موضوعات = خاور میانه
تعداد مقالات: 80
پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733323

زهرا قاسمی کلدهی، امیر نیاکویی

چکیده درگیری متداوم آذربایجان و ارمنستان پیامدهای مهمی بر منافع کشورهای مختلف و همنچنین ژئوپولیتیک منطقه قفقاز دازذد در این میان بررسی پیامدهای این تحولات و تهدیدهای بالقوه آن برای ایران موضوع حائز اهمیتی است بحران قره باغ و درگیری‌های بین آذربایجان و ارمنستان در سپتامبر 2020 و تاثیر آن بر سایر بازیگران منطقه‌ای و بین المللی نشان از اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه و تاثیرات این بحران‌ها بر ایران داشت لذا پژوهش حاضر در جهت پاسخگویی به این پرسش برآمده است که برنامه‌ ساخت‌ کریـدور زنگـه‌زور چـه‌ تهدیـدهایی‌ علیـه‌ منـافع‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران خواهد داشت؟ و در این راستا با بهره‌گیری از نظریه امنیت منطقه‌ای این فرضیه مطرح شده است که ایجاد کریدور زنگه‌زور در خاک ارمنستان، بـر پایة برنامه‌هاى اعلام شده از سوى محور جمهورى آذربایجان- ترکیه، می‌تواند توازن منطقه‌اى قدرت را به ضرر جمهوری اسلامی ایران تغییر دهد؛ بنابراین پیشبرد این پروژه تهدیدى امنیتـی علیـه منـافع ژئوپلتیـک و اقتصادى جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود که اهم موارد آن عبارت‌اند از: امکان تغییر ژئوپلتیک مرزها از طریق انسداد مرز زمینی ایران و ارمنستان؛ امکان همگرایی ارمنسـتان بـا بلـوک غـرب و تشـدید تنهـایی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران؛ کاهش مزیتهاى ترانزیتی ایران در کریدور شمال-جنوب؛ افزایش نفوذ ترکیـه در منطقه؛ به مخاطره افتادن حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی از طریق پیشبرد طرح پـان ترکیسـتی و احیاى قوم گرایی آذرى؛ تقویت حضور ناتو، اسرائیل و روسیه در مرزهاى شمالی کشـور. همچنین در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و اینترنتی جهت گرداوری اطلاعات استفاده شده است.

سفال به عنوان پلی فرهنگی: مطالعه‌ای بر تبادلات هنری و فنی میان ایران و آناتولی از قرن دوم تا هشتم هجری قمری

سفال به عنوان پلی فرهنگی: مطالعه‌ای بر تبادلات هنری و فنی میان ایران و آناتولی از قرن دوم تا هشتم هجری قمری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2060794.1888

مهدی کاظم پور

چکیده این پژوهش به بررسی تبادلات فرهنگی میان ایران و آناتولی از طریق سفال در طی قرون دو تا هشتم هجری قمری می‌پردازد. در این دوره، تحت تأثیر امپراتوری‌هایی مانند بیزانس، سلجوقیان و ایلخانان انتقال دانش و سبک‌های هنری در سفالگری میان این دو منطقه رواج داشته است. هدف تحقیق، مشخص نمودن سبک های سفالی مشترک ایران و آناتولی طی قرون دوم تا هفتم ه.ق برای فهم شواهدی از نحوه تأثیرات متقابل فرهنگی و هنری است. سؤالات پژوهش: کدام گونه‌های سفالی به‌صورت مشترک در ایران و آناتولی تولید شده‌اند؟ مسیرهای تجاری و مهاجرت‌های هنرمندان و صنعتگران چه نقشی در انتقال فناوری‌های سفالگری و تأثیرگذاری بر سبک‌های سفالینه‌های ایران و آناتولی داشته‌اند؟ روش پژوهش این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و شیوه گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای و الکترونیکی است. نتایج نشان می‌دهد که گونه‌های سفالی شانلوه، آق‌کند، زرین‌فام، مینایی، لاجوردین و فیروزه قلم-مشکی در هر دو منطقه تولید شده‌اند، اما دارای تفاوت‌های سبک‌شناختی محلی هستند. مسیرهای تجاری، به‌ویژه جاده ابریشم و راه‌های دریایی، نقش مهمی در انتقال فناوری‌های سفالگری و تأثیر بر سبک‌های سفالی داشته اند. همچنین مهاجرت هنرمندان و صنعتگران، تهاجمات نظامی و باورهای دینی و مذهبی در تعاملات فرهنگی میان ایران و آناتولی نقش اساسی ایفا کرده اند.

مسیرهای نوین یکپارچگی در اوراسیا: مطالعه پیوندهای مشارکتی میان ابتکار کمربند و جاده و اتحادیه اقتصادی اوراسیا

مسیرهای نوین یکپارچگی در اوراسیا: مطالعه پیوندهای مشارکتی میان ابتکار کمربند و جاده و اتحادیه اقتصادی اوراسیا

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2061707.1890

حسین امام وردی، رضا رحمتی

چکیده ابتکار «کمربند و جاده» چین، الگویی نوین و متمایز از راهبرد آتلانتیستی پس از جنگ جهانی دوم ارائه می‌دهد که با تأکید بر توسعه پایدار، اتصال‌گرایی اقتصادی و همکاری چندجانبه، به‌عنوان بدیلی برای رویکردهای امنیت‌محور در نظم ژئوپلیتیکی اوراسیا مطرح است. این مقاله به بررسی این پرسش می‌پردازد که ادغام ابتکار کمربند و جاده با اتحادیه اقتصادی اوراسیا ــ به‌عنوان دو پروژه اصلی یکپارچگی غیرغربی تحت رهبری چین و روسیه ــ چه اهداف، کارکردها و پیامدهایی برای منطقه‌گرایی نوظهور اوراسیا به همراه دارد؟ تحلیل تطبیقی این دو ابتکار نشان می‌دهد که هرچند هر یک دارای منطق نهادی و راهبردی خاص خود هستند، اما همگرایی آن‌ها می‌تواند چارچوبی مؤثر برای ارتقای همکاری‌های اقتصادی، امنیتی و نهادی در اوراسیا فراهم آورد و به‌عنوان بستری برای گذار به نظم جهانی چندقطبی ایفای نقش کند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که این ادغام، افزون بر تقویت همگرایی اقتصادی و زیرساختی، دربرگیرنده مؤلفه‌هایی برای بازتعریف نظم بین‌المللی، مقابله با یک‌جانبه‌گرایی غربی و شکل‌دهی به معماری امنیت اقتصادی در اوراسیای بزرگ است. این مقاله با بهره‌گیری از روش بررسی تاریخی _تطبیقی و اتکا بر داده‌های کتابخانه‌ای و منابع برخط، تلاش می‌کند تا با تبیین منطق ادغام دو ابتکار مزبور، چگونگی تأثیر آن بر ساختارهای نوظهور اقتصادی ـ سیاسی منطقه اوراسیا و همچنین سازوکارهای تحکیم نظم چندقطبی جهانی را روشن سازد. تمرکز اصلی این پژوهش بر تحلیل اهداف، چشم‌اندازها و الزامات روابط چندجانبه میان چین و کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا است.

فرصت‌ها وچالش‌های طرح (کمربند،راه) چین بر اقتصاد سیاسی ایران (2021-2013)

فرصت‌ها وچالش‌های طرح (کمربند،راه) چین بر اقتصاد سیاسی ایران (2021-2013)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733329

سیدمهدی صداقت

چکیده چکیده:
ابتکار « کمربند،راه»، که در سال 2013 به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های اقتصادی طراحی و اجرا شد، با هدف تقویت جایگاه چین به‌عنوان یک قدرت جهانی در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و سیاسی مطرح گردید. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل موقعیت استراتژیک خود در کریدورهای حمل‌ونقل شمال به جنوب و شرق به غرب و همچنین منابع غنی انرژی، به‌عنوان یکی از گره‌های کلیدی این طرح شناخته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی فرصت‌ها و چالش‌های ابتکار « کمربند،راه» برای اقتصاد سیاسی ایران می‌باشد. نتایج، حاکی از آن است که این ابتکار می‌تواند ضمن توسعه زیرساخت‌های کلیدی ایران، از جمله حمل‌ونقل و انرژی، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای در مسیر طرح، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در منطقه نیز تقویت کند. اما از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی و سیاسی بیشتر به چین، افزایش واردات کالاهای چینی و عدم شفافیت در سرمایه‌گذاری‌ها و مشکلات ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، از جمله چالش‌هایی است که ایران در مواجهه با این طرح با آن‌ها روبرو خواهد بود.

جایگاه سرمایه اجتماعی بین المللی در راهبردهای سیاست خارجی ترکیه در آسیای مرکزی

جایگاه سرمایه اجتماعی بین المللی در راهبردهای سیاست خارجی ترکیه در آسیای مرکزی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2072132.1927

اصغر حسنوند، علیرضا سلطانی

چکیده مقارن بافروپاشی اتحادجماهیرشوروی وظهورحاکمیت های‌مستقل درمنطقه آسیای مرکزی، فضای تعامل وهمکاری نیز دراین منطقه به شکل بی سابقه ای استحاله یافت. درچنین متنی کشورترکیه توانست خود را به عنوان یکی ازبازیگران ذی نفع منطقه مطرح نمایدو پس از گذشت بیش ازسه دهه حضور مصرانه دستاوردهای مطلوبی را بدست آورد. لذاعطف‌به اقتضائات-پژوهشی وجستارگشایی برای حصول داده های پسینی ازسیاست منطقه ای ترکیه در آسیای مرکزی هدف از تنظیم نوشتارحاضربررسی این‌مبحث باتمتع ازنظریه سرمایه اجتماعی بین الملل است. این تحقیق با استفاده ازروش توصیفی-تحلیلی وبابهره‌گیری ازمنابع کتابخانه ای به انجام رسیده است وبدنبال پاسخ به این سوال است که سرمایه اجتماعی بین الملل چه-جایگاهی درپیشبردسیاست منطقه ای وموقعیت مطلوب ترکیه درمنطقه آسیای مرکزی داشته‌است؟ درجواب به پرسش‌حاضر فرضیه این است که ترکیه با به کارگیری مولفه های سرمایه اجتماعی بین‌الملل:(سرمایه اجتماعی شناختی، سرمایه اجتماعی-رابطه ای وشبکه ای)توانسته ازاین مجرا به گسترش نفوذ ومناسبات خودبااین منطقه بپردازد، یافته ها ونتایج تحقیق حاکی از آن است که ترکیه ضمن تاکیدبرقرابت های هنجاری وساخت اعتماد، ارتباطات شبکه ای گسترده ای درپیش گرفته وبعنوان بازیگرشبکه پردازمطرح منطقه نیزشناخته می‌شود.

ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین و اقتصاد سیاسی ایران (2013-2021)

ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین و اقتصاد سیاسی ایران (2013-2021)

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 3-30

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2056083.1872

سیدمهدی صداقت، رضا سیمبر

چکیده چکیده:
ابتکار «یک کمربند، یک جاده»، که در سال 2013 به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های اقتصادی طراحی و اجرا شد، با هدف تقویت جایگاه چین به‌عنوان یک قدرت جهانی در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و سیاسی مطرح گردید. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل موقعیت استراتژیک خود در کریدورهای حمل‌ونقل شمال به جنوب و شرق به غرب و همچنین منابع غنی انرژی، به‌عنوان یکی از گره‌های کلیدی این طرح شناخته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی فرصت‌ها و چالش‌های ابتکار «یک کمربند، یک جاده» برای اقتصاد سیاسی ایران می‌باشد. نتایج، حاکی از آن است که این ابتکار می‌تواند ضمن توسعه زیرساخت‌های کلیدی ایران، از جمله حمل‌ونقل و انرژی، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای در مسیر طرح، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در منطقه نیز تقویت کند. اما از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی و سیاسی بیشتر به چین، افزایش واردات کالاهای چینی و عدم شفافیت در سرمایه‌گذاری‌ها و مشکلات ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، از جمله چالش‌هایی است که ایران در مواجهه با این طرح با آن‌ها روبرو خواهد بود.

مولفه هویت در سیاست خارجی چین؛مطالعه مورد دوران هوجینتائو و شی جین پینگ

مولفه هویت در سیاست خارجی چین؛مطالعه مورد دوران هوجینتائو و شی جین پینگ

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 31-54

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071666.1923

علی اشرف نظری، پرهام پوررمضان

چکیده هویت ملی به‌عنوان یکی از عوامل بنیادین در شکل‌دهی به سیاست خارجی کشورها عمل می‌کند. در این میان، جمهوری خلق چین به‌عنوان یکی از بازیگران صحنه بین‌الملل، نمونه‌ای شاخص از تأثیرگذاری هویت بر روندها و تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی محسوب می‌شود. هدف اصلی این مطالعه، انجام تحلیل تطبیقی درباره تأثیر مؤلفه‌های هویت ملی و گفتمان‌های هویت‌ساز بر سیاست خارجی چین و همچنین شناسایی وجوه تشابه و تمایز این دو دوره است. پرسش پژوهش این است که هویت ملی و گفتمان هویتی چگونه بر سیاست خارجی چین در دوره‌های رهبری هو جینتائو و شی جین‌پینگ تأثیر گذاشته است؟.فرضیه پژوهش بر این امر استوار است که اگرچه اصول کلیدی سیاست خارجی چین در هر دو دوره از تداوم نسبی برخوردار بوده، اما تفاوت در گفتمان‌های هویتی و نیز برداشت از موقعیت جهانی چین، به تغییراتی در اولویت‌بندی‌ها و جهت‌گیری‌های سیاست خارجی این کشور منجر شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که دوره هو جینتائو با رویکردی محتاطانه و تمرکز بر توسعه اقتصادی در قالب چندجانبه‌گرایی و همکاری‌های بین‌المللی همراه بود، در حالی که در دوره شی جین‌پینگ، با تقویت مؤلفه‌های هویت ملی و به‌کارگیری توأمان قدرت سخت و نرم، نقش فعال‌تر و راهبردی‌تری برای چین در عرصه جهانی تعریف شده است. تحلیل هویت ملی و گفتمان‌های هویتی،سهم تعیین‌کننده‌ای در جهت‌دهی به راهبردهای بین‌المللی این کشور دارد.ارزیابی تطبیقی حاکی از آن است که تغییر در درک و تصور از جایگاه چین در نظم بین‌الملل و تأکید فزاینده بر قدرت ملی، از عوامل اصلی تغییر در رویکردهای سیاست خارجی این کشور بوده است.

بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و روابط ایران و ترکمنستان

بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و روابط ایران و ترکمنستان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 55-78

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2073484.1930

محمد سمیعی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی چالش‌های ژئوپلیتیکی بهره‌برداری از منابع نفت و گاز در دریای خزر میان ایران و ترکمنستان می‌پردازد. سؤال اصلی پژوهش عنوان می‌دارد که ریشه اختلافات انرژی دو کشور در چه عواملی نهفته بوده و آیا این اختلافات صرفاً ناشی از مسائل حقوقی است یا تحت تأثیر منافع ملی و فشار بازیگران فرامنطقه‌ای نیز قرار دارد. فرضیه پژوهش بر این پایه استوار است که چالش‌های ژئوپلتیکی موجود محصول تعامل پیچیده میان ساختار حقوقی، تضاد منافع ملی و رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. روش تحقیق تحلیلی و کیفی است و بر تحلیل محتوای اسنادی و بررسی کتب و مقالات تخصصی استوار است. داده‌ها از منابع مکتوب، توافق‌نامه‌ها، کنوانسیون‌های خزر و مقالات علمی گردآوری و بر اساس سه سطح تحلیل (ساختاری، ملی و منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابهامات حقوقی خزر، فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های داخلی ایران، راهبردهای صادراتی ترکمنستان و نفوذ روسیه، چین و ایالات متحده آمریکا، همگی موجب تداوم و تشدید اختلافات شده‌اند. این نتایج فرضیه پژوهش را تأیید کرده و نشان می‌دهد که مدیریت پایدار منابع انرژی خزر نیازمند رویکردی ترکیبی از توافقات مشترک، دیپلماسی فعال و تقویت ظرفیت داخلی است.

زبان روسی در آسیای مرکزی و قفقاز: زبان، قدرت و نهادهای منطقه ای

زبان روسی در آسیای مرکزی و قفقاز: زبان، قدرت و نهادهای منطقه ای

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 79-104

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2054111.1866

علی طلوعی، پیمان گلستان

چکیده در سال‌های اخیر، جایگاه زبان روسی در فضای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آسیای میانه و قفقاز با چالش‌های نوظهوری مواجه شده است. مقاله حاضر با هدف تحلیل نقش زبان روسی به‌عنوان ابزار نفوذ منطقه‌ای روسیه، به بررسی تحولات سیاست‌ زبانی کشورهای منطقه در دوره پساشوروی می‌پردازد. این پژوهش با روش تحلیل اسنادی و با تکیه بر منابع رسمی، گزارش‌های نهادی و مقالات علمی، تلاش دارد پیوند میان زبان، قدرت و نهادهای منطقه‌ای مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای را واکاوی کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که در حالی‌ که برخی کشورها (مانند گرجستان و ترکمنستان) سیاست کاهش وابستگی زبانی را دنبال کرده‌اند، کشورهایی مانند قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان همچنان بر جایگاه روسی به‌عنوان زبان دوم رسمی تأکید دارند. نوآوری پژوهش در آن است که با رویکردی تلفیقی، ضمن بررسی رقابت زبانی نوین با زبان‌های ترکی، چینی و انگلیسی، نقش زبان روسی را در تقویت یا تضعیف همگرایی منطقه‌ای از منظر قدرت نرم تحلیل می‌کند.

افغانستان و محیط استراتژیک و تمدنی ایران

افغانستان و محیط استراتژیک و تمدنی ایران

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 105-122

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2053908.1864

بهادر امینیان

چکیده مساله اصلی این مقاله آنست که در محیط پیچیده استراتژیکی و تمدنی ایران افغانستان به صورت بالقوه چه نقشی دارد . ادعای مقاله آنست که هم پیوستگی ژئوپلیتیک دو کشور بسیار زیاد است ولی در عمل به دلایل مختلف ایران نتوانسته است از این به هم پیوستگی بهره ببرد و حتی آنرا تثبیت نماید .ایران و افغانستان به دلایل متعدد به شدت به هم پیوند خورده اند. در عین حال مساله افغانستان از دیرباز در ایران مورد بی توجهی قرار گرفته و توجه لازم به آن نمی گردد.ایران به دلیل مشکلات افغانستان مجبور به پرداخت هزینه های بسیار سنگینی شده که این تهدیدات بویژه از ابعاد ژئوپلیتیکی همانندمسایل امنیتی ، زیست محیطی و اجتماعی حالتی فزاینده دارد. سوال اصلی مقاله آنست که چگونه می توان پیوند دو کشور را تثبیت کرد و تهدیدات فزاینده از افغانستان را مهار نمود. در پاسخ به این سوال توضیح داده ی شود که ایران باید با اجرای یک طرح جامع اقدام به ایجاد تحولات گسترده در افغانستا ننماید که این طرح در مقاله توضیح داده شده است. این مقاله بر خلاف سایر مقالات رایج در مجلات کشور رویکردی سیاست نامه ای دارد.ادعای این مقاله آنست که ایران به شدت درگیر هزینه ها و تبعات مسایل افغانستان است و چاره ای بجز پرداختن ریشه ای به مسابل افغانستان ندارد و می تواند مسایل افغانستان را به شرط اتخاذ سیاست و مدیریت مناسب و بسیج توانمندیها به سمت آرامش ببرد. در نهایت و در بخش چه باید کرد پیشنهادی برای حل مسایل افغانستان تنظیم شده است.

الگویی برای بررسی تعاملات ایران و جمهوری اذربایجان

الگویی برای بررسی تعاملات ایران و جمهوری اذربایجان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 123-148

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733324

زهرا باقری، زهرا سادات مشیر استخاره

چکیده ادبیات روابط بین‌الملل حاکی از آن است که سیاست‌ها و تعاملات درون‌مرزی، نقشی بنیادین در شکل‌دهی به جهت‌گیری‌های سیاست خارجی دولت‌ها ایفا می‌کنند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف طراحی و تحلیل الگوی تعاملات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان و بررسی تأثیر این تعاملات بر سیاست خارجی انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که تعاملات داخلی ایران چگونه بر نوع و جهت سیاست خارجی آن نسبت به جمهوری آذربایجان اثرگذار است. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) و با بهره‌گیری از نظریه داده‌بنیاد و مدل‌سازی آماری انجام شده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که عواملی همچون منافع ملی، مشارکت اجتماعی، ضعف در دیپلماسی، رویکرد تعادل‌گرایی و مدیریت رسانه‌ها از جمله مؤلفه‌های کلیدی مؤثر در طراحی سیاست خارجی ایران در قبال آذربایجان هستند. یافته‌های کمی نیز بر معناداری روابط بین متغیرها و اهمیت تحلیل تعاملات داخلی در تدوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تأکید می‌کند.

اکوسیستم کارآفرینی گرجستان و کارآفرینان ایرانی

اکوسیستم کارآفرینی گرجستان و کارآفرینان ایرانی

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 171-198

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071933.1925

محمدجواد نائیجی، فاطمه لاچینانی

چکیده اکوسیستم کارآفرینی به‌عنوان بستری پویا از تعامل عوامل فرهنگی، اجتماعی، مالی و نهادی، نقش مهمی در موفقیت یا ناکامی کارآفرینان ایفا می‌کند. کشور گرجستان طی سال‌های اخیر به‌واسطه اصلاحات اقتصادی، موقعیت ژئوپولیتیک و روابط تجاری با ایران، به یکی از مقاصد مورد توجه کارآفرینان ایرانی بدل شده است. با این حال، فعالیت در اکوسیستم کارآفرینی غیر بومی، با چالش‌های متعددی همراه است. هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش‌های کارآفرینان ایرانی در اکوسیستم کارآفرینی گرجستان بر اساس مدل آیزنبرگ است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی–پیمایشی با رویکرد کیفی است. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مدیران، کارآفرینان با سابقه فعالیت در خارج از کشور، تجار و اعضای اتاق مشترک ایران و گرجستان گردآوری و با روش تحلیل تم بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد که کارآفرینان ایرانی با هفت دسته چالش اصلی شامل: تأمین مالی، سیاست‌های داخلی و خارجی، تفاوت‌های فرهنگی، ضعف قوانین و حمایت‌های نهادی، محدودیت‌های سرمایه انسانی، موانع بازار و مخاطرات امنیتی مواجه هستند. این نتایج بیانگر آن است که اکوسیستم گرجستان علی‌رغم فرصت‌های بالقوه، نیازمند طراحی سیاست‌های حمایتی مشترک و برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت برای تسهیل فعالیت کارآفرینان ایرانی است. بر این اساس، تقویت همکاری‌های دوجانبه اقتصادی، استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی مشترک، بهبود قوانین حمایتی و رفع موانع تأمین مالی می‌تواند زمینه ارتقای روابط کارآفرینانه بین دو کشور را فراهم آورد.

شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 198-222

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2067601.1906

محمدجواد حیدریان دولت آبادی

چکیده ظهور مجدد طالبان در افغانستان و در دست‌گیری قدرت در سال ۲۰۲۱، بار دیگر بحث‌های حقوقی و سیاسی پیرامون شناسایی دولت‌ها در حقوق بین‌الملل را زنده کرده است. درحالی‌که بیشتر دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی از شناسایی رسمی طالبان امتناع ورزیده‌اند، فدراسیون روسیه با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه، مسیر تعامل تدریجی و حتی برخی اشکال شناسایی غیررسمی را در پیش گرفته است. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل تطبیقی و حقوقی، به بررسی سازگاری یا تعارض شناسایی طالبان از سوی روسیه با اصول و رویه‌های حقوق بین‌الملل می‌پردازد. در این چارچوب، مفاهیم کلیدی همچون تمایز میان شناسایی «دوفاکتو» و «دوژور»، دولت‌های غیراستاندارد، و تحولات نظم بین‌المللی پسا-غربی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. سپس آثار منطقه‌ای این روند بر منافع جمهوری اسلامی ایران تحلیل می‌شود؛ ازجمله این موارد بهره‌برداری ایران از وضعیت حقوقی مبهم طالبان برای حفظ مزیت‌های امنیتی و دیپلماتیک، تأمین پشت جبهه درحال تنش با غرب و اسرائیل و حفظ برگ ایران توسط روسیه در معامله اوکراین با غرب است. در پایان، مقاله بر ضرورت بازاندیشی در چارچوب‌های حقوقی شناسایی در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی نوین تأکید می‌ورزد.

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2074158.1937

طیبه قلی پوری، الهه کولایی

چکیده پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، روند شکل‌گیری هویت در چارچوب ایدئولوژی سوسیالیستی بلشویک‌ها سامان گرفت. یکی از محورهای اصلی این ایدئولوژی بازآفرینی مسئله زن و تلاش برای ساخت «زن جدید شوروی» بود؛ زنی که بتواند هم‌زمان در حوزه‌های خانواده، سیاست و اقتصاد نقشی فعال داشته باشد. در این زمینه، سازمان‌هایی چون سازمان زنان حزب کمونیست
با شعار برابری جنسیتی کوشیدند زنان را به‌عنوان نیرویی فعال در حزب و دولت معرفی کنند و با ایجاد فرصت‌های آموزشی، اجتماعی، سیاسی و شغلی، آنان را به مشارکت در ساختار قدرت تشویق کنند. ایدئولوژی بلشویکی با ساختن اسطوره «زن جدید سوسیالیست»، هویت جنسیتی تازه‌ای را پدید آورد که در تقابل با الگوهای اروپایی قرار می‌گرفت. با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، قزاقستان دستخوش دگرگونی‌های ساختاری و ایدئولوژیک شد. ورود سازمان‌های بین‌المللی و ایجاد سازمان‌های غیردولتی در پی فروپاشی اتحاد، هرچند در ظاهر با هدف حمایت از برابری جنسیتی بود، اما در عمل بیش از آنکه به بهبود شرایط اجتماعی زنان بینجامد، در خدمت نهادینه‌سازی سیاست‌های اقتصادی بازارمحور و تقویت ملی‌گرایی قزاقی قرار گرفت. در نتیجه این روند، بخشی از دستاوردهای زنان در دوران شوروی تضعیف شد و جایگاه اجتماعی آنان به تدریج کاهش یافت. اگرچه ملت‌سازی شوروی در بازآفرینی هویت زنان نقشی اساسی داشت، ملی‌گرایی قزاقیِ پساشوروی و اصلاحات نولیبرال مانع تداوم دستاوردهای پیشین شد و وضعیت زنان را با چالش‌های تازه‌ای رو‌به‌رو ساخت.

جنگ اتصال: نقش بنادر کوچک در کریدورهای بین‌المللی با تکیه بر توسعه بنادر آکتائو و کوریک

جنگ اتصال: نقش بنادر کوچک در کریدورهای بین‌المللی با تکیه بر توسعه بنادر آکتائو و کوریک

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 61-94

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2077927.1951

حبیب الله ملکوتی فر

چکیده ظهور بنادر کوچک و متوسط به عنوان گره های حیاتی و اتصال دهنده مناطق دور افتاده در حمل و نقل بین المللی با توجه به اهمیت یافتن کریدورهای دریایی و ریلی موضوعی مسلط در حمل و نقل جهانی است. دو بندر کوچک آکتائو و کوریک در سال های اخیر طی یک برنامه روشن و مدون تبدیل به یکی از گرههای حمل و نقل دریایی در چند کریدور بین المللی در دریای خزر از جمله کریدور مهم ترانس کاسپین و کریدور تراسیکا شده اند. علاوه بر این نقش اصلی و بسیار مهمی را در ابر پروژه کمربند و راه چین ایفا< می کنند و در صورت موفقیت کریدور شمال- جنوب از نقاط کلیدی این پروزه هستند. این پژوهش با بررسی این موضوع در پی بررسی و اثبات اهمیت بنادر کوچک در جهان و مخصوصا در دریای خزر برای اتصال دادن کریدورهای مهم بین المللی و نهایتا تاثیرات بسیار زیاد آنها در اقتصاد منطقه ای و بین المللی است. روش پژوهش ترکیب توصیفی کتابخانه ای و پژوهش میدانی است و از تئوری های دولت توسعه گرا و ژئواکونومی بهره می برد.

معمای امنیت روسیه در نوردیک-بالتیک

معمای امنیت روسیه در نوردیک-بالتیک

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 95-116

https://doi.org/10.22034/ca.2025.732613

رضا رحمتی

چکیده از زمان جنگ روسیه با گرجستان در سال 2008، الحاق شبه جزیره کریمه در سال 2014، مداخله در درگیری‌های سوریه در تقابل مستقیم با منافع غرب، تهاجم به بخش‌های شرقی اوکراین در 24 فوریه سال 2022 و مداخله در امور کشورهای دیگر ، بحث‌ها در مورد رفتار و نیات روسیه به‌طور قابل توجهی در مناطقی که چسبندگی جغرافیایی با روسیه دارند، افزایش یافته است. خصوصا که «مسئله اوکراین»، یک ویژگی برجسته غیرژئوپلیتیک داشته که «دولت-ملت‌های دارنده» این ویژگی در همسایگی و اطراف روسیه نیز کم نیستند. مطالعه روندهای سیاست خارجی روسیه در نوردیک-بالتیک و مولفه تاثیرگذار «هم‌وطنان خارج از کشور» روسیه، می‌تواند روندهای ژئوپلیتیک در نوردیک و بالتیک را مورد توجه دهد. سوال اصلی این مقاله این است که وضعیت معمای امنیت چگونه روابط بین روسیه و کشورهای نوردیک-بالتیک را متاثر ساخته است؟ این پژوهش بر اساس درک روسیه نسبت به معمای امنیت، به این موضوع می‌پردازد که معمای امنیت، دامنه تهدیدات امنیتی مسکو را به منطقه بالتیک و نوردیک گسترش داده است. «عدم قطعیت»، «خودیاری» و آنارشی» در رفتار سیاست خارجی روسیه منجر به تضعیف مولفه‌های امنیت ملی در کشورهای نوردیک-بالتیک شده است. این تحقیق تلاش خواهد کرد تا با استفاده از منطق معمای امنیت، به تحلیل رفتار روسیه در مواجهه با نوردیک‌ها و بالتیک‌ها پرداخته است.

تحلیل اهداف کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای قفقاز جنوبی در افق 2036

تحلیل اهداف کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای قفقاز جنوبی در افق 2036

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 117-144

https://doi.org/10.22034/ca.2025.732619

اسماعیل بابایی، مجید عباسی

چکیده منطقه قفقاز جنوبی به لحاظ منابع انرژی ، ترانزیت ، اهمیت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک از جایگاه مهمی در سیاست بین الملل برخوردار است. منطقه ای که سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان با تداوم اختلافات درونی و ناپایداری امنیتی، مانع شکل گیری یک مجموعه امنیتی مشترک شده و نفوذ و رقابت بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای را در تاثیرگذاری بر روند تحولات تسهیل کرده اند. لذا این پرسش اصلی مطرح می شود که رویکرد بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای ، اهداف و جایگاه آنها در دستیابی به منافع خود در قفقاز جنوبی در افق 2035چگونه خواهد بود ؟ در پاسخ به سؤال اصلی، فرضیه اصلی بر این مدعاست که بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای برای دست یابی به منافع راهبردی خود رویکردهای متضادی را در افق 2035 در پیش خواهند گرفت و چالش های ژئوپلتیک، سیاسی و امنیتی داخلی منطقه و چینش متضاد کشورهای قفقاز جنوبی در نزدیکی به قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در دست یابی به منافع ملی، محیط مجموعه امنیتی قفقاز جنوبی را رقابتی، نامتوازن و بحرانی خواهد نمود و زمینه های نفوذ قدرت های مذکور را فراهم خواهد کرد. هدف اصلی این پژوهش تحلیل و تبیین منافع کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای در قفقاز جنوبی در افق 2035 از منظر نخبگان متخصص می باشد. روش پژوهش این مقاله آینده نگری راهبردی و روش تحلیل ساختاری میشل گوده و ابزار گردآوری اطلاعات نیز بهره گیری از کتب، مقالات، اسناد معتبر، پرسشنامه و مصاحبه نیمه عمیق با کارشناسان و نخبگان است.

مسئله اقوام تالش و تات در آذربایجان بعد ازفروپاشی شوروی

مسئله اقوام تالش و تات در آذربایجان بعد ازفروپاشی شوروی

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 171-190

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071914.1924

جلیل دارا، کوثر طالشی

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نه‌تنها موجب دگرگونی در مرزهای منطقه قفقاز شد، بلکه نقطه‌عطفی در تحولات سیاسی و اجتماعی جمهوری آذربایجان نیز به‌شمار می‌آید. در این میان، اقوام غیرآذری ایرانی‌تبار به‌ویژه تالش‌ها، تحت تأثیر این تحولات قرار گرفتند. این مقاله با هدف مسئله‌شناسی وضعیت این دو قوم در دوره پساشوروی، به بررسی ابعاد هویتی، سیاسی و اجتماعی آنان می‌پردازد. از آنجا که خلأ مطالعاتی در زمینه ظرفیت‌های کنش‌گری فرهنگی و اجتماعی این اقوام وجود دارد، انجام این پژوهش ضروری به‌نظر می‌رسد. افزون بر این، تمرکز بر اقوام کمتر مطالعه‌شده می‌تواند به فهم دقیق‌تری از نقش‌آفرینی‌های هویتی در تحولات منطقه‌ای و توازن فرهنگی قفقاز جنوبی کمک کند. در راستای تحلیل این موضوع، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از مفاهیم جامعه‌شناسی سیاسی جدید، در چارچوب نظری‌ چند لایه که شامل نظریه هژمونی فرهنگی، سیاست هویت و ژئوپلیتیک قومیت‌ها است، تلاش دارد سازوکارهای مقاومت فرهنگی و رشد آگاهی هویتی در میان این اقوام را تحلیل کند. این پژوهش با نگاهی تحلیلی، بهره‌گیری از روش کیفی و اتکا به منابع کتابخانه‌ای و اسناد تاریخی در پی پاسخگویی به این پرسش است که ظرفیت‌های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی قوم تالش در چارچوب نظری مذکور چگونه قابل تحلیل‌اند و این جوامع در برابر سیاست‌های هویت‌زدا چه واکنشی نشان داده‌اند؟فرضیه پژوهش حاکی از آن است که در سیاست‌های همگون‌ساز دولت و فقدان نهادهای مدنی مستقل، اقوام تالش از ظرفیت محدودی برای کنش‌گری سیاسی برخوردارند. با این حال، نشانه‌هایی از مقاومت فرهنگی و تقویت آگاهی هویتی درون‌گروهی در میان آنان قابل مشاهده است.

بررسی رویکرد ترکیه در مناقشه قره باغ

بررسی رویکرد ترکیه در مناقشه قره باغ

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 191-218

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2068010.1909

محمدرضا شالباف، اردشیر سنایی

چکیده جنگ دوم قره‌باغ در سال ۲۰۲۰ نقطه عطفی در تحولات ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی به شمار می‌رود؛ جنگی که طی آن جمهوری آذربایجان پس از نزدیک به سه دهه موفق شد کنترل خود را بر مناطق پیرامونی قره‌باغ کوهستانی باز پس گیرد. در این میان، نقش ترکیه به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه‌ای برجسته بود. در این جنگ، ترکیه برخلاف رویکرد خود در جنگ اول قره‌باغ که تنها به حمایت سیاسی از آذربایجان محدود می‌شد، با اتخاذ رویکردی تهاجمی و حمایت همه‌جانبه (سیاسی، نظامی و رسانه‌ای)، نقش بسزایی در پیروزی آذربایجان ایفا کرد. پرسش اصلی این مقاله آن است که علل اتخاذ چنین رویکرد تهاجمی از سوی ترکیه چه بوده است؟ در پاسخ، نظریه واقع‌گرایی نوکلاسیک به‌عنوان چهارچوب نظری تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. این نظریه بر آن است که عوامل ساختاری نظام بین‌الملل به‌تنهایی کنش سیاست خارجی کشورها را تعیین نمی‌کنند، بلکه از طریق متغیرهای داخلی مانند ادراک نخبگان سیاسی، فرهنگ استراتژیک و ملاحظات داخلی فیلتر و تعدیل شده و در نهایت، رفتار سیاست خارجی کشورها را شکل می‌دهند. بنابراین در پاسخ به سؤال اصلی، این فرضیه مطرح می‌شود که «عوامل ساختاری نظیر انفعال روسیه، بی‌تفاوتی غرب نسبت به حل مناقشه قره‌باغ و اتحاد راهبردی ترکیه با آذربایجان، از طریق عواملی چون اجماع رهبران سیاسی ترکیه، گفتمان ملی‌گرایی ترک‌محور، منافع حزب عدالت و توسعه برای حفظ قدرت و منافع اقتصادی تفسیر و تعدیل شده و در نهایت ترکیه را به اتخاذ رویکرد تهاجمی سوق داده‌اند.» روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است.

خرد و دانش در نصیحت‌نامۀ آبای: از بستر هویت قزاق‌ها تا فضای فکری آسیای‌میانه در قرن نوزدهم میلادی

خرد و دانش در نصیحت‌نامۀ آبای: از بستر هویت قزاق‌ها تا فضای فکری آسیای‌میانه در قرن نوزدهم میلادی

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 243-274

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2070296.1918

فهیمه شکیبا

چکیده آبای قونانبای‌اغلو (1845ــ‌1904) متفکر و شاعر برجستۀ قزاق در قرن نوزدهم میلادی است. اثر برجستۀ او با نام نصیحت‌نامه نوشته‌ای حکمت‌آمیز است که در بستری از بحران‌های هویتی، فرهنگی و استعماری قزاقستان پدید آمد. او در این کتاب در چهل‌و‌پنج گفتار اندیشه‌های ژرف انسانی و اخلاقی را بیان می‌کند. نوشتار حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی هدایت‌شده و رویکرد هرمنوتیک فلسفی سعی دارد نشان دهد اندیشه‌های آبای دربارۀ خِرَد و دانش، در نصیحت‌نامه، با هویت قزاق‌ها و فضای فکری آسیای‌میانه در قرن نوزدهم پیوند دارد. ازاین‌رو، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آبای چگونه در نصیحت‌نامۀ خود با بازتعریف مفاهیم خرد و دانش به بحران هویتی قزاق‌ها و فضای فکری آسیای‌میانه در قرن نوزدهم واکنش نشان داده و نوعی سوژگی اخلاقی‌ـ‌فرهنگی را صورت‌بندی کرده است. این مقاله با تحلیل نمونه‌هایی از گفتارهای او نشان می‌دهد آبای نه‌تنها شاعر و مصلحی اجتماعی، بلکه فیلسوفی اخلاق‌محور بوده است که در صدد بنیان‌نهادن ویژگی‌هایِ انسانی آگاه در دل بحران هویتی آسیای‌میانه بود. خرد در نگاه او ابزاری برای تمیز خیر از شر و دانش وسیله‌ای برای حقیقت‌جویی و عدالت است. این مفاهیم در سطح فردی به خودسازی اخلاقی، در سطح اجتماعی به اصلاح جامعه، و در سطح تاریخی با بازسازی هویت فرهنگی در برابر سلطۀ بیگانه پیوند می‌خورد. بدین‌ترتیب، نصیحت‌نامۀ آبای متنی چندلایه است که هویت فردی و بیداری جمعی را هدف می‌گیرد و الگویی برای پرورش «انسان خردمند و متعهد» ارائه می‌دهد.

اقتصاد سیاسی انرژی آسیای مرکزی و نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی

اقتصاد سیاسی انرژی آسیای مرکزی و نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 3-34

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731849

سجاد عباسعلی‌پور، مهدی فاخری

چکیده وجود منابع انرژی در آسیای مرکزی یکی از مهم‌ترین فرصت‌ها برای کشورهای این منطقه در عبور از بحران‌های اقتصادی و سیاسی پس از استقلال به شمار می‌رود. سه کشور آسیای مرکزی با منابع فسیلی، از ابتدا تلاش کرده‌اند تا با جذب سرمایه‌های بین‌المللی، بخش انرژی را به محور اصلی رشد اقتصادی خود تبدیل کنند. این روند به ویژه با افزایش قیمت انرژی در سال‌های پس از 2000 میلادی شتاب بیشتری گرفت. برخی اندیشمندان بر این باورند که وجود این منابع انرژی و درآمد ناشی از آن، دلیل شکل‌گیری نظام‌های سیاسی محدود و اقتدارگراست؛ در حالی که برخی دیگر معتقدند شرایط داخلی این کشورها ریشه در تاریخ و فرهنگ سیاسی آن‌ها دارد و در صورت عدم وجود این منابع، با مشکلات و بی‌ثباتی‌های اقتصادی و سیاسی بیشتری مواجه می‌شدند. از سوی دیگر، وجود منطق رئالیستی و رقابت‌های درون‌منطقه‌ای، یکی از معضلات اصلی همکاری‌های اقتصادی و انرژی در این منطقه بوده‌است. این معضل معمولاً زمانی مرتفع شده که یک قدرت منطقه‌ای یا بین‌المللی نقش تسهیل‌گر و تضمین‌کننده را ایفا کرده‌است. سازمان‌ها و برنامه‌های بین‌المللی مانند «باشگاه انرژی شانگهای» و «CAREC» نتوانسته‌اند به‌طور گسترده و مؤثر این منطق رئالیستی را تغییر دهند و بیشتر بستری برای همکاری‌های دو و سه‌جانبه فراهم آورده‌اند.همکاری دو جانبه چینی‌ها در موضوع گاز با ترکمستان و در نفت با قزاقستان نمونه‌های موفق همکاری شکل گرفته بوده‌است. منطق عملکردی چین در حوزه انرژی آسیای مرکزی کاهش چالش‌های امنیت انرژی و ایجاد موازنه در برابر قدرت‌های بزرگ، به ویژه روسیه، بوده است.

ایران و کشورهای عضو پیمان بریکس:هم حرکتی تجاری

ایران و کشورهای عضو پیمان بریکس:هم حرکتی تجاری

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 35-56

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731850

مسلم انصاری نسب، نجمه بیدمال

چکیده اعضای گروه بریکس دارای اقتصادهای بزرگ، با رشد سریع و نفوذ بالا بر تجارت منطقه‏ای و جهانی هستند. از این رو فرصت بی‏نظیری جهت الحاق ایران و استفاده بهینه از ظرفیت‏های بالای تجاری این گروه در پیش روی اقتصاد ایران قرار دارد. در این مقاله ابتدا شاخص مشابهت تجاری ایران با اعضای گروه بریکس برای دوره 2022-2003 مطالعه شد که نتایج نشان داد مشابهت تجاری ایران با چین و هند بالاترین نرخ را داشته و پس از آن نرخ مشابهت ایران با روسیه، سپس برزیل و در آخر افریقای جنوبی کمترین نرخ مشابهت تجاری را دارا بودند. همچنین نتایج شاخص ثبات صادرات دوطرفه اقتصاد ایران با گروه بریکس حاکی از آن است که صادرات ایران-هند و ایران-روسیه از ثبات بالایی در سه دهه اخیر برخوردار بوده است. همچنین نتایج شاخص ثبات تجارت دوطرفه واردات ایران حاکی از آن است که واردات ایران-برزیل، ایران-روسیه، ایران-هند، ایران-چین و ایران-آفریقای جنوبی به ترتیب از ثبات بالایی در سه دهه اخیر برخوردار بوده‏اند. از سوی دیگر، نتایج شاخص هم‏حرکتی به خوبی می‏توان دریافت که با عضویت ایران در گروه بریکس و رشد تجارت ایران با کشور چین، تجارت ایران با کشورهای دیگر نیز همسو با آن قابل گسترش خواهد بود. لذا اولا، الحاق بیش از پیش ایران به گروه بریکس موکدا پیشنهاد می‏شود و دوما، نقاط ضعف و قوت تجارت با هر یک از پنج کشور گروه بریکس مستخرج از تحلیل‏های آماری این پژوهش، می‏تواند نقشه راه تجارت ایران با اعضای گروه بریکس باشد.

راهبرد چین و روسیه در خاورمیانه

راهبرد چین و روسیه در خاورمیانه

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 57-86

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731851

حسین فتاحی اردکانی

چکیده خاورمیانه از گذشته تاکنون به طور قابل توجهی در راهبرد قدرت‌های بین‌المللی دارای اهمیت بوده و نقش مهمی را ایفا می‌کند. چین و روسیه به عنوان دو قدرت بزرگ بین‌المللی برای ایجاد یک نظم چندقطبی تلاش می‌کنند که خاورمیانه از عرصه‌های استراتژیک رویارویی و همکاری آنها شناخته می‌شود. هدف مشترک آنها توسعه نفوذ خود از طریق شکل‌دهی فعالانه به پویایی‌های سیاسی و امنیتی منطقه‌ای برای به چالش کشیدن هژمونی غرب و ایالات متحده می‌باشد. پژوهش حاضر با کاربست چارچوب نظری بازی و به کارگیری روش تبیینی به دنبال پاسخ به این پرسش است که راهبرد چین و روسیه در خاورمیانه چیست؟ یافته‌ها نشان می‌دهد از آنجا که راهبردها تابعی از ابزارها و ادراکات ذهنی بازیگران و واقعیات موجود می‌باشند، دو کشور در یک تقسیم کار به دنبال حضور متعادل مبتنی بر منافع تعریف شده هستند. راهبرد چین اقتصادی با اهداف بلندمدت، عمل‌گرایانه، فرصت‌طلبانه و انعطاف‌پذیر است که نتیجه آن حفظ روابط خوب با همه بازیگران دولتی و اجتناب از به چالش کشیدن منافع ایالات متحده به عنوان ضامن اصلی ثبات و امنیت در منطقه است. راهبرد روسیه نظامی و دفاعی با اهداف پیگیری منافع، حمایت سیاسی و نظامی از برخی کشورهای خاص، فروش کنترل شده تسلیحات، حفظ ثبات منطقه‌ای و مقابله با گروه‌های تروریستی است. از سوی دیگر همپوشانی برخی از منافع آنها را در کنار یکدیگر قرار داده و هر دو تماس‌های دیپلماتیک و سیاسی مکرر را در سراسر منطقه حفظ می‌کنند.

طرلحی و ارزیابی مدل آسیب‌شناسی شاخص‌های توسعه فرهنگی در آسیای‌مرکزی

طرلحی و ارزیابی مدل آسیب‌شناسی شاخص‌های توسعه فرهنگی در آسیای‌مرکزی

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 87-112

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731852

محمد فرهادی

چکیده پژوهش حاضر درصدد طراحی و اعتبارسنجی مدل آسیب‌های توسعه‌افرهنگی در آسیای‌مرکزی است. برای پردازش مسأله، از راهبرد پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. داده‌های پژوهش با استفاده از مصاحبه‌ی نیمه استاندارد با 18 نفر از خبرگان حوزه مطالعات منطقه‌ای (آسیای‌مرکزی) که با استفاده از روش نمونه‌گیری نظری انتخاب شده بودند؛ گردآوری گردید و با کاربست روش تحلیل مضمون از نوع شبکه‌ی مضامین مورد تحلیل و مدل مفهومی اندازه‌گیری شبکه‌ای برساخته شد. یافته‌های پژوهش کیفی نشان داد که مدل آسیب‌های توسعه‌فرهنگی در آسیای‌مرکزی شامل 4 مضمون فراگیر: 1- فقدان جامعه مدنی و رسانه‌های مستقل شامل مضمون (ضعف رسانه‌ای و سانسور؛ مسائل و مشکلات اجرایی مرتبط با دولت و ضعف فرهنگ سازی در رابطه با جامعه مدنی) 2- ضعف فرهنگ دموکراتیک متشکل از دو مضمون ( فرهنگ حامی- پیرو و ضعف فرهنگ عمومی) 3- پایین بودن شاخص‌های آموزش متشکل از دو مضمون ( ضعف ساختاری و مدیریتی در نهادهای آموزشی و موازی‌کاری و چندعاملیتی قانونی و اجرایی) و4- چالش‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای متشکل از دو مضمون ( رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای و تاثیرات جهانی شدن بر فرهنگ منطقه) می‌باشد. علاوه بر آن، جهت «اعتبارسنجی» مضامین و مدل برساخته‌شده، از دو روش ارزیابی اعتبار به شیوه‌ی ارتباطی و نیز روش ممیزی و به منظور «پایایی‌سنجی» از دو روش قابلیت تکرارپذیری و نیز قابلیت انتقال یا تعمیم‌پذیری استفاده شده است.

پدیدارشناسی راهبردهای حل اختلافات آبی ایران و افغانستان در حوضه هریرود

پدیدارشناسی راهبردهای حل اختلافات آبی ایران و افغانستان در حوضه هریرود

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 113-138

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731853

علی اکبرپور آلمه جوقی

چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی پدیدارشناسانه‌ی راهبردهای حل اختلافات آبی ایران و افغانستان در حوضه هریرود انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری، به بررسی ادراکات و تجربیات متخصصان حوزه‌های آب، روابط بین‌الملل و محیط‌زیست در سال‌های 1403 تا 1404 پرداخته است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انجام شد و در مجموع با 20 نفر مصاحبه نیمه‌ساختاریافته‌ی عمیق صورت گرفت. داده‌ها با بهره‌گیری از نظریه داده‌بنیاد و از طریق کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و گزینشی) تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که راهبردهای حل اختلافات آبی ایران و افغانستان در قالب 116 کد باز و 11 مقوله اصلی شامل «منافع متقابل»، «دیپلماسی رسمی و غیررسمی»، «نهادهای بین‌المللی»، «آموزش و توانمندسازی»، «تعاملات اقتصادی»، «مسائل زیست‌محیطی»، «هم‌افزایی علمی و محلی»، «اراده اجرایی»، «تعاملات فرهنگی و اجتماعی»، «شفافیت» و «سند راهبردی» دسته‌بندی می‌شوند. این مقولات در هفت حوزه کلیِ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، حقوقی و زیست‌محیطی سازمان‌دهی شدند. نتایج این مطالعه می‌تواند به سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیرندگان در نهادهای مسئول، برای طراحی راه‌حل‌های پایدار و کاهش تنش‌های آبی، به‌ویژه در حوضه هریرود، یاری رساند.