موضوعات = مسائل ایران
تعداد مقالات: 36
ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین و اقتصاد سیاسی ایران (2013-2021)

ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین و اقتصاد سیاسی ایران (2013-2021)

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 3-30

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2056083.1872

سیدمهدی صداقت، رضا سیمبر

چکیده چکیده:
ابتکار «یک کمربند، یک جاده»، که در سال 2013 به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های اقتصادی طراحی و اجرا شد، با هدف تقویت جایگاه چین به‌عنوان یک قدرت جهانی در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و سیاسی مطرح گردید. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل موقعیت استراتژیک خود در کریدورهای حمل‌ونقل شمال به جنوب و شرق به غرب و همچنین منابع غنی انرژی، به‌عنوان یکی از گره‌های کلیدی این طرح شناخته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی فرصت‌ها و چالش‌های ابتکار «یک کمربند، یک جاده» برای اقتصاد سیاسی ایران می‌باشد. نتایج، حاکی از آن است که این ابتکار می‌تواند ضمن توسعه زیرساخت‌های کلیدی ایران، از جمله حمل‌ونقل و انرژی، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای در مسیر طرح، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در منطقه نیز تقویت کند. اما از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی و سیاسی بیشتر به چین، افزایش واردات کالاهای چینی و عدم شفافیت در سرمایه‌گذاری‌ها و مشکلات ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، از جمله چالش‌هایی است که ایران در مواجهه با این طرح با آن‌ها روبرو خواهد بود.

بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و روابط ایران و ترکمنستان

بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و روابط ایران و ترکمنستان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 55-78

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2073484.1930

محمد سمیعی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی چالش‌های ژئوپلیتیکی بهره‌برداری از منابع نفت و گاز در دریای خزر میان ایران و ترکمنستان می‌پردازد. سؤال اصلی پژوهش عنوان می‌دارد که ریشه اختلافات انرژی دو کشور در چه عواملی نهفته بوده و آیا این اختلافات صرفاً ناشی از مسائل حقوقی است یا تحت تأثیر منافع ملی و فشار بازیگران فرامنطقه‌ای نیز قرار دارد. فرضیه پژوهش بر این پایه استوار است که چالش‌های ژئوپلتیکی موجود محصول تعامل پیچیده میان ساختار حقوقی، تضاد منافع ملی و رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. روش تحقیق تحلیلی و کیفی است و بر تحلیل محتوای اسنادی و بررسی کتب و مقالات تخصصی استوار است. داده‌ها از منابع مکتوب، توافق‌نامه‌ها، کنوانسیون‌های خزر و مقالات علمی گردآوری و بر اساس سه سطح تحلیل (ساختاری، ملی و منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابهامات حقوقی خزر، فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های داخلی ایران، راهبردهای صادراتی ترکمنستان و نفوذ روسیه، چین و ایالات متحده آمریکا، همگی موجب تداوم و تشدید اختلافات شده‌اند. این نتایج فرضیه پژوهش را تأیید کرده و نشان می‌دهد که مدیریت پایدار منابع انرژی خزر نیازمند رویکردی ترکیبی از توافقات مشترک، دیپلماسی فعال و تقویت ظرفیت داخلی است.

افغانستان و محیط استراتژیک و تمدنی ایران

افغانستان و محیط استراتژیک و تمدنی ایران

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 105-122

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2053908.1864

بهادر امینیان

چکیده مساله اصلی این مقاله آنست که در محیط پیچیده استراتژیکی و تمدنی ایران افغانستان به صورت بالقوه چه نقشی دارد . ادعای مقاله آنست که هم پیوستگی ژئوپلیتیک دو کشور بسیار زیاد است ولی در عمل به دلایل مختلف ایران نتوانسته است از این به هم پیوستگی بهره ببرد و حتی آنرا تثبیت نماید .ایران و افغانستان به دلایل متعدد به شدت به هم پیوند خورده اند. در عین حال مساله افغانستان از دیرباز در ایران مورد بی توجهی قرار گرفته و توجه لازم به آن نمی گردد.ایران به دلیل مشکلات افغانستان مجبور به پرداخت هزینه های بسیار سنگینی شده که این تهدیدات بویژه از ابعاد ژئوپلیتیکی همانندمسایل امنیتی ، زیست محیطی و اجتماعی حالتی فزاینده دارد. سوال اصلی مقاله آنست که چگونه می توان پیوند دو کشور را تثبیت کرد و تهدیدات فزاینده از افغانستان را مهار نمود. در پاسخ به این سوال توضیح داده ی شود که ایران باید با اجرای یک طرح جامع اقدام به ایجاد تحولات گسترده در افغانستا ننماید که این طرح در مقاله توضیح داده شده است. این مقاله بر خلاف سایر مقالات رایج در مجلات کشور رویکردی سیاست نامه ای دارد.ادعای این مقاله آنست که ایران به شدت درگیر هزینه ها و تبعات مسایل افغانستان است و چاره ای بجز پرداختن ریشه ای به مسابل افغانستان ندارد و می تواند مسایل افغانستان را به شرط اتخاذ سیاست و مدیریت مناسب و بسیج توانمندیها به سمت آرامش ببرد. در نهایت و در بخش چه باید کرد پیشنهادی برای حل مسایل افغانستان تنظیم شده است.

الگویی برای بررسی تعاملات ایران و جمهوری اذربایجان

الگویی برای بررسی تعاملات ایران و جمهوری اذربایجان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 123-148

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733324

زهرا باقری، زهرا سادات مشیر استخاره

چکیده ادبیات روابط بین‌الملل حاکی از آن است که سیاست‌ها و تعاملات درون‌مرزی، نقشی بنیادین در شکل‌دهی به جهت‌گیری‌های سیاست خارجی دولت‌ها ایفا می‌کنند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف طراحی و تحلیل الگوی تعاملات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان و بررسی تأثیر این تعاملات بر سیاست خارجی انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که تعاملات داخلی ایران چگونه بر نوع و جهت سیاست خارجی آن نسبت به جمهوری آذربایجان اثرگذار است. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) و با بهره‌گیری از نظریه داده‌بنیاد و مدل‌سازی آماری انجام شده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که عواملی همچون منافع ملی، مشارکت اجتماعی، ضعف در دیپلماسی، رویکرد تعادل‌گرایی و مدیریت رسانه‌ها از جمله مؤلفه‌های کلیدی مؤثر در طراحی سیاست خارجی ایران در قبال آذربایجان هستند. یافته‌های کمی نیز بر معناداری روابط بین متغیرها و اهمیت تحلیل تعاملات داخلی در تدوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تأکید می‌کند.

اکوسیستم کارآفرینی گرجستان و کارآفرینان ایرانی

اکوسیستم کارآفرینی گرجستان و کارآفرینان ایرانی

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 171-198

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071933.1925

محمدجواد نائیجی، فاطمه لاچینانی

چکیده اکوسیستم کارآفرینی به‌عنوان بستری پویا از تعامل عوامل فرهنگی، اجتماعی، مالی و نهادی، نقش مهمی در موفقیت یا ناکامی کارآفرینان ایفا می‌کند. کشور گرجستان طی سال‌های اخیر به‌واسطه اصلاحات اقتصادی، موقعیت ژئوپولیتیک و روابط تجاری با ایران، به یکی از مقاصد مورد توجه کارآفرینان ایرانی بدل شده است. با این حال، فعالیت در اکوسیستم کارآفرینی غیر بومی، با چالش‌های متعددی همراه است. هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش‌های کارآفرینان ایرانی در اکوسیستم کارآفرینی گرجستان بر اساس مدل آیزنبرگ است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی–پیمایشی با رویکرد کیفی است. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مدیران، کارآفرینان با سابقه فعالیت در خارج از کشور، تجار و اعضای اتاق مشترک ایران و گرجستان گردآوری و با روش تحلیل تم بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد که کارآفرینان ایرانی با هفت دسته چالش اصلی شامل: تأمین مالی، سیاست‌های داخلی و خارجی، تفاوت‌های فرهنگی، ضعف قوانین و حمایت‌های نهادی، محدودیت‌های سرمایه انسانی، موانع بازار و مخاطرات امنیتی مواجه هستند. این نتایج بیانگر آن است که اکوسیستم گرجستان علی‌رغم فرصت‌های بالقوه، نیازمند طراحی سیاست‌های حمایتی مشترک و برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت برای تسهیل فعالیت کارآفرینان ایرانی است. بر این اساس، تقویت همکاری‌های دوجانبه اقتصادی، استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی مشترک، بهبود قوانین حمایتی و رفع موانع تأمین مالی می‌تواند زمینه ارتقای روابط کارآفرینانه بین دو کشور را فراهم آورد.

شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

شناسایی دولت‌های نامتعارف؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان

دوره 32، شماره 133، بهار 1405، صفحه 198-222

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2067601.1906

محمدجواد حیدریان دولت آبادی

چکیده ظهور مجدد طالبان در افغانستان و در دست‌گیری قدرت در سال ۲۰۲۱، بار دیگر بحث‌های حقوقی و سیاسی پیرامون شناسایی دولت‌ها در حقوق بین‌الملل را زنده کرده است. درحالی‌که بیشتر دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی از شناسایی رسمی طالبان امتناع ورزیده‌اند، فدراسیون روسیه با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه، مسیر تعامل تدریجی و حتی برخی اشکال شناسایی غیررسمی را در پیش گرفته است. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل تطبیقی و حقوقی، به بررسی سازگاری یا تعارض شناسایی طالبان از سوی روسیه با اصول و رویه‌های حقوق بین‌الملل می‌پردازد. در این چارچوب، مفاهیم کلیدی همچون تمایز میان شناسایی «دوفاکتو» و «دوژور»، دولت‌های غیراستاندارد، و تحولات نظم بین‌المللی پسا-غربی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. سپس آثار منطقه‌ای این روند بر منافع جمهوری اسلامی ایران تحلیل می‌شود؛ ازجمله این موارد بهره‌برداری ایران از وضعیت حقوقی مبهم طالبان برای حفظ مزیت‌های امنیتی و دیپلماتیک، تأمین پشت جبهه درحال تنش با غرب و اسرائیل و حفظ برگ ایران توسط روسیه در معامله اوکراین با غرب است. در پایان، مقاله بر ضرورت بازاندیشی در چارچوب‌های حقوقی شناسایی در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی نوین تأکید می‌ورزد.

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2074158.1937

طیبه قلی پوری، الهه کولایی

چکیده پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، روند شکل‌گیری هویت در چارچوب ایدئولوژی سوسیالیستی بلشویک‌ها سامان گرفت. یکی از محورهای اصلی این ایدئولوژی بازآفرینی مسئله زن و تلاش برای ساخت «زن جدید شوروی» بود؛ زنی که بتواند هم‌زمان در حوزه‌های خانواده، سیاست و اقتصاد نقشی فعال داشته باشد. در این زمینه، سازمان‌هایی چون سازمان زنان حزب کمونیست
با شعار برابری جنسیتی کوشیدند زنان را به‌عنوان نیرویی فعال در حزب و دولت معرفی کنند و با ایجاد فرصت‌های آموزشی، اجتماعی، سیاسی و شغلی، آنان را به مشارکت در ساختار قدرت تشویق کنند. ایدئولوژی بلشویکی با ساختن اسطوره «زن جدید سوسیالیست»، هویت جنسیتی تازه‌ای را پدید آورد که در تقابل با الگوهای اروپایی قرار می‌گرفت. با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، قزاقستان دستخوش دگرگونی‌های ساختاری و ایدئولوژیک شد. ورود سازمان‌های بین‌المللی و ایجاد سازمان‌های غیردولتی در پی فروپاشی اتحاد، هرچند در ظاهر با هدف حمایت از برابری جنسیتی بود، اما در عمل بیش از آنکه به بهبود شرایط اجتماعی زنان بینجامد، در خدمت نهادینه‌سازی سیاست‌های اقتصادی بازارمحور و تقویت ملی‌گرایی قزاقی قرار گرفت. در نتیجه این روند، بخشی از دستاوردهای زنان در دوران شوروی تضعیف شد و جایگاه اجتماعی آنان به تدریج کاهش یافت. اگرچه ملت‌سازی شوروی در بازآفرینی هویت زنان نقشی اساسی داشت، ملی‌گرایی قزاقیِ پساشوروی و اصلاحات نولیبرال مانع تداوم دستاوردهای پیشین شد و وضعیت زنان را با چالش‌های تازه‌ای رو‌به‌رو ساخت.

جنگ اتصال: نقش بنادر کوچک در کریدورهای بین‌المللی با تکیه بر توسعه بنادر آکتائو و کوریک

جنگ اتصال: نقش بنادر کوچک در کریدورهای بین‌المللی با تکیه بر توسعه بنادر آکتائو و کوریک

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 61-94

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2077927.1951

حبیب الله ملکوتی فر

چکیده ظهور بنادر کوچک و متوسط به عنوان گره های حیاتی و اتصال دهنده مناطق دور افتاده در حمل و نقل بین المللی با توجه به اهمیت یافتن کریدورهای دریایی و ریلی موضوعی مسلط در حمل و نقل جهانی است. دو بندر کوچک آکتائو و کوریک در سال های اخیر طی یک برنامه روشن و مدون تبدیل به یکی از گرههای حمل و نقل دریایی در چند کریدور بین المللی در دریای خزر از جمله کریدور مهم ترانس کاسپین و کریدور تراسیکا شده اند. علاوه بر این نقش اصلی و بسیار مهمی را در ابر پروژه کمربند و راه چین ایفا< می کنند و در صورت موفقیت کریدور شمال- جنوب از نقاط کلیدی این پروزه هستند. این پژوهش با بررسی این موضوع در پی بررسی و اثبات اهمیت بنادر کوچک در جهان و مخصوصا در دریای خزر برای اتصال دادن کریدورهای مهم بین المللی و نهایتا تاثیرات بسیار زیاد آنها در اقتصاد منطقه ای و بین المللی است. روش پژوهش ترکیب توصیفی کتابخانه ای و پژوهش میدانی است و از تئوری های دولت توسعه گرا و ژئواکونومی بهره می برد.

مسئله اقوام تالش و تات در آذربایجان بعد ازفروپاشی شوروی

مسئله اقوام تالش و تات در آذربایجان بعد ازفروپاشی شوروی

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 171-190

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071914.1924

جلیل دارا، کوثر طالشی

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نه‌تنها موجب دگرگونی در مرزهای منطقه قفقاز شد، بلکه نقطه‌عطفی در تحولات سیاسی و اجتماعی جمهوری آذربایجان نیز به‌شمار می‌آید. در این میان، اقوام غیرآذری ایرانی‌تبار به‌ویژه تالش‌ها، تحت تأثیر این تحولات قرار گرفتند. این مقاله با هدف مسئله‌شناسی وضعیت این دو قوم در دوره پساشوروی، به بررسی ابعاد هویتی، سیاسی و اجتماعی آنان می‌پردازد. از آنجا که خلأ مطالعاتی در زمینه ظرفیت‌های کنش‌گری فرهنگی و اجتماعی این اقوام وجود دارد، انجام این پژوهش ضروری به‌نظر می‌رسد. افزون بر این، تمرکز بر اقوام کمتر مطالعه‌شده می‌تواند به فهم دقیق‌تری از نقش‌آفرینی‌های هویتی در تحولات منطقه‌ای و توازن فرهنگی قفقاز جنوبی کمک کند. در راستای تحلیل این موضوع، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از مفاهیم جامعه‌شناسی سیاسی جدید، در چارچوب نظری‌ چند لایه که شامل نظریه هژمونی فرهنگی، سیاست هویت و ژئوپلیتیک قومیت‌ها است، تلاش دارد سازوکارهای مقاومت فرهنگی و رشد آگاهی هویتی در میان این اقوام را تحلیل کند. این پژوهش با نگاهی تحلیلی، بهره‌گیری از روش کیفی و اتکا به منابع کتابخانه‌ای و اسناد تاریخی در پی پاسخگویی به این پرسش است که ظرفیت‌های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی قوم تالش در چارچوب نظری مذکور چگونه قابل تحلیل‌اند و این جوامع در برابر سیاست‌های هویت‌زدا چه واکنشی نشان داده‌اند؟فرضیه پژوهش حاکی از آن است که در سیاست‌های همگون‌ساز دولت و فقدان نهادهای مدنی مستقل، اقوام تالش از ظرفیت محدودی برای کنش‌گری سیاسی برخوردارند. با این حال، نشانه‌هایی از مقاومت فرهنگی و تقویت آگاهی هویتی درون‌گروهی در میان آنان قابل مشاهده است.

بررسی رویکرد ترکیه در مناقشه قره باغ

بررسی رویکرد ترکیه در مناقشه قره باغ

دوره 31، شماره 132، زمستان 1404، صفحه 191-218

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2068010.1909

محمدرضا شالباف، اردشیر سنایی

چکیده جنگ دوم قره‌باغ در سال ۲۰۲۰ نقطه عطفی در تحولات ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی به شمار می‌رود؛ جنگی که طی آن جمهوری آذربایجان پس از نزدیک به سه دهه موفق شد کنترل خود را بر مناطق پیرامونی قره‌باغ کوهستانی باز پس گیرد. در این میان، نقش ترکیه به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه‌ای برجسته بود. در این جنگ، ترکیه برخلاف رویکرد خود در جنگ اول قره‌باغ که تنها به حمایت سیاسی از آذربایجان محدود می‌شد، با اتخاذ رویکردی تهاجمی و حمایت همه‌جانبه (سیاسی، نظامی و رسانه‌ای)، نقش بسزایی در پیروزی آذربایجان ایفا کرد. پرسش اصلی این مقاله آن است که علل اتخاذ چنین رویکرد تهاجمی از سوی ترکیه چه بوده است؟ در پاسخ، نظریه واقع‌گرایی نوکلاسیک به‌عنوان چهارچوب نظری تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. این نظریه بر آن است که عوامل ساختاری نظام بین‌الملل به‌تنهایی کنش سیاست خارجی کشورها را تعیین نمی‌کنند، بلکه از طریق متغیرهای داخلی مانند ادراک نخبگان سیاسی، فرهنگ استراتژیک و ملاحظات داخلی فیلتر و تعدیل شده و در نهایت، رفتار سیاست خارجی کشورها را شکل می‌دهند. بنابراین در پاسخ به سؤال اصلی، این فرضیه مطرح می‌شود که «عوامل ساختاری نظیر انفعال روسیه، بی‌تفاوتی غرب نسبت به حل مناقشه قره‌باغ و اتحاد راهبردی ترکیه با آذربایجان، از طریق عواملی چون اجماع رهبران سیاسی ترکیه، گفتمان ملی‌گرایی ترک‌محور، منافع حزب عدالت و توسعه برای حفظ قدرت و منافع اقتصادی تفسیر و تعدیل شده و در نهایت ترکیه را به اتخاذ رویکرد تهاجمی سوق داده‌اند.» روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است.

اقتصاد سیاسی انرژی آسیای مرکزی و نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی

اقتصاد سیاسی انرژی آسیای مرکزی و نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 3-34

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731849

سجاد عباسعلی‌پور، مهدی فاخری

چکیده وجود منابع انرژی در آسیای مرکزی یکی از مهم‌ترین فرصت‌ها برای کشورهای این منطقه در عبور از بحران‌های اقتصادی و سیاسی پس از استقلال به شمار می‌رود. سه کشور آسیای مرکزی با منابع فسیلی، از ابتدا تلاش کرده‌اند تا با جذب سرمایه‌های بین‌المللی، بخش انرژی را به محور اصلی رشد اقتصادی خود تبدیل کنند. این روند به ویژه با افزایش قیمت انرژی در سال‌های پس از 2000 میلادی شتاب بیشتری گرفت. برخی اندیشمندان بر این باورند که وجود این منابع انرژی و درآمد ناشی از آن، دلیل شکل‌گیری نظام‌های سیاسی محدود و اقتدارگراست؛ در حالی که برخی دیگر معتقدند شرایط داخلی این کشورها ریشه در تاریخ و فرهنگ سیاسی آن‌ها دارد و در صورت عدم وجود این منابع، با مشکلات و بی‌ثباتی‌های اقتصادی و سیاسی بیشتری مواجه می‌شدند. از سوی دیگر، وجود منطق رئالیستی و رقابت‌های درون‌منطقه‌ای، یکی از معضلات اصلی همکاری‌های اقتصادی و انرژی در این منطقه بوده‌است. این معضل معمولاً زمانی مرتفع شده که یک قدرت منطقه‌ای یا بین‌المللی نقش تسهیل‌گر و تضمین‌کننده را ایفا کرده‌است. سازمان‌ها و برنامه‌های بین‌المللی مانند «باشگاه انرژی شانگهای» و «CAREC» نتوانسته‌اند به‌طور گسترده و مؤثر این منطق رئالیستی را تغییر دهند و بیشتر بستری برای همکاری‌های دو و سه‌جانبه فراهم آورده‌اند.همکاری دو جانبه چینی‌ها در موضوع گاز با ترکمستان و در نفت با قزاقستان نمونه‌های موفق همکاری شکل گرفته بوده‌است. منطق عملکردی چین در حوزه انرژی آسیای مرکزی کاهش چالش‌های امنیت انرژی و ایجاد موازنه در برابر قدرت‌های بزرگ، به ویژه روسیه، بوده است.

تحلیل ژئواکونومیک راهبرد مشترک هند و جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی: با تأکید بر توسعه کریدور شمال جنوب

تحلیل ژئواکونومیک راهبرد مشترک هند و جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی: با تأکید بر توسعه کریدور شمال جنوب

دوره 31، شماره 131، پاییز 1404، صفحه 173-198

https://doi.org/10.22034/ca.2025.731855

امیررهام شجاعی، سید مهدی ولایتی

چکیده جمهوری‌اسلامی ایران و هند در سیاست‌های خارجی خود تفاوت‌های بسیاری با یکدیگر دارند. هندوستان برخلاف فراز و فرودها عمدتاً همسو با نظم جهانی غربی عمل کرده است ولی ج.ا.ایران همواره در تضاد و تقابل با آن بوده است. برخلاف این تفاوت‌های بزرگ، این دو در برخی مسائل ژئواکونومیک مانند قفقاز جنوبی و توسعه کریدور شمال جنوب با توجه به منافع خود، به راهبردی مشترک رسیده‌اند . پرسش اصلی این پژوهش این است که چه عواملی سبب وجود راهبردهای مشترک میان ایران و هند در قفقاز جنوبی و به‌طور مشخص در قبال موضوع توسعه کریدور شمال جنوب شده است؟ فرضیه پژوهش این است که به دلیل مولفه‌های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک خاص کشور ایران و ارزش آن‌ها برای هند و همچنین منافع متقابل سرشار این پروژه برای ایران همکاری این دوکشور در این پروژه مشترک ممکن شده است. یافته‌های پژوهش همچنین حاکی از آن است که اگرچه به دلیل مزایای مشترک آن برای هر دو کشور، این پروژه به یک پیشرفت نسبی رسیده، با این حال ادامه پیگیری راهبردهای مشترک ایران و هند در این حوزه، تابع متغیرهای مهم دیگری در سطح نظام بین‌الملل و سایر معادلات منطقه‌ای است. پژوهش جاری با روش تحلیلی-تبیینی و از دید نظریه ژئواکونومی با استفاده از منابع کتابخانه ای مانند مقالات علمی، پایان نامه ها و سایت های خبری و تخصصی در پی بررسی چگونگی امکان این موضوع می‌باشد.

روابط ژئوپلیتیکی کشورهای حوضۀ آبریز ارس و اثرات هیدروپلیتیک

روابط ژئوپلیتیکی کشورهای حوضۀ آبریز ارس و اثرات هیدروپلیتیک

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 29-68

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729390

محمدحسین دشتی، یاشار ذکی

چکیده رود ارس یکی از عمده منابع آب مشترک ورودی به ایران است که در بستر زمان و در نتیجه‌ مناسبات و روابط ژئوپلیتیکی کشورهای ساحلی این حوضۀ ‌آبریز، وضعیّت هیدروپلیتیکی ویژه‌ای را تجربه کرده است. از ‌این‌رو، پژوهش حاضر به‌دنبال تحلیل تأثیر الگوی روابط ژئوپلیتیکی بین کشورهای حوضۀ‌ ‌آبریز ارس بر وضعیّت هیدروپلیتیک آن با تأکید بر مؤلفه‌ کیفیّت آب و آلودگی‌های زیست‌محیطی است. برای نیل به هدف مذکور از روش توصیفی ـ تحلیلی و از منابع کتابخانه‌ای، مقالات و پایگاه‌های اینترنتی معتبر و نتایج پژوهش‌های مرتبط با کیفیت آب رودخانه‌ ارس استفاده شده است. مطابق یافته‌های پژوهش، ارمنستان عمده‌ترین آلوده‌کننده‌ رود ارس شناخته می‌شود که از طریق فاضلاب‌های صنعتی و فلزات سنگین باعث آلودگی رود ارس و کاهش کیفیّت آب آن می‌شود. اما صف‌بندی‌های ژئوپلیتیکی متضاد بین کشورهای حوضۀ‌ ‌آبریز رود ارس و به‌تبع آن الگوی روابط ژئوپلیتیکی تعاملی ایران و ارمنستان و قرارگیری دو کشور در یکی از طرفین صف‌بندی‌های ژئوپلیتیکی منطقه‌ای در کنار موقعیّت بالادستی و هیدروپاور ارمنستان باعث شده است تا این کشور در زمینۀ اقدامات کنترلی و جلوگیری از ورود آلاینده‌ها به رود ارس، واکنش‌های مثبتی نداشته و کاهش کیفیّت آب و آلودگی‌های زیست‌محیطی آن تداوم داشته باشد. بر این ‌اساس، ایجاد یک ساختار قانونی در مجامع بین‌المللی و تشکیل یک سازمان آب‌پایه با هدف اجماع-سازی، نظارت و کنترل بر وجوه بحران‌زایی این حوضۀ‌ مشترک به‌ویژه از منظر آلودگی‌های زیست‌محیطی ضروری است.

کریدور شمال-جنوب و نقش آن در اقتصاد سیاسی ایران

کریدور شمال-جنوب و نقش آن در اقتصاد سیاسی ایران

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 95-116

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729393

داریوش هوشمند ننه کران، حسین رفیع

چکیده کریدور شمال-جنوب،‌ طرحی اقتصادی-سیاسی است که با هدف تسهیل حمل و نقل و در نتیجه افزایش مبادلات تجاری جهانی طراحی شده است. این طرح که یک پروژه راهبردی و مهم برای کشورهای در مسیر این کریدور یعنی روسیه، ایران، آذربایجان و هند و نیز کشورهای حاشیه آن به شمار می‌رود، در بهره‌مندی این کشورها از اثرات مثبتش می تواند نقش موثری ایفا کند.ایران به دلایل متعدد ژئوپلیتیکی وژئواکونومیکی در مرکز توجه این پروژه مهم و استراتژیک قرار گرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از مبانی نظری رهیافت نئولیبرالیسم و منابع کتابخانه ای و اینترنتی و بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی در صدد بررسی نقش کریدور شمال - جنوب در اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران است، ودر این راستا می کوشد به این سوال پاسخ گوید که کریدور شمال جنوب چگونه می تواند اقتصاد سیاسی ایران را متاثر سازد؟ در پاسخ، این فرضیه مورد بررسی قرار می گیرد که کریدور شمال-جنوب از طریق کاهش زمان و هزینه‌های حمل و نقل، افزایش مبادلات تجاری، ارتقای موقعیت ژئوپلیتیک، کاهش وابستگی به غرب و در نهایت تقویت همکاری‌های منطقه‌ای می تواند اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر قرار دهد یافته های پژوهش، فرضیه تحقیق را مورد تایید قرار می دهد و نیز موید آن است که عملی شدن طرح یاد شده برای تسهیل و تسریع روند دلارزدایی و خنثی سازی تحریم های غرب مهم خواهد بود.

سیاست خارجی قدرت‌های نوظهور: ایران در آسیای مرکزی و قفقاز

سیاست خارجی قدرت‌های نوظهور: ایران در آسیای مرکزی و قفقاز

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 117-146

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729394

ابراهیم طاهری

چکیده قدرت‌های نوظهور به عنوان شکل جدیدی از قدرت‌ در عرصه بین الملل به رسمیت شناخته شده‌اند. در این راستا برخی از کشورها از جمله ایران را می‌توان به عنوان یک قدرت نوظهور درنظر گرفت. سوال پژوهش این است که راهبرد سیاست خارجی قدرت‌های نوظهور به صورت عام و راهبرد سیاست خارجی ج.ا.ا به صورت خاص در آسیای مرکزی – قفقاز جنوبی و آسیای جنوب غربی از کدام نوع است ؟. در پاسخ می‌توان گفت، قدرت‎های نوظهور عمدتا از راهبردهایی همچون موازنه‌گری سخت، دنباله‌روی، پرچین‌سازی، انطباق، مماشات و موازنه‌گری نرم برای دستیابی به اهداف خود بهره می‌گیرند. در مورد ایران بایستی خاطرنشان کرد این کشور در قالب راهبرد موازنه گری نرم در تلاش است با همراهی روسیه و چین جلوی هژمونی امریکا در آسیای مرکزی را سد کند. در قفقاز جنوبی از راهبرد پرچین سازی و موازنه‌گری از بیرون برای مهار ترکیه و جمهوری آذرباییجان بهره می گیرد. این کشور در آسیای جنوب غربی و زیرمناطق مختلف آن از راهبردهای متفاوتی استفاده می کند. در شامات موازنه‌گری سخت برای مهار اسرائیل و انطباق برای مهار ترکیه مورد توجه است، در خلیج فارس با هدف مهار محور امارات متحده عربی - عربستان سعودی از پرچین سازی استفاده کرده است. هدف این پژوهش بررسی راهبرد سیاسی – امنیتی قدرت‌های نوظهور با تاکید بر راهبرد سیاسی – امنیتی ج.ا.ا در دو محیط آسیای مرکزی - قفقاز و آسیای جنوب غربی است. روش پژوهش مورد استفاده از نوع تطبیق نظریه با مورد و روش مقایسه کیفی با بهره‌گیری از رویکرد توصیفی – تحلیلی است

الگوی روابط جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی

الگوی روابط جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 169-171

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729396

دانیال رضاپور

چکیده تغییرات ژئوپلیتیکی عمیق در قفقاز جنوبی تاثیر قابل توجهی بر روابط ایران و جمهوری ارمنستان داشته است. موقعیت جغرافیایی و اهمیت راهبردی، این منطقه را به یکی از مهم‌ترین مناطق در جهان تبدیل کرده است و حضور فعال بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر این رابطه تاثیر مستقیم گذاشته است. این پژوهش به دنبال ارزیابی الگوی رفتاری ایران و ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی مخصوصا بعد تحولات ناشی از جنگ دوم قره باغ در سال 2020 می‌باشد زیرا جنگ دوم قره‌باغ با تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای، محیط راهبردی و چشم‌انداز ترتیبات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی را متحول کرده است. در همین راستا سئوال اصلی تحقیق به این شکل مطرح می‌شود که الگوی رفتاری جمهوری اسلامی ایران در قبال ارمنستان در منطقه قفقاز جنوبی چگونه بوده است؟ با استفاده از مفهوم ژئوپلی‌نومیک استدلال می‌شود که الگوی رفتاری تهران برای حفظ توازن قوا در منطقه قفقاز جنوبی، گسترش رابطه سیاسی، امنیتی و اقتصادی با ارمنستان مخصوصا بعد جنگ دوم قره باغ می‌باشد؛ البته نگرانی‌های ژئوپلی‌نومی همانند همکاری نزدیک دولت پاشینیان با دولت‌های غربی، کریدور زنگزور و تبادل اطلاعاتی- نظامی به قوت خود باقی مانده است که بعد از سال 2020 سبب افزایش تنش‌ها در قفقاز جنوبی مخصوصا میان ایران و بلوک مقابل که شامل آذربایجان، ترکیه و رژیم صهیونیستی شده است. این مهم را براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش‌های پژوهش کیفی انجام می‌دهیم که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی –کتابخانه‌ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است.

الگوی تعاملات سیاسی و اجتماعی ایران و جمهوری آذربایجان با رویکرد نظریه داده بنیاد

الگوی تعاملات سیاسی و اجتماعی ایران و جمهوری آذربایجان با رویکرد نظریه داده بنیاد

دوره 31، شماره 130، تابستان 1404، صفحه 197-222

https://doi.org/10.22034/ca.2025.729397

زهرا باقری، زهرا سادات مشیر استخاره

چکیده بیان مسئله: تعاملات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی فرآیندهایی را شامل می‌شود که طی آن دولت‌ها سیاست خارجی را اتخاذ و اجرا می‌کنند و به سیاست‌های خارجی سایر کشورها واکنش نشان می‌دهند. ادبیات روابط بین‌الملل تأکید دارد که سیاست داخلی نقشی اساسی در شکل‌گیری سیاست خارجی ایفا می‌کند. ازاین‌رو، این پژوهش با هدف شناسایی الگوی تعاملات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی با کشور آذربایجان انجام شد.
روش‌شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده‌بنیاد انجام شده است. جامعه آماری شامل مدیران ارشد نظام، سیاست‌گذاران، و اساتید حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و گلوله‌برفی انجام شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های اکتشافی گردآوری شدند.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که الگوی تعاملات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی با کشور آذربایجان شامل پنج مؤلفه اصلی است: شرایط علی (منافع ملی، واقع‌گرایی، سیاست‌های داخلی، مقابله با تحریم‌ها و...)، شرایط زمینه‌ای (حمایت‌ها، خدمت‌رسانی به نخبگان، مشارکت، اعتمادسازی و...)، عوامل مداخله‌گر (ضعف دیپلماسی، مشکلات اقتصادی، ناکارآمدی‌های اجرایی)، راهبردها (تعادل‌گرایی، تنش‌زدایی، کنترل افکار عمومی و رسانه‌ها، تقویت قدرت سخت) و پیامدها (توسعه اقتصادی، تقویت پیمان‌های اقتصادی و...).
نتایج: یافته‌های پژوهش نشان‌دهنده اهمیت شناسایی ابعاد مختلف تعاملات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی با کشور های همسایه به خصوص جمهوری آذربایجان است. این نتایج می‌توانند به سیاست‌گذاران حوزه روابط بین‌الملل در بهبود و توسعه تعاملات سیاسی و اجتماعی کمک کنند.

همگرایی اتحادیه اقتصادی اوراسیا: روندها و پویائی ها ( 2022-2015)

همگرایی اتحادیه اقتصادی اوراسیا: روندها و پویائی ها ( 2022-2015)

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 35-66

سمیه مختاری، محمد کاظم سجادپور

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، روسیه تمام تلاشهای خود را برای نگه داشتن کشورهای تازه استقلال یافته در حوزه نفوذ خود آغاز کرد. از طرف دیگر اقدامات مداخله جویانه غرب در منطقه اوراسیا و عدم پذیرش روسیه در جامعه غرب به عنوان یک عضو خودی، اندیشه های همگرایی و نو اوراسیاگرایی با رویای احیای امپراتوری روسیه، بازگشت به شرق و ترمیم هویت غیرغربی در مقابل دخالتهای غرب پررنگتر شد و اتحادیه‌ها و نهادهای متعددی ایجاد گردید. در همین راستا، اتحادیه اقتصادی اوراسیا با هدف همگرایی اقتصادی با الگو از اتحادیه اروپا در فاصله کمی از بحران کریمه بوسیله روسیه، قزاقستان، بلاروس، قرقیزستان و ارمنستان در سال 2015 پا به عرضه گذاشت. مقاله حاضر در صدد پاسخگویی به این سوال است که اتحادیه اقتصادی اوراسیا در مسیر همگرایی چه روندها و پویایی‌هایی را گذرانده است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اتحادیه اقتصادی اوراسیا در فاصله 2015 تا 2022 بر اساس نظریه کارکردگرایی در امر نهادسازی، تدوین قوانین و مقررات و وضع استانداردها موفق عمل کرده است اما از نظر نهادگرایی نولیبرال در حوزه اقدامات عملی همگرایی اقتصادی مانند ایجاد بازار مشترک، استفاده از تعرفه های گمرکی یکسان در قبال کشورهای ثالث و اجرای سیاست‌های مشترک اقتصادی با تاخیر مواجه بوده است.

ایران و بریکس: مهار یکجانبه‌گرایی در عصر گذار

ایران و بریکس: مهار یکجانبه‌گرایی در عصر گذار

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 95-124

کامران لطفی

چکیده یکی از مهم‌ترین مسائل دنیای امروز، سربرآوردن قدرت‌های نوظهور جهانی است که به‌دنبال آنند تا به‌یُمن تکیه بر توان اقتصادی و سیاسی خویش، ضمن به‌چالش کشیدن نظام تک قطبی جهانی، نقش‌آفرینی بیشتری در عرصه روابط‌بین‌الملل را برای خود تعریف نمایند. از این منظر، برخی معتقدند که نظام تک‌قطبی یکی از بی‌ثبات‌ترین سیستم‌ها است که در پایان به یک ائتلاف در برابر قدرت هژمون، منجر می‌شود. در همین زمینه، ایران یکی از بازیگرانی است که در صدد آن است تا از راه ترکیب توانایی‌های داخلی خود و اتحاد با دیگران، نوعی موازنه‌سازی با توسل به‌ظرفیت نهادهای مطرح جهانی از جمله بریکس در مواجهه با یکجانبه‌گرایی بین‌المللی برای خویش رقم زند. به‌همین منظور، ایران تمرکز خود را بر راهبرد تجدیدنظرطلبی و تلاش هرچه بیشتر در راستای کاهش و خنثی‌سازی قدرت دولت‌های تهدید کننده بدون رویارویی مستقیم، قرار داده است. بر همین اساس، سوال اصلی این تحقیق آن است که رویکرد ایران در اجلاس سران 2024 در سازمان بریکس مبتنی بر چه رویه‌ای بوده و از قِبَلِ این ائتلاف جهانی چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح است که ایران با رویکرد تجدیدنظرطلبانه نسبت به‌ساختار ناعادلانه نظام بین‌الملل به‌دنبال تعامل فزاینده با قطب‌های نوظهور قدرت از طریق تقویت بنیه اقتصادی و روابط سیاسی در چارچوب اِعراض از همکاری با قدرت‌های هژمون و نیز عزم راسخ جهت مشروعیت‌زدایی و مهار ساختار یکجانبه‌گرایانه و هژمونیک نظام‌بین‌الملل می‌باشد و این امور را به‌عنوان اهداف راهبردی در رویکرد جهانی خود بواسطه الحاق و عضویت رسمی در بریکس، تعریف نموده است.

ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا: فرصتهای مقابله با تحریم ها

ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا: فرصتهای مقابله با تحریم ها

دوره 31، شماره 129، بهار 1404، صفحه 177-200

محمدصادق غلامی، بهاره سازمند

چکیده تحریم‌های آمریکا علیه ایران، با تأثیرگذاری منفی بر تولید، اشتغال، کسب‌وکار، طرح‌های عمرانی و توسعه‌ای باعث کاهش بازدهی اقتصادی و کاهش درآمد ملی شده است. با گسترش تجارت خارجی با کشورهای همسایه مخصوصاً بعد از توسعه همکاری‌های منطقه‌ای و شکل‌گیری نهادهای اقتصادی منطقه‌ای، امیدهای فرارو برای افزایش همکاری‌های اقتصادی با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا روزافزون شده است. هدف اصلی در این پژوهش شناسایی فرصت‌های عضویت ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا در مقابله با تحریم‌های یک‌جانبه ایالات‌متحده آمریکاست. سؤال اصلی این است که عضویت ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا دارای چه فرصت‌هایی برای مقابله با تحریم‌ها و کاهش اثر آن‌هاست؟ در پاسخ به سؤال پژوهش و با استفاده از چارچوب نظری منطقه‌گرایی نوین، فرضیه‌ پژوهش این است که با توجه به ظرفیت‌های کشورهای عضو اتحادیه و ایران و همپوشانی این ظرفیت‌ها باهم در سایه فرصت‌های موجود، امکان کاهش اثر بخشی از تحریم‌های اقتصادی وجود دارد. ایجاد بستر مناسب برای توسعه دیپلماسی اقتصادی، امکان افزایش همکاری کشورهای تحت تحریم، استفاده از تعرفه‌های ترجیحی، توسعه نگاه منطقه‌ای و آسیایی، ظرفیت تجارت درون منطقه‌ای بین کشورهای عضو اتحادیه، توسعه همکاری کشورهای مستقل با یکدیگر و... برخی از فرصت‌های مطلوب شناسایی‌شده است. پژوهش از نوع کاربردی بوده و ازنظر روش تحقیق تلفیقی از روش کمی و کیفی است که با رویکردی توصیفی- استنباطی و تحلیل محتوا به بررسی فرضیه می‌پردازد.

مذهب در فرهنگ استراتژیک ایران و روسیه

مذهب در فرهنگ استراتژیک ایران و روسیه

دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 203-232

صارم شیراوند، زهرا پیشگاهی فرد

چکیده فرهنگ استراتژیک جوهره نگرش نخبگان و جامعه نسبت به مفهوم قدرت و استفاده از آن در جهان و محیط پیرامون است. شاخص های فرهنگ استراتژیک تحت تأثیر چهار منبع اصلی مذهب و ایدئولوژی، ساختار نظام بین الملل، جغرافیا و ژئوپلیتیک و تجربیات تاریخی است. سوال مقاله از این قرار است که تاثیرپذیری از مذهب و ایدئولوژی در فرهنگ استراتژیک جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه چگونه بوده و در این زمینه‌ چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی میان این دو وجود دارد؟ فرضیه مقاله عبرات است از اینکه گفتمان ارتدوکس روسی و گفتمان اسلام شیعی، با ایجاد ذهنیت و ادراک استراتژیک، مرزبندی-های تفکر و رفتار روسیه و ایران را به گونه‌ای تعریف نموده است که از یک جایگاه شبه الهی برخودار گشته است. مهمترین وجه اشتراک نقش مذهب در فرهنگ استراتژیک این دو کشور «تعیین هویت جمعی و مرزبندی هویتی» و «تقویت حس استثناگرایی » و همچنین مهمترین تفاوت‌ها مبتنی بر «توسعه‌طلبی ژئوپلیتیکی در برابر عدالت‌طلبی»، «الهام‌بخشی و معناگرایی در برابر عملگرایی منفعت‌محور و غایت مادی‌گرایانه»و «ناسیونالیسم قومی در برابر انترناسیونالیسم اسلامی (امت‌گرایی)» است. در این مقاله روش تحقیق به صورت تبیینی – تحلیلی است.

سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در روسیه: انرژی و توسعه پایدار (2000-2022)

سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در روسیه: انرژی و توسعه پایدار (2000-2022)

دوره 30، شماره 127، پاییز 1403، صفحه 59-90

احمد برخورداری، احسان رسولی نژاد

چکیده روسیه با ظرفیت ­های بسیار زیاد، همواره در صف مدعیان پویایی اقتصادی بوده و طبق داده‌های شاخص جهانی­ شدن[1] تلاش­ های مستمری برای رشد اقتصادی و حرکت در مسیر جهانی‌شدن نموده است. این کشور از قرن 18 تا کنون با بهره ­گیری از ظرفیت­ «سرمایه­ گذاری مستقیم خارجی» علی­رغم وجود موانع داخلی، منطقه­ ای و بین­المللی، اقدامات موثری در راستای پویایی اقتصادی خود داشته و در این راستا با فراز و فرودهایی در میزان سرمایه­ گذاری مستقیم خارجی مواجه بوده است. یکی از پارادایم­ های بین ­المللی که در راستای جهانی شدن گام برمی‌دارد، «توسعه پایدار» بوده که یکی از نقاط چالش‌برانگیز آن، تقابل با سرمایه ­گذاری مستقیم خارجی کنترل­ نشده است. این پژوهش بر اساس فرضیه ­های «پناهگاه آلودگی» و «اثر هاله ­آلودگی» و بررسی بهره وری انرژی در روسیه، بخشی از محل طلاقی دو موضوع سرمایه­ گذاری مستقیم خارجی  و توسعه پایدار را بررسی کرده و با روش سیستماتیک مروری، به این نتیجه می­ رسد که سرمایه ­گذاری مستقیم خارجی در روسیه از نوع غیر سبز بوده و افزایش آن، رشد آلاینده ­های کربن دی اکسید، متان و دیگر گازهای گلخانه­ ای را باعث می­شود که نهایتاً اثبات فرضیه پناهگاه آلودگی و کاهش تحقق شاخص‌های توسعه پایدار را برای این کشور به دنبال دارد.
 
[1] .KOF

قابلیت‌های فراگیر صادرات سیمان ایران به کشورهای همسود

قابلیت‌های فراگیر صادرات سیمان ایران به کشورهای همسود

دوره 30، شماره 127، پاییز 1403، صفحه 179-206

محمد صابری اول، امیر رحیم پور

چکیده      امروزه، صادرات در کشور‌های درحال توسعه زمینه افزایش ارزش افزوده محصولات، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و ایجاد فرصت­های شغلی را به همراه خواهد داشت. این پژوهش با هدف ارائه مدل عوامل مؤثر بر صادرات سیمان ایران به کشورهای همسود با رویکرد قابلیت­های بازاریابی فراگیر انجام گردید. این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد نظریه داده‌بنیاد بود که با نرم‌افزار MAXQDA  و با استفاده از روش کدگذاری تدوین شد. یافته‌ها از جامعه آماری نشان داد که ویژگی‌های علّی درونی،  علّی بیرونی، شرایط زمینه ­ای، شرایط مداخله ­گر و راهبردها از عوامل مؤثر بر صادرات سیمان به این حوزه هستند. پیامدهای حاصله از مدل ارائه شده نیز برند شدن، بهسازی و نوسازی خطوط تولید و عزت ملی و ارتباطات بین‌المللی است.

کریدور غلات در دریای خزر

کریدور غلات در دریای خزر

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 29-54

میکائیل مدیرروستا، محمدرضا دهشیری

چکیده ایران در دریای خزر با چهار کشور ساحلی دیگر همسایه است که از بین آن‌ها دو کشور روسیه و قزاقستان جزو بزرگ‌ترین صادرکنندگان غلات و گندم در جهان هستند. ایران نیز فناوری پیشرفته و توانمندی ویژه‌ای در حوزه فرآوری غلات و تولید غذا دارد که همواره بیشتر ظرفیت آن نیمه‌فعال است. پرسش اصلی این است که کریدور غلات در دریای خزر چه فایده‌ای برای ایران دارد و تهران چگونه می‌تواند زمینه ایجاد و توسعه آن را فراهم کند؟ در این پژوهش از دو نظریه «مزیت نسبی» و «مزیت نسبی محلی» استفاده شده که بر مبنای آن‌ها ایران از فرصت‌هایی مانند فناوری پیشرفته برای فرآوری غلات، چارچوب‌های قانونی نظیر موافقت‌نامه اتحادیه اقتصادی اوراسیا و مسیر جغرافیایی سریع و کوتاه‌تر مانند کریدور شمال - جنوب برخوردار است. به دلیل برخی اشتباهات موجب شده که ایران نتواند به صادرکننده غلات فرآوری‌شده در جهان تبدیل شود. با بهره­گیری از الگوی ترکیه، ایران می‌تواند با تولید غلات موردنیاز خود در داخل، مازاد بر آن را به‌منظور فرآوری از روسیه و قزاقستان وارد کرده و سپس با ایجاد ارزش افزوده آن را به سایر کشورها صادر کند. درنتیجه باتوجه به این عوامل و قابلیت ایران برای انتقال این کالاها، دریای خزر می‌تواند به یک کریدور بین‌المللی در زمینه غلات تبدیل شود که طی آن یک نوع زنجیره ارزش بین سه کشور ساحلی به‌وجود می‌آید.
 

ترکیه و نقش آن در روابط ایران و جمهوری آذربایجان

ترکیه و نقش آن در روابط ایران و جمهوری آذربایجان

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 145-166

رهبر طالعی حور، امیر حسین مهدی پور

چکیده   هدف اصلی در این مقاله بررسی نقش ترکیه در روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان بوده و سؤال پژوهش را هم می­توان به این صورت بیان کرد که ترکیه چه نقشی در روابط ایران و جمهوری آذربایجان داشته است؟ در پاسخ به سؤال پژوهش با استفاده از چارچوب نظری مکتب کپنهاگ فرضیه‌ای به این صورت طرح می­گردد ترکیه با به‌کارگیری سیاست­های پان‌ترکیستی،  همکاری‌های نظامی و حمایت‌های تسلیحاتی و پشتیبانی اطلاعاتی از جمهوری آذربایجان، تسهیل حضور نیروهای تکفیری در منطقه و حمایت از ایجاد کریدور زنگه­زور در امنیتی شدن روابط ایران و جمهوری آذربایجان نقش داشته است. یافته­­های پژوهش نشان می­دهد مهم‌ترین هدف ترکیه در قفقاز حضور و نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی درازمدت است که این اهداف را با همکاری آذربایجان دنبال می­نماید. علاوه بر پیوندهای زبانی، قومی و فرهنگی بین جمهوری آذربایجان و ترکیه، ترکیبی از عوامل مختلف سیاسی، دفاعی و اقتصادی نیز در نزدیکی روابط دو کشور به یکدیگر تأثیر داشته که نقش مهمی در امنیتی‌شدن روابط ایران و جمهوری آذربایجان داشته است. این پژوهش از نوع تبیینی تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه‌ای و پویش اینترنتی برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است.