت. در نتیجه این روند، بخشی از دستاوردهای زنان در دوران شوروی تضعیف شد و جایگاه اجتماعی آنان به تدریج کاهش یافت. اگرچه ملت‌سازی شوروی در بازآفرینی هویت زنان نقشی اساسی داشت، ملی‌گرایی قزاقیِ پساشوروی و اصلاحات نولیبرال مانع تداوم دستاوردهای پیشین شد و وضعیت زنان را با چالش‌های تازه‌ای رو‌به‌رو ساخت.

کریدور غلات در دریای خزر

کریدور غلات در دریای خزر

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 29-54

میکائیل مدیرروستا، محمدرضا دهشیری

چکیده ایران در دریای خزر با چهار کشور ساحلی دیگر همسایه است که از بین آن‌ها دو کشور روسیه و قزاقستان جزو بزرگ‌ترین صادرکنندگان غلات و گندم در جهان هستند. ایران نیز فناوری پیشرفته و توانمندی ویژه‌ای در حوزه فرآوری غلات و تولید غذا دارد که همواره بیشتر ظرفیت آن نیمه‌فعال است. پرسش اصلی این است که کریدور غلات در دریای خزر چه فایده‌ای برای ایران دارد و تهران چگونه می‌تواند زمینه ایجاد و توسعه آن را فراهم کند؟ در این پژوهش از دو نظریه «مزیت نسبی» و «مزیت نسبی محلی» استفاده شده که بر مبنای آن‌ها ایران از فرصت‌هایی مانند فناوری پیشرفته برای فرآوری غلات، چارچوب‌های قانونی نظیر موافقت‌نامه اتحادیه اقتصادی اوراسیا و مسیر جغرافیایی سریع و کوتاه‌تر مانند کریدور شمال - جنوب برخوردار است. به دلیل برخی اشتباهات موجب شده که ایران نتواند به صادرکننده غلات فرآوری‌شده در جهان تبدیل شود. با بهره­گیری از الگوی ترکیه، ایران می‌تواند با تولید غلات موردنیاز خود در داخل، مازاد بر آن را به‌منظور فرآوری از روسیه و قزاقستان وارد کرده و سپس با ایجاد ارزش افزوده آن را به سایر کشورها صادر کند. درنتیجه باتوجه به این عوامل و قابلیت ایران برای انتقال این کالاها، دریای خزر می‌تواند به یک کریدور بین‌المللی در زمینه غلات تبدیل شود که طی آن یک نوع زنجیره ارزش بین سه کشور ساحلی به‌وجود می‌آید.
 

علل و تبعات امنیتی بحران زیست‌محیطی دریاچه بالخاش

علل و تبعات امنیتی بحران زیست‌محیطی دریاچه بالخاش

دوره 30، شماره 125، بهار 1403، صفحه 25-54

سید مهدی حبیبی، مهدی کریمی

چکیده یکی از آب‌هایی که از مرزهای بین‌المللی عبور می‌کند، رود «ایلی» است که از «کوه‌های تیان‌شان» در «سین­کیانگ» سرچشمه گرفته و به «دریاچه بالخاش» در شرق قزاقستان می‌ریزد. رود ایلی به‌عنوان یک رود فرامرزی حدود 70 درصد از ورودی آب به دریاچه بالخاش قزاقستان را تأمین می‌کند. در حال حاضر نگرانی‌های فزاینده‌ای در مورد آینده این دریاچه وجود دارد. با این ‌حال، مطالعات بسیار اندکی در این زمینه صورت گرفته است. پیرو چنین خلأ تحقیقاتی، مقاله حاضر به روش تحلیلی - توصیفی این پرسش را مطرح کرده است که دریاچه بالخاش قزاقستان با چه تهدیدات زیست‌محیطی و ژئوپلیتیکی مواجه است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند، تغییرات اقلیمی، رقابت بر سر برداشت آب، برنامه‌های اقتصادی و سیاست‌های آبی قزاقستان، عدم وجود یک توافق جامع مشترک و برنامه‌های توسعه‌ای چین در قالب ابرپروژه ابتکار کمربند و جاده، تأثیرات فیزیکی مخربی بر دریاچه بالخاش داشته است و روابط نامتقارن قزاقستان با چین نیز مانع مذاکرات موفق در این زمینه شده است.

بازگشتگان داعش در آسیای مرکزی: مطالعه موردی قزاقستان و ازبکستان

بازگشتگان داعش در آسیای مرکزی: مطالعه موردی قزاقستان و ازبکستان

دوره 29، شماره 122، تابستان 1402، صفحه 3-34

https://doi.org/CA-2304-1677(R1)

چکیده در پی بازداشت زنان و کودکان پیوسته به گروه تروریستی داعش توسط نیروهای دموکراتیک سوریه، بازگشت این افراد به کشورهای مبدا در روند مبارزه با تروریسم به مسئله مهمی تلقی شد زیرا هویت جدید آن‌ها در تعارض با هویت ملی به برچسب‌هایی برای جداسازی این افراد و نگهداری آن‌ها در اردوگاه‌ها بدل گشت. درحالی‌که اغلب کشورهای اروپایی از پذیرش این افراد سر باز زدند، دو کشور قزاقستان و ازبکستان به بازگرداندن این زنان و کودکان مبادرت ورزیدند. پژوهش حاضر درصدد است بدین سوال پاسخ دهد که چگونه بازپروری زنان و کودکان داعشی در قزاقستان و ازبکستان بر هویت این افراد تأثیر گذاشته است؟ برای پاسخ با استفاده از نظریه کنشگرـ شبکه این فرضیه بررسی شده است که قرار گرفتن زنان و کودکان بازگشته از داعش در شبکه‌ای از روابط اجتماعی نوین؛ بازتعریف هویتی این افراد را میسر کرده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد بازپروری این افراد در شبکه‌ای از روابط اجتماعی و استفاده از ظرفیت‌های مراکز توان‌بخشی، مدارس، خانواده و محله به‌عنوان واسطه‌های ترجمه سبب شده‌است که زنان و کودکان بازگشته از داعش به تأمل هویتی و درنتیجه بازاندیشی در هویت اجتماعی خود بپردازند و در فرآیند موفق ادغام قرار گیرند.  

مدیریت بحران‌ها و بلایای طبیعی: مطالعه تطبیقی ایران و آسیای مرکزی

مدیریت بحران‌ها و بلایای طبیعی: مطالعه تطبیقی ایران و آسیای مرکزی

دوره 28، شماره 119، پاییز 1401، صفحه 153-173

صدیقه نصری فخر داوود

چکیده بحران می‌تواند هم زندگی انسان‌ها و هم مشروعیت دولت‌ها را که تأمین‌کننده امنیت و رفاه هستند؛ به چالش کشیده و هزینه‌های بسیاری را به بار آورد. بحران‌های طبیعی که در همه جهان رخ می‌دهد؛ در برخی مناطق مانند آسیای مرکزی از وسعت و تعدد بیشتری برخوردار است. استفاده از تجربیات سایر کشورها تأثیر بسزایی در کاهش آثار مخرب آن دارد. بدین منظور این پژوهش باهدف شناسایی مدیریت بحران و بهره‌مندی از آموخته‌های مشترک سه کشور ایران، تاجیکستان و قزاقستان به مطالعه تطبیقی پرداخته و قصد پاسخ به این پرسش را دارد که چه تفاوت و شباهت‌هایی در نوع، سابقه، ساختار و قوانین مدیریت بحران در این کشورها وجود دارد؟ روش مطالعه کیفی است و داده‌های گرداوری شده از اسناد مدیریت بحران کشورهای منتخب،  با استفاده از نرم‌افزار مکس کیو دی‌ای مورد تحلیل قرارگرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد این کشورها ضمن داشتن تشابه نسبی در نوع بحران، اگرچه ازنظر سابقه و ساختار مدیریتی تفاوت اندکی دارند؛ اما بررسی مقایسه‌ای قوانین پیشگیری، آمادگی و مواجه با بحران نشان‌دهنده تفاوت  قانون‌گذاری است که نتایج متفاوتی را نیز در عمل به دنبال داشته است.

اقتصاد سیاسی روابط ایران و قزاقستان و همگرایی اوراسیایی (2010-2020)

اقتصاد سیاسی روابط ایران و قزاقستان و همگرایی اوراسیایی (2010-2020)

دوره 26، شماره 112، زمستان 1399، صفحه 143-167

مهدی هدایتی شهیدانی، امید رحیمی

چکیده اقتصاد بخشی جدایی‌ناپذیر از مناسبات جمهوری اسلامی ایران و جمهوری قزاقستان طی سال‌های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بوده است. در این مدت مناسبات تجاری دو کشور رشد چشمگیری داشته و تعداد قابل توجهی از اسناد حقوقی با هدف تسهیل تعاملات تجاری میان دو کشور به امضا رسیده است. با این حال پس از سال 2000 روند مبادلات تجاری متناسب با روند رشد بازرگانی دو کشور پیش نرفته و شاهد فراز و نشیب‌هایی در مبادلات تجاری دوجانبه بوده‌ایم که متاثر از عوامل اقتصاد سیاسی روی داده است. در پاسخ به این شرایط، دو کشور تلاش‌هایی را برای باثبات‌سازی مناسبات مبتنی بر سازوکار‌های سیاسی و اقتصادی صورت داده‌اند. براین اساس، سوال اصلی مقاله آن است که باتوجه به ناپایداری در روند رشد مبادلات تجاری ایران و قزاقستان در پی بروز چالش‌های اقتصادی-سیاسی، دو کشور در بازه‌ سال‌های 2010 تا 2020 از چه الگویی در حوزه اقتصاد سیاسی برای باثبات‌سازی مناسبات و تعاملات اقتصادی استفاده کرده‌اند؟ فرضیه نویسندگان آن است که در پاسخ به ناپایداری روند رشد مبادلات تجاری، ایران و قزاقستان از سال 2010 روندهای چندجانبه همگرایی سیاسی را با محوریت اهداف ژئواکونومیک در پیش گرفته‌اند. در نتیجه این رویکرد، دو کشور در چارچوب‌های چندجانبه مختلفی از جمله اتحادیه‌های اقتصادی، بسترهای حقوقی مشترک و طرح‌های ترانزیتی بین‌المللی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. یک برونداد این رویکرد نیز که با حضور دو بازیگر کلیدی از جنوب غرب آسیا و آسیای مرکزی روی داده، زمینه‌سازی برای مشارکت ایران در فرایند «همگرایی اوراسیایی» بوده است.        

روابط رژیم صهیونیستی و قزاقستان

روابط رژیم صهیونیستی و قزاقستان

دوره 23، شماره 98، تابستان 1396، صفحه 99-126

سعید وثوقی، عسگر صفری

چکیده دکترین اتحاد پیرامونی رژیم صهیونیستی همواره راهی برای افزایش امنیت، گسترش روابط اقتصادی و نیز کاهش انزوای این دولت در عرصه منطقه‌ای بوده است. به دنبال تغییر و یا از بین رفتن وضعیت منطقه‌ای مورد دلخواه؛ رژیم صهیونیستی تلاش کرده است از طریق ارتباط با دولت‌های پیرامونی بر انزوای خود غلبه کند. طی دهه‌های متوالی این دکترین شکل نسبتا ثابتی داشت؛ تحولات منطقه خاورمیانه از سال 2011 به بعد باعث شد که دکترین اتحاد پیرامونی فرم و محتوای جدیدی به خود گرفته و رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند، مناطق و کشورهای جدیدی را به دکترین اتحاد پیرامونی کلاسیک خود اضافه کند. یکی از مناطقی که در این اتحاد پیرامونی جدید جایگاه برجسته‌ای دارد، منطقه آسیای مرکزی و قفقاز است. در میان کشورهای آسیای مرکزی نیز قزاقستان به دلیل تأثیرگذاری سیاسی و اقتصادی این کشور در عرصه منطقه‌ای اهمیت به‌سزایی برای رژیم صهیونیستی پیداکرده است. هدف این مقاله واکاوی ماهیت و ساز کار استراتژی پیرامونی جدید رژیم صهیونیستی و اهداف این دولت در منطقه آسیای مرکزی در بعد از تحولات 2011 است. این مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که مهم‌ترین دلایل و انگیزه‌های ورود رژیم صهیونیستی به منطقه آسیای مرکزی و تعمیق روابط با کشورهایی نظیر قزاقستان چیست؟ یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که در استراتژی پیرامونی جدید رژیم صهیونیستی، گسترش به فراسوی منطقه خاورمیانه جایگاه اساسی دارد و در این میان مناطقی و کشورهایی که بتوانند از لحاظ سیاسی و اقتصادی به خروج از انزوای رژیم صهیونیستی در شرایط جدید کمک کنند اهمیت به‌سزایی دارند. آسیای مرکزی به دلیل اهمیت استراتژیک و ژئوپلیتیک و همچنین ظرفیت‌های اقتصادی بالقوه خود تأمین‌کننده این نیاز است.