تعداد مقالات: 469
تلقی سیاست خارجی آمریکا از قفقاز پس از تحولات یازده سپتامبر

تلقی سیاست خارجی آمریکا از قفقاز پس از تحولات یازده سپتامبر

دوره 14، شماره 62، تابستان 1387، صفحه 1-13

چکیده              نظام بین الملل در سال‌های اخیر شاهد افول نسبی منازعات منطقه‌ای و قومی در منطقه قفقاز بوده است، ولی در مقابل رقابت کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تشدید شده است. فروپاشی شوروی فرصتی مناسب برای ایالات متحده آمریکا و سایر کشورهای غربی فراهم نمود تا در جمهوری‌های بازمانده از شوروی در پی کسب نفوذ و امتیازات ویژه برآیند. قفقاز به‌واسطه اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیکی خود، پس از 1991 شدیداً مورد توجه غرب و در راس آن ایالات متحده بوده است. این رقابت‌ها توسعه اقتصادی و ثبات منطقه قفقاز را تحت تاثیر خود قرا‌ر‌داده است. آذربایجان و گرجستان با جهت‌گیری در مسیر سیاست‌های مورد تایید آمریکا تمایل زیاد خود را در همراهی با این کشور و اجرای برنامه‌های آن نشان داده‌اند. ارمنستان نیز علی‌رغم اینکه سیاست آمریکامدارانه در پیش نگرفته است، اما به ویژه پس از 11 سپتامبر شاهد روابط محکم ایروان با واشنگتن هستیم. این مقاله تلاشی است برای فهم بهتر تلقی سیاست خارجی آمریکا از منطقه بویژه پس از حوادث 11 سپتامبر و حول این محور اساسی به بحث  می‌پردازد که آمریکا به منظور ساماندهی الگوی امنیت مبتنی بر هژمونی و تثبیت حضور خود در منطقه جنبه‌های امنیتی -  نظامی در این منطقه را پر رنگ‌تر ساخته است. وضعیت پیچیده منطقه و روابط خصومت‌آمیز ایران و آمریکا و به خصوص سیاست‌های آمریکا مبنی بر حذف ایران از مسیرهای ترانزیتی و نادیده گرفتن نقش و جایگاه اساسی ایران و به چالش کشیدن نقش روسیه در منطقه ماحصل این تلقی و عملکرد سیاست خارجی آمریکا در منطقه می‌باشد.

روابط ایران و روسیه: همکاری در دوره پسا همسایگی

روابط ایران و روسیه: همکاری در دوره پسا همسایگی

دوره 14، شماره 61، بهار 1387، صفحه 1-37

چکیده             این مقاله با هدف بررسی روابط تهران و مسکو در دو دهه کنونی و نگاه دو دولت به یکدیگر، همکاری‌های آنها را در عرصه‌های اقتصادی، فنی، نظامی، منطقه‌ای و بین المللی و سرانجام، سفر پوتین به تهران به عنوان نقطه اوج تعاملات می پردازد. مطالب مورد مطالعه این نوشته نشان می دهد که روابط دو دولت ایران و روسیه در دوره پساهمسایگی، به دلیل درک دو طرف از وضعیت ژئوپلتیک  نوین و نیز مجموعه‌ای از نیازهای داخلی متقابل و فشارهای ناشی از نظام بین المللی،  بستر مناسبی برای همکاری پیدا کرده، اما هنوز بخاطر ذهنیت‌های تاریخی و  ناکارآمدی‌های  بوروکراتیک٬ آنچنان که شایسته است،گسترش نیافته است.

آینده دریای خزر

آینده دریای خزر

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 1-14

چکیده برگزاری دومین اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای خزر در 24 مهر‌ماه 1386 موفقیت بزرگی برای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌آید؛ زیرا که اجلاس اول سران که در عشق‌آباد در اردیبهشت 1381 برگزار شد نه تنها نتیجه مشخصی در پی نداشت بلکه شرایط سیاسی و امنیتی منطقه را به شدت آشفته کرد. در اجلاس تهران دومین سند سیاسی بین روسای جمهور کشور‌های ساحلی دریای خزر در یک بند و 25 ماده به تصویب رسید که می‌توان گفت آینده دریای خزر در ادامه راهی است که در اجلاس تهران نقشه آن طراحی شده ‌است.

ضرورت عملیاتی کردن ساز و کارهای نظارتی و اجرایی کنوانسیون محیط زیست دریای خزر

ضرورت عملیاتی کردن ساز و کارهای نظارتی و اجرایی کنوانسیون محیط زیست دریای خزر

دوره 16، شماره 71، پاییز 1389، صفحه 1-17

چکیده یکی از راه‌های همگرایی بین کشورهای همسایه، همکاری‌های زیست محیطی میان آنها است. کنوانسیون محیط زیست دریای خزر که در روز 13 آبان ماه سال 1382 (5  نوامبر 2003 میلادی) در تهران با هدفهمکاری مشترک نسبت به حفاظت و احیای محیط زیست دریای خزر، کنترل آلودگی آن، مدیریت سواحل و برداشت‌های پایدار از ذخایر خاویاری و غیره به امضا رسید در 21مرداد 1385(اوت2007) پس از امضای تمامی کشورها لازم‌الاجرا شد. ولی به منظور حفاظت از محیط‌ زیست دریای خزر، صرف کنوانسیون مزبور کفایت نمی‌کند؛ بلکه باید ساز و کارهای اجرایی مانند ترتیبات نهادی، سیستم های نظارتی و پروتکل‌های اجرایی را تدوین کرد تا میان کشورها لازم‌الاجرا شود؛ اما از آنجا که هنوز این ساز و کارها و پروتکل‌های پیش بینی شده عملیاتی و لازم‌الاجرا نشده این امر سبب شد کنوانسیون حفاظت از محیط‌زیست این دریا عملاً شکل اجرایی به خود نگیرد. مقاله حاضر به کاستی‌های نهادی و اجرایی محیط زیست خزر در پرتو کنوانسیون تهران می پردازد.

بحران سیاسی قرقیزستان از انقلاب لاله تا انقلاب بی رنگ از منظر جامعه شناسی سیاسی

بحران سیاسی قرقیزستان از "انقلاب لاله" تا "انقلاب بی رنگ" از منظر جامعه شناسی سیاسی

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 1-27

چکیده   کشور قرقیزستان از زمان استقلال در سال 1991 تاکنون با بحران‌های سیاسی مختلفی مواجه بوده است. نارضایتی مردم قرقیزستان از عملکرد نامناسب سیستم سیاسی در حل مشکلات جامعه، موجی از اعتراضات و مخالفت‌ها و در نهایت انقلاب‌هایی را علیه دولت‌های                 عسگر آقایف (24 مارس2005 موسوم به انقلاب لاله ) و قربان بیک باقی اف ( آوریل 2010 موسوم به انقلاب بی رنگ) موجب گردید. مقاله حاضر درصدد است با استفاده از آرای " لوسین دبلیو. پای" و "ماکس وبر" به پرسش "عوامل موثر بر شکل‌گیری بحران‌های سیاسی قرقیزستان از استقلال تا فروپاشی انقلاب لاله ای در آوریل 2010 از منظر جامعه شناسی سیاسی چیست؟"،  پاسخ دهد. به نظر نگارنده، مدیریت بحران سیاسی در قرقیزستان تنها از طریق مهار بحران‌های متقاطع و همچنین نهادینه شدن فرایند دولت‌سازی و توانایی دولت در کاربرد انحصاری زور  امکان پذیر خواهد بود. این پژوهش با اتکاء به ابزار کتابخانه‌ای و بر اساس روش توصیفی- تحلیلی می باشد.

تحلیلی بر ابعاد و سطوح مداخله در بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ

تحلیلی بر ابعاد و سطوح مداخله در بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 1-24

چکیده  ناگورنو- قره‏باغ (قره‏باغ کوهستانی)، منطقه خودمختار ارمنی‏نشین در غرب جمهوری آذربایجان و در نزدیکی مرزهای ارمنستان است. این منطقه توسط ارمنی‏های محلی کنترل می‏شود. با این وجود، نه ارمنستان و نه هیچ کشوری در جهان، جمهوری قره‏باغ را به رسمیت نمی‏شناسد. این منطقه از زمان استقلال دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان، منبع بسیاری از اختلافات میان این دو کشور بوده است. هدف از این مقاله، تجزیه و تحلیل ابعاد و سطوح مداخله در بحران ناگورنو- قره‏باغ بر طبق مفهوم «بحران ژئوپلیتیکی» و مبانی و عناصر موجود در آن است. بر این اساس، ابتدا مفهوم بحران ژئوپلیتیکی و عناصر موجود در آن تبیین شده؛ سپس به موضوع و عامل بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ و ابعاد آن اشاره خواهد شد و در نهایت، سطوح مداخله در این بحران از بعد محلی تا ابعاد جهانی و سازه‏ای مورد بررسی قرار خواهد گرفت. چنانچه یافته‏های تحقیق نشان می‏دهد، عدم انطباق مرزهای جغرافیایی با مرزهای قومی، مذهبی و فرهنگی در منطقه قفقاز؛ رویکرد سیاسی رهبران کمونیست در قبال اقوام و جمهوری‏‎های شوروی؛ در پیش گرفتن مواضع سرسختانه از سوی طرفین درگیر؛ عامل رقابت بازیگران خارجی؛ متوازن بودن مناسبات قدرت میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان و ذهنیت تاریخی منفی ارامنه و ترس از محاصره، مهمترین عوامل شکل‏گیری و تطویل بحران قره‏باغ به شمار می‏آیند.

نقش سازمان پیمان امنیت جمعی در امنیت اوراسیای مرکزی

نقش سازمان پیمان امنیت جمعی در امنیت اوراسیای مرکزی

دوره 17، شماره 76، زمستان 1390، صفحه 1-21

چکیده   تنظیم روابط با قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از جمله روسیه یکی از موضوع‌های مهم در روابط خارجی دولت‌های آسیای مرکزی و قفقاز پس از استقلال بوده است. کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به دلیل مشکلات داخلی و دغدغه‌های امنیتی و به منظور تامین منافع خود در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی همواره از استراتژی اتحاد و ائتلاف برای بیشینه کردن منافع خود استقبال کرده اند. البته فرهنگ همکاری چند جانبه در میان کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز هنوز نهادینه نشده است و برخی خصومت‌ها و مشکلات در زمینه همکاری میان دولت‌های منطقه وجود دارد که به عنوان یک عامل مهم مشترک باعث شده است که آنها از همکاری با تشکل‌های چندجانبه استقبال کنند؛ این عامل حفظ و بقای حکومت است که از سوی تروریسم، افراط‌گرایی، اختلاف‌های قومی‌ و نژادی، جدایی‌طلبی و ناکارآمدی تهدید می‌شود. مسائل آسیای مرکزی و قفقاز به دلیل پیچیدگی و درهم تنیدگی فقط از طریق روابط دوجانبه قابل حل و فصل نیست. از این‌‌رو، همکاری چندجانبه میان دولت‌های منطقه و یا همکاری با سازمان‌ها و اتحادیه‌های دیگر به عنوان یک استراتژی در روابط خارجی کشورهای این منطقه مطرح است

گازپروم و رویای تسخیر بازارهای جهانی انرژی

گازپروم و رویای تسخیر بازارهای جهانی انرژی

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 1-26

چکیده شرکت روسی گازپروم که یکی از بزرگترین غول‌های جهان انرژی شناخته می‌شود، نه تنها بر اکثر منابع گاز روسیه مسلط می‌باشد، بلکه تلاش‌های گسترده‌ای را نیز به منظور تسخیر بازارهای جهانی انرژی انجام داده است. همین امر موجب شده که این شرکت در معادلات راهبردی انرژی از جایگاه برجسته‌ای برخوردار شود. گازپروم در حالی رویای تسخیر بازارهای جهانی انرژی را در سر می‌پروراند که عملاً از پشتیبانی دولت روسیه برخوردار است.  در این بین مقاله حاضر قصد دارد ضمن بررسی جایگاه گازپروم در معادلات جهانی انرژی، نگاهی به تلاش‌های این شرکت جهت گسترش بازارهای جهانی خود نیز داشته باشد.

سازمان همکاری شانگهای و تهدیدات امنیتی مشترک در آسیای مرکزی

سازمان همکاری شانگهای و تهدیدات امنیتی مشترک در آسیای مرکزی

دوره 19، شماره 81، بهار 1392، صفحه 1-28

چکیده سازمان همکاری شانگهای که در حال حاضر به عنوان مهم‌ترین گروه‌بندی چندجانبه و فراملی در حوزه اوراسیای مرکزی شناخته می‌شود، از ابتدای تأسیس تاکنون، همواره از جنبه‌های گوناگون مورد توجه بوده است؛ اما در مورد ماهیت واقعی و حوزه فعالیت اصلی این سازمان همواره بحث‌های فراوانی وجود داشته است. این مقاله با عنایت به این حقیقت که دغدغه‌های امنیتی، مهم‌ترین زمینه تشکیل سازمان همکاری شانگهای می‌باشد و عامل امنیت  طی حیات این سازمان همواره به اشکال گوناگون برجستگی بیشتری نسبت به دیگر ابعاد داشته، به بررسی این موضوع می‌پردازد که سازمان همکاری شانگهای تا چه حد توانسته در جهت مرتفع نمودن دغدغههای امنیتی مورد نظر اعضا، موفق عمل نماید؟  این مقاله ضمن معرفی مهم‌ترین تهدیدات امنیتی مشترک در منطقه آسیای مرکزی، نشان می‌دهد که سازمان همکاری شانگهای توانسته در سه سطح کلان، منطقه‌ای و داخلی نسبت به رفع تهدیدات امنیتی اعضا اقدام کند و به این ترتیب، توانسته اولین چارچوب واقعی را برای همکاری‌های موثر چندجانبه امنیتی در منطقه به وجود بیاورد. با این حال، مجموعه‌ای از عوامل، همچون رقابت‌ها و بدبینی‌های تاریخی در منطقه و غرب‌گرایی برخی از اعضا، از رسیدن سازمان به سطح بهینه فعالیت‌های خود جلوگیری کرده است.

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

حوزه های اختلاف و رقابت میان اتحادیه اروپا و روسیه

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 1-28

چکیده روابط میان کشورهای اروپایی و روسیه پس از پایان جنگ سرد وارد مرحله تازه ای شد . با وجود افزایش تعاملات و همکاری ها میان اتحادیه اروپا و مسکو از طریق امضای قرارداد شراکت و همکاری در سال 1994 و تدوین نقشه راه انرژی برای سال 2050 و یا همکاری در برخی حوزه ها از جمله مبارزه با تروریسم و سلاح های کشتار جمعی، اما دو طرف در بسیاری از حوزه ها با یکدیگر اختلاف و رقابت جدی دارند . هر چند اهمیت اقتصادی روسیه برای اروپا در سال های گذشته رو به افزایش بوده، اما روابط سیاسی آنها با فراز و نشیب های فراوانی رو به رو بوده است . روسیه در دوره جدید ریاست جمهوری پوتین تلاش جدیدی را برای به دست آوردن جایگاه پیشین خود انجام می دهد و به همین دلیل در بسیاری از موارد ، منافع و ارزش های مورد نظر مسکو در تضاد با منافع کشورهای اروپایی قرار می گیرد. در این مقاله سعی شده است، حوزه های رقابت و اختلاف میان اتحادیه اروپا و روسیه مورد بررسی قرار گ یرد؛ به باور نویسندگان مقاله، اتحادیه اروپا و مسکو در حوزه هایی همچ ون انرژی (به رغم وجود وابستگی متقابل میان آنها )، نوس ازی، قفقاز جنوبی، همسایگی مشترک و امنیت با یکدیگر اختلاف جدی دارند.

دیپلماسی فرهنگی ترکیه در آسیای مرکزی: فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌رو

دیپلماسی فرهنگی ترکیه در آسیای مرکزی: فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌رو

دوره 19، شماره 83، پاییز 1392، صفحه 1-27

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و قبول استقلال چهارده جمهوری آن از یک سو مرزهای تاریخی شوروی سابق را با همسایگان جنوبی و شرقی ناپدید ساخت و از سوی دیگر، منطقه حایل و وسوسه‎انگیزی برای رقابت و نفوذ قدرتهای منطقه‎ای و برون‎منطقه‎ای به وجود آورد. در میان مدعیان نفوذ در منطقه، ترکیه به جهت اشتراک زبانی و تا حدودی تاریخی با ساکنان این جمهوری‌های تازه‌ استقلال‌یافته از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. دیپلماسی فرهنگی، یکی از مهم‌ترین ابزارهای پیشبرد اهداف و منافع ملی ترکیه در آسیای مرکزی به شمار می‌رود است که تجلی آن تلاش نخبگان سیاسی ترکیه برای معرفی این کشور به عنوان «الگوی توسعه و پیشرفت» است. مقاله حاضر به دنبال تبیین دیپلماسی فرهنگی ترکیه در جمهوری‌های آسیای مرکزی است تا بتواند به مطالعه روش‌مند و گویایی از دیپلماسی آنکارا پرداخته و در پردازش بهتر و منسجم‌تر ادراکات آن در قیاس با متغیرهای دیگر مثمر ثمر باشد. 

اهداف و راهبردهای سیاست خارجی چین در آسیای مرکزی

اهداف و راهبردهای سیاست خارجی چین در آسیای مرکزی

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 1-29

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرصت فوق‌العاده‌ای را برای چین فراهم کرد تا فرآیندهای سیاسی و اقتصادی در منطقه آسیای مرکزی را به اجرا درآورد. همجواری و هم مرز بودن چین با کشورهای آسیای مرکزی توام با رشد سریع‌ اقتصادی این کشور، شرایط خاصی را بر روابط این کشورها با چین موجب شده است. به طور کلی،‌ روابط دو جانبه چین و کشورهای این منطقه از روند جهان شمول دیپلماسی اقتصادی پکن مستثنی‌ نیست. وجود منابع قابل توجه انرژی در منطقه استراتژیک آسیای مرکزی سبب شده تا پکن توجه بیشتری به این منطقه داشته باشد. علاوه‌بر همجواری ژئوپلیتیک و اهمیت خاص این منطقه برای چین، رهبران پکن تداوم و گسترش‌ روابط خود با کشورهای این منطقه در عرصه اقتصادی با هدف حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی در داخل و به خصوص مناطق مرزی چون سین‌کیانگ را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده‌‌اند. وجود ناامنی در مرزهای غربی استان مسلمان نشین سین‌کیانگ که با کشورهای آسیای مرکزی هم‌مرز است، چین را ناگزیر از توسعه روابط با جمهوری‌های آسیای مرکزی کرده است. همچنین نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی پس از 11 سپتامبر 2001 یک حادثه و واقعیت دور از ذهن برای چینی‌ها و استراتژی کلی این کشور در قبال کشورهای همسایه بوده‌ است. مجموعه این عوامل، سیاست خارجی چین و تبعات اهداف و منافع این کشور در آسیای مرکزیرا دست‌خوش ملاحظات و اتخاذ استراتژی‌های خاصی کرده است. بر این اساس، مولفین این مقاله سوال خود را اینچنین مطرح می‌کنند که آیا چین در رقابت با قدرت‌های بزرگ می‌تواند به قدرت اول در آسیای مرکزی تبدیل شود؟ فرضیه مقاله نیز این است که باتوجه به حضور فزاینده آمریکا و روسیه در اقتصاد منطقه، احتمالا چین تا یک دهه آینده نمی‌تواند جایگاه اول را در روابط با کشورهای آسیای مرکزی کسب کند. 

ارزیابی وضعیت اشغال قره‌باغ کوهستانی از لحاظ حقوق بین الملل

ارزیابی وضعیت اشغال قره‌باغ کوهستانی از لحاظ حقوق بین الملل

دوره 20، شماره 85، بهار 1393، صفحه 1-33

چکیده جمهوری آذربایجان و ارمنستان به عنوان دو طرف اصلی در مناقشه قره‌باغ برای اثبات مواضع خود تلاش می‌کنند به اصول حقوق بین الملل تمسک جویند. جمهوری آذربایجان با استناد به اصل تمامیت ارضی که در منشور ملل متحد و بسیاری از اسناد، کنوانسیون‌ها و میثاق‌های بین‌المللی آمده است، بر ضرورت خروج نظامیان ارمنی از قره‌باغ و غیرقابل قبول بودن اعلام استقلال این منطقه تاکید می‌کند؛ این در شرایطی است که ارمنستان و جمهوری خودخوانده قره‌باغ با تمسک به اصل حق تعیین سرنوشت، استقلال قره‌باغ کوهستانی و حتی الحاق آن به ارمنستان را  حق مردم این منطقه عنوان کرده و معتقد هستند در این راستا در سال 1993 همه‌پرسی برگزار کرده‌اند و از آن زمان تاکنون چندین انتخابات ریاست جمهوری، پارلمانی و محلی در قره‌باغ برگزار شده است.
هدف این مقاله ارزیابی اشغال قره‌باغ و مواضع طرفین و بازیگران این مناقشه از لحاظ حقوق بین الملل است. در واقع، مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که تمسک جمهوری آذربایجان به اصل تمامیت ارضی و استناد ارمنستان و جدایی‌طلبان ارمنی قره‌باغ به اصل حق تعیین سرنوشت تا چه میزان منطقی و مطابق با حقوق بین الملل است؟ آیا این دو اصل که برخی از حقوقدانان آنها را از قواعده آمره بین المللی می‌دانند در تضاد با یکدیگر هستند و یا اینکه طرفین مناقشه قره‌باغ، برداشتی یک سویه در این خصوص دارند؟ پاسخ موقت به این سوال به عنوان فرضیه، آن است که پس از پایان دوره استعمار- از نظر حقوق بین الملل- حق تعیین سرنوشت برای اقلیت‌های قومی درون یک کشور شامل جدایی‌طلبی و تجزیه سرزمینی نمی‌شود، بلکه شامل داشتن حق مشارکت در انتخابات قوای مجریه، مقننه و سایر وجوه مشارکت مدنی و سیاسی و حق حفظ میراث فرهنگی می‌شود.

تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین از منظر واقع‎گرایی ساختاری تدافعی

تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین از منظر واقع‎گرایی ساختاری تدافعی

دوره 20، شماره 87، پاییز 1393، صفحه 1-32

چکیده اهمیت اوکراین به عنوان یکی از بین‎المللی‎ترین کشورهای جهان به واسطه ویژگی‎های«ژئوپلیتیک»، «ژئواستراتژیک» و «ژئواکونومیک» باعث شده تا این منطقه را به یکی از مهم‎ترین محورهای رقابت میان روسیه و آمریکا در عرصه نظام بین‎الملل مبدل سازد. تلاش‎های آمریکا و غرب برای گسترش ارزش‎های غربی و ترویج دموکراسی در اوکراین، به عضویت درآوردن اوکراین در ناتو و اتحادیه اروپا همگی نشان از جداکردن این کشور از مدار روسیه دارد. لذا از آن‎جایی که هر یک از دو طرف به شیوه‎ای متفاوت عمل می‎کنند، نمی‎توان پایانی برای مناقشه کنونی بین روسیه و غرب به رهبری آمریکا متصور شد. در چنین شرایطی و با وجود تحولات اخیر این سوال پیش می‎آید که آیا واقع‎گرایی تدافعی می‎تواند سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین را تبیین نماید؟ به نظر می‎رسد واقع‎گرایی تدافعی با توجه به شاخصه‎هایی مانند؛ قدرت کلی، مجاورت جغرافیایی، قدرت آفندی و نیات تجاوزکارانه توانایی تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین را داشته باشد.  

مفهوم نوین استراتژیک ناتو(2010) و پیامدهای امنیتی آن در روابط ناتو و روسیه

مفهوم نوین استراتژیک ناتو(2010) و پیامدهای امنیتی آن در روابط ناتو و روسیه

دوره 18، شماره 80، زمستان 1391، صفحه 1-30

چکیده ساختار نوین نظام بین‌الملل، چالش‌ها و تهدیدهای گسترده و مشترکی را برای ناتو و روسیه به دنبال داشته است. بر این اساس پیمان آتلانتیک شمالی مفهوم استراتژیک خود را در لیسبون پرتغال در سال 2010 به فعالیت‌های موثری در سه زمینه دفاع دسته‌جمعی، مدیریت بحران و همکاری امنیتی متمرکز ساخته و تاکید دارد که تهدیدهای هزاره سوم موجب فراهم شدن زمینه‌های لازم برای ایفای نقش بیشتر ناتو در دوسوی آتلانتیک و کل نظام بین‌الملل شده و این امر بازتعریف مفاهیم استراتژیک ناتو و همکاری این پیمان را با روسیه ضروری می‌سازد. تحقیق حاضر درصدد است تا نشان دهد که به دنبال تهدیدهای مشترک نوین، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به انجام همکاری‌های امنیتی در حوزه‌هایی همچون تروریسم، افغانستان، تکثیر سلاح کشتار جمعی و سپر دفاع موشکی با روسیه مبادرت ورزیده و موجب نزدیکی این دو بازیگر برجسته نظام بین‌الملل گردیده است. روسیه و ناتو به خوبی درک نموده‌اند که تهدیدهای نوین امنیتی نظام بین‌الملل که در بسیاری از موارد، تهدیدهای مشترک این دو بازیگر نیز تلقی می‌شوند، تنها از طریق همکاری‌های امنیتی مشترک قابل بررسی و حل می‌باشد و مفهوم استراتژیک نوین با اذعان به این مسئله، موجب افزایش همکاری‌های امنیتی ناتو و روسیه شده است.

رقابت چین و آمریکا در آسیای مرکزی

رقابت چین و آمریکا در آسیای مرکزی

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 1-24

چکیده از دیرباز همواره رقابت میان قدرت‌های بزرگ در قالب بازیگران مختلف و به صورت گسترده وجود داشته است. در این فرایند، قدرت‌های بزرگ به دنبال گسترش حوزه نفوذ و سیطره خود بر نقاط و حوزه‌های مختلف جهان بوده‌اند. این قدرت‌ها برای تحقق منافع خود از همه ابزارها و امکانات استفاده می‌کنند. از این رو، سیاست بین‌الملل بر اساس شاخص رقابت بین قدرت‌های بزرگ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یکی از مناطق مورد منازعه و رقابت، منطقه آسیای مرکزی و قفقاز است که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ نوعی خلاء قدرت در این منطقه به وجود آمد. شرایط ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک این منطقه موجب تلاش قدرت‌های بزرگ برای حضور و نقش‌آفرینی در آن منطقه شده است. در سال‌های گذشته چین و ایالات متحده به عنوان دو بازیگر مهم در نظام بین‌الملل تلاش فراوانی برای تثبیت نفوذ و قدرت خود در میان کشورهای آسیای مرکزی انجام داده‌اند. در این مقاله، حوزه‌های رقابت میان آمریکا و چین در آسیای مرکزی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. 

نگاهی به ملاحظات جمهوری اسلامی ایران درباره حضور ناتو در افغانستان

نگاهی به ملاحظات جمهوری اسلامی ایران درباره حضور ناتو در افغانستان

دوره 18، شماره 78، تابستان 1391، صفحه 1-20

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تغییرات بنیادینی در ساختار سامانه بین‌المللی پدید آورد. این امر زمینه‌ساز آن شد تا در سال‌های نخستین هزاره نوین، همگان درباره "جهانی شدن" ارزش‌ها و هویت‌ها و بازسازی منافع مشترک در جامعه جهانی سخن گویند. از این رو در دهه 90رهیافت نوین "سازنده گرایی"[1] در ادبیات روابط بین‌الملل شکل گرفت و از منظری جامعه شناختی به مطالعه سیاست جهانی پرداخت. بر این پایه، هویت‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند چرا که آنها به تعریف منافع کشورهای گوناگون می‌نشینند و آنان را به سوی همگرایی یا واگرایی سوق می‌دهند. در این نوشتار تلاش خواهد شد تا بر پایه رهیافت سازنده‌گرایی در تحلیل روابط بین‌الملل، نقش گوناگونی‌های هویتی در شکل‌دهی به منافع بازیگران مختلف در افغانستان با تاکید بر سه بازیگر اصلی یعنی ایران، افغانستان و سازمان ناتو، بررسی شوند. هدف اصلی در این نوشتار، فهم ملاحظات ایران درباره حضور ناتو در افغانستان است. بر پایه این پرسش اصلی، نویسنده تلاش خواهد کرد تا تاثیر حضور ناتو در افغانستان بر امنیت ملی ایران را در سه سطح روابط دو جانبه ایران و افغانستان، روابط منطقه‌ای ایران و تعاملات جهانی این کشور بررسی نماید.
[1]. Constructivism

سیاست دولت پوتین و جایگاه الیگارشی روسیه

سیاست دولت پوتین و جایگاه الیگارشی روسیه

دوره 18، شماره 77، بهار 1391، صفحه 1-23

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اموال دولتی طی چند مرحله و به روش‌های گوناگون به خریداران واگذار شد. افرادی از همین طریق قدرت اقتصادی بالایی به دست آوردند و در پی تحصیل قدرت اقتصادی در صدد اعمال نفوذ سیاسی و دخالت در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور برآمدند.‌ این افراد که در اصطلاح الیگارش خوانده می‌شدند با به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین مجبور به تغییر روش شدند. در اینجا به دنبال پاسخ ‌به این سوال می‌باشیم که سیاست‌های پوتین در قبال ‌این افراد چه بود و چه تغییری در الیگارشی روسیه به وجود آورد. با‌ ایجاد قانون " فاصله‌ برابر " پوتین درصدد احیای قدرت در کرملین و تحدید مزر بین الیگارش‌ها و صاحبان بنگاه‌های تجاری بزرگ برآمد. پس از آن در واقع الیگارشی به معنای واقعی و نمایان در مناطق و نواحی روسیه به چشم می‌خورد. البته در سطح فدرال نیز الیگارشی پوتین به شکلی کم جلوه‌تر، اما وفادار‌تر از الیگارشی دوره‌ ‌یلتسین وجود دارد.

بررسی سیاست اتحادیه اروپایی در قبال بلاروس از منظر هنجارگرایی

بررسی سیاست اتحادیه اروپایی در قبال بلاروس از منظر هنجارگرایی

دوره 20، شماره 88، زمستان 1393، صفحه 1-33

سیدجلال دهقانی فیروزآبادی، خلیل شیرغلامی

چکیده در برخی نظریه‌های روابط بین الملل به نقش هنجارها در رفتار کنشگران و مفهوم «سیاست خارجی هنجاری»[1] توجه شده است. پیرو همین تعاملات، برخی تلاش کرده‌اند برای این مفهوم نظری در عرصه سیاست بین الملل مصداق‌هایی بیابند و در این راستا برخی صاحبنظران از اتحادیه اروپایی به عنوان یک بازیگر هنجاری یا قدرت هنجاری نام برده‌اند؛ تا جایی که سیاست هنجاری در دیدگاه آنها مساوی اتحادیه اروپایی و رفتار اتحادیه اروپایی معادل سیاست هنجاری تلقی شده است. هواداران مفهوم اروپای هنجاری، معتقد هستند، اتحادیه اروپایی کنشگری متمایز در سیاست بین الملل و نیرویی برای خیر است که سیاست خارجی آن صرفا معطوف به منافع مادی محدود نیست، بلکه بر مبنای هنجارگرایی و توسعه هنجارها در نظام بین الملل استوار شده است. یکی از مصادیق این هنجارگرایی ادعایی، سیاست اتحادیه در قبال بازیگران پیرامونی آن است.    
نوشتار حاضر تلاش دارد به این سوال پاسخ دهد که سیاست اتحادیه اروپایی در قبال بلاروس به عنوان یکی از همسایگان شرقی اتحادیه تا چه اندازه با شاخص‌های سیاست خارجی هنجاری مطابقت داشته است. یافته‌های این مقاله حاکی از آن است که با توجه به شاخص‌های قابل تعریف برای سیاست خارجی هنجاری، سیاست اتحادیه اروپایی در قبال بلاروس، اگرچه در برخی ابعاد واجد متغیرهایی از هنجارگرایی است در قالب سیاست خارجی هنجاری نمی‌گنجد و این هنجارگرایی ادعایی در عمل تاثیری بر رفتارهای سیاسی بلاروس نیز نداشته است.



[1]. Normative Foreign Policy
 

آسیای مرکزی بزرگ‌تر از افسانه تا واقعیت

آسیای مرکزی بزرگ‌تر از افسانه تا واقعیت

دوره 21، شماره 89، بهار 1394، صفحه 1-31

داود آقایی، احسان فلاحی

چکیده منطقه آسیای مرکزی به لحاظ سیاسی مفهومی سیال است، یعنی در گذر زمان و با تغییر معادلات سیاسی، محدوده از پیش تعریف شده برای مناطق دستخوش دگرگونی می گردد . آسیایمرکزی در دوران جنگ سرد بخ شی از سرزمین اتحاد جماهیر شوروی بود. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پنج جمهوری در این منطقه استقلال یافتند . در نیمه نخست دهه 90 میلادی بسیاری از محققین معتقد بودند که آسیای مرکزی به همراه قفقاز، اروپای شرقی و کشورهای حوزه بالتیک زیرسیستم های مجموعه امنیتی پ ساشوروی را تشکیل می دهند و هویت مستقلی برای این مناطق قائل نبودند . اما به تدریج در نیمه دوم این دهه آسیای مرکزی به عنوان منطقه ای مستقل مورد مطالعه قرار گرفت . با حضور سایر قدرت ها و شکل گیری بازی بزرگ جدید در این ناحیه از گسترش مرزهای آسیای مرکزی سخن به میان آمد . طرح آسیای مرکزی بزرگ تر برآیند چنین روندی است . تاکنون تعابیر متفاوتی از آسیای مرکزی بزرگ تر ارائه گردیده است . این مقاله با آیا » ، پی گیری روایت آمریکایی از آسیای مرکزی بزرگ تر درصدد پاسخ به سئوالات زیر می باشد آسیای مرکزی بزرگ تر قابلیت اجرایی شد ن دارد؟ محدودیت های پیش روی این طرح چیست؟ اصلیترین پیامد طرح آسیای » « ؟ پیامدهای اصلی طرح آسیای مرکزی بزرگ تر چه خواهد بود مرکزی بزرگ تر کاهش نفوذ روسیه و چین است . طرح آسیای مرکزی بزرگ تر با مجموعه ای از روش « موانع امنیتی مواجه است مخالفت روسیه و چین مانع از عملیاتی شدن این طرح خواهد شد این نوشتار توصیفی - تحلیلی میباشد و بر مبنای تئوری مجموعه امنیتی منطقهای تدوین گردیده است

جایگاه ایران در مکاتب فکری سیاست خارجی روسیه

جایگاه ایران در مکاتب فکری سیاست خارجی روسیه

دوره 22، شماره 93، بهار 1395، صفحه 1-33

سیده مطهره حسینی، مریم ابوالحسینی

چکیده سیاست خارجی روسیه برآمده از اندیشه هایی است که در مکاتب فکری موجود در فضای اندیشگی این کشور ریشه دارند. ماهیت این مکاتب به صورت جسته و گریخته مورد پژوهش قرار گرفته است ولی درباره دسته بندی مشخص این مکاتب و تاثیر آنها بر روند شکل گیری سیاست خارجی روسیه در قبال ایران، پژوهشی در دست نیست.
در این رابطه، مقاله حاضر با طرح چند پرسش به این موضوع می‌پردازد؛ ایران دارای چه جایگاهی در مکاتب فکری معاصر سیاست خارجی روسیه است؟و چرا ایران نتوانسته جایگاه مناسبی در سیاست خارجی روسیه داشته باشد؟ مکاتب فکری موثر در سیاست خارجی روسیه کدام هستند؟ نگاه این مکاتب نسبت به ایران چگونه است؟ در این راستا با بهره گیری از پژوهش‌هایی که توسط متخصصین این حوزه انجام پذیرفته و با این ایده که ایران در نگاه مکاتب اوراسیاگراتر و دولت‌گرا، حائز جایگاه مهم‌تری بوده، اما در نگاه آتلانتیک‌گرا و ملی‌گرا کم اهمیت‌تر تلقی می‌شود؛ به این مهم دست یافتیم که جایگاه متفاوت ایران در این مکاتب فکری و رویکردهای پرنوسان و بعضا متناقض سیاست خارجی روسیه نسبت به ایران، ناشی از وجود نگرش‌ها و مکاتب فکری سیاسی متفاوت طی تجارب تاریخی و پیشینه‌هایی از اقتصاد و تحولات سیاسی در این کشور ارزیابی می‌گردد. به بیان دیگر بیش از آن که این تغییرات در سیاست خارجی روسیه ناشی از تحولات بین المللی باشند، ریشه در مسائل داخلی روسیه و گفتمان‌های نشأت گرفته از آن دارد.

دیپلماسی آموزشی جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی

دیپلماسی آموزشی جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی

دوره 22، شماره 94، تابستان 1395، صفحه 1-42

محمدرضا دهشیری، مهدی طاهری

چکیده بهره گیری از ظرفیت‌های آموزشی  به ویژه در حوزه آموزش عالی در جهت بسط تفاهم و درک مشترک و تصویر سازی مثبت از کشور را می‌توان دیپلماسی آموزشی نامید که خود یکی از ارکان دیپلماسی فرهنگی قلمداد می‌گردد. امروزه بسیاری از کشورها با استفاده از کانال ارتباطی دانشگاهی در صدد افزایش قدرت نرم خود برآمده‌اند. مبادلات آموزشی و ایجاد شعب دانشگاهی در نقاط مختلف جهان به ویژه در کشورهایی که زمینه‌های فرهنگی مشترک وجود دارد این امکان را به کشورها می‌دهد تا از طریق تعامل با نخبگان و تحصیلکردگان میزان تاثیرگذاری خود را گسترش دهند. قشر دانشگاهی به عنوان مهم‌ترین قشر موثر در ساخت آینده یک کشور، تاثیر به‌سزایی در تفاهم و همسویی فرهنگی میان ملت‌ها خواهد گذاشت.
در همین راستا یکی از مناطق مهمی که زمینه‌های هویت فرهنگی مشترک فراوانی با جمهوری اسلامی ایران دارد، منطقه آسیای مرکزی است. این نوشتار در صدد پاسخ به این پرسش است که جمهوری اسلامی ایران چگونه می‌تواند از ظرفیت‌های آکادمیک خود در منطقه آسیای مرکزی بهره برداری نماید؟ نظر نویسندگان آن است که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی، زبان فارسی، پیشینه مشترک تمدنی و توان آموزش عالی کشور به ویژه در عرصه تبادلات دانشگاهی نسبت به برسازی تصویری مثبت از خود اقدام کند و دیپلماسی آموزشی خود را در منطقه آسیای مرکزی ارتقا دهد.
 

جایگاه ترکمنستان در چشم‌انداز انرژی اتحادیه اروپا

جایگاه ترکمنستان در چشم‌انداز انرژی اتحادیه اروپا

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 1-27

هادی آجیلی، مهناز زارع

چکیده اتحادیه اروپا به دلیل محدودیت‌های منابع انرژی و همچنین مشکلات دستیابی مطمئن و ارزان قیمت به آن به ویژه پس از روشن شدن این واقعیت که عامل انرژی می‌تواند به عنوان یک ابزار سیاسی از سوی روسیه به کار گرفته شود، بر آن است تا منابع انرژی و خطوط انتقال آنها و تنوع‌سازی مسیرهای واردات آن را به شکل جدی‌تری در عرصه سیاست بین‌الملل دنبال کند و دسترسی به منابع غنی گاز طبیعی و ایجاد بازارهای جدید را در راستای اهداف اقتصادی خود اعمال کند که طرح کریدور گاز جنوبی در حوزه‌ی دریای خزر در راستای این سیاست انرژی قرار دارد. از سوی دیگر، برنامه راهبردی ترکمنستان تبدیل شدن به یک بازیگر استراتژیک در حوزه انرژی است و موقعیت جغرافیایی و ذخایر غنی گاز طبیعی و استراتژی‌های آن در جهت تنوع‌ بخشیدن به مسیرهای صادرات انرژی به ویژه در دوران رئیس‌جمهور دوم این کشور، زمینه را جهت همکاری‌های گسترده بین‌الملی فراهم آورده است.
در این میان سوالی که مطرح می‌شود این است که با توجه به سیاست انرژی جدید اتحادیه اروپا در عرصه‌ سیاست خارجی، ترکمنستان چه جایگاهی در چشم‌انداز انرژی آن، خواهد داشت؟  
لذا فرضیه پیشنهادی ما این است که با اجرای طرح کریدور گاز جنوبی، ترکمنستان از طریق مشارکت در خطوط لوله این کریدور در رقابت با روسیه در تأمین گاز اتحادیه اروپا ایفای نقش خواهد نمود. روش این نوشتار توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه وابستگی متقابل می‌باشد. 

تاثیر سیاست خارجی ترکمنستان بر اقتصاد آن

تاثیر سیاست خارجی ترکمنستان بر اقتصاد آن

دوره 21، شماره 91، پاییز 1394، صفحه 1-36

علی امیدی، احسان فلاحی، زهرا آقامحمدی

چکیده جمهوری ترکمنستان پس از استقلال، بی‌طرفی دائم را به عنوان استراتژی سیاست خارجی اعلام نمود. در فاصله سال‌های 1991ـ 2001 این استراتژی به نحوی اعمال می‌گردید که به تقویت پایه‌های حکومت نیازاف منجر شود. اما تحولات پس از 11سپتامبر2001 شرایط ویژه‌ای را در نظام بین‌الملل و مناسبات منطقه‌ای به وجود آورد. کشورهای آسیای مرکزی از جمله ترکمنستان بیش از سایر دولت‌ها تحت تأثیر دگرگونی‌های نظام بین‌الملل قرار گرفتند.با حمله آمریکا به افغانستان (2001)، عشق‌آباد الگویی متعارف‌تر از استراتژی بی‌طرفی را به نمایش گذاشت و با روی کار آمدن محمداف در سال 2006 روند تغییرات در سیاست ‌خارجی ترکمنستان شدت یافت.  با توجه به نکات فوق، مقاله پیش‌رو در صدد پاسخ به این سوالات است که روند تغییرات در سیاست‌خارجی ترکمنستان چگونه بوده است؟ و پیامدهای اقتصادی این تغییرات چیست؟ «سیاست خارجی ترکمنستان تا سال 2001 مبتنی بر انزواطلبی بود. اما بعد از 11 سپتامبر 2001، استراتژی بی‌طرفی منفی توسط نیازاف در پیش گرفته شد. سپس با روی کار آمدن محمداف استراتژی بی‌طرفی فعال اتخاذ شد که به رشد اقتصادی ترکمنستان در ده سال اخیر  انجامیده است.»

چگونگی کاربری مولفه‌های امنیتی در قفقاز جنوبی

چگونگی کاربری مولفه‌های امنیتی در قفقاز جنوبی

دوره 21، شماره 90، تابستان 1394، صفحه 1-38

نبی الله ابراهیمی، قاسم اصولی

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قفقاز جنوبی عرصه تهدیدها و چالش‌های امنیتی متعدد بوده است. مناقشه‌های قومی و سرزمینی، بی‌ثباتی سیاسی، نداشتن توسعه اقتصادی و اجتماعی، تهدید‌های فراملیتی و جرایم سازمان‌یافته و بالاخره رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مهم‌ترین چالش‌های امنیتی در قفقازجنوبی است. وجود این چالش‌ها و مسایل حادامنیتی، پیچیدگی‌های امنیتی را برای قفقاز به ارمغان آورده و مانع از استقرار کامل صلح و ثبات در این منطقه شده است. سوال اصلی در این مقاله این است، چگونه می‌توان مولفه‌های اصلی مجموعه امنیتی از قبیل قطبیت، ساخت اجتماعی، نوع دولت، مرزبندی، آنارشی را بر قفقاز جنوبی اعمال کرد؟ و آیا این منطقه زیرمجموعه مجموعه بزرگتر امنیتی با محوریت روسیه است یا یک مجموعه مستقل امنیتی محسوب می‌شود؟ مولفین فرضیه مقاله را اینچنین مطرح می‌کنند که به دلیل وابستگی‌های متقابل امنیتی در منطقه قفقاز جنوبی مولفه‌های مجموعه امنیتی در این منطقه قابل اعمال و در ضمن این منطقه یک منطقه مستقل از زیرمجموعه امنیتی روسیه محسوب می‌شود. در این مقاله سعی می‌شود، ابتدا به تبارشناسی نظریه مجموعه امنیتی پرداخته شود و سپس در قالب مفهوم مرزبندی، مسئله استقلال این مجموعه یا زیرمجموعه مجموعه امنیتی روسیه بودن بررسی شود و در نهایت به روش تجربی و تبیینی مولفه‌های این نظریه مجموعه امنیت منطقه‌ای در قفقاز جنوبی اعمالشود.