دوره و شماره: مقالات آماده انتشار
تعداد مقالات: 12
پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733323

زهرا قاسمی کلدهی، امیر نیاکویی

چکیده درگیری متداوم آذربایجان و ارمنستان پیامدهای مهمی بر منافع کشورهای مختلف و همنچنین ژئوپولیتیک منطقه قفقاز دازذد در این میان بررسی پیامدهای این تحولات و تهدیدهای بالقوه آن برای ایران موضوع حائز اهمیتی است بحران قره باغ و درگیری‌های بین آذربایجان و ارمنستان در سپتامبر 2020 و تاثیر آن بر سایر بازیگران منطقه‌ای و بین المللی نشان از اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه و تاثیرات این بحران‌ها بر ایران داشت لذا پژوهش حاضر در جهت پاسخگویی به این پرسش برآمده است که برنامه‌ ساخت‌ کریـدور زنگـه‌زور چـه‌ تهدیـدهایی‌ علیـه‌ منـافع‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران خواهد داشت؟ و در این راستا با بهره‌گیری از نظریه امنیت منطقه‌ای این فرضیه مطرح شده است که ایجاد کریدور زنگه‌زور در خاک ارمنستان، بـر پایة برنامه‌هاى اعلام شده از سوى محور جمهورى آذربایجان- ترکیه، می‌تواند توازن منطقه‌اى قدرت را به ضرر جمهوری اسلامی ایران تغییر دهد؛ بنابراین پیشبرد این پروژه تهدیدى امنیتـی علیـه منـافع ژئوپلتیـک و اقتصادى جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود که اهم موارد آن عبارت‌اند از: امکان تغییر ژئوپلتیک مرزها از طریق انسداد مرز زمینی ایران و ارمنستان؛ امکان همگرایی ارمنسـتان بـا بلـوک غـرب و تشـدید تنهـایی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران؛ کاهش مزیتهاى ترانزیتی ایران در کریدور شمال-جنوب؛ افزایش نفوذ ترکیـه در منطقه؛ به مخاطره افتادن حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی از طریق پیشبرد طرح پـان ترکیسـتی و احیاى قوم گرایی آذرى؛ تقویت حضور ناتو، اسرائیل و روسیه در مرزهاى شمالی کشـور. همچنین در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و اینترنتی جهت گرداوری اطلاعات استفاده شده است.

فرصت‌ها وچالش‌های طرح (کمربند،راه) چین بر اقتصاد سیاسی ایران (2021-2013)

فرصت‌ها وچالش‌های طرح (کمربند،راه) چین بر اقتصاد سیاسی ایران (2021-2013)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733329

سیدمهدی صداقت

چکیده چکیده:
ابتکار « کمربند،راه»، که در سال 2013 به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های اقتصادی طراحی و اجرا شد، با هدف تقویت جایگاه چین به‌عنوان یک قدرت جهانی در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و سیاسی مطرح گردید. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل موقعیت استراتژیک خود در کریدورهای حمل‌ونقل شمال به جنوب و شرق به غرب و همچنین منابع غنی انرژی، به‌عنوان یکی از گره‌های کلیدی این طرح شناخته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی فرصت‌ها و چالش‌های ابتکار « کمربند،راه» برای اقتصاد سیاسی ایران می‌باشد. نتایج، حاکی از آن است که این ابتکار می‌تواند ضمن توسعه زیرساخت‌های کلیدی ایران، از جمله حمل‌ونقل و انرژی، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای در مسیر طرح، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در منطقه نیز تقویت کند. اما از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی و سیاسی بیشتر به چین، افزایش واردات کالاهای چینی و عدم شفافیت در سرمایه‌گذاری‌ها و مشکلات ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، از جمله چالش‌هایی است که ایران در مواجهه با این طرح با آن‌ها روبرو خواهد بود.

برندسازی ملی روسیه در ایران: مورد مطالعه رسانه اسپوتنیک در بازه جنگ تحمیلی دوازده روزه

برندسازی ملی روسیه در ایران: مورد مطالعه رسانه اسپوتنیک در بازه جنگ تحمیلی دوازده روزه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2069690.1914

سجاد ایمانی پور

چکیده در عصر جهانی شدن، برندسازی ملی در سطح جهانی دارای اهمیتی بالاست که می‌تواند مزیت رقابتی راهبردی در تعامل با دیگر کشورها ایجاد نماید. خبرگزاری اسپوتنیک به عنوان یکی از بازوهای دپیلماسی عمومی روسیه در عرصه بین‌الملل و به زبان‌های مختلف فعالیت دارد. این رسانه، تعداد قابل توجهی از مخاطبان فارسی زبان را به صفحات فارسی خود جذب نموده است. در این میان جنگ تحمیلی دوازده روزه علیه ایران، ظرفیت مناسبی برای فعالیت‌های اسپوتنیک در جهت برندسازی ملی روسیه و تاثیرگذاری در این جهت بر افکار عمومی ایرانیان فراهم آورد. این پژوهش ضمن استفاده از روش تحلیل مضمون و شبکه مضامین، به دنبال پاسخ این پرسش بوده است که راهبردهای دیپلماسی عمومی کانال تلگرامی رسانه دولتی اسپوتنیک ایران در زمینه برندسازی ملی روسیه در بازه زمانی جنگ برای مخاطبان فارسی زبان چه بوده است؟ در نهایت 5 مضمون کلان مرتبط با برندسازی روسیه در پیام‌های این کانال دولتی احصاء شده است که عبارتند از روسیه متمدن، روسیه معقول و میانه‌رو، قدرت روسیه، روابط مستحکم ایران و روسیه و تلاش غرب برای حفظ هژمونی خود. این مضامین فراگیر به مثابه بخشی از پازل «دیگری‌سازی» روسیه از غرب و آمریکا و تلاش برای تحکیم قدرت نرم روسیه تحلیل می‌شود.

چشم اندازحل وفصل اختلافات آمریکا و چین ازمنظرحقوق بین الملل

چشم اندازحل وفصل اختلافات آمریکا و چین ازمنظرحقوق بین الملل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2052853.1858

رحمت حاجی مینه، زینب زارعی

چکیده اختلافات فزاینده بین ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چین، به عنوان دو قدرت برتر جهانی، ابعاد گسترده‌ای یافته و عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی، و ایدئولوژیک را در بر گرفته است. این اختلافات، که از مناقشات تجاری و فناوری تا مسائل مربوط به حقوق بشر و امنیت منطقه‌ای را شامل می‌شود، نه تنها روابط دوجانبه آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده، بلکه ثبات و نظم بین‌المللی را نیز به چالش کشیده است. این مقاله با بررسی اسنادهایی مانند قطعنامه های سازمان ملل و اعلامیه های دوجانبه و همچنین داده هایی از قبیل شاخص های اقتصادی و آمار تجاریو با استفاده از تحلیل محتوا در تلاش است چشم اندازحل وفصل اختلافات آمریکا و چین ازمنظرحقوق بین الملل را بررسی نماید. سوال اصلی مقاله این گونه طرح شده است که با توجه به اختلافات عمیق و گسترده میان آمریکا و چین، آیا چارچوب حقوق بین‌الملل فعلی، قادر به مدیریت و حل‌وفصل موثر این اختلافات است، یا نیازمند رویکردهای جدید و نوآورانه در تفسیر و اجرای حقوق بین‌الملل برای انطباق با واقعیت‌های جدید ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهان هستیم؟ یافته های مقاله نشان می دهد که حقوق بین‌الملل، با ارائه چارچوب‌ها و سازوکارهای قانونی، می‌تواند نقش مهمی در مدیریت و کاهش این تنش‌ها ایفا کند. تمرکز بر روی مفاهیمی چون حاکمیت، عدم مداخله، حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات، و تعهد به معاهدات بین‌المللی، می‌تواند راهکارهایی را برای کاهش تنش‌ها و ایجاد زمینه همکاری ارائه دهد.

ژئواکونومی مواد معدنی حیاتی آسیای مرکزی: رقابت کریدوری و جایگاه ایران

ژئواکونومی مواد معدنی حیاتی آسیای مرکزی: رقابت کریدوری و جایگاه ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2066369.1902

زهرا محمدی

چکیده مواد معدنی حیاتی به یکی از مسائل اصلی امنیت تأمین تبدیل شده‌اند، ولی در آسیای مرکزیِ محصور در خشکی، ارزش ژئواکونومیک منابع معدنی فقط به استخراج و فرآوری وابسته نیست و توان انتقال محصول از مسیرهای قابل اتکا، جایگزین‌پذیر و تأمین‌پذیر از نظر مالی نیز در آن نقش دارد. این مقاله تبیین می‌کند که رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی چگونه به رقابت کریدوری امتداد می‌یابد و ایران تحت چه شرایطی می‌تواند مزیت مکانی خود را به مرکزیت عملیاتی تبدیل کند. چارچوب تحلیلی پژوهش، ابزارهای ژئواکونومیک، وابستگی متقابل شبکه‌ای، کارگزاری منطقه‌ای، عملکرد کریدور، ریسک معامله و ردیابی را به یکدیگر پیوند می‌دهد و میان چهار سطح دارایی، ظرفیت، قابلیت و جریان تحقق‌یافته تمایز می‌گذارد. پژوهش با مطالعه تطبیقی اسنادی، داده‌های ثانویه چندمنبعی، تحلیل ساختاریافته شواهد، ردیابی فرایند و مطالعه موردی تعبیه‌شده چابهار در دوره ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند مواد معدنی حیاتی رقابت کریدوری را از صفر ایجاد نمی‌کنند، بلکه ارزش راهبردی مسیرهایی را افزایش می‌دهند که بتوانند جریان را با سطح قابل قبول هزینه، زمان،قابلیت اطمینان،ریسک مالی و حقوقی و ردیابی اطلاعاتی جذب و حفظ کنند. کارگزاری کشورهای آسیای مرکزی نیز به وجود گزینه‌های قابل استفاده، نه صرفا اعلام‌شده، وابسته است. ایران یک گزینه واقعی برای اتصال جنوبی است، ولی شواهد موجود مرکزیت تثبیت‌شده آن را تأیید نمی‌کنند. موقعیت ایران را دقیق‌تر می‌توان «محوریت مشروط» دانست: جغرافیا و زیرساخت امکان ورود را فراهم می‌کنند، ولی تبدیل آن به جریان پایدار مواد معدنی مستلزم بهبود سنجش‌پذیر عملکرد مرزی، شرایط معامله، اتصال چندوجهی و ردیابی سرتاسری است.

بررسی تطبیقی مدل های رفتاری قدرت های نوظهور چین و هند در تعامل با ایران

بررسی تطبیقی مدل های رفتاری قدرت های نوظهور چین و هند در تعامل با ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2071434.1922

محمد یونس بهادری، ماندانا سجادی

چکیده جمهوری اسلامی ایران که در منطقه مابین قفقاز و اقیانوس هند واقع شده ، دارای موقعیت راهبُردی با توانایی واپایش خلیج‌فارس، منطقه دریای خزر، افغانستان و حتی پاکستان است و از اهمیت ویژه‌ای برای قدرت‌های نوظهور برخوردار است. این کشور با درک پویایی‌های نظام بین‌الملل، به‌صورت ضمنی راهبُرد نگاه به شرق را در دستور کار قرار داده است. باتوجه‌به اهمیت چین و هند در تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای، ارزیابی سیاست خارجی دو کشور نسبت به ایران برای تحلیل چشم‌اندازهای همکاری آنها در نظام جهانی ضروری است. اما سؤال اینجاست که این قدرتهای نوظهور در تعامل خود با ایران از سال 2015 تا کنون چه الگوی رفتاری را دنبال کرده اند؟ یافته‌های پژوهش که از طریق آزمون فرضیه با استفاده مدل نظری الگوی رفتاری قدرتهای نوظهور در کنار تحلیل تطبیقی اسناد موجود حاصل شده است، نشان می‌دهد که هر دو کشور به دلایل مختلفی از جمله منافع اقتصادی، امنیت انرژی، ثبات منطقه‌ای و ملاحظات ژئوپلیتیکی از سال 2015 تا کنون مدل رفتاری عمل‌گرا و همکاری‌جویانه را در تعامل با ایران اتخاذ کرده‌اند. این الگوی رفتاری از جانب چین بیشتر دنبال می‌شود.

نقش دیاسپورای ارمنی در روابط خارجی جمهوری ارمنستان (2018 - 2024)

نقش دیاسپورای ارمنی در روابط خارجی جمهوری ارمنستان (2018 - 2024)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2075736.1940

محمد حسین معصوم زاده

چکیده پژوهش حاضر به واکاوی تحولات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی و تأثیر متقابل آن بر پویایی‌های روابط دولت نیکول پاشینیان و دیاسپورای ارمنی در بازه زمانی حساس ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ می‌پردازد. مسئله محوری پژوهش، تبیین چرایی و چگونگی تغییر جایگاه دیاسپورا در معادلات سیاست خارجی ایروان است. این مقاله با روش کیفی و رویکرد اسنادی-تحلیلی و بهره‌گیری از چارچوب مفهومی دیپلماسی دیاسپورا، استدلال می‌کند که پس از جنگ دوم قره‌باغ و سقوط آرتساخ، نفوذ سیاسی دیاسپورا (به‌ویژه در فرانسه و آمریکا) از سطح «شریک استراتژیک» به «پشتیبان مالی و بشردوستانه» تقلیل یافته است. یافته‌ها نشان می‌دهد اگرچه لابی‌های ارمنی در دیپلماسی عمومی و بسیج منابع موفق بوده‌اند، اما در تأثیرگذاری بر تصمیمات امنیتی کلان با محدودیت ساختاری مواجه شده‌اند. در نهایت، دولت ارمنستان برای حفظ امنیت ملی و عادی‌سازی روابط با همسایگان، عاملیت سیاسی دیاسپورا را محدود کرده و پارادایم استراتژیک خود را از «آرمان‌گرایی دیاسپورامحور» به «واقع‌گرایی دولت‌محور» تغییر داده است.

قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و موازنه ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی

قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و موازنه ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2078247.1952

سید مرتضی حافظی، سید امیر نیاکویی

چکیده در سال‌های اخیر، قدرت نرم به‌عنوان یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی کشورها، به‌ویژه در مناطق استراتژیک نظیر قفقاز جنوبی، نقش کلیدی ایفا کرده است. این مقاله به بررسی این پرسش اساسی می‌پردازد که جمهوری اسلامی ایران چگونه می‌تواند از ظرفیت‌های قدرت نرم خود برای مقابله با گسترش روابط میان ترکیه، اسرائیل و جمهوری آذربایجان در قفقاز جنوبی بهره گیرد؛ روابطی که با تکیه بر پیوندهای امنیتی، اقتصادی و ترانزیتی، موازنه قدرت منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار داده است. روش پژوهش بر پایه تحلیل محتوای اسناد رسمی، منابع علمی معتبر و داده‌های ثانویه در بازه‌ زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ و با استفاده از چارچوب نظری نای و پاپ انجام شده است. فرضیه پژوهش آن است که به‌کارگیری هدفمند مؤلفه‌های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، از طریق تقویت مشروعیت منطقه‌ای و قدرت اقناعی، می‌تواند به کاهش نفوذ ژئوپلیتیکی همکاری‌های ترکیه–اسرائیل–جمهوری آذربایجان در قفقاز جنوبی منجر شود. چهار راهبرد کلیدی شامل جلوگیری از دسترسی به سرزمین، دیپلماسی گیرانداختن، نمایش عزم ملی برای موازنه، و مشروعیت‌زدایی از هژمون بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که ایران با بهره‌گیری از اشتراکات فرهنگی، تاریخی، دیپلماسی مذهبی و نقش‌آفرینی در نهادهای منطقه‌ای، می‌تواند به‌گونه‌ای مؤثر در برابر این روابط ایستادگی کرده و جایگاه خود را در معماری امنیتی قفقاز جنوبی تثبیت و تقویت کند.

تحلیل مؤلفه‌های کلیدی در ساختار حکمرانی با تمرکز بر انرژی هسته‌ای؛ مطالعه موردی کشور روسیه

تحلیل مؤلفه‌های کلیدی در ساختار حکمرانی با تمرکز بر انرژی هسته‌ای؛ مطالعه موردی کشور روسیه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2080291.1969

کمال کاویانی، محمد عظیم زاده آرانی

چکیده حکمرانی انرژی مجموعه‌ای از فرآیندها، نهادها و سازوکارهای رسمی و غیررسمی است که با هدف تنظیم تعاملات بازیگران مختلف در زنجیره تأمین انرژی، طراحی و اجرا می‌شود. در بخش اول این پژوهش، با کمک روش اسنادی و کتابخانه‌ای از طریق بررسی مقالات و کتاب‌های مرتبط، چارچوب نظری پژوهش تدوین شده است. بخش دیگر این مقاله از طریق روش «مطالعه موردی»، ساختار حکمرانی انرژی هسته‌ای روسیه را بر اساس چهارچوب نظری به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.
یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که روسیه توانسته در بخش انرژی هسته‌ای، تفکیک مناسبی از منظر وظایف و اختیارات در سه سطح سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری و تصدی‌گری به وجود آورد. در این راستا، نهادهایی نظیر ریاست‌جمهوری فدرال، مجلس دوما، وزارت انرژی و وزارت امور خارجه در سطح سیاست‌گذاری به ایفای نقش می‌پردازند. سطح تنظیم‌گری در اختیار نهادهای مستقل نظارتی و سازمان‌های تخصصی مانند سرویس فدرال نظارت ‎بر امور محیط زیست، فناوری و هسته‌ای، وزارت محیط زیست، شورای غیرانتفاعی بازار و سازمان ضد انحصار فدرال است که وظایفی از قبیل تضمین ایمنی، استانداردسازی، صدور مجوزها، تنظیم بازار و نظام تعرفه‎گذاری را برعهده دارند. در نهایت سطح تصدی‌گری نیز در اختیار شرکت‌ دولتی روس‌اتم و شرکت‎های تابعه آن با وظایفی از قبیل ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای و صادرات خدمات فنی-مهندسی است. ایجاد ساختاری مشتمل بر سه لایه‎ با تفکیک صریح وظایف و اختیارات میان سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری و تصدی‎گری از یکدیگر، از مهم‌ترین درس‌آموخته‌هایی است که برای صنعت هسته‌ای ایران نیز پیشنهاد می‌شود.

چندجانبه‌گرایی محدود در اوراسیا: راهکاری انعطاف‌پذیر برای چالش‌های منطقه‌ای

چندجانبه‌گرایی محدود در اوراسیا: راهکاری انعطاف‌پذیر برای چالش‌های منطقه‌ای

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2081591.1962

جلیل بیات

چکیده در سال‌های اخیر، ناکارآمدی و کُندی نهادهای چندجانبه سنتی در اوراسیا موجب شده است دولت‌ها به‌دنبال ترتیبات جایگزین و انعطاف‌پذیرتر باشند. این پژوهش به تحلیل پیمان‌های مبتنی بر چندجانبه‌گرایی محدود در اوراسیا می‌پردازد و بر این موضوع تمرکز دارد که چرا دولت‌ها در کنار نهادهای چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، به پیمان‌های کوچک‌تر و انعطاف‌پذیرتر روی می‌آورند. سؤال اصلی پژوهش این است که این پیمان‌ها چرا شکل می‌گیرند و فرضیه آن بیان می‌کند که این پیمان‌ها عمدتاً به‌عنوان راهکاری مکمل برای نهادهای چندجانبه و در پاسخ به محدودیت‌ها و کُندی‌های آن‌ها شکل می‌گیرند؛ زیرا دولت‌ها به‌دنبال سازوکاری سریع‌تر، هدفمندتر و کم‌هزینه‌تر برای پاسخ به تهدیدها و فرصت‌های منطقه‌ای هستند. پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و از طریق مرور اسناد و مطالعات موردی، عوامل ساختاری، امنیتی–ژئوپلیتیکی و اقتصادی شکل‌دهنده این پیمان‌ها و تفاوت آن‌ها با نهادهای چندجانبه سنتی را بررسی می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این پیمان‌ها بیشتر در نقش سازوکارهایی مکمل در کنار نهادهای چندجانبه سنتی و در شرایط انسداد نهادی، ظرفیت‌هایی برای هماهنگی مؤثرتر و انعطاف‌پذیرتر میان دولت‌های عضو فراهم می‌سازند. در نهایت، مقاله اهمیت این ترتیبات را در بازتعریف الگوهای همکاری منطقه‌ای و درک روندهای آتی قدرت در اوراسیا برجسته می‌سازد.

از «جنگ عادلانه» تا «تهدید وجودی»: تحلیل چارچوب‌های مشروعیت‌بخشی رسانه‌های روسیه در پوشش عملیات ویژه نظامی علیه اوکراین

از «جنگ عادلانه» تا «تهدید وجودی»: تحلیل چارچوب‌های مشروعیت‌بخشی رسانه‌های روسیه در پوشش عملیات ویژه نظامی علیه اوکراین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2081769.1965

دانیال رضاپور

چکیده سیاست کنونی روسیه در قبال اوکراین را می‌توان نمونه‌ای برجسته از منطقه‌گرایی و قلمروسازی مجدد دانست که بر مبنای ملاحظات ژئوپلیتیکی و بازتعریف هویت‌های منطقه‌ای استوار است. در این چارچوب، کرملین با بهره‌گیری از مجموعه‌ای از «نشانگرها» و ابزارهای گفتمانی به‌ویژه رسانه‌ها، می‌کوشد روایت مطلوب خود از منازعه را تولید، بازنمایی و تثبیت کند. هدف اصلی این مقاله، تحلیل نقش رسانه‌های روسیه در ایجاد و اشاعه روایت‌های رسمی کرملین به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به جنگ علیه اوکراین و تأثیرگذاری بر افکار عمومی در هر دو جامعه روسیه و اوکراین است. پژوهش حاضر با ترسیم منازعه روسیه و اوکراین به‌مثابه یک داستان روایی، بحران را از خلال باورهای روایی و چارچوب‌های معنایی رهبران و نخبگان سیاسی تبیین می‌کند. جنگ رسانه‌ای میان دو طرف، عرصه‌ای از تعاملات زبانی و گفتمانی شدید بوده است که در آن زبان، اصطلاحات و مفاهیم به‌طور راهبردی برای شکل‌دهی به ادراکات عمومی و عادی‌سازی خشونت به کار گرفته می‌شوند. پرسش محوری مقاله آن است که راهبردهای مشروعیت‌بخشی چگونه در گفتمان رسانه‌های روسیه در سال ۲۰۲۲ برای توجیه «عملیات ویژه نظامی» علیه اوکراین استفاده شده‌اند و چه نسبتی با یکدیگر دارند. فرضیه پژوهش بر این مبناست که رسانه‌های روسیه با به‌کارگیری هم‌زمان راهبردهای ارزیابی اخلاقی/نوع‌دوستی، اتوریته و صدای کارشناسان، آینده فرضی، اسطوره‌پردازی و عقلانی‌سازی، گفتمان جنگ را مشروع‌سازی کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که راهبرد ارزیابی اخلاقی، با تمرکز بر اسطوره «جنگ عادلانه» و تصویر روسیه در نقش «ناجی»، پرتکرارترین و مسلط‌ترین الگو بوده است. این تحقیق با رویکرد توصیفی–تحلیلی و روش کیفی انجام شده است.

سیاست خارجی چندجانبه‌گرای قزاقستان، موازنه سازی و مدیریت تعاملات در آسیای مرکزی

سیاست خارجی چندجانبه‌گرای قزاقستان، موازنه سازی و مدیریت تعاملات در آسیای مرکزی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2089473.1991

سید محمد حسین اکرمیان، علی اکبر طالبی متین

چکیده قزاقستان به‌عنوان یکی از کشورهای پیشرو آسیای مرکزی از زمان استقلال در سال 1990 تاکنون، پیروی از الگوی سیاست خارجی چندجانبه‌گرای متوازن را در تعاملات بین‌المللی و منطقه‌ای با قدرت‌های شرق (اعم از چین و روسیه) و قدرت‌های غربی (اعم از اتحادیه اروپا و آمریکا) مدنظر قرار داده است. تلاش برای بهره‌گیری از منافع متقابل «چندسطحی و غیرقابل‌تقسیم»، پیگیری «رویه‌ها و اصول متقابل» و همچنین اقدام و عمل در سطح «مقابله‌به‌مثل» در روابط و تعامل با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، در دستور کار حکمرانی این کشور است. این نگاشته در پی پاسخگویی به این سؤال است؛ «دلایل انتخاب سیاست خارجی چندجانبه قزاقستان چه بوده و سطوح این روابط در تعاملات با قدرت‌های شرقی و غربی چگونه است؟» نگاشته بر این فرض متکی است؛ «سیاست خارجی قزاقستان با قدرت‌های شرقی و غربی در قالب الگوی چندجانبه‌گرایی متوازن و در سطوح مختلف شکل‌گرفته و تداوم‌یافته است.». در این نگاشته، سطوح این ارتباط به‌صورت موردی و نسبت به چهار بازیگر؛ چین و روسیه (در قالب بازیگران شرقی) و آمریکا و اتحادیه اروپا (در قالب بازیگران غربی) تبیین و تحلیل خواهد شد. شیوه گردآوری داده در این متن، بهره‌گیری از الگوی کتابخانه‌ای و از حیث روشی مبتنی بر الگوی توصیفی - تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که پیگیری الگوی «مستقل»، «متعامل»، «کثرت‌گرا» و «هوشمند» سیاست خارجی قزاقستان در قبال قدرت‌های شرق و غرب در قالب موازنه‌گرایی چندجانبه‌گرایانه رخ‌داده و تداوم‌یافته است