تعداد مقالات: 495
تبیین موانع ساخت هویت ملی در گرجستان در پرتو رویکرد مدرن به هویت‌های قومی

تبیین موانع ساخت هویت ملی در گرجستان در پرتو رویکرد مدرن به هویت‌های قومی

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 1-30

محمدعلی بصیری، عنایت اله یزدانی، فهیمه خوانساری فرد

چکیده ساخت هویت ملی واحد از دشوارترین مراحل در فرایند ملت‌سازی در جوامع مختلف بوده است. تعریف مشترک از خود و شکل‌گیری درکی بین‌الاذهانی از ملتی واحد ورای هویت‌های قومی موجود به ساخت هویت ملی فراگیر منتهی شده و این امر بستر لازم را  در پیشبرد روند ملت‌سازی فراهم می‌آورد؛ تحقق این مسئله به عملکرد نخبگان در ایجاد اجماع در میان گروه‌های قومی و تمایل هویت‌های قومی متکثر برای مشارکت در روند ساخت هویت ملی بستگی دارد. این امر به ویژه در مناطقی که دگرهویت‌های قومیمتعدد در تنش مداوم با یکدیگر به سر می‌برند، اهمیت بسیاری می‌یابد. منطقه قفقاز جنوبی یکی از این مناطق محسوب می‌شود که پس از استقلال به واسطه وجود گروه‌های قومی متخاصم به عنوان نمونه‌ای منحصر به فرد در مطالعه ساخت هویت ملی پساشوروی به شمار می‌آید. در این منطقه، جمهوری گرجستان نمونه‌ای ناکام در عرصه ساخت هویت ملی و ملت‌سازی به شمار می‌آید.
در این راستا سؤال این مقاله چنین است که موانع اصلی در ساخت هویت ملی در گرجستان چه بوده و تأثیر این عوامل بر روند ملت‌سازی در این کشور به چه صورت بوده است؟ فرضیه مقاله نیز بدین صورت تبیین می‌گردد، تأثیر متقابل دو عامل عدم تمایل گروه‌های قومی متکثر در تعریف مشترک از خود به عنوان ملتی واحد و نیز عملکرد نخبگان گرجی در به حاشیه راندن اقلیت‌های قومی در فرایند ساخت هویت ملی- در کنارتأثیر میراث اتحاد جماهیر              شوروی- مهم‌ترین عوامل در عدم شکل‌گیری هویت ملی در گرجستان و متعاقب آن ناکامی        در فرایند ملت‌سازی در این کشور بوده است. روش مورد استفاده در این مقاله، روش        توصیفی- تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه‌ای می‌باشد.

روسیه و ناتو: از شراکت استراتژیک تا رقابت استراتژیک

روسیه و ناتو: از شراکت استراتژیک تا رقابت استراتژیک

دوره 22، شماره 96، زمستان 1395، صفحه 1-24

شهروز ابراهیمی، نیکنام ببری

چکیده با فروپاشی نظام بین‌ الملل دو قطبی در سال 1991 فلسفه وجودی ناتو با چالشی جدی مواجه گردید. ولی این پیمان با ارائه تفسیری جدید از نقش خود نظیر، تامین امنیت انرژی جهانی، مواجه با تهدید‌های ناشی از فعالیت‌های تروریستی، حمایت از حقوق بشر و دموکراسی و مقابله با حملات سایبری، توانست به حیات خود در دوران نظام پسا جنگ سرد نیز ادامه دهد. بسیاری در غرب روسیه را ابرقدرتی بالقوه می‌دانند که می‌تواند در برابر سیاست‌های نظامی و امنیتی ناتو مقاومت کند. به‌ویژه که روسیه مخالف روند گسترش ناتو به حوزه نفوذ خود بوده و هر اقدامی از سوی ناتو در این منطقه را تهدیدی بر علیه امنیت ملی خود می‌داند. در یک نگاه کلی، روابط روسیه و ناتو پس از جنگ سرد در یک طیف پرنوسانی از تعامل تا تقابل سیر کرده است. نوشتار حاضر با هدف بررسی زمینه ‌های تقابل و تعامل در روابط روسیه و ناتو در دوره زمامداری پوتین به رشته تحریر درآمده است. در این میان سوالی که مطرح است این است که با به قدرت رسیدن پوتین زمینه‌ های تعامل و تقابل ناتو و روسیه چه روندی را طی کرده‌اند؟ در پاسخ به آن این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که با قدرت‌ یابی پوتین و تلاش وی برای بازیافت جایگاه از دست رفته روسیه در عرصه نظام بین‌الملل زمینه‌های تقابل بین روسیه و ناتو سیر صعودی به خود گرفته است؛ به طوری که امروزه روابط به پایین‌ ترین سطح پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رسیده است. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نظریه سازه‌انگاری روابط روسیه و ناتو و گسترش ناتو در حوزه نفوذ سنتی روسیه مورد بررسی قرار گیرد. 

قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی؛ ابزارها و چالش ها

قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی؛ ابزارها و چالش ها

دوره 23، شماره 97، بهار 1396، صفحه 1-32

علیرضا ثمودی پیله رود

چکیده سیاست اتحادیه اروپا در قبال آسیای مرکزی از اوایل هزاره سوم به بخش مهمی از سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا تبدیل شده است. آسیای مرکزی به طور سنتی حلقه وصل میان آسیا و اروپا بوده است و به عنوان مسیری راهبردی میان این دو قاره عمل می­کند. جامع‌ترین سند اتحادیه اروپا در ارتباط با آسیای مرکزی در ژوئن 2007 با عنوان راهبرد آسیای مرکزی اتحادیه اروپا برای شراکت جدید به تصویب رسید که موجب افزایش روابط بروکسل با این کشورها شد. این راهبرد با هدف ایجاد چارچوبی برای گسترش روابط و تأمین منافع مبتنی بر ارزش­ها تدوین شد، ویژگی­های خاص کشورهای آسیای مرکزی را مورد توجه قرار می­داد و رویکردهای خاصی را در مورد هر کشور در پی می­گرفت. سوال اصلی این مقاله عبارت است از اینکه «اتحادیه اروپا برای اعمال قدرت هنجاری خود در آسیای مرکزی از چه ابزارهایی استفاده می­کند و با چه چالش­هایی رو به رو است؟» در پاسخ به این سوال این فرضیه مطرح شده است که «بهبود وضعیت دمکراسی، ارتقای سطح حقوق بشر، حاکمیت قانون، آموزش، محیط زیست از مهم‌ترین برنامه­های اجرا شده در آسیای مرکزی توسط اتحادیه اروپا است، هر چند به دلیل وجود برخی ضعف­ها از جمله ضعف ساختاری، نگاه متفاوت نهادها و اعضای اتحادیه اروپا و حضور کنشگران قدرتمند دیگر در آسیای مرکزی این کنشگر نتوانسته است به اهداف مورد نظر خود در این منطقه دست پیدا کند». روش ﺗﺤﻘﯿﻖ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه در اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ روش ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ- ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ اﺳﺖ

اقتصاد سیاسی سیاست خارجی هند و راهبردهای پیوند و ارتباط آن با آسیای مرکزی

اقتصاد سیاسی سیاست خارجی هند و راهبردهای پیوند و ارتباط آن با آسیای مرکزی

دوره 23، شماره 98، تابستان 1396، صفحه 1-32

حسین پوراحمدی میبدی، عبدالعلی قوام، محمود خانی جوی آباد

چکیده  هند پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جهت برقراری پیوند و ارتباط موثر با کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی، بیش از دو دهه به امید دریافت کمک‌های امریکا و گروه غرب بیهوده به انتظار حمایت آنها نشست. از سوی دیگر، اقدام این کشور جهت دسترسی مستقیم به آسیای مرکزی و قفقاز از طریق کریدور بین المللی حمل و نقل شمال– جنوب و راه‌های مواصلاتی ایران به عنوان پل ارتباطی هند با آسیای مرکزی نیز با مخالفت‌های امریکا به تاخیر افتاد، و سایر راهبردها نیز به نتیجه مطلوب نرسید. بنابر این سوال اصلی این مقاله «گزینه‌های پیش‌روی هند جهت پیوند و ارتباط با آسیای مرکزی»است. فرضیه مقاله نیز آن است که افول قدرت هژمونیک امریکا «تغییر سیاستِ امریکا- محور و بی‌نتیجه هند»، متنوع سازی گزینه‌های پیش‌رو را در پی داشته است». مولفین در پایان ضمن ارائه الگوی تطور حکومت در هند؛ تغییر جهت مجدد سیاست خارجی این کشور در دوران حاکمیت ناراندرا مودی از «ائتلاف با امریکا و غرب»، به سیاست «تعهدات چندگانه و چندجانبه متعادل» و پدیده ترامپیزه شدن، سیاست‌های آسیای مرکزی هند را موضوع مطالعات تکمیلی معرفی می نمایند. 

مبنای ژئوپلیتیک راه ابریشم آمریکا و چین در آسیای مرکزی

مبنای ژئوپلیتیک راه ابریشم آمریکا و چین در آسیای مرکزی

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 1-25

ماندانا تیشه یار، مجتبی تویسرکانی

چکیده برخی بازیگران بین‏المللی در سال‏های اخیر با توسل به قدرت نمادین تمثیل راه ابریشم در صدد بازسازی و بهره‏مندی از منافع آن برآمده‏اند. چین در سال 2013 ازابتکار "یک کمربند، یک راه" رونمایی کرد و ابرطرح کمربند اقتصادی راه ابریشم را ارائه نمود که مسیر اصلی آن از آسیای مرکزی می‏گذرد. پیش از آن نیز ایالات متحده در سال 2011 به‏طور رسمی، اصطلاح رمانتیک راه ابریشم را در تعیین سیاست خارجی خود در قبال آسیای مرکزی به‏کار برد. با این حال، روایت راه ابریشم ایالات متحده معانی متمایزی از روایت چینی هم‏نام آن دارد. هدف اصلی این مقاله، مقایسه گفتمان ژئوپلیتیک پشتیبان روایت‏های آمریکایی و چینی راه ابریشم نوین در آسیای مرکزی است. پرسش محوری مقاله نیز این است که روایت‎های راه ابریشم نوین آمریکا و چین در آسیای مرکزی بر مبنای کدام یک از گفتمان‏های ژئوپلیتیک شکل گرفته‏اند؟ فرضیه‏ای که مقاله در صدد آزمون آن برآمده این است که به‏رغم توسل ایالات متحده به استعاره راه ابریشم، طرح راه ابریشم نوین این کشور در آسیای مرکزی بر بازتعریف ژئوپلیتیک سلطه، یعنی بازگشت منطقه به ژئوپلیتیک استعماری گذشته بنا شده است؛ در حالی‏که طرح کمربند اقتصادی راه ابریشم چین با درس گرفتن از تاریخ، بر پندار ژئوپلیتیک انتقادی و در نظر گرفتن جمهوری‏های آسیای مرکزی به‏مثابه بازیگر و نه صرفا زمین بازی مبتنی است. یافته‏های مقاله نیز نشان‏دهنده درستی این فرضیه است. 

منافع روسیه در خارج نزدیک با تاکید بر ارمنستان

منافع روسیه در خارج نزدیک با تاکید بر ارمنستان

دوره 23، شماره 100، زمستان 1396، صفحه 1-24

مصطفی خیری، رجب ایزدی

چکیده تلاش برای بازیافت موقعیت قدرت روسیه به­عنوان یکی از بازیگران کلیدی عرصه نظام بین­ الملل را می ­توان ویژگی عمده سیاست خارجی روسیه بعد از به قدرت رسیدن پوتین در این کشور دانست. استراتژی سیاست خارجی کرملین در رابطه با احیا قدرت امپراطوری روسیه و موقعیت ژئوپلیتیک آسیب­پذیر و انزوای سیاسی جمهوری ارمنستان زمینه­ ساز  همکاری­های بیشتر کرملین- ایروان بوده و باعث ارتقا روابط به سطح شراکت استراتژیک گردیده است. شراکت استراتژیک و همکاری­های باثباتی که دو کشور بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی داشته­اند، تامین کننده منافع استراتژیک کرملین در منطقه قفقاز بوده است. با توجه به مطالب مذکور، نوشتار حاضر با هدف بررسی ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی-نظامی نفوذ روسیه در جمهوری ارمنستان به رشته تحریر درآمده است. در این میان مولفین با مطرح کردن این سوال که اتحاد روسیه با جمهوری ارمنستان چه منافعی برای کرملین داشته است؟ این فرضیه را مطرح می‌کنند، تامین منافع سیاسی و امنیتی روسیه از جمله دور کردن زیرساخت­های سیاسی و نظامی غرب (اتحادیه اروپا و ناتو) از منطقه در کنار منافع اقتصادی هدف عمده روسیه از همکاری و اتحاد با ارمنستان بوده است. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نظریه موازنه تهدید استفان والت، منافع روسیه در اتحاد با ارمنستان مورد بررسی قرار گیرد. 

نقش همکاری‌های اقتصادی در روابط استراتژیک چین و روسیه

نقش همکاری‌های اقتصادی در روابط استراتژیک چین و روسیه

دوره 24، شماره 101، بهار 1397، صفحه 1-28

سید محمد کاظم سجادپور، الهام خلیلی

چکیده بیش از دو دهه است که ­روابط چین و روسیه وارد مرحله همکاری استراتژیک شده است. این روابط حوزه­های گوناگونی را در برمی­گیرد که یکی از آنها همکاری در حوزه­ اقتصاد است. همکارهای دوکشور در حوزه اقتصاد شامل تجارت کالا، انرژی و سرمایه گذاری بوده است. این همکارها که از سطح پایینی در دهه ۹۰ میلادی آغاز گردید در سال‌های پس از آن به‌رغم برخی نوسانات به­طور عمده روندی صعودی داشته و مقامات دو کشور همواره در جهت گسترش آن تلاش کرده‌اند. امروزه استراتژیک بودن روابط چین و روسیه هم مورد تاکید مقامات دو کشور و هم مورد تایید پژوهشگران سیاسی است. ازاین رو در این مقاله تلاش می­شود تا به این پرسش پاسخ داده شود که همکاری­های اقتصادی چین و روسیه از چه میزان اهمیت استراتژیک در چارچوب روابط دو کشور برخوردار بوده است؟ از آنجا که روابط استراتژیک  فاقد تعریفی روشن است در این مقاله تلاش می­شود تا با به­ کارگیری رویکردی توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر ویژگی‌های مورد تاکید یک رابطه استراتژیک در پیشینه­های پژوهشی، ابتدا تعریفی از این رابطه به دست آید و سپس بر مبنای این تعریف اهمیت استراتژیک همکاری­های اقتصادی دو کشور مورد ارزیابی قرار­گیرد. برای پاسخگویی به این پرسش فرض نویسندگان این است که همکاری­های اقتصادی چین و روسیه از اهمیت استراتژیک چندان بالایی برخوردار نبوده است.
   

چگونگی تقابل روسیه و چین با آمریکا در اوراسیا

چگونگی تقابل روسیه و چین با آمریکا در اوراسیا

دوره 24، شماره 102، پاییز 1397، صفحه 1-33

علی آدمی، حسن آئینه وند

چکیده به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان روابط‌بین الملل، قرن بیست و یکم را باید قرن اوراسیا دانست که تسلط بحری و بری بر آن می­تواند آینده چینش قدرت در ساختار نظام بین‌الملل را تغییر دهد. ضرورت برخورداری از موقعیت سوق الجیشی بکر و وجود منابع مادی فراوان برای تبدیل شدن هر کشوری به یک قدرت جهانی باعث گردیده است تا بسیاری از کشورها با هر میزان قدرت در پی افزایش چیرگی و نفوذ خود در این منطقه باشند. ایالات متحده آمریکا از جمله این کشورها است که می­کوشد تحکم همه جانبه خود را در این منطقه افزایش دهد. آمریکا با تکیه بر اصول "توسعه طلبی" و "مداخله‌گرایی" این اجازه را به خود داده است تا در منطقه­ای حضور یابد که هزاران کیلومتر دورتر از خاک آن است. اما از منظر استراتژیست­های آمریکایی دو کشور چین و روسیه به‌عنوان دو ابرچالش جهانی می­توانند با ایجاد یک اتحاد استراتژیک ضد هژمونی آمریکا، مانع تحقق نظم جهانی مورد نظر این کشور شوند. این دو قدرت در دو دهه اخیر توانمندی­های خود را در منطقه اوراسیا در راستا ایجاد اتحاد استراتژیک، شکل دهی به نظم موازنه ­محور و جلوگیری از مداخله قدرت خارجی در امور این منطقه به کار گرفته­اند. اما این اتحاد به­رغم نگاه مشترک هر دو طرف در حوزه نظری، درباره هژمونی آمریکا در حوزه عمل تاکنون محقق نشده­است. شرایط پیش‌گفته این پرسش را به وجود می­آورد که چرا با وجود شکل­گیری هدف مشترک (مقابله با هژمون) میان روسیه و چین در عرصه عمل اتحاد ضد هژمونیک میان دو کشور شکل نگرفته است؟ در واقع چه محدودیت­ها و ملاحظاتی مانع تحقق عملی ایجاد اتحاد ضد هژمون دو کشور در اوراسیا گردیده است؟ به منظور پاسخ به پرسش­های یاد شده این فرضیه مطرح می­شود که مسائلی چون تفاوت نگاه تاریخی روسیه و چین به منطقه، ماهیت روابط دوجانبه آنان با آمریکا و پیشینه متفاوت روابط با آن، اولویت­های متفاوت منافع ملی در کنار تفاوت جایگاه قدرت هر دو بازیگر از جمله دلایل عدم تحقق عملی نظریه اتحاد ضد هژمون می­باشد. 

نظام بروکراتیک تصمیم گیری در سیاست انرژی روسیه

نظام بروکراتیک تصمیم گیری در سیاست انرژی روسیه

دوره 24، شماره 103، پاییز 1397، صفحه 1-32

قدرت احمدیان، ندا غلامی

چکیده تشکیل اوپک و سپس بهره ­برداری از نفت به عنوان یک ابزار فشار توسط کشورهای عرب برای مقابله با رژیم صهیونیستی در اوایل دهه 70میلادی نمونه آشکاری از اهمیت سیاسی نفت بود. در عصر جنگ سرد اتحاد جماهیر شوروی سعی داشت برای جلوگیری از کاهش صادرات نفت بعد سیاسی این منبع مهم انرژی را کم­رنگ کند. با سقوط شوروی و غلبه گفتمان لیبرالیسم و غرب‌گرایی در دوره یلستین نفت ماهیت غیرسیاسی خود را حفظ کرد با شروع ریاست جمهوری پوتین به ویژه پس از ظهور جنگ سرد جدید پس از اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003، فدراسیون روسیه به تدریج به سمت تبدیل ابزار اقتصادی نفت به یک ابزار سیاسی و حتی امنیتی متمایل شد. سند " راهبرد انرژی فدراسیون روسیه 2020 " به صراحت اعلام می­ دارد که منابع انرژی بزرگترین ابزار هدایت سیاست خارجی و داخلی روسیه است. این مقاله براساس مواضع فوق حول این پرسش اساسی شکل گرفته است که علت اصلی بهره­ گیری فدراسیون روسیه از منابع انرژی (نفت و گاز) به عنوان یک ابزار سیاسی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی و امنیتی چیست؟ برمبنای چارچوب نظری تصمیم‌ گیری بروکراتیک و در پاسخ به سؤال فوق این فرضیه در مقاله مورد بررسی قرار گرفته است که ملاحظات بروکراتیک داخلی از جمله توازن قدرت و کشمکش­ های درون حکومتی در دولت پوتین عامل اصلی پیوند زدن ابزار ماهیتا اقتصادی نفت به ملاحظات و اهداف سیاست خارجی و امنیتی روسیه است. مناسبات داخلی قدرت به ویژه نقش مرکزی شرکت­های نفتی در تصمیم ­سازی­ های دولت روسیه موجب بهره­ گیری از ابزار انرژی به عنوان یک سلاح سیاسی و امنیتی شده است.

کارک و چشم ‏انداز امنیت انرژی در آسیای مرکزی

کارک و چشم ‏انداز امنیت انرژی در آسیای مرکزی

دوره 24، شماره 104، زمستان 1397، صفحه 1-32

محمدعلی خسروی

چکیده برنامه «همکاری اقتصادی منطقه‏ای آسیای مرکزی» موسوم به کارک یک گردهم‏آیی منطقه‏ای با حضور 11 کشور از آسیای مرکزی، جنوب آسیا، قفقاز جنوبی و چین است که در سال 2001 از سوی بانک توسعه آسیایی تأسیس شد و دستاوردهای قابل ملاحظه‏ای را در همکاری اقتصادی منطقه‏ای به‏ویژه در چهار حیطه دارای اولویت «حمل‏ ونقل، انرژی، تسهیل تجارت و خط‏مشی تجاری» به ثبت رسانده است. کارک از طریق برنامه کار انرژی در صدد است با تدوین راهبردها و طرح‏هایی در زمینه مشارکت آسیای مرکزی-جنوب آسیا و درون آسیای مرکزی، امنیت انرژی منطقه را ارتقا بخشد. با این‏همه، کارک برای نیل به این هدف با چالش‎هایی مواجه است که بخش عمده‏ای از آنها به خود این ابتکار بازمی‏گردد. مقاله حاضر نیز درپی یافتن پاسخی برای این پرسش است که «آیا برنامه کار انرژی کارک، ظرفیت ارتقای امنیت انرژی در آسیای مرکزی را دارد و چرا؟» فرضیه آغازین مقاله این بوده است که «کارک، اگرچه مهم‏ترین ابتکار منطقه‏ای برای توسعه سطح امنیت انرژی در آسیای مرکزی محسوب می‏شود، اما به ‏دلایلی همچون در اولویت قراردادن طرح‏های دوجانبه/چندجانبه درعوض طرح‏های منطقه‏ای همه‏جانبه؛ تمرکز بر سودآوری برای سرمایه‏گذاران به‏جای انتقال فناوری به درون منطقه؛ و عدم تثبیت به‏مثابه موجودیتی حقیقتا منطقه‏ای و مستقر در منطقه آسیای مرکزی از ظرفیت بالایی برای ارتقای امنیت انرژی در آسیای مرکزی برخوردار نیست». یافته ‏های مقاله نیز که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با روش اسنادی-کتابخانه ‏ای انجام پذیرفته است، نشان از صدق این فرضیه دارد.

راه ادویه جدید: رقیب منطقه‏ ای راه ابریشم جدید

راه ادویه جدید: رقیب منطقه‏ ای راه ابریشم جدید

دوره 25، شماره 105، بهار 1398، صفحه 1-38

مجتبی تویسرکانی

چکیده چین با ارائه ابتکار کمربند - راه در رأس بازیگرانی قرار می‏ گیرد که پیوندهای منطقه ‏ای و اتصال میان آسیا و اروپا را دنبال می‏ کنند. اما حضور چین در این عرصه انحصاری نیست و رقابت برای ایجاد زیرساخت در سراسر اوراسیا بازیگران زیادی دارد. هند دیگر غول آسیایی است که به آرامی در طرح‌های عظیم زیرساختی این ابرقاره وارد شده و به‏ دنبال احیای طرح خاموش راه‌گذر ترابری بین‌المللی شمال–جنوب است. راه ادویه جدید، استعاره ‏ای است که بازخیزی هند و رقابت این کشور با چین برای سلطه بر مسیرهای جا به ‏جایی و ترابری کالا و انرژی را روایت می‏ کند. هدف از این مقاله، کشف انگیزه ‏ها و اهداف اصلی هند از احیای راه‏گذر ترابری بین ‏المللی شمال-جنوب (راه ادویه جدید) پس از گذشت حدود 15 سال از راه ‏اندازی آن است. مقاله نشان می ‏دهد که تلاش هند برای بازسازی راه‏گذر بین‏ المللی شمال-جنوب و ترویج راه ادویه جدید در درجه نخست معطوف به اهداف و انگیزه‏ های امنیتی شامل رویارویی با تغییر وضعیت در جامو و کشمیر به‏ نفع پاکستان؛ سلب فرصت‏ های ژئوپلیتیک-ژئواستراتژیک چین در منطقه اقیانوس هند؛ ایجاد فاصله میان پاکستان با همسایگان خود به ‏ویژه افغانستان؛ و پیوند ژئوپلیتیک با شرکای جدیدش در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی از راه ایران است.
 

نگرش‏ های ضد مهاجرتی در روسیه

نگرش‏ های ضد مهاجرتی در روسیه

دوره 25، شماره 106، تابستان 1398، صفحه 1-26

محمدرضا جهانگیری

چکیده مسأله مهاجرت برای روسیه یک انتخاب نیست، بلکه برای حفظ جمعیت و نیروی کار این کشور ضروری است. با این همه، سیاست مهاجرت روسیه فراگیر و یکپارچه نیست و با مشکل اصلی فقدان بیان صریح اهداف آن مواجه‏ است. علاوه بر این، مهاجرین خارجی اغلب نه ‏تنها در معرض اتهام سلب منافع اجتماعی-اقتصادی شهروندان بومی روسیه قرار دارند، بلکه همچنین به عنوان تهدیدی برای همگونی فرهنگی و قومی جامعه و هویت ملی این کشور نیز تلقی می‌شوند. مقاله حاضر پدیده مهاجرت را هم از منظر رقابت‏های اقتصادی و هم از چشم‏ انداز ملی‏ گرایی، هویت ملی و تعصبات قومی مورد ارزیابی قرار داده است. پرسش اصلی مقاله این است که «دلیل اصلی مخالفت عمومی اقوام عمده روسیه و به ‏ویژه روس‏ها با مهاجرت گسترده به روسیه چیست؟» و این فرضیه به آزمون گذشته شده است که «دلیل اصلی مخالفت عمومی در روسیه با مهاجرت گسترده به این کشور، نه تعصبات نژادی و قومی بلکه ترس از عدم سازگاری مهاجرین با فرهنگ و ارزش‏های جامعه روسیه است». در همین راستا، چارچوب مفهومی پژوهش به تبیین نظری منابع احساسات ضد مهاجرتی از طریق مرور ادبیات پژوهشی پیرامون موضوع اختصاص یافته است. یافته‏ های مقاله نیز که از نوع کتابخانه‏ ای بوده و از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است، مؤید فرضیه مقاله است.

فدراسیون روسیه و نهادگرایی روس محور در منطقه آسیای مرکزی

فدراسیون روسیه و نهادگرایی روس محور در منطقه آسیای مرکزی

دوره 25، شماره 107، پاییز 1398، صفحه 1-36

سید عباس احمدی کرچ، صارم شیراوند

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکل‌گیری روسیه جدید سرزمین‌هایی که امنیت روسیه مستقیما به آنها مربوط می‌گردید، اهمیت فراوانی یافتند. با توجه به سیطره مجدد گفتمان ژئوپلیتیک منفعت ­بنیان در سیاست خارجی روسیه جدید و نیز  تکیه بر ذهنیت تاریخی، دکترین خارج نزدیک و روابط با این منطقه مبدل به یکی از اولویت­ های اصلی سیاست خارجی روسیه گردید و در عین حال راهبرد امنیتی جدید روسیه از یک راهبرد جهانی با رویکرد مضیق به یک راهبرد منطقه‌ای  با رویکردی موسع تبدیل شد. در دوره جدید، روسیه در راستا تأمین امنیت خود، سه حلقه امنیتی تعریف کرده‌است؛ حلقه اول، خود روسیه، حلقه دوم، فدراسیون روسیه که جمهوری‌های خودمختار وابسته را نیز شامل می‌شود و سومین حلقه به منطقه خارج ‌نزدیک اشاره دارد و آسیای مرکزی در حلقه سوم قرار دارد. سوال مقاله عبارت است از اینکه با کاربست نظریه فالکر ریتبرگر نقش و ماهیت نهادگرایی روس محور در سیاستگذاری­ های فدراسیون روسیه در منطقه آسیای مرکزی چگونه قابل تحلیل است؟ در پاسخ به این سوال نگارندگان فرضیه خود را اینچنین مطرح می‌نمایند که هر سه موقعیت شناختی، هژمونیک و مساله محور نظریه ریتبرگر در زمینه نهادگرایی روسیه در منطقه آسیای مرکزی به­ کار گرفته شده است، اما وزن و نقش هر موقعیت متفاوت است و روسیه بیشتر بر موقعیت هژمونیک و مساله محور متکی بوده است. در این مقاله روش پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی است و منابع از طریق اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری شده است.

دیپلماسی اقتصادی و سیاست همسایگی ایران و ترکمنستان

دیپلماسی اقتصادی و سیاست همسایگی ایران و ترکمنستان

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 3-28

زهرا توکلی، کیهان برزگر

چکیده در حال ‏حاضر یکی از مؤلفه­ های حفظ همسایگی ایران با منطقۀ آسیای مرکزی، ظرفیت جغرافیایی می­باشد. یکی از کشورهای این منطقه، ترکمنستان است که بر اساس اصل سیاست همسایگی و داشتن مرز مشترک، برای دستگاه سیاست خارجی کشور حائز اهمیت است. در این راستا، این پرسش مطرح می‌شود که الزامات و ظرفیت‌های سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران با ترکمنستان کدام‌اند؟ فرضیۀ پژوهش این است که قرارگرفتن ایران و ترکمنستان در منطقۀ هم‌جوار و وجود ظرفیت‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میان دو کشور، بستر هم‌گرایی و همکاری میان دو کشور را فراهم می‌کند و این امر می‌تواند به کاهش تنگناهای سیاسی و اقتصادی برای ایران منجر شود. نتایج تحقیق نشان می‌دهند که ترکمنستان از نظر تاریخی و اقتصادی، اشتراکات فرهنگی با ایران دارد. به علاوه، این کشور دارای منابع گازی مشترک و زمینه‌های اقتصادی مختلف است. با در نظر گرفتن رقابت قدرت­های منطقه­ای و فرا منطقه‌ای رقیب و دشمن همچون اسرائیل و ایالات‌متحدۀ آمریکا در این کشور از یک طرف و وجود تحریم‌های گستردۀ اقتصادی و تجاری و... توسط غرب، ترکمنستان می‌تواند بستری مناسب جهت واگرایی در فشارها بر ایران و کاهش اثر آن‌ها باشد. روش پژوهش، کیفی از نوع توصیفی- تحلیلی است و داده‌های آن به‌ شیوۀ کتابخانه‌ای و از طریق فیش‌برداری جمع‌آوری می‌شوند.

مفهوم عمق استراتژیک و روابط رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان

مفهوم عمق استراتژیک و روابط رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان

دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 3-30

احسان جعفری فر، علی باقری دولت آبادی

چکیده در میان کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز کشور جمهوری آذربایجان، ‌با توجه به موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن بر سر راه‌های غرب و شرق از اهمیت ویژه‌ای برای اسرائیل برخوردار است. این رژیم به مدت سه دهه است که روابط با جمهوری آذربایجان را آغاز نموده و در سال‌های اخیر وارد مرحله جدیدی شده است. سؤال پژوهش این است که جایگاه  و نقش این جمهوری در استراتژی امنیت ملی رژیم صهیونیستی کجاست؟ و این رژیم چه رویکردی نسبت به توسعه روابط با این کشور دارد؟ بر اساس فرضیه پژوهش رویکرد رژیم صهیونیستی نسبت به روابط با جمهوری آذربایجان در قالب مفهوم عمق استراتژیک و رفع نیازهای امنیتی رژیم صهیونیستی قابل‌فهم است و براین اساس توسعه روابط با باکو برای تداوم حیات این رژیم حائز اهمیت محسوب می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی برای فائق آمدن بر ضعف‌های ژئوپلیتیکی و نیز دفع تهدیدات نظامی خود به دنبال تبدیل جمهوری آذربایجان به عمق استراتژیک این رژیم در قفقاز جنوبی است تا از این راه قدرت بازدارندگی­اش در برابر ایران را تقویت نماید. لانه گزینی رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان و توسعه این روابط در ابعاد نظامی-امنیتی می‌تواند امنیت ملی ایران را تحت تأثیر قرار داده و به دوری ایران از جمهوری آذربایجان و سردتر شدن روابط دو کشور منجر شود. برای انجام پژوهش حاضر از روش تبیینی و شیوه گرداوری داده به روش کتابخانه‌ای استفاده‌شده است.

جنگ قفقاز: یازده سپتامبر روسیه

جنگ قفقاز: یازده سپتامبر روسیه

دوره 14، شماره 63، پاییز 1387، صفحه 15-27

چکیده           درگیری نظامی روسیه با گرجستان بر سر مساله اوستیای جنوبی که گرجستان آغاز کننده آن در روز 8 اگوست 2008 بود، رویدادی هم چون 11 سپتامبر را پدید آورده است که در منطقه بحرانی قفقاز اتفاق افتاده است. منطقه بحرانی قفقاز که حتی پیش از فروپاشی اتحاد شوروی به مرکز درگیری‌های قومی بر سر مسائل ادعاهای ارضی و قلمروخواهی بین واحدهای سیاسی (بین کشورها،  یا بین دولت مرکزی و مناطق جدایی طلب) تبدیل شده بود، تاکنون در همان وضعیت باقی مانده است. گسترش ناتو بسوی شرق و نزدیکی به مرزهای روسیه، وقوع انقلاب‌های رنگین، استقرار سپر دفاع موشکی(در لهستان و جمهوری چک)، اعلام آمادگی گرجستان و اوکراین برای پیوستن به پیمان ناتو، همه مواردی است که از سوی روسیه به عنوان تهدیدی علیه مرزهای جنوب غربی و غربی نگریسته می‌شود. بویژه آنکه در آموزه‌های نظامی روسیه این قلمروها (قفقاز،  آسیای مرکزی و اروپای شرقی) که زمانی جزو قلمرو امنیتی و ملی روسیه در پیرامون آن بشمار می‌رفتند،  اکنون در پیوستن به ساختارهای غربی با هم در رقابت به سر می‌برند. روسیه در پیرامون مرزهای شکننده خود ناظر حضور بیگانگانی است که امنیت ملی روسیه را در نظر نمی‌گیرند و اقدامات تحریک آمیز انجام می‌دهند.           حمله گرجستان به اوستیای جنوبی و کشتن تعدادی از سربازان حافظ صلح روسی مستقر در منطقه حایل آتش بس بین جدایی طلبان و دولت مرکزی، روسیه را به واکنش تند، سریع، گسترده و مخرب واداشت. روسیه با این اقدام نشان داد که می‌خواهد در عرصه بین الملل از یک دولت ناظر و کم توان به دولتی قدرتمند و تاثیر‌گذار تبدیل شود.

بازخوانی سیاست‌های شرق محوری در آسیا

بازخوانی سیاست‌های شرق محوری در آسیا

دوره 20، شماره 86، تابستان 1393، صفحه 65-82

چکیده گفتار حاضر بر نگرش خیزش شرق و ارزیابی جایگاه آسیا در نظام بین‌الملل پسا دوقطبی و شناسایی چالش‌ها، چشم‌اندازها و امکانات ناشی از این دگردیسی پرداخته است. ابتدا دوگانه مفهومی غرب و شرق در تاریخ سیاست بین‌الملل معاصر و تحول آن از نظام دوقطبی به دوران پسا جنگ سرد بررسی و در ادامه دوگانه مفهومی آسیا و اروپا در این دوران و جایگاه آنان در دوران گذار نظام بین‌الملل تحلیل و ارزیابی شده است. همچنین تأثیر حوزه‌های جغرافیایی پیرامونی آسیا بر نقش این قاره در قالب رقابت‌های ژئوپلیتیکی پیرامونی مورد توجه قرار ‌گرفته و فرصت تاریخی مفهوم‌سازی در حوزه سیاست در آسیا مورد بازکاوی قرار گرفته است.

سیاست خطوط لوله در آسیای مرکزی: منافع و انتخاب‌های ایران

سیاست خطوط لوله در آسیای مرکزی: منافع و انتخاب‌های ایران

دوره 27، شماره 115، پاییز 1400

قدرت الله بهبودی نژاد

چکیده امنیت انرژی یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی کشورهای بزرگ است. در این میان، منابع انرژی آسیای میانه و دریای خزر که حوزه‌های ژئوپلیتیک مهمی محسوب می‌شوند، جذابیت زیادی برای کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دارند و به‌دلیل فرصت‌های عظیمی که برای انرژی در خارج از اوپک ارائه می‌دهند به‌عنوان صفحۀ بزرگ شطرنج ظاهر شده‌اند. در تلاش برای امنیت انرژی و تنوع منابع تأمین توسط مصرف‌کنندگان انرژی، این منطقه شاهد رقابتی بزرگ برای دستیابی به منابع انرژی آن توسط کشورهایی مانند ایالات متحدۀ آمریکا، چین، اتحادیۀ اروپا، روسیه، ایران و هند است. این بازی بزرگ نوین، در مورد سیاست‌های نفتی و دیپلماسی خط لوله در حال انجام‌ است. پژوهش پیش‌ِرو در پاسخ به این پرسش‌ها که طرح‌های قدرت‌های بزرگ در آسیای مرکزی و خزر چه تهدیدها و فرصت‌هایی برای ایران دارد و راهکارهای سیاستی ایران برای مقابله با آن‌ها چیست؟ نویسنده سعی دارد در این پژوهش موقعیت ایران در آسیای مرکزی و ابتکارات سیاسی آن را در جست‌و‌جو برای منافع خود در بخش‌های اقتصاد و انرژی در حوزۀ سنتی روسیه و صفحۀ بزرگ رقابت شطرنج چین و ایالات متحده بررسی کند. گزینه‌های سیاستی ایران در این رقابت، تلاش در راستای خروج از تحریم ­ها، اتخاذ دیپلماسی اقتصادی، تقویت زیرساخت­های داخلی به‌‌منظور فعالیت‌های اقتصادی در منطقه و مشارکت در طرح‌های اقتصادی قدرت‌های بزرگ در منطقه، سرمایه‌گذاری و مشارکت اقتصادی با کشورهای منطقه به‌صورت دو یا چندجانبه است.

ساختار اجتماعی شکننده در اوکراین؛ عرصه رویارویی قدرت نرم بازیگران بین‌المللی

ساختار اجتماعی شکننده در اوکراین؛ عرصه رویارویی قدرت نرم بازیگران بین‌المللی

دوره 20، شماره 86، تابستان 1393، صفحه 1-30

چکیده با تداوم منازعات اوکراین در سال ۲۰۱۴، روسیه با این احساس که غرب از طریق حمایت از تغییر رژیم در کی‌یف به چارچوب‌های مشارکت در امور بین‌المللی خیانت کرده برای محافظت از منافع خود قدم برداشت؛ و این موضوع در نگاه غرب به مثابه تجاوز یک قدرت تجدیدنظرطلب تلقی گردید. عدم اطمینان از رفتار رقیب در جغرافیایی به نام اوکراین بر ضرورت بررسی آن افزوده است. اوکراین کشوری با هویتی دوقطبی است که بستر آماده‌ای را برای بسط تمایزات اجتماعی در خود مستتر دارد. چارچوب شکننده‌ جوامعی همچون اوکراین همواره در روند اثرگذاری بازیگران اصلی سیاست بین‌الملل واقع می‌شود که اولین و اصلی‌ترین ابزار اثرگذاری‌شان استفاده از منابع نرم‌افزاری قدرت می‌باشد. البته اندازه‌گیری قدرت نرم به دلیل آن که با منابع نامحسوسی همچون فرهنگ، ایدئولوژی و نیز توانایی استفاده از آنها به طرز ماهرانه‌ای همراه شده است، بسیار دشوار می‌باشد.        روسیه به عنوان یکی از مهم‌ترین کشورهای عرصه سیاست جهانی کمتر از یک دهه است که به استفاده از این منبع قدرت در جغرافیای به جامانده از دوران اتحاد جماهیرشوروی از جمله اوکراین، ترغیب شده است. برای بازیگران غربی - ایالات متحده و اتحادیه اروپایی- نیز نفوذ بر اوکراین یک ضرورت وجودی و از مهم‌ترین اولویت‌های سیاست خارجی در آینده به شمار می‌رود. این مقاله از طریق اسنادی- تاریخی به توصیف چارچوب‌های اجتماعی اوکراین پرداخته و به این سوال پاسخ خواهد داد که ابزار قدرت نرم غرب و روسیه چگونه بر تحولات این کشور تاثیرگذاشته‌اند؟ فرضیه مقاله آن است که زمینه‌های اجتماعی شکننده در اوکراین موجب افزایش تاثیر بازیگران اصلی بر جدال‌های سیاسی داخلی‌اش شده است.

وضعیت روند دولت- ملت سازی در جمهوری ارمنستان

وضعیت روند دولت- ملت سازی در جمهوری ارمنستان

دوره 14، شماره 62، تابستان 1387، صفحه 15-50

چکیده دولت- ملت سازی از جمله مباحث جدید و بسیار مهم مطالعات روابط بین‌الملل قلمداد می‌گردد. ‌این بحث بویژه با ورود اعضای جدید به نظام دولت‌ها در دوره پس از جنگ سرد از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار گشته و محققان مختلفی را برای انجام مطالعات پایه‌ای تئوریک و نیز مطالعات موردی در اقصی نقاط جهان به خود جذب نموده است. از جمله حوزه‌های مطالعاتی جدید در ‌این باره، کشورهای پس از شوروی می‌باشند. روند دولت -  ملت سازی در اکثر ‌این جمهوری‌ها بواسطه بروز برخی چالش‌ها و مسائل مختلف داخلی و خارجی با بحران‌ها و رکود‌هایی مواجه شده و اکثر آنها در نظام دولت‌ها تصویر نه چندان مطلوبی را از خود جلوه داده‌اند. البته موقعیت ‌این جمهوری‌ها از نظر پیشرفت روند دولت - ملت سازی بسیار متفاوت می‌نماید و در جایی که برخی از آنها تا مرز دولت ناکام(همچون گرجستان) پیش رفته‌اند، برخی دیگر نیز به موقعیت به مراتب مطلوب تری دست یافته‌اند(همچون جمهوری‌های بالتیک). ارمنستان نیز بعنوان یکی از جمهوری‌های سه گانه حاضر در منطقه استراتژیک قفقاز جنوبی علی‌رغم درگیر بودن با برخی مسائل و مشکلات، نسبتاً به وضعیت به مراتب بهتری بویژه در مقایسه با دو جمهوری دیگر قفقاز جنوبی دست یافته است. در‌این مقاله با محور قرار دادن برخی شاخص‌های اساسی روند دولت -  ملت سازی، به مطالعه ‌این روند در ‌این جمهوری می‌پردازیم.

روابط هند و چین: همکاری و رقابت

روابط هند و چین: همکاری و رقابت

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 15-46

چکیده هند و چین دو قدرت آسیایی نگاه ویژه‌ای به روابط میان خود دارند. سیر جدید روابط میان دو کشور مدیون اندیشه نسل جدید رهبران دو کشور است که به دنبال حل و فصل اختلافات کهن برآمدند و روابط جدیدی را پایه‌گذاری کردند که سرآغاز فصل نوین همکاری استراتژیک دو قدرت آسیایی شد. ظرفیت بالای هند در زمینه کثرت‌گرایی به عنوان بزرگترین دموکراسی جهان ابزار قدرتمندی است که در کنار جمعیت زیاد، ظرفیت منابع انسانی و منابع زیر زمینی و رشد نسبتاً سریع اقتصادی توان رقابت را افزایش داده‌است. در مقابل چین هم با درآمد سرانه بالا، توان اقتصادی بالا و جایگاه مناسب در صحنه بین الملل در موقعیت خوبی قرار دارد. همکاری و تعامل گسترده ‌این دو قدرت بزرگ آسیایی می‌تواند شرایط جدیدی را نه تنها در منطقه بلکه در عرصه جهانی بوجود آورد. مقاله زیر با بررسی فراز و نشیب‌های روابط دو کشور، مهمترین عوامل تاثیر‌گذار در روابط را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی؛ ظرفیت‌های همکاری و همگرایی منطقه‌ای

جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی؛ ظرفیت‌های همکاری و همگرایی منطقه‌ای

دوره 16، شماره 71، پاییز 1389، صفحه 17-54

چکیده اگر با نگاهی عمیق و صحیح به آسیای مرکزی نگریسته شود، منطقه‌ای با استعدادها و ظرفیت‌های فراوان و دست‌نخورده هویدا می‌گردد که توجه تمام قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را به خود جلب کرده است. در این بین ایران دارای پیوندهای عمیق و مشترکات فراوانی با آسیای مرکزی است. به‌رغم تمایل و انگیزه‌هایی که هم در ایران و هم در کشورهای منطقه وجود دارد و همچنین ضمن در نظر گرفتن پیشرفت‌هایی که در روابط دو و چندجانبه وجود داشته است با این حال هنوز دو طرف موفق به استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای برای همکاری و همگرایی نشده‌اند. این در حالی است که مباحثی در منطقه‌ وجود دارند که همکاری و همگرایی گسترده‌ی ایران را می‌طلبند. مباحثی همچون انرژی و انتقال آن، ترانزیت کالا، نیازهای متقابل اقتصادی، تندروی اسلامی، قاچاق و فروش مواد مخدر، بحران‌های هویتی و فرهنگی و ... از جمله مسائل عمده برای کشورهای منطقه است که ضرورت‌های همکاری و همگرایی بیشتر جمهوری اسلامی  ایران را آشکار می‌سازد.

روسیه، دریای خزر و نظام بین‌الملل: گذار استراتژیک

روسیه، دریای خزر و نظام بین‌الملل: گذار استراتژیک

دوره 18، شماره 78، تابستان 1391، صفحه 21-44

چکیده در این مقاله سعی شده است که با استفاده از نظریه پیوستگی جیمز روزنا به تحلیل جهت‌گیری فدراسیون روسیه در قبال دریای خزر پرداخته شود. سؤال اصلی این مقاله این است که در میان عوامل تاثیر گذار بر سیاست خارجی روسیه کدام متغیر بیشترین تاثیر را بر شکل‌دهی به رفتار سیاست خارجی روسیه داشته است؟ مفروض این مقاله آن است که رویکرد روسیه به  حوزه دریای خزر و مسائل آن رویکردی استراتژیک است به گونه‌ای که روسیه در تلاش است که از اهرم دریای خزر به منظور تحقق  اهداف کلان منطقه‌ای و بین المللی خویش بهره جوید. فرضیه اصلی این مقاله آن است عامل نظام بین الملل بیشترین تاثیر را در سیاست منطقه‌ای روسیه در قبال دریای خزر داشته است به گونه‌ای که تحت تاثیر این عامل سیاست خارجی روسیه با گذار استراتژیک رو به رو بوده است. اولین گذار از سیاست منفعلانه به سیاست فعال اقتصادی و دومین گذار از سیاست فعال اقتصادی به کنشگری  فعالانه نظامی و امنیتی بوده است.  

امنیت انرژی و تاثیر آن بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

امنیت انرژی و تاثیر آن بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

دوره 17، شماره 76، زمستان 1390، صفحه 23-43

چکیده در بسیاری از مباحث و متون روابط بین‌الملل از مفهوم امنیت عموماً به معنای توانایی مقابله با تهدید مسلحانه نام برده می‌شود در حالی که کمبود و یا کمیاب بودن منابع انرژی یکی از مهم‌ترین عوامل بروز منازعات در قرن بیستم بوده است. تعریف امنیت از دیدگاه کشورها متفاوت است. در کشورهای پیشرفته، امنیت انرژی به در دسترس بودن و عرضه کافی و با قیمت مناسب و منطقی اطلاق می‌شود. در کشورهای صادر‌کننده انرژی، امنیت انرژی به مفهوم امنیت تقاضا و افزایش قیمت آن است.  این نوشتار با معیار قرار دادن امنیت انرژی به عنوان چارچوب نظری، ضمن ارزیابی روابط روسیه و اتحادیه اروپا در حوزه انرژی، درصدد است تا بررسی نمایند که هر چند روسیه به عنوان کشور صادر‌کننده انرژی از موضع بهتری نسبت به اتحادیه اروپا - که وارد کننده و نیازمند شدید انرژی است- برخوردار است، اما برداشت طرفین از امنیت انرژی ثابت می‌کند که این دو بازیگر به یک اندازه به یکدیگر وابسته هستند. امنیت انرژی که برای روسیه به مفهوم امنیت تقاضا و همچنین برای اتحادیه اروپا به معنی امنیت عرضه و دسترسی آسان به انرژی می‌باشد، باعث می‌گردد تا چشم‌انداز روابط از سطح بالایی در ابعاد سیاسی و اقتصادی برخوردار باشد.

تقابل نهادین در جامعه مسلمانان روسیه و بهره گیری مسکو-کرملین از آن

تقابل نهادین در جامعه مسلمانان روسیه و بهره گیری مسکو-کرملین از آن

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 25-42

چکیده پژوهش حاضر موقعیت مسلمانان روسیه را در دو سطح روابط مسلمانان با یکدیگر و روابط مسلمانان و کلیسا بررسی می‌کند. در این مقاله، رقابت‌ها و هماوردی‌هایی که میان رهبران مسلمان و سازمان‌های اسلامی فدراسیون روسیه وجود دارد، تشریح شده و چگونگی بهره‌گیری دولت روسیه از این هماوردی‌ها نیز مورد اشاره قرار گرفته است. همچنین سازمان اداری- دینی رهبری مسلمانان روسیه نیز بررسی شده است. رقابت میان سازمان‌های اسلامی و کلیسای روسیه نیز به عنوان دومین هماورد اسلام و مسلمانان (در کنار دولت) موضوع دیگری است که در این مقاله مورد بحث قرار می‌گیرد. فرضیه مقاله این است که ویژگی اصلی اسلام در روسیه، تقابل نهادین میان رهبران و سازمان‌های مرکزی مسلمانان روسیه با یکدیگر از یک سو و میان همین رهبران و سازمان‌ها با کلیسای ارتدوکس (با پشتیبانی دولت روسیه) از سوی دیگر است. دولت مرکزی (مسکو- کرملین) با هدف پایش مسلمانان و جلوگیری از نیرومند شدن آنان از تقابل نهادین میان رهبران برجسته و سازمان‌های مرکزی مسلمانان روسیه بهره برداری می‌کند.